راهبرد 
عنوان گروه یا کانال:

راهبرد


توضیحات:
شناسه: [email protected]
تعداد اعضا: 1000
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب مزایای بی ترمز بودن!

🌕کسانی می گویند یکی از دلایل انقلاب 79 ایران این بود که سرعت تغییرات بسیار بالاتر از ظرفیت جامعه رفت، جامعه ای که باید اهسته و پیوسته پیش می رفت، به یکباره با پترودلار و میل شدید شاه بیمار به پیشرفت چنان ملتهب شد که نظام سیاسی آن واژگون شد. بسیاری بر این باورند که اساسا زیاد بی ترمز تغییر دادن اوضاع اجتماعی (مهندسی اجتماعی سریع) می تواند ثبات سیاسی را به خطر بیندازد.

🌕اقمار شوروی سابق هم در این باره نمونه های جالبی به شمار می آیند. بعد از فروپاشی بلوک شرق و در راستای گذار از سوسیالیسم به اقتصاد بازار برخی از کشورها رویکرد تدریجی را پی گرفتند (اصلاحات اقتصادی) و برخی دیگر هم به اصطلاح درگیر جراحی اقتصادی شدند و خواستند یکباره به حالت مطلوب برسند (انقلاب اقتصادی). اکنون فرصت مناسبی برای بررسی آنها پیش آمده است.

🌕بعد از گذشت 25 سال با بررسی شاخص هایی نظیر سرانه تولید ناخالص، توسعه انسانی، دموکراسی و حکومت قانون می توان دید که "برخلاف" تصور رایج اینجا بی ترمزها و جراح ها در وضعیت بهتری قرار دارند! حرف اهالی اصلاحات این بود که باید نهادها و بستر اجتماعی و قانونی لازم برای کارکرد درست اقتصاد ایجاد شود. کمتر کسی با این حرف درست مخالف است، ولی در عمل شاهد بودیم که این اصلاحات و زمینه سازی نهادی بیشتر به شکل گیری کارتل ها و نهادهای ناکارآمد انجامید. اهالی سیاست را بیشتر و بیشتر بهره مند از رانت کرد و نتایج خوب را به اندازه مورد انتظار محقق نکرد. از قرار سیاستمداران هوادار جراحی اقتصادی بیشتر به نهادسازی هم توجه نشان داده اند!

🌕حرف و حدیث در مورد مقایسه های تطبیقی کم نیست، ولی به نظرم این نکته قابل تاملی است. اقتصاد به ما می آموزد رفتار انسان ها بر اساس مشوق هاست. تا وقتی سازوکار تخصیص منابع و مشوق ها در اجتماع تغییر نکند، نمی توان انتظار تحولی جدی در آن داشت. توصیف و تجویز برای اوضاع ایران ساده نیست ، ولی می شود ادعا کرد شاخص تحول واقعی یک جامعه در واقع میزان تغییر در ساختار کلی توزیع منابع آنست. شاید گاهی حق با بی ترمزها و رادیکال ها باشد، والله اعلم.


https://goo.gl/GQnhKF

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

حمایت از تولید ملی خطرناک است؟

گفته اند کشورها یا باید با یکدیگر بجنگند یا تجارت کنند؛ از این روست که یکی از خطرناک ترین سیاست های اقتصادی همان خودکفایی (اتارکی) است، خودکفایی و حمایت افراطی از تولید ملی به معنی قطع وابستگی با دیگر کشورهاست و کشوری که تک افتاده و جدا از بقیه باشد احتمال بیشتری دارد سیاست خصمانه و تندی بر علیه دیگران اتخاذ کند یا از آن طرف هم از سوی آنها تهدید شود. اساسا "تک خوری" چه در میان انسان ها و چه در سطح ملی عاقبت ندارد.

اجازه دهید یک مثال تاریخی را در تایید قضیه مرور کنیم. ژاپن از قرن 19 بعد از شکست نخست از ناوگان دریایی امریکا اصلاحات جدی و زیربنایی را شروع کرد (اصلاحات میجی) و توانست حتی بعدها به یکی از قدرت های استعماری نیمه نخست قرن 20 بدل شود. بعد از جنگ جهانی اول با توجه به مطالبات اجتماعی ژاپنی ها یک روند اصلاحات دموکراتیک پدید آمد (دموکراسی تایشو از 1918 تا 1931) که حق رای و تشکیل احزاب سیاسی را دربر می گرفت، ولی ادامه پیدا نکرد.

یکی از دلایل اصلی پا نگرفتن این دموکراسی کوتاه مدت را مربوط به کسادی بزرگ سال 1930 آمریکا دانسته اند، با بحران اقتصادی دهه سی یک موج حمایت گرایی از اقتصادهای ملی در جهان پا گرفت و این برای ژاپنی ها که اقتصادشان وابستگی زیادی به تجارت با دیگر کشورها داشت یک مصیبت بزرگ بود، بالا گرفتن احساسات ضد ژاپنی در میان همسایگان هم کمک کرد که ژاپنی ها سیاست های خصمانه و توسعه طلبی خود را با شدت بیشتری پیش ببرند که البته بهایش را با آن شکست فاجعه بار در جنگ جهانی دوم و اشغال کشورشان پرداختند.

حرف و حدیث بسیار است و تاریخ را نمی توان از آخر خواند، ولی اگر در آن دوران تجربه دموکراسی ژاپنی که دیگر دوران استعمارگری در جهان هم روبه پایان بود، ژاپنی ها بیشتر در اقتصاد جهانی جذب شده بودند و آن روند "حمایت از تولید ملی" کشورها را از هم دور نمی کرد، شاید آن یاغیگری های جنون آمیز هم از آنها سر نمی زد. روی حرف باستیا باید تاملی دو چندان کرد: اگر از مرزها کالاها رد نشوند، سربازان این کار را خواهند کرد.

https://goo.gl/sn1XHg

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

به مردان تجارت اعتماد کنید!

کسانی فکر می کنند با آمدن ترامپ قرار است دنیا زیر و زبر شود و این مرد "زنباره" و "نژاد پرست" و "بی پرنسیپ" همه چیز را به هم بریزد. پیشتر هم گفته ام که شاید سرآمدان تجارت و کسب و کارهای خصوصی برای راهبری در سطح کلان مناسب نباشند، زیرا نگاه درستی به مفاهیم پایه نظیر مزیت نسبی و مانند آن ندارد. اما این همه قضیه نیست.

در جایی مثل ایالات متحده که از سیستم ریاستی پیروی می کند، البته رئیس جمهور از توان اجرایی بالایی برخوردار است، ولی سازوکارهای نظارت و موازنه زیادی (مانند نظارت های کنگره و حق تجدید نظر قضایی دیوان عالی) پیش بینی شده است و هیچ رئیس جمهوری نمی تواند تغییر بنیادین در روابط سیاسی به وجود آورد. در کشوری با سیستم فدرال و تنوع نژادی و مذهبی و جغرافیایی فراوان، با ترس تاریخی از "دولت" و نهادهای مدنی ریشه دار پیش بینی به وجود آمدن آلمان دوران رایش شوخی است.

گذشته از این از جنبه روانشناسی سیاسی هم به موضوع نگاه کنیم، ترامپ در تحلیل نهایی اهل مذاکره و بده بستان و تحلیل هزینه فایده است، ولی به قول خودش با نزاکت سیاسی (پلیتیکال کرکتنس) میانه ای ندارد و شاید همین باعث جلب توده های مردم (چه عنوان نفرت انگیزی!) به او شده است، او تجربه سیاسی ندارد، ولی چندان غریب نیست که در صحنه عمل منطقی تر عمل کند. مگر سیاست ورزی چیزی جز مذاکره و چانه زنی با گروه های ذینفع متعدد و رسیدن به یک راهکار میانه است؟ این کاری است که او سالهاست انجام داده است.

