طبق تعاریف ICD (1994) افراد اجتنابی دارای احساس تنش , عدم امندیت و حس کهتری inferiority هستند.آنها مایلند که دیگران آنها را دوست داشته باشند ولی نسبت به انتقاد و عیب جویی های دیگران در رابطه با خودشان بسیار حساسند و همواره در این فکرند که دیگران در مورد آنها چه می گویند . افراد اجتنابی همیشه ازاحساس ناخوشایندی رنج می برند که آنها را فردی ناقص , غیر قابل دوستی با دیگران و مشکل دار نشان می دهد .این تصور باطل از دوران کودکی فرد برمی خیزد , زمانی که بنا به دلایل مختلف از سوی والدین , دوستان و افراد خانواده مورد انتقاد قرار می گرفتند . این انتقادات سبب شد تا فرد اجتنابی فکر کند همه انسانها در آینده نیز همین رفتار را با او خواهند داشت .اغلب این افراد دارای مهارتها و استع داد های خوبی هستند که می توانند در جامعه خود را فردی باکفایت نشان دهند . ولی آنها این نقاط قوت خود را نمی بینند . . افراد اجتنابی عموما حالت درونگرا دارند . زمانی که با افراد غریبه مواجه می شوند , شک نسبت به توانایی ها و قابلیتهایشان شدیدتر می شود . از دیدگاه فرد اجتنابی , دنیا مکانی پر از دشمن , سرد و آکنده از برخوردهای مسخره کننده است .مردم در پی دست انداختن و ایراد گرفتن هستند . بهمین دلیل آنها از بودن با مردم احساس راحتی نمیکنند . در بسیاری از موارد , یک انتقاد کوچک از آنها ممکن است با برخورد شدید آنها همراه باشد و کار به دعوا بکشد .آنها به حدی حساس میشوند که وقایع معمولی برای آنهامی تواند یک بحران تلقی شود و آنها را عصبانی کند . لذا افراد اجتنابی برای کمترین انتقاد ها در مورد شان , بیشترین آسیب را می بینند. همه خاطرات زندگی افراد اجتنابی پر است از روابط مشکل دار , درگیری های مختلف و تحقیر و تمسخر .آنها از یکطرف می کوشند تا از درون دچار زخمهای احساسی نشوند و از بیرون هم می کوشند از استرسها ی ناشی از تماس با دیگران مصون باشند . این افراد در برقراری روابطشان دچار مشکل می شوند .آنها تصور می کنند که "دوست داشتنی " نیستند , قابل تغییر هم نیستند . آنها با افرادی صمیمی می شوند که از نظر آنها "بی خطر" هستند . در غیر اینصورت ممکن است با فردی رابطه برقرار کرده و سپس با فردی دیگر یک " مثلث عشقی" را ایجاد نمایند . آنها عامدا اطلا عاتی را که ممکن است برایشان مضر باشد را رها نمیکنند .

طبق تعاریف ICD (1994) افراد اجتنابی دارای احساس تنش , عدم امندیت و حس کهتری inferiority هستند.آنها مایلند که دیگران آنها را دوست داشته باشند ولی نسبت به انتقاد و عیب جویی های دیگران در رابطه با خودشان بسیار حساسند و همواره در این فکرند که دیگران در مورد آنها چه می گویند .
افراد اجتنابی همیشه ازاحساس ناخوشایندی رنج می برند که آنها را فردی ناقص , غیر قابل دوستی با دیگران و مشکل دار نشان می دهد .این تصور باطل از دوران کودکی فرد برمی خیزد , زمانی که بنا به دلایل مختلف از سوی والدین , دوستان و افراد خانواده مورد انتقاد قرار می گرفتند . این انتقادات سبب شد تا فرد اجتنابی فکر کند همه انسانها در آینده نیز همین رفتار را با او خواهند داشت .اغلب این افراد دارای مهارتها و استع داد های خوبی هستند که می توانند در جامعه خود را فردی باکفایت نشان دهند . ولی آنها این نقاط قوت خود را نمی بینند . . افراد اجتنابی عموما حالت درونگرا دارند . زمانی که با افراد غریبه مواجه می شوند , شک نسبت به توانایی ها و قابلیتهایشان شدیدتر می شود . از دیدگاه فرد اجتنابی , دنیا مکانی پر از دشمن , سرد و آکنده از برخوردهای مسخره کننده است .مردم در پی دست انداختن و ایراد گرفتن هستند . بهمین دلیل آنها از بودن با مردم احساس راحتی نمیکنند . در بسیاری از موارد , یک انتقاد کوچک از آنها ممکن است با برخورد شدید آنها همراه باشد و کار به دعوا بکشد .آنها به حدی حساس میشوند که وقایع معمولی برای آنهامی تواند یک بحران تلقی شود و آنها را عصبانی کند . لذا افراد اجتنابی برای کمترین انتقاد ها در مورد شان , بیشترین آسیب را می بینند. همه خاطرات زندگی افراد اجتنابی پر است از روابط مشکل دار , درگیری های مختلف و تحقیر و تمسخر .آنها از یکطرف می کوشند تا از درون دچار زخمهای احساسی نشوند و از بیرون هم می کوشند از استرسها ی ناشی از تماس با دیگران مصون باشند . این افراد در برقراری روابطشان دچار مشکل می شوند .آنها تصور می کنند که "دوست داشتنی " نیستند , قابل تغییر هم نیستند . آنها با افرادی صمیمی می شوند که از نظر آنها "بی خطر" هستند . در غیر اینصورت ممکن است با فردی رابطه برقرار کرده و سپس با فردی دیگر یک " مثلث عشقی" را ایجاد نمایند . آنها عامدا اطلا عاتی را که ممکن است برایشان مضر باشد را رها نمیکنند .