حمایت دولتی از اغنیا؟ علی سرزعیم منتشره در روزنامه جهان صنعت به تاریخ 17 اسفند شاید بتوان ادعا کرد که ایران از یک جهت خاص نیز در دنیا متفاوت از کشورهای متعارف است و آنهم اعانه دولتی به ثروتمندان است. اشتباه نشود منظور پول نقدی نیست که فعلا دولت به ثروتمندانی که خود را جای فقرا جا زده‌اند پرداخت می‌کند. این مبالغ، مبالغ ناچیزی است. مبلغ اصلی چیزی است که در جای دیگر و تحت عناوین دیگر پرداخت می‌شود که به آن اشاره خواهد شد. طبق تعریفی که همه خردمندان قبول دارند، کمک دولت باید متوجه اقشار ضعیف و فقیر گردد اما فهم نادرست از مسائل همراه با سوءاستفاده و زرنگی برخی افراد موجب شده تا مبلغ قابل توجهی از بودجه دولت و بخش‌های عمومی متوجه اقشار ثروتمند گردد. این در حالی است که دولت‌های ما همواره ژست عدالت اجتماعی گرفته‌اند. در دهه شصت خارج رفتن یک امر بسیار نادر و مختص به اقشار بسیار بسیار ثروتمند بود. در آن مقطع معدود کسانی بودند که می‌توانستند به سفر خارج از کشور بروند. نکته جالب توجه این است که در آن زمان ارز دولتی برای سفر خارج از کشور پرداخت می‌شد درحالیکه سربازان کشور به دلیل کمبود تجهیزات در جبهه‌های جنگ قربانی می‌شدند و اقشار فقیر به دلیل ضعف سیستم حمایتی رنج جانکاهی را تحمل می‌کردند. از سال‌های بعد از انقلاب تا کنون قیمت بنزین و دیگر خدمات دولتی از جمله آب، برق، گاز و غیره مشمول سوبسید بوده و روشن است که افراد دارای خودرو از این سوبسید برخوردار می‌شدند. خیلی روشن است که در دهه شصت درصد نسبتا پایینی از خانوارهای ایرانی دارای خودروی شخصی بودند و دارندگان خودرو در قیاس با خانوارهای فاقد خودرو اقشار مرفه‌تری به شمار می‌آمدند. طبق آمار در سال 1355 از هر 202 نفر یک نفر دارای خودرو بوده اما هم اکنون این رقم به هر 5 نفر یک خودرو تغییر یافته است. با توجه به اینکه برخی خانوارهای شهری دارای بیش از یک خودرو هستند، می‌توان ادعا کرد که همین الان نیز درصدی از خانوارهای ایرانی فاقد خودرو هستند. از آن بدتر وضعیت آب است که خانه‌های دارای استخر از سوبسید آن بیشتر بهره‌مند می‌شوند. هرچه خانه‌ها بزرگتر و لوکس‌تر باشد لوسترها و چراغ‌های بیشتری داشته و از سوبسید برق بیشتر استفاده می‌کنند. بسیاری از ثروتمندان به همت معلمین خصوصی توانسته‌اند فرزندان خود را به دانشگاه‌های دولتی بفرستند و از سوبسیدی که دولت بابت آموزش رایگان پرداخت می‌کند بهره‌مند شوند. یک نمونه جالب‌تر در شهرداری تهران رخ داده که ظاهرا بزرگترین یا یکی از بزرگترین پروژه‌های شهر تهران به شمار می‌رفته است. پل طبقاتی صدر برای تسهیل تردد افراد در مناطق بالای شهر ایجاد شده است. گمان نکنید که عداوت یا حسادت نسبت به ثروتمندان انگیزه این نوشته است، نه اینگونه نیست و اینجانب مشکلی با ثروتمندی بخشی از جامعه ندارم اما مشکل اینجاست که منابع عمومی شهرداری صرف کاری میشود که ثروتمندان بیشتر از آن برخوردار می‌شوند. اگرچه اتوبان طبقاتی صدر برای همه کسانی که در شهر تردد می‌کنند قابل استفاده است اما نفع بیشتر آن متوجه کسانی است که در مناطق بالای تهران زندگی می‌کنند. اگر مشاور شهردار تهران بودم می‌گفتم شهرداری یک پنجم پول این پروژه را از شهرداری تامین کند و مابقی را بر حسب نزدیکی خانه‌ها به اتوبان صدر و میزان بهره‌مندی از آن تادیه کند. اصولا باید از طبقات برخوردار پول گرفت و صرف خدمات عمومی در پایین شهر کردو نه برعکس!

