نقدی بر مستند بی بی سی با نام مدافعان اسد علی سرزعیم منتشره در سایت الف به تاریخ چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 http://alef.ir/vdchivnxq23nmxd.tft2.html?350327 اخیرا تلویزیون بی بی سی مستندی با نام مدافعان اسد پخش کرد که در آن موضوع اصلی نقش نیروهای افغان در مقابله نیروهای مخالفین دولت سوریه بود. چیزی که قابل انکار نیست آنست که تعداد زیادی از افغانی ها در قالب لشکر فاطمیون در سوریه حضور دارند و در کنار نیروهای ایرانی، پاکستانی و عراقی با معارضان چندملیتی مخالف دولت حاکم مقابله می‌کنند. این مستند از خلال مصاحبه با چند نفر افغانی که ادعا می‌کنند سابقه حضور در سوریه را داشته‌اند شکل گرفته است. پیامی که این مستند می‌خواهد منتقل کند این است که حکومت ایران معادله‌ای را ایجاد کرده که افغانی‌های مقیم در کشور ایران، ناگزیر از انتخاب حضور در جبهه سوریه شوند. از این دید این مستند، این معادله به این صورت است که شرایط اقامت قانونی و عزت‌مندانه از افغانی‌های مقیم ایران دریغ می‌شود و در مقابل وعده‌های سخاوتمندانه‌ای برای حضور آنها در سوریه داده می‌شود. افغانی‌ها که در شرایط موجود افغانستان امکان زندگی ندارند و در عین حال تداوم وضعیت نامطلوب در ایران را چندان ارزشمند قلمداد نمی‌کنند با سودای کسب مواهب مادی وعده داده شده توسط یگان‌های نظامی به نبرد سوریه جذب می‌شوند و خیلی از آنها نیز با کشته‌شدن در درگیریها نهایتاً از کسب وعده‌ها باز می‌مانند. بی بی سی می‌خواهد غیرمستقیم این پیام را منتقل کند که حضور در نبرد سوریه یک بیزنس پر ریسک است که پیش روی افغانها گذارده شده است و این بیزنس پرریسک در مقایسه با شرایط نامطلوبی که آنها در ایران دارد بسیاری را اغوا کرده است. به عبارت دیگر این مستند می‌خواهد چنان وانمود کند که در میان افغانها انگیزه مذهبی برای حضور در سوریه یا وجود ندارد و یا اگر وجود هم داشته باشد ناچیز است و در حاشیه انگیزه مادی است. پیش از نقد باید به یک مقدمه اشاره کرد و آن مقدمه این است که به ندرت پیش می‌آید یک دیدگاه صددرصد غلط باشد. دیدگاه‌ها برای اینکه بتوانند هوادار بیابند باید بخشی ولو کوچک از واقعیت و حقیقت را در بر داشته باشند و بعد حول آن مقدار از حقیقت، دیدگاه‌های ناحق خود را شاخ و برگ دهند. آن بخش از حقیقت که در این مستند وجود داشت این بود که ما ایرانی‌ها نه قانون مناسبی برای مواجهه با مهاجرین قانونی و غیرقانونی داریم و نه به لحاظ فرهنگی مردم ما یادگرفته‌اند که با مهاجرین خارجی رفتار مطابق با اصول انسانی و قانونی و شریعت اسلامی داشته باشند. به همین دلیل هم در سطح قانون و هم در سطح فرهنگ با خلاء جدی مواجه هستیم و این امر صعوبت و دشواریهای زیادی برای افغانهای مقیم ایران ایجاد کرده و شاید بسیاری از ما این رنجها بی‌اطلاع باشیم. یکی از این موارد تحصیل کودکان افغان است و این مشکل تا آنجا بالا گرفت که بالاخره رهبری در سال قبل شخصاً به مسئله تحصیل دانش آموزان افغان ورود کرد و دستور داده شد که هیچ کودک افغان از تحصیل جا نماند. نهادهای رسمی ما قبل از این مداخله نتوانسته بودند مسئله تحصیل کودکان افغان را از منظر شرعی و انسانی حل و فصل کنند و شکر خدا ورود رهبری به این موضوع موجب حل مسئله و خشنودی همه کسانی شد که دغدغه حل مهاجران افغان را دارند. واقعیت دوم این است که اگر کسی به سوریه برود و آنجا بجنگد حقوق می گیرد. این امر نه قابل انکار است و نه چیزی است که از آن خجالت کشید. به عکس اگر نیروهایی را به صرف عقیده مذهبی به نبردی برد ولی از آنها حمایت مالی نکرد محل سوال است و مصداق سوءاستفاده خواهد داشت. اینکه دستمزد پرداختی برای حاضرین در نبرد سوریه چقدر است و کم و کیف آن چگونه است، بر نگارنده آشکار نیست اما روشن است که این دستمزد نباید ناچیز باشد چرا که ریسک و صعوبت این کار چنان زیاد است که با دستمزدهای بالا نیز توجیه اقتصادی نمی‌یابد چه رسد به دستمزدهای کم.

نقدی بر مستند بی بی سی با نام مدافعان اسد
علی سرزعیم
منتشره در سایت الف به تاریخ چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395
http://alef.ir/vdchivnxq23nmxd.tft2.html?350327

اخیرا تلویزیون بی بی سی مستندی با نام مدافعان اسد پخش کرد که در آن موضوع اصلی نقش نیروهای افغان در مقابله نیروهای مخالفین دولت سوریه بود. چیزی که قابل انکار نیست آنست که تعداد زیادی از افغانی ها در قالب لشکر فاطمیون در سوریه حضور دارند و در کنار نیروهای ایرانی، پاکستانی و عراقی با معارضان چندملیتی مخالف دولت حاکم مقابله می‌کنند. این مستند از خلال مصاحبه با چند نفر افغانی که ادعا می‌کنند سابقه حضور در سوریه را داشته‌اند شکل گرفته است. پیامی که این مستند می‌خواهد منتقل کند این است که حکومت ایران معادله‌ای را ایجاد کرده که افغانی‌های مقیم در کشور ایران، ناگزیر از انتخاب حضور در جبهه سوریه شوند. از این دید این مستند، این معادله به این صورت است که شرایط اقامت قانونی و عزت‌مندانه از افغانی‌های مقیم ایران دریغ می‌شود و در مقابل وعده‌های سخاوتمندانه‌ای برای حضور آنها در سوریه داده می‌شود. افغانی‌ها که در شرایط موجود افغانستان امکان زندگی ندارند و در عین حال تداوم وضعیت نامطلوب در ایران را چندان ارزشمند قلمداد نمی‌کنند با سودای کسب مواهب مادی وعده داده شده توسط یگان‌های نظامی به نبرد سوریه جذب می‌شوند و خیلی از آنها نیز با کشته‌شدن در درگیریها نهایتاً از کسب وعده‌ها باز می‌مانند. بی بی سی می‌خواهد غیرمستقیم این پیام را منتقل کند که حضور در نبرد سوریه یک بیزنس پر ریسک است که پیش روی افغانها گذارده شده است و این بیزنس پرریسک در مقایسه با شرایط نامطلوبی که آنها در ایران دارد بسیاری را اغوا کرده است. به عبارت دیگر این مستند می‌خواهد چنان وانمود کند که در میان افغانها انگیزه مذهبی برای حضور در سوریه یا وجود ندارد و یا اگر وجود هم داشته باشد ناچیز است و در حاشیه انگیزه مادی است.
پیش از نقد باید به یک مقدمه اشاره کرد و آن مقدمه این است که به ندرت پیش می‌آید یک دیدگاه صددرصد غلط باشد. دیدگاه‌ها برای اینکه بتوانند هوادار بیابند باید بخشی ولو کوچک از واقعیت و حقیقت را در بر داشته باشند و بعد حول آن مقدار از حقیقت، دیدگاه‌های ناحق خود را شاخ و برگ دهند. آن بخش از حقیقت که در این مستند وجود داشت این بود که ما ایرانی‌ها نه قانون مناسبی برای مواجهه با مهاجرین قانونی و غیرقانونی داریم و نه به لحاظ فرهنگی مردم ما یادگرفته‌اند که با مهاجرین خارجی رفتار مطابق با اصول انسانی و قانونی و شریعت اسلامی داشته باشند. به همین دلیل هم در سطح قانون و هم در سطح فرهنگ با خلاء جدی مواجه هستیم و این امر صعوبت و دشواریهای زیادی برای افغانهای مقیم ایران ایجاد کرده و شاید بسیاری از ما این رنجها بی‌اطلاع باشیم. یکی از این موارد تحصیل کودکان افغان است و این مشکل تا آنجا بالا گرفت که بالاخره رهبری در سال قبل شخصاً به مسئله تحصیل دانش آموزان افغان ورود کرد و دستور داده شد که هیچ کودک افغان از تحصیل جا نماند. نهادهای رسمی ما قبل از این مداخله نتوانسته بودند مسئله تحصیل کودکان افغان را از منظر شرعی و انسانی حل و فصل کنند و شکر خدا ورود رهبری به این موضوع موجب حل مسئله و خشنودی همه کسانی شد که دغدغه حل مهاجران افغان را دارند. واقعیت دوم این است که اگر کسی به سوریه برود و آنجا بجنگد حقوق می گیرد. این امر نه قابل انکار است و نه چیزی است که از آن خجالت کشید. به عکس اگر نیروهایی را به صرف عقیده مذهبی به نبردی برد ولی از آنها حمایت مالی نکرد محل سوال است و مصداق سوءاستفاده خواهد داشت. اینکه دستمزد پرداختی برای حاضرین در نبرد سوریه چقدر است و کم و کیف آن چگونه است، بر نگارنده آشکار نیست اما روشن است که این دستمزد نباید ناچیز باشد چرا که ریسک و صعوبت این کار چنان زیاد است که با دستمزدهای بالا نیز توجیه اقتصادی نمی‌یابد چه رسد به دستمزدهای کم.