‍ حکایت یک نمونه از افرادی که روزه خاص الخاص می گیرند را عرض کنم. حضرت عیسی علیه السلام یک بار از خدا درخواست کرد که: «پروردگارا! آیا ممکن است یکی از اولیای الهی را به من نشان بدهی که درجه و مقامش در بهشت مثل من باشد؟» خطاب شد: «در فلان بیابان، دهی است و در آن، یک پیرزنی در یک قلعه‌ای هست که از امت تو هم هست و از اولیای ما است». نشانی کامل را گرفت و حرکت کرد و رسید به آنجا. وارد قلعه که شد، دید پیرزنی است که چشمانش نابیناست و بدنش هم خیلی نحیف است و قدرت راه رفتن و حرکت ندارد. در عین حال، یک پارچه دور خودش گرفته است و مشغول ذکر است. حضرت عیسی علیه السلام که وارد شد گفت: «السلام علیک یا امة الله!». پیرزن هم گفت: «علیک السلام یا روح الله!» حضرت عیسی علیه السلام گفت: «من را که تا به حال ندیده‌ای. با هم که صحبت نکرده¬ایم. چشم‌هایت هم که نابیناست. از کجا فهمیدی که من روح الله هستم؟» گفت: «یا روح الله! آن کسی که من را به تو معرفی کرد، تو را هم به من معرفی کرد». آن زن، دائماً حمد و ثنای الهي می گفت و شکر نعمت‌های خدا را به جا مي‌آورد: «الحمد لله علی نعمائه و الشکر علی آلائه». حضرت عیسی گفت: «براي کدام نعمت، خدا را شكر مي كني؟ » گفت: «یا عیسی! هیچ کس مثل من، نعمت به او تمام نشده است». گفت: «خوب؛ خدا چه نعمتی به تو داده است؟» گفت: «قلبی به من داده است شاکر، زبانی داده است ذاکر، بدنی بر بلا صابر. کیست كه غنی‌تر از من باشد؟ بدنم مال او است؛ هر بلایی می‌خواهد بدهد، بدهد. تشکر مي‌كنم از عنایاتی که به من کرده است. چشم من را گرفته است؛ لذا گناه نمی‌کنم. پایم را گرفته؛ لذا گناه نمی‌کنم. وسایل گناه را از من گرفته است». بندگان خدا و روزه داران واقعی به این درجه می‌رسند؛ یعنی همیشه به یاد خدا هستند و لذا خدا هم عطاهای ویژه به ایشان عنایت می کند. 213/م/96 كانال رسمي آيت الله ناصري @Naseri_ir

‍ حکایت
یک نمونه از افرادی که روزه خاص الخاص می گیرند را عرض کنم. حضرت عیسی علیه السلام یک بار از خدا درخواست کرد که: «پروردگارا! آیا ممکن است یکی از اولیای الهی را به من نشان بدهی که درجه و مقامش در بهشت مثل من باشد؟» خطاب شد: «در فلان بیابان، دهی است و در آن، یک پیرزنی در یک قلعه‌ای هست که از امت تو هم هست و از اولیای ما است». نشانی کامل را گرفت و حرکت کرد و رسید به آنجا. وارد قلعه که شد، دید پیرزنی است که چشمانش نابیناست و بدنش هم خیلی نحیف است و قدرت راه رفتن و حرکت ندارد. در عین حال، یک پارچه دور خودش گرفته است و مشغول ذکر است. حضرت عیسی علیه السلام که وارد شد گفت: «السلام علیک یا امة الله!». پیرزن هم گفت: «علیک السلام یا روح الله!» حضرت عیسی علیه السلام گفت: «من را که تا به حال ندیده‌ای. با هم که صحبت نکرده¬ایم. چشم‌هایت هم که نابیناست. از کجا فهمیدی که من روح الله هستم؟» گفت: «یا روح الله! آن کسی که من را به تو معرفی کرد، تو را هم به من معرفی کرد».
آن زن، دائماً حمد و ثنای الهي می گفت و شکر نعمت‌های خدا را به جا مي‌آورد: «الحمد لله علی نعمائه و الشکر علی آلائه». حضرت عیسی گفت: «براي کدام نعمت، خدا را شكر مي كني؟ » گفت: «یا عیسی! هیچ کس مثل من، نعمت به او تمام نشده است». گفت: «خوب؛ خدا چه نعمتی به تو داده است؟» گفت: «قلبی به من داده است شاکر، زبانی داده است ذاکر، بدنی بر بلا صابر. کیست كه غنی‌تر از من باشد؟ بدنم مال او است؛ هر بلایی می‌خواهد بدهد، بدهد. تشکر مي‌كنم از عنایاتی که به من کرده است. چشم من را گرفته است؛ لذا گناه نمی‌کنم. پایم را گرفته؛ لذا گناه نمی‌کنم. وسایل گناه را از من گرفته است».
بندگان خدا و روزه داران واقعی به این درجه می‌رسند؛ یعنی همیشه به یاد خدا هستند و لذا خدا هم عطاهای ویژه به ایشان عنایت می کند.

213/م/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir