سیره علما 
عنوان گروه یا کانال:

سیره علما


توضیحات: (ببخشید تبادل نداریم)ارتباط با ما @salehps اینستاگرام https://www.instagram.com/sire.olama.ir/ سایت https://www.sire-olama.ir
شناسه: sireolama@
تعداد اعضا: 19989
سیره علما

فیلم بسیار زیبا از حضرت آیت الله العظمی بهجت رحمة الله علیه کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

تصویر: از راست آیت الله العظمی میلانی و علامه طباطبایی رحمة الله علیهما @sireolama
تصویر: از راست آیت الله العظمی میلانی و علامه طباطبایی رحمة الله علیهما @sireolama
سیره علما

نقل می کنند: یک شخص به مشهد مشرف می شد. در قطار در یک کوپه ای بود که آنجا یک بی حجاب و یک جوان لاابالی بوده و بی ادبی هایی می کردند او نیز وسوسه شد به چشم چرانی پرداخت. آن شخص می گفت رفتم خدمت آیت الله میلانی دیدم علامه طباطبایی نشسته و دارند در کمال صفا و صمیمیت صحبت می کنند. من هم کناری نشستم و به این ها نگاه کردم و به مقامات معنوی آنها غبطه می خوردم. ناگهان صحنه قطار به ذهنم خطور کرد از خودم بدم آمد. در دلم به ملامت و سرزنش خود پرداختم. ناگهان دیدم آیت الله میلانی صحبت را رها کرد و برگشت عقب گفت: یه موقعی می بینی خدا از بنده اش خوشش می آید ولی از کار بنده اش بدش می آید. این را گفت، دوباره برگشت به صحبت خود با علامه طباطبایی ادامه داد. من بعدا متوجه شدم که آیت الله میلانی خطورات ذهن مرا خوانده و چنین هشداری داده است.
کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی شهید سید محمد صدر رحمة الله علیهما @sireolama
آیت الله العظمی شهید سید محمد صدر رحمة الله علیهما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی شهید سید محمد صدر رحمة الله علیه
از اقدامات برجستهٔ او احیای سنت نماز جمعه پس از سده‌ها فراموشی بود. او هر هفته در مسجد بزرگ کوفه ایراد خطبه می‌کرد و نماز جمعه را اقامه می‌کرد، که این عمل باعث شد تا در شهرهای دیگر عراق هم نماز جمعه برگزار شود تا اینکه دیگر کم‌کم در ۸۶ شهر خرد و کلان عراق توسط نمایندگان او نماز جمعه برپا شد. اقدام او در اعزام بیش از ۸۰ روحانی به عنوان نماینده و امام جمعه به جای‌جای عراق نه‌تنها باعث برگزاری نماز جمعه در این شهرها شد بلکه باعث بالا رفتن آگاهی مردم این مناطق شد. علی‌رغم اینکه حکومت عراق دعا برای سلامتی صدام در قنوت نماز جمعه را الزامی دانسته بود، محمد صدر هرگز برای سلامتی صدام دعا نکرد و حتی در فتوایی گفت «دعا برای هیچ بشری غیر از معصوم در نماز جایز نیست». همینطور اگر هنگامهٔ حضور مردم برای نماز شعاری به نفع صدام داده می‌شد، وی آن را با شعارهایی در حمایت از اسلام و حوزه جایگزین می‌کرد. همچنین وی در خطبه‌های نماز جمعه علیه کشورهای آمریکا، انگلستان و اسرائیل افشاگری می‌کرد.
-
برای ۱۵ شعبان ۱۴۱۹ ـ ۱۴ آذر ۱۳۷۷، زادروز حجت بن حسن (مهدی) امام دوازدهم شیعیان، سید محمد صدر قصد داشت تا همراه با دیگر شیعیان و مریدان خود به منظور زیارت از نجف به کربلا برود، که به دلیل مخالفت حاکمیت بعث به دلیل تبدیل این حرکت به تظاهرات، سید محمد صدر دستور داد تا مردم برای حفظ جان هم که شده بازگردند. اما در جمعهٔ همان هفته در خطبه‌ای تاریخی رژیم صدام را خادم و نوکر اسرائیل خواند و اقدام صدام در بستن راه زائران را به اقدام متوکل عباسی، تشبیه کرد. او همچنین از علمایی که سکوت می‌کردند انتقاد کرد و سکوتشان را به «سکوت قبرها» تشبیه کرد.
-
در حالی که سید محمد صدر طبق عادت همیشگی برای شرکت در مجلس تعزیه و عزاداری در منطقهٔالبرانی شهر نجف در شب جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۷۷خورشیدی (۲ ذی‌القعده ۱۴۱۹ قمری) رفته بود، هنگام بازگشت در حالی که همراه با دو فرزندش مصطفی و مؤمل با خودرو راهی خانه بودند، در میانهٔ راه در نزدیکی میدان ثورة العشرین در ابتدای منطقه الحنانه، یک خودروی آمریکایی با توقف در مقابلشان و پیاده شدن چند جوان مسلح ناشناس، خودروی آن‌ها را به رگبار بستند و هر سه تن آن‌ها جان باختند. پیکر آنان فردایش در ۳۰ بهمن (۳ ذی‌القعده)، خاکسپاری شد اما دولت عراق از برگزاری مراسم تشییع پیکر و عزاداری ممانعت به عمل آورد.روزنامه کیهان به نقل از روزنامه ٔالقبس کویت در خصوص عاملان این جنایت نوشته‌است:«این ترور توسط یک تیم وابسته به قصی فرزند کوچک صدام صورت گرفت. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

تصویر: فرزند آیت الله مجتهدی رحمة الله علیه در کنار مزار ایشان در حوزه علمیه مجتهدی @sireolama
تصویر: فرزند آیت الله مجتهدی رحمة الله علیه در کنار مزار ایشان در حوزه علمیه مجتهدی @sireolama
سیره علما

صبحتی کوتاه با فرزند آیت الله مجتهدی رحمة الله علیه -
خاطره‌ای که از دوران جوانی بار‌ها تعریف می‌کردند مربوط به زمانی است که عمامه گذاشتند و به منزل رفتند و با مخالفت پدر و ترک خانه مواجه شدند. ایشان همیشه می‌فرمودند هیچ گریه‌ای لذت گریه آن شب را نداشت.
-
رفتار با همسرشان
به یاد ندارم که به ایشان بی‌احترامی کرده یا ایشان را به اسم صدا کرده باشند. معمولا مادر را به اسم بنده (آقا مهدی) صدا می‌کردند.
-
هیچوقت بدون اینکه شب از من بپرسند که نماز صبح بیدارم کند مرا بیدار نکردند. همیشه شب از من سوال می‌کردند برای نماز شما را بیدار کنم یا نه. به اقامه نماز اول وقت همیشه تاکید و توصیه می‌کردند. یکی از ویژگی‌های رفتاری ایشان بیان حکایت‌های اخلاقی در قالب طنز بود. ایشان این روحیه طنازی را در خانه و با اعضای خانواده نیز داشتند و همیشه سعی می‌کردند برخی نکات اخلاقی را در قالب حکایت و داستان‌های شنیدنی مطرح کنند.
-
معمولا قدری استراحت می‌کردند و بعد به تلاوت قرآن می‌پرداختند. علاقه خاصی به کمک به مادر برای امور منزل داشتند. باقی وقت‌شان هم صرف بررسی کارهای روز بعد. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

👆چند حکایت کوتاه از زندگی آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

تصویری نادر از شیخ عباس قمی رحمة الله علیه صاحب مفاتیح الجنان @sireolama
تصویری نادر از شیخ عباس قمی رحمة الله علیه صاحب مفاتیح الجنان @sireolama
سیره علما

مرحوم میرزای نائینی اعلی الله مقامه روزی به مرحوم حاج شیخ عباس قمی عرض کردند: آقا این درد پای مرا هر چه دکترها معالجه می کنند خوب نمی شود شما دعائی کنید بلکه خوب شود و خداوند شفا بخشد ایشان فرموده بودند: آقای میرزا من یقین ندارم که با زبانم گناه نکرده باشم ممکن است گاهی زبانم معصیت نموده باشد لذا دعا نمی کنم ولی یقین دارم که این دستم گناه نکرده و عمری است که روایات و احادیث پیغمبر صلی الله علیه وآله و سلم و آن بزرگواران علیهم السلام را نوشته ام و اگر این دست شفا ندهد باید قطع کرد لذا دستشان را روی پای مرحوم نائینی نهاده و درد پای میرزای نائینی شفا یافت. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

تصویر: از سمت راست نفر دوم شهید محراب آیت الله مدنی ، نفر سوم آخوند ملا علی معصومی همدانی رحمة الله علیهما @sireolama
تصویر: از سمت راست نفر دوم شهید محراب آیت الله مدنی ، نفر سوم آخوند ملا علی معصومی همدانی رحمة الله علیهما @sireolama
سیره علما

زمانی مرحوم حضرت علامه ملا علی معصومی همدانی_رضوان الله تعالی علیه_ به خانه یکی از محترمین،جهت صرف غذا دعوت شده بودند.هنگام خوردن غذا،میزبان متوجه میشوند که ایشان،از خورش موجود در سفره تناول نمی فرمایند.

از آن جا که او فرد پارسایی بود،متوجه این مساله می شود که ممکن است اشکالی از جهت شرعی در آن وجود داشته باشد که ایشان میل نمی کنند؛لذا از خانواده خود سوال می کند و معلوم می شود که اشکال از طرف خانواده نیست.

سپس به دنبال قصاب می رود که شاید گوشت آن شبهه دارد.آن قصاب نیز اظهار بی اطلاعی می کند و می گوید:گوشت را از شخص دیگری خریده و خودش ذبح نکرده است.

به ناچار،سراغ آن شخص دیگر رفته و مساله را از او سوال می کند،او ابتدا وجود هر شبهه ای را انکار می کند ولی وقتی با اصرار آن فرد مواجه می شود،می گوید:

ما گوسفند چاقی داشتیم و در صحرا آن را به جایی بسته بودیم.

بعد از چند ساعت که به سراغ حیوان رفتیم،دیدیم از بس که جست و خیز کرده،طناب به گردنش پیچیده شده و حیوان خفه گشته است.چون متحمل ضرر زیادی شده بودیم،تصمیم گرفتیم گوسفند مرده را سر بریده و گوشت آن را به قصابی بفروشیم!! میزبان وقتی عیب کار را متوجه می شود،به سراغ عارف بالله مرحوم حضرت علامه ملا علی معصومی همدانی_رحمت الله تعالی علیه_ می رود و عرض می کند:

آقا شما چه طور شد که از خورش نخوردید؟

ایشان فرمودند:

من دیدم که در ظرف خورش،نجاست وجود دارد....
کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

👆کوتاه از مرحوم کافی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

تولیت آستان قدس رضوی صلوات الله علیه حجت الاسلام رئیسی حفظه الله تعالی @sireolama

تولیت آستان قدس رضوی صلوات الله علیه حجت الاسلام رئیسی حفظه الله تعالی @sireolama
سیره علما

آیت الله میرزا جواد تهرانی(ره) @sireolama
آیت الله میرزا جواد تهرانی(ره) @sireolama
سیره علما

آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی رحمة الله علیه
یک شخص گمراهی به ایشان تلفن می زند و تهدید میکند. آقا در جوابش می گویند: پسر جان اگر قصد داری مرا بکشی من رأس ساعت یک ربع به هفت از منزل خارج می شوم و مسیر بنده از کوچه مستشار است به سوی مسجد ملا حیدر، که ساعت ۷ صبح آنجا باشم. اگر می‌خواهی کاری بکنی، این موقع بهتر است. چون کوچه خلوت و رفت و آمد کمتر است. زهی سعادت است برای اینجانب، زیرا من عمر خود را کرده‌ام و بهتر از این چیست که به لقاء خدا نائل شوم، فردا بیا و قصد خود را انجام بده. می فرمودند: فردا من رفتم، ولی او بدقولی کرد و نیامد. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

👆مناجات با امام زمان #عجل_الله_فرجه_الشريف در محضر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی حفظه الله تعالی. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

👆توصیه امام خمینی رحمة الله علیه به جوانان کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله بلند نظر حفظه الله تعالی @sireolama
آیت الله بلند نظر حفظه الله تعالی @sireolama
سیره علما

آیت الله بلند نظر حفظه الله تعالی
در سن 16 سالگی برای فراگیری علوم دینی عازم قم شده و در مدت یک سال در قم به تحصیل مشغول گشت. و سپس از آنجا وارد حوزه ی علمیه‌ی کرمانشاه شد، در حالی که ریاست حوزه ی علمیه به عهده‌ی مرحوم آیت الله کاظمی مومیوند بوده است.  بعد از مدتی به دلیل اینکه پرداختن به دروس حوزوی در سطح عالی در این حوزه میسر نبوده است وی تصمیم می‌گیرد برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرف شود. ابتدا وارد شهر کربلا می‌گردد و با توجه مشکلات بسیار زیاد وارد نجف اشرف می‌شود و چون هزینه‌ی سفرشان تمام شده بود با راهنمایی دو نفر به محضر آیت الله شیخ علی‌محمد بروجردی نجفی شرفیاب شده و به دستور ایشان به مدرسه ی علمیه ی نجف اشرف معرفی و در حجره‌ای اسکان می‌یابد.  با توجه به اینکه در آن زمان شهریه‌ی طلاب را آیت الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی پرداخت می‌نموده، او کتابی را در باب معین الضعفا می‌نویسد که شاید هزینه‌ی چاپ آن را آسید ابوالحسن اصفهانی پرداخت نماید ولی متأسفانه رحلت می‌کند و کتاب همچنان چاپ نشده باقی می‌ماند. آیت‌الله بلندنظر در محضر اساتیدی همچون آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی، آیت‌الله سید محمود شاهوردی، آیت‌الله سیدعبدالهادی شیرازی و آیت‌الله سید محسن صدر کسب فیض نموده و به مدت 20 سال در حوزه‌ی نجف اشرف به تحصیل و درک مفاهیم دینی اشتغال داشته است. پس از 25 سال به ایران برگشته و مدت سه سال در حوزه ی علمیه‌ی کمالیه خرم آباد در محضر آیت‌الله حاج آقا روح‌الله کمالوند دروس فقه و اصول را پشت سر می‌گذراند و به درخواست آیت‌الله کمالوند به مدت 2 سال امام جماعت مسجد صاحب الزمان(عج) بوده و از سال 1338 به بعد امام جماعت مسجد جامع شهر الشتر بوده‌اند.  وی قصد داشتند به حوزه‌ی علمیه قم عازم شوند ولی به اصرار زیاد مردم شریف الشتر در این شهرستان ماند و به تبلیغ احکام و اقامه‌ی نماز جماعت در مسجد جامع مشغول شد.
کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله علاقه بند حفظه الله تعالی @sireolama
آیت الله علاقه بند حفظه الله تعالی @sireolama
سیره علما

آیت الله علاقه بند حفظه الله تعالی
قریب سى سال پیش در مسجد امیر چخماق یزد در محضر حضرت آیت اللّه علاقه بند یزدى درس مى خواندیم. ایشان که از اوتاد و عالمان نمونه شهر یزد بوده و جایگاه رفیعى در بین مردم این دیار دارند، در مذمت زهد فروشی و تظاهر به امور مذهبى حکایتى را نقل کردند که همواره آویزه گوشمان بوده و بسیار درس آموز مى باشد.
-

ایشان مى فرمود. زمان تحصیل در یکى از مدارس یزد، گرد استاد حلقه زده بودیم. فردى غیر طلبه هم على رغم اینکه تحصیلات دینى نداشت، در حلقه درس شرکت مى کرد. یک روز زن جوانى که لباس مندرس غیر پوشیده به تن داشت، داخل مدرسه شد و جلوى کلاس درس ما ظاهر شده و درخواست کمک کرد، همه مشغول گوش دادن به سخنان استاد بودند و کسى به او توجهى نکرد. ناگهان آن فرد غیر طلبه بلند شد و به سمت زن رفته و در حالى که دست به سینه او مى زد، با عصبانیت و تندى او را از مدرسه بیرون کرد و به او گفت: مگر نمى دانى اینجا مدرسه علمیه است و نباید با این وضع در اینجا ظاهر شوى؟! بعد از خروج زن و بازگشت آن شخص به محل درس، استاد در بین سخنان خود این بیت را زمزمه کرد:
-
دانى از چیست که زاهد شکند ساغر مى
تا به تقریب کند دست خود آلوده به مى
-
که به استثناى این جوان غیر طلبه مابقى شاگردان متوجه منظور استاد شده و ایشان درس خود را ادامه داد.

حضرت آیت اللّه  علاقه بند با اشاره به این حکایت مى فرمودند، خیلى به قیل و قال ها و داد و فریادهاى برخى انسان هاى مدعى دیندارى و مبارزه نگاه نکنید. به عمل آنها بنگرید که خیلى وقت ها بعضى از حرکات و شعارها و اعمال آنها براى دسترسى و دستیابى به مقصد ناپاکى است که تحت لفافه مبارزه با آن انجام مى دهند.
ایشان در یزد تشریف دارند.
کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله مرعشی نجفی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله مرعشی نجفی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

روضه خوانی آیت الله مرعشی برای جوان مست
.
یک شب آیت الله مرعشی نجفی به مراسم عقد یکی از آشنایان دعوت می‌شود و مهمانی طول می‌کشد، موقع برگشتن در تاریکی با یک جوان مست عربده کش مواجه می‌شوند. جوان با تحکم می‌گوید: شیخ از کجا می‌آیی؟ ایشان هم جریان را توضیح می‌دهند؛ جوان مست می‌گوید: شیخ برایم روضه بخوان! آقا بهانه می‌آورند که اینجا منبر و چراغ و روشنایی نیست که روضه بخوانم. جوان روی زمین افتاده و می‌گوید: خوب این هم صندلی بنشین روی گرده من. پدرم می‌گفت؛ نشستم روی گرده این جوان مست، تا گفتم یا اباعبدالله، شروع کرد به گریه کردن به حدی که شانه‌هایش تکان می‌خورد و مرا هم تکان می‌داد، چنان که من از گریه او متاثر شدم، فکر کردم اگر این طور پیش برود او غش می‌کند، روضه را خلاصه کردم. گفت« شیخ چرا کم #روضه خواندی؟ گفتم که خوب سردم شده … وقتی خواستم خداحافظی کنم گفت که من باید تا در خانه شما را همراهی کنم تا یکی مثل من مزاحم شما نشود. ابوی می‌فرمود: دو سه هفته از این قضیه گذشته بود در مسجد بالاسر در محراب نشسته بودم دیدم جوانی آمد و افتاد دست و پای من، به حضرت #معصومه‌(سلام الله علیها) قسمم داد که او را ببخشم، بعد که خودش را معرفی کرد متوجه شدم که همان جوان مست بوده است. از آن شب به بعد به کلی دگرگون شده و توبه کرده بود و به نماز #جماعت می‌آمد. این جوان تا آخر عمر در صف اول #نماز جماعت ایشان شرکت می‌کردند و محاسن بلندی داشت و عرق‌چین و عبا می‌پوشید و اهل تهجد شده بود، وقتی هم که فوت کرد تشییع و مراسم ختمش بسیار شلوغ بود. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله حیدری ایلامی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله حیدری ایلامی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

مرحوم آیت الله العظمی بهاءالدینی وقتی اطلاع پیدا میکنند که آیت الله حیدری ایلامی را در صحن مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دفن کرده اند میفرمایند: چرا ایشان را به ایلام نبردید که بواسطه دفن ایشان، خدای متعال عذاب را از اهل قبور ایلام بردارد.
-
بعد از تبعید امام‌ به‌ نجف‌ اشرف‌، به‌ محضر معظم‌ له‌ رسید و در درس‌ خارج‌ فقه‌ ایشان‌ حاضر شد و جزو روحانیونی‌ بود که‌ در درس‌ ولایت‌ فقیه‌ حضرت‌ امام‌ شرکت‌ کرد. در ۱۳۵۰ ش‌ بنا به‌ درخواست‌ اکراد بغداد جهت‌ اقامه‌ی‌ نماز در مسجد ابوسفیان‌ آن‌ شهر، به‌ بغداد رفت‌ و به‌ تبلیغ‌ دین‌ در آن‌ منطقه‌ پرداخت‌. دستگاه‌ امنیتی‌ عراق نتوانست‌ بیشتر از دو سال‌ وی‌ را تحمل‌ کند، لذا او را دستگیر و در مرز بصره‌ به‌ پاسگاه‌های‌ ایرانی‌ تحویل‌ داد
-
وقتی‌ محمدرضا شاه‌ پهلوی‌ در ۱۳۵۷ جهت‌ دیدار از ایلام‌، وارد آن‌ شهر شد، آیت‌الله‌ حیدری‌ شهر را ترک‌ کرد و این‌ امر، خشم‌ عوامل‌ شاه‌ را در شهر برانگیخت‌. این‌ اقدام‌ وی‌، بر جایگاه‌ و مقبولیت‌ وی‌ در منطقه‌ افزود. وقتی‌ عوامل‌ شاه‌، «قرآن‌ چاپ‌ پهلوی‌» را همراه‌ با یک‌ میلیون‌ تومان‌ وجه‌ نقد برای‌ وی‌ می‌فرستند تا وی‌ را در خط‌ حمایت‌ از رژیم‌ پهلوی‌ قرار دهند با واکنش‌ عجیب‌ وی‌ رو به‌ رو شدند. وی‌ کلام‌الله‌ مجید را برداشته‌ بر دیده‌ نهاد، ولی‌ از قبول‌ پول‌هایی‌ که‌ همراه‌ آن‌ بود خودداری‌ کرده‌ و در عوض‌ بر عوامل‌ رژیم‌ پهلوی‌ توصیه‌ نمود که‌ خداوند هم‌ شما و هم‌ ما را به‌ راه‌ حق‌ و حقیقت‌ و اسلام‌ واقعی‌ راهنمایی‌ نماید.
-
 وقتی‌ در بهمن‌ ۱۳۵۷ نیروهای‌ زرهی‌ کرمانشاه‌ درصدد عزیمت‌ به‌ تهران‌ به‌ قصد مقابله‌ با انقلاب‌ بودند، به‌ مقابله‌ با آنان‌ پرداخت‌ و آنان‌ را تهدید کرد که‌ در صورت‌ رفتن‌ به‌ تهران‌ با حمله‌ی‌ انقلابیون‌ در مسیر مواجه‌ خواهند شد. در این‌ راستا، دستور داد تا بر بالای‌ قله‌ها و کوه‌ها در مسیر عبور آن‌ نیروها، آتش‌ روشن‌ کرده‌، باعث‌ رعب‌ و هراس‌ آنان‌ شوند.
-
دوستان آیت الله حیدری، زمانی او را در مسیر لقاء خدا یافتند که حضرت امام (ره) در عکس العمل خبر بیماری ایشان با تاثر فرمودند: ˈدوستان ما یکی یکی می روند. 
سرانجام این مرد سنگر و محراب، این زاهد و همقدم امام، در نیمه شب یازدهم دی ماه 1365 هجری شمسی از این جهان رخت ر بست و استان ایلام، رزمندگان اسلام و حزب الله را در سوگ خود نشاند. 
اصرار مردم برای انتقال پیکر مطهرش به ایلام با پا درمیانی حضرت آیة الله العظمی گلپایگانی پایان یافت.
کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

بروم سید را دشنام بگویم
یکی از طلاب نقل می کند: که در صحن امام حسین (علیه السّلام) « تل زینبیه» نشسته بودم و مردی درکنار من ایستاده بود.مرحوم آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی با اصحابش از حرم مقدس امام حسین (علیه السّلام) خارج شد و صحن مطهر را از درتل زینبیه ترک گفت:آن مرد گفت بروم سید را دشنام بگویم.سپس دنبال سید حرکت کرد تا آنکه هر دو از آنجا گذشتند. هنوز لحظاتی نگذشته بود که دیدم مرد دشنام دهنده با چشم گریان برگشت. علت را پرسیدم، پاسخ داد: من سید را تا در منزل دشنام دادم، اما همین که بـه در منزل رسیدم، سید فرمود: « همین جا توقف کن، من با تو کاری ندارم. » و داخل منزل شد. طولی نکشید ازمنزل خارج شد و فرمود: « بگیر این پولها را و هر موقع دست تنگ شـدی به ما مراجعه کن، زیرا ممـکن است چنانچه به غیر ما مراجعه کنی حاجت تو را برآورده نسازد.دیگر آنکه من آمادگی دارم کـه هرگونه دشنام و ناسزایی را بشنوم و لیکن استدعای من آن است که عـرض و ناموس مـرا مورد دشنام قرار ندهی.» این کلمات پیامبر گونۀ سـید چنان اثر عمیقی بر من گذاشت که نزدیک بود قالب تهی کنم. چشمانم از اشک پر شد و همان طوری که می بینی رعشه بر اندامم افتاد. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

👆روضه خوانی امام موسی کاظم علیه السلام توسط آیت الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله تعالی @sireolama
سیره علما

👆روضه خوانی آیت الله سیبویه رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

👆نوحه ای برای مدافعان حرم @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی محمد تقی بروجردی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله العظمی محمد تقی بروجردی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

آیت الله محمد تقی بروجردی رحمة الله علیه
مرحوم حاج سید رضی از مرحوم آیت الله محمد تقی بروجردی نقل کرده که فرموده است: وضع زندگی ما در نجف آنقدر بد بود که من عبا را بر می کشیدم و از توی کوچه ها کاهو جمع می کردم و می شستم و می خوردم.
-
سپس آقای سید رضی شیرازی فرمود وضع خود ما هم بهتر از این نبود، یادم هست. یک وقتی پدرم کتاب صلاة یا طهارت حاج آقا رضا همدانی را به من داد تا بردم بازار به حراجیها فروختم به 250 فلس که تا بدین وسیله هزینه زندگی تأمین شود. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله ماشاء الله مروجی(ره)  @sireolama
آیت الله ماشاء الله مروجی(ره) @sireolama
سیره علما

آیت الله ماشاءالله مروجی رحمة الله علیه
هواپیمای جده به سمت تهران آماده پرواز است . نیمه های شب است . هواپیما بعد از طلوع آفتاب به تهران خواهد رسید. حاج آقا با خود فکر می کند : ” با این حساب نماز صبح را در وسط آسمان هستیم . ” از آمدن با آن پرواز منصرف می شود . هرچه مسئولان پرواز یا اطرافیان اصرار می کنند که آقا اینجا مملکت سعودی است و ماندن شما در اینجا ممکن نیست ، اما ایشان سوار نمی شود و در فرودگاه جده می ماند تا  نماز صبح را بخواند و مرتکب ترک عمدی نماز نشود. پرواز های بعدی هم به بهانه اینکه شما مسافر پرواز قبلی بودید و ما جای اضافه  نداریم ، از آوردن  ایشان خودداری می کنند.  ایشان تا غروب افتاب در فرودگاه جده می ماند . در نهایت ایشان با یک هواپیمای باری که محموله آن اسباب و اثاثیه حاجیان بود ، در بین ساک های حاجیان می نشیند و با آن وضع به تهران می آید .
-

و گاه می خواند: “ الهی کفی بی عزا ان اکون  لک عبدا و کفی بی فخرا ان تکون لی ربا  انت کما احب فاجعلنی کما تحب ؛ خدای من این افتخار برای من کافی است که بنده تو باشم و این عزت مرا بس  است که تو پروردگار من باشی. خدایا تو آنگونه ای که من دوست دارم پس مرا آن گونه بگردان که تو دوست داری .” آری خداوند او را دوست داشت ، همانطور که او به خدایش عشق می ورزید .

باری اطرافیان دیدند که از شدت درد لبهایش را بر هم می فشارد و سعی دارد جلوی ناله خود را بگیرد . به او گفتند : مثل اینکه خیلی ناراحتید؟ گفت : آری اما می ترسم اگر ناله کنم اجرش (اجر صبر بر بیماری ) از بین برود .

نابینا شده بود . روزی گفت : از نابینایی ام شکایتی ندارم و از آنچه خدا برایم مقدر کرده ، راضی هستم.
-
مرحوم آیت الله مروجی  هر از چند گاهی برای بازدید ارحام به بروجرد سفر می کرد. یک بار که ایشان به  بروجرد آمدند و در منزل ما بودند، یک روز افراد خانواده بیرون بودند و کسی غیر از من و ایشان  در منزل نبود. و تنها من بودم و ایشان . ایشان هم به بالش تکیه داده بود و دستش را زیر سرش گذاشته بود  و در حالی که معلوم نبود خواب است یا بیدار ، داشت با خودش حرف می زد . من گفتم ببینم آقا با خودش چه می گوید؟ نزدیک شدم و خوب گوش دادم  دیدم می گوید: ” یکی از نعمت های بزرگ خداوند این است که به ما انسان های بی ارزش و بی مقدار اجازه داده است که با او حرف بزنیم و اسم مقدسش را بر زبان جاری کنیم . اگر خداوند به ما انسانهای بی ارزش اجازه نمی داد با او حرف بزنیم چه می کردیم ؟ ” کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

مزار آیت الله شیخ احمد قمی رحمة الله علیه در کشور تایلند @sireolama
مزار آیت الله شیخ احمد قمی رحمة الله علیه در کشور تایلند @sireolama
سیره علما

شیخ احمد قمی و خدمات او در کشور بیگانه
.
شیخ احمد قمی در حدود سال‌های ۱۶۲۰ (میلادی)، در دوران پادشاه «سوگ تام»، به دلیل اینکه در امور بازرگانی شخصیت ممتازی بود، به دربار فراخوانده شد و در آنجا فعالیت می‌کرد. وی از آن به بعد نیز منصب‌های مختلف دربار را در اختیار خود داشت و مورد اعتماد پادشاه تایلند بود. در جریان خیانت ژاپنی‌ها که می‌خواستند سلطنت را سرنگون کنند، وی از پادشاه حمایت کرد و با مخالفان حکومت به مبارزه پرداخت و سرانجام با همکاری نیروی وفادار به پادشاه، این خیانت را خنثی کرد. وی بعد از این جریان، به منصب‌های عالی دربار رسید و حتی مقام «جاوپایاباوان راش نایوک» که تقریباً معادل با وزیر اعظم است، به وی اعطا شد.

شیخ احمد قمی با زنی تایلندی ازدواج کرد که ثمره این ازدواج، سه فرزند، دو پسر و یک دختر بود.

پادشاه تایلند زمین منطقه‌ای را به او بخشید تا او و افرادی که همراه وی بودند، در آنجا ساکن شوند. شیخ احمد قمی از طرف پادشاه، اولین منصب شیخ‌الاسلامی را به عهده گرفت و وظیفه رهبری، نگهداری و رسیدگی به امور تمام مسلمان‌ها بر عهده وی بود. این نکته‌ای قابل توجه‌است، زیرا اکثر مسلمان‌ها در آن زمان از اهل سنت بودند، ولی شیخ‌الاسلامی آنان را یک فرد شیعه بر عهده داشت.

وی که موقعیتش در اثر ازدواج با یکی از خاندان شاهی تثبیت یافته بود یک جامعه شیعی را در قلب سرزمین سیام تأسیس کرد و با انتقال فرهنگ و علوم و تمدن ایرانی در حد توان خویش مسلمانان را از جایگاه والا برخوردار ساخت و در طول خدماتش به وزارت کشور و وزارت دارائی نیز منصوب گردید که در تاریخ سیام این نخستین بار است که یک بیگانه تا بدان پایه ارتقای مقام یافته است.
شیخ احمد قمی در سن هشتاد سالگی در آیوتابا وفات یافت و آرامگاه او در شهر باستانی آیتویابا در 70 کیلومتری بانکوک در صحن دانشکده تربیت معلم شهر است که زیارتگاه شیعیان و مورد احترام مردم این کشور است. نوادگان وی پس از مرگ او به دو دسته تقسیم شده اند گروه اول که خود را ایرانی الاصل می دانند مذهب شیعه را اختیار کرده و گروه دوم که به خانواده بوناک معروف هستند به مذهب بودا گرویده اند و امروز در رده های بالای دولتی صاحب پست و مقام هستند، رئیس فعلی مجلس نمایندگان تایلند خود را از این خانواده می داند. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی بهجت رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله العظمی بهجت رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

به عنوان شخصی که حدود 40 سال همسایه آیت الله بهجت بوده است بفرمایید که رفتار ایشان با شما به چه صورت بود؟
-
آقا خیلی انسان با محبتی بودند و همواره نسبت به خانواده ما لطف داشتند. گاهی اوقات اگر میخواستند چیزی به ما بدهند و یا هدیه کنند شخصا می آمدند درب خانه ما به ما می دادند، حتی به همسرشان یا علی آقا یا کس دیگه نمی دادند که، خودشان هر چیزی که می خواستند بدهند می آوردند.
-
روزی بنده هر روز به علت مشغله شغلی مجبور بودم که بروم ساوه و شب ها بر می گشتم منزل، من ناچار بودم روزها آنجا بمانم. یک روز که ظاهرا نرفته بودم زنگ خانه به صدا در آمد رفتم دم در دیدم آقاست. ادای احترام کردم، سلام کردم بعد فرمودند چرا سر قبر پدرت نمی روی؟ ایشان پدر من رو می شناخت. -
ایشان به آقای افتخاری که می آمدند منزل آقا فرمودند، در تشییع جنازه ی عیال اول من نماز بخوانند آقا از در منزل جنازه را تشییع کردند تا حرم، نماز بر ایشان خواندند، بعد من عرض کردم حاج آقا شما تشریف ببرید منزل و به کارهایتان برسید، فرمودند نه هستم. حتی ایشان به اینجا بسنده نکردند و آمدند قبرستان قم نو، باز عرض کردم به حاج آقای افتخاری که حاج آقا شما از آقا خواهش کنید که آقا تشریف ببرند. آقای افتخاری به آقا عرض کردند و ایشان فرمودند نه من حالا هستم. و این عبارت را فرمودند که 40 ساله که من در همسایگی این خانواده هستم هنوز صدای این خانم را نشنیدم و من معتقدم این بانوی مکرمه جزء شهداء محسوب خواهد شد.
-
درمورد فروش خانه تان به کسانی که متقاضی این خانه بودند بفرمایید.

اغلب این متقاضیان از مریدان آیت الله بهجت بودند بسیاری از مریدان آقا، دلشان می خواست خانه ما را بخرند که همسایه آقا باشند. می گفتیم برای چه می خواهید این خانه را از ما بخرید؟ می گفتند مثلا می خواهیم بیشتر آقا رو ببینیم، زیارت کنیم و دلمون می خواهد در همسایگی ایشان باشیم. گفتم خب منم دلم می خواهد این افتخار را داشته باشم. حتی می دانید وقتی آقا می خواست از منزل بیرون بیایند، قبل از اینکه از منزل بیرون بیاد جمعیت زیادی توی کوچه می ایستادند. وقتی آقا بیرون می آمد همراه آقا جمعیت هم به سمت مسجد حرکت می کرد. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی خوئی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله العظمی خوئی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

آشیخ حسنعلی مرید یکی از شماها بود

آیت الله العظمي حاج آقا سيد موسی شبیری زنجانی:
آقای بهجت نقل می‏کردند که وقتی آقا شیخ محمود حلبی به نجف آمدند و ما برای دیدن ایشان خدمتشان رسیدیم، ایشان هم برای بازدید به خانه ما آمدند و وقتی آیت الله خوئی شنیدند آقا شیخ محمود به منزل ما می‏ آیند، برای دیدار ایشان تشریف آوردند تا به اصطلاح دید دیگری (از نظر معنوی) به ایشان کنند. آقا شیخ محمود یک ساعت تاخیر کردند و آقای خوئی منتظر نشستند تا اینکه تشریف آوردند.
-
آقای خوئی فرمودند: من دلم می‏خواست مقداری از آقا حسنعلی نخودکی اصفهانی تعریف کنید، تا وقتی ما می‏خواهیم برای اثبات عالم ماوراء، دلیل بیاوریم تنها از آیات و روایات استفاده نکنیم بلکه از حالات یک شخص هم در این مورد استفاده کنیم.
-
آقا شیخ محمود فرمودند: آقا شیخ حسنعلی مختصرات داشت (یعنی مختصری از مطالب و عوالم را داشتند) و اگر شما به همین کارتان (تربیت طلاب) توجه کنید بیشتر می‏توانید به اسلام خدمت کنید و تازه آقا شیخ حسنعلی، مرید یکی از شماها بود. که آقای بهجت می‏فرمودند: منظورشان آقای بروجردی بود.
منبع: الگوی زعامت

کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

علامه امینی رحمة الله علیه @sireolama
علامه امینی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

داستان علامه امینی و شاعر سنی
نقل شده که #علامه امینی قصد کرده بودند تمام اشعار در مدح مولا را جمع آوری کنند.روزی به او خبر دادند که یکی از اساتید #سنی دانشگاه بغداد شعری در مدح مولا سروده است. لذا عازم بغداد شد وقتی که به آنجا رسید با کاخ زیبا و مجللی برخورد کرد/جلو رفت و در زد. خدمتکار منزل درب را باز کرد و گفت چه میخواهی! علامه فرمود : فلانی منزل هستن؟ خلاصه استاد دانشگاه آمد و تا چشمش به یک شیخ #شیعی افتاد از تعجب چهره اش برافروخته شد و گفت چه میخواهی؟علامه فرمود: برای بحث و مناظره نیامده ام/هر دو به یگانگی خداوند و نبوت پیامبر ص ایمان داریم.آمدم تا شعری را که در مدح علی ع گفته ای بشنوم. استاد دانشگاه از این حرکت علامه خشنود شد و او را به داخل دعوت کرد و پس از مدتی شعر را به علامه ارائه نمود و گفت:من این شعر را پس از ۳ سال بررسی روایت علی مع الحق و الحق مع علی و یدورالحق مع علی حیث دارسروده ام. علامه ناگهان خندید و گفت پس با این حساب ۳سال از عمر خود را تباه کردی.استاد دانشگاه با چهره ای در هم گفت چطور؟علامه فرمود: چون این روایت تنها در حق #علی ع نیامده است بلکه در وصف عمار هم آمده است. میتوانی به کتب خودتان مراجعه کنی آنگاه خواهی دید که در روایت آمده که:عمار مع الحق والحق مع عمار و یدور عمار مع الحق حیث دار./استاد دانشگاه پس از مراجعه و دیدن روایت دو دستی بر سرش زد و گریان شد. در این حال علامه خندید و گفت: نالان مشو که میان این دو روایت تفاوت از زمین تا آسمان است. در روایت عمار میگوید: عمار با حق است و حق با عمار است و این عمار است که به دور حق میگردد(و یدور العمار مع الحق حیث دار) اما در روایت علی ع می فرماید: این حق است که به دور علی می چرخد.(و یدور الحق مع علی حیث دار(در همان حال پس از اندکی که علامه از فضائل #مولا صحبت نمود استاد دانشگاه فریاد زد اشهد ان علیا ولی الله.
کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

👆جواب قشنگ حاج آقا قرائتی حفظه الله تعالی به خبرنگار @sireolama
سیره علما

👆حاج آقا قرائتی و حزب اللهی ها @sireolama
سیره علما

👆عمامه گذاری توسط آیت الله العظمی شبیری زنجانی حفظه الله تعالی @sireolama
سیره علما

دعایی که آیت الله العظمی صافی گلپایگانی حفظه الله تعالی همواره برای
طلاب در روز عمامه گذاری می کنند 
ان شاء الله از #نوکر های خوب 
و مخلص آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشید . @sireolama
سیره علما

آیت الله احسان بخش رحمة الله علیه مدیر مدرسه در سال 1335 @sireolama
آیت الله احسان بخش رحمة الله علیه مدیر مدرسه در سال 1335 @sireolama
سیره علما

آیت الله شهید احسان بخش در جمع دانش آموزانش در سال ۱۳۳۵
دبستان دین و دانش و حاج صادق صادق احسان بخش پایه گذار و مدیر این دبستان در جمع دانش آموزان مدرسه ایستاده است.

حضرت آیة الله احسان بخش خاطره جالبی را از آیة الله بهجت نقل می نمایند: «در سال 1325 شمسی، حضرت آیة الله بهجت دامت برکاته) که از نجف اشرف برای صله ارحام به گیلان آمده و چند ماهی را در فومن اقامت نمودند، روزی به رشت تشریف آورده و وارد مدرسه مهدویه گردید، در حالی که بنده با مرحوم شیخ عنایت نصرالهی شرح جامی را مباحثه می کردیم . ایشان از ما پرسیدند که این کتاب را در نزد چه کسی می خوانید؟ ما گفتیم: در نزد آیت الله شیخ محمد کاظم صادقی!

سری تکان داد و گفت: کسی که شایستگی تدریس خارج و لیاقت مرجعیت را دارد، حال امروز برای شما شرح جامی می گوید قدر این نعمت بزرگ الهی را داشته باشید . کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

استاد شهید مطهری رحمة الله علیه @sireolama
استاد شهید مطهری رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

📌درباره حالت روحی
بصیری قاتل شهید مطهری پس از دستگیری گفته شده او بعد از این که با شخصیت شهید مطهری آشنا شد و یکی از کتاب‌های او (خدمات متقابل ایران و اسلام) را در زندان خواند نسبت به او تغییر عقیده داد.

بشدت در زندان گریه می‌کرد، آرزوی مرگ خود را داشت و نقل شده که از شدت ناراحتی و عصبانیت تمام موهای صورت خود را کنده بود.

بصیری سرانجام در تاریخ 5 بهمن 1358 اعدام شد و داماد استاد مطهری (حاجی‌زاده)‌ شخصاً وی را قصاص کرد. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

سیره علما

تصویر شهید آیت الله سید حسن مدرس(سمت چپ) در کنار سید العراقین در مدرسه صدر اصفهان @sireolama
تصویر شهید آیت الله سید حسن مدرس(سمت چپ) در کنار سید العراقین در مدرسه صدر اصفهان @sireolama
سیره علما

فاطمه بیگم مدرس – دختر آن فقیه شهید – می گوید:
«بسیار اتفاق می افتاد پدرم بدون قبا یا پیراهن در حالی که عباش را به خود پیچیده بود به خانه می آمد. می دانستیم که او برهنه ای را در راه دیده و لباس خویش را بدو بخشیده است. روزی به او اظهار نمودیم: اجازه بدهید ده بیست ذرع کرباس در خانه داشته باشیم که بتوانیم در چنین مواقعی فوری برایتان لباس تهیه کنیم. ایشان پاسخ داد: ممکن است دیگری به کرباسی که ما ذخیره می کنیم نیاز پیدا کند، به همین مقدار که برای پیراهن یا قبا یا شلوار لازم است، تهیه کنید.» کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

علامه طباطبایی رحمة الله علیه @sireolama
علامه طباطبایی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

علامه می فرمودند:«همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه السلام محسوس است.» و در نقلی دیگر، بیان می کردند: «همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.» -
و نیز می فرمودند: «انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می شود، مشاهده می کند که از در و دیوار حرم آن امام(ع) رأفت می بارد.» -
ایشان هر ساله به مشهد مشرف می شد حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشت به مشهد مشرف شد. یکی از بستگان نزدیک ایشان می گفت: «با آغوش باز با آن کهولت سن و کسالت، جمعیت را می شکافت و با علاقه ضریح را می بوسید و توسل می جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می کردیم...» او می گفت: «من به حال این مردم که این طور عاشقانه ضریح را می بوسند، غبطه می خورم....» زمانی نویسنده مشهوری بوسیدن ضریح امامان علیهم السلام و این قبیل احترام نهادن ها را تشنیع می کرد. وقـتی سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوی علیه السلام عرض کردند، ایشان فرمود: «اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح، زمین را می بوسیدم.» -
و روزی در صحن حرم امام رضا علیه السلام شخصی به علامه [که اصلاً اذن نمی داد کسی دست ایشان را ببوسد] عرض کرد: «از راه دور آمده ام و می خواهم دست شما را ببوسم.» علامه فرمود: «زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است!» یک بار علامه می خواستند به روضه رضوی علیه السلام مشرف شوند. به ایشان عرض شد:«آقا! حرم شلوغ است؛ وقت دیگری بروید!» فرمودند:«خوب، من هم یکی از شلوغ ها!» و رفـتند. مردم هم که ایشان را نمی شناختند تا راهی برایشان بگشایند و در نتیجه، هر چه سعی کردند دستشان را به ضریح مبارک برسانند، نشد و مردم ایشان را به عقب هل دادند. -
وقـتی بازگشتند، اطرافیان پرسیدند: «چطور بود؟»فرمودند: «خیلی خوب بود! خیلی لذت بردم!» حجت الاسلام معزّی نقل می کند که یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفـته بودم و در صحن های حرم رضوی علیه السلام گام می زدم و به بارگاه امام علیه السلام می نگریستم اما داخل رواقها و روضه نمی رفـتم. ناگهان دست مهربانی بر روی شانه هایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود: «حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی شوی؟!» نگاه کردم و دیدم علامه طباطبائی است. عرض کردم: خجالت می کشم با این آشفتگی روحی بر امام رضا علیه السلام وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا! آنگاه مرحوم علامه فرمود: «طبیب برای چه مطب باز می کند؟ برای اینکه بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. این جا هم دارالشفـای آل محمد ـ علیهم السلام ـ است.
کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

از بیانات آیت الله العظمی شبیری زنجان

مرحوم آقای آسید ابوالحسن اصفهانی اصلاً به حجّ مشرف نشد.

شنیدم درباره علتش می فرموده: اگر مشرف شوم، باید بتوانم قبور ائمّه بقیع علیهم السلام را احیا کنم و اگر نتوانم این کار را انجام دهم، ضربه بزرگی به تشیع ام.

چون می گویند: مرجع عامّ شیعه آمد و نتوانست کاری بکند.
-
جوانی بنام ابوطالب در حال طواف بر اثر گرمي هوا و احتمالا مسموميت ناشي از غذاي ميان راه، دچار حالت تهوع شد و براي اين كه زمين مسجد آلوده نشود، گوشه جامه احرام خود را مقابل دهان گرفت اما قدري از ماده تهوع از گوشه جامه‌اش بر سنگ‌هاي مسجدالحرام ريخت. شُرطي‌هاي سعودي به گمان آن كه او قصد نجس‌كردن مسجد را دارد، وي را دستگير كردند و همراه چند مصري به عنوان گواه، به شرطي‌خانه بردند و از آن‌جا نزد قاضي فرستادند. مصري‌ها به ناحق گواهي دادند و قاضي به قتل آن حاجي بي‌گناه حكم كرد. وي را روز بعد 14 ذي‌حجه پيش چشم مردم در مروه در خيابان با ضرب شمشير، به جرم آلوده‌كردن خانه خدا كشتند. -

جسد به همراهانش داده شد و آنان پس از غسل دادن و كفن كردن، او را در قبرستان ابوطالب به خاك سپردند. 
نقل شده كه گروهي در 14 ذي‌حجه همان سال در مسجدالحرام گرد آمدند و به شادي پرداخته، قتل ابوطالب را به يكديگر تبريك ‌گفتند. آنان با مشاهده هر حاجي ايراني به او اهانت كرده، وي را تهديد به قتل مي‌نمودند.

پيش از اين رخداد نيز اختلافي درباره روز عرفه و عيد قربان ميان شيعيان و ديدگاه رسمي عربستان پديد آمده بود. به‌ رغم توصيه آيت‌ الله سيد ابوالحسن اصفهاني براي همراهي با نظر رسمي سنيان در عربستان و پرهيز از ايجاد اختلاف در مناسك حج، برخي شيعيان ايراني در نامه‌اي به پادشاه عربستان خواهان انجام مراسم عرفه و منا در ايام مورد نظر خود شده بودند. همين درخواست خشم پادشاه را برانگيخت و گويا در ايجاد يا تهييج اين فتنه و دست كم پيشگيري نكردن از آن، اثر داشته است. 
پس از رسيدن خبر قتل ابوطالب، موجي از خشم و ناراحتي و اعتراض در ميان شيعيان جهان پديد آمد. آيت‌ الله سيد ابوالحسن اصفهاني كه آن هنگام در كربلا مقيم بود، واكنشي تند نشان داد و در نامه‌اي به شاه ايران، سكوت او را ناروا دانست و خواهان واكنشي مناسب شد. اهالي نجف و كربلا اعتراضشان را در همايش‌ها و راهپيمايي‌هايي اعلان كردند. در ايران عزاي عمومي اعلام و در شهرها مجالس ختم برگزار شد. دو خواهر ابوطالب در مدّتي كوتاه بر اثر اندوه آن حادثه جان باختند. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله سید نعمت الله حسینی کهلایی مولف کتاب مردان علم در میدان عمل @sireolama
آیت الله سید نعمت الله حسینی کهلایی مولف کتاب مردان علم در میدان عمل @sireolama
سیره علما

آیت الله سید نعمت‌الله حسینی کهلایی نویسنده کتاب مردان علم در میدان عمل -
در ابتدای انقلاب در سفر تبلیغی به یکی از روستاهای دورافتاده‌ رفتم و مردم این روستا به نماز جماعت رغبت نداشتند. به مردم گفتم بیایید نماز جماعت بخوانید. گفتند: نماز جماعت یعنی چه؟ چطور می‌خوانند، ما بلد نیستیم. من نشستم و آداب نماز جماعت را به خیال خودم بیان کردم، بعد هم یک نفر را مکبّر قرار دادم که هر کاری من انجام می‌دهم تکبیر بگوید و مردم آگاه شوند. نماز مغرب را شروع کردیم. مکبّر چون خوب بلد نبود کار را خراب کرد. بین دو نماز به مکبر گفتم لازم نیست تکبیر بگویی خودم بلند می‌خوانم و قبل از نماز عشاء دوباره، درباره نماز جماعت توضیح دادم. وقتی تکبیرهالاحرام را گفتم، زن و مرد،کوچک و بزرگ، فریادکنان گفتند:الله اکبر. من پیش خود گفتم: خدایا کمک کن، نماز را تمام کنم.

تا آخر نماز هر وقت تکبیر می‌گفتم همه این افراد، باصدای بلند تکبیر می‌گفتند. خلاصه نماز را با یک مکافاتی تمام کردم. وقتی سلام نماز را دادم. برگشتم گفتم: چرا شما این طور تکبیر می‌گویید. من که این گونه توضیح ندادم. گفتند: حاج آقا شما سخت نگیرید ما تا به حال نماز جماعت ندیدیم. در آن ۱۰ روز توقف ما در آن محل، بالاخره توانستم نماز جماعت را به مردم یاد دهم. -

در مدتی که ساکن روستای «امامه» بودم فرصتی دست داد تا به همدان بروم. در همدان با مرحوم آخوند ملاعلی معصومی همدانی ملاقات کردم، ایشان به من اظهار لطف کردند. سؤال کردند کجا هستید؟ عرض کرم ساکن روستای عمامه هستم، آخوند همدانی فرمود:‌ امامه، داستانی شنیدنی دارد. زمان رضاشاه بین اهل امامه و اشجعی‌ها بر سر یک ملک دعوا شده بود و هر کدام که این ملک را تصرف می‌کردند، نمی گذاشتند دیگری از آن استفاده کند. آخر الامر، امامه ای‌ها، شکایت را نزد رضا شاه بردند و گفتند، اشجعی‌ها به ما ظلم می‌کنند، زمین ما را غصب کرده اند. رضاشاه بعد از عصبانی شدن به یکی از وزراء دستور می‌دهد که کار «امامه‌ای‌ها» را تمام کند، چرا این مسئله اینقدر طول کشیده است.

در اثر دستور رضاشاه، مأموران به آخوندها حمله می‌کنند و آخوندها را کتک می‌زنند که در نتیجه روحانیون خدمت آیت‌الله بهبهانی می‌رسند وشکایت می‌کنند. آیت‌الله بهبهانی نزد رضاشاه می‌رود و می‌گوید: چرا این وضعیت را پیش آوردید که مأموران روحانیون را اذیت می‌کنند. رضا شاه گفت: من چنین دستوری ندادم. وزیر مربوطه را فرا می‌خواند و از او سؤال می‌کند.وزیر گفت: خود شما دستور دادید کار «عمامه‌ای‌ها»
را تمام کن. رضاشاه گفت: بدبخت، من روستای امامه لواسان را گفتم نه آخوندها را. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله حاج آقا رحیم ارباب رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله حاج آقا رحیم ارباب رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

احترام به سادات
یکى از خصوصیّات ایشـان این بود که جلوتر از سـادات، مطلقاً راه نمى رفتند؛ حتى اگر کسانى عنوانِ شاگردى داشتند و سیّد بودند، حتماً باید آن سیّد جلو می‌رفت.
آیت الله ارباب آن‌قدر براى سادات ارزش قائل بودند که به دستور ایشان، در مدرسه امام صادق (علیه السلام) (در چهار باغ)، انجمن سادات تشکیل شد و به سادات اعلام کردند که «اگر عمامه نگذاشته اید، لااقل دکمـه سبـزى به لباستان بگذارید، زیرا دیگران موظف‌اند که احترام سادات را داشته باشند.» کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی حفظه الله تعالی @sireolama
آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی حفظه الله تعالی @sireolama
سیره علما

.........................لطفا بخونید
آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی حفظه الله تعالی در سال 1355 (هـ.ق) در سن 10 سالگى به همراه برادر بزرگترشان براى استفاده از اساتيد بزرگ و نام آور حوزه علميه كهنِ نجف ‏اشرف، رنج و مشكلات هجرت از قم به نجف را پذيرا شدند!! به دليل هوش ‏و استعداد فوق العاده و حيرت برانگيزشان دوره چند ساله دروس «سطح» را در مدت يك سال به اتمام رساندند و به امتحان و توصيه آيت الله العظمى خويى در سن 11 سالگى وارد درس خارج فقه و اصول شدند. ورود يك نوجوان 11 ساله به درس خارج فقه و اصول، آن هم همدوش طلاب با سابقه و بزرگسال حوزه علميه كهنِ نجف، براى همگان حيرت آور و شوق آفرين بود.
آيت الله زاده ميلانى نقل مى ‏كند كه : آيت الله العظمى خويى به پدرم آيت الله ‏العظمى ميلانى فرمودند : افتخار مى ‏كنم به حوزه‏ اى كه در آن نوجوان يازده ساله‏ در كنار شاگردان بزرگسال و علماى بزرگ و همراه با آنان «مكاسب» را مى ‏خواند و مطالب مكاسب را بهتر از ديگران مى ‏فهمد و تحليل مى ‏كند.
-
 معظم‏ له به تأييد و مكتوب مهم مراجع و اساتيد بزرگوارشان در سن 14 سالگى به درجه اجتهاد نائل آمدند. -
حضرت آيت الله العظمى بروجردى (ره) دوبار كتاب «فقه  الصادق» را همراه خود به جلسه تدريس‏ شان مى ‏برند و به عنوان سند از آن نقل قول و به آن استناد مى‏ كنند.
حضرت آيت الله العظمى خويى (ره) طى نامه ‏ای مرقوم  فرمودند كه: من كتاب «فقه الصادق» را شخصاً براى آيت الله كاشف الغطاء بردم و گفتم: ببينيد من چه خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده ‏ام و چنين عالم محققى را تربيت كرده‏ ام.
رييس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى ‏ترين مركز علمى اهل  تسنن) نيز طى نامه‏ اى كتاب عظيم «فقه الصادق» را  مى ‏ستايد. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

حاج آقا قرائتی حفظه الله تعالی @sireolama
حاج آقا قرائتی حفظه الله تعالی @sireolama
سیره علما

سوء برداشت خيلى مهم است. براساس سوء برداشت زندگى ‏ها تلخ مى ‏شود. در مسجدالحرام نشسته بودم. دستم روى زانويم بود. يك كسى آمد كنارم صحبت كند من سرگرم حرف زدن با اين بودم. يك بنده‏ ى خدايى آمد دست من را همينطور كه روى زانويم بود بوسيد و رفت. من نفهميدم. چون آخر گاز كه نگرفت. بوس كرد نفهميدم. سرگرم بوديم اين بوسيد و رفت. يكى آمد گفت: حاج‏آقا!(قرائتی) گفتم: بله! گفت: دعا كن خدا تكبرت را بگيرد. گفتم: خدايا تكبر ما را بگير. حالا چه از ما ديدى كه تكبر بود؟ گفت: اين پيرمرد آمد دستت را ببوسد خوب بايد دستت را پيش‏ گيرى. خوب اين سنش از تو بيشتر بود. حيا كن. گفتم: به خدا نفهميدم. حالا انشالله حواسم را جمع مى‏كنم. متشكرم. رفت. ديگر حواسم را جمع كردم كه اگر كسى آمد دستمان را ببوسد بايد پيش گيرم. باز به حرف ادامه داديم. همينطور كه باز حرف‏هايمان را ادمه داديم، باز يك كسى آمد دستمان را ببوسد، دستم را کشیدم . دومرتبه كسى آمد گفت: حاج آقا دعا كن خدا تكبرت را بگيرد. گفتم: خدايا تكبرمان را بگير. حالا شما چه از ما ديدى؟ گفت: يك پيرمرد با عشق آمد دستت را بگيرد ببوسد، چرا دستت را پيش گرفتى؟ گفتم: چه خاكى بر سرم كنم؟ به من بگو: من چه خاكى بر سرم كنم؟ يعنى هر كارى مى‏كنم يك كسى مى‏ گويد: تكبر دارى. گاهى وقت‏ ها آدم‏ هاى رنگين برداشت‏ هاى مختلفى دارند. خوب من چه كنم؟
.
.
آيت الله دستغيب‏ مى ‏گفت: وارد مسجد شدم كسى كه بلندگو دستش بود، مى‏ خواست از ما تجليل كند. گفت: آيت الله دستغيب‏ صاحب گناهان كبيره هم تشريف آوردند. (خنده حضار) ببينيد چطور خراب مى ‏كند؟ بعد ايشان با تن صدايش كه آشنا هستيد. مى ‏گفت: برادر من! عزيز من! من يك كتاب نوشتم گناهان كبيره، يك كتاب هم نوشتم قلب سليم. تو اگر مريض نيستى بگو: آيت الله دستغيب‏ صاحب قلب سليم آمد. در يك مركز دينى، ، يك كسى مى‏ خواست از كسى تعريف كند. گفت: آقا ايشان بسيار آدم خوبى است، و اما اين هم كه مى ‏گويند: پدر بزرگش بهايى بوده من تحقيق كردم دروغ بوده است. گفتند:{مگر}پدر بزرگش بهايى است؟ اصلًا خراب شد. ولو گفت: من تحقيق كردم دروغ بوده است، ولى همه‏ى ذهن‏ ها را خراب كرد. مى‏ گويند: يك ديوانه ‏اى كه سوزن در چاه مى ‏اندازد چهل تا عاقل نمى‏توانند در بياورند، من نمى‏دانم چرا يك چنين مثلى زدند؟ چرا ديوانه؟ گاهى عاقل‏ها يك سوزن در چاه مى‏اندازند چهل تا عاقل ديگر نمى‏توانند در بياورند. من نمى‏دانم چرا ديوانه گفتند؟ ما الآن در مملكت ما آدم ‏هايى هستند عاقل هستند، حتى بعضى‏ هايشان سياسى هستند اما يك مصاحبه مى‏كنند، يك فتنه راه مى‏اندازند. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

حضرت آیت الله جعفر سبحانی می گوید:
در رعایت #ادب ، حضرت آیت الله بروجردى فوق العاده بود . من این را با یک واسطه از حضرت #امام رحمه الله علیه نقل می کنم که فرموده بود : آقای بروجردی به منزل ما تشریف آورده بودند ، خدمت ایشان #پرتقال آوردیم . ایشان پرتقال را خوردند و هسته های آن را در دست خود نگه داشتند و کنار بشقاب نگذاشتند که مبادا کسی ببیند و بدش بیاید. این تعبیر معروف که می گویند در سه چیز احتیاط لازم است : اموال ، نفوس و فروج . ایشان تأدباً می گفت : اموال ، نفوس و غیرها . کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

👆خداحافظ فرمانده @sireolama
سیره علما

آیت الله سید جواد حیدری رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله سید جواد حیدری رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

اهالی #یزد ، نام آیت الله آقا سیّد جواد #حیدری یزدی رحمة الله علیه را زیاد شنیده اند.
آیت الله حیدری ، از بارزترین شاگردان مرحوم شیخ غلامرضا فقیه خراسانی (فقیه یزدی) است. اینکه استاد او که بوده و چه می کرده ، مقال و مقول دیگری می طلبد. آقا شیخ غلامرضا از عجائب دهر بوده و آقا سیّد جواد وارث اوست.

مسجد برخوردار و ظهرهای رمضان ، برای شنیدن موعظه هایش بی تابی می کنند. روز عید فطر وقتی برای نماز از منزل خارج می شود ، صفوف طولانی برای استقبال می آیند و به یمن قدومش قربانی می کنند. هنگام سخنرانی رو به جمعیت می ایستد. مردم با دیدن جمال نورانی اش پیش از آنکه موعظه ای بشنوند به گریه می افتند.
چه دلهای مرده ای که با نفس قدّوسی سیّد جان گرفته اند! این جملات سیّد ، هر دل سنگ نشده ای را مشتاق آسمان می کند:
« به اجداد طاهرینم قسم ؛ برای هر نگاه به نامحرم ، انسان را دو هزار سال نگه می دارند!
دکمه پیراهنی که با دست خودت بستی ، چه بسا با دست غسّال گشوده شود!
"معراج السّعاده" را اگر الاغ بخواند و بفهمد ، موهای سرش می ریزد!
اگر به "معراج السعاده" عمل کنی ، پرواز روح می یابی. کنج خانه می نشینی و با روح ، به زیارت معصومین می روی!
سفره نماز شب اگر گسترانده شود ، طعامش را خدا می نشاند.
دست را اگر به جای "زنگ" بر "دیوار" بگذاری ، دری به رویت گشوده نمی شود. "زنگ" منزلگه حقّ ، "اهل بیت" اند. اهل سنّت ، دست بر دیوار عالم اسلام نهاده اند. لذا در به رویشان بسته است.
از خدا بخواهید فرج سیّد (امام عصر) را برساند. غیبتش طولانی شده!» آقا سیّد جواد ، کمالات و کرامات فراوانی دارد. همه می دانند هر آنچه دارد ، از شدّت انسش با وجود مقدّس حضرت ولیّ عصر ـ من دونه فداه ـ است. آیت الله شاه حسینی ـ که از علمای مشهدند ـ درباره ایشان فرموده اند: «آقا سیّد جواد ، امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ را در گوشه دل نهفته دارد. اگر قبول فرماید ، یکی از مریدان اویم.»
کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی اراکی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله العظمی اراکی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

عاقبت اشتغال به دنیا
روزى رفته بودم خدمت حضرت آیت الله العظمى اراکى ( قدس سره ) و عده‏اى از علماء و بزرگان هم بودند.ایشان شروع کردند این چند بیت شعر را خواندند:
یا مَن بدنیا إشتغل قد غَرّه طول الأمل
الموت یأتى بغتتاً القبر صندوق العمل
اى کسى که دنیا تو را مشغول کرده و همه را فراموش کردی، قیامت و حساب و کتاب را؛ آرزوى طولانى شما را مغرور نموده است،اما ناگهان مرگ به سراغ شما خواهد آمد. قبر شما صندوق عمل است؛ درِ صندوق عمل بسته است، وقتى که باز شد،معلوم مى‏شود چه چیز توى صندوق بوده است؟! یک بچه در رحم مادر اگر کور یا شَل باشد یا عیب دیگری داشته باشد، احساس ناراحتى نمى‏کند،اصلا ناراحت نیست. اما وقتى به دنیا مى‏آید، مى‏فهمد که چشم او نابینا است، لذا شدیداً ناراحت مى‏شود؛ آن کسانى که دنیا شدیداً آنها را غافل کرده و آخرت را فراموش کرده‏اند، الآن معلوم نمى‏کند که چه کار کرده، بعد از مردن و در پاى حساب و کتاب، معلوم مى‏شود براى آخرت چه کرده اند؟! کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

امام خمینی رحمة الله علیه @sireolama
امام خمینی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

قسمتی ازمصاحبه #روزنامه_رسالت با جانباز هفتاددرصد نخاعی حجه الاسلام#کاشف_حسینی

سال ۱۳۵۹ آسايشگاه ما در تهران نزديک منزل#امام_خميني در #جماران بود؛ روزها ساعت نه صبح با آمبولانس مرا به جماران مي بردند و 
در منزل امام مي گذاشتند از ميان حياط ديدن امام که در بالای تراس براي سخنراني حضور پيدا مي کردند بهترين لحظات عمرم بود ساعت ها کنار ايشان مي نشستم وامام
خميني هرروز گرمتر از روز قبل پذيراي من بودند يک روز وقتي امام متوجه شدند که من طلبه بودم با تحسين فرمودند در چه سطحي درس خوانديد وقتي جواب دادم دوباره پرسيدند پس چرا عمامه بر سر نگذاشتي گفتم روي ویلچر سخت است لباس وعمامه ام را جمع و جور کنم ايشان با مهرباني فرمودند شما جانباز انقلاب هستي بايد معمم باشي آن وقت #عمامه خودشان را آوردند و با دست مبارک بر سرم پيچاندند. - کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله سید مهدی رودباری رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله سید مهدی رودباری رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

آیت الله سیدمهدی رودباری رحمة الله علیه

فرزند حجت الاسلام و المسلمین سیدموسی در تاریخ ۱ رمضان المبارک ۱۳۰۷ هجری قمری (مطابق ۱۲۸۱ ش) در روستای دوگاهه رودبار چشم به جهان گشود.

تحصیلات مقدماتی در رشت، قزوین و تهران در سال ۱۲۹۹ ش برای ادامه تحصیل علوم دینی به نجف اشرف مشرف شد و در درس خارج آیات عظام ـ آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، میرزای نائینی و سایر اساتید حوزه نجف اشرف و با اخذ اجازه اجتهاد در سال ۱۳۰۸ شمسی خورشیدی به شهر رشت عزیمت نمودند.

دوره رضاخان ،مدارس علوم دینی تعطیل شد. پس از شهریور ۱۳۲۰  با اجازه ازمرجع تقلید وقت آیت ا…العظمی سیدابوالحسن اصفهانی در جنب مسجد کاسه فروشان مدرسه علوم دینی مهدویه جهت تحصیل طلاب احداث نمودند 
ایشان مسجد جامع رشت را که در زمان رضاخان به بانک ملی به مبلغ ۱۶ هزار تومان فروخته شده بود با تلاش و پیگیری آیت ا… سیدمهدی رودباری و چندین مرحله مراجعت به تهران و با همت و همکاری مردم خیّر رشت از تصرف بانک پس گرفته شده و مسجد جامع را بنا نمودند.
-
ایشان مسجد حاج مجتهد را که به مرور زمان مستهلک گردیده بود و در زمان رضاخان که اداره اوقاف آن را متصرف شده بود و با مراجعه زیاد به تهران و کوشش و تلاش و همت مردم از تصرف اداره اوقاف گرفته شد و با همکاری مردم مسجد بنا گردید و برای اینکه از مسجد مزبور عایداتی داشته باشد، جنب مسجد زمینی که خارج از مسجد بود با همت دونفر از بازرگانان خوش نام رشت به نام آقایان های حاج سیدعلی سیدین و حاج حسین باحور، تیمچه ای بنا نمودند و به مدت ده سال از هزینه ای که برای تیمچه نموده بودند از اجاره تیمچه ها هزینه خود را دریافت نمودند و سپس عایدات حجرات را وقف مسجد و وقف نامه هم در محضر آقا سیداحمد فاطمی تنظیم گردید که حالیه تیمچه مزبور وقف می باشد و عایدات آن هم صرف هزینه مسجد می گردد و در همان موقع که مسجد را می ساختند، می گفتند امامت جماعت مسجد را به یکی از مجتهدین شهر به نام آیت ا… شیخ کاظم صادقی فومنی واگذار نمایند که همین کار نیز انجام پذیرفت.
-
مزار ایشان در مسجد کاسه فروشان بازار رشت قرار گرفته است.

بیش از ۶۰ سال از رحلت ایشان می گذرد و مراسم سالگرد ایشان همه ساله  ۲۸ صفر در مسجد کاسه فروشان رشت با حضور علما، اساتید حوزه و بزرگان برگزار می گردد. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمة الله علیه @sireolama
آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمة الله علیه @sireolama
سیره علما

آیت الله مرعشی نجفی(ره) بیمه با تربت #کربلا

وقتی که این کتابخانه بنا می‌شد به معمار گفتند: وقتی که پی را کندید و خواستید بتن بریزید، مرا خبر کنید. پدرم تشریف آوردند و چهار گوشه این زمین را تربت #سید‌_الشهدا‌(علیه السلام) ریختند. یکی از آقایان از حکمت این کار سوال کرد. فرمودند: من با این کار افرادی که به این کتابخانه می‌آیند را بیمه می‌کنم، تا از طریق خواندن #کتاب‌های این کتابخانه انحرافی حاصل نکنند. در چهار مدرسه‌ای که برای #طلاب ساختند نیز همین کار را انجام می‌دادند و می‌گفتند؛ طلبه‌هایی که در این مدارس درس می‌خوانند، بیمه می‌کنم تا از مسیر #ائمه‌اطهار‌(علیهم السلام) راهشان را جدا نکنند. کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

آیدی مدیریت منتظر نظرات شما هستیم @salehps
سیره علما

👆بخشی از وصیت نامه آیت الله العظمی بهجت رحمة الله علیه کانال سیره علما @sireolama
سیره علما

مدافعان حرم...    @sireolama
مدافعان حرم... @sireolama