مرکز پاسخگویی موعظه 
عنوان گروه یا کانال:

مرکز پاسخگویی موعظه


توضیحات: پاسخگویی به سوالات دینی،شبهات،در موضوعات اعتقادی ، اخلاقی و اجتماعی، احکام و .. وابسته به mawezah.ir ✅لینک کانال: https://t.me/joinchat/AAAAADv1SVLBzmX3egEocw ✅ارسال سوال: http://t.me/joinchat/AAAAAD3_AL4vEBuPllcQ-A @mawezah_ir Admin:@mahdavi59
شناسه: mawezah_pasokh@
تعداد اعضا: 258
مرکز پاسخگویی موعظه

بسم الله الرحمن الرحیم
مرکز پاسخگویی موعظه

✅ #کانال_پاسخگویی_مرکز_موعظه ✅

◀️پاسخگویی به سوالات و شبهات در موضوعات:
🔸 دینی و احکام عملی
🔸اعتقادی
🔸اقلیت های دینی
🔸 مسائل تربیتی و اخلاقی
🔸خرافات و شایعات
🔸مسائل سیاسی (ولایت فقیه و حکومت اسلامی)
🔸 احکام، عقاید، اهل بیت علیهم السلام ، اخلاق, عرفان و...

برای عضویت در کانال روی لینک یا آیدی زیر کلیک کنید و join را انتخاب نمایید.

🔸💠 https://telegram.me/mawezah_pasokhha 💠🔸
🔸💠 @mawezah_pasokhha 💠🔸
-----------------------------------------------------------
ارسال سوال از طریق آیدی زیر (برای کسانی که در گروه پرسش و پاسخ عضویت ندارند) :
@mawezah


سهم شما: اطلاع رسانی. صدقه جاریه
مرکز پاسخگویی موعظه

ترجمه عکس آن نوزاد غول پیکر
دربیمادستان جیزان خانم آمنه عنتری درسوم رمضان امسال یعنی روز شنبه ساعت یک بعداز ظهر وزایمان طبیعی داشته این نوزاد بدنیا آمدوطبیعی بوده ولی بعداز 20دقیقهکهاز تولدش گذشته رشدش سریع شده ودردقایق کمی به این شکل درامده ومردم دربیمارستان جمع شدند برای دیدن این طفل وعکس بگیرن که پلیس نگذاشته درضمن ضربان قلبش هم طبیعی بده ..-.سبحان الله
: جیزان یکی از استان های جنو بی کشور عربستان سعودی است منطقه ای کاملا سنی نشین
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
مرکز پاسخگویی موعظه

مرکز پاسخگویی موعظه

ترجمه عکس آن نوزاد غول پیکر
دربیمادستان جیزان خانم آمنه عنتری درسوم رمضان امسال یعنی روز شنبه ساعت یک بعداز ظهر وزایمان طبیعی داشته این نوزاد بدنیا آمدوطبیعی بوده ولی بعداز 20دقیقهکهاز تولدش گذشته رشدش سریع شده ودردقایق کمی به این شکل درامده ومردم دربیمارستان جمع شدند برای دیدن این طفل وعکس بگیرن که پلیس نگذاشته درضمن ضربان قلبش هم طبیعی بده ..-.سبحان الله
: جیزان یکی از استان های جنو بی کشور عربستان سعودی است منطقه ای کاملا سنی نشین
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🚨پاسخ شایعه🚨
1. شایعه صحت ندارد و این تصاویر ارتباطی با داستان خیالی مطرح شده در شایعه ندارد !
2. تصاویر مربوط به آثار هنری مجسمه سازی استرالیایی به نام "رون ماک" (Ron Mueck) است که در انگلیس فعالیت می کند.
3. آثار ماک شباهت بسیار زیادی با واقعیت دارند.
http://www.unp.me/f44/ron-mueck-a-hyper-realist-sculptor-47331
4. این تصاویر هنگام انتقال یکی از مجسمه های وی به موزه بروکلین و در سال 2010 ثبت شده اند.
http://www.funzug.com/index.php/artwork/new-art-piece-moving-to-brooklyn-museum.html
5. بهره گیری از منطق و استدلال در مواجهه با شایعات تا حد زیادی کمک می کند تا فریب آنها را نخوریم!

حق جو و حق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار: http://shayeaat.ir/post/308
مرکز پاسخگویی موعظه

🚨سوال + پاسخ / موضوع: دختر یزدگرد سوم و همسر امام حسین علیه السلام🚨

یزدگرد سوم، پسر شهریار و آخرین پادشاه ایران دختری به نام شهربانو داشت.
در زمان عمر بن الخطاب پس از فتح ایران، وقتی شهربانو به عنوان اسیر جنگی به همراه دیگر زنان ایرانی به مدینه آورده شد، همه ی زنان مدینه برای دیدن دختر زیبا روی ایرانی جمع شدند، اسرا به مسجد آورده شدند.
عمر نیز برای دیدن شهربانو کنجکاو شد، که با عتاب او روبرو شد.
شهربانو به او گفت: "سیاه باد روزگار هرمز، که تو بر دخترش دست دراز کنی."
عمر بر آشفته شد و خواست با تازیانه او را بزند که امیرالمومنین علی علیه السلام مانع شد و به عمر گفت: چکارش داری؟!!
عمر گفت : ندیدی به من دشنام داد؟!!
علی علیه السلام فرمود: تو که زبان او را نمیدانی، چگونه دانستی که به تو دشنام داده است؟
سپس فرمود: مگر نمیدانی که دختران و زنان پادشاهان را به کنیزی و اسارت نمیگیرند؟!
او را آزاد کن و به او بگو تا خود همسری بگزیند و مهریه ی او را نیز از بیت المال بده.
عمر نیز چنین کرد .
شهربانو پس از آزادی، نگاهی به افراد حاضر در مسجد کرد و با دست، حسین بن علی علیه السلام را نشان داد.
هلهله ی زنان بالا رفت و گفتند که زیباترین دختر ایران، جوانمردترین و افضل جوانان عرب را انتخاب کرد.
سپس علی علیه السلام به نزد حسین علیه السلام رفت و فرمود: این زن با سعادت و با اصالت را بزرگ دار و به او احترام و نیکی کن که او مادر ذریه ی من است.
تاریخ یعقوبی . ص 303
جلاءالعیون . ج 2 . ص 831
ارشاد مفید . ج2 . ص 137

بله..... امام حسین علیه السلام، داماد ایران است . داماد یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی و امام سجاد علیه السلام فرزند شهربانو و نوه ی یزدگرد است و ادامه ی ذریه ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از دامان این زن ایرانی بوجود آمدند.

البته معنای این نیست که ارادت ما ایرانیها به امام حسین و اهل بیت علیهم السلام بدین سبب است، بلکه جوابی کوتاه است به کسانی است که ادعای ایرانی بودن و آریایی اندیشیدن دارند.
دختر فرزانه ی پادشاه قدرتمند ایران، حسین علیه السلام را برای خود برگزید.
مرکز پاسخگویی موعظه

🚨سوال + پاسخ / موضوع: دختر یزدگرد سوم و همسر امام حسین علیه السلام🚨

یزدگرد سوم، پسر شهریار و آخرین پادشاه ایران دختری به نام شهربانو داشت.
در زمان عمر بن الخطاب پس از فتح ایران، وقتی شهربانو به عنوان اسیر جنگی به همراه دیگر زنان ایرانی به مدینه آورده شد، همه ی زنان مدینه برای دیدن دختر زیبا روی ایرانی جمع شدند، اسرا به مسجد آورده شدند.
عمر نیز برای دیدن شهربانو کنجکاو شد، که با عتاب او روبرو شد.
شهربانو به او گفت: "سیاه باد روزگار هرمز، که تو بر دخترش دست دراز کنی."
عمر بر آشفته شد و خواست با تازیانه او را بزند که امیرالمومنین علی علیه السلام مانع شد و به عمر گفت: چکارش داری؟!!
عمر گفت : ندیدی به من دشنام داد؟!!
علی علیه السلام فرمود: تو که زبان او را نمیدانی، چگونه دانستی که به تو دشنام داده است؟
سپس فرمود: مگر نمیدانی که دختران و زنان پادشاهان را به کنیزی و اسارت نمیگیرند؟!
او را آزاد کن و به او بگو تا خود همسری بگزیند و مهریه ی او را نیز از بیت المال بده.
عمر نیز چنین کرد .
شهربانو پس از آزادی، نگاهی به افراد حاضر در مسجد کرد و با دست، حسین بن علی علیه السلام را نشان داد.
هلهله ی زنان بالا رفت و گفتند که زیباترین دختر ایران، جوانمردترین و افضل جوانان عرب را انتخاب کرد.
سپس علی علیه السلام به نزد حسین علیه السلام رفت و فرمود: این زن با سعادت و با اصالت را بزرگ دار و به او احترام و نیکی کن که او مادر ذریه ی من است.
تاریخ یعقوبی . ص 303
جلاءالعیون . ج 2 . ص 831
ارشاد مفید . ج2 . ص 137

بله..... امام حسین علیه السلام، داماد ایران است . داماد یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی و امام سجاد علیه السلام فرزند شهربانو و نوه ی یزدگرد است و ادامه ی ذریه ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از دامان این زن ایرانی بوجود آمدند.

البته معنای این نیست که ارادت ما ایرانیها به امام حسین و اهل بیت علیهم السلام بدین سبب است، بلکه جوابی کوتاه است به کسانی است که ادعای ایرانی بودن و آریایی اندیشیدن دارند.
دختر فرزانه ی پادشاه قدرتمند ایران، حسین علیه السلام را برای خود برگزید.
در باره ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو که به اسارت لشکریان اسلام در آمده، چند قول وجود دارد؛ زیرا در بعضی از روایات به اسارت در آمدن این بانو در زمان خلافت عمر ثبت شده و در بعضی دیگر در زمان خلافت عثمان. همچنین نام های متعددی برای او و پدرش بیان شده است. . با توجه به این نکات اظهار نظر قطعی در باره ایرانی بودن (و زنی به نام شهربانو بودن) همسر امام حسین (ع) و مادر امام سجاد مشکل است.

پاسخ تفصیلی
در باره ازدواج امام حسین(ع) با دختر یزدگرد سوم (شهربانو) در میان مورخین و محدثین چند قول وجود دارد:

1. شیخ صدوق (ره) درباره مادر حضرت امام زین العابدین(ع) این حدیث را آورده است که سهل بن قاسم نوشجانی می گوید: امام رضا(ع) در خراسان به من فرمود: بین ما و شما خویشاوندی هست. گفتم: این خویشاوندی چیست؟ فرمود: هنگامی که عبدالله بن عامر بن کریز خراسان را فتح کرد دو دختر از دختران یزدگرد پادشاه ایران را پیدا کرد و آنان را نزد عثمان بن عفان فرستاد. عثمان بن عفان یکی از آن دو را به امام حسن و یکی را به امام حسین(ع) بخشید. این دو دختر پس از زایمان، وفات کردند. همسر امام حسین(ع) امام سجاد را به دنیا آورد. پس از درگذشت همسر امام حسین، یکی از کنیزان امام حسین(ع)، امام سجاد را سرپرستی کرد."[1] بر اساس این روایت دختر یزدگرد، در زمان عثمان به مدینه برده شده نه در زمان عمر بن خطاب.

شیخ عباس قمی در باره این روایت می گوید: این حدیث مخالف آن حدیث هایی است که آوردن دختر یزدگرد را به زمان عمر بن خطاب نسبت می دهند و آن حدیث ها اشهر و اقوی است.[2]

2. کلینی (ره) در هویت مادر امام سجاد (ع) این حدیث را ذکر کرده است: " چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشیزگان مدینه براى تماشاى او سر مى‏کشیدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگریست، دختر رخسار خود را پوشید و گفت: "اف بیروج بادا هرمز" (واى، روزگار هرمز سیاه شود)! عمر گفت: این دختر مرا ناسزا مى‏گوید و بدو متوجه شد! امیرالمؤمنین(ع) به عمر فرمود: تو این حق را ندارى که به او آسیبی برسانی، به او اختیار ده که خودش مردى از مسلمانان را انتخاب کند و در سهم غنیمتش حساب کن. عمر به او اختیار داد. دختر آمد و دست خود را روى سر حسین(ع) گذاشت. على(ع) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلکه شهربانویه.

سپس به حسین(ع) فرمود: اى اباعبدالله! از این دختر بهترین شخص روى زمین براى تو متولد مى‏شود و على بن حسین (ع) از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخیرتین (پسر دو برگزیده) مى‏گفتند؛ زیرا برگزیده خدا از عرب «هاشم» بود و از عجم «فارس»"[3].

این روایت از نظر سند و متن مورد نقد تعدادی از محققین قرار گرفته است؛ مثلا گفته شده است: در سند آن شخصی به نام "عمرو بن شمر" است که از نظر علماء علم رجال ضعیف بوده و قابل اعتماد نیست.[4]

از جهت متن نیز اشکالات متعددی شده است مثلا:

الف. اسارت دخترى از یزدگرد، به شدّت محل تردید است.

ب. ازدواج امام حسین(ع) با چنین دختری در این زمان مورد تردید است؛ زیرا طبق روایت اول اسارت این دختر در فتح خراسان یعنی در سال 22 هجری و در زمان عثمان بوده در حالی که روایت دوم می گوید در زمان عمر بوده که اگر این ملاک باشد، امام در سالی که فتح ایران اتفاق افتاده ، بین 10 و 11 سال داشته است؛ زیرا فتح ایران در سال دوم خلافت عمر بوده بنابراین استبعاد دارد که امام در این سن زن گرفته باشد.

ج. درباره نَسَب مادر امام سجاد(ع) نیز منابع متقدم تاریخى و روایى دچار اختلاف گشته‏اند. برخى مانند یعقوبى (متوفى 284 ق)[5] ، محمد بن حسن قمی[6] ، کلینى (متوفى 329 ق)[7] ، محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) علامه مجلسی[8] ، شیخ صدوق (متوفى 381 ق)[9] و شیخ مفید (متوفى 413 ق)[10] او را دختر یزدگرد دانسته‏اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند.

در مقابل این قول، برخى از منابع متقدم و متأخر دیدگاه‏هاى دیگرى مانند سیستانى ، سِندى ، و یا کابلى بودن او را متذکر شده و بسیارى از منابع بدون ذکر محل اسارت او، تنها با عنوان «امّ ولد» (کنیز صاحب فرزند) از او یاد کرده‏اند.[11] برخى نام‏هاى بزرگان ایرانى هم چون سبحان، سنجان، نوشجان و شیرویه را به عنوان پدر او ذکر کرده‏اند.

براى نقد و بررسى این روایات نمى‏توانیم به بحث‏هاى سندى این گزارش‏ها تکیه کنیم؛ زیرا هیچ‏یک از اقوال داراى سند مستحکمى نیست. علاوه بر آن که بیشتر کتاب‏هاى تاریخى همانند تاریخ یعقوبى، مطالب خود را بدون ذکر اسناد نقل مى‏کنند.

بنابراین باید فقط از راه محتوا به بررسى آن ها پرداخت که در این راستا اشکالات زیر خود را نشان مى‏دهد:

1. مهم‏ترین اشکال اختلاف این گزارش‏ها در ذکر نام او و پدرش است که منابع مختلف اسامى گوناگونى همانند شهربانو، سلاخه، غزاله براى او نقل کرده‏اند
مرکز پاسخگویی موعظه

🚨سوال + پاسخ / موضوع: دختر یزدگرد سوم و همسر امام حسین علیه السلام🚨

یزدگرد سوم، پسر شهریار و آخرین پادشاه ایران دختری به نام شهربانو داشت.
در زمان عمر بن الخطاب پس از فتح ایران، وقتی شهربانو به عنوان اسیر جنگی به همراه دیگر زنان ایرانی به مدینه آورده شد، همه ی زنان مدینه برای دیدن دختر زیبا روی ایرانی جمع شدند، اسرا به مسجد آورده شدند.
عمر نیز برای دیدن شهربانو کنجکاو شد، که با عتاب او روبرو شد.
شهربانو به او گفت: "سیاه باد روزگار هرمز، که تو بر دخترش دست دراز کنی."
عمر بر آشفته شد و خواست با تازیانه او را بزند که امیرالمومنین علی علیه السلام مانع شد و به عمر گفت: چکارش داری؟!!
عمر گفت : ندیدی به من دشنام داد؟!!
علی علیه السلام فرمود: تو که زبان او را نمیدانی، چگونه دانستی که به تو دشنام داده است؟
سپس فرمود: مگر نمیدانی که دختران و زنان پادشاهان را به کنیزی و اسارت نمیگیرند؟!
او را آزاد کن و به او بگو تا خود همسری بگزیند و مهریه ی او را نیز از بیت المال بده.
عمر نیز چنین کرد .
شهربانو پس از آزادی، نگاهی به افراد حاضر در مسجد کرد و با دست، حسین بن علی علیه السلام را نشان داد.
هلهله ی زنان بالا رفت و گفتند که زیباترین دختر ایران، جوانمردترین و افضل جوانان عرب را انتخاب کرد.
سپس علی علیه السلام به نزد حسین علیه السلام رفت و فرمود: این زن با سعادت و با اصالت را بزرگ دار و به او احترام و نیکی کن که او مادر ذریه ی من است.
تاریخ یعقوبی . ص 303
جلاءالعیون . ج 2 . ص 831
ارشاد مفید . ج2 . ص 137

بله..... امام حسین علیه السلام، داماد ایران است . داماد یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی و امام سجاد علیه السلام فرزند شهربانو و نوه ی یزدگرد است و ادامه ی ذریه ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از دامان این زن ایرانی بوجود آمدند.

البته معنای این نیست که ارادت ما ایرانیها به امام حسین و اهل بیت علیهم السلام بدین سبب است، بلکه جوابی کوتاه است به کسانی است که ادعای ایرانی بودن و آریایی اندیشیدن دارند.
دختر فرزانه ی پادشاه قدرتمند ایران، حسین علیه السلام را برای خود برگزید.
2. اختلاف این گزارش‏ها در زمان اسارت او نیز یکى دیگر از اشکالات است که برخى آن را در زمان عمر، برخى دیگر در زمان عثمان و برخى مانند شیخ مفید آن را در زمان خلافت حضرت على(ع) دانسته‏اند.[12]

3. اصولاً کتاب هایى مانند تاریخ طبرى و الکامل ابن اثیر که به صورت سال‏شمار جنگ‏هاى مسلمانان با ایرانیان را تعقیب کرده و مسیر فرار یزدگرد را به شهرهاى مختلف ایران نشان داده‏اند، در هیچ موردى به ذکر اسارت فرزندان او نمى‏ پردازند؛ با آن که این مسأله، بسیار مهم‏تر از حوادث جزئى است که به آن ها اشاره شده است.

4. برخى از نویسندگان متقدم همانند مسعودى، هنگام ذکر فرزندان یزدگرد سوم، دخترانى با نام‏هاى ادرک، شاهین و مردآوند براى او ذکر مى‏کنند که اولاً با هیچ‏یک از نام‏هایى که براى مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگى ندارد و ثانیاً خبرى از اسارت آن ها در تمام نوشته‏هاى خود به میان نمى‏آورد.[13]

به هرحال با مجموعه این قرینه‏ها و دیدگاه‏هاى دیگری که درباره مادر آن حضرت(ع) وجود دارد و همچنین با توجه به این نکته که تا قبل از اواخر قرن سوم بیشتر ناقلان، او را از کنیزان سِند یا کابل مى‏دانستند[14]، نمی توان به یک اظهار نظر قطعی در باره مادر امام سجاد(ع) دست یافت.[15]


[1] عیون اخبار الرضا، جزء دوم، ص 128، ح 6، تصحیح و تعلیق سید مهدی حسینی لاجوردی، چاپ 1377 هجری قمری، ناشر میرزا محمد رضا مهتدی، چاپ اول (برگرفته از نرم افزار جامع الاحادیث نور)
[2] قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، ج 2، ص 30، چاپ هجرت
[3] اصول کافی، ج 1، ص 467،انتشارات آخوندی،
[4] خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال، بخش دوم، ص 241، باب 7،کلمه عمرو؛ نک: شهربانو همسر امام حسین.
[5] تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 303.
[6] تاریخ قم، ص 195
[7] اصول کافى، ج 2، ص 369.
[8] بحارالانوار، ج 46، ص 9
[9] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 128
[10] الارشاد، ص 492
[11] بحارالانوار، ج 46، ص 9
[12] الارشاد، ص 492
[13] زندگانى على ابن الحسین(ع)، ص 12
[14] شعوبیه، ص 305
[15] نک: مادر امام سجاد
مرکز پاسخگویی موعظه

(3)

❓آیا کت و شلوار و کراوات نماد فرهنگ غرب است و حکم استفاده از کراوات چیست؟

✅کت و شلوار شاید اوائل ورودش به ایران اینطور بود اما الان تقریبا جزء لباس مرسوم رسمی ایرانی ها و سایر کشورها شده است.
همچنین در این نوع پوشش مردانه هیچ وجه غیر منطقی هم به نظر نمی رسد و نمیتوان گفت صرفا یک تقلید از فرهنگ بی محتوای غرب به حساب می آید.

اما در مورد کراوات هیچ توجیه عقلانی و منطقی برای استفاده از آن نیست و استفاده از آن تقلید از فرهنگ غرب و تبلیغ و ترویج آن می باشد.
دنیای غرب به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم به این نتیجه رسید که دنیا را به یک دهکده جهانی تبدیل کند. و جهان به سمت استفاده از خط و زبان مشترک، پول واحد، لباس یکسان و... حرکت کند. این موضوع آسیب بزرگی به لحاظ انسان شناختی و جامعه شناسی - که در قرآن هم صراحتاً به آن اشاره شده - وارد می کند. خداوند متعال در آیه 13 سوره حجرات می گوید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ». بعد هم می فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». مهم ترین ملاک این است که اولویت خدا باشد، پوشش بر اساس رضای خداوند انتخاب شود، بینش و نگاه ما خدایی باشد و چنین انسانی در مدار درستی قرار بگیرد.

✅مراجع تقلید درباره کراوات چه نظری دارند؟

🔸مقام معظم رهبری:
پوشیدن کراوات چه حکمی دارد؟
به طور کلی پوشیدن کراوات و دیگر لباس هایی که پوشش و لباس غیرمسلمان محسوب می شوند به طوری که پوشیدن آنها منجر به ترویج فرهنگ منحط غربی شود جایز نیست و فرقی بین شب عروسی و غیر آن نیست. ( ترجمه اجویه الاستفتاتات مقام معظم رهبری چاپ وزیر ص 503، ص 1379) علی الاحوط از پوشیدن کراوات اجتناب شود.

🔸آیت الله سید علی سیستانی
استفاده از کراوات در مجالس جشن و عروسی اشکال دارد؟
* فی نفسه مانعی ندارد مگر اینکه عنوان ثانوی منطبق شود که مقتضی تحریم باشد.
آیا زدن کراوات یا پاپیون در مجالس عروسی برای مردان از نظر شرعی اشکال دارد؟
* زدن کراوات و پاپیون برای مردان جایز است ولی کراهت دارد.

🔸آیت الله وحید خراسانی
آیا کراوات بستن جایز است؟
* اگر کراوات شعائر غیر مسلمین حساب شود جایز نیست و اگر شعائر نباشد اشکال ندارد.

🔸آیت الله صافی گلپایگانی
استفاده از کراوات در مجالس عروسی چه حکمی دارد؟
* سزاوار نیست مسلمین از کراوات استفاده کنند بلکه احتیاط ترک استفاده از آن است.

🔸آیت الله ناصر مکارم شیرازی
استفاده از کراوات چه حکمی دارد؟
* بهتر است از کراوات استفاده نشود و اگر جنبه اشاعه فرهنگ کفار را داشته باشد اشکال دارد.
( استفتائات جدید، ج 1، ص 505)
مرکز پاسخگویی موعظه

(4)
❓ آیا توسل به حضرت نرجس خاتون صحیح است؟ آیا ادعیه و شیوه های توسل که ذکر شده سندیت دارد؟ شیوه توسل را بفرمایید.

✅ ببینید توسل و هدیه ادعیه به اهل بیت علیهم السلام و حضرت نرجس خاتون، بستگی به معرفت و اخلاص و اعتقاد ما دارد.
و آنچه که نقل می شود از انواع دعا و هدیه به حضرت نرجس خاتون نیز از همین باب است.

آیت‌الله مجتهدی در درس اخلاقشان فرمودند:
بهترین وسیله رسیدن به خدا اهل بیت هستند. چهل سال پیش من گرفتاری داشتم، یکی از اولیا خدا در کربلا به من فرمودند: «به حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان متوسل شوید، ایشان چون مادر ولی وقت ما هستند به فرزندشان می‌فرمایند که پسرم، این شخص به من متوسل شده خواسته‌اش را بده هزار صلوات یا یک ختم قرآن نذر ایشان کن تا گرفتاریت برطرف شود.»
آقای الهی واعظ از قول بنده این مطلب را بر روی منبر نقل کرده بودند، شخصی پیش من آمد و گفت: «آقا من این کار را کردم و فورا حاجتم را گرفتم.»

و همچنین ایشان می فرمایند که برای توسل به حضرت نرجس خاتون هزار صلوات و یا یک ختم قرآن مجرب است.
http://tablightv.ir/video/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B1%D8%AC%D8%B3-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B9/478


مرکز پاسخگویی موعظه:
https://telegram.me/mawezah_pasokhha
مرکز پاسخگویی موعظه

(5)

❓علت عدم حضور جناب عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب کبری سلام الله علیها در کربلا چیست؟

✅ علل حضور نیافتن عبدالله بن جعفر در کربلا
البته تحلیل عبدالله از سفر امام این بود که وی به خاطر حفظ جان خود به عراق سفر می کند و انجام قیام و تشکیل حکومت خواست واقعی آن حضرت نیست. به این دلیل عبدالله با دلسوزی به امام پیشنهاد می دهد که از رفتن به کوفه صرف نظر کند و وقتی مصمم بودن امام را می بیند با فرستادن خانواده خود از جمله همسر و دو فرزند تلاش در حفظ امام می کند.
در تاریخ مجموعاً به طور قطع علّت اساسی عدم حضور عبدالله جعفر در کربلا قید نشده است و نمی توان به راحتی علت عدم حضور وی را مشخص کرد و جز اندکی از کتب ما بقی به احتمالات در این باب متوسّل شده اند، امّا عقیده غالب شیعیان بر این است که عبدالله جعفر پس از شهادت امام علی (ع) شدیداً مطیع امام حسن و امام حسین (ع) بود و تا حد توان آنها را یاری می کرد.
برای عدم حضور عبدالله در کربلا عللی را ذکر کرده اند که به اختصار به بیان و بررسی آنها می پردازیم:

1. یکی از علل مذکور در میان محقّقان، نابینایی عبدالله بوده است. این دلیل خالی از اشکال نیست؛ زیرا یک انسان نابینا طبیعتاً محدودیت‌هایی را در جامعه دارد و نمی‌تواند فعالیت‌های اجتماعی چندانی داشته باشد. اما عبدالله فعالیت‌هایی داشته که عادتاً از یک انسان نابینا بعید است. از جمله فعالیتی که عبدالله در امان گرفتن برای امام حسین(ع) انجام داده، پذیرش نابینایی عبدالله را کمی سخت می‌کند، عبدالله به امام می‌نویسد: «اما بعد، من تو را به خدا سوگند می‌دهم که چون نامه مرا خواندى از این سفر باز گردى؛ زیرا من از این راهى که بر آن می‌روى، بیمناکم، از این‌که هلاکت تو و پریشانى خاندانت در آن باشد، و اگر امروز تو از میان بروى روشنایى زمین خاموش خواهد شد؛ زیرا تو چراغ فروزان راه‌یافتگان و آرزو و امید مؤمنان هستى، به راهى که می‌روى شتاب مکن تا من به دنبال این نامه خدمت شما برسم و السلام». بعد از این عبد اللَّه به نزد عمرو بن سعید رفته از او درخواست کرد امان نامه براى امام حسین(ع) بفرستد و او را آرزومند سازد که از این راه باز گردد، پس عمرو بن سعید نامه براى آن‌حضرت نوشت و ... پس وقتی عبد اللَّه بن جعفر به آن حضرت رسید و نامه عمرو بن سعید را به او دادند، در بازگشت آن‌حضرت کوشش بسیار کردند، اما امام حسین(ع) قبول نکردند.[6]

2. برخی دیگر هم احتمال داده اند شرکت نکردن او به اشاره و فرمان امام بود تا عبدالله برای حفظ بقیه بنی هاشم در مکه و مدینه باقی بماند.[7]
با توجه به این که او در آن زمان حدود 70 سال سن داشت و شاید کهولت سن به همراه ناتوانی او سبب شد که امام قیام را بر وی واجب نکرده باشد. از این رو به فرمان امام در جنگ شرکت نکرده باشد و برای حفظ بقیه بنی هاشم در مکه و مدینه باقی بماند.

3. برخى عقیده دارند که عبدالله بن جعفر به دلیل این که مریض بود، در مدینه ماند، شاید در صورت تندرستی، او نیز در کربلا حضور پیدا مى کرد.[8] وجود مریضی به همراه این که خانواده خود را به کربلا فرستاد، از جمله عواملی است که عدم حضور عبدالله در کربلا را توجیه می کند.

بنابر این با توجه به این که بین دو گزینۀ اخیر منافاتی وجود ندارد می توان چنین نتیجه گرفت که عبدالله بن جعفر به دلیل این که مریض بود و در آن زمان حدود 70 سال سن داشت و همراه با کهولت سن و ناتوانی او سبب شد که امام قیام را بر وی واجب نکرده باشد. از این رو به فرمان امام در جنگ شرکت نکرده باشد و برای حفظ بقیه بنی هاشم در مکه و مدینه باقی بماند.
تأسف عبدالله از عدم حضور در کربلا و شهادت در رکاب آن حضرت و هم چنین فرستادن خانواده خود با آن حضرت نیز، می تواند تأییدی بر گفتۀ ما باشد.
مرکز پاسخگویی موعظه

گناه کار نبودن عبدالله
همان گونه که بیان شد عبدالله با عدم حضور در کربلا، فضیلت بزرگی را از دست داد، اما این بدان معنا نیست که او را مقصر بدانیم؛ زیرا همان گونه که بیان شد شواهد و قراین بسیاری وجود دارد که عذر او موجه بوده و او خود میل به حضور در کربلا و شهادت در رکاب آن حضرت را خواستار بوده است و فرستادن فرزندان توسط عبدا... بن جعفر برای جهاد و شـهـادت در رکاب امام (ع)، دلیل روشنی است بر این که اصل قیام حسینی مـورد تـأیـیـد وی بـوده اسـت.
تأسف او از این که در کربلا حضور نداشته را می توان از فحوای داستان او و غلامش به دست آورد. نقل شده وقتی خبر شهادت فرزندانش در کربلا را به وی دادند او گفت: انا لله و انا الیه راجعون. غلام عبد الله به نام ابو السلاسل در این زمان گفت که این مصیبتی است که به سبب حسین بن علی دریافتیم. عبدالله وقتی این جملات را شنید سخت برآشفت و سر و دهن غلام را با نعل کوفت و فرمود"یابن اللخناء أ للحسین تقول هذا و الله لو شهدته لاحببت ان لا افارقه حتی اقتل معه" ای پسر زن زشت آیا در حق حسین (ع) این گونه سخن می گویی؟ به خدا سوگند اگر در کنار او حضور داشتم دوست داشتم هرگز از وی جدا نشوم تا این که در نزد او شهید شوم.[9]
از جمله عوامل دیگری که نشان می دهد عبدالله به خاطر عدم حضور در کربلا مقصر نیست، این است که بنی هاشم او را احترام می کردند و حضرت زینب به عنوان همسر عبدالله او را بر حضور نداشتن در کربلا نکوهش نکرده و با او زندگی می کرده است و در تاریخ نقلی از آن حضرت که در ذم عبدالله باشد نیامده است و این خود گواه بزرگی است بر این که عبد الله از نگاه آنها مقصر نبوده است.



منابع:
[6]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏ 2، ص 68 – 69، کنگره شخ مفید، قم،‌1413 ق؛ شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ترجمه: رسولى محلاتى، ج ‏2، ص70، انتشارات اسلامیه،‌تهران، بی‌تا.
[7] . دائره المعارف تشیع، جمعی از نویسندگان ، ج 11، ص 83
[8] . فر هنگ عاشورا، جواد محدثی، ص298- 299 ،نشر معروف، قم، 1378.
.[9] شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 124، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، قم، 1413.
مرکز پاسخگویی موعظه:
https://telegram.me/mawezah_pasokhha
مرکز پاسخگویی موعظه

(6)

❓آیا عشق به امام حسین علیه السلام برای بهشت رفتن کافیست؟


✅در باب محبت و عشق به امام حسین و ائمه اطهار علیهم السلام سخن بسیار است. اما در خصوص سوال شما باید عرض کنم:

1. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةٌ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً »(مستدرك الوسائل، ج 10ص 318)
یعنی:
در دل مومنین برای امام حسین علیه السلام حرارتی است که هیچ گاه سرد نمی گردد.
نکته این روایت اینست:
"قلوب المومنین"
یعنی اگر این محبت بخواهد مورد تایید اهل بیت باشد شخصی که این محبت و عشق را دارد باید اهل ایمان باشد. مومن باشد. اهل انجام واجبات و ترک محرمات باشد.


2. اهل بیت علیهم السلام خلیفه الله هستند یعنی جانشین خدا در زمین. شما ببینید خداوند محبت به خودش را چگونه می پسندد، و ما هم باید همانگونه نسبت به اهل بیت علیهم السلام محبت داشته باشیم:
امام صادق عليه السلام فرمود:
«حبّ الله ﺇذا ﺃضاء علی سرّ عبد ﺃخلاه عن کل شاغل و کلّ ذکر سوی الله ظلمة و المحبّ ﺃخلص النّاس سرّاً لله تعالی و ﺃصدقهم قولاً و ﺃوفاهم عهداً؛ (محمدی ری شهری, میزان الحکمة , ج 2, ص 225, ح 3153.)

نور محبت خدا هرگاه برعمق جان بنده ای بتابد
او را از هر مشغله ای تهی گرداند
هر یاد وذکری جز [یاد]خدا تاریکی است.
دوستدار خداوند از نظر حقیقت جان, خالص ترین آن هاست
و از لحاظ گفتار، راستگوترین
و درعهد، باوفاترین.»

لذا کسی که ادعای عشق و محبت دارد باید: از توجه به کسی یا چیزی که موجب از دست دادن معشوق و محبوب بشود دوری کند. روح خود را برای محبوب و معشوق خود آراسته کند. گفتار و کرداد خود را با رضایت محبوب و معشوق بسنجد. در عهدی که با او می بندد پایدار باشد.

3. عشق بدون عمل در مسیر رضایت معشوق و محبوب دروغی بیش نیست:
در یکی از وحی های خداوند به حضرت موسی (ع) چنین آمده است:
«کذب من زعم ﺃنه یحبّنی فاذا جنّه اللیل نام عنّی، ﺃلیس کلّ محبّ یحبّ خلوة حبیبه؛ ([ میزان الحکمة , ج 2, ص 225, ح 3153.])

دروغ می گوید کسی که ادعای دوستی مرا دارد و شب هنگام چشم ازعبادت من فرو می بندد.»

کسی که ادعای عشق و محبت به امام حسین علیه السلام را دارد این احساس باید او را برانگیزاند تا در مسیر رضایت ائمه حرکت کند و اگر فقط لقلقه زبان باشد و هیجان ظاهری، به دروغ بیشتر شبیه است تا محبت واقعی.

@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
مرکز پاسخگویی موعظه

(7)

سوال:
❓یکی از شرایط امربه معروف و نهی از منکر اینست که جان ما در خطر نباشد، پس چرا امام حسین علیه السلام با وجود اینکه میدانستند جانشان در خطر است باز هم قیام کردند و فرموده اند به جهت امر به معروف و نهی از منکر قیام می کنم؟


✅پاسخ: (توجه شما را به این مقدمات و نتیجه آن جلب می کنیم) :

1. امر به معروف و نهی از منکر برای جلوگیری از ترویج فساد و گناه در جامعه اسلامی و همچنین ترویج نیکیها و ارزشهای دینی و انسانی در آن است.
امام باقر (ع) نیز می فرماید:
انَّ الاَْمْرَ بِالْمَعرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبیل الاَْنْبِیاءِ وَ مِنْهاجُ الصُّلَحاءِ، فَریضَةٌ عَظیمَةٌ، بِها تُقامُ الْفَرائِضُ وَ تَأمَنُ الْمَذاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکاسِبُ وَ تَرُدُّ الْمَظالِمُ و تُعمَرُ الاْرْضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الاْعْداءِ وَ یَسْتَقیمُ الاَْمْرُ..
همانا امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و شیوه صالحان است. فریضه بزرگی است که در پرتو آن واجبات دیگر، اقامه می شود، راهها ایمن، درآمدها حلال، مظالم به صاحبان اصلی مسترد، زمین آباد، حق از دشمنان باز پس گرفته می شود و امر (حکومت) تحکیم می یابد. (1)

2. یکی از جنبه های امر به معروف و نهی از منکر در مورد حکومت های ظالم و ستمگر و غیر مشروع است که بعنوان یک وظیفه انسانی و دینی باید در مقابل ظالم ایستاد.
3. جامعه ی زمان امام حسین علیه السلام گرفتار یک ضد ارزش بزرگی شده بود که نه تنها ارزشهای دینی را در جامعه از بین می برد، بلکه اصل دین اسلام و ایمان را هم با خود به نابودی می کشاند.
امام حسین علیه السلام در این باره می فرماید:
«اِنَا للّهِ وَاَنّا اِلَیْهِ راجِعُون وَعَلَى اْلا سْلامِ السَلامُ اِذا بُلِیَتِ اْلاُمَّةُ بِراعٍ مِثْل یَزیدَ وَلَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَاللّه صلّى اللّه علیه و آله یَقُولُ:
اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى الِ ابى سُفْیان
فَاِذا رَاَیْتُمْ مَعاوِیَة عَلى مِنْبَرِى فَابْقَرُوا بَطْنَهُ وَقَدرَآهُ اَهْلُ الْمَدِینَة عَلَى الْمِنْبرِ فَلَمْ یَبْقَرُوا فَابْتَلاهُمُاللّه بِیَزِیدَ الْفاسِقِ»(2)
یعنی:
«انا لله و انا الیه راجعون! اینک باید فاتحه اسلام را خواند که مسلمانان به فرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند. آرى من از جدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که مى فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است و اگر روزى معاویه را بر بالاى منبر من دیدید بکشید، ولى مردم مدینه او را بر منبر پیامبر دیدند و نکشتند واینک خداوند آنان را به یزید فاسق (و بدتر از معاویه ) مبتلا و گرفتار نموده است »

4. جان انسان مخصوصا فرد مومن در نزد خداوند شریف و باارزش است و به خطر انداختن جان در مواردی که ارزشی ندارد، قبیح و مورد نکوهش است. اما خداوند در چند جا گذشتن از جان را مایه افتخار و سعادت می داند که یکی از آنها دفاع از دین و کشته شدن در راه خداست.

والذین هاجروا فی سبیل الله ثم قتلوا اوماتوا لیرزقنهم رزقاً حسناً و ان الله لهو خیرالرازقین(3)
ترجمه: و كسانی كه در راه خدا جهاد كردند یا مهاجرت كردند سپس كشته شدند یا خود مردندخدا به رزقی نیكو روزی می دهد زیرا خدا بهترین روزی دهندگان است.

5. نتیجه:
حرکت امام حسین علیه السلام امر به معروف و نهی از منکر بود که برای نجات جامعه ی بشری از دست کجروی و انحراف بزرگ و ضد ارزشی ئی بود که اگر این قیام و شهادت و بعد از آن روایتگری اهل بیت علیهم السلام نمی بود، اثری از اسلام و دین الهی در بین مردم باقی نمی ماند. و این بزرگترین امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ جامعه ی بشری است که خداوند جان دادن در راه آن را عین سعادت و موجب رضایت خود می داند.


1. کلینى، فروع کافى، تهران: اسلامیه، 1368، ج 1، ص 142.
2. لهوف ، ص 20. مثیرالاحزان ، ص 10. مقتل عوالم ، ص 53. مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 185.
3.(سوره حج آیه 58).

@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
مرکز پاسخگویی موعظه

@mawezah_pasokhha مرکز پاسخگویی موعظه
@mawezah_pasokhha مرکز پاسخگویی موعظه
مرکز پاسخگویی موعظه

✅ #کانال_پاسخگویی_مرکز_موعظه ✅

◀️پاسخگویی به سوالات و شبهات در موضوعات:
🔸 دینی و احکام عملی
🔸اعتقادی
🔸اقلیت های دینی
🔸 مسائل تربیتی و اخلاقی
🔸خرافات و شایعات
🔸مسائل سیاسی (ولایت فقیه و حکومت اسلامی)
🔸 احکام، عقاید، اهل بیت علیهم السلام ، اخلاق, عرفان و...

برای عضویت در کانال روی لینک یا آیدی زیر کلیک کنید و join را انتخاب نمایید.

🔸💠 https://telegram.me/mawezah_pasokhha 💠🔸
🔸💠 @mawezah_pasokhha 💠🔸
—---------------------------------------------------------
ارسال سوال از طریق آیدی زیر (برای کسانی که در گروه پرسش و پاسخ عضویت ندارند) :
@mawezah


سهم شما: اطلاع رسانی. صدقه جاریه
مرکز پاسخگویی موعظه

(8)

سوال:
❓در مورد امام زاده ها در ایران:
الف: چرا اینقدر امام زاده در ایران زیاد است؟ چرا بعد از انقلاب بیشتر شده اند؟ و آیا این امام زاده ها جعلی نیستند؟
ب: راه شناخت امام زاده و تایید صحت آن چیست؟ و ایا اینکه اعراب برای فرماندهانشان مقبره می ساختند صحت دارد؟
ج: آیا تاریخ طبری که نقل های اینچنین دارد حجیت دارد؟

✅پاسخ: بخش اول:
1. قبل از انقلاب آمار دقیق و مستندی در رابطه با تعداد بقاع متبرکه و امامزادگان وجود نداشته است .
2. سازمان اوقاف براساس ملاکها و معیارهای تاریخی و اسناد و مدارک و شیاع محلی و ... اقدام به شناسایی دقیق و ثبت آمار امام زادگان و بقاع متبرکه نموده است .
www.parsine.com/fa/news/199958
3. بر اساس اسناد تاریخی 10 هزار و 615 امامزاده توسط سازمان اوقاف در كشور شناسایی و ثبت شده که دارای شناسنامه هستند و در هشت ‌هزار و 51 بقعه دفن شده‌اند .
4. آماری كه در ابتدای انقلاب و قبل از انقلاب وجود داشته، صحیح نبوده و تنها امامزاده‌هایی كه به چشم ‌آمدند، شناسایی شده و تعدادی از امامزاده‌ها در این سرشماری لحاظ نشدند.
http://old.sharghdaily.ir/news/90/05/17/7695.html
5. سازمان اوقاف با پیدایش مقابر و احداث بقعه جدید منسوب به امامزادگان در اثر خواب نما شدن افراد مخالفت جدی دارد و با آن مبارزه می کند .
6. در برخی استان‌ها همچون گیلان ادارات اوقاف با همکاری مسوولین محلی و شورای تامین نسبت به تخریب و امحای بقاع جعلی اقدام نموده اند.
www.tabnak.ir/fa/news/179026
7. خدشه و ایجاد تردید در بقاع متبرکه مورد احترام که ملجاء مردم بوده و دارای سابقه تاریخی و مورد توجه علما و مردم هستند با بهانه‌های واهی و جهت کم رنگ کردن اعتقادات و ایجاد شبهه در افکار عمومی انجام می شود .

حق جو وحق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/367



@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
مرکز پاسخگویی موعظه

(8)

سوال:
❓در مورد امام زاده ها در ایران:
الف: چرا اینقدر امام زاده در ایران زیاد است؟ چرا بعد از انقلاب بیشتر شده اند؟ و آیا این امام زاده ها جعلی نیستند؟
ب: راه شناخت امام زاده و تایید صحت آن چیست؟ و ایا اینکه اعراب برای فرماندهانشان مقبره می ساختند صحت دارد؟
ج: آیا تاریخ طبری که نقل های اینچنین دارد حجیت دارد؟

✅پاسخ: بخش اول:
1. قبل از انقلاب آمار دقیق و مستندی در رابطه با تعداد بقاع متبرکه و امامزادگان وجود نداشته است .
2. سازمان اوقاف براساس ملاکها و معیارهای تاریخی و اسناد و مدارک و شیاع محلی و ... اقدام به شناسایی دقیق و ثبت آمار امام زادگان و بقاع متبرکه نموده است .
www.parsine.com/fa/news/199958
3. بر اساس اسناد تاریخی 10 هزار و 615 امامزاده توسط سازمان اوقاف در كشور شناسایی و ثبت شده که دارای شناسنامه هستند و در هشت ‌هزار و 51 بقعه دفن شده‌اند .
4. آماری كه در ابتدای انقلاب و قبل از انقلاب وجود داشته، صحیح نبوده و تنها امامزاده‌هایی كه به چشم ‌آمدند، شناسایی شده و تعدادی از امامزاده‌ها در این سرشماری لحاظ نشدند.
http://old.sharghdaily.ir/news/90/05/17/7695.html
5. سازمان اوقاف با پیدایش مقابر و احداث بقعه جدید منسوب به امامزادگان در اثر خواب نما شدن افراد مخالفت جدی دارد و با آن مبارزه می کند .
6. در برخی استان‌ها همچون گیلان ادارات اوقاف با همکاری مسوولین محلی و شورای تامین نسبت به تخریب و امحای بقاع جعلی اقدام نموده اند.
www.tabnak.ir/fa/news/179026
7. خدشه و ایجاد تردید در بقاع متبرکه مورد احترام که ملجاء مردم بوده و دارای سابقه تاریخی و مورد توجه علما و مردم هستند با بهانه‌های واهی و جهت کم رنگ کردن اعتقادات و ایجاد شبهه در افکار عمومی انجام می شود .

حق جو وحق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/367



@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
✅ پاسخ: بخش دوم:

بیشتر مراجع عظام تقلید و علمای دین تاکید موکد دارند که اظهار نظر کردن درباره صحت و سقم امامزاده‌ها و نسب آنها نباید به‌آسانی انجام ‌شود. آیت‌الله صافی گلپایگانی می‌گوید: «به‌طور کلی نمی‌توان بر نفی و اثبات امامزادگان و بقاع متبرکه نظر داد اما در مجموع قدم اول در شناختن امامزاده‌ها این است که تعریف درست و دقیقی از امامزاده داشته باشیم».

دکتر صادق آئینه‌وند، محقق تاریخ اسلام در این زمینه می‌گوید: «امامزاده به فردی گفته می‌شود که فرزند یکی از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) باشد یا نسبش با یک یا چند واسطه از سمت پدری به آنها برسد. در قدم بعدی باید به تاریخ اسلام رجوع شود تا مشخص شود چقدر امکان داشته که امامزاده‌ها وارد ایران شوند.

امامزاده‌ها و سادات علوی در چند مرحله وارد ایران شده‌اند:
بار اول در زمان حکومت حجاج بن یوسف بود که شیعیان زیادی ‌همراه گروهی از امامزاده‌ها که از ظلم او فراری بودند وارد ایران شدند. ‌
بار دوم در دوران ولایت‌عهدی امام رضا‌(ع) بود که گروهی از شیعیان و امامزاده‌ها همراه حضرت و سپس همراه کاروان حضرت معصومه‌(س) به ایران آمدند.
‌بار سوم در زمان قیام علویون بر ضد بنی‌عباس بود که به‌دلیل آزارهای بنی‌عباس ناگزیر شدند به کشورهای شرقی از جمله ایران پناه ببرند. اما بیشترین تعداد امامزاده‌هایی که در کشور از دنیا رفته و دفن شده‌اند، حدود سال 250 هجری (دوران حسن بن زید) به ایران آمده‌اند».

نکته مهمی‌ که از بررسی شجره‌نامه امامزاده‌ها در ایران به‌دست می‌آید این است که بسیاری از آنها از نسل امام کاظم(ع) هستند. سازمان اوقاف و امور خیریه در این خصوص تاکید کرده: «هر امامزاده‌ای که از دنیا می‌رفت ‌بر مزار او لوحه‌ای نصب می‌کردند که نسبش با خط کوفی روی آن نوشته شده بود.

در دوره‌های بعدی، خط کوفی را به خط ثلث یا نسخ تغییر دادند اما در زمان تغییر خط مشکلی که وجود داشت این بود که خط کوفی از نظر اعراب و قرائت مشکل بود و در عین حال فرسوده شدن لوحه‌ها و ریختن بعضی قسمت‌های حروف باعث تحریف در نسب می‌شد. مثلا گاهی «حسین» به‌صورت «حسن» یا «تقی» به‌صورت «نقی» درمی‌آمد. حتی در بسیاری از موارد برای مختصر نوشتن نام پدران امامزاده تا اتصال به امام معصوم نام یک یا چند واسطه حذف شده است. به همین دلیل است که امامزاده‌های زیادی داریم که به‌عنوان فرزندان امام کاظم‌(ع) معرفی شده‌اند اما درواقع از نسل آن حضرت هستند، نه فرزند مستقیم او. چون آن حضرت این تعداد فرزند نداشته است».

دکتر آئینه‌وند نکته قابل توجه دیگر در مورد حضور نسل امام کاظم‌(ع) در ایران را این‌گونه توضیح می‌دهد: «زمانی که امام رضا‌(ع) به ایران مهاجرت کرد، تعداد زیادی از امامزاده‌ها همراه او به ایران آمدند. بعد از آن سفر حضرت معصومه‌(س) اتفاق افتاد که در کاروان آن حضرت هم امامزاده‌ها و از جمله خواهران و برادران آن حضرت حضور داشتند. بعد از آن دوران هم تعداد زیادی از نوادگان امام کاظم‌(ع) وارد کشور شدند. به همین دلیل تعدد نسل آن حضرت در کشور ما بسیار است».
آن طور که ابن اسفندیار در کتاب «تاریخ طبرستان» نوشته ‌در اواسط سال 253 هجری قمری به عدد برگ درختان، سادات علوی و بنی‌هاشم از حجاز، اطراف شام و عراق خدمت حسن بن زید رسیدند.
امامزاده‌هایی که در شهرهای شمالی ایران دفن شده‌اند، در دوره‌های مختلفی به کشور ما آمده‌اند. این نکته را سازمان اوقاف و امور خیریه تایید کرده و دکتر آئینه‌وند درباره آن می‌گوید: «در کتاب «مقاتل الطالبین» نوشته شده که سادات علوی و امامزاده‌ها در دوران حکومت متوکل عباسی به سرزمین‌های گوناگون و از جمله به شمال ایران سفر کردند اما در کتاب «تاریخ رویان» متفرق شدن نسل اهل بیت(علیهم‌السلام) را به دوران حکومت مأمون عباسی نسبت داده شده است».

از طرف دیگر سازمان اوقاف و امور خیریه با استناد به رساله دودمان علوی مازندران تاکید کرده: «‌وقتی یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین در کوفه شورش کرد ‌و در میان زیدیه ادعای امامت نمود بعضی از ساداتی که در جنگ همراهش بودند، پس از دستگیری به طبرستان و دیلمان فرار کردند و به ریاست حسن بن زید، سادات علوی و بنی‌هاشم از حجاز و سوریه و عراق دسته دسته به طبرستان آمدند و این کار در زمان امرای بعدی خاندان علوی هم ادامه داشت‌.

تشکیل حکومت علویون در طبرستان عامل و انگیزه دیگری بود که به مهاجرت امامزادگان و نوادگان اهل بیت‌(علیهم‌السلام) از حجاز و عراق انجامید؛ آن‌گونه که غلبه نسبی شیعیان در ایران مرکزی عامل دیگر مهاجرت بود. در عین حال تاریخ سیاسی اسلام نشان می‌دهد که مرحله اول مهاجرت بنابر هر دلیلی در طول قرن‌های اول تا چهارم هجری بوده و در مرحله ‌دوم مهاجرت از محل استقرار ثانویه به نقاط دیگر صورت گرفته است.
مرکز پاسخگویی موعظه

(8)

سوال:
❓در مورد امام زاده ها در ایران:
الف: چرا اینقدر امام زاده در ایران زیاد است؟ چرا بعد از انقلاب بیشتر شده اند؟ و آیا این امام زاده ها جعلی نیستند؟
ب: راه شناخت امام زاده و تایید صحت آن چیست؟ و ایا اینکه اعراب برای فرماندهانشان مقبره می ساختند صحت دارد؟
ج: آیا تاریخ طبری که نقل های اینچنین دارد حجیت دارد؟

✅پاسخ: بخش اول:
1. قبل از انقلاب آمار دقیق و مستندی در رابطه با تعداد بقاع متبرکه و امامزادگان وجود نداشته است .
2. سازمان اوقاف براساس ملاکها و معیارهای تاریخی و اسناد و مدارک و شیاع محلی و ... اقدام به شناسایی دقیق و ثبت آمار امام زادگان و بقاع متبرکه نموده است .
www.parsine.com/fa/news/199958
3. بر اساس اسناد تاریخی 10 هزار و 615 امامزاده توسط سازمان اوقاف در كشور شناسایی و ثبت شده که دارای شناسنامه هستند و در هشت ‌هزار و 51 بقعه دفن شده‌اند .
4. آماری كه در ابتدای انقلاب و قبل از انقلاب وجود داشته، صحیح نبوده و تنها امامزاده‌هایی كه به چشم ‌آمدند، شناسایی شده و تعدادی از امامزاده‌ها در این سرشماری لحاظ نشدند.
http://old.sharghdaily.ir/news/90/05/17/7695.html
5. سازمان اوقاف با پیدایش مقابر و احداث بقعه جدید منسوب به امامزادگان در اثر خواب نما شدن افراد مخالفت جدی دارد و با آن مبارزه می کند .
6. در برخی استان‌ها همچون گیلان ادارات اوقاف با همکاری مسوولین محلی و شورای تامین نسبت به تخریب و امحای بقاع جعلی اقدام نموده اند.
www.tabnak.ir/fa/news/179026
7. خدشه و ایجاد تردید در بقاع متبرکه مورد احترام که ملجاء مردم بوده و دارای سابقه تاریخی و مورد توجه علما و مردم هستند با بهانه‌های واهی و جهت کم رنگ کردن اعتقادات و ایجاد شبهه در افکار عمومی انجام می شود .

حق جو وحق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/367



@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
در همین زمان بود که علویون در شمال ایران که آن زمان طبرستان نام داشت حکومتی تشکیل دادند و فضای امن آن منطقه باعث شد تعداد بسیاری از امامزاده‌ها به آنجا هجرت کنند».

http://www.yjc.ir/fa/news/4611001/


@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
مرکز پاسخگویی موعظه

(8)

سوال:
❓در مورد امام زاده ها در ایران:
الف: چرا اینقدر امام زاده در ایران زیاد است؟ چرا بعد از انقلاب بیشتر شده اند؟ و آیا این امام زاده ها جعلی نیستند؟
ب: راه شناخت امام زاده و تایید صحت آن چیست؟ و ایا اینکه اعراب برای فرماندهانشان مقبره می ساختند صحت دارد؟
ج: آیا تاریخ طبری که نقل های اینچنین دارد حجیت دارد؟

✅پاسخ: بخش اول:
1. قبل از انقلاب آمار دقیق و مستندی در رابطه با تعداد بقاع متبرکه و امامزادگان وجود نداشته است .
2. سازمان اوقاف براساس ملاکها و معیارهای تاریخی و اسناد و مدارک و شیاع محلی و ... اقدام به شناسایی دقیق و ثبت آمار امام زادگان و بقاع متبرکه نموده است .
www.parsine.com/fa/news/199958
3. بر اساس اسناد تاریخی 10 هزار و 615 امامزاده توسط سازمان اوقاف در كشور شناسایی و ثبت شده که دارای شناسنامه هستند و در هشت ‌هزار و 51 بقعه دفن شده‌اند .
4. آماری كه در ابتدای انقلاب و قبل از انقلاب وجود داشته، صحیح نبوده و تنها امامزاده‌هایی كه به چشم ‌آمدند، شناسایی شده و تعدادی از امامزاده‌ها در این سرشماری لحاظ نشدند.
http://old.sharghdaily.ir/news/90/05/17/7695.html
5. سازمان اوقاف با پیدایش مقابر و احداث بقعه جدید منسوب به امامزادگان در اثر خواب نما شدن افراد مخالفت جدی دارد و با آن مبارزه می کند .
6. در برخی استان‌ها همچون گیلان ادارات اوقاف با همکاری مسوولین محلی و شورای تامین نسبت به تخریب و امحای بقاع جعلی اقدام نموده اند.
www.tabnak.ir/fa/news/179026
7. خدشه و ایجاد تردید در بقاع متبرکه مورد احترام که ملجاء مردم بوده و دارای سابقه تاریخی و مورد توجه علما و مردم هستند با بهانه‌های واهی و جهت کم رنگ کردن اعتقادات و ایجاد شبهه در افکار عمومی انجام می شود .

حق جو وحق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/367



@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
✅ پاسخ: بخش سوم: (بخش پایانی)

ملاک اعتبار امام زاده ها:
مراد از امام زاده، فرزند یا فرزند زادگان ائمه اطهار (ع) است ولی در عرف به محل قبر آن بزرگواران امامزاده گفته می شود.
در روایات زیادی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) وارد شده است که اولاد و فرزندان پیامبر اکرم (ص) را اکرام کنید که در این کار ثواب و پاداش زیادی است.
احترام به فرزندان پیامبر اکرم (ص) شامل احترام به آنان در بعد از رحلتشان، احترام به مزار و مدفن آنها و زیارت و تعمیر و نظافت و عطرافشانی چنین مکان هایی است.
البته باید همواره به دو نکته توجه داشته باشیم: 1. سفارشات مربوط به احترام و اکرام ذریه پیامبر اکرم (ص) تنها شامل اولاد واقعی آن حضرت آن هم در صورتی که در طول حیات و زندگی خود از سیره و روش پیامبر جدا نشده باشند می شود.

امروزه بعضی از افراد سودجو به دروغ مکان هایی را به عنوان امامزاده معرفی می کنند که اگر جلو چنین سوءاستفاده هایی گرفته نشود ضربه بزرگی به دین وارد خواهد آمد.

مرحوم محدث قمی (ره) فرموده اند: برای اینکه امامزاده ای دارای اعتبار و احترام باشد باید دو نکته روشن باشد:
1. انتساب به یکی از امامان (ع).
2. علاوه بر انتساب باید جلالت، خوبی و تقرب او به خدا ثابت شده باشد. در غیر اینصورت فقط به عنوان قبرستان مسلمین در آنجا فاتحه ای خوانده می شود و در هر صورت بی احترامی به امامزاده های معروف کار صحیحی نیست.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa498

همچنین مشاهده جوابیه سازمان اوقاف به شبهات مربوط به امامزادگان نیست مطالعه گردد:
http://www.parsine.com/fa/news/199958

صرف استناد یک مطلب به تاریخ طبری موجب وجود آن مطلب در تاریخ طبری نیست و نیاز به بررسی و تحقیق دارد. کتاب تاریخ طبری کتابی نقل محور بوده که انواع نقل های زمان خود (اعم از صحیح و ضعیف و ..) را آورده است . این کتاب به رغم اینکه از منابع کهن تاریخی به حساب می‌آید و مطالب مفید و ارزشمند در آن وجود دارد، ولی از کتاب‌های معتبر به حساب نمی‌آید، زیرا در بیشتر سند مسایل و وقایع تاریخی سیف بن عمر قرار دارد که خود طبری نیز به او اعتماد نداشته است.
http://www.pasokhgoo.ir/node/38428


@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
مرکز پاسخگویی موعظه

✅ #کانال_پاسخگویی_مرکز_موعظه ✅

◀️پاسخگویی به سوالات و شبهات در موضوعات:
🔸 دینی و احکام عملی
🔸اعتقادی
🔸اقلیت های دینی
🔸 مسائل تربیتی و اخلاقی
🔸خرافات و شایعات
🔸مسائل سیاسی (ولایت فقیه و حکومت اسلامی)
🔸 احکام، عقاید، اهل بیت علیهم السلام ، اخلاق, عرفان و...

برای عضویت در کانال روی لینک یا آیدی زیر کلیک کنید و join را انتخاب نمایید.

🔸💠 https://telegram.me/mawezah_pasokhha 💠🔸
🔸💠 @mawezah_pasokhha 💠🔸
—---------------------------------------------------------
ارسال سوال از طریق آیدی زیر (برای کسانی که در گروه پرسش و پاسخ عضویت ندارند) :
@mawezah


سهم شما: اطلاع رسانی. صدقه جاریه
مرکز پاسخگویی موعظه

◾◽◾خدمت تمامی اعضای محترم شهادت مظلومانه ے امام سجاد ع رو تسلیت عرض میکنیم...◾◽◾


🔳 @mawezah1
🔳 @mawezah_pasokhha
🔳 @mawezah_emamAli
مرکز پاسخگویی موعظه

(9)

🚨شایعه+ پاسخ آن:

شایعه:
امشب هركس دعا كنه قبول ميشه چون كه امشب ماه خانه خدا رو طواف ميكنه اين پيام روبه همه إرسال كن هيچ كس رو محروم نكن از اين دعا «ربى من كل ذنب واتوب الیک»امشب ماه عمود بر کعبه میشه. التماس دعا امشب تلاوت آيه29و30سوره فاطر باعث نزول بركت است. شما هم مثل من برای دوستاتون ارسال کنید.بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيم إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ ﴿٢٩﴾لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ( ۳۰)سُبحانَ الله يا فارِجَ الهَمّ وَ يا کاشِفَ الغَمّ فَرِّج هَـمّی وَ يَسّر اَمری وَ ارحِم ضَعفی وَ قِلَـّةَ حيلَتی وَ ارزُقنی حَيثَ لا اَحتَسِب يا رَبَّ العالَمين حضرت محمد(ص) فرمودند هر کسی این دعا را بین مردم پخش کند گرفتاریهایش حل شود...
فقط امشب

✅پاسخ شایعه:
1. مسئول رصدخانه دانشگاه فردوسی مشهد طواف ماه به دورِ كعبه را علمی ندانست و تكذیب كرد و گفت ماه هیچ وقت در مدارش به دور كعبه چرخش نكرده است كه بتوان اصطلاح طواف را برای آن به كار برد.
2. ماه تقریبا در هر 27/3 روز یك دور كامل به دور زمین می‌گردد و در طول این مدت ممكن است در تاریخ‌های قابل محاسبه از نقطه بالای كعبه در آسمان عبور كند که این امر منحصر به یکبار در سال نیست !
http://www.hajj.ir/14/41670
3. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :
پنج شب است که دعا در آنها رد نمی شود: شب اول رجب، شب نیمه شعبان، شب جمعه، شب عید فطر و شب عید قربان .
البته به شب های قدر نیز در روایات دیگر اشاره شده اما نامی از شب طواف ماه به دور کعبه در آنها نیامده است !
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=136494
4. در خواص آیات 29 و 30 سوره فاطر تنها این مطلب یافت شد :
"هر كس این دو آیه را در 4 پارچه پنبه ای نو و پاک بنویسد و در مكان تجارت خود قرار دهد، موجب رشد تجاری او و سود فراوان می شود،" که مسلما ارتباطی به شبی خاص یا وضعیت ماه نسبت به زمین ندارد .
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=146677
5. عبارت "سبحان الله یا فارج..." دعایی با سند مشخص نیست و ادعا در مورد انتشار آن و رفع گرفتاری منتشر کننده از طرف پیامبر اکرم (ص) نیز کذب و فاقد اعتبار است !
http://www.pasokhgoo.ir/node/66750
6. با فرض صحت برخی یا تمام موارد ، آیا فضیلت ادعا شده در انتشار آنها مربوط به یک زمان واحد است ؟!
یا چرا هیچ تاریخ و زمان مشخصی در این دست پیامها ذکر نمی شود و در بازه های زمانی مختلف منتشر می شود ؟!

حق جو و حق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار: http://shayeaat.ir/post/210

@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
مرکز پاسخگویی موعظه

✅ #کانال_پاسخگویی_مرکز_موعظه ✅

◀️پاسخگویی به سوالات و شبهات در موضوعات:
🔸 دینی و احکام عملی
🔸اعتقادی
🔸اقلیت های دینی
🔸 مسائل تربیتی و اخلاقی
🔸خرافات و شایعات
🔸مسائل سیاسی (ولایت فقیه و حکومت اسلامی)
🔸 احکام، عقاید، اهل بیت علیهم السلام ، اخلاق, عرفان و...

برای عضویت در کانال روی لینک یا آیدی زیر کلیک کنید و join را انتخاب نمایید.

🔸💠 https://telegram.me/mawezah_pasokhha 💠🔸
🔸💠 @mawezah_pasokhha 💠🔸
—---------------------------------------------------------
ارسال سوال از طریق آیدی زیر (برای کسانی که در گروه پرسش و پاسخ عضویت ندارند) :
@mawezah


سهم شما: اطلاع رسانی. صدقه جاریه
مرکز پاسخگویی موعظه

(10)

❓ در مورد "لایک" توضیح دهید.
❓ آیا لایک همان لائیک است؟
❓لایک چیست و چه می کند؟


✅پاسخ:
کلمه لایک با لائیک فرق دارد. ریشه این دو کلمه نیز با هم فرق دارد.
لایک: لایک در لغت و در جایگاه فعل به معنای دوست داشتن، پسندیدن و از این دست معانی می باشد.

لائیک: واژه Laic به معنی جدا از دین یا دین جدا، و واژه Laicism به معنی دین جداگری یا دین جدایی، و واژه Laity به معنی عامه، مردم غیر روحانی، عمومِ ناحرفه‏ای‏یان و مردم ساده ترجمه شده است(فرهنگ علوم انسانی، آشوری، ص 201.).

✅ منشا کلمه "لایک" و نقش آن در شبکه های اجتماعی و امور سیاسی کشورها و یا افراد:

لایک در لغت و در جایگاه فعل به معنای دوست داشتن، پسندیدن و از این دست معانی می باشد. طبق تعریف ارائه شده توسط فیسبوک، لایک امکان ویژه ای برای بازخورد نظر کاربر می‌باشد که تنها با فشاردادن دکمه لایکِ زیر نوشته می توان آن را انجام داد، به واقع لایک بازخورد فکر مخاطب در اتباط با صاحب پست و یا پیج مربوطه می-باشد.

در گذشته فیسبوک به جای کلمه لایک از فن (Fan) به معنی طرفدار استفاده می کرد اما به دلیل بازخورد های نامناسب از سوی کاربران کلمه فن به لایک تغییر کرد، طبق اعلام صورت گرفته کلمه لایک مخاطب پسند تر بوده و معنای استانداد تری در نسب با کلمه فن دارد. فیسبوک این سرویس را در آوریل سال ۲۰۱۰ میلادی پرده برداری کرد.

🔹تعریف لایک توسط فیسبوک

با توجه به تعرف ارائه شده توسط فیسبوک می توان چنین گفته که برای مثال لایک کردن یک پست ویدئویی به معنای زیر است:

* فرد ویدئو را پسندیده ‌است.
* بر روی تایم‌لاین(خط زمانی – نشان دهنده تاریخچه فعالیت های فرد یا پیج) فرد نشانه ای مبنی بر آنکه ویدئو منتشر شده را پسندیده است، قرار می گیرد.
* پست گذار متوجه خواهد شد که فرد ویدئو را پسندیده است.

سه نکته ذکر شده توسط فیسبوک نشان دهنده هدف گذاری اصلی مدیران این شبکه از تعبیه لایک در زیر هر پست می باشد، اینکه توسط آن می‌توان به سادگی سلایق گوناگون هر کاربر مجازی را رصد کرده و مورد مطالعه قرار داد. اما همانطور که ذکر شد لایک محدود به تایید پست ها نمی شود بلکه در انواع و اقسام پیج ها کاربرد فراونی دارد

طبق آمار اعلام شده، در این شبکه روزانه بیش از دو میلیارد لایک زده می‌شود. حال اگر کاربران فیسبوک را یک میلیارد نفر بدانیم به معنای آن است که هر فرد روزی دو لایک می زند، اما این رقم با توجه به آنکه بسیاری از افراد این شبکه فعال دائمی نیستند می‌تواند برای افراد متفاوت تغییر چشم گیری داشته باشد و شاید از صد ها لایک عبور کند.

هر لایک زده شده به خوبی می‌تواند گوشه ای از شخصیت فرد را نشان دهد. تمایلات فکری، عقیدتی کاربر در ارتباط با رویداد های مهم جهان، تفریحات و سرگرمی های مورد علاقه، کشش ها و کنش های جنسی، میزان اعتقادات مذهبی و رابطه وی با دیگران در قالب انبوه لایک های مختلف و گوناگون ظاهر شده و در نتیجه لایک کردن به خوبی می‌تواند شخصیت هر فرد با وجود پیچید گی های مخصوص به خود را عیان کند. بزرگی جامعه فیسبوک موجب شده است جامعه آماری بسیاری عمیق و شگفت انگیزی به دست مدیران شبکه فیسبوک و آژانس امنیت ملی امریکا(NSA) به عنوان مولد فضای سایبر و اینترنت یافتند بطوری که به راحتی می توان از آن جامعه آماری عظیم در سیاست گذاری های کلان استفاده شود.

اخیراً در یک تحقیق ارائه شده توسط محققان دانشگاه کمبریج تمایلات و اعتقادات کاربران توسط لایک ها پیش بینی شده است، این محققان با ارائه الگوریتمی توانسته اند به نتایج خارق العاده ای از شخصیت افراد دست پیدا کنند که نتیجه آن توسط مجله علمی پی ان ای اس(مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالت متحده آمریکا - PNAS) منتشر شده است. محققان در این پژوهش با آنالیز بیش از 58 هزار داوطلب به مطالعه تطبیقی بین لایک های افراد و شخصیت روانشناختی آن ها پرداخته اند، محققین با تست های روانشناسی از داوطلبان و از سوی دیگر با وارد کردن لایک های افراد به الگوریتم ذکر شده نتایج مشابهی را به دست آورده اند.

🔸نتایج به دست آمده از الگوریتم های داوطلبان آمریکایی، با واقعیت افراد در حوزه جنسیت 88 درصد، رنگ پوست 95 درصد و درباره گرایش سیاسی به دو حزب آمریکا 85 درصد و در تفکیک بین مسیحیان و مسلمانان در 82 درصد موارد تطبیق صحیح داشته است.
مرکز پاسخگویی موعظه

همچنین محققین اعلام داشتند، علایق افراد به موسیقی و یا فیلم های لایک شده به سادگی می ‌تواند ویژگی افراد را نشان دهد. در این تحقیق نکات جالب و قابل توجهی توسط محققین ارائه شده است در این باره یکی از محققان با نام دیوید استیل‌ول می‌گوید: «کسانی که سیب زمینی سرخ کرده فنری دوست دارند، باهوش تر هستند و آنها که فیلم شوالیه سیاه (بت من) فیلم مورد علاقه شان است، دوستان کمتری دارند.». نکات ذکر شده توسط این محققین نشان می‌دهد مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی تمرکز ویژه ای بر شخصیت شناسی افراد دارند.

❗️به وضوح مشخص است ایالت متحده آمریکا که برای گسترش هیمنه جهانی خود از هیچ تلاشی باز نمی ماند، در جهت پیش برد سیاست های کلان و راهبردی خود، از فرصت ویژه ای که شبکه های اجتماعی پدید آورده اند استفاده کامل را خواهد برد. حضور یک میلیارد کاربر از اقصی نقاط جهان در شبکه اجتماعی فیسبوک موقعیت خوبی برای تمدن غرب محسوب می‌شود تا بتواند سیطره اطلاعاتی خود را بیش از بیش گسترش دهد، و همین امر موجب شده است هیچ گونه حریم خصوصی برای افراد باقی نماند.
❗️کاربران ایرانی نیز سلایق خود را با لایک کردن انواع و اقسام پیج ها معرفی می کنند و همین امر جدای از آنکه منجر به شناخت شخصیت کابر توسط شبکه فیسبوک می‌شود در نگاهی دیگر کلیتی از وی به عنوان یک انسان ایرانی در اختیار فیسبوک قرار می گیرد. در نتیجه جمعیت کاربران بیست میلیونی نزدیک به سی درصد جامعه ایرانی را شکل می‌دهند، هر کدام با ارائه سلایق و مشخصات خود، تصویری تقریباً کامل را در اختیار شبکه اجتماعی فیسبوک می‌گذارند. بدون شک ایالت متحده امریکا با بررسی این نمونه آماری به خوبی می‌تواند حداقل بخشی از سیاست های خود در حوزه جنگ نرم را آنالیز کند و با استفاده از آن اطلاعات، برنامه ها و طرح ریزی های خود را پیش ببرد.

❗️جدای از لایک های زده شده به نشانه موافقت با آن موضوع، گذاشتن کامنت ها و پاسخ به سوال های مطرح شده توسط پیج های گوناگون از دیگر مصادیق دادن رایگان اطلاعات به دشمنان ایران اسلامی است.
به واقع کاربران فیسبوک بدون در نظر گرفتن تبعات امنیتی فردی و ملی با گذاشتن اطلاعات شخصی و سلیقه فکری خود در اختیار این شبکه، جدای از آنکه روحیات و ویژگی های خود را در معرض همگان و سرویس های اطلاعاتی قرار می‌دهند شخصیت ملی خود به عنوان یک فرد از جامعه ایرانی که به مثابه یک تکه از پازل است را به پازل سازان ارائه می-کنند و آن ها با به دست آوردن برایند شخصیتی این بیست میلیون کاربر به هدف گذاری پرداخته و نتایج سیاست-های اجرا شده خود در جمهوری اسلامی ایران را مشاهده می کنند. دشمنان این مرز و بوم با برنامه ریزی های صحیح بر اساس حداقل جامعه آماری فیبسوک که بیشتر مرتبط به طبقه بورژوا و جامعه شهری است اهداف خود را به پیش گیرند.

◀️زدن لایک ها و دادن اطلاعات شخصی در کوتاه مدت و میان مدت ممکن است اهمیت چندانی نداشته باشد اما در آینده به داشتن جامعه آماری دلیل آنکه مدیران و هدایت کنندگان کشور بخشی از همین کاربران هستند، موجب می شود دشمنان با کامل از این افراد، برنامه ریزی های صحیح مبتنی بر شخصیت روانشناختی کاربران سابق و مدیران آینده داشته باشند و با استفاده از نقاط ضعف آن ها اهداف شوم خود را به پیش ببرند. از این جهت، اگرچه هر لایک به ظاهر تنها یک نظر محسوب می‌شود، اما زدن هر یک لایک در نوع خود کمکی به دشمنان جمهوری اسلامی ایران خواهدکرد.

@mawezah_pasokhha
مرکز پاسخگویی موعظه

(11)

❓عالم ذر کجاست؟ درباره ان اطلاعاتی ارائه دهید.


✅معروف ترین اقوا در مورد عالم ذر این دو قول است :
1. اینکه ارواح عالم خلق شد و در یک سوال و جواب، خداوند حجت خودش رو بر ما تمام کرد که او خدای ماست و ما هم قبول داریم و درک کردیم.و این اتفاق در عالمی قبل از دنیا برای همه ارواح اولین تا آخرین رخ داده است.

2. اینکه این اتفاق به شکل اول نبوده بلکه یک قدرت درکی رو خداوند به انسان عطا میکنه به اسم عقل (پیامبر درونی) که انسان با عقل بتواند حقیقت رو درک کند و خدا رو بشناسد و اطاعت کند.
و این اتفاق در دنیا و قبل از تولد هر یک از ما می افتد.


در مورد عالم ذر به این صفحات مراجعه کنید تا اطلاعات کاملی در این خصوص داشته باشید:

عالم ذر از نگاه قرآن:
http://rasekhoon.net/article/show/696855/

چرا عالم ذر را به یاد نمی آوریم؟
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=190192

منظور از عالم ذر چیست؟
http://www.soalcity.ir/node/134

عالم ذر کجاست؟
http://rasekhoon.net/forum/thread/761365/page1/

چرا با وجود پیمان عالم ذر برخی از انسان ها ادیانی غیر از اسلام را پذیرفتند؟
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4171


@mawezah_pasokhha
مرکز پاسخگویی موعظه

(12)

❓ حکمت حجاب در نماز چیست؟


✅پاسخ:
سلام و وقت بخیر؛

مسلم است حكمت پوشش بدن و رعايت حجاب اسلامي بر زن در حال نماز، پنهان كردن و مستور نمودن خود از خدا نيست؛ زيرا چيزي از علم خدا پنهان نيست . خداوند بر همه چيز در همه حالات آگاه است. لکن حکمت هاي ديگري در کار است که ممکن است موارد زير نيز از حکمت هاي حجاب در هنگام نماز باشد :
1. رعايت ادب:
يكي از حكمت هاي اين حكم رعايت ادب است، يعني همان گونه كه رعايت پوشش زن در برابر ديگران و در محافل رسمي حتي در برابر والدين نوعي حفظ حرمت محسوب مي شد ؛ نماز خواندن بدون پوشش لازم و كامل هم نوعي بي احترامي به حساب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آيد. اين مسئله در اديان ديگر هم در هنگام عبادت وجود داشته و حفظ حجاب براي زنان داراي اهميت ويژه بوده است (تاريخ تمدن، ج 9، ص 242، به نقل از مجله پيام زن، ش 20، ص 80 - 83.) .

2. حضور قلب :
حكمت ديگر اين است كه رعايت حجاب و آداب ديگر در نماز مانند پاك بودن بدن و لباس در تحصيل حضور قلب مؤثر است . رعايت اين برنامه ها موجب توجه به قرار گرفتن در محضر خداوند بوده و شخص را از حال غيبت از محضر حق به حال حضور مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رساند . پرده ها و حجاب هايي را كه ميان بنده و خدا ايجاد شده است كنار مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌زند.
در دين اسلام براي نماز و ايستادن در مقابل پروردگار و راز و نياز با او، آداب و احكامي قرار داده شده تا انسان آمادگي لازم براي حضور در مقابل پروردگار را پيدا كند. مانند طهارت، رعايت قبله .
حجاب نيز يکي از آداب لازم براي نماز است که با رعايت و توجه به حجاب آمادگي لازم براي نماز خواندن را پيدا نمايد.

3. پي بردن به ارزش و اهميت حجاب:
حكمت ديگري براي پوشش در هنگام نماز تأكيد در موضوع پوشش و حجاب بانوان است، و اين كه حجاب و پوشيده بودن بدن زن پسنديده و محبوب خدا است . اين حكم به زنان مسلمان مي فهماند كه حجاب مطلوب خداوند است به گونه اي كه حتي در نماز از زن مسلمان خواسته با حفظ حجاب با خداوند سخن گويد. چون او بنده اش را اين گونه مي پسندد .

4. تمريني است براي حفظ حجاب
اين خود نوعى تمرين مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مى‏باشد و يكى از عواملى است كه در پاس‏داشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگيرى از آسيب‏پذيرى آن، نقش مهمى ايفا مى‏كند.

امام صادق عليه‏السلام فرمودند:
«جامه براي مؤمنان نعمتي از جانب خداوند است که مواضع شرمگاه بدن با آن پوشيده مي‏شود ... و چون آن را مي‏پوشي، تو را به خودپسندي و ريا و خودآرايي و فخر فروشي و بزرگ‏منشي وادار نکند ... پس چون جامه‏ات را پوشيدي، به ياد آن باش که خداي تعالي گناهان تو را با رحمتش پوشانده، و لباس صدق و راستي را بر خود بپوش؛ همان‏گونه که پيکر ظاهر خود را با جامه‏ات پوشاندي و بايد باطنت در پوشش ترس و ظاهرت در پوشش اطاعت باشد! اين نعمت خداوند که لباس فرستاد تا عورت ظاهري‏ات پوشيده بماند، بايد مايه عبرت تو شود تا با لباس توبه، عورتهاي باطني خود را بپوشاني و هيچ کس را به عيبش رسوا نکني... .»(سر الصلوة، امام خميني رحمه‏الله ، تصحيح احمد فهري، پيام آزادي، مرداد 1360، تهران، ص 83. )

@mawezah_pasokhha
مرکز پاسخگویی موعظه

(13)

❓راه های جذب جوانان به مسجد و برنامه های متناسبی که می توان در مسجد برای آنان ارائه داد را بیان بفرمایید.


✅پاسخ : (قسمت اول: 8 راه جذب جوانان به مسجد)

1- نیازسنجی و شناخت روحیات جوانان
آنچه در مسیر جذب جوانان به مساجد پیش از هر چیز دیگر حائز اهمیت می باشد شناخت روحیات جوانان و سنجش نیازهای آنان است. برنامه ریزان فرهنگی مخصوصاً در حوزه فرهنگ دینی باید به تناسب شرایط محلی هر استان روحیات جوانان را مورد مطالعه قرار داده و با اعزام کارشناسان، نیازهای آنان را در حوزه فرهنگ دینی مورد عنایت جدی قرار دهند. انتظارات آنان را به منظور مشارکت در فعالیت های فرهنگی مساجد با جدیت هر چه تمام تر دنبال کنند. از آنان بخواهند درباره مسجد هرچه می دانند عنوان کنند و علت حضور یا عدم حضورشان در مساجد را بازگو کنند. در این صورت بسیاری از واقعیت ها که در ذهن آنها نقش بسته است آشکار خواهد شد و با این تمهیدات و مقدمه چینی ها می توان اقدام های بعدی را پیگیری کرد.
جوانان
2- توجه به آراستگی، نظافت و بهداشت مساجد
از آنجا که طبعجوانان پاک و آرام می باشد، لذا به مکان های پاکیزه، آرام، جذاب و دلپذیر بیشتر گرایش پیدا می کنند و از مکان هایی که از پاکیزگی لازم برخوردار نیست دوری می کنند. بنابراین برای جذب آنان به مساجد باید این مکان ها را آراسته و پاکیزه ساخت. فرش های مسجد باید تمیز و پاکیزه باشند. روشنایی مسجد در حد مطلوب باشد. مسجد همواره معطر و خوشبو باشد. نمازگزاران با لباس های پاکیزه و بوی خوش وارد مسجد شوند. مسجد از آرامش لازم برخوردار باشد. به مسائل دنیوی کمتر پرداخته شود و بیشتر مسائل اخروی مورد اهتمام قرار گیرد. مومنان به یکدیگر احترام گذاشته و همدیگر را به صبر، شکیبایی و خصلت های نیکو سفارش کنند.

3- نقش مؤثر امام جماعت
امام جماعت یکی از ارکان اساسی مسجد به شمار می رود. جوانان امام جماعت را به عنوان آیینه تمام نمای خوبی ها و مکرمت های انسانی و سمبل پاکی، صداقت، صفا، شجاعت، مروت، انسانیت، شکیبایی، ایثار و گذشت می شناسند. بنابراین برای جذب جوانان به مسجد، امام جماعت باید با جوانان دوست شده با آنان بجوشد، در غم و شادی آنان شریک شود، از آنان احوالپرسی کند، با آنان به اردو رود، حتی الامکان در میادین ورزشی آنان حضور یافته و آنان را مورد تشویق قرار دهد. اگر امام جماعت چنین کند جوانان او را دوست خواهند داشت و هیچ گاه او را فراموش نکرده و در صف های جماعت حاضر شده و در فعالیت های فرهنگی مسجد تعامل و همکاری خواهند داشت.

4- نقش هیئت های امنا، بانیان و واقفان
هیئت های امنا، بانیان و واقفان نیز از دیگر ارکان تأثیر گذار جذب جوانان به مساجد به شمار می روند و نحوه تعامل آنان با جوانان بسیار حساس و ظریف می باشد. اگر خدای ناکرده هیئت های امنا به خصوص با جوانان رفتاری دون شأن آنان داشته باشند و به گونه ای شخصیت آنان را دچار خدشه کنند، باعث فاصله گرفتن ایشان از مسجد خواهند شد. متأسفانه در برخی از مساجد مشاهده شده است که برخی از هیئت های امنا رفتار مناسبی با جوانان نداشت اند که این امر اثرات منفی در جذب جوانان به همراه داشته است. بنابراین باید کوشید تا متناسب با شخصیت آنان سخن گفت و آنان را در فعالیت های گروهی و جمعی مشارکت داده و با عطوفت و مهربانی با آنان رفتار کرد که اگر چنین شود زمینه های جذب جوانان در مساجد فراهم خواهد شد.

5- اهتمام در پاسخگویی به شبهات فکری و دینی جوانان
شبهات فکری و دینی فراوانی در ذهن جوانان نقش بسته است و آنان را به دنبال مکان هایی می کشاند که به شبهاتشان پاسخ دهد. یا راه اندازی گفتمان های دینی در مساجد و دعوت از استادن مجرب برای این منظور جوانان حضور فعال تری در مساجد پیدا خواهند کرد و زمینه پاسخ به سؤالات آنان فراهم خواهد شد و این امر موجب افزایش توان تحلیل آنان در مباحث اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی شده و احساس شخصیت شان را جدی تر می کند؛ بدین ترتیب حضور آنان در مساجد پررنگ خواهد شد. پس نیاز است که در مساجد بیش از پیش جلسات گفتمان و مشاوره دینی تشکیل شود.

6- ملال آور نبودن سخنرانی های واعظان مساجد
یکی از مواردی که موجب خستگی و ملالت جوانان می شود انجم سخنرانی های طولانی یک ساعته یا بیشتر از آن می باشد که به هیچ وجه پسندیده نیست. عدم رعایت حد اعتدال در سخنرانی ها موجبات گریز جوانان از مساجد را فراهم خواهد ساخت. بنابراین سخنرانی ها باید حداکثر 30 تا 40 دقیقه انجام شود. در این مدت مبلغ باید از آیات قرآن، احادیث، اشعار، پندها و اندرزها و داستان ها استفاده کرده و کلام خود را با بیانی شیوا و جذاب برای مخاطبان جوان ارائه کند تا به ذائقه آنان شیرین آید و شاهد حضور مستمر آنان در مسجد شود. مداحی ها هم باید کوتاه و مستند بیان شوند. لذا خطیب و مداح باید حق مطلب را به خوبی ادا کنند، تا جوانان از این طریق به مساجد جذب شوند.
جوانان
مرکز پاسخگویی موعظه

7- مشارکت دادن جوانان در فعالیت های جمعی و گروهی
نظر به اینکه جوانان مشتاقند در فعالیت های گروهی و جمعی شرکت نمایند و به آنان در این ارتباط بها داده شود، لازم است از آنان در انجام کارهای مسجد نظیر پیگیری فعالیت های عمرانی و فرهنگی دعوت به عمل آمده و آنان را در این ارتباط ترغیب و تشویق کنند. به عنوان مثال پیگیری انجام برنامه اعتکاف در یک مسجد توسط جوانان صورت گیرد. موضوع ثبت نام را به آنان واگذار کرده و در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها نظرات آنان نیز خواسته شود، یا آنان را برای پیگیری نیازهای فرهنگی مسجد به ادارات تبلیغات اسلامی و اوقاف و امور خیریه روانه سازند. در هر صورت باید به آنها بها داده شود و همچون بزرگان از مشارکت های آنان استفاده گردد.

8- طولانی نکردن اقامه نمازهای جماعت
نمازهای جماعت باید به طور معمول و تعارف برگزار شوند و امام جماعت از طول دادن نماز و خیلی آهسته خواندن آن پرهیز کرده، سوره های طولانی را در نماز نخواند، سجده ها را طولانی نکند و حتی الامکان از صحبت های بین دو نماز پرهیز کرده و اگر صحبتی خواست انجام دهد خیلی کوتاه باشد و به حد 5 دقیقه بسنده کند. بعد از نماز جماعت نیز بی مورد وقت مؤمنان را نگیرد و برای مسجد جدول برنامه هفتگی تنظیم کرده و سعی کند آن برنامه را اجرا نماید و جز در موارد خاص برنامه های آن را لغو نکند. بنابراین امام جماعت باید به طور سنجیده فعالیت کرده و مطابق طبع ظریف جوانان حرکت کند، زیرا آنان مردان فردا و سنگربانان مساجد در حال و آینده هستند.


@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
مرکز پاسخگویی موعظه

(13)

❓راه های جذب جوانان به مسجد و برنامه های متناسبی که می توان در مسجد برای آنان ارائه داد را بیان بفرمایید.


✅پاسخ : (قسمت اول: 8 راه جذب جوانان به مسجد)

1- نیازسنجی و شناخت روحیات جوانان
آنچه در مسیر جذب جوانان به مساجد پیش از هر چیز دیگر حائز اهمیت می باشد شناخت روحیات جوانان و سنجش نیازهای آنان است. برنامه ریزان فرهنگی مخصوصاً در حوزه فرهنگ دینی باید به تناسب شرایط محلی هر استان روحیات جوانان را مورد مطالعه قرار داده و با اعزام کارشناسان، نیازهای آنان را در حوزه فرهنگ دینی مورد عنایت جدی قرار دهند. انتظارات آنان را به منظور مشارکت در فعالیت های فرهنگی مساجد با جدیت هر چه تمام تر دنبال کنند. از آنان بخواهند درباره مسجد هرچه می دانند عنوان کنند و علت حضور یا عدم حضورشان در مساجد را بازگو کنند. در این صورت بسیاری از واقعیت ها که در ذهن آنها نقش بسته است آشکار خواهد شد و با این تمهیدات و مقدمه چینی ها می توان اقدام های بعدی را پیگیری کرد.
جوانان
2- توجه به آراستگی، نظافت و بهداشت مساجد
از آنجا که طبعجوانان پاک و آرام می باشد، لذا به مکان های پاکیزه، آرام، جذاب و دلپذیر بیشتر گرایش پیدا می کنند و از مکان هایی که از پاکیزگی لازم برخوردار نیست دوری می کنند. بنابراین برای جذب آنان به مساجد باید این مکان ها را آراسته و پاکیزه ساخت. فرش های مسجد باید تمیز و پاکیزه باشند. روشنایی مسجد در حد مطلوب باشد. مسجد همواره معطر و خوشبو باشد. نمازگزاران با لباس های پاکیزه و بوی خوش وارد مسجد شوند. مسجد از آرامش لازم برخوردار باشد. به مسائل دنیوی کمتر پرداخته شود و بیشتر مسائل اخروی مورد اهتمام قرار گیرد. مومنان به یکدیگر احترام گذاشته و همدیگر را به صبر، شکیبایی و خصلت های نیکو سفارش کنند.

3- نقش مؤثر امام جماعت
امام جماعت یکی از ارکان اساسی مسجد به شمار می رود. جوانان امام جماعت را به عنوان آیینه تمام نمای خوبی ها و مکرمت های انسانی و سمبل پاکی، صداقت، صفا، شجاعت، مروت، انسانیت، شکیبایی، ایثار و گذشت می شناسند. بنابراین برای جذب جوانان به مسجد، امام جماعت باید با جوانان دوست شده با آنان بجوشد، در غم و شادی آنان شریک شود، از آنان احوالپرسی کند، با آنان به اردو رود، حتی الامکان در میادین ورزشی آنان حضور یافته و آنان را مورد تشویق قرار دهد. اگر امام جماعت چنین کند جوانان او را دوست خواهند داشت و هیچ گاه او را فراموش نکرده و در صف های جماعت حاضر شده و در فعالیت های فرهنگی مسجد تعامل و همکاری خواهند داشت.

4- نقش هیئت های امنا، بانیان و واقفان
هیئت های امنا، بانیان و واقفان نیز از دیگر ارکان تأثیر گذار جذب جوانان به مساجد به شمار می روند و نحوه تعامل آنان با جوانان بسیار حساس و ظریف می باشد. اگر خدای ناکرده هیئت های امنا به خصوص با جوانان رفتاری دون شأن آنان داشته باشند و به گونه ای شخصیت آنان را دچار خدشه کنند، باعث فاصله گرفتن ایشان از مسجد خواهند شد. متأسفانه در برخی از مساجد مشاهده شده است که برخی از هیئت های امنا رفتار مناسبی با جوانان نداشت اند که این امر اثرات منفی در جذب جوانان به همراه داشته است. بنابراین باید کوشید تا متناسب با شخصیت آنان سخن گفت و آنان را در فعالیت های گروهی و جمعی مشارکت داده و با عطوفت و مهربانی با آنان رفتار کرد که اگر چنین شود زمینه های جذب جوانان در مساجد فراهم خواهد شد.

5- اهتمام در پاسخگویی به شبهات فکری و دینی جوانان
شبهات فکری و دینی فراوانی در ذهن جوانان نقش بسته است و آنان را به دنبال مکان هایی می کشاند که به شبهاتشان پاسخ دهد. یا راه اندازی گفتمان های دینی در مساجد و دعوت از استادن مجرب برای این منظور جوانان حضور فعال تری در مساجد پیدا خواهند کرد و زمینه پاسخ به سؤالات آنان فراهم خواهد شد و این امر موجب افزایش توان تحلیل آنان در مباحث اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی شده و احساس شخصیت شان را جدی تر می کند؛ بدین ترتیب حضور آنان در مساجد پررنگ خواهد شد. پس نیاز است که در مساجد بیش از پیش جلسات گفتمان و مشاوره دینی تشکیل شود.

6- ملال آور نبودن سخنرانی های واعظان مساجد
یکی از مواردی که موجب خستگی و ملالت جوانان می شود انجم سخنرانی های طولانی یک ساعته یا بیشتر از آن می باشد که به هیچ وجه پسندیده نیست. عدم رعایت حد اعتدال در سخنرانی ها موجبات گریز جوانان از مساجد را فراهم خواهد ساخت. بنابراین سخنرانی ها باید حداکثر 30 تا 40 دقیقه انجام شود. در این مدت مبلغ باید از آیات قرآن، احادیث، اشعار، پندها و اندرزها و داستان ها استفاده کرده و کلام خود را با بیانی شیوا و جذاب برای مخاطبان جوان ارائه کند تا به ذائقه آنان شیرین آید و شاهد حضور مستمر آنان در مسجد شود. مداحی ها هم باید کوتاه و مستند بیان شوند. لذا خطیب و مداح باید حق مطلب را به خوبی ادا کنند، تا جوانان از این طریق به مساجد جذب شوند.
جوانان
✅پاسخ: (قسمت دوم:عوامل تاثیر گذار در مسجد)
برای جذب جوانان به مساجد و نماز جماعت و شرکت در سایر برنامه های فرهنگی مساجد شیوه ها و عواملی وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره می شود:
الف) مسجد
ب) هیأت امنای مسجد
ج) امام جماعت
د) برنامه های فرهنگی مسجد
ه) خانواده
ر) مدرسه
ز) سایر عوامل پیوند دهنده میان مسجد و جوانان

✅این عوامل هر کدام نیاز به ویژگیهایی دارند:

الف: مسجد:
١- فضای مناسب و ظاهر خوب آن (احداث و زیباسازی مساجد و نمازخانه ها)
٢- نظافت و پاکیزگی مسجد
٣- وسایل صوتی، گرما زا و سرما زا
٤- تصمیم گیری متمرکز
٥- ایجاد امکانات فرهنگی ورزشی
٦- استفاده از افراد خوش صدا

ب:هیات امناء:
١- همکاری جدی
٢- تقسیم کار
٣- علاقه به کار
٤- تأمین بودجه
٥- توجیه جوانان و نوجوانان
٦- اهتمام به مسأله ی نوجوانان و جوانان و احترام گذاشتن به عقیده و شخصیت آنان
٧- استفاده از تخصص های گوناگون

ج:امام جماعت:
١ ثابت بودن
٢ توانایی علمی
٣ نظم و انضباط
٤ برخورداری مسجد از امام جماعت خوش خلق
٥ بیان ساده و شیوا
٦ ابتکار خلاقیت
٧ احترام و تواضع
٨ آراستگی ظاهری
٩ توانایی جسمی
١٠ درک موقعیت سنی نوجوانان و جوانان
١١ دوستی با نوجوانان و جوانان
١٢ رویکرد جوان گرایی در انتخاب امام جماعت مسجد
١٤ نداشتن تعصب بی مورد
١٥ معنویت و علمیت امام جماعت

د) برنامه های فرهنگی مسجد
داشتن برنامه های متنوع و جذاب از قبیل:
ورزشی
فکری
آموزشی
مسابقات+جوایز
سینما و پارک
شرکت جوانان و نوجوانان در مدیریت مسجد
شرکت در برنامه های فرهنگی
واگذاری مسئولیت به جوانان برای رشد فکری مذهبی و مسئولیت پذیری دینی

ز) سایر عوامل پیوند دهنده میان مسجد و جوانان:
١- ترجمه و توضیح دعا ها و اذکار
٢- استفاده از هنر
٣- الگو و همانند سازی
٤ - به کارگیری روش محبت
٥- بیان ویژگیهای اخلاقی نماز گزاران
٦- بیان اهمیت و موقعیت والای مسجد
٧- بیان رمز و راز نماز و آثار و فواید آن و آشنا کردن جوانان با فلسفه اعمال عبادی یکی دیگر از روشهای جذب نوجوانان و جوانان به مسجد و ترویج فرهنگ نماز می باشد.
٨- انعکاس فعالیت ها
٩- مساجد گره گشای مشکلات جوانان می باشد
١٠- احترام و توجه به خادمین و هیأت امنای مساجد
11- نظم
12- برنامه ریزی
13- عدم مزاحمت
14- خوش رفتاری


توضیحات موارد فوق را در صفحه زیر دنبال کنید:
http://fam.masjed.ir/fa/article/2233/
همچنین برای دستیابی به مطالب زیبا و کاربردی و محتوایی برای استفاده در مسجد به این پایگاه مراجعه نمایید:
http://masjednama.ir/

🍃🍁🌺🌷🍃
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🍃🍁🌺🌷🍃
مرکز پاسخگویی موعظه

❓⁉‼❓سۆال⬅14➡:

⁉ ردّ مظالم یعنی چه؟ لطفاً توضیح دهید؟


✔جواب: كلمه مظالم جمع كلمه مظلمه است، این کلمه از ماده ظلم گرفته شده و از نظر اصطلاح فقهی به اموال و بدهی هایی گفته می شود که انسان از روی ظلم و بی عدالتی از بندگان خدا گرفته و نپرداخته است.و مظلمه عبارت از نوع خاصی از مدیون و مشغول الذمه بودن است و خصوصیت و ویژگی آن به این صورت است كه: یا انسان مبلغ مشخصی به فرز معینی مدیون است اما نمی‌داند كجاست و به او دسترسی ندارد، و یا اینكه می‌داند كه مبلغ معینی مدیون است اما به صورت مشخص، فرد مدیون برایش معلوم نیست كه چه كسی است؟ در هر دو صورت فرق نمی‌كند كه علت مدیونی، غصب و سرقت باشد، او یا اینكه سبب آن امری مشروع باشد مثلاً از شخصی قرض كند و بعد قرض دهنده را پیدا نكند و امكان دسترسی به او نباشد، و یا می‌داند از كسی قرض كرده اما نمی‌داند كی بوده است؟ این معنی كلمه مظلمه كه جمع آن مظالم است. اما حكم آن این است كه: مقدار دین مذكور را باید به اشخاص فقیر صدقه بدهد، كه اصطلاحاً به این پرداخت صدقه و رد مال به فقیر بابت دین مزبور رد مظالم گفته می‌شود. آنچه تا كنون گفته شد حالت یقینی رد مظالم است اما گاهی چون شخص در برهه‌ای از زندگانی خیلی مقید به رعایت حقوقی دیگران در اموالشان نبوده است و چه بسا اموال آنان را تلف كرده است سپس متنبه می‌شود و احساس مدیونی می‌كند، و از طرفی شخصاً نمی‌داند به چه كسی و چه مبلغی بدهكار است؟ به منظور اینكه اگر واقعاً به كسی بدهكار است ذمه اش بری شود مبلغی را احتیاطاً به عنوان رد مظالم به فقرا صدقه می‌دهد.

(ر.ک: جامع المسائل آیت الله فاضل، ج 2، س 1200)
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال⬅15➡
❓❓❓❓ در مورد غيبت .. تهمت و امثالكم آيا رد مظالم مي توان كرد ؟ اگر ميشود چگونه بايد ان را محاسبه كرد و پرداخت نمود ؟ آيا باز هم بايد از فرد مورد نظر حلاليت خواست؟ اگر نتوانستيم اين كار را بكنيم چه؟



پاسخ:

اگر غيبت کسي راکرده ايد در صورتي که طلب حلاليت ممکن باشد و مفسده نداشته باشد بايد حلاليت گرفته شود، اما اگر حلاليت طلب کردن ممکن نباشد يا سبب کدورت بيشتر شود در اين صورت لازم نيست حلاليت گرفته شود. بلکه بايد در برابر خداوند توبه کند و براي کسي که غيبت او را کرده است دعا کند و استغفار کند و خوب است برايش صدقه بدهد. ولي واجب نيست و همان استغفار و توبه و دعا کردن در حق او ان شاء الله کفايت مي کند. اما دادن رد مظالم برايش بهتر است.
نسبت به کسي که تهمت زده است اگر ممکن باشد حلاليت و رضايت بگيرد بايد اين کار را انجام دهد. اما اگر ممکن نباشد در صورتي که ممکن باشد اعاده حيثيت نمايد مثلا به کساني که تهمت را شنيده بگويد که تهمت بوده است و صحيح نيست و در برابر خداوند هم توبه کند و اگر اعاده حيثيت ممکن نباشد، در اين صورت بايد توبه کند و در حق آن شخص نيز دعا و استغفار نمايد انشاء الله خداوند مي بخشد.

🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅16➡

⁉ ⁉‼پرسش: آیا باید بگوییم : خدایا من این مبلغ پول را به مثلاً این فقیر می دهم ؛ تو ثواب ان را هدیه به کسانی کن که حقی به گردن من دارند و من نمی دانم که هستند ؟ و یا اینکه خدایا من نمی توانم حلالیت بگیرم به دلایلی از طرفی که می شناسمش ( به دلیل مفسده ای که ایجاد می شود ) تو ثواب آن را به فلانی بده تا در فردای قیامت از من راضی شود ؛ آیا این نیت ها در مورد رد مظالم صحیح است ؟


🔑پاسخ:

بله اگر انسان نداند که مظالمی به گردن دارد یانه ولی از باب احتیاط کار خیری مانند صدقه دادن یا کمک به مردم انجام دهد و نیت کند که اگر مظالمی درگردن داشته باشد ثواب این کار ها برای صاحبان مظالم باشد. این کار نه تنها اشکال ندارد. بلکه کار خوبی است


🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅17➡

⁉ سوال: من مدتی است که در نماز و طهارت و در تمامی اعمالم دچار وسواس شده ام (حتی تازگی به وسواس فکری نیز دچار شده ام) و می ترسم با اعتنا نکردن به شک ها اعمالم باطل شود. لطفا مرا راهنمای فرمایید.⁉⁉

@MaAdShenasi
✔✔✔ جواب: در این موارد دو راه وجود دارد یکی اینکه از شیطان👹 اطاعت کرده و پیرو وسوسه خود باشید. درنتیجه دنیا و آخرت خود را تباه می کنید و دیگری اینکه از حکم خداوند مهربان پیروی کنید تا به آرامش و راحتی در دنیا و آخرت برسید. حکم خداوند در این موارد این است که به شک خود عمل نکنید حتی مواردی که فکر می کنید که اگر به شک خود عمل کنید، اعمالتان باطل می شود، لذا از اینکه به شک خود عمل نکنید هراسی نداشته باشید چرا که این کار بر شما واجب است.




🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ◀️18🔽

⁉️سوال: حضرت خضر (ع) چرا آن جوان را کشت؟ آیا این کار قصاص قبل از جنایت نبود؟ و در فرض کافر بودن یا مرتد شدن آن جوان، مهلت توبه داده نمی شود❔

✅پاسخ:

◀️مقدمه:
دونوع نظام حاکم در جهان وجود دارد:
الف : نظام تكوينی
مقتضاى نظام تكوين خلقت و تدبير و تصرف موجودات عالم از طريق علت و معلول بر مبناى حكمت الهى مى‌باشد؛ يعنى هر پديده‌اى در عالم است در اثر علت‌هاى خاص و با ضوابط مشخص ايجاد مى‌گردد. این نظام فراتر از احکام عملی و تکلیف انسان می باشد.

ب:نظام تشريع
نظام تشريع مربوط به قوانين و احكام عملى است كه خداوند متعال براى هدايت انسان مقرر كرده و انسان موظف است با اختيار خود به اين فرامين و احكام عمل كند. حكم قصاص قبل از ارتكاب جرم و سؤالى كه در اين رابطه مطرح شده، در محدوده نظام «‌تشريع» است.

✅دو پاسخ به این سوال داده شده است:

اول: حضرت خضر مأمور تشريعى خداوند نبوده؛ بلكه مأمور تكوينى بوده و از طرف خداوند بر اساس مصالح و حكمت الهى مأمور به انجام اين كارشده است .
به عبارت دیگر:
اینکه حضرت خضر (ع) تابع شریعت حضرت موسی (ع) نبود و ماموریت او مثل مامورت فرشتگان قابض ارواح بوده است که ربطی به شریعت حضرت موسی یا پیامبر اسلام ندارد. و نمی توان گفت که او قصاص قبل از جنایت کرده است.
یعنی همانطور که فرشتگان مامور قبض ارواح به مقتضای ماموریت تکوینی خود، ارواح انسانها را در موعد مقرر می گیرند، قبض روح آن جوان هم توسط حضرت خضر(ع) و به دستور الهی انجام شده است و بحث قصاص و جنایت و.. مطرح نمی شود.
و شايد آيه شريفه 61 سوره انعام اشاره به همين مطلب باشد كه مى‌فرمايد:
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ.
و اوست كه بر بندگانش قاهر [و غالب] است و نگهبانانى بر شما مى‏فرستد تا هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جانش بستانند در حالى كه كوتاهى نمى‏كنند.


دوم: آن جوان، جوانى بالغ و مكلّف بوده که بعد از ایمان، کافر و مرتد گردیده بود. و از آنجا كه موسى عليه السلام در اعتراض خود به خضر عليه السلام‌ مى‌گويد «آيا نفس پاكى را بدون حكم و قصاص كشتي» دلالت بر اين دارد كه او بالغ بوده است ؛ زيرا اگر غير بالغ بود ، حتى اگر كسى را مى‌كشت ، حكم او قصاص نبود.
و اين جوان بالغ گناهش يا «ارتداد» بوده؛ زيرا پدر و مادرش افرادى مؤمن بوده‌اند و او مؤمن به دنيا آمده و بعد از ايمان، كافر و مرتد شده و مرتد فطرى حكمش قتل است چه توبه كند و چه توبه نكند.

...فكون الغلام حينذاك كافرا دليل كونه مكلفا! و كون أبويه مؤمنين يجعله مرتدا فطريا يستحق القتل و لا يستتاب و إن تاب لم تقبل، فخشية ارهاقه إياهما طغيانا و كفرا يهدّر دمه ثانيا بعد تهدره بارتداده، ... فحتى لو كان غير بالغ لكان يحق القتل دفعا للإفساد المحتوم.
كافر بودن جوان دليل بر مكلف بودن او است ، و به اين علت كه پدر و مادر او مومن بودند سبب شد كه او را مرتد فطرى شده و مستحق قتل شده است . او توبه (ظاهري) داده نمى شود اگر توبه كند هم پذيرفته نيست. پس ترس كشتن پدر مادر توسط جوان از روى كفر وطغيان موجب هدر رفتن خون او بعد از ارتداد شده است...حتى اگر غير بالغ بود بازهم كشتن او از باب دفع فساد لازم بود.
(صادقي ، محمد ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن والسند ، ج‏18، ص 166،تهران : انتشارات فرهنگ اسلامي، چاپ دوم ،)

🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال⬅19➡


سلام علیکم؛⁉ مگر در زمان حضرت نوح طوفانی بزرگ رخ نداد و همه جهان را آب گرفت و کشتی ایشان بالای کوه به گل نشست؟ و ایشان از هر حیوان یک جفت سوار کشتی کردند؟⁉ پس چگونه ببر آمریکایی به آمریکا رفت و خرس قطبی به قطب رفت؟⁉ در حالی‌که جدا شدن قاره‌ها از یکدیگر مربوط به 200 میلیون سال پیش است؟ با تشکر

✔✔پاسخ

نظر به این‌که هدف قرآن از بیان سرگذشت اقوام پیشین، بیان نکته‌‏هاى تربیتى و عبرت آموزی است؛ از این‌رو در بسیاری از موارد به بحث‌های جانبی نپرداخته است؛ مثلاً در بیان ماجرای اصحاب کهف ضمن بیان اختلاف در شمار آنان، به تعداد آن تصریح نکرده است، و در بحث طوفان نوح نیز به جهانی بودن و یا نبودن آن تصریح ننموده است؛ لذا پیرامون این موضوع دو دیدگاه وجود دارد که بنابر یک دیدگاه، این طوفان منطقه‌ای بوده، نه جهانی؛[1] از این‌رو برخی از مفسران گفته‌‌اند: احتمال منطقه‌‏اى بودن آن نیز به ‌کلى منتفى نیست؛ زیرا اطلاق کلمه «ارض» بر یک منطقه وسیع جهان، در قرآن مکرّر آمده است، چنان‌که در سرگذشت بنى اسرائیل مى‌‏خوانیم: «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا»؛[2] مشرق‌‌ها و مغرب‌‌هاى زمین را در اختیار گروه مستضعفان (بنى اسرائیل) قرار دادیم.

حمل حیوانات در کشتى نیز ممکن است به خاطر این باشد که در آن قسمت از زمین، نسل حیوانات قطع نگردد، بویژه این‌‌که در آن روز نقل و انتقال حیوانات از نقطه‌‏هاى دوردست کار آسانى نبود.

☑این نکته نیز قابل توجه است که طوفان نوح به عنوان مجازات آن قوم سرکش بود، و ما هیچ دلیلى در دست نداریم که دعوت نوح به سراسر زمین رسیده باشد، اصولاً با وسائل آن زمان رسیدن دعوت یک پیامبر(در عصر خودش) به همه نقاط، بسیار بعید به نظر مى‏رسد.[3]

👈بنابر این، جایی برای پرسش مطرح شده باقی نمی‌ماند.
امّا اگر جهانی بودن طوفان را بپذیریم، همان‌طور که این حیوانات از آن مناطق جمع آوری شدند، پس از آرام شدن طوفان، دوباره به همان مناطق برگردانده شدند.
 

[1]. و این منافات ندارد که بپذیریم که رسالت حضرت نوح (ع) جهانی بوده است.
[2]. اعراف، 137.
[3]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏9، ص 103، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.


🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال⬅20➡

⁉ پرسش

به چه روش‌هایى می‌توان نزول قرآن را از سوى خداوند اثبات
نمود؟

✔در اثبات نزول قرآن از سوى خداوند چند روش قابل تصور است که در ذیل به فهرست اجمالى آن شیوه‌ها اشاره می‌شود.
شیوه اول: در این روش، از سخنان معصومان(ع) استفاده می‌شود؛ یعنى روایاتى قطعى از شخص رسول اکرم(ص)، یا یکى از امامان معصوم(ع) وجود دارد که فرموده‌اند: قرآن از طرف خداوند است. این سخن اگر چه با توجه به معجزات آن بزرگواران و با عنایت به معجزات دیگر رسول گرامى اسلام(ص) که مقام الهی آنها را ثابت می‌کند و با در نظر گرفتن معصوم بودن آنان از هرگونه خطاى عمدى یا سهوى (چه در کردار و چه در گفتار) - که خود ادله‌اى متقن دارد و در جاى خود بحث خواهد شد - سخنى مقبول و قابل اثبات است، ولى این شیوه روش اصولى و اساسى و راهى آسان و به دور از پیچ و خم تاملات فراوان نیست؛ زیرا اولاً: خود پیامبر(ص) براى اثبات نبوت خویش، قرآن را به عنوان معجزه معرفى کرده است. ثانیاً: هیچ‌کدام از معجزات دیگر ایشان و نیز معجزات امامان معصوم(ع) جز قرآن باقى نمانده است، گر چه به تواتر قطعى و ادلّه متقن و غیر قابل تردید، به اثبات رسیده باشد. افزون بر این، چنین استدلالى نقلى است و با آنچه در این‌جا مورد نظر است و معیار اصلى کلامى بودن این‌گونه مسائل به حساب می‌آید، سازگارى ندارد. معیار مسائل کلامى عقلى بودن آنها است.
بنابراین، در استفاده از این شیوه براى اثبات وحیانى بودن قرآن، باید دقت نظر بیشترى مبذول داشت و در حل اشکالاتى که به این روش می‌شود، دقت نمود.
شیوه دوم: در این شیوه براى اثبات وحیانى بودن قرآن، از خود قرآن استفاده می‌شود. خداوند بارها قرآن را از جانب خود معرفى کرده و فرموده است: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»،[1] «و انزل الفرقان»،[2] «نزل الکتاب»[3] و «لو انزلنا هذا القرآن...».[4] با توجه به این آیات قرآن تصریح دارد که از ناحیه خدا نازل گشته است.
در نگاه ابتدایى این دلیل با همین تقریرى که ارائه شد، یک دلیل دورى است؛ زیرا هنوز وحیانى بودن قرآن و حجیت آن ثابت نگشته، تا بتوانیم به آن تمسک جوییم و آن‌را مقدمه استدلال قرار دهیم. اما در یک نگاه دقیق‌تر می‌توان به خود آیات قرآن براى اثبات وحیانى بودن آن تمسک جست.
شایان ذکر است که آیات تحدى؛[5] مانند: «و ان کنتم فى ریب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسوره من مثله»،[6] یا آیات دیگرى نظیر: «لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیرا»،[7] ناظر به نزول قرآن از ناحیه خدا و سند قطعى بر این مطلب است، لکن چون این‌گونه آیات در واقع به اعجاز قرآن نظر دارد، دلیلى نقلى و قرآنى محسوب نمی‌شود، بلکه دلیلى عقلى و بیرونى است که در خود قرآن نیز از آن استفاده شده است. در حقیقت همان روش سوم را پیش پاى اندیشمندان گذارده و استدلالى کاملاً عقلى را براى هدایت عقول فرا روى حقیقت‌جویان قرار داده است.
شیوه سوم: این روش اثبات مطلب از طریق اثبات اعجاز قرآن است. در این شیوه که معمول‌ترین روش‌ها است ویژگی‌هایى که در خود قرآن است و کاشف از الهی بودن آن است، بررسى می‌شود.[8]
 
[1] . حجر، 9: «بی‌تردید، ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‌ایم، و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود». ذکر در این‌جا به قرآن تفسیر شده است.
[2] . آل عمران، 4: «و فرقان را نازل کرد».
[3] . بقره، 176 و اعراف، 196: «کتاب را نازل کرده است». مراد از کتاب، همان کتاب مقدس آسمانى اسلام؛ یعنى قرآن، است چه این‌که پیشتر، تورات و انجیل نازل شده بود.
[4] . حشر، 21: «اگر این قرآن را فرو می‌فرستادم».
[5] . آیات تحدى، آیاتى است که خداوند در آنها منکران را به مبارزه طلبیده است.
[6] . بقره، 23: «و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم شک دارید، پس سوره‌اى مانند آن بیاورید».
[7] . نساء، 82: «اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیارى می‌یافتید».
[8] . هادوى تهرانى، مهدى، مبانى کلامى اجتهاد، ص 46 – 47، قم، مؤسسه فرهنگى خانه خرد، چاپ اول، 1377ش؛

🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال⬅️21➡️

❓سوال: آیا این مطلب درست است:
اول ماه صفر است برای حفظ از بلا صدقه فراموش نشود...
ان شاءالله باخواندن این دعادراول ماه صفرازبلا دورشويدسبحان الله یا فارج الهم و ياكاشف الغم فرج همي ويسرّ أمري وأرحم ضعفي وقلة حيلتي وأرزقنی من حيث لاأحتسب يارب العالمين.
پیغمبرفرمودند:هركس مردم رااز اين دعاباخبركنددر گرفتاريش گشايش پيداميشود.

✅پاسخ:👇
١)صدقه دادن براي دوري از بلا و همچنين دلايل متعدد ديگر در آيات قرآن و روايات متعدد تاكيد شده و امري بسيار پسنديده و لازم است.

٢) دعاي سبحان الله... يك دعاي واحد نيست وسند مشخص و معتبري ندارد و ازقرار دادن كلمات از دعاهاي مختلف در كنار هم درست شده!
ترجمه متن: منزه است خدا ؛ ای گشایش دهنده گرفتاری ها ، ای برطرف کننده غم ها ، در کار مهم من گشایش قرار ده و امر مرا آسان کن و به ضعف و بیچارگی ام رحم کن و [و ارزقنی (من) حیث لا احتسب]مرا از جایی که گمان نمی برم ، روزی بده ای پروردگار جهانیان.

پس معناي متن خوب است و دعا كردن با اين الفاظ و از زبان خود انسان ايرادي ندارد اما نسبت دادن آن به وجود مقدس رسول الله (ص) و از زبان ايشان ترويج دادن ، گناه كبيره است.

٣)البته در روایات دیگر، عباراتی وجود دارد که در برخی کلمات دعا، شبیه دعای مذکور است، اما در مجموع تفاوت دارد؛ به عنوان نمونه:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الْهَمِّ قَالَ تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ تَقُولُ "يَا فَارِجَ الْهَمِّ وَ يَا كَاشِفَ الْغَمِّ يَا رَحْمَانَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُمَا فَرِّجْ هَمِّي وَ اكْشِفْ غَمِّي يَا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذِي لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ اعْصِمْنِي وَ طَهِّرْنِي وَ اذْهَبْ بِبَلِيَّتِي" وَ اقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ (الكافي، ج ٢، ص ٥٥٧)

اسماعيل بن جابر از حضرت صادق عليه السلام روایت نموده كه براى رفع اندوه، غسل می کنی و دو رکعت نماز می خوانی و دعایی که در متن روایت آمده را می خوانی و سپس آیة الکرسی و سوره های فلق و ناس را قرائت می نمایی.

٤)همچنين حديثي با اين مضمون مستند نيست: هركس مردم را از اين دعا باخبر كند.... و درنتيجه اين هم ميشه دروغ بستن به وجود پاك رسول الله(ص)! و گناه كبيره

@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال⬅️22➡️

❓سوال: آیا این مطلب صحیح است:
پيغمبرقسم يادکرد اگرميان پيروان ماطالب حاجتی باشد،خدابه واسطه خواندن حديث کساءدراولين جمعه ماه صفر؛بر آورده مي كند؛به کسانی که دوستشون داريد ارسال کنيد.جمعه ٢٢ آبان اول صفر.


✅ پاسخ: 👇
در فضيلت و مجرب بودن حديث كساء كه شكي نيست هرچند متن حديث كساء به چند صورت و چندسند بيان شده اما اين حديث كه از رسول اكرم (ص) گفته شده توي هيچ منبع معتبري وجود نداره و اين ميشه كذب بستن به وجود مقدس رسول الله (ص) كه گناه كبيره هست.
و براي تشويق كردن ديگران به كار نيك نبايد به جعل كردن روايت روي آورد!
همچنين نزول آیه تطهیر (آيه ٣٣ سوره مباركه احزاب) و حديث کساء در "ماه ذی الحجه" بوده است، امّا این که دقیقاً در چه روزی از این ماه بوده، چیزی در منابع اسلامی یافت نشده و در ماه صفر نبوده است.


@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال⬅️23➡️

❓سوال: چرا ما در زیارت عاشورا یا برخی ادعیه می گوییم:"بابی انت و امی" پدر و مادرم به فدایت؟


✅پاسخ:
خداوند در قرآن کریم جایگاه والدین را جایگاه والایی قرار داده است و هر جا از والدین سخن گفته است از خود نیز سخن گفته است.
یعنی بعد از خود احترام و اطاعت از والدین را مطرح نموده است که حاکی از جایگاه خاص والدین است.

به عنوان مثال:
وَ وَصَّيْنَا اْلإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلي‏ وَهْنٍ وَ فِصالُهُ في عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصيرُ (لقمان:14)
و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستي بر روي سستي و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آري به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوي من است.

و همچنین:
إِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني إِسْرائيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانًا وَ ذِي الْقُرْبي‏ وَ الْيَتامي‏ وَ الْمَساكينِ وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنًا وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاّ قَليلاً مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ (بقره:83)
و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد آنگاه جز اندكي از شما [همگي] به حالت اعراض روي برتافتيد.

لذا بعد از خداوند بزرگترین دارایی مادی و معنوی انسان ، والدین او هستند.

وقتی ما در زیارت عاشورا یا در بسیاری از روایات مشاهده می کنیم که خطاب به اهل بیت علیهم السلام می فرمایند:
بابی انت و امی
پدرومادرم بفدایت

کنایه از اینست که بزرگترین داشته های مادی و معنوی ام را به جهت احترام و ارادت تقدیم می دارم.

@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال⬅️24➡️

❓سلام علیکم. چرا و به چه دلیل روایات و احادیث معصومین علیهم السلام مانند قرآن کریم تحریف ناپذیر نشد چون اختلافات در جوامع روایی و فقهی شیعه از سر همین قضیه وجود دارد؟

✅پاسخ:
پاسخ:

سلام علیکم در پاسخ باید به چند نکته توجه داشت:

اول: اینکه دین اسلام پایه پذیرش خود را بر مبنای عقل گذاشته است و اصول دین را با عقل اثبات و تایید می کند. در اصول دین بحث نبوت مطرح می شود و معصومیت انبیاء و در درجه کاملتر عصمت رسول اکرم (ص) نیز اثبات می می شود.
در قران نیز بر این مطلب صحه گذاشته می شود که “و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی” پیامبر اکرم (ص) هیچ سخنی را از سر هوی و هوس بیان نمی کند و آنچه به زبان می راند وحی است که از طرف خداوند به او می رسد.

دوم: در قرآن در مورد اهل بیت پیامبر اکرم (ص) آیه تطهیر نازل شد که
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا . احزاب / 33 .
خدا مى خواهد آلودگى را فقط از شما خاندان [ پيامبر ] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند .
و در روایات شیعه و سنی هم تطبیق این آیه بر پنج تن آل عبا وارد شده است.

سوم: پیامبر اکرم (ص) که دارای عصمت است به حکم عقل و قرآن، جانشین خود و وصی خود را تعیین نمودندو برای گمراه نشدن مردم حدیث مشهور و متواتر ثقلین را بیان فرمودند که :
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما
«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند مگر بر سر حوض کوثر.»

همچنین ام سلمه از پیامبر اسلام حدیثی با همان مضمون حدیث ثقلین نقل می‌کند که وی گفت:
«علی با قرآن است و قرآن با علی است، آنها از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند.( مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۲۴/صواعق المحرقه، ابن حجر، فصل ۹، بخش ۲، ص ۱۹۱، ۱۹۴/تاریخ الخلفا، جلال الدین سیوطی، ص ۱۷۳)

چهارم: پیش بینی پیامبر نسبت به 72 فرقه شدن امت و تنها فرقه ای که اهل بهشت است:
پیامبر اکرم (ص) فرمود: قوم يهود بعد از حضرت موسي(ع) هفتاد و يك فرقه شدند كه از آنها يك فرقه اهل بهشت و هفتاد فرقه اهل جهنمند و نصارا بعد از حضرت عيسي(ع) هفتاد و دو فرقه شدند كه از آنها يكي اهل بهشت و هفتاد و يك فرقه اهل جهنم هستند، امت اسلام نيز بعد از نبي اكرم(ص) هفتاد و سه فرقه مي شوند كه از آن ميان يكي در بهشت است و هفتاد و دو فرقه در جهنم خواهند بود.
(ر.ك: كافي، ج8، ص244، وسايل الشيعه، ج27، ص49، بحار، ج 10 ص114 و ج24 ص144 و ج28 ص4-29 و … و از منابع اهل سنت ر.ك: مسند احمدبن حنبل، ج2، ص322 و ج4 ص102، سنن ابن ماجه، ج2، ص1321 و 1322و 1460 و 1461 و سنن ابي داود، ج2، ص390 و سنن ترمذي، ج4، ص 134، مستدرك حاكم، ج1، ص6 و ص128، صحيح ابن حبان، ج15، ص125 و …)

در كتاب روايي شيعه، در بسياري از اين روايات كه عمدتا از زبان رسول اكرم(ص) است تصريح شده است كه فرقه ناجيه(فرقه اي كه اهل بهشت است) شيعيان اهل بيت(ع) هستند. همچنين در يكي از اين روايات آمده است كه از اين هفتاد و سه فرقه، سيزده فرقه قائل به ولايت اهل بيت پيامبرند كه از اين سيزده فرقه، دوازده فرقه اهل آتشند و تنها يكي اهل نجات است.(ر.ك بحارالانوار، ج28، ص13)

پنجم: سنت الهی، امتحان و جدا شدن سره از ناسره است:
«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِم‏؛ …»(عنکبوت،2): مردم گمان نکنند، همين که گفتند: ايمان آورديم، ما آن‌ها را رها مي‌کنيم و از آن‌ها مي‌پذيريم. نه، اين‌ها بايد امتحان شوند. پيشينيان را هم امتحان کرديم، اين‌ها را هم امتحان خواهيم کرد. بعد از اين‌هم هر کس بيايد، امتحان خواهد شد. اين يک اصل کلي است.
مرکز پاسخگویی موعظه

قرآن مجید به این حقیقت در جاى دیگر تصریح کرده مى گوید: «و لیبتلى الله ما فى صدورکم و لیمحص ما فى قلوبکم و الله علیم بذات الصدور؛ او آنچه را شما در سینه دارید مى آزماید تا دل هاى شما کاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است.» (آل عمران/ 154)
امام علی (ع) تعریف بسیار پر معنى در زمینه فلسفه امتحانات الهى دارد مى فرماید:
«و ان کان سبحانه اعلم بهم من انفسهم، ولکن لتظهر الافعال التى بها یستحق الثواب و العقاب؛
گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاهتر است ولى آنها را امتحان مى کند تا کارهاى خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است از آنها ظاهر گردد.» (نهج البلاغه/ حکمت 93)
یعنى صفات درونى انسان به تنهایى نمى تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانى که در لابه لاى اعمال انسان خودنمایى کند، خداوند بندگان را مى آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشکار کنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کیفر او گردند.

ششم: پیامبر اکرم (ص) جعل حدیث و راه تشخیص احادیث صحیح را پیش بینی کرده بودند:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: “در آخرالزمان، گروهی از امّت، احادیثی را برای شما نقل کنند که شما و پدرانتان آنها را نشنیده اید. بر شما باد که از آنها دوری گزینید».(المستدرک، ج1، ص103.)
سهل بن سعد از پیامبر نقل می کند که فرمود: «إِنّی فَرَطَکُم عَلَی الحوْضِ … لَیرُدَّنَّ عَلی أقوامٌ أعْرِفهُم وَ یعْرِفونَنی، ثُمَّ یحالُ بَینی و بَینَهُمْ … فَأقُولُ سُحْقاً سُحقَ لِمَن غَیر بَعْدی؛ من پیش از شما بر حوض وارد می شوم … به راستی گروهی بر من وارد می شوند که من آنان را می شناسم و آنان مرا می شناسند، سپس بین من و آنها فاصله می شود (و از حوض دور می شوند) … می گویم دورباد، دورباد کسی که (اوضاع را) بعد از من دگرگون کرد». (صحیح بخاری، دار ابن کثیر، بیروت، 1414ق، باب 53، حدیث6212.)

لذا پیامبر اکرم(ص) در حجة الوداع فرمود: «بعد از من جاعلان حدیث فراوان می شوند. بدین جهت باید احادیث را بر قرآن و سنّت (قطعی) عرضه کنید. هر حدیثی که موافق قرآن و سنّت من باشد، به آن عمل کنید و اگر مخالف آن دو بود، بدان عمل نشود»

نتیجه:

دین اسلام از همان ابتدا راه روشن و صحیح خود را بر مردم نمایان ساخت و با ادله وبراهین عقلی و نقلی این راه قابل فهم و درک کرد.
اما از آنجایی که سنت الهی در اختیار داشتن انسان است و این سنت موجب ابتلائات و امتحانات بشر می گردد لذا بشر در انتخاب راه آزاد گزارده شد و البته خداوند در کنار این اراده و اختیار، عقل را هم به بشر هدیه داد تا بر اساس این پیامبر درونی از گمراهی خارج شود. و همچنین وحی و حبل الله را به بشر عطا کرد تا بشر با چنگ زدن به این ریسمان الهی از خطاها و اشتباهات و گمراهی نجات پیدا کنند.
عقل حکم می کند که قرآنی که میخواهد راه سعادت بشر را تعیین کند مصون از خطا و تحریف باشد، عقل حکم می کند پیامبر و امامانی که مسئولیت ابلاغ دین خدا و هدایت مردم را دارند از خطا و اشتباه مصون باشند. این اراده تکوینی الهی است و دست بشر در تغییر آن راهی ندارد.
در واقع دین اسلام راه مصون ماندن روایات از تحریف و خطا را هم فراهم و بیان نموده است. به این صورت که اگر مردم طبق دستور قرآن و رسول خدا (ص) به اهل بیت علیهم السلام تمسک می کردند قطعا جلوی تشویش و جعل حدیث و .. گرفته می شد و مکتب شیعه بر اساس همین راه است که دستورات ناب دین اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام را دریافت می کند.

اما اینکه مردم نسبت به اهل بیت و روایات چه مسیری را انتخاب می کنند و چه موضعی انتخاب می کنند اینجا جای امتحان و اختیار انسان است. و به شهادت تاریخ با رحلت پیامبر اکرم(ص) بعد از 23 سال تلاش برای هدایت و سازندگی جامعه اسلامی، مسائل انحرافی فراوانی همچون: غصب خلافت، غصب فدک و اهانت به فاطمه زهرا(س) پیش آمد و نقل و تدوین احادیث پیامبر اکرم ممنوع شد و حتی به بهانه های واهی، آن را به آتش کشیدند که خسارت های جبران ناپذیری به جامعه اسلامی بلکه جامعه بشری وارد کرد؛ چرا که مجموعه سخنان پیامبر اکرم(ص) که طی 23 سال گرد آمده بود و گنجینه نفیسی از رهنمودها، هدایت ها و حکمت ها را تشکیل می داد، از بین رفت. البته جامعه تشیع به برکت وجود امامان خویش سخنان رسول خدا(ص) را از طریق آنان شنید و بهره برد، امّا بخش دیگر جامعه اسلامی بر اثر برخی تعصّبات، نتوانست بهره کاملی از احادیث آن حضرت ببرد.
مرکز پاسخگویی موعظه

منع نقل احادیث در زمان خلیفه اول و دوم شروع شد و بعد از آن معاویه دست به جعل حدیث زد:
یحیی بن جعده می گوید: «عمر اراده کرد که سنّت را بنویسد و آن را نوشت. سپس رای او عوض شد و آن گاه به شهرها نوشت: در نزد هر کسی که چیزی از سنّت هست، آن را محو کند»(کنزالعمّال، متقی هندی، ج15، مؤسسه الرساله، بیروت، ص291)
ابوجعفر اسکافی می گوید: «معاویه عده ای از اصحاب و تابعان را وادار کرد که حدیث هایی در طعن و تبرّی از علی(ع) جعل کنند و برای این کار اجرت زیادی تعیین کرد و افرادی مانند ابوهریره، عمرو بن عاص، عروة بن زبیر … را اجیر کرده بود»( شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج4، ص143.)

مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه
کانال ما در تلگرام:
@mawezah_pasokhha


@mawezah1
@mawezah_emamAli
http://mawezah.ir/?p=1318
مرکز پاسخگویی موعظه

مرکز پاسخگویی موعظه

قابل توجه دوستان موعظه ای

سوالاتی که تا اکنون به دست ما رسیده است ان شاالله امشب پاسخ داده خواهند شد و اطلاع رسانی صورت خواهد گرفت.

ممنونیم از همراهی و مطرح کردن سوالات.
مرکز پاسخگویی موعظه

نکته در مورد نحوه سوال پرسیدن:

دوستان گرامی
لطفا سوالاتتون رو در "سکرت چت" نپرسید!

چون سکرت چت در نسخه دسکتاب دیده نمیشه . درحالی که کارشناسان سوالات رو با نسخه دسکتاب بررسی می کنند.
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️25➡️

❓احمد کسروی کیست؟


✅پاسخ:
احمد کسروی از چهره های جنجالی تاریخ معاصر ایران موضوع مناقشات بسیاری بوده است. کسروی از دو جنبه در تاریخ معاصر اهمیت یافته است: نخست از منظر تاریخ نگاری به ویژه تاریخ مشروطیت و دیگر از منظر دشمنی هایی که با تشیع و ائمه معصومین(ع) داشته.

احمد کسروی از چهره‌های جنجالی تاریخ معاصر ایران و موضوع مناقشات بسیاری است. کسروی از دو جنبه اهمیت یافته است: نخست از منظر تاریخ‌نگاری، به ویژه تاریخ مشروطیت، و دیگر از منظر دشمنی‌هایی که با تشیع و ائمه‌ی معصومین علیهم السلام داشته و ادعاهایی که در مورد برانگیختگی خود مطرح می‌کرده است.
از منظر نخست ـ جایگاه وی درتاریخ‌نگاری مشروطه ـ که هنوز هم هوادارانی دارد، در کتاب «کسروی و تاریخ مشروطه‌ی ایران» آمده است:
«زمانی که کسروی حاصل پژوهش خود درباره‌ی مشروطیت ایران را منتشر کرد، دانشمند سرشناسی بود. وی در زمینه‌های تاریخ، زبان‌شناسی و جغرافیای تاریخی صاحب‌رای شناخته می‌شد. همین‌طور مصلحی اجتماعی محسوب می‌شد که به اعتقاد خود ریشه‌ی دردهای جامعه را شناخته و راه‌حل‌هایی برای آن‌ها یافته بود.» (1)
یا دراظهارنظری مشابه، کسروی به عنوان بزرگترین مورخ مشروطه ایران مطرح می‌شود. (2)

امام خمینی که خود زمانه‌ی کسروی را درک کرده است، در مورد وی قضاوت منصفانه‌ای دارد:
«... یک دفعه آدم می‌بیند که کسروی آمد و کتابسوزی [کرد]. مفاتیح‌الجنان هم جزو کتاب‌هایی بود که سوزاند. کتاب‌های عرفانی را هم سوزاند. البته کسروی نویسنده‌ی زبردستی بود، ولی آخری دیوانه شده بود یا یک مغزی است که این مغز ـ بسیاری از شرقی‌ها این طوری هستند که تا یک چیزی، چهار تا کلمه‌ای یاد می‌گیرند، ادعایشان خیلی بالا می‌شود. کسروی آخری ادعای پیغمبری می‌کرد. نمی‌توانست به آن بالا برسد، آن‌جا را می‌آورد پایین.» (3)

از منظر دوم، اندیشه‌های انحرافی ضدشیعی کسروی، از زمان طرح با عکس‌العمل‌هایی در سراسر ایران مواجه شد. مرحوم استاد غلام‌رضا سعیدی خراسانی از جمله کسانی است که با کسروی ارتباطاتی داشته است.

حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی به نقل از ایشان می‌نویسد:
«من در 1312 در روزنامه‌ی شفقِ سرخ مقالاتی بر ضداروپایی‌گری به قلم احمد کسروی خواندم که بسیار برایم جالب بود. از بیرجند نامه‌ای به وی نوشتم و تاکید نمودم که برای نشر این قبیل اندیشه‌ها، باید نشریه یا مجله‌ای مستقل منتشر گردد. کسروی در پاسخ ضمن ارسال یکی دو تا از کتاب‌هایش نوشت که به زودی مجله‌ی پیمان را منتشر خواهد ساخت و از من هم دعوت به همکاری کرد. پیمان در سال 1313 منتشر شد و من هم مقالاتی در زمینه‌های اسلامی ترجمه و به آن می‌فرستادم که چاپ می‌شد. تا آن‌که من به تهران آمدم و او عاشقانه از اسلام صحبت می‌کرد و یک بار هم مرا برای افطار دعوت کرد ... اما وقتی دو سال بعد، انحرافاتی درمجله پیمان و پرچم و نشریات وی دیدم، روزی به سراغ وی رفتم و پس از مباحثاتی که دیدم تاثیری ندارد، به او اخطار کردم که هذا فراق بینی و بینک. و از او جدا شد.

کسروی دچار خودگنده‌بینی شد:

عضویت در انجمن علمی سلطنتی لندن، انجمن پطروگراد و انجمن علمی واشنگتن، او را سخت مغرور کرد. شذوذاتی هم خود داشت که دچار آن انحراف بزرگ شد و آن ظلم را بر اسلام و تشیع روا داشت...» (4)
در فضای نسبتاً باز بعد از شهریور 1320، سماجت و لجاجتی که کسروی در طرح مباحث ضدشیعی خرج می‌داد، علما را به تکاپو واداشت و اثرات منفی مقابله با علما در دوره‌ی رضاشاه را تا حدودی خنثی کرد. جنبشی پرتحرک به راه افتاد.
مرکز پاسخگویی موعظه

نهضتی که علیه اندیشه‌های کسروی در میان عالمان دینی شروع شده بود، به تولید حجم زیادی از منابع مکتوب فرهنگی منجر گردید. (5)
در این تقابل فکری به دو مشی مشخص می‌توان اشاره کرد. مقابله‌ی فکری و فرهنگی با اندیشه‌ی کسروی که حاج سراج انصاری سردمدار آن بود. (6)
فعالیت‌هایی که آیت‌الله سیدنورالدین شیرازی رییس حزب برادران (7) یا محمدتقی شریعتی در کانون نشر حقایق اسلامی مشهد (8) انجام می‌دادند، نمونه‌هایی از این تکاپوی فکری و فرهنگی برای حفظ هویت مذهبی است.
و اما این اسناد
اندیشه‌های ضدشیعی کسروی، ضمن آن‌که علما را به تکاپو جهت پاسخ‌گویی به شبهات وی واداشت، در میان مردم مسلمان ایران هم هیجانی به پا کرد که متاسفانه تا کنون اسناد قابل توجهی از این موضوع منتشر نشده است. با این حال در آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد محدودی (9) ـ حدود سی‌برگ ـ در مورد کسروی وجود دارد که بازنویسی و برای استفاده‌ی محققان ارایه می‌شود. در این اسناد به موضوعات مهمی پرداخته شده است: شکایت مردم مراغه از کتاب شیعی‌گری، شکایت پیروان کسروی از مردم تبریز و مراغه و دیلم، شکایت اهالی میاندوآب از پیروان کسروی، شکایت کسروی به نخست‌وزیر، شکایت کسروی از کارکنان دولت، نامه‌ی روشنگری کسروی با نام سرگذشت من مردان نیک داوری کنید، خط و ربط‌هایی میان بخش اداری‌-‌سیاسی وزارت کشور و کسروی، هیجان عمومی مردم رشت علیه جشن کتاب‌سوزی کسروی و از همه مهم‌تر تشکیل جلساتی از طرف علمای تهران و تهدید دولت به اعتصاب و تظاهرات در شهر در صورت عدم قبول تقاضای آن‌ها جهت آزادی قاتلان کسروی.

پانوشت‌ها :
1.سهراب یزدانی، کسروی و تاریخ مشروطه‌ی ایران، تهران، نشر نی، 1376، ص 24
2.داریوش رحمانیان، آذربایجان، مشروطه و ناسیونالیسم، نامه‌ی مشروطه، خبرنامه‌ی ستاد بزرگداشت یک‌صدمین سالگرد مشروطیت، شماره‌ی سوم، اردیبهشت 1384، ص 81
3.صحیفه‌ی امام (مجموعه آثار امام خمینی)، جلد 13، تهران، موسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص 32
4. غلام‌رضا سعیدی، مفخر شرق سیدجمال‌الدین اسدآبادی، به کوشش سیدهادی خسروشاهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1370، صص13 ـ 14
5.رک به. رسول جعفریان، رسائل سیاسی-اسلامی دوره‌ی پهلوی، جلد اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384
6.رک به: رسول جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (سال‌های57 ـ 1320)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ ششم، 1383
7.رک به: دکتر احمد بهشتی، سه سال در محضر استاد، به انضمام زندگی‌نامه‌ی حضرت آیت‌الله سیدنورالدین حسینی الهاشمی، قم، انتشارات فجر ولایت، 1383، صص 24 ـ 17
8.پروین منصوری، تاریخ شفاهی کانون نشر حقایق اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384
9.آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده‌های احمد کسروی به کدهای 22505 و 20343

برای مطالعه بیشتر به این صفحه مراجعه نمایید:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810120919

مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️26➡️

❓آیا در قرآن آیه ای داریم که بگوید اگر به سرزمینی تسلط پیدا کنیم میتوانیم به مردمش تجاوز کنیم؟
❓و آیا تجاوز به زنان کافر از منظر اسلام جایز است؟


✅پاسخ:

از منظر اسلام هر قوم و آئینی ازدواجی مختص به خود دارد که محترم و مشروع است. و حتی درباره کسانی که با اعمالشان مستحق مجازات شده اند و احترام اموالشان از بین رفته است، کسی حق دست درازی به نوامیس آنها ندارد.

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: تمام اموال ناصبی (فرقه ای که دشمنی با اهل بیت را به اوج رسانده اند.) برای دیگران حلال است به غیر از همسرش، به درستی که ازدواج مشرکین نیز مشروع است. و پیامبر (ص) می فرمودند هر قومی ازدواج خاص خود را دارد.[۱]

از همین رو زنای با کفار معنا دارد و کسی که با کافری زنا کند نیز حدود الهی بر او جاری می شود:

اگر مرد مسلمانی با زن کافر ذمی زنا کند، حکم او همان حکم زنا با زن مسلمان است؛ یعنی اگر محصن باشد حکم او رجم (اعدام) است و اگر غیر محصن باشد، صد ضربه شلاق به او زده می شود، اما در مورد زن کافر حاکم شرع اختیار دارد که یا حکم اسلام را در باره او اجرا کند و یا او را به محکمه کفار می دهند تا بر طبق مذهب خودشان بر او حکم جاری کنند.[۲]

و به طور کلی زندگی مسالمت آمیز، منحصر به هم فکران و هم مذهبان خود نیست. بلکه اسلام رعایت عدالت و نیکی درباره کفار را مجاز می داند:

«لا یَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ[ممتحنه/۸] خدا شما را از نیكى كردن و رعایت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دین با شما پیكار نكردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهى نمى‏ كند چرا كه خداوند عدالت‏ پیشگان را دوست دارد.»

◀️اسارت کنیزان در جنگ:
البته اگر منظور بحث کنیزان است، آن مساله ای جداگانه می باشد.
کنیز گرفتن تنها از گروهی جایز است که دست به سلاح برده اند و علیه مسلمانان اقدام کرده اند. و طبق قوانین اسلامی، در صورت ضعیف شدن آنها و برطرف شدن فتنه شان، می توان به جای کشتن آنها، آنان را به اسارت گرفت. و به جای نگهداری در کمپ ها یا زندان، به عنوان شهروند درجه دو در جامعه زندگی کنند تا با آداب زندگی جدید آشنا شوند و بعد از مدتی با راههای متعددی که اسلام قرار داده، آزاد شوند.

در مساله کنیز نیز تنها حق انتخاب همسر از او گرفته می شود و اصلا سخن از تجاوز نیست. کنیزان نیز مانند زنان دیگر، تنها یک شوهر می توانند داشته باشند و در صورت تغییر کردن شوهرشان باید مدتی برای پاک شدن رحمشان از هر گونه رابطه جنسی پرهیز شود. و مالک کنیز می تواند او را به همسری خود درآورد یا اینکه به عقد کس دیگری درآورد.

«وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ[نساء/۲۴]
ترجمه:
و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آنها را كه (از راه اسارت) مالك شده ‏اید (زیرا اسارت آنها در حكم طلاق است) اینها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختیار كنید در حالى كه پاكدامن باشید و از زنا، خوددارى نمایید.»

حتی خلاف این اتهام (دستور به تجاوز به زنان) هم در قرآن آمده و نهی شده است: نهی از واداشتن کنیزان به فحشا

«و لاتکرهوا فتیاتکم علی البغاء ان اردن تحصناً لتبتغوا عرض الحیوه الدنیا و من یکرههن فان الله من بعد اکراههن غفور رحیم» (نور ۳۳)
ترجمه:
«و کنیزانتان را (به ویژه) اگر عزم پاکدامنی دارند، به فحشا وادار نکنید که مال دنیا به دست آورید و هرکس ایشان را اجبارکند، بداند که خداوند با توجه به اکراهشان، آمرزگار مهربان است.»

[۱]. تفصیل وسائل الشیعة ، ج‏۱۵، ص۸۰.
[۲]. موسوی خمینی ، روح الله، تحریر الوسیله، ج۲، ص ۴۶۵، م۷.

مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 27 ➡️

❓برهان علیت (سببیت) در اثبات وجود خداوند را توضیح دهید.


✅پاسخ:
تقریر برهان علیت وجوه مختلفی دارد که بهترین وجه تقریر برهان علیت (سببیت) که جامع و کامل و مانع از اشکال باشد تقریر ذیل می باشد که بر اساس اصالت وجود شکل گرفته است.

تقرير برهان:

هر چيزى كه بتوان آنرا «موجود» دانست از دو حال، خارج نخواهد بود:
يا وجودى براى آن، ضرورت دارد و خودبخود موجود، و به اصطلاح «واجب الوجود» است
و يا وجودش ضرورت ندارد و مرهون موجود ديگرى است و به اصطلاح «ممكن الوجود» مى‌باشد.
و بديهى است كه اگر تحقق چيزى محال باشد هرگز وجود نخواهد يافت و هيچگاه نمى‌توان آن را موجود دانست.
پس هر موجودى يا واجب الوجود است و يا ممكن الوجود.

با دقت در مفهوم «ممكن الوجود» روشن مى‌شود كه هر چيزى مصداق اين مفهوم باشد معلول و نيازمند به علت خواهد بود،
زيرا اگر موجودى خودبخود وجود نداشته باشد ناچار بوسيله موجود ديگرى بوجود آمده است چنانكه هر وصفى كه بالذات نباشد ثبوت آن بالغير خواهد بود،
و مفاد قانون عليّت هم همين است كه هر موجود وابسته و ممكن الوجودى نيازمند به علت است، نه اينكه هر موجودى نياز به علت دارد تا گفته شود: پس خدا هم احتياج به علت دارد، يا گفته شود: اعتقاد به خداى بى علت، نقض قانون عليّت است!

از سوى ديگر اگر هر موجودى ممكن الوجود و نيازمند به علت باشد هيچگاه موجودى تحقق نخواهد يافت، و چنين فرضى نظير آنست كه هر يك از افراد يك گروه، اقدام خود را مشروط به شروع ديگرى كند كه در اين صورت، هيچ اقدامى انجام نخواهد گرفت. پس وجود موجودات خارجى، دليل آنست كه واجب الوجودى موجود است.

—------------------------
برگرفته از کتاب عقاید آیت الله مصباح یزدی حفظه الله.


مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

✅ #کانال_پاسخگویی_مرکز_موعظه ✅

◀️پاسخگویی به سوالات و شبهات در موضوعات:
🔸 دینی و احکام عملی
🔸اعتقادی
🔸اقلیت های دینی
🔸 مسائل تربیتی و اخلاقی
🔸خرافات و شایعات
🔸مسائل سیاسی (ولایت فقیه و حکومت اسلامی)
🔸 احکام، عقاید، اهل بیت علیهم السلام ، اخلاق, عرفان و...

برای عضویت در کانال روی لینک یا آیدی زیر کلیک کنید و join را انتخاب نمایید.

🔸💠 https://telegram.me/mawezah_pasokhha 💠🔸
🔸💠 @mawezah_pasokhha 💠🔸
—---------------------------------------------------------
ارسال سوال از طریق آیدی زیر (برای کسانی که در گروه پرسش و پاسخ عضویت ندارند) :
@mawezah


سهم شما: اطلاع رسانی. صدقه جاریه
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 28 ➡️


❓سوال:
سلام.میخواستم بدونم عزاداری صحیح برای امام حسین چطوریه؟
این کاردرسته که خانومهادنبال دسته های عزاداری راه میفتن؟
این کاردرسته که ایستگاه های صلواتی ودسته هاراه مردم روبندمیارن مگه حق الناس نیست؟
هرسال این همه نذری پخش میشه ولی همچنان گرسنگان گرسنه اند۰راه نذردرست چیه ؟
اصلاخواسته امام حسین وائمه ازیک عزاداری صحیح چیه؟
حق الناس های به وجودامده به خاطراین عزاداری هاروبفرمایید؟
اگرامام زمان بودازمردم میخواست چطوری عزابرپاکنند؟
این مدل عزاداری هاکه دربیشترمواقع همراه باارتکاب گناه است خداپسندوامام پسنداست؟
چیکارکنیم که این عزاداری هاواقعابرپایی عزای حقیقی باشه؟
ازکجابایدشروع کرد؟
آفتهای عزاداری چه مواردی هستن؟
لطفاکامل جواب بدیدوازسرتون بازنکنید.


✅پاسخ:
در پاسخ به شما دوست گرامی روایات و سخنان علما و مراجع و توصیه هایی را می اوریم که پاسخ سوالات شما نیز در آنها می باشد:


1.گریه و تباکی:
🔹امام حسین (ع) در آخرین لحظات جان‌سوز خود، به امام سجاد (ع) فرمودند:
«پسرم! به شیعیانم سلام مرا برسان و به آن‌ها بگو: پدرم غریبانه از دنیا رفت، پس بر او با ناله گریه کنید و شهید از دنیا رفت پس بر او اشک بریزید».[3]

🔹امام صادق (ع) فرمود:
«إذا لم یجئک البکاء فتباک فإن خرج مثل رأس الذّباب فبخ بخ». [14]
«اگر گریه‌ات نمی‌آید، خود را به گریه وادار کن، زیرا اگر به‌اندازه سرمگسی اشک از چشم تو بیرون آید، مبارک است و جای خوشحالی دارد».
همان‌طور که اشاره شد «تباکی» خود را به گریه زدن است که گاهی با ناله سردادن، به پیشانی زدن و خود را به حزن و اندوه واداشتن همراه است و دارای اجر و پاداش نیز می‌باشد.


2. عزاداری فقط به ریختن اشک نیست بلکه باید حرکت در مسیر رضایت اهل بیت علیهم السلام و یاری آنان باشد:
🔹 امام رضا علیه‌السلام پس از اینکه دعبل را به خواندن مرثیه جدش حسین علیه‌السلام ترغیب می‌نمایند و به او تأکید می‌کنند که در خلال مرثیه‌خوانی‌اش، خصایص بنی‌امیه یعنی دشمنان آن حضرت علیه‌السلام ‌را بیان کند، در فرازی از گفتار خود به دعبل، چنین می‌فرمایند:
«اِرْثِ الْحُسَینَ فَأَنْتَ نَاصِرُنَا وَ مَادِحُنَا مَا دُمْتَ حَیاً فَلَا تُقَصِّرْ عَنْ نَصْرِنَا مَا اسْتَطَعْتَ» (بحارالأنوار ج‌۴۵، ص۲۵۷)
ای دعبل! بر حسین علیه‌السلام مرثیه بخوان. زیرا که تو تا زنده هستی یاور ما و مدح کننده ما خواهی بود. اما (به صرف گریستن و گریاندن اکتفا نکن، بلکه دلسوزی بر حسین علیه‌السلام و گریه بر او را سبب نجات او از مصیبتی که موجب دلسوزی و گریه می‌شود، قرار بده یعنی) از یاری نمودن به میزانی که می‌توانی کوتاهی نکن و از عامل ایجاد مصیبت ما به مقداری که در توان توست، بپرهیز.

🔹در حدیث دیگر چنین آمده که مفضل در مجلسی مشاهده نمود که امام صادق علیه‌السلام و همه اهل خانواده‌اش بر مصیبت حسین علیه‌السلام می‌گریند، از این رو از آن حضرت پرسید:
«یا مَوْلَای مَا فِی الدُّمُوعِ یا مَوْلَای فَقَالَ مَا لَا یحْصَى إِذَا کَانَ مِنْ مُحِقّ»‌ (بحارالأنوار، ج‌۵۳، ص ۲۳)
مولای من! اجر پاداش این گریه‌ها چقدر است؟ که امام صادق علیه‌السلام در پاسخ او فرمودند: این اجر قابل احصاء نمی‌باشد. اما این اجر غیر قابل شمارش به کسی تعلق می‌گیرد که گریه‌اش از روی حقیقت بوده و اعتقادش بر حق باشد. یعنی دلسوزی و اندوه او از مصیبت حسین علیه‌السلام، حقیقتاً عامل بازدارندگی او از ایجاد مصیبت برای آن بزرگوار شده و او را از اعتقاد و عملی که یزید و لشکر او بدان مبتلا بودند، پرهیز داده و دور نماید.

2. در مورد شعر خوانی به سبک روضه و سنتی:
🔹عن ابى هارون المکفوف قال:”دخلت على ابى عبد الله علیه السلام فقال لى: انشدنى، فأنشدته فقال: لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره…”
ابوهارون مکفوف مى‏گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم. امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان». پس برایش اشعارى خواندم. فرمود: اینطور نه، همان طور که (براى خودتان) شعر خوانى مى‏کنید و همانگونه که نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه مى‏خوانى. (بحارالانوار،ج ۴۴، ص۲۸۷)

🔹امام خامنه ای حفظه الله:
برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
مرکز پاسخگویی موعظه

3. شعر گفتن در رثا و مصیبت اهل بیت علیهم السلام:
🔹قال الصادق علیه السلام: “من قال فینا بیت شعر بنى الله له بیتا فى الجنه. ”
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس در راه ما و براى ما یک بیت شعر بسراید، خداوند براى او خانه‏اى در بهشت، بنا مى‏کند. (وسائل الشیعه،ج ۱۰، ص۴۶۷)

🔹قال الرضا علیه السلام:” یا دعبل! احب ان تنشدنى شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینا اهل البیت علیه السلام.”
امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعراهل بیت) فرمود: اى دعبل! دوست دارم که برایم شعرى بسرایى و بخوانى، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمى است که بر ما خاندان رفته است. (جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۵۶۷)


4. مجالس عزاداری در خانه ها
🔹قال الباقر علیه السلام: “ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فى داره بالبکاء علیه و یقیم فى داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فى البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام.”
🔹امام باقرعلیه السلام نسبت به کسانى که در روز عاشورا نمى‏توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستورعزادارى دادند و فرمودند: برحسین علیه السلام ندبه و عزادارى و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه‏اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزادارى بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویى در سوگ حسین علیه السلام در خانه‏هایشان ملاقات کنند. (کامل الزیارات، ص۱۷۵)

5. مجلسی که سبک و سیره اهل بیت را احیا کند:
🔹قال الرضا علیه السلام: “من جلس مجلسا یحیى فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب. ”
امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس در مجلسى بنشیند که در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا مى‏شود، دلش در روزى که دلها مى‏میرند، نمى‏میرد. (بحارالانوار، ج ۴۴، ص۲۷۸)

🔹امام خامنه ای حفظه الله:
عاشورا پیامها و درسهایی دارد. عاشورا درس می‌دهد که برای حفظ دین، باید فداکاری کرد. درس می‌دهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت. درس می‌دهد که در میدان نبرد حق و باطل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع و امام و رعیت، با هم در یک صف قرار می‌گیرند. ۱۳۷۱/۰۴/۲۲

6. نوحه خوانی و سینه زنی مطابق با معارف اسلامی باشد:
🔹امام خامنه ای(حفظه الله):
نوحه ی سینه زنی خواندن هم شرایط دارد. باید آن کسانی که اینها را تهیه می کنند‚ می سرایند‚ می خوانند‚ مواظب باشند که درست برطبق معارف اسلامی حرف بزنند‚ تا این سینه زنی‚ این روضه خوانی‚ این نوحه خوانی‚ قدمی باشد در راه عروج مردم به اوج قله ی افکار اسلامی.26/3/72

7. عزاداری موجب وهن مذهب نباشد:
🔹قمه زنی:
امام خامنه ای حفظه الله: من حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمی‌توانم این مطلب - قمه‌زدن - را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضی‌ام. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

🔹حضرت امام خمینی(‏قدس‏الله‏نفسه‏الزکیه)
بسمه تعالی در وضع موجود قمه نزنند، و شبیه خوانی اگر مشتمل بر محرمات و موجب وهن مذهب نباشد، مانع ندارد؛ اگر چه روضه خوانی بهتر است و عزاداری برای سید مظلومان از افضل قربات است.‏ (استفتاءات امام، ج ۳، سؤالات متفرقه، س ۳۷).

🔹حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای
قمه‏زنی علاوه بر اینکه از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمی‏شود و سابقه‏ای در عصر ائمه(ع) و زمان‏های بعد از آن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم (ع) در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب می‏شود؛ بنابراین در هیچ حالتی جایز نیست.‏ و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد، نذر واجد شرایط صحّت و انعقاد نیست.‏(اجوبه الاستفتاءات، س ۱۴۶۱)

🔹حلال یا حرام بودن قمه زنی:
ـ سوال : آیا قمه زدن بطور مخفی حلال است یا اینکه فتوای شریف حضرت عالی عمومیت دارد؟
ـ جواب : حضرت آیت الله خامنه ای (دام ظله العالی): قمه زنی علاوه بر اینکه از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمی‏شود و سابقه‏ای در عصر ائمه «علیهم السلام» و زمانهای بعد از آن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم «علیه السلام» در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب می‏شود بنابراین در هیچ حالتی جایز نیست.

🔹استفتائات رهبری: س 1444: استفاده از عَلَم در مراسم عزاداری سیدالشهدا(علیه‌السلام) با قرار دادن آن در مجلس عزا یا حمل آن در دسته عزاداری چه حکمی دارد؟
ج: فی‌نفسه اشکال ندارد ولی نبايد اين امور جزء دين شمرده شوند.
مرکز پاسخگویی موعظه

8. پرهیز از:
یک جانبه نشان دادن سیره اهل بیت (ع)
عزاداری به سبک جدایی دین از سیاست
وارد کردن دروغ در نقلها و مقاتل
غلو کردن
وارد کردن خرافات در عزاداری ها
بیان مطالب سبک و دور از شأن اهلیبیت (ع)
بیان مطالب موهن مذهب
انجام افعالی که موهن مذهب است
استفاده از آلات موسیقی در عزاداری
برخورد کاسبکارانه
برهنه شدن در عزاداری و سینه زنی ها

9. نذر در محرم وصفر:
بهتر است نذر بصورت مطلق باشد یعنی با نیت کمک به برپای عزای حسینی بدون هیچ قید زمان و مکان خاص.
تقسیم نذر ها در طول ایام محرم و صفر
مدیریت نذرها و میهمانان و حفظ شان مجلس و مهمان
رساندن نذری ها به دست نیازمندان واقعی
در تقسیم نذورات، تبعیض قائل نشوید. گاه در خانواده ها برای افراد فامیل به تناسب دوری و نزدیکی و میزان صمیمیت، نذری کنار می گذارند و یا در مراسم و در پذیرایی و توزیع نذورات، از بانیان وگردانندگان، هر کس مراعات اطرافیان خود را می کند؛ که بطور حتم، نیّتِ کار را خدشه دار می سازد.

10. عزاداری زنان و لباسی که در شان اسلام و مسلمانان است:
🔹راوی می گوید؛‌ امام حسین علیه السلام فرمودند: جامه ای که مورد رغبت کسی نباشد به من بدهید که زیر لباسهای خود بپوشم، تا شاید آن را از تنم بیرون نیاورند. برای ایشان تبان(شلوار کوچک یا کوتاه) آوردند. حضرت فرمودند: نه، این جامه کسی است که ذلت و خواری دامن گیرش شده باشد. پس جامه کهنه دیگری را گرفتند و پاره پاره کردندو زیر جامه هایش پوشیدند. «لهوف ۱۲۳»

🔹نظر امام خمینی (ره) و استفتائات رهبری: س 1455: آیا جایز است زنان با حفظ حجاب و پوشیدن لباس خاصی که بدن آنان را بپوشاند، در دسته‏های سینه‌زنی و زنجیرزنی شرکت کنند؟
ج: شرکت زنان در دسته‏های سينه زنی و زنجير زنی شايسته نيست.

🔹جدابودن زنان از مردان در عزاداری:
🔹🔹روزی، کُمیت شاعر بر حضرت صادق (ع) وارد شد؛ حضرت به او فرمود:
«درباره ی جدّم حسین، برایم شعر بخوان!» پس از آنکه کُمیت، اشعاری در مصیبت امام حسین (ع) خواند، امام صادق (ع) گریه ی شدیدی نمودند؛ زنان و اهل حرم حضرت هم به گریه افتادند و در اطاقهای خود صدا به گریه بلند نمودند. هنگامی که امام (ع) گریه می کردند. ناگهان زنی از پشت پرده ظاهر شد در حالی که کودکی شیر خوار و کوچک در دست داشت؛ طفل شیر خوار را در دامن امام گذاشت و امام با دیدن طفل، گریه اش بیشتر و صدایش به گریه بلند شد و زنان پشت پرده هم، صدا به گریه بلند کردند. (معالی السبطین، ج 1، ص 153.)

🔹🔹دعبل خزاعی می گوید: «روز عاشورا خدمت مولایم، علی بن موسی الرضا (ع) رسیدم؛ حضرت را دیدم که غمگین و محزون نشسته اند؛ یاران ایشان نیز همه غمگین اطرافشان حلقه زده بودند. وقتی مرا دیدند، فرمودند: «مرحبا بر تو ای دعبل!» سپس جائی برای من باز کردند و مرا نزد خود نشانیدند. سپس فرمودند: «ای دعبل! دوست دارم شعری برایم بخوانی که این روزها، روز اندوه ما أهل بیت است!» و فرمودند: «ای دعبل هر کسی بر مصیبت جدّم، حسین (ع) گریه کند، خداوند گناهانش را بیامرزد.» سپس حضرت بلند شدند و پرده ای میان ما و زنهایشان زدند و اهل بیتشان را پشت پرده نشانیدند، تا برای مصیبت جدشان گریه کنند. سپس به من فرمودند: «ای دعبل! مرثیه بخوان!» پس من، گریان شدم و اشکم جاری شد و اشعارم را خواندم، امام رضا (ع) و أهل بیتشان نیز گریستند.»(معالی السبطین، ج 1، ص 154، رمز المصیبة، ج 1، ص 25.)

و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 29 ➡️

❓میخواستم بدونم میشه آدم برای ذخیره شب اول قبر خودش نماز لیله الدفن یا همون نماز شب اول قبر رو بخونه ؟ آیا درسته؟


✅پاسخ:
همانطور که از اسم این نماز پیداست، این نماز مخصوص شب اول قبر می باشد، یکی از اسمهای این نماز که در عرف مشهور شده است نماز وحشت می باشد. به این خاطر نماز وحشت نامیده شده که فردى که از دنیا رفته هنوز با عالم قبر آشنایى و انسى ندارد و در خود احساس ترس و وحشت دارد و این نماز با فضل الهى وحشت را از او دور مى کند، در روایت آمده که این نماز باعث راحتى میت وگشادگى قبر او تا روز قیامت و زیاد شدن حسنات و ثواب هاى انجام دهنده این نماز و بالارفتن درجه او مى شود. (حاشیه مفاتیح، نماز براى اموات، ص ۳۵۴٫)
پس در واقع نماز رفع وحشت است نه نماز وحشت.

زمان خواندن نماز شب اول قبر:
«نماز وحشت» را در هر موقع از شب اوّل قبر مى توان بجا آورد، ولى مناسبت تر است در اوّل شب، بعد از نماز عشا باشد و اگر دفن میّت به علّتى تأخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اوّل دفن او تأخیر اندازد.

لذا درست است که هر عبادتی برای شما ذخیره قبر و قیامت شما خواهد شد، و هدیه ای است که پیشاپیش برای خود می فرستید اما تاثیر اصلی و علت اصلی نماز وحشت در شب دفن میت می باشد.

سزاوار است برای باقیات و صالحاست، در کنار انجام واجبات و ترک محرمات، تا جایی که می توانیم اهل خیر رساندن و کمک به مردم باشیم.
رسول اکرم (ص) می فرمایند:
محبوب ترین مردم نزد خداوند کسی است که سودش به مردم بیشتر باشد. (کافی.ج3.ص239. ح 7)

ان شاالله عمرتان با برکت و طولانی باشد.


و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 30 ➡️

🔹موضوع: پاسخ به شبهاتی در مورد سخنان شهید مطهری درباره حادثه عاشورا.


❓سوال:
اخیرا متنی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن به شهید مطهری (ره) نسبت هایی در مورد حادثه عاشورا داده اند. آیا این نسبت ها صحیح است؟

متن شبهه:
آیا می دانید مطهری حضرت رقیه علیها السلام را از تحریفات لفظی ( جعلیاتی که اساسی ندارند ) واقعه عاشورا می دانسته و در موضعی دیگر آن حضرت را از دروغ های بافته شده در روضه ها به شمار آورده است؟
آیا می دانید مطهری شعارهای " یا مظلوم " و " یا غریب " را که برای سیدالشهدا علیه السلام در نص روایات موجود است، از شعارهای منحط و مباین با شعارهای حسینی و روح حسینی می دانست و بر لزوم حذف آن تاکید می کرد حتی زنجیر زنی برای نمایش مظلومیت آن حضرت را اشتباه قلمداد می نمود؟
آیا می دانید مطهری، آب خواستن سیدالشهدا علیه السلام را در میدان نبرد که در معتبرترین مقاتل وارد شده است، دروغ می دانست؟
آیا می دانید مطهری شعارهای برخاسته از روایات چون " نوجوان اکبر من " یا " زینب مضطرم الوداع الوداع " را شعارهایی پست و کثیف و ذلت آور و پیرزنی می دانست؟
آیا می دانید مطهری فریاد العطش اهل بیت علیهم السلام را که در روایات وارد شده، دروغ می دانست؟
آیا می دانید مطهری بازگشت اسرا به کربلا در اربعین را دروغ و افسانه و تحریف به شمار می آورده است؟
آیا می دانید مطهری گفته است " جرات نمی کنم بگویم جنایتی مثل کربلا در دنیا وجود نداشته است " ؟ !!
آیا می دانید مطهری مرثیه های زیبای محتشم کاشانی را غیر آموزنده و بلکه بعضا مضر می دانسته است؟
آیا می دانید مطهری مدعی بود کسانی که به جای آن که سینه دشمن را سیاه کنند، سینه و پشت خودشان را سیاه می کنند کارشان " عوضی " است و " سالها باید در تیه ( گمراهی ) بمانند " ؟
آیا می دانید مطهری معتقد بود مجالس عزاداری که در میان شیعه شایع شده است، برگرفته و تقلید شده از مجالس وعظ متصوفه بوده و صوفیان مبتکر مجالس وعظ بوده اند؟!