برای کسانی در این حوالی که فکر می کنند ایران مرکز دنیاست، مسئله برجام اهمیت پیدا کرده است، نگران آن هم نباشید، مردی اهل بخیه که از قضا ارتباطش با همسایه شمالی ما هم بد نیست، آنقدرها که می گویند ایرانی ها را اذیت نخواهد کرد. مطمئن نیستم، ولی به نظرم ضرر ترامپیسم بیش از ایران برای خود یانکی هاست. پیش بینی البته کار متخصصان فال قهوه است و باید منتظر ماند و دید چه می شود، ولی خیلی به اهالی بیزنس بدبین نباشید! 😊

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

"حمایت از تولید ملی" از کجا آب می خورد؟

کسانی به درستی می گویند تولیدکننده اگر تولیدکننده باشد جنس خوب و ارزان تولید می کند و نیازی هم به حمایت های دولت ندارد، از آن طرف برخی از تولیدکننده ها هم می گویند همینکه دولتی ها ما را به حال خودمان بگذارند و زیاد در کار ما موش ندوانند و کار را خرابتر نکنند، کافی است، حمایت پیشکش!

اساسا "حمایت از تولید ملی" معنایی جز ضرر اقتصادی مصرف کننده ندارد، او باید جنسی را گرانتر بخرد تا در عوض هموطنش مشغول به کار باشد. این قبیل نوع دوستی ها البته ستودنی است، ولی این یک طرف قضیه است و نیت خیر همیشه کارساز نیست. از آن طرف تولیدکننده عاقل ترجیح می دهد به جای آنکه خودش را درگیر رقابت و بهبود بهره وری کند، به هر طریق ممکن انحصارش را حفظ کند و با رایزنی با اهالی دولت بخواهد که بیشتر از تولید ملی حمایت کنند! در این حوالی که ما زندگی می کنیم درخواست های "حمایت از تولید ملی" بیشتر به این معناست که به ما هم سهمی از عایدات نفت بدهید.

عده ای می گویند درست است که مداخله و حمایت های دولتی به عنوان یک سیاست همیشگی مناسب نیست، ولی در "کوتاه مدت" و تا رسیدن کشور به حدی از رقابت پذیری و قدرت اقتصادی گریزی از آن نیست. این حرف نادرستی نیست و شاید برخی شواهد تاریخی (برای مثال ژاپن، آلمان و کره) هم آن را تایید کند، ولی مدعیان باید نشان دهند منظورشان از "کوتاه مدت" چقدر است و این پرسشی است که پاسخ به آن ساده نیست.

در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد مرور تاریخی کوتاهی بر شکل گیری این ایده "حمایت از تولید ملی" داشته ام؛ سرچشمه این حمایت گرایی و مفاهیم وابسته نظیر سیاست صنعتی و نئوکورپوراتیسم را کجا باید پی گرفت؟ اهالی اقتصاد سیاسی به مرکانتیلیسم اشاره می کنند و اینجا تلاش کرده ام توضیحی مختصر از آن را بیاورم.

لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/CKrTJ5

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب محفل یک درصدی ها!

یکی از مصائب بزرگ دنیا اینست که کسانی مدام می خواهند یادآوری کنند چقدر فاصله میان "مردم" زیاد شده است و نابرابری رو به افزایش است. به ویژه خیلی ها به یک درصد از پردرآمدترین ها اشاره می کنند که خون بقیه دنیا را در شیشه کرده اند. اهل فن می دانند که انسان ها همواره اوضاع خود را "نسبی" و "در پیوند با دیگری" می فهمند و این همه تلاش برای برجسته کردن نابرابری ها و فاصله ها بعید است آنها را شادتر کند. گذشته از این؛ در جاهایی مثل مملکت ایرانی اسلامی ما کار سخت تر هم هست، زیرا به قول محمد قائد اگر به یک نفر از سر لطف دو قاشق عسل هم بدهی، پیش خودش فکر می کند ببین خودش چند پیاله برده که اینقدر به من رسیده است!

اجازه دهید قضیه را دقیقتر ببینیم و آمار را بررسی کنیم. گفته اند در امریکا نیمی از مردم دستکم برای یک سال در میان 10 درصد پردرآمد قرار داشته اند! همچنین 11 درصد از آنها حداقل یک سال جز 1 درصد بالای درآمدی بوده اند! دلیل آن هم روشن است آن یک درصد پردرآمد که مورد نفرت خیلی هاست، محفل و باندی با اعضای ثابت نیست و از قضا ترکیب آن سریع تغییر می کند! 99 درصد کسانی که به گروه یک درصدی ها راه پیدا می کنند حضورشان در آنجا بیش از یک دهه طول نمی کشد.

یک نمونه جالب دیگر فهرست 400 نفر ثروتمند اول ایالات متحده است، از سال 1982 تا 2014 هفتاد و یک درصد از افراد عضو جای خود را به دیگران داده اند و حتی وارثان و خانواده آنها هم دیگر در آن فهرست رشک برانگیز جایی ندارند. در ایران آمار مشابه در دسترس نیست، ولی بعید است آش به این شوری که برخی می گویند باشد.

نابرابری البته مسئله مهمی است، ولی به شدت مستعد سوءاستفاده های سیاسی است، ایرانی جماعت هم اگر سرش توی حساب باشد باید بفهمد در شرایط فعلی مملکت موضوعات مهمی مثل رشد و توسعه اقتصادی، فساد، بحران آب و اوضاع محیط زیست هم هست که فکرش خواب را از چشم آدم می گیرد و دیگر نوبت به بحران های جدی! مانند "افزایش تعداد پورشه سوارها" نمی رسد.

https://goo.gl/aR1et1

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

شخصیت آقای رئیس جمهور

در این چند روز حس "خود امریکایی پنداری" مردم همیشه در صحنه فوران کرده است و پرزیدنت جدید یانکی ها را قیاس از برخی رجال مملکت ما می گیرند. روشن نیست کشوری که نامزدهایش بیش از یک سال زیر ذره بین هستند، چند میلیاردی هزینه می کنند، فرایند نامزدی حزبی سفت و سخت دارند و بسیاری از نهاد مردمی و رسانه ها تمام زوایای زندگی و پیشینه و حرف های نامزدها را بی رحمانه نقد می کنند، چه ربطی به اوضاع ما دارد. بامزه تر از همه اتهامات ضد زن بودن و نژادپرستی آن یانکی منتخب است که برخی دوستان مقیم مام میهن در نقدهایشان اشاره می کنند و البته باعث انبساط خاطر و لبخند نگارنده است.

باری، در این یادداشت دنیای اقتصاد سعی کرده ام به شخصیت مستر پرزیدنت بپردازم، کسانی می گویند در سیاست افراد و منش آنها شاید در مقایسه با مناسبات کلان قدرت خیلی اهمیتی نداشته باشند. اما در روانشناسی سیاسی از قضا بحث ارتباط شخصیت و رفتار سیاسی بسیار مورد توجه است و روسای جمهور امریکایی هم سوژه بسیاری از پژوهش ها بوده اند. بر اساس یکی از الگوی مشهور حدس هایی درباره رفتار آینده "رونالد شیردل" زده ام. او در سیاست خارجی احتمال زیادی دارد شبیه جانسون و ترومن عمل کند.

در اینجا استدلال کرده ام چیزی که به ما ایرانی ها ارتباط دارد تیم مشاوران سیاست خارجی اوست، اسامی که مطرح می شوند (بولتون، گینگریچ، هاس و کُرکر) نشان می دهند که اوضاع با زمان باراک اوباما و جان کری احتمالا کمی! متفاوت خواهد بود. زیاد نگران برجام نباشید، بعید است اگر از طرف ایرانی اتفاقی نیفتد، یانکی ها هم آن را پاره کنند. پرزیدنت جدید البته به تندی شعارهایش نیست، ولی به نظر می رسد به قرتی بازی هایی مثل صلح و حقوق بشر و ... کمتر از دولت فعلی اهمیت بدهد و کمتر اهل مماشات است. هرچه باشد برای بازسازی اقتدار قدرتمندترین کشور جهان باید دستی بجنباند.

پیشگویی را باید به متخصصان فال قهوه وا نهاد، ولی با توجه به پیش بینی پایین ماندن قیمت نفت در یکی دو سال آینده بعید است ایرانی ها سیاست تهاجمی خود را زیاد ادامه بدهند و کسانی بر این عقیده اند که اکنون هم به سقف قدرت منطقه ای رسیده اند. باید نشست و دید بزرگان درون پرده چه تدبیر می کنند.

لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/d4HPMZ


کانال راهبرد
@RahBordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

ما نمی دانیم هیچ از غم خر!

گفته اند که در اجرای برنامه اصل 4 ترومن قرار شد که برای اصلاح نژاد الاغ های ایرانی از الاغ های قبرسی استفاده کنند تا بهره وری کشاورزی در ایران بالا برود. اهل فن تعداد آنها را صد و چند فروند! ذکر کرده اند (واحد مبادله اقتصادی این زبان بسته در صادرات و واردات "تُن" است). همان موقع ذهن خلاق ایرانی به کار افتاد که امپریالیسم نمی گذارد ما پیشرفت کنیم و به جای تجهیزات پیشرفته کشاورزی الاغ تحویل ما می دهد.

از جمله بنده خدایی در کیهان پس از کشف این توطئه خرانه! در کیهان آن زمان نوشت: من تا به حال نشنيده بودم كسي در ايران از بي‌خري ناليده باشد و مشكل ما در ايران كمبود الاغ نيست مشكل خريت نداريم؛ خر بندري ما قرنهاست در دنيا شهرت دارد" و "سالهاست به ما وعده‌هاي درخشان دادند و آخر سر براي ما الاغ هديه مي‌فرستند" و "ما دو ميليون دلار اعتبار نداشتيم ولي خر را از زير پاي روستاييان قبرس مي‌كشند و براي ما ارسال مي‌دارند". این نویسنده حرفش این بود که تا وقتی اینقدر در تولید الاغ جات خودکفا هستیم، چه ضرورتی برای واردات هست؟

باری، بعدها داریوش همایون با اشاره کلی به فرهنگ خاص ایرانی جماعت به این قضیه هم اشاره کرد: "هنگامی که در دهه‌های نخستین پس از جنگ کارشناسان بیگانه، اصلاح نژاد خر را در روستاهای ایران توصیه کردند و خر‌های قبرسی را به ایران آوردند در همه جا به ریشخند گرفته شدند. اما روشن بود که درآن مرحله، و هنوز هم، روستا‌های ایران به یک چهار‌پای نیرومند‌تر و باربر‌تر بیشتر نیاز داشتند. یک نسل بعد که تراکتور‌ها به روستاها سرازیر شدند در بیشتر جا‌ها نبودن مکانیک و لوازم یدکی و گاه سوخت به دشواری‌های پر‌هزینه و یاس‌آور انجامید. روستا‌ها نه از تراکتور سود چندان گرفتند، نه حتی به نژاد بهتر ستوران دسترسی یافتند".

خلاصه حرف این است که اگر مملکت اریایی-اسلامی ما مثل خارجه نشده، شاید قرار نبوده بشود و هر کاری زمان خودش را دارد. کاری که نخبگان در این حوالی می توانند انجام دهند اینست که آدم ها را از آسمان هپروت به روی زمین بیاورند و اینقدر این حس دیگران حق شما را خورده اند را برای مردم جار نزنند. اهالی ایران همینطور نزده می رقصند و نیاز به تزریق "شش و هشت" بیشتر نیست. برای فرهنگی که کارگریزی در آن نوعی هنر و نشانه تیزی فرد است، اگر خروار خروار شواهد استثمار! سرمایه داری را از چین و آفریقا بیاوری و مثلا نئولیبرالیسم! جهانی را به شلاق خوردن کارگران ایرانی ربط دهی، بعید است اوضاع را بهتر کند. شاید بهتر است گاهی به جای خواندن آخرین نوشته های دنیای متمدن به عقب برگردیم و حرف های قدیمی تری که به کار "اینجا و اکنون" می آید را دستچین کنیم، والله اعلم.

goo.gl/3LG5Rf

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

شاهی که بازار را دوست نداشت!

نقل کرده اند که شاه ایران بارها ادعا کرده بود که سوسیالیست واقعی اوست، او هم مانند دیگر اقتدارگرایان جهان از نظام بازار می هراسید. نمی توانست پیشرفتی را تصور کند که در آن دولت نقش حاشیه ای داشته باشد، سرمایه گذاری دولتی را علاج کار می دانست و وقتی هم پول نفت کافی به دستش آمد، سنگ تمام گذاشت و دست به چنان ولخرجی جنون آمیزی زد که شیرازه کار از هم گسیخت. جنگ دن کیشوت وارش با تورم و تهدید استفاده از ارتش را هم که پیشتر نوشته ام.

پادشاه به قول خودش انقلابی! اصلاحات ارضی را نمونه از این دستاوردها سوسیالیستی اش می دانست که زمین ها را از ملاکان بگیرد و میان رعایا تقسیم کند. همان زمان ابوالحسن ابتهاج در نقد برنامه او و از منظر دفاع از مالکیت خصوصی گفته بود در یک نظام سرمایه داری آزاد منطقی نیست یک نفر بتواند هر چند کارخانه دلش می خواهد داشته باشد، اما نتواند بیش از مقدار معینی زمین در اختیار داشته باشد.

او می دانست که این سیستم کنونی ارباب رعیتی ایراد کم ندارد، ولی حواسش بود که تملک اجباری و نقض اصل مالکیت مصیبت اعظم است. از قرار پیشنهادش این بود که مالیات زمین زراعی نه بر اساس میزان محصول موجود، بلکه بر اساس حداکثر محصول ممکن تعیین شود. فارغ از اجرایی بودن، می شود حدس زد منطق پیشنهاد این بود که کار روی زمین های با بهره وری پایین غیراقتصادی شود تا مالکان انگیزه واگذار کردن زمین ها به اهلش را داشته باشند.

نوشته اند که کار به ملاکان محدود نماند، نخستین شبکه تلویزیونی کشور، نخستین دانشگاه خصوصی کشور و بزرگترین معدن مس همه از صاحبانشان "خریداری" شدند! بسیارانی گفته اند شاه خودکامه از نظر سیاسی واقع بین بود و اصلاحات ارضی اش از این منظر چندان غیرموجه جلوه نمی کرد، می خواست بعد از بلوای مصدق السلطنه برای خودش محبوبیتی بخرد که البته تا اندازه ای چنین هم شد. قضاوت در این باره ساده نیست، ولی شاید با مرور برخی تجربه های مشابه هم بشود نتیجه گرفت "با مالکیت هر که در افتاد ور افتاد"، والله اعلم.

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب شکست بازار

آن بزرگوار روزی فرمودند که در هر حزبی کسی هست که چنان از اصول حزبی دفاع می کند که حال بقیه را به هم می زند. در میان اهالی اقتصاد هم قضیه متفاوت نیست. از جمله بحث های داغ میان آنها که گاهی حال همه را به هم می زند همین قضیه "شکست بازار" است.

