❣ @hamsaranekhoob ❣ یکباردیدم آمده خانه ومیخندد.گفتم:«چیه»؟گفت:«آقای مظاهری یک چیزی گفته بما که نبایدبه زنهالوبدهیم.ولی من نمیتوانم نگویم»گفتم:«چرا؟» گفت:«آخه توبازنهای دیگر فرق میکنی»گفتم:«یعنی چی؟»گفت:«اینقدر خانه نبودم که بیشتراحساس میکنم۲تادوست هستیم تازن وشوهر»گفتم:«آخرش میگی چی گفتند؟» گفت:«آقای مظاهری توصیه کرده که محبتتان رابه همسرتان حتما ابرازکنید»توی#سپاه شرط کرده بودندکه چه کسی رویش میشودیاجرأت داردامروز برودوبه زنش بگوید دوستت دارم. . یک بار سر مسالهای با هم به توافق نرسیدیم.هر کدام روی حرف خودمان ایستاده بودیم که او عصبانی شد.معمولاصورت بشّاشی داشت،ولی اخم توی صورتش افتاده بودولحن مختصرتندی بخودگرفت.ازخانه بیرون رفت.شب که برگشت دوباره با همان روحیه بازولبخند آمد.بمن گفت:«بابت امروزصبح معذرت میخواهم» میگفت:«نبایدگذاشت اختلافات خانوادگی بیشترازیک روزادامه پیدا کند» . . ❣ @hamsaranekhoob ❣
همسران خوب

❣ @hamsaranekhoob ❣
یکباردیدم آمده خانه ومیخندد.گفتم:«چیه»؟گفت:«آقای مظاهری یک چیزی گفته بما که نبایدبه زنهالوبدهیم.ولی من نمیتوانم نگویم»گفتم:«چرا؟»
گفت:«آخه توبازنهای دیگر فرق میکنی»گفتم:«یعنی چی؟»گفت:«اینقدر خانه نبودم که بیشتراحساس میکنم۲تادوست هستیم تازن وشوهر»گفتم:«آخرش میگی چی گفتند؟» گفت:«آقای مظاهری توصیه کرده که محبتتان رابه همسرتان حتما ابرازکنید»توی#سپاه شرط کرده بودندکه چه کسی رویش میشودیاجرأت داردامروز برودوبه زنش بگوید دوستت دارم.
.
یک بار سر مسالهای با هم به توافق نرسیدیم.هر کدام روی حرف خودمان ایستاده بودیم که او عصبانی شد.معمولاصورت بشّاشی داشت،ولی اخم توی صورتش افتاده بودولحن مختصرتندی بخودگرفت.ازخانه بیرون رفت.شب که برگشت دوباره با همان روحیه بازولبخند آمد.بمن گفت:«بابت امروزصبح معذرت میخواهم» میگفت:«نبایدگذاشت اختلافات خانوادگی بیشترازیک روزادامه پیدا کند»
.
. ❣ @hamsaranekhoob ❣