@big_bangpage مروری بر اصل عدم قطعیت هایزنبرگ «خلاصه شده» . طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نمی توان دقیقا در یک لحظه از تکانه(سرعت) و مکان یک ذره آگاهی پیدا کرد. ورنر هایزنبرگ اظهار داشت که مشاهده ی یک ذره،ویژگی های آن را تغییر می دهد و داشتن اطلاعات دقیق را ناممکن می سازد. بنابراین رفتار گذشته و آینده هیچ یک از ذرات بنیادی را نمی توان دقیقا پیش بینی کرد، یعنی قطعیت از بین می رود. . در سال ۱۹۲۷، هایزنبرگ متوجه شد که نظریه کوانتوم چند پیش بینی غیر عادی دارد، او نشان داد آزمایش ها هیچ وقت نمی توانند کاملا مستقل انجام شوند زیرا اندازه گیری روی نتیجه تاثیر می گذارد. او این رابطه بین اندازه گیری و نتیجه را با عنوان « اصل عدم قطعیت» بیان کرد. شما نمی توانید بطور همزمان هم مکان و هم تکانه(یا معادل آن انرژی اش در یک زمان مشخص) یک ذره را اندازه گیری کنید و اگر یکی از این دو کمیت را بطور دقیق بدانید دیگری کاملا نامعین است.شما فقط می توانید هر دو کمیت را در یک بازه زمانی اندازه گیری کنید، اما هر چه اندازه این بازه برای یکی کوچکتر شود، دقت اندازه گیری برای دیگری کمتر می شود.این عدم قطعیت یک نتیجه اساسی برای مکانیک کوانتوم بود که نمی توانست برای فقدان توانایی یا دقت در اندازه گیری کاری انجام دهد. . پیش از هر چیز،این اصل نشان داد که رفتار گذشته یک ذره بنیادی تا زمانی که اندازه گیری روی آن صورت نگرفته مشخص نمی شود.طبق نظر هایزنبرگ « مسیر، تنها زمانی که ما آن را مورد مشاهده قرار می دهیم، به وجود می آید.»ما تا زمانی که موقعیت چیزی را اندازه نگیریم نمی توانیم بفمیم کجاست. همچنین او اذعان داشت که مسیر آینده یک ذره هم نمی تواند قایل پیش بینی باشد.به خاطر این عدم قطعیت های بزرگ و سرعت، درنتیجه آینده هم غیر قابل پیش بینی است. . هر دوی این بیانات شکاف عمیقی در فیزیک نیوتنی آن زمان که فرض « جهان خارج، به طور مستقل وجود دارد و یک ناظر فقط می تواند با اندازه گیری حقیقت آن را کشف کند» ایجاد کرد. مکانیک کوانتومی نشان داد که در سطح اتمی، چنین دیدگاهی قطعی، بی معنی است و فقط می توان راجع به احتمال یک نتیجه صحبت کرد. دیگر نمی توانیم در مورد علت و اثر صحبت کنیم چرا که فقط شانس دخیل است. پذیرش این موضوع برای اینشتین و بسیاری از دانشمندان دیگر سخت بود. اما مجبور بودند آنچه معادلات نشان می دهند را قبول کنند.برای اولین بار، فیزیکدانان از قلمروی آزمایشگاه تجربی پا را فراتر نهاده و به سوی قلمرو ریاضیات انتزاعی پیش رفتند... مطالعه ی کامل در اینجا: http://bigbangpage.com/?p=35899
@big_bangpage

مروری بر اصل عدم قطعیت هایزنبرگ «خلاصه شده»
.
طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نمی توان دقیقا در یک لحظه از تکانه(سرعت) و مکان یک ذره آگاهی پیدا کرد. ورنر هایزنبرگ اظهار داشت که مشاهده ی یک ذره،ویژگی های آن را تغییر می دهد و داشتن اطلاعات دقیق را ناممکن می سازد. بنابراین رفتار گذشته و آینده هیچ یک از ذرات بنیادی را نمی توان دقیقا پیش بینی کرد، یعنی قطعیت از بین می رود.
.
در سال ۱۹۲۷، هایزنبرگ متوجه شد که نظریه کوانتوم چند پیش بینی غیر عادی دارد، او نشان داد آزمایش ها هیچ وقت نمی توانند کاملا مستقل انجام شوند زیرا اندازه گیری روی نتیجه تاثیر می گذارد. او این رابطه بین اندازه گیری و نتیجه را با عنوان « اصل عدم قطعیت» بیان کرد. شما نمی توانید بطور همزمان هم مکان و هم تکانه(یا معادل آن انرژی اش در یک زمان مشخص) یک ذره را اندازه گیری کنید و اگر یکی از این دو کمیت را بطور دقیق بدانید دیگری کاملا نامعین است.شما فقط می توانید هر دو کمیت را در یک بازه زمانی اندازه گیری کنید، اما هر چه اندازه این بازه برای یکی کوچکتر شود، دقت اندازه گیری برای دیگری کمتر می شود.این عدم قطعیت یک نتیجه اساسی برای مکانیک کوانتوم بود که نمی توانست برای فقدان توانایی یا دقت در اندازه گیری کاری انجام دهد.
.
پیش از هر چیز،این اصل نشان داد که رفتار گذشته یک ذره بنیادی تا زمانی که اندازه گیری روی آن صورت نگرفته مشخص نمی شود.طبق نظر هایزنبرگ « مسیر، تنها زمانی که ما آن را مورد مشاهده قرار می دهیم، به وجود می آید.»ما تا زمانی که موقعیت چیزی را اندازه نگیریم نمی توانیم بفمیم کجاست. همچنین او اذعان داشت که مسیر آینده یک ذره هم نمی تواند قایل پیش بینی باشد.به خاطر این عدم قطعیت های بزرگ و سرعت، درنتیجه آینده هم غیر قابل پیش بینی است.
.
هر دوی این بیانات شکاف عمیقی در فیزیک نیوتنی آن زمان که فرض « جهان خارج، به طور مستقل وجود دارد و یک ناظر فقط می تواند با اندازه گیری حقیقت آن را کشف کند» ایجاد کرد. مکانیک کوانتومی نشان داد که در سطح اتمی، چنین دیدگاهی قطعی، بی معنی است و فقط می توان راجع به احتمال یک نتیجه صحبت کرد. دیگر نمی توانیم در مورد علت و اثر صحبت کنیم چرا که فقط شانس دخیل است. پذیرش این موضوع برای اینشتین و بسیاری از دانشمندان دیگر سخت بود. اما مجبور بودند آنچه معادلات نشان می دهند را قبول کنند.برای اولین بار، فیزیکدانان از قلمروی آزمایشگاه تجربی پا را فراتر نهاده و به سوی قلمرو ریاضیات انتزاعی پیش رفتند...

مطالعه ی کامل در اینجا: http://bigbangpage.com/?p=35899