"شکست بازار" به زبان ساده رایج مملکت به مواردی اطلاق می شود که فرایند بازار (مبادله آزادانه میان تولید کننده و مصرف کننده بر پایه سازوکار قیمت) کارایی لازم برای تامین و توزیع کالا و خدمات را نداشته باشد و اینجاست که بسیاری توصیه به مداخله دولت ها می کنند. امنیت ملی و تامین زیرساخت ها را به عنوان نمونه چنین شکست هایی ذکر کرده اند.

اما شکست در معنای کلی به چه معناست؟ پاسخ دشوار نیست، شکست یعنی کاری به اهداف تعیین شده اش نرسد. اگر شرکتی انتفاعی به هدفش (سودآوری به میزان مورد انتظار) نرسد شکست خورده است یا اگر دولتی ماموریت اصلی خودش (تامین امنیت) را برآورده نکند دولتی شکست خورده است.

اما در مورد "شکست بازار" قضاوت ساده نیست. بازار یک نهاد منسجم نیست و یک هدف مشخص و مورد توافق همه برای آن وجود ندارد، قیمت می تواند به نظر مصرف کننده بالا باشد یا تولید کننده آن را پایین تلقی کند. به نظر می رسد مفهوم "شکست بازار" را باید با احتیاط به کار برد. اجازه دهید سه نکته کلی را طرح کنیم:

نخست آنکه می توان گفت کسب و کارها در رسیدن به فلان هدف (تامین خدمات درمانی برای مردم) شکست خورده اند، ولی شکست بازار امری متفاوت است. نمی توان گفت بازار به طور کلی شکست خورده است، مگر آنکه تمام مدل های کسب وکار ممکن را از پیش بشناسیم که شدنی نیست. اساسا ویژگی کارآفرین ها اینست که مدل هایی را اجرایی می کنند که کسی تا قبل از آن تصورش را نمی کرد.

دوم، ارزش مقوله ای ذهنی است و چیزی نیست که همه روی آن توافق داشته باشند. نمی توان بر اساس اصلی کلی ادعا کرد که چه مقدار از فلان کالا و خدمات کافی است به طوریکه همه بپذیرند. باید از چیزی بگذری تا به چیزی دیگر برسی و این انتخاب کار ساده ای نیست و افراد و گروه های مختلف بر اساس اولویت های خاص خود چنین می کنند.

سوم، فرایند بازار انعطاف زیادی دارد بر اساس شرایط و با سازوکار قیمت خودش را با واقعیت های جدید تنظیم می کنند، در مورد مداخله های دولت با آن ساختار سلسله مراتبی و اولویت های سیاسی گروه های ذینفع این خودتنظیمی بسیار دشوار است. این ادعا که در بلندمدت بازار "شکست" خورده است، پویایی آن را نادیده می گیرد.

goo.gl/PDI6cz

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب یک رمال اعظم

چند سال پیش وکیلی فرزانه که سن وسالی داشت در گفتگویی خصوصی می گفت در جوانی پامنبری شریعتی بودم و خطابه های "دکتر" را به جان نیوش می کردم، بعد از چند سال گفتم حرف های آن روزها را بخوانم ببینم چه گفته است، در حین خواندن بارها از خودم می پرسیدم واقعا آن زمان چنین یاوه هایی را گوش می کردم؟

یادم هست "دکتر" گاندی آتش پرست وگورویچ یهودی را مسلمان تر از برخی اصحاب دین می دانست و به شکلی غریب در کار آسمون ریسمون بافتن و مریدپروری بود. چند اسم مانند اگزیستانسیالیسم و مارکسیسم هم ردیف می کرد که به مخاطبانش بگوید چقدر خوب دنیا را می شناسد و پول ها را در فرانسه هدر نداده است. به قول مطهری فقید برای امام حسین روضه خوانی مارکسیستی می کرد و ابوذر غفاری را نخستین سوسیالیست تاریخ می نامید. در مورد فروید هم که معتقد بود همه دستاوردهای معنوی و روحی بشر را به باد داده است و بساط بی ناموسی را پهن کرده است.

اهل قافیه و ردیف بود و برای پامنبری ها از "زر و زور و تزویر" و "ملک و مالک و ملا" می گفت، گاهی سراغ "ناکثین و مارقین و قاسطین" می رفت، "استثمار و استبداد و استعمار" و تشیع "صفوی و علوی" هم از دهانش نمی افتاد. معرکه گیر قابلی بود و می خواست چیزی که بعید بود خودش بداند چیست را نجات دهد و به "خویشتن خویش" برگردد! شاید مشکلش این بود که یکباره از مزینان به فرانسه آشوب زده رفت، شاید اگر به انگلستان رفته بود، ملایم تر از این می شد.

او هم مثل به اصطلاح روشنفکران دیگر آن دوره نظیر بازرگان و آل احمد و نراقی و شایگان فقط می دانست که چیزی کم است، ولی حتی توان طرح درست پرسش را هم نداشت، مشکلش این بود که چرا دیگران به حد کافی ما را دوست ندارند و با "کین توزی" شرقی سعی می کرد از "آنچه خود داشت" دفاعی جانانه و پرشور کند. روضه خوانی مکلا بود، چیزی می خواند و به جای فکر در خلوت، فکرهای نپخته اش را پشت تریبون با مخاطب جوان و نوجوانش در میان می گذاشت.

پرویز ثابتی در خاطراتش روایت جالبی می دهد، از قرار آن مرحوم نه دکتر بود و نه شهید، مدتی حرف های بوداری زد و ساواک احوالش را پرسیده بود، در زندان بود و البته با اجازه سازمان امنیت مخوف شاه در نقد مارکسیسم در کیهان مقالاتی سفارشی نوشت. شاید بشود هر اندیشه ای را با توجه به "اقتضای زمان" توجیه کرد و کاری هم به خوش نیتی افراد نداریم، ولی در مورد وی بیشتر باید از نوعی توهم صحبت کرد، والله اعلم.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

یک پیش بینی روسی: دوره ات گذشته است یانکی!

الکساندر دوگین که چندی پیش به ایران آمده بود، به نوعی قطب فکری پوتین به شمار می آید و گفته می شود سیاست تهاجمی اخیر روسیه متاثر از دیدگاه اوست. انتخاب ترامپ را اتفاق خوبی می داند و به نظرش او پوتین امریکایی هاست: "ناسیونالیست محافظه کار" و "رئالیست".

حرفش اینست که دو رئالیست بهتر می توانند زبان هم را بفهمند و البته منظور از رئالیسم دیدگاهی است که به حاکمیت ملت ها معتقد است و امپراتوری سازی را دنبال نمیکند. یک امریکای رئالیست سرش به امور داخلی خودش گرم است و صلح در اروپا و خاورمیانه را برقرار می کند. به نظرش آمریکا هم کاری به منافع روسیه در اوکراین و سوریه ندارد.

البته حرفش این نیست که با چانه زنی و امتیاز دهی به امریکا قرار است چنین منافعی عاید روس ها شود، بلکه به نظرش دوره نظم بین المللی لیبرال رو به پایان است. او معتقد است در حال گذار از یک دنیای تک قطبی امریکایی به چندقطبی هستیم. لیبرالیسم را حقوق فردی و بازار آزاد می داند و به نظرش لیبرالیسم فلسفه ای جهانگستر (گلوبال) است و امروزه هم اساس نظم غالب دنیا به شمار می آید.

به نظر این مرد سنتگرا، لیبرالیسم یک نگرش تمامیت خواه است که ولنگاری اخلاقی و فقر معنوی پیامد اوست و به بهانه جهانی سازی می خواهد، همه سنت های پیشین و ملی را ببلعد. باید در برابرش مقاومت کرد. جهان یک تحول معنوی متافیزیکی را شاهد خواهد بود و امپراتوری امریکا فرو می پاشد.