—----------------
این شبهه در 9 قسمت پاسخ داده می شود:
✅پاسخ: (قسمت اول )
1.گريه ي بر اباعبد الله الحسين عليه السلام
هر شخصي كه كمترين آشنايي با منابع اصيل و معتبر ديني داشته باشد اذعان مي نمايد كه گريه و عزاداري بر اباعبد الله الحسين عليه السلام در روايات صادره از معصومين داراي جايگاه و مرتبه ي والايي بوده و به قدري در روايات بر روي اين مساله تاكيد شده است كه هيچ كس نمي تواند اين مساله را انكار نمايد. علامه ي شهيد مرتضي مطهري نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و قطعا ايشان نيز اين روايات را ديده و به اين مساله اذعان داشته اند. اگر كوچكترين مروري بر مجموعه ي سخنراني هاي ايشان داشته باشيد متوجه مي شويد كه ايشان نيز مانند ساير روحانيون و اهل منبر در انتهاي سخنراني هاي خويش همواره به ذكر مصيبت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام پرداخته و حتي روضه هاي ايشان در مجموعه اي به صورت مجزا چاپ گرديده است . با اين توصيف بايد در متون نقل شده از ايشان دقت و تامل نمود تا معنا و مقصود ايشان از اين سخنان واضح و روشن گردد.
به طور خلاصه مي توان گفت همانگونه كه در متن مورد استناد نيز واضح و روشن مي باشد شهيد مطهري گريه و عزاداري بر اهل بيت را انكار ننموده اند بلكه آنچه كه مورد تقبيح و انكار ايشان قرار گرفته است فلسفه ي عزاداري اي است كه توسط برخي از افراد متحجر عنوان مي گردد .
مرکز پاسخگویی موعظه

با اين توضيح كه برخي از افراد، عزاداري بر اهل بيت و به ويژه اباعبد الله را تنها به انگيزه ي تشفي خاطر و تسليت و ابراز ناراحتي در ساحت اهل بيت انجام مي دهند و صراحتا نيز آن را اعلام مي دارند ولي در برابر ارزش ها و آرمان هايي كه فلسفه ي قيام عاشورا را تشكيل داده است نه تنها بي تفاوت هستند بلكه به گونه اي به مخالفت با اين آرمان ها بر ميخيزند. نمونه ي بارز اين گونه افراد را در دوران قبل از انقلاب اسلامي و در دوران نهضت اسلامي امام خميني مي توان يافت. در آن دوران برخي از افراد و گروه هاي مذهبي با عنوان هايي مانند ولايتي ها و يا انجمن حجتيه نه تنها به مجموعه ي مبارزين نهضت اسلامي نپوستند بلكه در برابر نهضت اسلامي قرار گرفته و با ايجاد شبهه و اشكال در برابر مشروعيت مبارزه با رژيم طاغوت، وظيفه ي خود را در گريه بر مظلوميت اهل بيت و انتظار خشك و خالي بر ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خلاصه نمودند.
عمده ي فرمايشات مرحوم شهيد مطهري در فراز هاي نقل شده بر اين مطلب استوار است كه گريه ي بر امام حسين عليه السلام و مظلوميت هاي بيشمار ايشان مي بايست به انگيزه ي تحريك احساسات و پيگيري اهداف و آرمان هاي نهضت حسيني و تلاش براي محقق نمودن آن آرمان ها – كه در راس آن تشكيل حكومت عدل اسلامي است – بايد باشد و معرفي فلسفه ي عزاداري ها به عنوان تشفي خاطر و آرام نمودن اهل بيت سلام الله عليهم ، خيانتي بزرگ در راه اهداف و آرمان هاي نهضت عظيم حسيني مي باشد.

مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
ادامه دارد..
مرکز پاسخگویی موعظه

با اين توضيح كه برخي از افراد، عزاداري بر اهل بيت و به ويژه اباعبد الله را تنها به انگيزه ي تشفي خاطر و تسليت و ابراز ناراحتي در ساحت اهل بيت انجام مي دهند و صراحتا نيز آن را اعلام مي دارند ولي در برابر ارزش ها و آرمان هايي كه فلسفه ي قيام عاشورا را تشكيل داده است نه تنها بي تفاوت هستند بلكه به گونه اي به مخالفت با اين آرمان ها بر ميخيزند. نمونه ي بارز اين گونه افراد را در دوران قبل از انقلاب اسلامي و در دوران نهضت اسلامي امام خميني مي توان يافت. در آن دوران برخي از افراد و گروه هاي مذهبي با عنوان هايي مانند ولايتي ها و يا انجمن حجتيه نه تنها به مجموعه ي مبارزين نهضت اسلامي نپوستند بلكه در برابر نهضت اسلامي قرار گرفته و با ايجاد شبهه و اشكال در برابر مشروعيت مبارزه با رژيم طاغوت، وظيفه ي خود را در گريه بر مظلوميت اهل بيت و انتظار خشك و خالي بر ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خلاصه نمودند.
عمده ي فرمايشات مرحوم شهيد مطهري در فراز هاي نقل شده بر اين مطلب استوار است كه گريه ي بر امام حسين عليه السلام و مظلوميت هاي بيشمار ايشان مي بايست به انگيزه ي تحريك احساسات و پيگيري اهداف و آرمان هاي نهضت حسيني و تلاش براي محقق نمودن آن آرمان ها – كه در راس آن تشكيل حكومت عدل اسلامي است – بايد باشد و معرفي فلسفه ي عزاداري ها به عنوان تشفي خاطر و آرام نمودن اهل بيت سلام الله عليهم ، خيانتي بزرگ در راه اهداف و آرمان هاي نهضت عظيم حسيني مي باشد.

مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
ادامه دارد..
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 30 ➡️

🔹موضوع: پاسخ به شبهاتی در مورد سخنان شهید مطهری درباره حادثه عاشورا.


❓سوال:
اخیرا متنی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن به شهید مطهری (ره) نسبت هایی در مورد حادثه عاشورا داده اند. آیا این نسبت ها صحیح است؟

متن شبهه:
آیا می دانید مطهری حضرت رقیه علیها السلام را از تحریفات لفظی ( جعلیاتی که اساسی ندارند ) واقعه عاشورا می دانسته و در موضعی دیگر آن حضرت را از دروغ های بافته شده در روضه ها به شمار آورده است؟
آیا می دانید مطهری شعارهای " یا مظلوم " و " یا غریب " را که برای سیدالشهدا علیه السلام در نص روایات موجود است، از شعارهای منحط و مباین با شعارهای حسینی و روح حسینی می دانست و بر لزوم حذف آن تاکید می کرد حتی زنجیر زنی برای نمایش مظلومیت آن حضرت را اشتباه قلمداد می نمود؟
آیا می دانید مطهری، آب خواستن سیدالشهدا علیه السلام را در میدان نبرد که در معتبرترین مقاتل وارد شده است، دروغ می دانست؟
آیا می دانید مطهری شعارهای برخاسته از روایات چون " نوجوان اکبر من " یا " زینب مضطرم الوداع الوداع " را شعارهایی پست و کثیف و ذلت آور و پیرزنی می دانست؟
آیا می دانید مطهری فریاد العطش اهل بیت علیهم السلام را که در روایات وارد شده، دروغ می دانست؟
آیا می دانید مطهری بازگشت اسرا به کربلا در اربعین را دروغ و افسانه و تحریف به شمار می آورده است؟
آیا می دانید مطهری گفته است " جرات نمی کنم بگویم جنایتی مثل کربلا در دنیا وجود نداشته است " ؟ !!
آیا می دانید مطهری مرثیه های زیبای محتشم کاشانی را غیر آموزنده و بلکه بعضا مضر می دانسته است؟
آیا می دانید مطهری مدعی بود کسانی که به جای آن که سینه دشمن را سیاه کنند، سینه و پشت خودشان را سیاه می کنند کارشان " عوضی " است و " سالها باید در تیه ( گمراهی ) بمانند " ؟
آیا می دانید مطهری معتقد بود مجالس عزاداری که در میان شیعه شایع شده است، برگرفته و تقلید شده از مجالس وعظ متصوفه بوده و صوفیان مبتکر مجالس وعظ بوده اند؟!

—----------------
این شبهه در 9 قسمت پاسخ داده می شود:
✅پاسخ: (قسمت اول )
1.گريه ي بر اباعبد الله الحسين عليه السلام
هر شخصي كه كمترين آشنايي با منابع اصيل و معتبر ديني داشته باشد اذعان مي نمايد كه گريه و عزاداري بر اباعبد الله الحسين عليه السلام در روايات صادره از معصومين داراي جايگاه و مرتبه ي والايي بوده و به قدري در روايات بر روي اين مساله تاكيد شده است كه هيچ كس نمي تواند اين مساله را انكار نمايد. علامه ي شهيد مرتضي مطهري نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و قطعا ايشان نيز اين روايات را ديده و به اين مساله اذعان داشته اند. اگر كوچكترين مروري بر مجموعه ي سخنراني هاي ايشان داشته باشيد متوجه مي شويد كه ايشان نيز مانند ساير روحانيون و اهل منبر در انتهاي سخنراني هاي خويش همواره به ذكر مصيبت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام پرداخته و حتي روضه هاي ايشان در مجموعه اي به صورت مجزا چاپ گرديده است . با اين توصيف بايد در متون نقل شده از ايشان دقت و تامل نمود تا معنا و مقصود ايشان از اين سخنان واضح و روشن گردد.
به طور خلاصه مي توان گفت همانگونه كه در متن مورد استناد نيز واضح و روشن مي باشد شهيد مطهري گريه و عزاداري بر اهل بيت را انكار ننموده اند بلكه آنچه كه مورد تقبيح و انكار ايشان قرار گرفته است فلسفه ي عزاداري اي است كه توسط برخي از افراد متحجر عنوان مي گردد .
این شبهه در 9 قسمت پاسخ داده می شود:
✅پاسخ: (قسمت دوم و سوم و چهارم)

2.وجود حضرت رقيه سلام الله عليها
در اين باره مي بايست به طور خلاصه عرض نماييم كه درباره ي اصل وجود حضرت رقيه و يا اسم و مشخصات ايشان با توجه به برخي تعارضات در نقل هاي تاريخي ، اختلاف نظراتي بين علماي شيعه موجود مي باشد. با توجه به اين نكته بحث تاريخي ايشان در اين باره بحثي كاملا علمي به شمار رفته و هيچ نقص و ذمي را نمي توان متوجه ايشان يا هر شخص ديگر نمود. نهايتا اينكه مي توان با بحث علمي بر مبناي اسناد و مدارك موجود، در برابر استدلالات كساني كه در وجود ايشان تشكيك مي نمايند به بحث و مجادله پرداخت.

3.شعار هاي خاص مانند يا مظلوم، يا غريب، نوجوان اكبر من ، زينب مضطرم الوداع در مورد اين شعارها نيز مي بايست متذكر شويم همانگونه كه گذشت ، تاكيد شهيد مطهري بر مباينت اين شعار ها با روح حسيني ، دقيقا به اين معناست كه تاكيد بر اين شعار ها بدون توجه به روح حماسي موجود در عاشورا و ، تمركز بر مظلوميت و غربت اباعبد الله الحسين بدون التفات و توجه به شعار هاي اساسي امام حسين در روز عاشورا ، و بدون تامل در آرمان هاي نهضت حسيني امري است كه موجب بي خاصيت شدن عزاداري ها و خالي شدن توسلات از مغز مي باشد.
هم چنين در مورد شعارهايي مانند نوجوان اكبر من ، زينب مضطرم الوداع نيز به نظر علامه ي شهيد مطهري، بيان چنين زبان حال هايي از زبان امام حسين با روح شهامت و شجاعت و توكل به خدا و تسليم در برابر مشيت الاهي اي كه در شخصيت امام حسين وجود داشته است مغايرت دارد.

4.بازگشت اسرا به كربلا در اربعين
لازم است توجه داشته باشيد كه در اين باره مورخين دو گروه بوده و هر كدام نظر خاص خويش را دارند. از ديگاه عده اي از مورخين اسراي كربلا در همان اربعين اول به كربلا بازگشته و بر مزار شهيدان عاشورا عزاداري نمودند . و برخي ديگر از مورخين نيز معتقدند بازگشت اسرا در اربعين اول نبوده بلكه در سال بعد در اربعين عاشورا اتفاق افتاده است. بديهي است كه هر يك از اين دو دسته استدلالات و مباني خاص خود را دارند كه بيان هر كدام از اين استدلالات و نقد و بررسي آنها از عهده ي اين نوشتار خارج است. با اين توضيح روشن مي گردد كه اعتقاد به عدم امكان بازگشت اسراي كربلا در اربعين اول به سرزمين كربلا گناهي نابخشودني نيست بلكه تنها و تنها ديدگاهي علمي است كه بر پايه ي ادله و استدلالات خاص خويش بنا گرديده است.

مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
ادامه دارد..
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 30 ➡️

🔹موضوع: پاسخ به شبهاتی در مورد سخنان شهید مطهری درباره حادثه عاشورا.


❓سوال:
اخیرا متنی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن به شهید مطهری (ره) نسبت هایی در مورد حادثه عاشورا داده اند. آیا این نسبت ها صحیح است؟

متن شبهه:
آیا می دانید مطهری حضرت رقیه علیها السلام را از تحریفات لفظی ( جعلیاتی که اساسی ندارند ) واقعه عاشورا می دانسته و در موضعی دیگر آن حضرت را از دروغ های بافته شده در روضه ها به شمار آورده است؟
آیا می دانید مطهری شعارهای " یا مظلوم " و " یا غریب " را که برای سیدالشهدا علیه السلام در نص روایات موجود است، از شعارهای منحط و مباین با شعارهای حسینی و روح حسینی می دانست و بر لزوم حذف آن تاکید می کرد حتی زنجیر زنی برای نمایش مظلومیت آن حضرت را اشتباه قلمداد می نمود؟
آیا می دانید مطهری، آب خواستن سیدالشهدا علیه السلام را در میدان نبرد که در معتبرترین مقاتل وارد شده است، دروغ می دانست؟
آیا می دانید مطهری شعارهای برخاسته از روایات چون " نوجوان اکبر من " یا " زینب مضطرم الوداع الوداع " را شعارهایی پست و کثیف و ذلت آور و پیرزنی می دانست؟
آیا می دانید مطهری فریاد العطش اهل بیت علیهم السلام را که در روایات وارد شده، دروغ می دانست؟
آیا می دانید مطهری بازگشت اسرا به کربلا در اربعین را دروغ و افسانه و تحریف به شمار می آورده است؟
آیا می دانید مطهری گفته است " جرات نمی کنم بگویم جنایتی مثل کربلا در دنیا وجود نداشته است " ؟ !!
آیا می دانید مطهری مرثیه های زیبای محتشم کاشانی را غیر آموزنده و بلکه بعضا مضر می دانسته است؟
آیا می دانید مطهری مدعی بود کسانی که به جای آن که سینه دشمن را سیاه کنند، سینه و پشت خودشان را سیاه می کنند کارشان " عوضی " است و " سالها باید در تیه ( گمراهی ) بمانند " ؟
آیا می دانید مطهری معتقد بود مجالس عزاداری که در میان شیعه شایع شده است، برگرفته و تقلید شده از مجالس وعظ متصوفه بوده و صوفیان مبتکر مجالس وعظ بوده اند؟!

—----------------
این شبهه در 9 قسمت پاسخ داده می شود:
✅پاسخ: (قسمت اول )
1.گريه ي بر اباعبد الله الحسين عليه السلام
هر شخصي كه كمترين آشنايي با منابع اصيل و معتبر ديني داشته باشد اذعان مي نمايد كه گريه و عزاداري بر اباعبد الله الحسين عليه السلام در روايات صادره از معصومين داراي جايگاه و مرتبه ي والايي بوده و به قدري در روايات بر روي اين مساله تاكيد شده است كه هيچ كس نمي تواند اين مساله را انكار نمايد. علامه ي شهيد مرتضي مطهري نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و قطعا ايشان نيز اين روايات را ديده و به اين مساله اذعان داشته اند. اگر كوچكترين مروري بر مجموعه ي سخنراني هاي ايشان داشته باشيد متوجه مي شويد كه ايشان نيز مانند ساير روحانيون و اهل منبر در انتهاي سخنراني هاي خويش همواره به ذكر مصيبت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام پرداخته و حتي روضه هاي ايشان در مجموعه اي به صورت مجزا چاپ گرديده است . با اين توصيف بايد در متون نقل شده از ايشان دقت و تامل نمود تا معنا و مقصود ايشان از اين سخنان واضح و روشن گردد.
به طور خلاصه مي توان گفت همانگونه كه در متن مورد استناد نيز واضح و روشن مي باشد شهيد مطهري گريه و عزاداري بر اهل بيت را انكار ننموده اند بلكه آنچه كه مورد تقبيح و انكار ايشان قرار گرفته است فلسفه ي عزاداري اي است كه توسط برخي از افراد متحجر عنوان مي گردد .
این شبهه در 9 قسمت پاسخ داده می شود:
✅پاسخ: (قسمت پنجم و ششم و هفتم)

5.آب خواستن امام حسين و فرياد العطش اهل بيت عليهم السلام
در اين موارد نيز به مانند موارد ديگر، شهيد مطهري با مبناي تحليلي خاص خويش ، بيان چنين تقاضاهايي را با روح حماسي حاكم بر قيام عاشورا در تضاد دانسته اند. در عين حال لازم است توجه داشته باشيد كه برخلاف ادعاي متن فوق ، آب خواستن امام حسين عليه السلام در مقاتل دست اول و معتبر و درجه ي يك مطرح نگرديده است. در اين باره نياز به بحث هاي تخصصي و مفصل است كه با توجه به مقام بحث از آن صرف نظر مي نماييم.

6. درباره کلمه "جرات نمی کنم":
متاسفانه با بریده بریده کردن کلمات شهید مطهری اینگونه میخواهند نشان بدهند که منظور ایشان این بوده است که حادثه کربلا را انکار کند. در حالی که وقتی متن اصلی بیانات ایشان را مطالعه می کنیم کاملا مطلب برعکس می شود:
حماسه حسینی:
"حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد: یک صفحه سفید و نورانی، و یک صفحه تاریک، سیاه و ظلمانی که هر دو صفحه اش یا بی نظیر است و یا کم نظیر.
اما صفحه سیاه و تاریکش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بی نظیر و یا کم نظیر می بینیم. یک وقت حساب کردم و ظاهرا در حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در این جنایت دیدم، و خیال هم نمی کنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود که تا این اندازه تنوع داشته باشد. البته در تاریخچه جنگهای صلیبی، جنایتهای اروپائیها خیلی عجیب است. و اینکه جرات نمی کنم که بگویم حادثه کربلا از نظر زیادی جنایت نظیر ندارد.
........به هر حال من جرات نمی کنم بگویم جنایتی مثل جنایت کربلا در دنیا وجود نداشته است، ولی می توانم بگویم در مشرق زمین وجود نداشته است. از این نظر حادثه کربلا یک جنایت و یک تراژدی است، یک مصیبت است، یک رثاء است".

7. محتشم کاشاني از شاعران موفق و محبان اهل بيت (ع) مي باشد که شعر معروف وي در رثاي امام حسين (ع) :
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است (1)
شاهد بر مدعا است، اما معنايش اين نيست که اشعار وي مثل و مانند ندارد. شهيد مطهري در مقام مقايسه مي گويد: شعر هاي محتشم و برخي از شاعران ما مبتني بر احساسات و عواطف مي باشد. از سوي ديگر شاعراني مانند محتشم به مسايلي مي پردازند که زياد ناظر به ظلم ستيزي و الگو سازي نيست، و حال اينکه اشعار شاعران مانند کميت و دعبل ناظر به ظلم و ستم حکومت هاي ظالم عصر خود مي باشد. اشعار را در فضاي ظلم و خفقان بيان مي نمودند که جان شان در خطر بود.
دعبل و کميت به خاطر شعرشان تحت تعقيب دشمن قرار گرفتند و سر انجام به شهادت رسيدند.
بر فرض اينکه شهيد مطهري از محتشم نقد نمايد، اين امر مشکلي ايجاد نمي کند، زيرا هر انساني ممکن است که مورد نقد ديگران قرار گيرد. نقد از شخصي موجب کاستن شخصيت او و به معناي ناديده گرفتن خوبي هاي او نيست. در ضمن استاد شهيد از مرحوم محتشم با آن ادبيات که ياد کرديد، ياد نکرده است. شهيد مطهري در ص 31 مجموعه آثار ج 17 مي نويسد:
در آن وقت مرثيه گوها مثل مرثيه گوهاي حالا نبودند. کميت اسدي، مرثيه گو بود، دعبل مرثيه گو بود؛ همان دعبل خزايي که گفت : پنجاه سال است که من دار خودم را به دوش کشيده ام. او طوري مرثيه مي گفت: که تخت خلفاي اموي و عباسي را متزلزل مي کرد. او که محتشم نبود. شعراي ما چرخ فلک را مسئول شهادت امام حسين (ع) دانسته اند. کميت اين جور نبود، يک قصيده که مي گفت دنيا را متزلزل مي کرد، ولي با تاريخچه حسين، با مر ثيه حسين.(2)
پي نوشت ها :
1. جواد محدثي، فر هنگ عاشورا ، ص 405، نشر معروف، قم، 1378، چاب چهارم .
2. مجموعه آثار ، ج17 ص 31، انتشارات صدرا، 1378، قم ، چاب 22.


مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
ادامه دارد..
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 30 ➡️

🔹موضوع: پاسخ به شبهاتی در مورد سخنان شهید مطهری درباره حادثه عاشورا.


❓سوال:
اخیرا متنی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن به شهید مطهری (ره) نسبت هایی در مورد حادثه عاشورا داده اند. آیا این نسبت ها صحیح است؟

متن شبهه:
آیا می دانید مطهری حضرت رقیه علیها السلام را از تحریفات لفظی ( جعلیاتی که اساسی ندارند ) واقعه عاشورا می دانسته و در موضعی دیگر آن حضرت را از دروغ های بافته شده در روضه ها به شمار آورده است؟
آیا می دانید مطهری شعارهای " یا مظلوم " و " یا غریب " را که برای سیدالشهدا علیه السلام در نص روایات موجود است، از شعارهای منحط و مباین با شعارهای حسینی و روح حسینی می دانست و بر لزوم حذف آن تاکید می کرد حتی زنجیر زنی برای نمایش مظلومیت آن حضرت را اشتباه قلمداد می نمود؟
آیا می دانید مطهری، آب خواستن سیدالشهدا علیه السلام را در میدان نبرد که در معتبرترین مقاتل وارد شده است، دروغ می دانست؟
آیا می دانید مطهری شعارهای برخاسته از روایات چون " نوجوان اکبر من " یا " زینب مضطرم الوداع الوداع " را شعارهایی پست و کثیف و ذلت آور و پیرزنی می دانست؟
آیا می دانید مطهری فریاد العطش اهل بیت علیهم السلام را که در روایات وارد شده، دروغ می دانست؟
آیا می دانید مطهری بازگشت اسرا به کربلا در اربعین را دروغ و افسانه و تحریف به شمار می آورده است؟
آیا می دانید مطهری گفته است " جرات نمی کنم بگویم جنایتی مثل کربلا در دنیا وجود نداشته است " ؟ !!
آیا می دانید مطهری مرثیه های زیبای محتشم کاشانی را غیر آموزنده و بلکه بعضا مضر می دانسته است؟
آیا می دانید مطهری مدعی بود کسانی که به جای آن که سینه دشمن را سیاه کنند، سینه و پشت خودشان را سیاه می کنند کارشان " عوضی " است و " سالها باید در تیه ( گمراهی ) بمانند " ؟
آیا می دانید مطهری معتقد بود مجالس عزاداری که در میان شیعه شایع شده است، برگرفته و تقلید شده از مجالس وعظ متصوفه بوده و صوفیان مبتکر مجالس وعظ بوده اند؟!

—----------------
این شبهه در 9 قسمت پاسخ داده می شود:
✅پاسخ: (قسمت اول )
1.گريه ي بر اباعبد الله الحسين عليه السلام
هر شخصي كه كمترين آشنايي با منابع اصيل و معتبر ديني داشته باشد اذعان مي نمايد كه گريه و عزاداري بر اباعبد الله الحسين عليه السلام در روايات صادره از معصومين داراي جايگاه و مرتبه ي والايي بوده و به قدري در روايات بر روي اين مساله تاكيد شده است كه هيچ كس نمي تواند اين مساله را انكار نمايد. علامه ي شهيد مرتضي مطهري نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و قطعا ايشان نيز اين روايات را ديده و به اين مساله اذعان داشته اند. اگر كوچكترين مروري بر مجموعه ي سخنراني هاي ايشان داشته باشيد متوجه مي شويد كه ايشان نيز مانند ساير روحانيون و اهل منبر در انتهاي سخنراني هاي خويش همواره به ذكر مصيبت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام پرداخته و حتي روضه هاي ايشان در مجموعه اي به صورت مجزا چاپ گرديده است . با اين توصيف بايد در متون نقل شده از ايشان دقت و تامل نمود تا معنا و مقصود ايشان از اين سخنان واضح و روشن گردد.
به طور خلاصه مي توان گفت همانگونه كه در متن مورد استناد نيز واضح و روشن مي باشد شهيد مطهري گريه و عزاداري بر اهل بيت را انكار ننموده اند بلكه آنچه كه مورد تقبيح و انكار ايشان قرار گرفته است فلسفه ي عزاداري اي است كه توسط برخي از افراد متحجر عنوان مي گردد .
این شبهه در 9 قسمت پاسخ داده می شود:
✅پاسخ: (قسمت هشتم و نهم)(قسمت پایانی)

8. در مورد سینه زنی و سیاه کردن سینه و پشت:
شهید مطهری در مقام بیان ارزش و روش امر به معروف و نهی از منکر و شناخت شرایط زمان است که نباید صرفا به سینه زنی اکتفا کرد بلکه باید درسی که از عاشورا می گیریم موجب شود بر دهان و سینه دشمن بزنیم.
و متاسفانه کسی که متن شبهه را تدوین کرده است به جای کلمه "تقیه" از یک کلمه نامفهوم استفاده کرده و بجای معنای آن نوشته است " گمراهی"!

شهید مطهری: "آنها که یک عمر در دیرها و صومعه ها زندگی کردند، امروز دارند متشکل می شوند، همبستگی و همدردی پیدا می کنند، ما که دینمان دین اجتماع و زندگی و همکاری و وحدت و همبستگی است، به سوی انفراد و تنهایی و جدایی و تفرق گرایش پیدا کرده ایم. آن که چنین دستوری را طرح می کند می خواهد ما ملتی آگاه باشیم و بلکه حوادثی را که در بطن روزگار مستتر و پنهان است، آینده را پیش بینی کنیم. ما نه تنها آینده را پیش بینی نمی کنیم بلکه وضع زمان خودمان را هم نمی فهمیم! امام صادق (علیه السّلام) در هزار سیصد سال پیش فرمود :«العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس»تحف العقول / ص 356

آن کسی که زمان خود را درک کند، اوضاع زمان خود را بشناسد، جریانی را که در سطح و بطن زمان مستمر است درک کند، در کار خود اشتباه نمی کند؛ یعنی مردم بی خبر از زمان خود، بی خبر از اوضاعی که در بطن یا سطح روزگار می گذرد، همیشه در اشتباهند، یعنی همیشه عوضی کار می کنند، به جای اینکه دشمن را بکوبند خودشان را می کوبند، به جای اینکه سینه دشمن را سیاه کنند سینه و پشت خودشان را سیاه می کنند، سالها باید در تقیه بمانند. این هم کارنامه ما.2"مجموعه آثار / ج 17 / ص 281

9. آنچه علامه شهید مطهری اظهار داشته اند اشاره می کنیم:
ایشان درسخنرانی که پیرامون رسم « خطابه و منبر » درانجمن اسلامی مهندسین ایراد داشته اند به طور کوتاه و گذرا درباره واعظ و اندرزگویی اشاره نموده اند: « علی الظاهر اولین بار به وسیله متصوفه ابتکار شده و کار خوبی بوده » سپس اضافه می کنند: « لهذا ما از قرنها پیش کتابهائی داریم به عنوان مجالس موعظه که از متصوفه باقی مانده؛مثل مجالسی که از سعدی در دست است و مجالس مولانا و غیر آنها » (ده گفتار / چاپ انتشارات صدرا: 205)
به طوری که ملاحظه می کنید علامه شهید مطهری در این کلمات نه فقط عزاداری امام حسین (ع) را به صوفیه نسبت نمی دهد بلکه با توضیح پیرامون سبک مجالس وعظ صوفیه آن را مشخص می کنند. می نویسند:
«چون مجالس وعظ ابتدا از متصوفه تقلید شده و بناء متصوفه بر ردع و منع و زجرِ نفس و تهذیب و تزکیه نفس است و با وعظ سازگارتر است خطبای ما هم با اینکه صوفی نیستند،بیشتر به کلام خودشان جنبه زهد و ترک و مبارزه با هوی و هوس می دهند. » (ده گفتار / چاپ انتشارات صدرا: 205)

السلام علی من اتبع الهدی

و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha

@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 31 ➡️


❓سوال:
من خیلی درگیر دختر ها بودم الان یک ساله توبه کردم الان هم امکان ازدواج ندارم بعضی وقتها دیگه طاقتم تمام می شه خیلی دوست دارم بمیرم ولی اونم نمی شه بنظر شما من چیکار کنم؟


✅پاسخ:
🔹ابتدا باید عرض کنیم طلب مرگ از خداوند، امر مطلوبی نیست مگر در شرایطی که در روایت ذیل است:
امام كاظم علیه ‏السلام به مردى كه آرزوى مرگ مى‏كرد فرمود: آیا میان تو و خداوند خویشاوندى‏اى است كه به خاطر آن تو را كمك رساند؟ عرض كرد : خیر. فرمود : آیا خوبى‏هایى كه بر بدى‏هایت فزونى داشته باشد پیش فرستاده‏اى؟ عرض كرد : خیر. فرمود : پس، در این صورت تو هلاكت ابدى را آرزو مى‏كنى !

🔸در مورد توجه به نامحرم:
دین اسلام راهی را برای اینکه ما درگیر نامحرم نشویم و یکسره فکر و ذهن ما دنبال نوامیس دیگران نباشد راهی را نشان می دهد:
خداوند در قرآن کریم (نور-30) می فرماید:
به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند، که این براى آنان پاکیزه ‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏ کنند آگاه است.»

همچنین پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) در کلامی حکیمانه و برخاسته از منطق وحی،فرمودند:
باعِدوا بین انفاسِ الرّجال والنّساء فاِنًَه اذا کانت المعاینةُ واللّقاء کان الداءُ الّذی لا دواء له.
بین مردان و زنان(نامحرم) فاصله و جدایی بیندازید (تا کمتر با یکدیگر برخورد داشته باشند) زیرا هنگامی که مردان و زنان با هم تماس داشته باشند و رو در روی یکدیگر قرار گیرند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.
البته منظور جدایی از خلوت ها و کنترل در ارتباط هاست.

ما هر چه بیشتر چشمان خود را ازاد بگذاریم بیشتر در حسرت و در گناه و فکر گناه خواهیم افتاد.
زدست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد!

پيامبر بزرگ اسلام(ص) در حديثي مي فرمايد:
«يابن آدم... و ان نازعك بصرك الي بعض ما حرمت عليك فقد اعنتك عليه بطبقتين فاطبق؛
فرزند آدم!... اگر چشمت بخواهد تو را به نگاه حرام بكشاند من دو پلك در اختيار تو قرار داده ام، پس آنها را فرو بند» (تكاليف گوش و چشم و زبان، يوسف صديق عرياني).

و نيز پيامبر(ع) مي فرمايد: «هر چشمي در روز قيامت گريان است، مگر سه چشم؛
چشمي كه از خوف خداوند بگريد
و چشمي كه از محارم الهي بسته گردد
و چشمي كه در راه خدا بيدار بماند».

حضرت صادق(ع) در حديثي نوراني مي فرمايد: «النظر سهم من سهام ابليس مسموم من تركها لله عزوجل لا لغيره اعقبه امنا و ايمانا يجد طعمه؛
نگاه ناروا تيري مسموم از تيرهاي شيطان است. هر كس آن را تنها به خاطر خدا ترك كند، خداوند آرامش و ايماني به او مي دهد كه طعم گواراي آن را در خود مي يابد» (همان).

امير مؤمنان(ع) مي فرمايد: «هر كس چشمش را آزاد بگذارد، حسرتش زياد مي گردد» (بحارالانوار، ج 14، ص 38).

◀️لذا بعد از توبه و تصمیم واقعی بر ترک گناه، یکی از مهمترین راه های رسیدن به آرامش در موضوع سوال شما این است که ما چشمانمان را کنترل کنیم. امید است با تمرین و ممارست در خصوص کنترل نگاه نسبت به نامحرم در فضای جامعه، محیط کار، گوشی همراه، اینترنت و .. خود را از معرض تیرهای زهرآلود شیطان در امان بداریم.

◀️ توجه به نماز اول وقت:
امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند:
نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.(2)

◀️توجه به پیامدهای نگاه به نامحرم و عدم کنترل نگاه:
برای مطالعه پیامدهای نگاه به نامحرم و عدم کنترل چشم و راه رهایی از این گرفتاری به صفحه زیر مراجعه نمایید:
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=242459

پی نوشت:
1.الإمامُ الكاظمُ علیه ‏السلام ـ لِرجُلٍ یَتَمَنّى المَوتَ ـ : هل بینَكَ وبینَ اللّه‏ِ قَرابَةٌ یُحابیكَ لَها ؟ قالَ :لا . قالَ : فهَل لكَ حَسَناتٌ قَدَّمتَها تَزیدُ على سَیّئاتِكَ؟ قالَ : لا . قالَ : فأنتَ إذا تَتَمنّى هَلاكَ الأبَدِ ! (كشف الغمّة : 3/42 .)
3. امام علی علیه السالم: الصَّلاةُ حِصنٌ مِن سَطَواتِ الشَّیطانِ؛تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 175 ، ح 3343


و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 32 ➡️


❓سوال:
میخواستم بپرسم رفتن پیش دعا نویس و گرفتن دعا برای نیازی ک داریم آیا گناه داره ؟
و واقعا در رفع مشکلات تاتیر داره؟


✅پاسخ:
بدون ترديد آيات قرآن و دعا تاثير خاص خود را دارند و مي توان به اذن الهي در موارد گوناگون از آنها بهره برد. البته بايد توجه داشت كه استفاده از اين دعاها، نياز به رمال و دعا نويس ندارد، هر كسي مي تواند آيات قرآني مثل آيه الكرسي را بخواند و يا بنويسد و همراه داشته باشد و از آثار آن برخوردار باشد. دعاهاي قرآني شفاي هر درد و رافع هر مشكل است. ولي عده اي از جهالت مردم سوء استفاده مي كنند و با نوشتن خطوط كج و معوج مردم را فريب مي دهند و جيب آنها را خالي مي كنند و به تصور نوشتن دعاها مردم را سر كار مي گذارند كه بايد مواظب بود.

◀️ضروري است كه به نكات ذيل با دقت تأمل داشته باشيد:

1- بايد دعاها و اذكار را از منابع معتبر گرفت و بسياري از افراد و يا سايت هايي كه در اين مورد مي باشند معتبر و قابل اعتماد نمي باشند. ذكرها و دستورات فراواني در كتاب هاي معتبر مانند مفاتيح الجنان و نيز حواشي آن وجود دارد كه مورد اعتماد و مجرب است.
2- در مورد دعانويس‏ها بايد دانست كه بسيارى از اين افراد شيادانى هستند كه از عقايد مردم سوء استفاده مى‏كنند.
بنا بر اين بايد در برخورد با آنان هشيار بود. براى دعا به درگاه خداوند نيازى به واسطه و دعانويس نيست؛ بلكه هر كس مى‏تواند براى رفع مشكلات خود به درگاه او عرض حاجت نمايد و از اعمال نيك براى تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد. مگر آن كه به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشيم كه به طور يقين دعاى آنان و نفوذ كلام آنان تأثير ويژه‏اى دارد.
3- مراجعه به دعا نويس، آري يا خير؟
رجوع به دعانويس ها در سنت و سيره پيامبر (ص) و امامان عليهم السلام نبوده و بزرگان دين هيچگونه توصيه اي در اين باره ندارند، لذا بهترين روش براي رفع مشكلات هم تعقل و تدبير شخصي و هم مشورت با خردمندان و توكل بر خدا و پرداخت صدقه و خواندن دعاهاي معتبر است. گفتني است اگر خود انسان و يا فرد دعانويس از كتاب هاي معتبر، دعاي مستندي كه از طريق معصومين وارد شده است انتخاب كنند اشكال ندارد.
غالبا مراجعه به دعانويس، از طرف كساني صورت مي گيرد كه معمولاً نتوانسته اند براي گرفتاري خود چاره جويي كنند و يا به دعاي خود اعتمادي ندارند و فكر مي كنند اگر به آن ها رجوع كنند، مشكلشان حل خواهد شد. چه بسا به دليل اعتمادي كه به آنها دارند، حالت تلقين به نفس در افراد ايجاد مي شود و با اين روحيه قدرت و تسلط بر بيماري يا مشكل خود پيدا نمايند و به تدريج آن را حل كنند. اما در هيچ كتاب و به نظر هيچ مرجعي ديني، رجوع به دعانويس توصيه نشده است، بلكه همه افراد تشويق شده اند خودشان دست به دعا بردارند و از خدا كمك بخواهند.
پيش بيني بعضي از افراد نسبت به رويدادهاي آينده و غيب گويي اگر واقعيت داشته باشد، مي تواند عوامل مختلف داشته باشد، از جمله اين كه در اثر رابطه با ارواح مجرده (جن و شياطين) به دست آيد. اما اين عمل از نظر اسلام حرام است و رجوع به اين افرد از نظر اسلام جايز نيست.
رسول اكرم (ص) فرمود "هر كس نزد ساحر يا كاهن يا دروغ گويي برود و گفته او را باور كند، به كتاب خدا كافر شده است".(1)
4- از نظر اسلام رفتن پيش دعانويس و آنچه در بين مردم شايع است و اين كه بخت انسان بسته شده است، همه از خرافات است.


🍃🔸در رابطه با دعا به شما توصيه مي كنيم كه:
1. زيارت عاشورا و سوره يس و الرحمن را تلاوت كنيد(دور از زياده روي؛ يعني هر اندازه كه مناسب حال تان باشد).
از پيامبر اكرم(ص) روايت شده كه در خواندن سوره يس ده خاصيت است، از جمله رسيدن به همسر مناسب.(2)
2. توسل جستن به ائمه اطهار عليهم السلام.
3. خواندن نماز حاجت.(3)
4. توبه و استغفار از همه گناهان سبب گشايش امور مي شود.
5. نماز جعفر طيار را به كيفيتي كه در مفاتيح آمده است بخوان تا ان شاء الله در زمان مقرر پيش خدا همسر لايق تان نصيب تان گردد. در اين رابطه علاوه بر دعا لازم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد.
پس با دعا و با استمرار و اصرار بر آن و انجام وظايف خود - كه ذكر شد - منتظر باشيد تا لطف خداوند شامل حال تان شود.

🍃🔹 نكات پاياني:
1- مهم اين است كه به خداوند و حاكميت اراده الهي همچنان معتقد باشيد و تمام اين اعمال وسيله هستند چه بسا همين فراز و نشيب ها دامي از سوي شيطان باشد كه ايمان شما را متزلزل كند. لذا با پايداري و استقامت ايمان خود را حفظ كنيد تا در نتيجه آن شيطان نااميد شود و درهاي رحمت الهي به سوي شما باز گردد.
2- در مورد دعانويسي برادران اهل تسنن، بايد بگويييم: از نظر علماء در صورتي كه از منابع معتبر استفاده شود، اشكالي ندارد.
مرکز پاسخگویی موعظه

پي نوشت ها:
1. شيخ عباس قمي، سفينه البحار، نشر موسسه انتشارات معصومه قم، ج7، ص 551.
2. حاج شيخ عباس قمي، سفينه البحار، دار الاسوه الطباعه و النشر، 1422 ه.ق، ج2، ص 418.
3. حاج شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، باب باقيات الصالحات.

و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

💠از کانال پاسخگویی به سوالات حمایت کنید💠
🔸 (با ثبت امتیاز)🔸

برای امتیاز دادن به
🔹کانال پاسخگویی به سوالات و شبهات🔹
وارد لینک زیر شده و گزینه start را کلیک نمایید سپس میزان امتیاز خود را ثبت نمایید.
https://telegram.me/tgchannelbot?start=mawezah_pasokhha
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 33 ➡️

💠موضوع: معنای ولایت مطلقه و مقیده فقیه و محدوده اختیارات آن

❓سوال:
سلام علیکم. فقهائی که قائل به مقیده بودن ولایت فقیه هستند با توجه به ضرورت عقلی وجود دولت و حکومتی اسلامی و شیعی در عصر غیبت کبری حضرت(عج)، این دسته از فقهاء قائل به نظریه مذکورم عموماً در مورد نحوه تشکیل و تأسیس حکومت و دولت شیعی در عصر غیبت کبری حضرت(عج) چه نظریات و دیدگاه هایی داشتند؟

✅پاسخ:
ضمن عرض سلام و تشکر؛

در مورد ولايت فقيه دو ديدگاه كلي در ميان فقها وجود دارد ،
1⃣يك ديدگاه ، كه از آن به ولايت مقيده فقيه تعبير مي شود ، معتقد است كه اختيارات ولي فقيه در عصر غيبت تنها محدود به امور حسبيه( اموري كه خداوند متعال در هيچ زماني راضي به تعطيل شدن آن نيست مانند سرپرستي ايتام و اموري كه متصدي خاص ندارد) و ضروري است .
🔷اين ديدگاه خود از نظر گستره و دامنه امور حسبيه به دو ديدگاه تقسيم مي شود .
🔸يك ديدگاه قايل به گستره خاص امور حسبيه است و آن را محدود به امور جزيي و خاص مانند سرپرستي امور غابين و قاصرين و مانند آن مي داند .
🔸ديدگاه ديگر قايل به گستره عام امور حسبيه است و معتقد است كه امور حسبيه تنها محدود به امور جزيي نبوده و شامل هر امر ضروري و لازمي از جمله تشكيل حكومت ، ايجاد امنيت ، دفاع در برابر دشمنان و حفظ اساس اسلام نيز مي شود . (ر.ك: تبريزي ، ميرزا جواد ، ايصال الطالب الي تعليق علي المكاسب ، قم: دفتر نشر برگزيده ، 1411ق، ج3، ص 36-40)

2⃣ديدگاه دوم كه از آن به ولايت عامه تعبير مي شود ، بر اين باور است كه ولايت فقيه به امور حسبيه اختصاص نداشته و گستره آن فراتر از امور حسبيه است ، به گونه اي كه حوزه تشكيل حكومت را نيز در برمي گيرد .
اين نظريه قرائت مشهور از نظريه ولايت فقيه است. (انصاري ، مرتضي ، المكاسب ، ج2، ص 36)

🔶اين ديدگاه نيز از نظر گستره و حدود اختيارات ولي فقيه به دو ديدگاه تقسيم مي شود .
🔹يك ديدگاه ولايت عامه فقيه در چارچوب احكام فرعيه كه ضمن اينكه ولايت عامه فقيه را مي پذيرد ، اما آن را محدود و مقيد به احكام فرعي مي داند . (ر.ك: صابري همداني ، احمد ، الهدايه الي من له الولايه ، تقرير مباحث آيت الله العظمي سيد محمد رضا گلپايگاني ، ص 46)
🔹ديدگاه ديگر ولايت عامه فقيه فراتر از چارچوب احكام فرعيه است بر اساس ، اين ديدگاه گستره ولايت فقيه همه اختياراتي كه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و امامان معصوم عليهم السلام در امر حكومت و اداره امور جامعه دارا بودند ، را شامل مي شود مگر آنكه موردي از اختيارات خاص معصوم عليه السلام باشد .

از اين ديدگاه به « ولايت مطلقه فقيه » تعبير مي شود . بنابر اين ، ولايت مطلقه فقيه ناظر به گستره حوزه و قلمرو اختيارات ولي فقيه و بدين معناست كه اختيارات ولي فقيه در عصر غيبت نه محدود به امور حسبيه و ضروري است و نه محصور در احكام فرعيه است ، بلكه ولي فقيه در زمان غيبت, تمام اختياراتي كه پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام در امر حكومت وسياست و اداره جامعه بر عهده داشتند ، را دارا مي باشد .

مقصود از اطلاق در عبارت ولايت مطلقه فقيه شمول و مطلق بودن نسبي در مقابل ساير ديدگاههايي است كه اين اطلاق و شمول را قايل نيستند ، نه اينكه مطلق از هر جهت باشد .
به عبارت ديگر مقصود از اطلاق گسترش دامنه ولايت فقيه تا آنجاست كه شريعت امتداد دارد و مسئوليت اجرايي ولي فقيه در تمامي ابعاد مصالح امت مي باشد .

◀️بنابر اين ، قيد مطلقه در ولايت مطلقه فقيه و اطلاق آن نسبت به تقييد در ديدگاه ولايت مقيده فقيه است و به معناي محدود نبودن ولايت فقيه به امور حسبيه وضروري و احكام فرعيه است نه اينكه ولايت فقيه از هر جهت مطلق بوده و محدود به هيچ شرط وضابطه اي نباشد، زيرا ولي فقيه ملزم به رعايت احكام و قوانين اسلامي و توجه به مصالح اسلام و مسلمين است .


و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 34 ➡️
💠موضوع: مصحف و کتاب منسوب به حضرت علی علیه السلام

❓سوال:
میخواستم بدونم آیا مصحف حضرت علی همون جامعه است یا اینا دو کتاب جدا هستند؟
ممنون از کانال مفیدتون.


✅پاسخ:
در اینجا سه عنوان وجود دارد : مصحف، جامعه، کتاب که این سه به حضرت علی علیه السلام منتسب است. و اینکه اینها سه کتاب جداگانه هستند یا هر سه عنوان برای یک چیز هستند ، در اين باره چند احتمال مطرح است.

1ـ آنچه در روايات آمده به عنوان صحيفه، جامعه، همان كتاب على است و آنچه در روايات اهل سنت به عنوان صحيفه آمده، نيز كتاب على و مجموعا يكى مى‏باشد.

2ـ كتاب على و جامعه يك مجموعه است و صحيفه چيز ديگرى است. چون درباره كتاب على آمده طولش 70 ذراع و وقتى پيچيده مى‏شده به اندازه ران يك مرد قوى هيكل بوده (78) ، در حالى كه در مورد صحيفه در بعض روايات آمده كه ملحق به شمشير پيامبر بوده (79) و شى‏ء الحاقى شمشير، بايد كوچك و كم حجم باشد.

3ـ نسبت ميان صحيفه جامعه و كتاب على نسبت عموم و خصوص است. يعنى آنچه در روايات اهل سنت از صحيفه على ياد شده، در حقيقت بخشى از كتاب على را تشكيل مى‏دهد و حضرت در طول حيات خود روايات پيامبر را گردآورى و بخش بخش و صحيفه صحيفه كرده است.

قائل نظريه نخست مى‏گويد: بر اساس آنچه از روايات مختلف اهل سنت رسيده، صحيفه على موضوعات مختلفى را شامل مى‏شده و از آنجا كه در توصيفش آمده كه املاى پيامبر و موضوعش احكام بوده، لذا با مشخصات كتاب على وفق مى‏دهد. بنابراين گر چه ـ به همان دليلى كه قبلا اشاره كرديم ـ راويان، همه اين روايات را ضبط نكرده‏اند اما شواهد و قرائن نشان مى‏دهد كه اين دو يكى هستند. (80)

اما نظريه دوم مى‏گويد كتاب على طولش 70 ذراع و حجم آن به هنگام جمع كردن ضخيم بوده، لذا با صحيفه جور در نمى‏آيد، و نمى‏توان قائل شد كه يكى باشند.

در يك جمع بندى از احتمالات، اگر منظور از صحيفه همان ملحقه شمشير پبامبر است، صحيفه مذكور، بخشى از صحيفه و كتاب على است، چون در روايت محمد بن عبدالملك آمده است: عندنا والله صحيفة طولها سبعون ذراعا (81) ، همانطور كه در روايات عبدالله بن يعفور آمده: صحيفة طولها سبعون ذراعا (82) ، در حالى كه اين تعبير در مورد جامعه هم آمده است: عندنا الجامعة و هى سبعون ذراعا (83) . و در جايى ديگر آمده: عندنا لصحيفة يقال لها جامعة (84) ، با آنكه در روايت فضيل بن يسار آمده: عندنا كتاب على سبعون ذراعا. (85) يا در روايت مروان آمده است: عندنا كتاب على سبعون ذراعا. (86)

✅◀️بنابراين، كتاب على، جامعه و صحيفه يكى هستند و از مشخصات واحدى برخوردار هستند و اگر در روايات گاهى از آن تعبير به كتاب و گاهى جامعه و گاهى صحيفه شده يك چيز را مى‏خواسته بيان كند، زيرا مشخصات هر سه به يك كتاب تطبيق مى‏كند.

اما آنچه كه پيوست شمشير پيامبر بوده (ذوابة السيف) گر چه ممكن است رساله‏اى مختصر و كوچك بوده كه گاهى آمده كه آويزان به جلد شمشير بوده و گاهى آمده: فى قرابة السيف، اما از آنجا كه اوصاف اين صحيفه با صحيفه كلى حضرت تطبيق مى‏كند كه املاى رسول الله است، لذا بايد بخشى از كتاب حجيم و بسيار مفصل بوده باشد كه در باب احكام بويژه احكام فرايض است. و از آنجا كه اين تعبيرات در برخى از روايات شيعه رسيده، كه گويا بخشى از كتاب على است، دليل بر جدايى آن نداريم.

شاهد بر مسئله اينكه در برخى از روايات آمده: اقرأنى ابوجعفر شيئا من كتاب على. (87) يا در روايت عبدالملك بن اعين آمده است: «ارانى ابو جعفر بعض كتب على» ابو جعفرعليه السلام بعضى از كتابهاى على را نشان داد. (88)

به اين جهت درست است كه صحيفه بخشى از كتاب على‏عليه السلام باشد و ممكن است صحيفه همراه با شمشير پيامبر قسمتى بوده كه در ادامه كار، حضرت آن را بر اساس احاديث پيامبر تكميل كرده باشد.

به اين جهت حضرت صحيفه‏هاى مختلفى را در اختيار داشته كه مجموع آنها جامعه و كتاب على را تشكيل مى‏داده است، و به صرف ذكر برخى خصوصيات نمى‏تواند كتاب جداگانه‏اى باشد. (92)

برای اطلاعات کامل تر در این زمینه به این صفحه مراجعه نمایید:
http://imamalinet.net/old/per/a/ae/ae18.htm
مرکز پاسخگویی موعظه

پی نوشت:
78) كلينى، كافى، ج 1 / .241 در روايت آمده مثل فخذ الفالج.
79) در روايات آمده: كانت معلقة فى ذوابة السيف او قرابة. نك: صدوق، معانى الاخبار، باب نوادر المعانى / 379، ح .3 بيروت، دارالمعرفة، 1399 ق، تحقيق على اكبر غفارى.
80) آقاى مصطفى قصير اين نظريه را نقل مى‏كند اما قائل آن را مشخص نمى‏كند. نك: كتاب على / .57
81) صفار، بصائر الدرجات / .144
82) همان.
83) همان / .160
84) همان / .144
85) همان / .147
86) همان.
87) حر عاملى، وسائل الشيعة، ج 24 / .13 كلينى، كافى، ج 6 / 219، طوسى، تهذيب، ج 9 / .2
88) الصفار، بصائر الدرجات / .162
92) در ميان محدثين اهل سنت بويژه شارحان صحيح بخارى مانند نووى و ابن حجر عسقلانى و عينى، اين اخبار مستمسك خوبى شده تا روايات ديگرى كه از طريق اهل سنت درباره علوم على‏عليه السلام و اهل بيت رسيده را مورد هجمه قرار دهند و شيعه را از اين جهت به خاطر نقل اين روايات ملامت كنند. درباره تفصيل اين بحث نك: قصير مصطفى، كتاب على / 56 ـ .63

و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 35 ➡️
💠موضوع: تاثیر رفتارهای والدین قبل از انعقاد نطفه و در دوران بارداری بر روی کودک

❓سوال:
سلام و خسته نباشید بابت مطالب و کانل خوبتون، سوال داشتم میخواستم بدونم روح که در چهار ماهگی به جنین دمیده میشه تا زمان تولد روح بچه کجا میره؟ آیا از بدن خارج میشه؟ پیشونی نوشت و سعادت و شقاوت هم مشخص میشه؟ آیا تا قبل از تولد خواندن قرآن و اذکار و دعاها ، تاثیری بر آنچه که از جانب خدا مشخص شده داره؟ و در تکامل و تربیت دینی و سعادت بچه تاثیر داره؟
ممنون از زحماتتون
اجرکم عندالله

✅پاسخ: (باتشکر از حضور و طرح سوال و لطفی که دارید)
توجه به این نکات پاسخ را بر ما عیان می سازد:
اول : این یکی از سنت های الهی است که با دمیده شدن روح به بدن، انسان جان می گیرد و با خروج روح از بدن، عمر دنیایی انسان پایان می یابد.
دوم: روح انسانی قابلیت تکامل معنوی دارد. همچنین قابلیت تکامل عقلی نیز دارد.
سوم: با توجه به شواهد علمی، کودک در دوران بارداری عکس العمل های منطقی و هوشمند به صدای والدین و اتفاقات اطراف خود نشان می دهد. حتی صداها، آواها، خنده ها، شادی ها، ناراحتی ها و.. را درک می کند.

◀️پس: بعد از دمیده شدن روح به بدن، روح همراه با بدن می باشد تا زمانی که عمر او پایان یابد. و با توجه به اینکه روح انسانی قابلیت تکامل داشته و دارای قوه درک و تعقل و تفکر است، لذا این تجربه های معنوی از همان دوران بعد از دمیده شدن روح شروع می شود. و کودک در رحم در حال یادگیری می باشد. این نکته را نیز علم تجربی اثبات کرده است.

❓🔷آیا قبل از تولد اعمال ما بر روی کودکمان تاثیر گذار است؟
باید گفت نه تنها قبل از تولد و در دوران بارداری، که حتی در دوره قبل از انعقاد نطفه، اعمال و رفتار ما در آینده کودک تاثیر گذار خواهد بود. این نکته مورد توجه دین اسلام است که دستور می دهد قبل از انعقاد نطفه یک دوره ی چهل روزه را به خودسازی و مراقبه و توجه به حلال و حرام، بگذرانید چرا که اگر در طول این چهل روز مراقبت نسبت به کردار و تفکرات و حلال و حرام انجام شود، همه اینها در تشکیل نطفه ای مرد تاثیر مستقیم دارد و نطفه ای پاک با ذهنیتی پاک و در انسانی پاک ایجاد می شود، که اگر این نطفه در انسانی پاک هم قرار بگیرد زمینه های سعادت آن انسان آینده را هموارتر و اخلاق و منش او را زیباتر خواهد کرد.

🔸بطور مثال:
دستور اسلام برای ذکر "بسم الله الرحمن الرحیم" در هنگام انعقاد نطفه:
امام صادق(ع) در جهت فراهم سازى زمینه‌هاى روان شناختى و معنوى زوجین مى‌فرماید:
هنگامى که آماده مى‌شوید براى ارتباط جنسى، خدا را یاد کنید، به درستى که افرادى که در این هنگام، از خدا غافل باشند، اگر نطفه فرزندى منعقد شود، این فرزند در آینده، در رفتارهاى شر و بدى، همانند شیطان عمل مى‌کند و این افراد، از طریق دوستى و دشمنى با ما (اهل بیت) شناخته مى‌شوند.(روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ‏8، ص 202.‏)

🔸مثال برای مراقبت های غذایی دوران بارداری:
"امام رضا " علیه السلام می فرمایند:
" به زنان حامله کندر بخورانید تا فرزندی که در بطن دارند اگر پسر است با هوش و دانا و شجاع و اگر دختر است خوش قیافه و خوش اخلاق و ... گردد.(کتاب مکارم اخلاق ", ج 1 ص 192 , 193)
و فرمودند :
" خوردن به عقل و هوش را زیاد می کند "(مکارم اخلاق, ج 1 , ص 196)

🔸درآمد و کسب حلال و حرام و ربط آن به نطفه:
امام صادق(علیه السّلام) می فرمایند:«کَسْبُ الحَرامِ یُبینُ فی الذّرّیه: اثر درآمد حرام در فرزندان آدمی آشکار می شود»
(الکافی، ج 5، ص 124)

لذا نه تنها توجه به حلال و حرام الهی در دوران بارداری، که در دوران قبل از آن نیز بر روی نطفه تاثیرگذار خواهد بود. در ایام بارداری هم مقدار والدین از اعمال بهتر و توجه بیشتری نسبت به خداوند برخوردار باشند در تکامل روحی فرزند و زمینه های سعادت وی تاثیر زیادی خواهد داشت.

❓🔷پیشانی نوشت:
ما در دین اسلام چیزی به اسم پیشانی نوشت نداریم. بلکه هر کسی خود می تواند راه سعادت را با عقل و اراده ای که خداوند به او داده پیدا و انتخاب و در نهایت طی کند. قطعا عواملی که در بالا گفتیم تاثیر در زمینه سازی سعادت انسان خواهد داشت، و عدم مراعات ان موجب سخت تر شدن کار بر فرزندان خواهد شد که در این امر والدین مسئول می باشند.
اما خداوند راه سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت را بر روی تمام انسانها با هر ویژگی اخلاقی و شرایط تولد و .. باز گذاشته است که باید با شناخت دقیق مبدا و معاد و علت حضور خود در دنیا به راه اصلی نجات رهنمون گردد.


و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

@mawezah_pasokhha

سوال ⬅️ 36 ➡️
💠موضوع: معرفی کتاب در مورد اسلام

❓سوال:
لطفا چند کتاب در مورد اسلام شناسی معرفی کنید.

✅پاسخ:

این کتاب ها برای آشنایی با اعتقادات اسلام جزء روانترین و جامعترین هستند:

🔸برای آشنایی با اسلام:
1. آشنایی با عقاید، محمد تقی مصباح یزدی
2. عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی
3. آموزش کلام اسلامی، محمد سعیدی مهر
4. محاضرات فی الالهیات، علی ربانی گلپایگانی

🔸برای آشنایی با شیعه به صورت خاص:
1. شیعه در اسلام، سید محمد حسین طباطبایی
3. المراجعات، سید عبدالحسین شرف الدین یا ترجمه آن با عنوان رهبری امام علی در قرآن و سنت پیامبر (ترجمه محمد جعفر امامی)
4. آنگاه هدایت شدم، سید جواد مهری
5. اهل سنت واقعی، تیجانی سماوی، ترجمه سید جواد مهری


🔸جامع ترین کتاب در مورد حضرت رسول اکرم (ص) و سیره ایشان:
الصحيح من سيرة النبي الاعظم (ص) (چاپ جديد در 35 جلد)
علامه سيد جعفر مرتضي عاملي
مکان چاپ: قم
تاريخ چاپ: 1385
ناشر: دارالحديث، قم


و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

🌹 🌸   🌹  🌸   🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹   🌸    🌹   🌸   🌹


🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

🌹 🌸   🌹  🌸   🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹   🌸    🌹   🌸   🌹


🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

🌹 🌸   🌹  🌸   🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹   🌸    🌹   🌸   🌹


🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

🌹 🌸   🌹  🌸   🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹   🌸    🌹   🌸   🌹


🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
@mawezah_pasokhha
@mawezah_emamAli
@mawezah1
🌹 🌸 🌹 🌸 🌹
مرکز پاسخگویی موعظه

@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸

@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸

@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

📝احکام دعانویسی و کمک از جن و شیاطین🗞

-عدّه‌اى از افراد به نام دعانویس از برخى كتاب‌ها، براى رفع امراض و اصلاح اختلاف زن و شوهر دعاهایى مى‌نویسند و عدّه‌اى براى گرفتن دعا به آن‌ها مراجعه كرده و به عنوان هدیه مقدارى پول پرداخت مى‌كنند. از نظر شارع مقدّس اسلام، این كار چه صورتى دارد و پولى كه آن‌ها از این راه به دست مى‌آورند، حلال است یا حرام؟

🔰پاسخ: دعا نویسی به دو صورت هست: دعاهایی که از طرف ائمه معصومین وارد شده ، که در کتاب هایی نظیر؛ مصباح شیخ طوسى ، كتابهاى سید بن طاوس و خصوصاً صحیفه سجادیه، كتاب دعاء بحار و مفاتیح الجنان ، گردآوری شده است. و یا خواصی که برای بعضی از آیات قرآن مثل آیة الکرسی وارد شده؛ که خواندن آن بسیار سفارش شده است. نوشتن این گونه دعاها اشکالی ندارد و پول گرفتن در ازای آن حرام نیست.
اما اگر دعا از امور خرافی، واهی و جعلی باشد و یا دعاهایی که استمداد از شیاطین باشد، حرام هست و باید از شر آنها به خدا پناه برد.

➿پی نوشت ها:
جامع الاحکام آیت الله صافی، ج1، ص 287، استفتاءات جدید آیت الله مکارم س565، استفتاءات جدید آیت الله تبریزی ج2، ص 496، جامع المسائل آیت الله فاضل، س 2200، استفتاءات آیت الله بهجت س 6417.
☜احکام و مسائل شرعی☞
http://line.me/ti/p/%40hvy4700p

🔵چند پرسش و جواب در این خصوص:

سؤال 1611ـ آيا كتاب «جامع الدّعوات» سند معتبرى دارد؟
جواب: سند معتبرى ندارد.[1]

سؤال 1613ـ آيا كار دعا نويسها و فالگيرها منشأ اسلامى دارد؟
جواب: دعا نويسى، و فالگيرى حرفه اى جايز نيست.[2]

سؤال 1616ـ گاه افرادى با عنوان دعا نويسى اقدام به كلاهبردارى مى كنند. براى اين كه بتوان تشخيص داد كه كدام مورد كلاهبردارى و كدام مورد بر اساس دستورات اسلام است، چه راههايى وجود دارد؟
جواب: چنانچه افراد مزبور آدمهاى با سواد و با تقوايى باشند، و از كتب معتبر استفاده كنند، دعانويسى آنها صحيح است. در غير اين صورت اعتمادى بر آنها نيست.[3]

سؤال 1617ـ برخى دعانويسها دعاهايى به نام زبان بند، بخت گشايى، چلّه بُرى، جلب محبّت، قفل كردن، كارگشا، باز شدن بسته شده، دفع بليّات، باطل السحر، و مانند آن به افراد مى دهند. آيا چنين دعاهايى وجود دارد؟
جواب: اينها اعمال افراد سود جو، و احياناً شيّاد است.[4]

سؤال 1619ـ از آنجا كه اكثر مراجعين به دعانويسها بانوان مى باشند، كه براى رفع مشكلات و ناراحتيهاى خود اقدام به اين كار نموده، و بعضاً افرادى تحت عنوان دعانويس اقدام به فريب آنان مى كنند، چه توصيه اى براى روشنگرى آنان داريد؟
جواب: بايد خطر مراجعه به اين گونه افراد را به همه بانوان گوشزد كرد، تا در دام آنها گرفتار نشوند.[5]

س 1432: آيا پرداخت و دريافت پول در قبال نوشتن دعا جايز است؟
ج:دريافت يا پرداخت مبلغى به عنوان اجرت نوشتن دعاهاى وارده اشكال ندارد.[6]

س 1433: دعاهايى كه نويسندگان آنها ادعا مى كنند كه در كتابهاى قديمى دعا نقل شده اند، چه حكمى دارند؟ و آيا اين ادعيه از نظر شرعى معتبر هستند؟ مراجعه به آنها چه حكمى دارد؟
ج:اگر دعاها از ائمه اطهار «عليهم السلام» نقل و روايت شده باشند و يا مضامين آنها حق باشد،تبرک جستن به آنها اشكال ندارد. همانگونه كه تبرک جستن به دعاهاى مشكوك به اين اميد كه از معصوم «عليه السلام» باشند، اشكال ندارد.[7]

سؤال 2201 :آيا كار دعانويسها و فالگيرها منشأ اسلامى دارد؟
جواب: در ثبوت خواص و آثار براى برخى ادعيه جاى ترديد نيست. ولى دعانويسى در اسلام شغل شناخته نمى شود.[8]

سؤال 2202 :نوشتن دعا براى كسانى كه احتياج به آن دارند، و معتقد به آن هستند. از مثل جامع الدعوات چه صورتى دارد؟
جواب: دعاهاى وارده مانعى ندارد. ولى اعتبار كتاب نامبرده ثابت نشده است.[9]

سؤال 2203 :آيا اعتقاد به فال و دعا نويسى كه با گرفتن وجهى دعايى مى نويسد، كه به خيال خود مشكل گشا خواهد بود، جايز است و منشأ شرعى دارد؟
جواب: فال مطلبى است خرافى. ولى دعا داراى اثر مى باشد، در صورتى كه از دعاهاى منقوله در روايات باشد، نه دعاهاى جعلى كه گروهى از دعانويسان به آن مبتلا هستند.[10]

س 1027 : زنان يا مرداني که در کنار خيابانها و يا پياده روها نشسته و براي مردم فال مي گيرند و از گذشته و آينده خبر مي دهند ، آيا کار آنها مشروعيت دارد و پول دادن به آنها جايز است ؟
ج : جايز نيست.[11]

س 1028 : افرادي دعانويس هستند و بيماران و افرادي که از همه جا دستشان بريده شده پيش اين گروه مي روند ، آيا چنين چيزي در اسلام وجود دارد ؟
ج : اگر دعاها مطابق ادعيه وارده از حضرت خاتم (صلي الله عليه و آله ) و ائمه اطهار عليهم السلام باشد مثل کتاب مفاتيح الجنان و زاد المعاد جايز است[12]

➿پی نوشت:
[1]. [2]. [3]. [4]. [5]. استفتائات، آيت الله العظمي مكارم شيرازي، ج3، متفرقه، بترتیب مسائل 1611. 1613. 1616. 1617. 1619
[6]. [7]. استفتائات مقام معظم رهبری
[8] .[9] .[10]. استفتائات، آيت ا
مرکز پاسخگویی موعظه

لله العظمي فاضل لنكراني، ج1، عناوين متفرقه
[11] .[12] . استفتائات، آيت الله العظمي نوري همداني، ج1، متفرقه
اطلاعات بیشتر:
shobkalayi.blogfa.com/9105.aspx
______________________
جهت فراگیری احکام، لطفا به اشتراک گذارید
☜احکام و مسائل شرعی☞
*پیج لاین
http://line.me/ti/p/%40hvy4700p

*کانال تلگرام
https://telegram.me/ahkam_sharei
مرکز پاسخگویی موعظه

پرسش شماره ⬅ 37➡

💠شکل ظاهری یأجوج و مأجوج چگونه بوده است؟ و آیا آدم کوتو‌له‌‌ها منظور کوتاه قدها هستند و واقعیت دارند و با یأجوج و مأجوج رابطه‌‌ای دارند؟


✅پاسخ اجمالی

از جمله کسانی که در قرآن کریم از آنها یاد شده،[1] یأجوج و مأجوج هستند. «یأجوج» و «مأجوج»، در مورد خلقت و توصیف آنها، روایات و نظریاتی در منابع روایی و تفسیری نقل و بیان شده است:
1. شیخ صدوق(ره) به نقل از عبد اللَّه بن سلیمان[2] می‌گوید: «...یأجوج و مأجوج، مانند چهارپایان می‌خوردند و می‌نوشیدند و زایش می‌کردند و نر و ماده داشتند در صورت و پیکر و خلقت مشابه انسان بودند، امّا قامتشان خیلى کوتاه بود و طول قدّ زن و مردشان مانند بچه‌ها از پنج وجب تجاوز نمی‌کرد و از نظر خلقت و صورت همه در یک اندازه بودند، آنان عریان و پابرهنه بودند، پشم‌ریسى و لباس و کفش در میان آنها نبود و بر تن آنها پشمى مانند پشم شتر بود که آنان را می‌پوشانید و از سرما و گرما محافظت می‌کرد و هر کدام آنان دو گوش بزرگ داشتند که درون و بیرون آنها یکى مو و دیگرى پشم داشت و به جاى ناخن چنگال داشتند و دندان و نیش‌هاى آنان مانند دندان‌ها و نیش‌هاى درندگان بود و چون یکى از آنها می‌خوابید یکى از دو گوش را فرش و دیگرى را لحاف خود قرار می‌داد و آنان‏ را در بر می‌گرفت و خوراک آنها نهنگ‌هایى بود که همه ساله ابر و باد آنها را براى ایشان پرتاب می‌کرد و با آن زندگانى خوشى داشتند و با آنها سازگار بود و در وقتش منتظر آن بودند همچنان‌که مردم در وقت باران منتظر آن هستند و چون آن نهنگ‌ها می‌رسید فراوانى داشتند و فربه می‌شدند و توالد می‌کردند و زیاد می‌شدند و یک سال کامل از آن می‌خوردند تا سال آینده درآید و با آن چیز دیگرى نمی‌خوردند و کسى شماره آنها را جز خداى تعالى که خالق آنهاست نمی‌داند و چون نهنگ‌ها نمی‌رسید گرفتار قحطى و خشکسالى و گرسنگى می‌شدند و نسل و فرزند منقطع می‌گردید و آنها مانند چهارپایان سر راه‌ها و هر کجا که بود آمیزش می‌کردند و چون نهنگ نمی‌رسید گرسنه می‌شدند و به شهرها یورش می‌بردند و بر سر هر چه که می‌آمدند آن‌را تباه کرده و می‌خوردند و تباه کردن آنها از تباهى ملخ و تگرگ و همه آفات بیشتر بود و چون از سرزمینى به سرزمینى دیگر می‌رفتند اهالى آنجا فرار می‌کردند...».[3]
2. حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که، «یأجوج و مأجوج سه طایفه بوده‌اند، یک طایفه مانند ارز بوده‌اند که درختى است بلند. طایفه دیگر طول و عرضشان یکسان بوده و از هر طرف چهار زرع بوده‌اند، و طایفه سوم که از آن دو طایفه شدیدتر و قوی‌تر بودند هر یک دو لاله گوش داشته‌اند که یکى از آنها را تشک و دیگرى را لحاف خود می‌کرده، یکى لباس تابستانى و دیگرى لباس زمستانى آنها بوده اولى پشت و رویش داراى پرهایى ریز بوده و آن دیگرى پشت و رویش کرک بوده است. بدنى سفت و سخت داشته‌اند. کرک و پشم بدنشان بدنهایشان را می‌پوشاند».[4]
3. برخی گفته‌اند؛ آنها نژادی کوتاه قامت و از مردم دیگر کوتاه‌تر و دارای جثه‌ای کوچک هستند.[5]
هرچند به طور قطع نمی‌توان گفت آنچه در برخی روایات ضعیف و عبارات مفسّران درباره توصیف شکل و شمایل ظاهری یأجوج و مأجوج آمده، درست است و به آنها اعتماد کرد، اما اجمالاً می‌توان گفت: یأجوج و مأجوج از حیث شکل ظاهری و جسمانی با انسان‌های کنونی تفاوت آشکاری داشته‌اند.
اما ارتباط میان انسان‌های قد کوتاه و با جثّه‌ای کوچک با یأجوج و مأجوج قابل اثبات نیست.
 
[1]. ر.ک: کهف، 94؛ انبیاء، 96. 
[2]. سند حدیث این‌گونه است: «وَ مِمَّا رُوِیَ مِنْ سِیَاقِ حَدِیثِ ذِی الْقَرْنَیْنِ حَدَّثَنَا بِهِ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِیزِ بْنُ یَحْیَى بْنِ سَعِیدٍ الْبَصْرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَطِیَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ الْبَصْرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ جَعْفَر بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ وَ کَانَ قَارِئاً لِلْکُتُبِ قَال‏...».
[3]. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج ‏2، ص 400 – 401، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1395ق.
[4]. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج‏11 ، ص 57، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ اول، 1364ش؛ جلال الدین سیوطی، عبد الرحمن بن أبی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج 5، ص 457، دار الفکر، بیروت، بی‌تا.
[5]. ر.ک: فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏21، ص 499، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420ق؛ ابن عجیبه، احمد بن محمد، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق: قرشی رسلان، احمد عبدالله، ج ‏3، ص 306، نشر دکتر حسن عباس زکی، قاهره، 1419ق. 


@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

پرسش شماره⬅38➡

💠خداوند با قرار دادن کوه طور بالای سر بنی اسرائیل آنها را تهدید کرد که اگر ایمان نیاورند کوه را رویشان می اندازد، ولی آیا ایمان آوردن اجباری هم می شود؟


✅پاسخ اجمالی

در بیان این که ایمان آوردن و پای بندی به پیمان بعد از آن واقعه (قرار دادن کوه طور بالای سر بنی اسرائیل)، اجبارى نبود پاسخ هایی داده شده که ما پس از بیان برخی از آنها، پاسخ نهایی و نتیجه را بیان خواهیم نمود.
 
1. هیچ مانعى ندارد که افراد متمرّد و سرکش را با تهدید به مجازات در برابر حق تسلیم کنند، این تهدید و فشار که جنبه موقتى دارد، غرور آنها را در هم مى‏شکند و آنها را وادار به اندیشه و تفکر صحیح مى‏کند و در ادامه راه با اراده و اختیار به وظائف خویش عمل مى‏کند. [1]
 
2. اگر صرف نگه داشتن کوه بالاى سر بنى اسرائیل، ایشان را مجبور به ایمان و عمل مى‏کرد، بایستى بگوئیم: بیشتر معجزات موسى (ع)، نیز باعث اکراه و اجبار شده است. [2]
 
نتیجه: همه انذارهایی که در قرآن آمده و همه وعیدهایی که برای بندگان وارد شده، همه برای ترسانیدن بندگان و جهت دادن آنها برای بندگی است، پس اگر به این جهت خدا را پرستش کند بنابر منطقی که شما بیان کردید باید به اجبار باشد که ارزشی ندارد.
 
ما مدعی هستیم که این نحو ترساندن ها از رحمت الاهی سرچشمه می گیرد؛ چون کسی که به دلیل ترسیدن از این معجزه، ایمان می آورد در حقیقت پس از آن اندیشیده و به این نتیجه رسیده است که این نیرویی که می تواند در یک چشم بر هم زدن کوه را در بالای سر آنان قرار دهد و آن کوه را در همان حالت معلق داشته باشد که روی آنان نیفتد این یک نیروی قوی و مافوق همه قدرت ها است که خدای قادر، حکیم، متعال، خالق و ... است که باید به او ایمان آورد و از او اطاعت نمود و از همین باب پیمانی که به دنبال آن است اجبارى نیست، بلکه بعد از تنبیه و توجه، آگاهانه و با اختیار به آن پای بند خواهند بود.
 
علاوه بر این، به تجربه ثابت شده است، اگر کسی به خاطر ترس از ناهنجاری ها فاصله بگیرد، معمولاً این رفتار کم کم در او به عنوان یک عادت و ملکه تبدیل خواهد شد؛ نظیر این که راننده ای به دلیل ترس از جریمه سنگین یا تصادف و یا ... از سبقت بی جا یا عبور از چراغ قرمز و یا ... خودداری نماید.

@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

پرسش شماره⬅39➡

💠روز «عبوس» چه روزی است؟


✅پاسخ اجمالی
خداوند در بیان یکی از ویژگی‌های ابرار و نیکان، از زبان خودشان می‌فرماید: «إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً»؛[1] ما از پروردگارمان می‌ترسیم از آن روز که عبوس و شدید است.
«عبوس» از «عبس»؛ یعنى روز سختى که چهره‌‏ها در آن گرفته و زشت می‌شود. روز قیامت براى سختى و شدّت گرفتاری که در آن روز وجود دارد به «روز عبوس» توصیف شده است.[2] این تعبیر مانند «لیل نائم» است. «ای ینام فیه».[3]  این‌که روز قیامت را «عبوس» خوانده از باب استعاره است. منظور از عبوس بودن آن، ظهور نهایت شدت و سختی آن براى مجرمان است.
ابن عبّاس می‌گوید؛ کافر در آن‌روز چنان گرفته و عبوس می‌شود که از شدت حرارت میان دو چشمش عرقى مانند قطرات مس آب شده، جارى می‌شود.[4]
کلمه «قمطریر» از ماده «قمطر» به معناى دشوار و سخت است.[5]
این آیه در مقام بیان علت سخنى است که خداوند از زبان ابرار حکایت کرد؛ یعنی مى‏خواهد بفهماند که چرا آنها گفتند: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ ...»؛[6] (و می‌گویند) ما شما را برای خدا اطعام می‌کنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمی‌خواهیم.
در حقیقت اطعام آنان تنها و تنها برای خدا است؛ آنان عبودیت خود را براى خدا خالص کردند؛ به دلیل آن‌‌که از آن‌روز سخت و دشوار می‌ترسیدند، و براى بیان علت مذکور اکتفا نکردند به این‌که ما از آن‌روز می‌ترسیم، بلکه آن‌روز را به پروردگار خود نسبت داده، گفتند: ما از پروردگار خود از روزى می‌ترسیم که عبوس و شدید است، تا فهمانده باشند وقتى از این اطعامشان چیزى غیر از پروردگارشان را در نظر ندارند، پس ترسشان هم از غیر او نیست، هم‌چنان‌که امیدى هم به غیر او ندارند؛ لذا ترس و امیدشان همه از خدا است، اگر از روز قیامت هم می‌ترسند بدان جهت است که روز پروردگارشان است؛ روزى است که خدا به حساب بندگانش می‌رسد، و پاداش و جزاى اعمال ایشان را می‌دهد.[7]
بنابر این تعبیر از روز قیامت به روز «عبوس» و «سخت» - با این‌که عبوس از صفات انسان است و به کسى می‌گویند که قیافه‌‏اش را در هم کشیده - برای تأکید بر وضع وحشتناک آن‌روز است؛ یعنى آن‌قدر حوادث آن‌روز سخت و ناراحت کننده است که نه تنها انسان‌ها در آن روز عبوس‌اند، بلکه گویى خود آن‌روز نیز عبوس است.[8]
و اگر در آیه «وَ یَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً»؛[9] نسبت ترس آنان را به خود قیامت داد؛ براى این بود که گوینده این سخن خود آنان نبودند، بلکه خداى تعالى است که قبل از این آیه، سختی‌های آن‌روز را به خود نسبت داده است: «إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ سَلاسِلَ ...»؛[10] بی‌گمان ما براى کافران، زنجیرها و بندها و آتشى سوزان را آماده کرده‌‏ایم.
خلاصه این‌که مسئله ترسی که ابرار در گفتار خود آوردند، ترس در مقام عمل است؛ چرا که حساب عمل بنده با خدا است، و بندگى لازمه جدایی‌ناپذیر انسان است. انسان به هر درجه از کمال برسد، حتى به مقام عصمت و بی‌گناهى هم اگر برسد، باز هم بنده است، و امکان ندارد بنده از پروردگارش خوف نداشته باشد.[11]
خداوند در برابر ترس بندگان مخلص خود از روز قیامت، ترسشان را به امن تبدیل نموده و آنان را از شر و گرفتاری آن‌روز محفوظ نگه‌می‌دارد، و می‌فرماید:
«فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً»؛[12]پس خدا آنان را از شرّ آن‌روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابى و شادمانى می‌بخشد.
«وقاهم» به معناى حفظ کردن آنان از اذیت و آزار است، «لَقَّاهُمْ» به معنای استقبال و روبرو‌شدن و کلمه «نضرة» به معناى شادابی و خوش‌‏رویى است.
بنابر این، معناى آیه این است که خداى تعالى ایشان را از شر آن‌روز عبوس و قمطریر حفظ کرده، و آنان را با شادی و سرور روبرو می‌کند، پس این طایفه در آن‌روز خوشحال و مسرورند و اگر در دنیا به دلیل احساس مسئولیت از آن‌روز بیمناک بودند، خداوند در عوض این ترس و بیم، آنها را در روزی که بیشتر مردم در دشواری و سختی بسر می‌برند، غرق شادمانى و سرور می‌کند.
 
[1]. انسان، 10.
[2]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏10، ص 617، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[3]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‏6، ص 128، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
[4]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏10، ص 617.
[5]. همان.
[6]. انسان، 9.
[7]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏20، ص 128، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[8]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏25، ص 356، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[9]. انسان، 7.
.[10] انسان، 4.
.[11] المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏20، ص 128.
[12]. انسان، 11.

@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

اعضای گرامی برای گرفتن پاسخ سوالهای خود صبور باشید..

🍃🌸متشکریم🌸🍃
مرکز پاسخگویی موعظه

با سلام و عرض ادب خدمت همراهان موعظه ای😉🌸

در سفر زیارتی اربعین دعاگو همه شما بزرگواران در مشاهد مشرفه بودیم.🙏

ضمن عذرخواهی از تاخیر ایجاد شده در پاسخگویی، از صبوری و بزرگواری شما کمال تشکر را داریم.👌

ان شاالله از این به بعد پاسخگویی روال منظم و بهتری خواهد یافت.☺

توفیقاتتون زیاد، قسمت تک تک ما در دنیا زیارت و در آخرت شفاعت امام حسین علیه السلام.

✅ایستاده ایم برای حرکتی رو به جلو و زمینه سازی برای بصیرت افزایی و رضایت امام زمان عج و نایبشان، باشد تا این اندک ما در گوشه ای از حرکت ظهور حضرت بقیه الله الاعظم ثبت و موثر واقع بشود.

به امید ظهور..🍃
مرکز پاسخگویی موعظه

🔷 احکام تدریجی سجده

1⃣- کسی که نمی تواند پیشانی را بر زمین برساند باید به قدری که می تواند خم شود و مهر یا چیز دیگری را که سجده بر ان صحیح است روی چیزی بلندی گذاشته و طوری پیشانی را بر ان بگذارد که بگویند سجده کرده است . ولی باید کف دستها و زانو ها و انگشتان پا را به طور معمول بر زمین بگذارد.

2⃣-کسی که هیچ نمی تواند خم شود باید برای سجده بشیند و با سر اشاره کند

3⃣ - و اگر نتواند باید با چشمها اشاره نماید و در هر دو صورت (‌2 و 3) احتیاط واجب آن است که اگر می تواند به قدری مهر را بلند کند که پیشانی بر ان بگذارید

4⃣ - اگر با سر یا چشمها نمی تواند اشاره کند باید در قلب نیت سجده کند و بنابر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره کند.
5⃣- اگر در پیشانی زخمی یا دملی باشه چنانچه ممکن است باید در جای سالم پیشانی سجده کند.

6⃣ - اگر زخم تمام پیشانی را گرفته باشد باید به یکی از دو طرف پیشانی سجده کند و اگر ممکن نیست به چانه

7⃣- اگر به چانه ممکن نیست به هر جای از صورت که ممکن است سجده کند. و اگر به هیچ جای از صورت ممکن نیست باید با جلو سر سجده کرد.

8⃣-اگر کسی مقداری از شست پاش بریده باید بقیه ی آن را به زمین بگذارد، و اگر چیزی از آن نمانده یا اگر مانده خیلی کوتاه است باید بقیه انگشتان را بگذارد و اگر هیچ انگشتی ندارد باید هر مقداری از پا باقی مانده به زمین بگذارد.

9⃣- در سجده باید کف دست را بر زمین بگذارید ولی در حال ناچاری پست دست را بگذارد و اگر دست ممکن نباشد باید مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند باید تا آرنج هر جا که می تواند بر زمین بگذارد و اگر آن هم ممکن نیست گذاشتن ازو کافی است .

🔟- برای سجده بهتر از هر چیزی تربت حضرتسید الشهدا علیه السلام می باشد، بعد از آن خاک، بعد از خاک شنگ و بعد از سنگ گیاه است .

1⃣1⃣- اگر در بین نماز چیزی که بر آن سجده می کنید گم شود ،انسان در حال نماز که، می تواند چند قدم برود البته بدون اینکه روی از قبله برگرداند و آن مهر را بردارد یا به سنگ فرش برسد و بر آن سجده کند

اگر این کار امکان ندارد و هنوز وقتی برای نماز خواندن وجود دارد ، نماز را رها کند و مهری پیدا کند و دوباره نمازش را بخواند

اگر هیچ کدام از اینها نیست و وقتی هم برای نماز خواندن وجود ندارد ،فرموده اند که می تواند روی فرش یا پارچه ای که از پنبه یا کتان است سجده کند

👈 بعد اگر اینها هم نبود می تواند روی دست یا عقیق سجده کند . در واقع آخرین مرحله روی دست است .

📝 توضیح المسائل مراجع مسئله 1063،1061،1083، 1084و 108
مرکز پاسخگویی موعظه

سوال ⬅️ 40 ➡️
💠موضوع: شهادت یا وفات حضرت رسول اکرم (ص)

❓سوال:
آیا پیامبر گرامی اسلام (ص) به شهادت رسیدند؟

✅پاسخ:
دلایل بسیاری از کتب روایی و تاریخی؛ چه از شیعه و چه از اهل سنت وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر اکرم (ص) را تأیید می نماید، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که اگر شهادت را همانند آنچه قرآن کریم بیان فرموده؛ به معنای کشته شدن در راه خدا و رسول تعریف نماییم، بدیهی است که مقام و منزلت شخصی "پیامبر" که کشته شدن در راه اطاعت او شهادت است، به مراتب بالاتر از مقام شهیدان خواهد بود، هرچند که آن مرد الاهی با مرگ طبیعی از دنیا رحلت نموده باشند.

✅✅پاسخ تفصیلی:
پرسش شما را می توان از دو منظر بررسی کرد:
1. آیا دلیل قابل اعتمادی از کتب شیعه و اهل سنت، مبنی بر شهادت پیامبر اکرم (ص) می توان یافت، علاوه بر آن، کیفیت شهادت ایشان چگونه بوده است؟
2. آیا بر فرض این که پیامبر (ص) به شهادت نرسیده باشند، این موضوع از ارج و قرب ایشان نزد پروردگار خواهد کاست؟!

به همین ترتیب، به بررسی موارد فوق می پردازیم:

1⃣1. در ارتباط با بخش اول، باید گفت که دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر (ص) را تأیید می نمایند. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از این روایات با استناد به کتب فریقین اشاره می نماییم:
🔸الف. کتاب های شیعه:
روایت اول: امام صادق (ع) می فرمایند: چون پیامبر اسلام (ص)، ذراع (یا سر دست) گوسفند، را دوست می داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند.[1] در این روایت، به مسمومیت پیامبر (ص) تصریح شده، اما در آن اشاره ای نشده است که آیا ایشان بر اثر این سم به شهادت رسیده اند یا خیر؟
روایت دوم: امام صادق (ع) فرمودند: "پیامبر اکرم (ص) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود".[2] در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن رسول خدا (ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می نماید.[3] بسیاری از دانشمندان شیعه، با استفاده از این اصل کلی، نیازی به جست و جوی مورد به مورد در ارتباط با چگونگی شهادت هر کدام از معصومان (ع) احساس نمی کنند.[4] بر این اساس، هر چند دلیل متقنی بر شهادت پیامبر (ص) نیز ارائه نشود، باز هم می توان معتقد بود که رحلت ایشان طبیعی نبوده است!
🔸ب. کتب اهل سنت:
تنها شیعیان نیستند که معتقد به شهادت پیامبر (ص) هستند، بلکه روایات فراوانی در صحاح و دیگر کتب اهل سنت وجود دارد که همین موضوع را تأیید می نماید که به عنوان نمونه، به دو مورد آن اشاره می نماییم:
روایت اول: در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده که پیامبر (ص) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عائشه فرمودند: "من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده ام، در بدنم احساس می کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد".[5] همین موضوع در سنن دارمی نیز بیان شده است. علاوه بر این که در این کتاب، به شهادت برخی از یاران پیامبر (ص)، بر اثر تناول همان غذای مسموم نیز اشاره شده است.[6]
روایت دوم: احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر (ص)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر (ص) در پاسخ فرمودند که من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد.[7] مرحوم مجلسی نیز با نقل روایتی؛ تقریبا مشابه با این روایت بیان نموده که به همین دلیل است که مسلمانان اعتقاد دارند، علاوه بر فضیلت نبوت که به پیامبر (ص) هدیه شده، ایشان به فوز شهادت نیز نائل آمده اند.[8]
روایت سوم: محمد بن سعد؛ از قدیمی ترین مورخان مسلمان ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم (ص) را این گونه نقل می نماید:
مرکز پاسخگویی موعظه

هنگامی که پیامبر (ص)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زاده مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگران پرسش می نمود که پیامبر (ص) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن را. سپس آن زن، گوسفندی را ذبح کرده و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به در نمی برد را، انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه جا، سردست ها را مسموم نمود. هنگامی که آفتاب غروب نموده و پیامبر (ص) نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که همچنان نشسته است! پیامبر (ص) دلیل آن را پرسیدند و او جواب داد که هدیه ای برایتان آوردم! پیامبر (ص) با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند ... بعد از مدتی، پیامبر (ص) فرمودند که دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است! مؤلف کتاب، سپس نتیجه می گیرد که شهادت پیامبر (ص) به همین دلیل بوده است.[9]
بدین ترتیب، از مجموع روایات نقل شده در کتب شیعه و اهل سنت، می توان نظریه شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر (ص) را تقویت نمود که در قریب به اتفاق این روایات، زمان مسمومیت ایشان، هم زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.
البته برخی نقل های ضعیف دیگری نیز وجود دارد که کیفیت شهادت پیامبر (ص) و عامل شهادت ایشان را به گونه ای دیگر توصیف می نماید که اثری از این دسته روایات در کتب معتبر وجود نداشته و به همین دلیل، نمی توان بدان ها استناد نمود.

2⃣2. اما با این وجود، باید بدانیم که موضوع شهادت پیامبر (ص)، از اصول دین و یا بدیهیات آن نبوده که ایمان و اعتقاد بدان، واجب و لازم بوده و انکار آن، موجب خروج از دین شود و به همین دلیل نیز، تعداد اندکی از مسلمانان، در شهادت پیامبر (ص) تردید نموده و رحلت ایشان را ناشی از عاملی طبیعی؛ مانند بیماری ذات الجنب (سینه پهلو) و یا تب شدید دانسته اند،[10] با این که خود پیامبر تأکید نموده بود که من به برخی از این بیماری ها هرگز مبتلا نخواهم شد![11]

◀️🔸اما در هر صورت؛ چه این مرد بزرگ الاهی به شهادت رسیده باشند، و چه با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشند، باید بدانیم که مقام ایشان، بسیار بالاتر و برتر از شهدای دیگر است؛ زیرا خداوند در قرآن کریم،
اولاً: جایگاه پیامبران را بالاتر از شهداء بیان کرده است[12]؛
ثانیاً: شهیدان به دلیل این که در راه خدا و با پیروی از رسول او، جان خود را از دست داده اند. نزد خداوند قرب و منزلت کسب می کنند؛ بدیهی است که اگر خداوند، شهدا را به دلیل پیروی از پیامبران، شایسته رحمت و ثواب بی نهایت بداند، باید خود پیامبران از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار باشند. بنابراین پیامبر ما (آن مرادی که تمام زندگی خود را وقف تلاش در راه خدا نموده تا حدی که مریدان او چنین منزلتی در درگاه الاهی پیدا کردند)، نه تنها از آن منزلت بی نصیب نیست بلکه از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار است.

[1] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 6، ص 315، ح 3، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ش.
[2] محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، ج 1، ص 503، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 ق.
[3] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 27، ص 216، ح 18 و ج 44، ص 271، روایت 4، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.
[4] همان، ج 27، ص 209، ح 7.
[5] صحیح بخاری، ج 5، ص 137، دار الفکر، بیروت، 1401 ق.
[6] سنن دارمی، ج 1، ص 33، مطبعة الاعتدال، دمشق.
[7] مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 18، دار صادر، بیروت.
[8] بحار الانوار، ج 21، ص 7.
[9] محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج 2، ص 202 – 201، دار صادر، بیروت.
[10] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج 10، ص 266، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 ق.
[11] همان، ج 13، ص 31؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 8، ص 193، ح 229.
[12] وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً ( نساء، 69)؛ ر. ک: ترجمه المیزان، ج ‏4، ص 652؛ تفسیر نمونه، ج ‏3، ص 460.



و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

هنگامی که پیامبر (ص)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زاده مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگران پرسش می نمود که پیامبر (ص) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن را. سپس آن زن، گوسفندی را ذبح کرده و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به در نمی برد را، انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه جا، سردست ها را مسموم نمود. هنگامی که آفتاب غروب نموده و پیامبر (ص) نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که همچنان نشسته است! پیامبر (ص) دلیل آن را پرسیدند و او جواب داد که هدیه ای برایتان آوردم! پیامبر (ص) با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند ... بعد از مدتی، پیامبر (ص) فرمودند که دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است! مؤلف کتاب، سپس نتیجه می گیرد که شهادت پیامبر (ص) به همین دلیل بوده است.[9]
بدین ترتیب، از مجموع روایات نقل شده در کتب شیعه و اهل سنت، می توان نظریه شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر (ص) را تقویت نمود که در قریب به اتفاق این روایات، زمان مسمومیت ایشان، هم زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.
البته برخی نقل های ضعیف دیگری نیز وجود دارد که کیفیت شهادت پیامبر (ص) و عامل شهادت ایشان را به گونه ای دیگر توصیف می نماید که اثری از این دسته روایات در کتب معتبر وجود نداشته و به همین دلیل، نمی توان بدان ها استناد نمود.

2⃣2. اما با این وجود، باید بدانیم که موضوع شهادت پیامبر (ص)، از اصول دین و یا بدیهیات آن نبوده که ایمان و اعتقاد بدان، واجب و لازم بوده و انکار آن، موجب خروج از دین شود و به همین دلیل نیز، تعداد اندکی از مسلمانان، در شهادت پیامبر (ص) تردید نموده و رحلت ایشان را ناشی از عاملی طبیعی؛ مانند بیماری ذات الجنب (سینه پهلو) و یا تب شدید دانسته اند،[10] با این که خود پیامبر تأکید نموده بود که من به برخی از این بیماری ها هرگز مبتلا نخواهم شد![11]

◀️🔸اما در هر صورت؛ چه این مرد بزرگ الاهی به شهادت رسیده باشند، و چه با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشند، باید بدانیم که مقام ایشان، بسیار بالاتر و برتر از شهدای دیگر است؛ زیرا خداوند در قرآن کریم،
اولاً: جایگاه پیامبران را بالاتر از شهداء بیان کرده است[12]؛
ثانیاً: شهیدان به دلیل این که در راه خدا و با پیروی از رسول او، جان خود را از دست داده اند. نزد خداوند قرب و منزلت کسب می کنند؛ بدیهی است که اگر خداوند، شهدا را به دلیل پیروی از پیامبران، شایسته رحمت و ثواب بی نهایت بداند، باید خود پیامبران از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار باشند. بنابراین پیامبر ما (آن مرادی که تمام زندگی خود را وقف تلاش در راه خدا نموده تا حدی که مریدان او چنین منزلتی در درگاه الاهی پیدا کردند)، نه تنها از آن منزلت بی نصیب نیست بلکه از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار است.

[1] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 6، ص 315، ح 3، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ش.
[2] محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، ج 1، ص 503، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 ق.
[3] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 27، ص 216، ح 18 و ج 44، ص 271، روایت 4، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.
[4] همان، ج 27، ص 209، ح 7.
[5] صحیح بخاری، ج 5، ص 137، دار الفکر، بیروت، 1401 ق.
[6] سنن دارمی، ج 1، ص 33، مطبعة الاعتدال، دمشق.
[7] مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 18، دار صادر، بیروت.
[8] بحار الانوار، ج 21، ص 7.
[9] محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج 2، ص 202 – 201، دار صادر، بیروت.
[10] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج 10، ص 266، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 ق.
[11] همان، ج 13، ص 31؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 8، ص 193، ح 229.
[12] وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً ( نساء، 69)؛ ر. ک: ترجمه المیزان، ج ‏4، ص 652؛ تفسیر نمونه، ج ‏3، ص 460.



و من الله التوفیق
مرکز پاسخگویی به سوالات و شبهات موعظه:
@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

@mawezah_pasokhha
@mawezah1 
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸


@mawezah_pasokhha
@mawezah1
@mawezah_emamAli
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸
مرکز پاسخگویی موعظه

مرکز پاسخگویی موعظه

مرکز پاسخگویی موعظه

مرکز پاسخگویی موعظه

💠مكروهات غذا خوردن‏💠

1⃣. خوردن با دست چپ مكروه است.
2⃣. خوردن در حال راه رفتن.
3⃣. پرخورى.
4⃣. خوردن در حال تخلى.
5⃣. خوردن در حال سيرى.
6⃣. نگاه كردن به ديگرى در حال غذا خوردن


🔵فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۵۲۴.🔵

#احکام_خودن
#احکام _ معاشرت
مرکز پاسخگویی موعظه

💠 احکام چشم 💠

1⃣ شستن داخل چشم و دهان و بینى در حال وضو و غسل لازم نیست. 1

2⃣ اگر روزه‌دار در چشم خود قطره بریزد روزه‌اش باطل نیست.ولی از ورود چیزی به حلق باید جلوگیری شود.2

3⃣ مدیریت چشم‌ها واجب است؛ یعنى نگاه به نامحرم از روى لذت حرام است.3

4⃣ خانمى که شوهرش وفات کرده است، تا چهارماه و ده روز نباید به چشم خود سرمه بکشد یا آرایش دیگر بنماید، زیرا در عده وفات، مطلق تزیین بر زن حرام است. 4

5⃣ خوابى که باطل‌کننده وضوست، خوابى است که نه چشم ببیند و نه گوش بشنود.

💠سؤال: آیا تمیزکردن چشم‌ها از جرم‌هایى که احیانا در گوشه آن‌ها جمع مى‌شود و همین‌طور تمیزکردن چشم از آرایش و سرمه، هنگام غسل و وضو واجب است؟
✅جواب: اگر جرم یا سرمه موجود در چشم زیاد یا به گونه‌اى باشد که مانع به حساب آید، در این صورت تمیزکردن چشم‌ها لازم است.


💠 سؤال: وظیفه کسى که آب براى چشمش ضرر دارد براى غسل و وضو چیست؟
✅جواب: تا وقتى که آب براى چشمش ضرر دارد، باید تیمم کند.

🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
1-نجاةالعباد، امام خمینى قدس‌سره، ص 31، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى
2. توضیح‌المسائل محشى، 1 / 893، انتشارات جامعه مدرسین
3.توضیح‌المسائل امام خمینى قدس‌سره، 384، 2433
4. توضیح‌المسائل محشى، 2 /527
5.همان1/ 188

#احکام_چشم


➖➖➖➖➖