در رابطه با کارت سوخت علی سرزعیم منتشره در روزنامه جهان صنعت به تاریخ 28 فروردین 1395 http://www.sarzaeem.ir/fa/jahanesanaat/1340-kart-e-sookht.html چندی است که وزارت نفت بر لغو کارت سوخت اصرار دارد و برخی کارشناسان نظیر دکتر توکلی بر حفظ آن تاکید دارند. بد نیست یک بار دیگر در یک چشم‌انداز جامع‌تر به این مسئله نگاه کنیم. دلیل اصلی وزارت نفت آنست که کارت سوخت نوعی کوپن مدرن است و همانگونه که کوپن نظامی متعلق به زمان جنگ بود و بعد از جنگ منتفی شد کارت سوخت هم متعلق به زمان تحریم بود و با لغو تحریم ضرورتی به اعمال سهمیه بندی نیست. این امر خصوصاً با توجه به اینکه قیمت جهانی بنزین به شدت پایین آمده و با نرخ داخلی قرین شده توجیه بیشتری می یابد. در مقابل دیدگاه کارشناسانی چون دکتر توکلی قرار دارد که وجود این کارتها را به رغم هزینه سنگینی که برای ایجاد آنها صرف شد موجب پدید آمدن اطلاعات ذیقیمتی از رفتار مصرف کنندگان مختلف می دانند و معتقدند این امر می تواند به دولت کمک کند تا سیاست هایی نظیر تنبیه افراد پرمصرف از طریق اعمال قیمت بالاتر را تحمیل کند. بنا بر این دو دغدغه در اینجا مطرح است یکی حفظ جریان اطلاعات مربوط به مصرف تک تک خودروها و دیگری عدالت. اما از زاویه سومی هم می توان به مسئله نگاه کرد. از این زاویه مسئله بنزین آنست که قیمت آن باید افزایش یابد و پایین آمدن قیمت جهانی بنزین موجب نمی‌شود تا این افزایش قیمت منتفی گردد. قیمت بنزین باید بر اساس ملاحظات زیست محیطی و دغدغه اصلاح رفتار مصرف کننده و کاهش ترافیک افزایش یابد تا از محل درآمد آن به گسترش و بهبود حمل و نقل عمومی پرداخت. حال سوال این است که آیا با وجود کارت سوخت بهتر می توان این سیاست را اعمال کرد یا بدون آن؟ اگر در یک شرایط ایده آل قرار داشتیم همه مردم استدلال مذکور را می پذیرفتند و به افزایش قیمت تن می دادند اما در شرایط غیرایده آل و واقعی مسئله آنست که واکنش های سیاسی و اجتماعی به افزایش قیمت بنزین به رغم منافع و مصلحت های موجود نسبتاً شدید است و دولت به راحتی نمی تواند زیر بار آن برود. در این وضعیت وجود کارت سوخت می تواند تا حدودی از شدت این مقاومت ها و مخالفت ها بکاهد. ایده اصلی نیز آنست که سهمیه مشخصی بنزین با قیمت نسبتاً پایین (مثلا همین 1000 تومان) پرداخت شود و مصرف مازاد بر آن به شکل آزاد و با قیمت بالاتر محاسبه شود. این استراتژی سیاسی، صرفاً به دلیل ملاحظات اقتصاد سیاسی است نه صرفاً اقتصادی زیرا از دید اقتصادی محض، واقعاً بعد از رفع تحریم لزومی به تداوم کارت سوخت نیست و قیمت بنزین باید افزایش یابد ولی واقعیات اقتصاد سیاسی الزام می کند تا کارت سوخت باقی بماند تا دولت بتواند از پس افزایش قیمت سوخت بر آید. https://telegram.me/ali_sarzaeem

در رابطه با کارت سوخت
علی سرزعیم
منتشره در روزنامه جهان صنعت به تاریخ 28 فروردین 1395
http://www.sarzaeem.ir/fa/jahanesanaat/1340-kart-e-sookht.html
چندی است که وزارت نفت بر لغو کارت سوخت اصرار دارد و برخی کارشناسان نظیر دکتر توکلی بر حفظ آن تاکید دارند. بد نیست یک بار دیگر در یک چشم‌انداز جامع‌تر به این مسئله نگاه کنیم. دلیل اصلی وزارت نفت آنست که کارت سوخت نوعی کوپن مدرن است و همانگونه که کوپن نظامی متعلق به زمان جنگ بود و بعد از جنگ منتفی شد کارت سوخت هم متعلق به زمان تحریم بود و با لغو تحریم ضرورتی به اعمال سهمیه بندی نیست. این امر خصوصاً با توجه به اینکه قیمت جهانی بنزین به شدت پایین آمده و با نرخ داخلی قرین شده توجیه بیشتری می یابد.
در مقابل دیدگاه کارشناسانی چون دکتر توکلی قرار دارد که وجود این کارتها را به رغم هزینه سنگینی که برای ایجاد آنها صرف شد موجب پدید آمدن اطلاعات ذیقیمتی از رفتار مصرف کنندگان مختلف می دانند و معتقدند این امر می تواند به دولت کمک کند تا سیاست هایی نظیر تنبیه افراد پرمصرف از طریق اعمال قیمت بالاتر را تحمیل کند. بنا بر این دو دغدغه در اینجا مطرح است یکی حفظ جریان اطلاعات مربوط به مصرف تک تک خودروها و دیگری عدالت.
اما از زاویه سومی هم می توان به مسئله نگاه کرد. از این زاویه مسئله بنزین آنست که قیمت آن باید افزایش یابد و پایین آمدن قیمت جهانی بنزین موجب نمی‌شود تا این افزایش قیمت منتفی گردد. قیمت بنزین باید بر اساس ملاحظات زیست محیطی و دغدغه اصلاح رفتار مصرف کننده و کاهش ترافیک افزایش یابد تا از محل درآمد آن به گسترش و بهبود حمل و نقل عمومی پرداخت. حال سوال این است که آیا با وجود کارت سوخت بهتر می توان این سیاست را اعمال کرد یا بدون آن؟ اگر در یک شرایط ایده آل قرار داشتیم همه مردم استدلال مذکور را می پذیرفتند و به افزایش قیمت تن می دادند اما در شرایط غیرایده آل و واقعی مسئله آنست که واکنش های سیاسی و اجتماعی به افزایش قیمت بنزین به رغم منافع و مصلحت های موجود نسبتاً شدید است و دولت به راحتی نمی تواند زیر بار آن برود. در این وضعیت وجود کارت سوخت می تواند تا حدودی از شدت این مقاومت ها و مخالفت ها بکاهد. ایده اصلی نیز آنست که سهمیه مشخصی بنزین با قیمت نسبتاً پایین (مثلا همین 1000 تومان) پرداخت شود و مصرف مازاد بر آن به شکل آزاد و با قیمت بالاتر محاسبه شود. این استراتژی سیاسی، صرفاً به دلیل ملاحظات اقتصاد سیاسی است نه صرفاً اقتصادی زیرا از دید اقتصادی محض، واقعاً بعد از رفع تحریم لزومی به تداوم کارت سوخت نیست و قیمت بنزین باید افزایش یابد ولی واقعیات اقتصاد سیاسی الزام می کند تا کارت سوخت باقی بماند تا دولت بتواند از پس افزایش قیمت سوخت بر آید.
https://telegram.me/ali_sarzaeem