می گوید در دوره کنونی با جهانی سازی لیبرال مفهوم دولت -ملت از بین رفته است، ولی برای ساختار آینده جهان بعد از فروپاشی نظم لیبرال کنونی نوعی "جهانی سازی منطقه ای" را پیشنهاد می دهد، سه عرصه سیاسی منطقه ای را هم برای آن مطرح می کند: امریکایی- انگلیسی، اروپایی و اوراسیایی (شامل روسیه، ایران شیعه و بخش هایی از اروپای شرقی)! این آخری معجون غریبی است.

دوگین می گوید که تفکرش مقابله با جهانی سازی است، جهانی سازی که امریکا با تمام قدرت به دنبال تحقق آن است. کمی در رابطه با این آخری که ایران هم ذیل آن است جدی فکر کنیم. (علت نزدیکی ایران و روسیه را متوجه شدید؟)

goo.gl/GGEvNu

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب فوبیای بازار (بازارهراسی)!

حرف از تامین زیرساخت ها نظیر جاده و اتوبان که می شود، به خیال بسیاری افراد نمی آید که می شود آنها را هم به بازار و بخش خصوصی واگذاشت. از ملاحظات هزینه ای برای ساخت آنها که بگذریم، تصور غالب بر اینست که بخش خصوصی همچون دزدان راهبند جیب "مردم" را خالی می کنند و هزینه بالایی از آنها طلب خواهد کرد.

از این روست که بسیاری علیرغم ناکارآمدی "ذاتی" دولت، اعتقاد دارند چاره ای جز سپردن چنین کارهایی به دست دولت نیست. این نگرانی ها ناروا نیست، ولی به نظرم می توان برخی ملاحظات را در نظر داشت. نخست آنکه هیچ تولیدکننده ای نمی تواند از حدی بیشتر قیمت کالا یا خدمتش را بالا ببرد، با افزایش قیمت ها تقاضای استفاده از محصول کم می شود و گزینه های جایگزین مطرح می شوند که شاید سرمایه گذاری انجام شده را غیراقتصادی کند.

در جاده های خصوصی می توان با گرفتن عوارض یا حق عضویت از خودروها درآمد کسب کرد، مبلغ دریافتی می تواند حسب شرایط متغیر باشد و حتی تخفیف و دیگر ترفند های ترویجی هم برای مدیریت تقاضای رانندگان خودروها در نظر گرفت (برای مثال هزینه استفاده مسافران از مترو لندن در ساعت های شلوغ بالاتر است). همچنین کسب و کارهایی که در طول مسیر فعالیت می کنند هم منبعی برای درآمد به شمار می آیند.

جاده ها در یک منطقه مسکونی خاص می تواند مالکیت جمعی داشته باشد و هریک از ساکنان سهمی از درآمدها و هزینه های آن داشته باشند. جاده های محلی که کسب و کارها برای دسترسی بهتر به محل خودشان می سازند هم نمونه دیگری است، در همین ایران برخی از کارخانه ها با هزینه خود برای تردد بهتر ماشین های باربری جاده هم احداث کرده اند.

راستی مگر قراراست حتما پولی از مشتری گرفته شود؟ همه ما از گوگل به طور رایگان استفاده می کنیم و این شرکت هم از تبلیغات و مانند آن درآمد کسب می کند. برای جاده های خصوصی نمی توان کاری مشابه کرد؟ شاید حتی مسافران این جاده ها نه تنها پولی پرداخت نکنند، بلکه از کوپن ها و هدایای تبلیغی هم بهره مند شوند. به نظرم بد نیست به بازار و کارآفرینان اعتماد کنیم، شاید آنقدرها که به نظر می آید بد نباشند، والله اعلم.

goo.gl/GRTftc
کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب رام کردن یک هیولا: دولت

در میان اهالی اقتصاد این بحث طلبگی "نقش دولت در توسعه اقتصادی" بسیار رایج است، کسانی نقش حداقلی برای دولت قائل اند و از آن سو کسانی نیز آن را ستون خیمه توسعه می دانند. حرف و حدیث کم نیست و این دو در تایید ادعاهایشان شواهدی هم می آورند.

مالزی و سنگاپور دو مثال محبوب هواداران "مداخله دولت" هستند که دولت نقش پررنگی در مسیر توسعه ایفا کرده است. نام رهبران مالزی (ماهاتیر محمد) و سنگاپور (لی کوان یو) برای بسیاری آشناست و آنها را معماران توسعه دو کشور می دانند. آنها با دیسیپلین بالا توانسته اند کشورهایی که تا چند دهه پیش پیشرفته به حساب نمی آمدند را از آب و گل درآورند تا این دو هم در جهان حرفی برای گفتن داشته باشند.

برای مثال دخالت دولت سنگاپور در امور به حدی بود که از سال 1992 فروش آدامس ممنوع اعلام شد و تا امروز هم فقط انواع دارویی آن برای مقاصدی نظیر ترک اعتیاد برای واردات مجاز شمرده می شوند. علت ممنوعیت این بود که ملت آدامس ها را هرکجا دستشان می رسید می چسباندند و این علاوه بر نارضایتی مردم، هزینه نگهداری و نظافت مکان ها عمومی را بالا برده بود. حتی در یک مورد چسباندن آدامس به سنسورهای دربهای مترو خسارت های قابل توجهی ایجاد کرده بود.

اما پیش نیاز نقش آفرینی موثر دولت وجود یک بوروکراسی کارآمد است و مالزی و سنگاپور هم در آغاز "اصلاح ساختار دولت" را مورد توجه قرار دادند. وجود رهبران دوراندیش و تعهد و اراده سیاسی البته شرطی مهم بود، ولی چه چیز آن تعهد و اراده سیاسی را به وجود می آورد و حفظ می کند؟ نیروی بازار!

اگر در آن دو کشور یک فضای اقتصاد آزاد و پویا به وجود نیامده بود، فضایی که نیازمند یک بخش دولتی/عمومی قدرتمند و کارآمد است، بعید بود اصلاحات دولت هم به جایی برسد چنانکه در سریلانکا و بنگلادش نرسید. اکنون هم رتبه سنگاپور و مالزی در شاخص آزادی اقتصادی به ترتیب 2 و 29 است و آنها اقتصادهایی آزاد به شمار می آیند.

نمی توان انتظار داشت سیاسیون یک کشور یک روز صبح از خواب بیدار شوند، اختلاف ها را کنار بگذارند و یکدل و یکزبان شوند برای پیشرفت، بعید است چنین چیزی در خلا رخ دهد، هیولای دولت را باید مجبور کرد. به نظرم این اجبار هم در تحلیل نهایی باید از اقتصاد سرچشمه گرفته باشد. در کشور ما نیز به نظر می رسد بدون آزادسازی اقتصادی بتوان حتی امیدی به اصلاح در دولت داشت، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب بهترین دوران تاریخ!

عجیب نیست که آدم ها از اینکه ثروت در دنیا عادلانه تقسیم نشده است گلایه کنند، این به ویژه در جایی مثل مملکت ایرانی اسلامی ما شاید پررنگ تر باشد، با این حال اجازه دهید ببینیم آمار جدید چه می گوید، این آمار بر اساس ثروت (ارزش کل حساب های بانکی، سرمایه گذاری و دیگر دارایی ها) و نه درآمد بیان شده است:

اگر حدود 2220 دلار (حدود 8 میلیون تومان وجه رایج مملکت) و بیشتر ثروت دارید، از نیمی از مردم دنیا ثروتمندترید.

اگر ثروتتان 71560 (حدود 258 میلیون تومان) و بیشتر است جز ده درصد ثروتمند دنیا هستید.

اگر هم در حد 744400 دلار (حدود 2 میلیارد و 700 میلیون تومان) و بیشتر هستید جز همان یک درصد اقلیتی هستید که همه جای دنیا با شما مخالفند و می خواهند نسلتان را بربیندازند، تعداد این یک درصدی ها در جایی مثل امریکا حدود 18 میلیون نفر است!

ثروت کل دنیا 256 تریلیون دلار است، اگر بخواهید آن را به تساوی بین همه ادم ها تقسیم کنید به هریک حدود 52800 چوق می رسد. گفته اند ده درصد ثروتمند دنیا حدود 90 درصد این ثروت کل را در اختیار دارند.

اگر وضعیت را با سی چهل سال پیش مقایسه کنید، می بینید چه پیشرفت شگرفی اتفاق افتاده است، هرچند اکنون هم بالغ بر دو میلیارد نفر در دنیا به توالت بهداشتی و سیستم فاضلاب دسترسی ندارند، ولی زندگی بسیار روبه پیشرفت بوده است. شاید "سرشت" آدم هاست که این پیشرفت ها را کمتر می بیند.

گفته می شود پرویز ثابتی به آل احمد که رفقایش به او "سید جوشی" می گفتند پیشنهاد کرده بود که به عنوان کاردار حکومت به هند برود و اوضاع و فقر گسترده را ببییند تا زیادی تند نرود و بفهمد ایجاد ثروت چقدر دشوار است. خلاصه که درست است که هنوز کمبودها جدی است، ولی خوشحال باشید، شما در یکی از بهترین ادوار زندگی بشر زندگی می کنید. اینها را هم مدیون همان ناسزای معروف "سرمایه داری" هستید.

goo.gl/9ui48E

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

مرده ریگ پیشوای پیر!


بعد از اینکه آن چریک کوبایی ریق رحمت را سر کشید، صحبت هم بر سر او بالا گرفت، متوفی چند دهه ای در این کشور 11 میلیون نفری حکومت کرد و اکنون میراث وی در معرض قضاوت عموم است، بد نیست ده نکته را درباره کوبا بخوانیم:

1- کوبا روزانه حدود 100 هزار بشکه نفت از کشور دوست و برادر ونزوئلا دریافت می کند. گفته اند در سال 2015 پوتین 32 میلیارد دلار از بدهی های کوبا به شوروی سابق را بخشید. (در حدود 90 درصد کل بدهی)

2- درآمد سرانه تجمیعی کوبا 5539 دلار است، ولی بسیای از کوبایی ها ماهانه حدود 20 دلار حقوق دریافت می کنند. بنا بر آمارها 40 درصد از نیروی کار کوبا در طبقه متوسط (البته با یک تعریف گل و گشاد) جا می گیرند، ولی مصرف آنها به دلیل حقوق پایین بسیار محدود است.

3- کمتر از 5 درصد کوبایی ها دسترسی به اینترنت دارند.

4- فقط 201 رده شغلی می توانند به صورت خویش فرما و مستقل اداره شوند، بقیه فعالیت تنها به صورت وابسته به دولت مجازند.

5- بیش از دو سوم از 2 میلیون کوبایی ساکن در ایالات متحده در فلوریدا زندگی می کنند، به عبارتی معادل 18 درصد جمعیت کل کوبا بیرون از این کشور در امریکا اقامت دارند.

6- 90 درصد کوبایی ها صاحب خانه هستند.

7- امریکایی می توانند معادل 400 دلار جنس از کوبا بیاورند که شامل 100 دلار سیگار برگ و نوشیدنی رام می شود.

8- نسبت وابستگی (نسبت افرادی که جز نیروی کار نیستند به جمعیت شاغل) تا سال 2025 از حدود 55 درصد کنونی به 68 درصد می رسد و با توجه به مدل اقتصادی کوبا این یک چالش جدی برای آنهاست.

9- متوسط طول عمر کوبایی ها از شیلیایی ها (همان ها که پینوشه نگذاشت به دموکراسی واقعی برسند) کمتر است!

10- کوبا در شاخص توسعه انسانی رده 67 جهان است، ونزوئلا 71، شیلی 42، آرژانتین 40 و ایران 69 است.

goo.gl/BjyzJS

کانال راهبرد
@Rahbordchannel
هیدا ۸۸۶۸۱

سلبریتی عمله جات!

مسعود خان بهنود که عمرش دراز باد در رثای رفیق فیدل نوشته است: "بعد از چه گه وارا فقط زمین یک غول داشت فیدل. حالا این زمین این شما و این غول کاغذی ترامپ" بعد هم ناله کرده است که زمین بدون "جانفدای آرمانخواه" نمی ماند. اگر این نظر آدم اهل مطالعه و تالیف است، پس زیاد نباید به عمله جات (همان "توده های مردم") خرده گرفت.

برای عمله جات هر کسی که حرف از برخی "آرمان" های بلندی مانند "عدالت" و انتقام" بزند و از قضا "جانفدا" هم باشد، محبوب می شود، ولی خوبیت ندارد مطبوعاتچی پیشکسوت همچنان حال و هوای دهه 40 و چریک بازی را داشته باشد. بعد از گذشت این همه سال روزنامه نگاری در مملکتی بلاخیز باید حساب کار دستش آمده باشد که "عقلانیت" و "مردم را هوایی نکردن" بیشتر به کار مملکت می آید.

باری، اجازه بدهید به رفیق کاسترو بپردازیم، کسانی این روزها گفتند همه بدیهایش درست، ولی دستکم سیستم درمانی خوبی به راه انداخته بود و رقم مرگ و میر نوزادانش ناچیز است و متوسط عمر بالاست و فلان. رندان گفته اند چه چیز در ان سیستم فشل دولتی سوسیالیستی درست است که جمع آوری اطلاعاتش باشد؟ سازمان های جهانی هم از اطلاعات دولت کوبا استفاده می کنند.

دکتر مالتسف که حدود ده سال پیش سفری به کوبا داشت، از قضا یاد همان دوران می کند. او اشاره دارد که آمارگیری از نوزادان گاه تا 6 ماه به تاخیر می افتد، نوزادان مرده در این فاصله البته در آمار در نظر گرفته نمی شوند در مورد بقیه آمار هم احتمالا وضعیت خیلی بهتر نیست. او به نقل از یکی از پزشکان کوبایی می گوید ما بهترین سیستم سلامت دنیا را داریم، فقط دارو و آمبولانس به میزان کافی نیست! حرفش بیراه هم نیست، در کشوری نه چندان ثروتمند بعید است وفور نعمت را شاهد باشیم.

در کوبا خوشبختانه مشکل اضافه وزن هم وجود ندارد و برخی به طنز می گویند ظاهر مامور مخفی های دولتی تپل مپل در میان مردم آنها را لو می دهد. خوشبختانه برابری هم حاکم است و حقوق یک پزشک تفاوت چندانی با کارگران غیرماهر ندارد و احتمالا پزشکان پر از انگیزه خدمت هستند!

در آخر یادمان نرود آموزش و سلامت دو ستون مشروعیت حکومت های انقلابی یاغی نظیر کوبا هستند که اقتدار اخلاقی دولت را می سازند، پرداختن به این دو حوزه هم ناشی از ضرورت های سیاسی و عملی است و نه خیرخواهی اهالی سیاست. می گویند کارگران هاییتی با آنکه کوبا نزدیکتر است، فرار و مهاجرت به امریکا را ترجیح می دادند، بعید به نظر می رسد خبر این "بهشت سوسیالیستی کارگران" به گوش آنها نرسیده باشد.

عجیب نیست که خیلی از مخالفان ایرانی ضد امپریالیسم و سرمایه داری هم ترجیح می دهند، در خود امریکا و اروپای شمالی و غربی مبارزه را دنبال کنند تا از جایی مثل کوبا و ونزوئلا، خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند. 😊

goo.gl/KcVlq7

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

شاخص تحقق آرمان های مشروطه

گفته اند مردم در ممالک محروسه ایران به ویژه پس از شکست از روس ها فهمیدند که چیزی کم دارند، بعدها به واسطه اثرات مشتی غربزده که پیشرفت اروپای متمدن را دیده بودند دلشان "مشروطه" خواست. تصمیم گرفتند قدرت را شاه را محدود کنند، شاه فقط سلطنت کنند نه حکومت و حدود رفتارش را هم چیزی به نام "قانون" معین کند. اهل فن به این می گویند "حکومت قانون "

شاخصی هم برای اندازه گیری آن وجود دارد که ابعاد جالبی را هم پوشش می دهد: "محدودیت ها بر قدرت حکومت"، "نبود فساد"، "دولت باز و شفاف"، "حقوق اساسی"، "نظم و امنیت"، "اعمال مقررات"، "عدالت مدنی" و "عدالت کیفری". در سال 2016 این شاخص را برای 113 کشور اندازه گیری کرده اند.

صدر فهرست دانمارک، نروژ، فنلاند و سوئد جا دارند (از قرار منطقه اسکاندیناوی و شمال اروپا به شدت "قانون خیز" است). ایران رتبه 86 دنیا را دارد، سال گذشته کشور ما در میان 102 کشور 88 ام بود و امسال با وجود افزوده شدن 11 کشور دیگر به فهرست باز 2 رتبه پیشرفت نشان می دهد. قعر نشینان هم به ترتیب ونزوئلا، کامبوج و افغانستان هستند.

goo.gl/IghDdj

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

چرا صدای شیپور جنگ را نمی شنوید؟

روانشناسی سیاسی آدمی مثل ترامپ به ما می گوید مشاوران وی نقش مهمی در رفتار دولت آمریکا خواهند داشت، مشاور امنیت ملی وی، مایک فلین، بسیار مورد توجه قرار گرفته است و ترجمه کتاب وی هم به زودی به بازار می آید؛ عنوان جالبی هم دارد: "میدان نبرد: چگونه می توانیم جنگ جهانی علیه اسلام رادیکال و متحدانش را پیروز شویم" !

او دشمنان امریکا را دو دسته می کند؛ اسلام رادیکال و کشورهای غیردموکراتیکی که دشمنی مشترکی به نام غرب دارند و با هم "ائتلاف" تشکیل می دهند: روسیه، سوریه، چین، کره شمالی، ایران، نیکاراگوا، کوبا، ونزوئلا و بولیوی. این کشورهای "ائتلاف" از نظر ایدئولوژیک با صد من سریش به هم نمی چسبند، ولی "شرایط جنگی" آنها را با یکدیگر همسو می کند.

این مشاور بی اعصاب معتقد است که بزرگترین تهدید ژئوپلیتیک غرب محور دمشق-مسکو-تهران است، ولی حرف عجیبش اینست که در جنگ علیه داعش می شود با روسیه متحد شد، ولی اتحاد با سوریه و ایران عین بلاهت است. سیاستش مشت آهنین است: درهم شکستن دشمن و بی اعتبار کردن ایدئولوژی آنها.

می گوید: "من دشمنانمان را می شناسم و این حتی من نترس را هم به هراس می اندازد، ما هر وقت جدی با آنها جنگیدیم پیروز شدیم". فلین یک حرف ترسناک می زند: "القاعده وایرانی ها را در عراق شکست دادیم، بر طالبان و دیگر متحدانش در افغانستان پیروز شدیم، با این حال آنها به جنگیدن ادامه دادند و ما عقب نشستیم. بگذارید رک بگویم، ما اکنون بازنده ایم و من از یک جنگ بزرگ صحبت می کنم، جنگی که فقط محدود به عراق و سوریه و افغانستان نیست"!

مشاور جدید چنان صحبت می کند که دیک چینی و رامسفلد در برابرش محافظه کار به نظر می رسند، او گفته است ما این جنگ ها را خوب بلدیم، کافی است جنگ جهانی دوم و دوران جنگ سرد را به یاد بیاورید. 4 توصیه دارد.

نخست، آمادگی همه جانبه دفاعی مشابه جنگ جهانی دوم و جنگ سرد برای جدالی که شاید چند نسل طول بکشد.
دوم، بیرون کشیدن بنیادگراهای اسلامی از سوراخ هایشان و درهم شکستن آنها و حامیانشان در هرجا که هستند.
سوم، روبه رو شدن با حامیان دولتی و غیردولتی بنیادگرایی اسلامی خشونت طلب.
چهارم، به راه انداختن جنگی ایدئولوژیک با اسلام رادیکال و حامیان آن.

در سیاست از حرف تا عمل البته فاصله است، ولی نفش فلین را در جهت دهی به رفتار آینده امریکا نمی توان نادیده گرفت، از قرار باید کتاب وی را دقیق تر بخوانیم، شما صدای شیپور جنگ را نمی شنوید؟

goo.gl/51lhsD

پ.ن: نسخه الکترونیکی کتاب در دسترس است، دوستان علاقه مند خصوصی خبر بدهند تا برایشان بفرستم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

معمای توسعه ایران از زبان شادروان داریوش همایون:

ایرانیان از سه چهار نسل پیش هرچه توانسته‌اند کرده‌اند که مانند اروپاییان یا آمریکاییان شوند. دشواری این برداشت نه چندان در این است که ویژگی‌های فرهنگ ملی، بی ضرورتی، قربانی فرایند نوسازندگی می‌شود. در واقع امر کار به آنجا نمی‌کشد. دشواری اصلی در این است که نمی‌توان یک کشور واپسمانده هنوز در بخش‌هایی قرون وسطائی را، ماننده اروپا و آمریکا کرد. همه تلاش‌ها در این راه به آنجا می‌کشد که بخش‌هایی از جامعه فرنگی‌مآب می‌شوند و بخش‌هایی بزرگ‌تر، ظواهری را از زندگی غربی می‌گیرند. ولی کل جامعه همچنان واپسمانده می‌ماند.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

ابلها مردا عدوی نیستم من، انکار توام!

نیما قاسمی، دوستی فرهیخته به قول از کسی نوشته است "این تخم لق بیایید خودمون رو با کشورهای منطقه مقایسه کنیم انصافا وضعیت ما بهتره رو کی تو دهن یه مشت فعال سیاسی دوزاری و شیتیل بگیرهای نایاک انداخته؟". او استدلال می کند که این کوبیدن معیارهای مشترک مقایسه میان کشورهای مختلف یک تلاش مضحک روشنفکری است که در عمل فقط به کار "قابل قبول" جلوه کردن تباه کاری ها می آید.

به محمد قائد و گفته آخرین ملکه ایران هم اشاره ای دارد که زمانی کشور با کشورهای اسکاندیناوی مقایسه می‌ شد و ناظران خارجی می گفتند از نظر حقوق بشر و آزادی سیاسی افتضاح است و حالا با عربستان و بحرین و کویت می سنجند و نتیجه می گیرند خیلی هم بد نیست!

تجربه شخصی من وقتی برخی از رنکینگ های جهانی را به اشتراک می گذارم همین بوده است که عده نه چندان معدودی باورشان نمی شود که عربستان می تواند در بسیاری شاخص های اجتماعی و توسعه از ما پیشتر باشد یا ایران می تواند امن ترین کشور منطقه نباشد یا اعراب این حوالی می توانند از نظر قانون مداری ما را پشت سر گذاشته باشند و ...

