فرنگستان 
عنوان گروه یا کانال:

فرنگستان


توضیحات: خاطرات زندگی و سفر در اروپا از دید یک جوان معمولی ارتباط با نویسنده @euro_life_admin لطفا مطالب را با ذکر منبع بازنشر دهید. https://telegram.me/euro_life/90
شناسه: [email protected]
تعداد اعضا: 585
فرنگستان

لینک ویدیو: http://www.youtube.com/watch?v=ll4f0Wim4pM

عنوان ویدیو: Finding an ATM Skimmer in Vienna

لینک های دانلود ویدیو:
📥 360P : Download (http://1o2.ir/vfbrli) Size : 5.21MB

📥 240P : Download (http://1o2.ir/84jbbp) Size : 3.13MB
فرنگستان

در خبرها خواندم که فراکسیون زنان مجلس طرح ممنوعیت ازدواج دختران زیر ۱۸ سال را به صحن مجلس ارسال کرده. در ادامه سن حداقلی برای ازدواج و «سن رضایت» "Age of consent" که سنی است که شخص برای رضایت دادن به برقراری رابطه جنسی به اندازه کافی بالغ محسوب می‌شود و ارتباط با چنین شخصی غیر قانونی نیست را در برخی کشورهای اروپا مرور می‌کنیم.

حداقل سن ازدواج تقریبا در تمام کشورهای اروپا ۱۸ سال است. ولی در شرایط بارداری این مساله متفاوت می‌شود. همچنین در بسیاری کشورها با اجازه والدین یا دادگاه این سن به سن ۱۶ سال یا کمتر تقلیل پیدا می‌کند.

سن رضایت
در آلمان، ایتالیا، اتریش، پرتغال و ... این سن ۱۴ سال است.

در فرانسه، یونان، سوئد، لهستان، دانمارک، کرواسی، ایسلند و ... این سن ۱۵ سال است.

البته موارد بالا همه شامل تبصره هستند و سن دختران و پسران ممکن است متفاوت باشد. برای مشاهده آمار می‌توانید به لینک‌ها مراجعه کنید.
@euro_life
https://www.ageofconsent.net/continent/europe
https://en.wikipedia.org/wiki/Ages_of_consent_in_Europe
https://en.wikipedia.org/wiki/Marriageable_age
فرنگستان

#صرفه‌جویی آلمانی‌ها قابل توجه است. در کنار دستشویی سطلی هست برای انداختن دستمال‌های خشک کردن دست.

خانم تمیزکار پلاستیک نازک این سطل‌ها را درآورد در گاری دستی حمل زباله خالی کرد و سپس دوباره همان پلاستیک را سر جایش گذاشت. #آلمان
@euro_life
فرنگستان

#غرب چگونه است؟

در میان کانال‌های تلگرام که دنبال می‌کنم گاهی به نوشته‌هایی بر می‌خورم که راجع به غرب یا مساله خاصی در غرب نوشته‌اند. مثلا راجع به برخورد روزمره مردم یا وضعیت زنان در غرب یا ... مشکل اولی که در چنین نوشته‌هایی می‌بینم تعمیم دادن جزئی به کل است. مثلا تعمیم دادن مشاهداتی از برخورد مردم در کشور #هلند به کل #اروپا یا کل غرب. یا تعمیم دادن وضع شهری به کل کشور.ی. البته این تعمیم معمولا به صورت غیر مستقیم است.

در وجود شباهت‌ها شکی نیست. اگر کمی به خودمان نگاه کنیم حوزه فرهنگی #ایران و #افغنستان هم یکی است و شباهت‌های فراوانی میان این دو هست. همین گونه است برای #آلمان و #اتریش و #سوئیس شاید با شباهت بیشتری ولی آیا ارائه‌ی تحلیل یکسان برای بررسی شرایط این کشورها درست است؟

از نظر من، درستی این مساله به شدت وابسته به دو مورد است، یکی موضوع مورد تحلیل و دیگری کشورهایی مورد تحلیل. مثلا یکسان انگاری اروپا و آمریکا از نظر فرهنگی اشتباه است. مصرف‌گرایی آمریکایی در آلمان به صورت کلی امری ست مذموم. (بماند که جریان امریکانیزه کردن در حال وقوع است.)

چند هفته پیش با یک آمریکایی که به دلایل خانوادگی و... به آلمان مهاجرت کرده بود (و با وجود داشتن لیسانس زیست شناسی و سابقه کار در یک آزمایشگاه، مشغول تحصیل در رشته مهندسی مکانیک شده بود) صحبت می‌کردم. حرف از ماشین خریدن شد، گفت آلمانی‌ها خیلی بیشتر از آمریکایی‌ها پس انداز می‌کنند (و اینجا خرج ماشبن و بیمه ماشین خیلی بالاست.)