حمایت دولتی از اغنیا؟
علی سرزعیم
منتشره در روزنامه جهان صنعت به تاریخ 17 اسفند
شاید بتوان ادعا کرد که ایران از یک جهت خاص نیز در دنیا متفاوت از کشورهای متعارف است و آنهم اعانه دولتی به ثروتمندان است. اشتباه نشود منظور پول نقدی نیست که فعلا دولت به ثروتمندانی که خود را جای فقرا جا زده‌اند پرداخت می‌کند. این مبالغ، مبالغ ناچیزی است. مبلغ اصلی چیزی است که در جای دیگر و تحت عناوین دیگر پرداخت می‌شود که به آن اشاره خواهد شد. طبق تعریفی که همه خردمندان قبول دارند، کمک دولت باید متوجه اقشار ضعیف و فقیر گردد اما فهم نادرست از مسائل همراه با سوءاستفاده و زرنگی برخی افراد موجب شده تا مبلغ قابل توجهی از بودجه دولت و بخش‌های عمومی متوجه اقشار ثروتمند گردد. این در حالی است که دولت‌های ما همواره ژست عدالت اجتماعی گرفته‌اند.
در دهه شصت خارج رفتن یک امر بسیار نادر و مختص به اقشار بسیار بسیار ثروتمند بود. در آن مقطع معدود کسانی بودند که می‌توانستند به سفر خارج از کشور بروند. نکته جالب توجه این است که در آن زمان ارز دولتی برای سفر خارج از کشور پرداخت می‌شد درحالیکه سربازان کشور به دلیل کمبود تجهیزات در جبهه‌های جنگ قربانی می‌شدند و اقشار فقیر به دلیل ضعف سیستم حمایتی رنج جانکاهی را تحمل می‌کردند.
از سال‌های بعد از انقلاب تا کنون قیمت بنزین و دیگر خدمات دولتی از جمله آب، برق، گاز و غیره مشمول سوبسید بوده و روشن است که افراد دارای خودرو از این سوبسید برخوردار می‌شدند. خیلی روشن است که در دهه شصت درصد نسبتا پایینی از خانوارهای ایرانی دارای خودروی شخصی بودند و دارندگان خودرو در قیاس با خانوارهای فاقد خودرو اقشار مرفه‌تری به شمار می‌آمدند. طبق آمار در سال 1355 از هر 202 نفر یک نفر دارای خودرو بوده اما هم اکنون این رقم به هر 5 نفر یک خودرو تغییر یافته است. با توجه به اینکه برخی خانوارهای شهری دارای بیش از یک خودرو هستند، می‌توان ادعا کرد که همین الان نیز درصدی از خانوارهای ایرانی فاقد خودرو هستند. از آن بدتر وضعیت آب است که خانه‌های دارای استخر از سوبسید آن بیشتر بهره‌مند می‌شوند. هرچه خانه‌ها بزرگتر و لوکس‌تر باشد لوسترها و چراغ‌های بیشتری داشته و از سوبسید برق بیشتر استفاده می‌کنند. بسیاری از ثروتمندان به همت معلمین خصوصی توانسته‌اند فرزندان خود را به دانشگاه‌های دولتی بفرستند و از سوبسیدی که دولت بابت آموزش رایگان پرداخت می‌کند بهره‌مند شوند.
یک نمونه جالب‌تر در شهرداری تهران رخ داده که ظاهرا بزرگترین یا یکی از بزرگترین پروژه‌های شهر تهران به شمار می‌رفته است. پل طبقاتی صدر برای تسهیل تردد افراد در مناطق بالای شهر ایجاد شده است. گمان نکنید که عداوت یا حسادت نسبت به ثروتمندان انگیزه این نوشته است، نه اینگونه نیست و اینجانب مشکلی با ثروتمندی بخشی از جامعه ندارم اما مشکل اینجاست که منابع عمومی شهرداری صرف کاری میشود که ثروتمندان بیشتر از آن برخوردار می‌شوند. اگرچه اتوبان طبقاتی صدر برای همه کسانی که در شهر تردد می‌کنند قابل استفاده است اما نفع بیشتر آن متوجه کسانی است که در مناطق بالای تهران زندگی می‌کنند. اگر مشاور شهردار تهران بودم می‌گفتم شهرداری یک پنجم پول این پروژه را از شهرداری تامین کند و مابقی را بر حسب نزدیکی خانه‌ها به اتوبان صدر و میزان بهره‌مندی از آن تادیه کند. اصولا باید از طبقات برخوردار پول گرفت و صرف خدمات عمومی در پایین شهر کردو نه برعکس!