تشدید ضرورت تمرکززدایی مالی علی سرزعیم منتشره در روزنامه جهان صنعت به تاریخ 6 اسفند 1393 با کاهش قیمت نفت، درآمدهای نفتی رو به کاهش می‌رود و تکیه دولت به درآمدهای مالیاتی افزایش خواهدیافت. بخشی از این درآمد مالیات از شهرهای مختلف کشور غیر از تهران بدست می آید. در روال فعلی، بخش کمی از درآمدهای مالیاتی در شهرستان باقی می‌ماند و مابقی به خزانه تهران واریز می شود و بعد مطابق با قانون بودجه مجددا به شهرستانها تخصیص می یابد. دو نکته در این رابطه وجود دارد. تلاش دولت در این است تا به جای افزایش ضرایب مالیاتی در شرایطی که اقتصاد در رکود است،پایه مالیاتی را بسط دهد. این امر منوط به فعالیت جدیتر ادارات مالیات است اما وقوع اختلاس‌ها در ارقام حیرت‌انگیز انگیزه مودیان مالیاتی را برای سخت گیری در اخذ مالیات کاهش داده و انگیزه روانی برای تبانی در فرار از پرداخت مالیات را افزایش داده است. امروز همچون گذشته افراد از پرداخت مالیات اکراه دارند اما وقوع تخلفات موجب شده تا افراد اکراه از پرداخت پول را در ذیل توجیهاتی مثل اینکه پول مالیات صرف اختلاس خواهد شد پنهان کنند. با توجه به اینکه بسیاری از این اختلاس ها در مرکز رخ می دهد، این بی انگیزگی در شهرستان ها شدیدتر است. نکته دومی که باید به آن توجه داشت این است که اگر شهرستانها خود مستقیما از افزایش مالیات های تادیه شده به میزان قابل توجهی برخوردار نشوند، انگیزه نخواهند داشت تا تلاش کرده و پایه های مالیاتی جدید را شناسایی کرده و مالیات موردنظر را جمع‌آوری کنند. این نوع تمرکز زدایی اصطلاحا تمرکززدایی مالی گفته می شود که در تاریخ اخیر چین به کارگرفته شد و اتفاقا بسیار موثر واقع شد. در چین اینگونه تمرکز زدایی موجب شد تا درآمدهای مالیاتی در شهرها و روستاها به میزان قابل توجهی افزایش یابد. به نظر می رسد همین امر بتواند در شهرهای و روستاهای ایران هم رخ دهد. هرچه این عدم تمرکز شدیدتر و جزئی تر شود، مردم نقش واقعی دولت را در زندگی خود بهتر درک خواهند کرد و بهتر می توان به سمت پاسخگو کردن دولت حرکت کرد. ادبیات اخیر اقتصاد سیاسی مباحثی را حول ظرفیت دولت مطرح می کند که ناظر بر قدرت اخذ مالیات توسط دولت است. هرچه این مکانیزم تقویت شود، می توان به بهبود کارکرد دولت امیدوارتر شد. مقصود از این جمله این نیست که تقویت مالیات گیری موجب تقویت کارکرد دولت می شود بلکه مقصود وجود یک همبستگی میان این دو امر است. تنها وقتی نظام اخذ مالیات بهتر می شود که کارکردهای دیگر دولت بهتر شود. اگر رابطه روشن و آشکاری میان پولی که مردم هر شهر و روستا می پردازند و خدماتی که دریافت می کنند برقرار شود، زمینه برای مطالبه پاسخگویی دولت فراهم خواهد شد. https://telegram.me/ali_sarzaeem

تشدید ضرورت تمرکززدایی مالی
علی سرزعیم
منتشره در روزنامه جهان صنعت به تاریخ 6 اسفند 1393
با کاهش قیمت نفت، درآمدهای نفتی رو به کاهش می‌رود و تکیه دولت به درآمدهای مالیاتی افزایش خواهدیافت. بخشی از این درآمد مالیات از شهرهای مختلف کشور غیر از تهران بدست می آید. در روال فعلی، بخش کمی از درآمدهای مالیاتی در شهرستان باقی می‌ماند و مابقی به خزانه تهران واریز می شود و بعد مطابق با قانون بودجه مجددا به شهرستانها تخصیص می یابد.
دو نکته در این رابطه وجود دارد. تلاش دولت در این است تا به جای افزایش ضرایب مالیاتی در شرایطی که اقتصاد در رکود است،پایه مالیاتی را بسط دهد. این امر منوط به فعالیت جدیتر ادارات مالیات است اما وقوع اختلاس‌ها در ارقام حیرت‌انگیز انگیزه مودیان مالیاتی را برای سخت گیری در اخذ مالیات کاهش داده و انگیزه روانی برای تبانی در فرار از پرداخت مالیات را افزایش داده است. امروز همچون گذشته افراد از پرداخت مالیات اکراه دارند اما وقوع تخلفات موجب شده تا افراد اکراه از پرداخت پول را در ذیل توجیهاتی مثل اینکه پول مالیات صرف اختلاس خواهد شد پنهان کنند. با توجه به اینکه بسیاری از این اختلاس ها در مرکز رخ می دهد، این بی انگیزگی در شهرستان ها شدیدتر است.
نکته دومی که باید به آن توجه داشت این است که اگر شهرستانها خود مستقیما از افزایش مالیات های تادیه شده به میزان قابل توجهی برخوردار نشوند، انگیزه نخواهند داشت تا تلاش کرده و پایه های مالیاتی جدید را شناسایی کرده و مالیات موردنظر را جمع‌آوری کنند.
این نوع تمرکز زدایی اصطلاحا تمرکززدایی مالی گفته می شود که در تاریخ اخیر چین به کارگرفته شد و اتفاقا بسیار موثر واقع شد. در چین اینگونه تمرکز زدایی موجب شد تا درآمدهای مالیاتی در شهرها و روستاها به میزان قابل توجهی افزایش یابد. به نظر می رسد همین امر بتواند در شهرهای و روستاهای ایران هم رخ دهد. هرچه این عدم تمرکز شدیدتر و جزئی تر شود، مردم نقش واقعی دولت را در زندگی خود بهتر درک خواهند کرد و بهتر می توان به سمت پاسخگو کردن دولت حرکت کرد.
ادبیات اخیر اقتصاد سیاسی مباحثی را حول ظرفیت دولت مطرح می کند که ناظر بر قدرت اخذ مالیات توسط دولت است. هرچه این مکانیزم تقویت شود، می توان به بهبود کارکرد دولت امیدوارتر شد. مقصود از این جمله این نیست که تقویت مالیات گیری موجب تقویت کارکرد دولت می شود بلکه مقصود وجود یک همبستگی میان این دو امر است. تنها وقتی نظام اخذ مالیات بهتر می شود که کارکردهای دیگر دولت بهتر شود. اگر رابطه روشن و آشکاری میان پولی که مردم هر شهر و روستا می پردازند و خدماتی که دریافت می کنند برقرار شود، زمینه برای مطالبه پاسخگویی دولت فراهم خواهد شد.
https://telegram.me/ali_sarzaeem