مقصود این‌که غرب یک جهت جغرافیایی است با تنوع رفتاری. گر چه این تنوع کمتر از شرق است و شباهت‌های ارزشی مانند انسان‌محوری و فردگرایی فراگیر است اما نباید از تفاوت‌ها غافل بود و تنوع رفتاری را نادیده گرفت.
@euro_life
فرنگستان

#غرب چگونه است؟
جایی خواندم

آلمانيها گاهي وقتها در پاسخ به لطفي كه به آنها مي كني ، مثلا از غذايتان به آنها تعارف مي كنيد يا هر لطف ديگري در جواب مي گويند تو مهرباني يا خيلي مهرباني و الفاظي از اين دست.
به نظرتان در جامعه اي كه مردمانش روزي چند بار مهرباني را به هم گوشزد مي كنند و يا فردي كه هر روز چندباري مي شنود مهربان است آيا آن شخص و به دنبال آن جامعه به سمت مهرباني نمي رود؟

این یکی از همان مثال‌های تعمیم یک استثنا به کل است. اگر خوش شانس باشید، شما فقط یک بار در سال از این جملات در آلمان بشنوید.

@euro_life
فرنگستان

#آتش‌سوزی #ایمنی #بمب‌های_ساعتی در میان ما

چندی پیش صاحب‌خانه برای نصب سامانه اعلام حریق در خانه تماس گرفت. از سال ۲۰۱۷ در ایالت ما قانون نصب این سامانه‌ها برای ساختمان‌های ساخته شده اعمال می‌شود. یعنی علاوه بر اجباری بودن این سامانه‌ها برای ساختمان‌های نوساز از سال‌ها پیش، از امسال سایر ساختمان‌ها هم باید اجبارا این سامانه‌ها را نصب کنند.

قوانین نصب سامانه‌های اعلام #حریق برای ساختمان‌های نو به مرور در همه‌ی ایالت‌های #آلمان طی ده سال فراگیر شده است. قوانین ساخت‌وساز ایمن هم سال‌هاست که در بسیاری از کشورهای دنیا اجرا می‌شود.

در ساختمان‌های عمومی علاوه بر نصب سامانه‌های اعلام حریق و امکانات اطفای حریق،‌ خروجی‌های اضطراری وجود دارد که هیچ‌گاه از داخل قفل نیستند و به محض استفاده از آنها آژیر اضطراری به صدا در می‌آید.

آسمان‌خراش‌های دنیا حتی گاهی طوری طراحی می‌شوند که برخورد هواپیما‌ها را تحمل کنند. در سال ۱۹۴۵ یک فروند بمب افکن ب ۵۲ با طبقه ۷۹ ساختمان امپایر استیت آمریکا برخورد می‌کند. این حادثه تنها ۱۴ کشته بر جای گذاشت و امروز هنوز این ساختمان بعد از گذشت سال‌ها پا برجاست.
http://www.telegraph.co.uk/news/1340225/Twin-towers-built-to-withstand-plane-crash.html

اینجا #تهران

آیا ساختمان‌هایی که از سال آینده ساخته می‌شوند استانداردهای مقاومت در برابر حریق را خواهند داشت؟

چند اتوبوس دیگر باید آتش بگیرد، چند قطار دیگر باید تصادف کند، چند پتروشیمی دیگر باید دچار سانحه شود، چند ساختمان دیگر باید آتش بگیرد یا فروبریزد تا #مردم و #مسئولین بیدار شوند؟
@euro_life
فرنگستان

#سفرنامه یک عمله #آکادمیک! #بخش اول

چند وقت پیش در دوره #اوباما و همزمان با چل چل مستون پسا #برجام (بخوانید برمجا: برنامه مشرک و جامع اقدام)، فرصتی پیش آمد که به خرج شرکت یه سفر برم #آمریکا. منم یه برنامه ۳ هفته‌ای گذاشتم برای گشت و گذار. با توجه به اقامت‌ام توی #اروپا، تقریبا مطمئن بودم که #ویزا می‌گیرم. شرکت بلیط #هواپیما خرید ناقابل حدود ۱۰۰۰ دلار (متاسفانه non-refundable) و برای چند روز گردهم‌آیی، هتل رزرو کرد.‌

از اونجایی که یه سفر باید می‌رفتم #برلین، زنگ زدم #سفارت آمریکا توی #برلین که اگر بشه وقت اضطراری بگیرم و تو همون سفر کارای #ویزا ر هم انجام بدم. وقتی که تلفن کردم خانمی پاسخگو بود که انگار خیلی توجهی نمی‌کرد من چی می‌گم و کار خودش ‌می‌کرد که من یه لحظه حس کردم نکنه دارم با یه صدای ضبط شده حرف می‌زنم! یک سری سوال که کاملا مشخص بود رویه کاری هست پرسید مثل شماره پاسپورت که حالا دیگه #عزت بهش برگشته بود. بعد از همه مراحل باز مثل یه صدای ضبط شده گفت که وقت اضطراری فقط به موارد فوتی، مرگی، پزشکی و ... داده می‌شه و اگر جز این موارد هستی بگو.

دست از پا درازتر در گرفتن وقت اضطراری برگشتم شهر سکونت و چند هفته بعد مجدد راهی برلین شدم برای رفتن به سفارت. بردن هرگونه لوازم الکترونیک از جمله حافظه‌های جانبی (فلش مموری) گوشی ممنوع بود. ولی از اونجایی که من با اتوبوس می‌خواستم برم سفارت و با نقشه برلین آشنا نبودم ریسک نکردم و صبح روز مصاحبه برای داشتن برنامه اتوبوس‌ها و مترو و نقشه شهر گوشی ر با خودم بردم. به خصوص که ساختمانی که برای مصاحبه ویزا توی برلین هست ساختمان اصلی سفارت نیست و ساختمانی در محله‌ای غیرمرکزی از برلین واقع شده. (ساختمان اصلی سفارت آمریکا در مرکز شهر کنار معروف‌ترین نماد برلین دروازه براندنبرگ واقع شده)

دم در سفارت که رسیدم کنار پیاده‌رو دم پله‌های ورودی یک سطل گذاشته شده بود برای گذاشتن چترها (بردن چتر به داخل هم ممنوع بود) ۲ نفر هم منتظر ایستاده بودند که یکی خانمی بود میان‌سال که حدس زدم ایرانی باشند. یکی هم مردی اروپایی (کاکازیان/قفقازی یا همان سفید خودمان) با لباسی کژوآل! نگهبان که با یونی‌فرم #پلیس آمریکا بیرون آمد، سوال کردم که در نگهبانی جایی هست که من گوشی ر تحویل بدم؟ گفت نه! ولی می‌تونی بری یه روزنامه فروشی روبه‌روی مترو ۱۵۰ متر پایین‌تر و به حاضرین گوش‌زد کرد از پله‌های ورودی سفارت بالا نیاند و در همون پیادهٰ‌رو صف ببندند. من هم رفتم دنبال پیدا کردن روزنامه‌فروشی که گوشی‌م تحویل بدم و با پیدا نکردنش و ضیق وقت رفتم اولین خیابون فرعی و گوشی ر لابه‌لای شمشاد‌های کنار خیابون قایم کردم.

بالاخره وارد سفارت شدیم پاسپورت و کارت اقامت ر تحویل دادم و منتظر نشستم تا نوبت‌ام بشه. ادامه دارد...
#آلمان #آمریکا
@euro_life
فرنگستان

#سفرنامه یک عمله #آکادمیک! #بخش دوم

در #سفارت که منتظر نشسته بودم یکی یکی افراد منتظر ر صدا می‌کردند که به بادجه مصاحبه مراجعه کنند و همونجا تا اونجایی که من فهمیدم بلافاصله نتیجه گرفتن یا نگرفتن #ویزا بهشون گفته می‌شد. شرح مواردی که زودتر از من مراجعه کردند ر تا اونجایی که حافظه یاری می‌کنه خدمت شما عرض می‌کنم.

اول مصاحبه با توجه به تابعیت/اقامت متقاضی مامور می‌پرسید که می‌خوای مصاحبه به آلمانی باشه یا #انگلیسی و به آلمانی کاملا مسلط بود. (در #وزارت #خارجه #آمریکا تمهیدات مفصلی برای آموزش زبان‌های خارجی به سفرا و کارکنانشون دارند. https://www.state.gov/m/fsi/)

گروه اول متقاضیان #ویزا، چند دختر #آلمانی بودند که به صورت معمولی برای اقامت زیر سه ماه نیاز به مراجعه به سفارت برای گرفتن #ویزا ندارند. دخترانی که دبیرستان را تمام کرده ۱۸ سالشان شده و به کشور دیگری می‌روند تا با یک #خانواده در آن کشور زندگی کرده و از خردسال آنها نگهداری کنند و در کار خانه کمک کنند و در ازای آن زبان خارجی خود را تقویت کنند با یک فرهنگ دیگر آشنا بشوند، پول تو جیبی مختصری بگیرند و در اوقات فراغتشان در آن کشور به گشت‌وگذار بپردازند. به این‌ها #au-pair گفته می‌شود. قوانین مربوط به آن‌ها در کشورهای مختلف متفاوت است. این دست از مسافران در #آمریکا ویزای J-1 نیاز دارند و به همین دلیل به سفارت مراجعه کرده بودند. همه‌ی آن‌ها جواب #مثبت ویزای خود را گرفتند و رفتند.

دو سه پسر جوان هم بودند که برای تحصیل در #کالج و #دانشگاه (که واقعا گمنام بود دانشگاهاشون) تقاضای ویزا کرده بودند. مامور مصاحبه ازشون ‌می‌پرسید که چرا این دانشگاه ر انتخاب کردی؟ چرا می‌خوای بری کالج؟ غیر از یکی که نقص مدارک خورد، بقیه جواب #مثبت برای دریافت ویزا گرفتند و رفتند.

مرد اروپایی که در بخش قبل بهش اشاره کردم ر صدا می‌زنند و من طبق آنچه می‌شنوم متوجه می‌شوم که ایشون #خلبان #هلکوپتر است و به‌خاطر این برای دریافت ویزا مراجعه کرده که چند ماه پیش به ایران سفر کرده و طبق قانون جدیدی که در آمریکا در زمان #اوباما و دوران #پسابرجام تصویب شده، ایشون به خاطر سفر به ایران باید حتما ویزا بگیره و مشمول توافق‌های لغو ویزا نمیشه. مامور ازش پرسید که برای چی #ایران بوده و چی کار می‌کرده؟ ایشون هم جواب داد ولی من جواب ر نشنیدم. در آخر جواب #مثبت ر گرفت و رفت.

دو نفر هم بودند که احتمال زیاد #چینی بودند (شاید هم #ژاپنی یا #کره‌ای) مامور شروع کرد چینی (یا ژاپنی) با آنها حرف زدن. که موجبات شگفتی ر برآورد. یکی از خردترین کارمندان وزارت خارجه تا اینجا به سه زبان مسلط بود!

