‍ هم رتبه حضرت عیسی علیه السلام در بهشت کیست؟ روزی حضرت عیسی علیه السلام به حضرت حق عرض کرد: «پروردگارا! آيا از امت من کسي هست که در قیامت، درجه و مقام او مثل من باشد؟» خطاب شد: «بله». پرسيد: «چه کسی؟» جواب آمد:‌ «فلان زن». به نشاني اي که از آن زن داشت رفت. دید خرابه ای است و گوشه خرابه، زنی نشسته است. از چشم نابینا است و یک پارچه پاره و خیلی مندرس هم اطراف خودش گرفته و بدنش را پوشانده است. بدن او هم مثل اینکه امراض مختلفی دارد و فلج هم هست. دست و صورت او هم به خاطر بیماری خراب شده است. اما مشغول ذکر است. حضرت عیسی وارد شد و گفت: «السلام علیک یا امة الله». آن زن جواب داد: «علیک السلام یا روح الله». حضرت عیسی گفت: « کجا فهمیدی که من روح الله هستم؟» گفت: «آن کسی که من را به تو معرفی کرد، تو را هم به من معرفی کرد». آن زن دائماً حمد و ثنای الهي می گفت و شکر نعمت های خدا را به جا مي آورد: «الحمد الله علی نعمائه و الشکر علی آلائه». حضرت عیسی گفت: مثلاً با کدام ویلا و قصر، با کدام منزل، با کدام ماشینِ آخرین سیستم شکر خدا را می کنی؟ گفت: «یا عیسی! هیچ کس مثل من، نعمت به او تمام نشده است». گفت: «خوب؛ خدا چه نعمتی به تو داده است؟» گفت: قلبی به من داده است شاکر، زبانی داده است ذاکر، بدنی بر بلا صابر ، کیست كه غنی تر از من باشد. بدنم مال او است، هر بلایی می خواهد بدهد، بدهد. تشکر مي كنم از عنایاتی که به من کرده است. چشم من را گرفته است؛ گناه نمی کنم. پایم را گرفته؛ گناه نمی کنم. وسائل گناه را از من گرفته است». 265/خ/96 كانال رسمي آيت الله ناصري @Naseri_ir

‍ هم رتبه حضرت عیسی علیه السلام در بهشت کیست؟
روزی حضرت عیسی علیه السلام به حضرت حق عرض کرد: «پروردگارا! آيا از امت من کسي هست که در قیامت، درجه و مقام او مثل من باشد؟» خطاب شد: «بله». پرسيد: «چه کسی؟» جواب آمد:‌ «فلان زن». به نشاني اي که از آن زن داشت رفت. دید خرابه ای است و گوشه خرابه، زنی نشسته است. از چشم نابینا است و یک پارچه پاره و خیلی مندرس هم اطراف خودش گرفته و بدنش را پوشانده است. بدن او هم مثل اینکه امراض مختلفی دارد و فلج هم هست. دست و صورت او هم به خاطر بیماری خراب شده است. اما مشغول ذکر است. حضرت عیسی وارد شد و گفت: «السلام علیک یا امة الله». آن زن جواب داد: «علیک السلام یا روح الله». حضرت عیسی گفت: « کجا فهمیدی که من روح الله هستم؟» گفت: «آن کسی که من را به تو معرفی کرد، تو را هم به من معرفی کرد».
آن زن دائماً حمد و ثنای الهي می گفت و شکر نعمت های خدا را به جا مي آورد: «الحمد الله علی نعمائه و الشکر علی آلائه». حضرت عیسی گفت: مثلاً با کدام ویلا و قصر، با کدام منزل، با کدام ماشینِ آخرین سیستم شکر خدا را می کنی؟ گفت: «یا عیسی! هیچ کس مثل من، نعمت به او تمام نشده است». گفت: «خوب؛ خدا چه نعمتی به تو داده است؟» گفت: قلبی به من داده است شاکر، زبانی داده است ذاکر، بدنی بر بلا صابر ، کیست كه غنی تر از من باشد. بدنم مال او است، هر بلایی می خواهد بدهد، بدهد. تشکر مي كنم از عنایاتی که به من کرده است. چشم من را گرفته است؛ گناه نمی کنم. پایم را گرفته؛ گناه نمی کنم. وسائل گناه را از من گرفته است».

265/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir