"حمایت از تولید ملی" از کجا آب می خورد؟ کسانی به درستی می گویند تولیدکننده اگر تولیدکننده باشد جنس خوب و ارزان تولید می کند و نیازی هم به حمایت های دولت ندارد، از آن طرف برخی از تولیدکننده ها هم می گویند همینکه دولتی ها ما را به حال خودمان بگذارند و زیاد در کار ما موش ندوانند و کار را خرابتر نکنند، کافی است، حمایت پیشکش! اساسا "حمایت از تولید ملی" معنایی جز ضرر اقتصادی مصرف کننده ندارد، او باید جنسی را گرانتر بخرد تا در عوض هموطنش مشغول به کار باشد. این قبیل نوع دوستی ها البته ستودنی است، ولی این یک طرف قضیه است و نیت خیر همیشه کارساز نیست. از آن طرف تولیدکننده عاقل ترجیح می دهد به جای آنکه خودش را درگیر رقابت و بهبود بهره وری کند، به هر طریق ممکن انحصارش را حفظ کند و با رایزنی با اهالی دولت بخواهد که بیشتر از تولید ملی حمایت کنند! در این حوالی که ما زندگی می کنیم درخواست های "حمایت از تولید ملی" بیشتر به این معناست که به ما هم سهمی از عایدات نفت بدهید. عده ای می گویند درست است که مداخله و حمایت های دولتی به عنوان یک سیاست همیشگی مناسب نیست، ولی در "کوتاه مدت" و تا رسیدن کشور به حدی از رقابت پذیری و قدرت اقتصادی گریزی از آن نیست. این حرف نادرستی نیست و شاید برخی شواهد تاریخی (برای مثال ژاپن، آلمان و کره) هم آن را تایید کند، ولی مدعیان باید نشان دهند منظورشان از "کوتاه مدت" چقدر است و این پرسشی است که پاسخ به آن ساده نیست. در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد مرور تاریخی کوتاهی بر شکل گیری این ایده "حمایت از تولید ملی" داشته ام؛ سرچشمه این حمایت گرایی و مفاهیم وابسته نظیر سیاست صنعتی و نئوکورپوراتیسم را کجا باید پی گرفت؟ اهالی اقتصاد سیاسی به مرکانتیلیسم اشاره می کنند و اینجا تلاش کرده ام توضیحی مختصر از آن را بیاورم. لینک یادداشت دنیای اقتصاد: https://goo.gl/CKrTJ5 کانال راهبرد @RahbordChannel

"حمایت از تولید ملی" از کجا آب می خورد؟

کسانی به درستی می گویند تولیدکننده اگر تولیدکننده باشد جنس خوب و ارزان تولید می کند و نیازی هم به حمایت های دولت ندارد، از آن طرف برخی از تولیدکننده ها هم می گویند همینکه دولتی ها ما را به حال خودمان بگذارند و زیاد در کار ما موش ندوانند و کار را خرابتر نکنند، کافی است، حمایت پیشکش!

اساسا "حمایت از تولید ملی" معنایی جز ضرر اقتصادی مصرف کننده ندارد، او باید جنسی را گرانتر بخرد تا در عوض هموطنش مشغول به کار باشد. این قبیل نوع دوستی ها البته ستودنی است، ولی این یک طرف قضیه است و نیت خیر همیشه کارساز نیست. از آن طرف تولیدکننده عاقل ترجیح می دهد به جای آنکه خودش را درگیر رقابت و بهبود بهره وری کند، به هر طریق ممکن انحصارش را حفظ کند و با رایزنی با اهالی دولت بخواهد که بیشتر از تولید ملی حمایت کنند! در این حوالی که ما زندگی می کنیم درخواست های "حمایت از تولید ملی" بیشتر به این معناست که به ما هم سهمی از عایدات نفت بدهید.

عده ای می گویند درست است که مداخله و حمایت های دولتی به عنوان یک سیاست همیشگی مناسب نیست، ولی در "کوتاه مدت" و تا رسیدن کشور به حدی از رقابت پذیری و قدرت اقتصادی گریزی از آن نیست. این حرف نادرستی نیست و شاید برخی شواهد تاریخی (برای مثال ژاپن، آلمان و کره) هم آن را تایید کند، ولی مدعیان باید نشان دهند منظورشان از "کوتاه مدت" چقدر است و این پرسشی است که پاسخ به آن ساده نیست.

در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد مرور تاریخی کوتاهی بر شکل گیری این ایده "حمایت از تولید ملی" داشته ام؛ سرچشمه این حمایت گرایی و مفاهیم وابسته نظیر سیاست صنعتی و نئوکورپوراتیسم را کجا باید پی گرفت؟ اهالی اقتصاد سیاسی به مرکانتیلیسم اشاره می کنند و اینجا تلاش کرده ام توضیحی مختصر از آن را بیاورم.

لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/CKrTJ5

کانال راهبرد
@RahbordChannel