متقاضی دیگر یک #عراقی بود که جوانی حدودا ۲۵-۳۰ ساله بود. ‌می‌خواست بره برای دیدار خواهرش. سابقه زیادی در آلمان نداشت، آلمانی بلد نبود و کار هم نداشت. مامور ویزا براش توضیح داد که بره کار پیدا کنه و بیشتر در جامعه آلمان پایبند بشه تا دفعه بعدی شانس گرفتن جواب مثبت براش بالا بره. این متقاضی با جواب #منفی رفت.

اما نوبت می‌رسه به ۵ متقاضی #ایرانی جلوی من. ادامه دارد...
#آلمان #آمریکا #ترامپ #اوباما
@euro_life
فرنگستان

از سال‌ها پیش از زمان ریاست جمهوری #سارکوزی در #فرانسه در مکان‌های شلوغ مانند #برج #ایفل و ورودی #موزه‌ها نیروهایی از #ارتش با مسلسل مشغول گشت‌زنی هستند.

یکی از مواردی که بعد از حمله‌های تروریستی سال گذشته #پاریس مورد بحث بود، ناکارآمدی این نیروها در تامین امنیت بود. #امنیت #فرانسه
@euro_life
فرنگستان

این صف تا یک محوطه دیگر ادامه داشت و تا رسیدن به درب ورودی دو ساعت و چند دقیقه‌ای طول کشید.
@euro_life
فرنگستان

برای خواندن بخش‌های قبلی سفرنامه می‌تونین از لینک‌های زیر استفاده کنید. در پست بعدی هم ‌میتونین قسمت سوم این سفرنامه ر بخونید

#سفرنامه یک عمله #آکادمیک! #بخش اول
https://t.me/euro_life/215

#سفرنامه یک عمله #آکادمیک! #بخش دوم
https://t.me/euro_life/216
@euro_life
فرنگستان

#سفرنامه یک عمله #آکادمیک! #بخش سوم

از پنج نفر #ایرانی که زودتر از من برای مصاحبه رفتند دو نفر ظاهرا از پناهنده‌های ساکن #آلمان بودند که به نظر نمی‌رسید تحصیلات بالاتر از دیپلم یا لیسانس داشته باشند. یک کم هم کنار من نشسته بودند و مشورت می‌کردند که چی بگن که تو مصاحبه رد نشند. اولی ساکن #هامبورگ بود رفت و با انگلیسی نه چندان روان حرف زد و به توصیه‌ی اون یکی گفت #انگلیسی م خوب نیست (که نشون بده نمی‌خواد #آمریکا بمونه) آخر کار جواب مثبت گرفت و خوشحال رفت. با فاصله‌ی چند نفر دومی رفت و ظاهرا به دلیل کمتر آمیخته بودن با جامعه آلمان (با توجه به برداشت من) رد شد.

الان یادم اومد که یه ایرانی دیگه‌ام بود که خیلی زودتر از ما اومده بود و صداش کردند که بره یه مصاحبه مخصوص. چون ظاهرا دو سال خدمت کرده بود یا سابقه استخدام توی #ارتش ر داشت و بهش گفتند بیا داخل (پشت پیش‌خوان‌های مصاحبه و شیشه‌ها و درب‌های امنیتی فضای انتظار) برای یه مصاحبه که هر چیز راجع به دوران خدمتش توی نیروهای نظامی می‌دونه ر بگه! (و من داشتم با خودم فکر می‌کردم یعنی هر کس می‌خواد ویزای آمریکا بگیره باید تمام دانسته‌های خودش راجع به نیرو‌های نظامی ر بگه؟)

بعد از صدا کردن چند نفر بالاخره بعد از مدت زیاد نوبت من شد. سه نفر ایرانی ر هم‌زمان صدا زدند که به پیشخوان مراجعه کنند. اولی آقایی حدودا ۶۰ ساله بودند که درست انگلیسی بلد نبودند. در جواب سوال‌های مامور مصاحبه yes و no گفتند و دو تا جمله هم در این حد که پسرم اونجا داره درس میخونه. مامور ازش پرسید که قبلا از جایی دیگری تقاضای ویزا کردند (یکی از کشورهای نزدیک ایران) و چرا الان با رد شدن تقاضای اول به سفارت آمریکا در #برلین مراجعه کردند؟ مرد ایرانی که ظاهرا متوجه نشد از پشت سری که آقایی حدودا ۶۵ ساله بودند کمک خواستند که مامور چی میگه؟ اون آقا هیچی نگفت. مامور دو بار دیگه سوال تکرار کرد و پدر ایرانی سر در گم مونده بود. نهایت من به مامور گفتم اجازه میده که من به فارسی سوال ایشون برای این مرد ترجمه کنم؟ مامور گفت: نه این مساله ترجمه نیست! نهایت مامور درخواست ویزای این آقا ر رد کرد. این آقا هم ناراحت گفت که من سه ساله پسرم ندیدم! آخه چرا؟ به من فقط بگو چرا؟ و از رفتن امتناع کرد! مامور هم عصبانی شد و از پلیس حاضر در سالن انتظار خواست که این آقا ر با اندکی زور به بیرون راهنمایی کنند.

نفر بعدی مرد حدودا ۶۵ ساله جلوی من بود. ایشون چندبار سابقه ورود به آمریکا ر داشتند و سریع جواب مثبت ر گرفتند و رفتند. بعدش هم نوبت من شد. که من هم رد شد درخواستم!

از سفارت که اومدم بیرون دیدم اون پدر ایرانی با اون خانم میان‌سالی که در بخش اول گفتم جلوی سفارت منتظر ایستاده بودند و بهشون اشاره کردم مشغول حرف زدن هستند و مطمئن شدم اون خانم ایرانی هستند.

خلاصه داستان این‌که از شش ایرانی سه نفر ویزا نگرفتند و یک نفر هم از قبولی‌ها باید به تمام سوالات مامورین سفارت درباره نیروهای #نظامی ایران جواب می‌داد. تمام این قضایا قبل از #ترامپ بود.
@euro_life
فرنگستان

هدف از گفتن #سفرنامه «یک عمله #آکادمیک» و انتخاب عنوانش، بیان مطلبی بود که از گفتن اون به قلم بد خودم صرف نظر کردم. در عوض مطلب زیبایی امروز خوندم که همون پیام مورد نظر من ر منتقل می‌کنه که در ادامه میارم.

فاشیست کوچولوهای "نخبه"

🔹من دیپلم‌ام را در یکی از مراکز «سمپاد» گرفته‌ام، از جمله مدارسی که به نام «تیزهوشان» معروف بود و مخفف عبارت «سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان». یادم هست در برهه‌ای بعد از مراسم صبح‌گاه، در مدح خودمان سرودی را همخوانی می‌کردیم با این مطلع: «فرزانگان! ای اختران علم و ایمان/ فردای کشور را شما هستید بنیان».

🔹آماس کرده از این حجم خودشیفتگی سر کلاس حاضر می‌شدیم و احساس می‌کردیم، دنیا دارد ملتمسانه نگاه‌مان می‌کند. باز هم یادم هست دبیری داشتیم با سابقه‌‌ای متمایل به گرایش‌های چپ که هر چندگاه یک بار متلکی به برچسب «تیزهوش» می‌انداخت و تمسخرمان می کرد.

🔹ما البته شک نداشتیم کنایه‌های این‌چنینی برآمده از حسادت آدم معمولی‌ها به نبوغ و برازندگی و دانش ماست، ولی معلم بینوا یک بار به حرف آمد که وجود چنین مدارسی برساخته‌ی یک نگاه فاشیستی‌ست و اصولا چنین ساختاری فاشیست‌پرور است. پاسخ این حرف از سوی ما که در آن زمان ملعبه‌ی کسب و کاری به اسم«نخبه‌پروری» شده‌بودیم، پوزخندی از سرغرور بود و نتیجه‌اش تن دادن‌مان به بازی گلادیاتوروار المپیادهای مهندسی‌شده‌ و رقابت بر سر کم‌ رقم‌تر شدن رتبه‌ی کنکور .

🔹در این میان اما اقلیتی بودند که از این غربال بعدی هم گذشتند؛ مدال‌آوران المپیادها و تک‌رقمی‌های کنکور در دانشگاه هم جای دیگری نشستند، القاب «معاف ازکنکور»، «معاف از سربازی»، «دورشته‌ای» و ... مخصوص طبقه‌ی خیلی «نخبه»ای بود که بنا به سیاست مدیران فرهنگی و آموزشی جمهوری اسلامی قرار بود «نبوغ جوان مسلمان ایرانی» را نمایندگی کنند.

🔹«باشگاه دانش‌پژوهان جوان» محل جولان نابغه‌هایی شد که برخی‌شان با وجود مهاجرت به آمریکا، سهامدار شرکت‌های فنی داخلی هم باقی ماندند و گروهی هم بعد از چند سال زندگی در آمریکا به این نتیجه رسیدند که عق‌شان می‌گیرد از آن هویت شرقی عقب‌مانده.

🔹این روزها و در هیاهوی فرمان کذایی ترامپ، بیش از همیشه مغز حرف معلم را درک کردم، وقتی که دیدم بعضی از این نوابغ به بی‌عدالتی و به هیولای فاشیسم معترض نیستند، بلکه شاکی‌اند به قدر ندیدن «شخص» خودشان از سوی اهالی قدرت چه در زادگاه و چه در «خانه» دوم. «فاشیست کوچولو»هایی زاییده‌ی همان مدارس که انتظار داریم دنیا وجود ما برترین‌ها، ما متفاو‌ت‌ها، را قدر بداند. حالا یک جا با طلبکاری و قلدری و جای دیگر با تضرع و استغاثه.

🔹حالا بماند که جمهوری اسلامی چه رکبی خورد با این سیاست تولید فله‌ای نخبه و نابغه.
#لیلا_سامانی
https://t.me/maktubat/2514

این کانال هیچ ارتباطی با نگارنده مطلب بالا و نیز کانال منتشر کننده مطلب ندارد و صرفا جهت ارجاع به اصل و رعایت حقوق معنوی ایشان نام نویسنده و منبع آورده شده است!

@euro_life
فرنگستان

#سفرنامه #برلین #بخش آغاز ۱

تابستون گردهم‌آیی ۹۶ام #IETF (کارگروه مهندسی #اینترنت م.ش. پ.ن. ۱) در #برلین بود. برنگر (فارسی سوپروایزر) ام هم قصد شرکت داشت و به من هم پیشنهاد داد که بیام.

مسیر رفت رو با سه #دانشجو دیگه از #دانشگاه هم‌سفر شدم. نفر اول خانمی بود که دوره کارشناسی بازرگانی ر تموم می‌کرد و در راه از قصدش برای پیدا کردن #کارآموزی در #ژاپن یا #کره گفت. قبلا یک بار به شرق #آسیا سفر کرده بود و یک ترم به صورت دانشجوی مهمان اونجا تحصیل کرده بود.

دو دانشجوی دیگه #کامپیوتر می‌خوندند و موضوع پایان‌نامه یکی‌شون ر پرسیدم. یه کم توضیح داد و گفت که از فلان ابزار (که من و سه نفر دیگه دو سال قبل‌تر نوشته بودیم) قراره استفاده کنم. از من پرسیدند که چه زبان #برنامه‌نویسی استفاده می‌کنم و چی بلد هستم؟ خیلی کوتاه جواب دادم. بعد شروع کردن با اعتماد به نفس برام توضیح دادن راجع به مهارت‌هاشون (بخشی از آلمانی‌ها غرور و اعتماد به نفس عجیبی دارند در کل م.ش. پ.ن. ۲) و ابزاری که من خودم دو سال پیش نوشته بودم و خلاصه هر چیزی از مبانی برنامه نویسی تا ارشد یاد گرفته بودند ر ‌می‌خواستند ارائه کنند! :)

خلاصه حرف دانشجوی بازرگانی با دو سرنشین دیگه اینچنین بود: یک کم راجع به زبان‌های خارجی (از جمله #چینی و ‌ژاپنی) که یاد گرفته بودند صحبت کردند. لباس پوشیدن دانشجوهای ژاپنی/کره‌ای و ذائقه موسیقی‌شون خیلی مسخره است و مثل بچه دبستانی‌ها می‌مونه! که این نظر هر سه اون‌ها بود. در علم و روش #مدیریت واقعا قوی هستند و برای همین می‌خواست بره اونجا کارآموزی. توی درس‌هاشون یه درس #آمار دارند که تو اون از زبان برنامه‌نویسی R استفاده می‌:نند و تکالیفشون به خاطر عدم آشنایی با برنامه نویسی بیشتر کپی پیست می‌کردند. (ولی به نظرم همین که با مفهوم استفاده از برنامه نویسی در #تجارت و تحلیل داده آشنا می‌شدند تحسین برانگیز بود م.ش. پ.ن ۳)

ادامه دارد...

پی نوشت:
پ.ن ۱: #IETF (کارگروه مهندسی #اینترنت) جامعه‌ای از افراد فعال و علاقه‌مند در زمینه شبکه‌های کامپیوتری است که به نوشتن #استاندارد های اینترنت و پروتکل‌های آن می‌پردازند. ورود و فعالیت در این جامعه برای عموم علاقه‌مندان و متخصصان آزاد است. (مدل اداره و رای‌گیری تقریبی در آن می‌تواند الهامی برای #سازمان #ملل باشد!!! از #وتو و نادیده‌گرفتن نظر اقلیت تا حدی پرهیز شده!)

پ.ن ۲: در مساله زبان #انگلیسی این نکته بر عکس است. وقتی در آلمان می‌پرسم آیا انگلیسی بلد هستی؟ یا جواب منفی است یا جواب‌شان «یک کم» است. این «یک کم» در اکثر مواقع انگلیسی روان است! کسی نمی‌گوید «خیلی خوب بلدم!» یا چیزی شبیه به آن!

پ.ن. ۳: این مقاله اشاره می‌کنه که #تجارت چگونه در ۱۰ سال گذشته متحول شده و #Goldman Sachs به استخدام مهندسین کامپیوتر به جای کارگزارن مالی رو آورده.
https://www.technologyreview.com/s/603431/as-goldman-embraces-automation-even-the-masters-of-the-universe-are-threatened/

@euro_life
فرنگستان

شهر #هامبورگ (دومین شهر بزرگ #آلمان) از ابتدای سال ۲۰۱۶ استفاده از غلاف‌های #قهوه (که در برخی دستگاه‌های قهوه‌ساز استفاده می‌شوند) را در تمامی سازمان‌های #دولتی ممنوع اعلام کرده.

علت: ساخته شدن این غلاف‌ها از پلاستیک و آلومینیوم و عدم امکان #بازیافت آن‌هاست.

سازنده‌ی این غلاف‌ها (single-use K-cup) تصمیم‌ گرفته نوع بازیافت شونده این غلاف‌ها را تا سال ۲۰۲۰ تولید کند.
@euro_life

http://bit.ly/2kL3A0W
https://en.wikipedia.org/wiki/Single-serve_coffee_container#Environmental_impact
فرنگستان

جولیان خنده‌رو و مهربان جوکر #Joker فیلم زندگی!

اوایل که آمده بودم به #انجمن #مناظره #دانشگاه سر می‌زدم. جایی که یک سری دانشجوها ساعت ۷ بعد از ظهر در یکی از کلاس‌های دانشگاه جمع می‌شدند، یک موضوع مثلا اجباری کردن استفاده از دارو‌های ضد افسردگی یا آزادی تدریس الهیات در دانشگاه یا ... که گاهی مسخره هم بود انتخاب ‌می‌کردند بعد با قرعه‌کشی در دو تیم موافق و مخالف به نوبت به #مناظره می‌پرداختند. دو نفر هم داور می‌شدند و امتیاز می‌دادند بر اساس قدرت #استدلال و نه لزوما اخلاقی بودن موضع. گاهی پیش می‌آمد که شخصی یا همه اخلاقی مخالف موضوع بودند ولی بنا به قرعه باید از اون دفاع می‌کردند.

مزایای این کار برای شرکت کنندگان افزایش قدرت مناظره منطقی و مهارت‌های سخن‌رانی در جمع و اگر به زبان خارجی بود پیشرفت #زبان و آشنا شدن با آدم‌های جدید در انجمن بود.

جولیان پسر فوق‌العاده مودب، محترم و بچه مثبت دبیر انجمن بود. یک بار بعد از یکی از جلسات تو راه خونه چند نفر بودیم و بحث ر ادامه دادیم تا اینجا که اگر دو کشور رقیب سلاحی داشته باشند که بتونه کشور مقابل ر بدون هزینه پودر کنه آیا کسی به عنوان حاکم یکی از کشور‌ها از این سلاح استفاده می‌کنه؟ صحنه‌ای شبیه فیلم بت‌من که #جوکر مردم شهر ر در دو کشتی بزرگ سوار می‌کنه و به هر کشتی یک کنترل میده که کشتی دیگه ر منفجر کنه و می‌گه اگر هیچ‌کس دیگری ر منفجر نکنه خودم دو تا کشتی منفجر میکنم!

توی جمع چهار نفری من گفتم: من نمی‌کنم. یک نفر متمایل به استفاده از چنین سلاحی بود. یک نفر دیگه که اونم خیلی آدم خوش برخورد و خنده‌رویی بود جوابی نداشت ولی جولیان جوابش مثبت بود. استدلالش هم این بود که اگر من استفاده نکنم رقیب استفاده می‌کنه. خیلی هم بی‌راه نمی‌گفت!
#LoveBeyondFlags
@euro_life
فرنگستان

#سفرنامه #برلین #بخش آغاز ۱

تابستون گردهم‌آیی ۹۶ام #IETF (کارگروه مهندسی #اینترنت م.ش. پ.ن. ۱) در #برلین بود. برنگر (فارسی سوپروایزر) ام هم قصد شرکت داشت و به من هم پیشنهاد داد که بیام.

مسیر رفت رو با سه #دانشجو دیگه از #دانشگاه هم‌سفر شدم. نفر اول خانمی بود که دوره کارشناسی بازرگانی ر تموم می‌کرد و در راه از قصدش برای پیدا کردن #کارآموزی در #ژاپن یا #کره گفت. قبلا یک بار به شرق #آسیا سفر کرده بود و یک ترم به صورت دانشجوی مهمان اونجا تحصیل کرده بود.

دو دانشجوی دیگه #کامپیوتر می‌خوندند و موضوع پایان‌نامه یکی‌شون ر پرسیدم. یه کم توضیح داد و گفت که از فلان ابزار (که من و سه نفر دیگه دو سال قبل‌تر نوشته بودیم) قراره استفاده کنم. از من پرسیدند که چه زبان #برنامه‌نویسی استفاده می‌کنم و چی بلد هستم؟ خیلی کوتاه جواب دادم. بعد شروع کردن با اعتماد به نفس برام توضیح دادن راجع به مهارت‌هاشون (بخشی از آلمانی‌ها غرور و اعتماد به نفس عجیبی دارند در کل م.ش. پ.ن. ۲) و ابزاری که من خودم دو سال پیش نوشته بودم و خلاصه هر چیزی از مبانی برنامه نویسی تا ارشد یاد گرفته بودند ر ‌می‌خواستند ارائه کنند! :)

خلاصه حرف دانشجوی بازرگانی با دو سرنشین دیگه اینچنین بود: یک کم راجع به زبان‌های خارجی (از جمله #چینی و ‌ژاپنی) که یاد گرفته بودند صحبت کردند. لباس پوشیدن دانشجوهای ژاپنی/کره‌ای و ذائقه موسیقی‌شون خیلی مسخره است و مثل بچه دبستانی‌ها می‌مونه! که این نظر هر سه اون‌ها بود. در علم و روش #مدیریت واقعا قوی هستند و برای همین می‌خواست بره اونجا کارآموزی. توی درس‌هاشون یه درس #آمار دارند که تو اون از زبان برنامه‌نویسی R استفاده می‌:نند و تکالیفشون به خاطر عدم آشنایی با برنامه نویسی بیشتر کپی پیست می‌کردند. (ولی به نظرم همین که با مفهوم استفاده از برنامه نویسی در #تجارت و تحلیل داده آشنا می‌شدند تحسین برانگیز بود م.ش. پ.ن ۳)

ادامه دارد...

پی نوشت:
پ.ن ۱: #IETF (کارگروه مهندسی #اینترنت) جامعه‌ای از افراد فعال و علاقه‌مند در زمینه شبکه‌های کامپیوتری است که به نوشتن #استاندارد های اینترنت و پروتکل‌های آن می‌پردازند. ورود و فعالیت در این جامعه برای عموم علاقه‌مندان و متخصصان آزاد است. (مدل اداره و رای‌گیری تقریبی در آن می‌تواند الهامی برای #سازمان #ملل باشد!!! از #وتو و نادیده‌گرفتن نظر اقلیت تا حدی پرهیز شده!)

پ.ن ۲: در مساله زبان #انگلیسی این نکته بر عکس است. وقتی در آلمان می‌پرسم آیا انگلیسی بلد هستی؟ یا جواب منفی است یا جواب‌شان «یک کم» است. این «یک کم» در اکثر مواقع انگلیسی روان است! کسی نمی‌گوید «خیلی خوب بلدم!» یا چیزی شبیه به آن!

پ.ن. ۳: این مقاله اشاره می‌کنه که #تجارت چگونه در ۱۰ سال گذشته متحول شده و #Goldman Sachs به استخدام مهندسین کامپیوتر به جای کارگزارن مالی رو آورده.
https://www.technologyreview.com/s/603431/as-goldman-embraces-automation-even-the-masters-of-the-universe-are-threatened/

@euro_life
#سفرنامه #برلین #بخش آغاز ۲

هدف از بخش طولانی قبل این بود که برسیم به اینجا که: دو #دانشجو ی #کامپیوتر خودرو ر کرایه کرده بودند تا برای یه #فستیوال به برلین برند. فستیوال #راک که سه روز طول می‌کشید و در فضای باز بود. شرکت کنندگان با خودشون چادر، کیسه خواب و مقدار زیادی آب‌جو می‌برند (یا توی فستیوال می‌خرند) و سه روز آهنگ زنده گوش می‌کنند و به مقدار زیاد آب‌جو می‌خورند.

گفتند بلیط رو نفری ۱۰۰ یورو خریدند و حدود ۱۵ هزار شرکت کننده توی فستیوال هست. (درآمد این فستیوال سرانگشتی میشه یک و نیم میلیون یورو فقط از بلیط، بماند که چقدر غذا و #الکل تو خود فستیوال فروخته میشه. فستیوال‌های بزرگتر تا ۲۵ هزار نفر هم هست.)

چند سال پیش توی #قطار با یک نفر دیگه هم که عازم یکی از این فستیوال‌ها بود حرف زدم که تو پست بعدی داستانش می‌گم.
#مردم #صنعت #موسیقی
@euro_life
فرنگستان

#قطار وسط راه توقف کرد. بعد از ۱۰-۱۵ دقیقه از یه نفر که اون‌طرف تر نشسته بود سوال کردم چی شده؟ گفت یه نفر #خودکشی کرده (بار دوم بود که تو قطار بودم و این اتفاق می‌افتاد) ناخودآگاه توی وسایل کنارش چشمم افتاد به یه کلاه شبیه کلاه ایمنی که چندتا شلنگ بهش متصل بود. ازش پرسیدم این چیه؟ گفت این میذاری رو سرت دو تا شیشه آب‌جو هم میذاری کنارش و این شلنگ‌ها میره توی شیشه آب‌جو و کار نی ر میکنه.

گفت داره میره فستیوال و هر سال با چندتا دیگه از دوستاش این فستیوال ر شرکت می‌کنند. (توضیحات #فستیوال ر در پست قبل نوشتم)
@euro_life

https://cl.ly/162K111A2d3p
فرنگستان

قبل از امضای دستور منع ورود اتباع هفت کشور به #آمریکا توسط #ترامپ در #اروپا مطالعه‌ای توسط Chatham House (موسسه سلطنتی روابط بین‌الملل) شده که نشون میده نظرات احزاب راست‌ افراطی در میان مردم اروپا از مقبولیت نسبی برخورداره. درصد موافقان توقف ورود مهاجران از کشورهای #مسلمان نشین به شرح زیر:

#لهستان ٪۷۱ موافق منع ورود مسلمانان
#اتریش ٪۶۵
#مجارستان ٪۶۴
#بلژیک ٪۶۴
#فرانسه ٪۶۱
#یونان ٪۵۸
#آلمان ٪۵۳
#آیتالیا ٪۵۱
#انگلیس ٪۴۷

نکته تاسف برانگیز اینجاست که مثلا در آلمان که ۵۳ درصد مخالف ورود مسلمانان بودند ۲۸٪ ممتنع بوده نظرشون و تنها ۱۹٪ با وضع قانون عدم ورود مسلمانان مخالف بودند.
#نظرسنجی
@euro_life

http://bit.ly/2lQ2voB
https://www.chathamhouse.org/expert/comment/what-do-europeans-think-about-muslim-immigration
فرنگستان

در #نظرسنجی دیگری توسط مرکز تحقیقات Pew نظر اروپایی‌ها راجع به مهاجران #مسلمان، #یهودی‌ و #رومانیایی پرسیده شده که آیا نظر مطلوب یا نا‌مطلوبی درباره آنها دارند.

درصدها در شکل درصد مردمی است که نظر نامطلوب راجع به رومانیایی‌، مسلمان و یهودی (به ترتیب از چپ به راست) دارند.

مثلا در #آلمان ۴۰% درباره رومانیایی‌ها ۲۹% راجع به مسلمانان و ۴% راجع به یهودی‌ها نظر نامطلوب دارند. یعنی تقریبا از هر سه نفر در آلمان یک نفر راجع به مسلمانان نظر نامطلوبی دارد.

در #سوئد و #هلند نظر نامطلوب راجع به مسلمانان ۳۵% است.
@euro_life

http://bit.ly/2kKKgQv