بسیاری در سرزمین آریایی اسلامی ما تصورشان این است اگر واقعیت ها با تخیل ما نمی خواند، پس حتما ایراد از واقعیت است، وگرنه تخیل ما که ایرادی ندارد. از این رو اگر فوری نگویند این رتبه بندی ها از داده های معتبر استخراج نشده اند، سراغ این استدلال می روند که این قبیل اعداد و ارقام واقعیت پیچیده "ایران" را نشان نمی دهد و باید با معیارهای "بومی" و "واقعی تر" اوضاع را سنجید.

در اینکه شاخص جات بازتاب کامل واقعیت نیست و مقایسه کار دشواری است البته تردیدی نیست، ولی بنیاد کار یکسره بر باد هم نیست. همه جای دنیا اکثریتی از عقلا ترجیح می دهند که تنعمات مادی به وفور در دسترس باشد، کسی در امور شخصی شان فضولی نکند، دولتی ها زیرمیزی و رومیزی نگیرند، دستکم در بلندمدت چیزی به نام قانون و ضابطه به جای سلیقه شخصی حاکم باشد و بسیاری اشتراکات دیگر. اینکه به بهانه تفاوت های "فرهنگی" بخواهیم کافه را به هم بزنیم یعنی کار اشکال دارد. به ویژه که در نفت آباد خاورمیانه بسیاری رندان در کمین اند تا به بهانه "بومی سازی" جیب ها را پر کنند.

به عنوان یک حرکت درست "سیاسی" برای متمدن کردن مردم این مملکت بلاخیز بد نیست، این "واقعیت ها" جهانی را کمی به رخ ملت کشید و در پاسخ به هواداران "آنچه خود داریم" محکم ایستاد و گفت: نخیر، راه توسعه همان "توسعه غربی" است، شما تازه رنسانس کرده ها لازم نکرده است حرف های مشتی بیزنس من پسا-استعماری در ممالک متمدن را در کشوری کم آب و توسعه نیافته تکرار کنید تا پیشرفتش از این هم عقبتر بیفتد. آن شعر معروف شاملو را هم از یاد نبرید!

goo.gl/Xa52XJ

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب جنگ!

کسانی آرزو می کردند کاش پیش از به قدرت رسیدن هیتلر کتاب "نبرد من" او را جدی تر گرفته بودند، شاید باید کتاب مشاور امنیت ملی رئیس جمهور منتخب امریکا، ژنرال مایک فلین، را دقیق تر خواند:

"بسیاری از امریکایی ها فکر می کنند که "صلح" وضعیت عادی و طبیعی انسان هاست و "جنگ" ناهنجاری است که باید آن را انحراف از روال طبیعی به شمار آورد. واقعیت درست عکس این است!

اگر تاریخ انسان را بخوانید، در بیشتر موارد سخن از چیزی جز جنگ نیست، انسان ها یا در حال جنگ اند یا خود را برای جنگ بعدی آماده می کنند. اما مایی که خودمان را برای جنگ بعدی آماده نکرده ایم، هنگامی که شیپور جنگ نواخته شد، غافلگیر خواهیم شد. از آنجا که بی مبالات بوده ایم و آن زمان که می شد جلوی فتنه را گرفت خوب عمل نکردیم، نبرد با دشمنانمان بسیار دشوارتر و پرهزینه تر خواهد بود".

هدیه به اعضا: نسخه الکترونیکی کتاب در دسترس است، دوستان علاقه مند خصوصی خبر بدهند تا برایشان بفرستم.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

مشت آهنین یانکی ها؟

لحن ژنرال فلین، مشاور امنیت ملی امریکا، در مورد ایران چنان تند است که انگار نتانیاهو در مورد خطر گروه های فلسطینی کنار مرزش هشدار می دهد، تقریبا همه روسای جمهور یانکی ها از انقلاب 57 به این سو را نقد می کند که چنانکه باید ایران را تحت فشار نگذاشته اند، به ویژه کارتر و اوباما را دو رهبر بی خاصیتی می داند که با رویا اندیشی و توهم آزادی، منافع ملی امریکا را به خطر انداخته اند.

در جایی از کتابش به نقل از دیگری می گوید نیازی نیست دنبال کردن ایده آل های لیبرالیسم و آزادی را با مازوخیسم (خودآزاری) یکی بگیریم و فقط دشمنانمان را باد کنیم. به اوباما تشر می زند که وقتی در لیبی می توان تغییر رژیم داد و مداخله کرد، چرا در مورد سوریه و ایران چنین نکرده است. به نظر وی یکی از معدود مواقعی که امریکا در برخورد با ایران موفق عمل کرده است، در اواخر جنگ ایران و عراق و غرق کردن کشتی های ایرانی بوده است! حواسمان باشد که این حرف ها را نه از یک رهبر سیاسی ایدئولوگ جنگ طلب بلکه از یک مقام امنیتی می شنویم.

حرفش اینست که مسئله هسته ای ایران اصلا مهم نیست، ایرانی ها بدون آن هم از دهه 1980 به این سو به امریکا کم آسیب نرسانده اند. اصلا معتقد نیست اقدامات ایران علیه امریکا بعد از جنگ های عراق و افغانستان آغاز شده باشد، تقریبا در تمام بمب گذاری ها و عملیات ها بر ضد سفارت ها و پایگاه های نظامی امریکا و اسرائیل در جای جای جهان دست ایرانی ها را می بیند (انفجار الخبر عربستان سعودی در 1996 یا مرکز یهودیان آرژانتین را دو نمونه ذکر می کند).

به نظرش اقدامات ایران از فعالیت های حزب الله لبنان گرفته تا حتی پشتیبانی و کمک به القاعده و دیگر گروه های سنی مخالف غرب تا فعالیت در امریکای لاتین را شامل می شود. در یک ادعای عجیب می گوید که ایران از بن لادن و ابومصعب الزرقاوی (بنیانگذار داعش) حمایت کرده و به ویژه این آخری در اواخر دهه 1990 از ایران به شبکه گسترده اش در اروپا فرمان می داده است! ادعا می کند ایرانی ها پیشتر در فکر تاسیس تجهیزات هسته ای در سوریه برای تهدید اسرائیل بوده اند!

صریحا ایران و دیگر دشمنان غرب را به مافیا تشبیه می کند که هرچند از خانواده های هم می کشند، سرانشان دور میز می نشینند و برای نابودی دشمن مشترک تصمیم می گیرند. مشکل ایران و غرب را هم ایدئولوژیک می داند که تفکرات آخرالزمانی ایران آن را به وجود آورده است و با مذاکره هم حل نمی شود!

سواد امنیتی ندارم و قضاوتی در مورد گفته های فلین نمی توانم داشته باشم و البته همه حرف ها هم عملی نمی شود، ولی می شود حدس زد که دولت جدید امریکا موضع آشتی ناپذیرتری نسبت به ایران دارد. رویکرد ملایم تر باراک حسین اوباما و جان کری دورانش سرآمده است، ظاهرا باید خود را برای دوران سخت تر آماده کنیم، والله اعلم.

goo.gl/yubEH8

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

راه جهنم!

دوستی فرزانه نوشته بود فکر می کردم عزاداری برای رفیق فیدل تا سوم آن مرحوم بیشتر طول نکشد، ولی از قرار حواریون بنا دارند تا چهلم کار را ادامه دهند! در این یادداشت کوتاه دنیای اقتصاد سعی کرده ام نشان دهم مملکتی که معادل یک پنجم جمعیت اش فقط به امریکا مهاجرت کرده اند، به نظر نمی آید جای خوبی برای زیستن باشد!

افسانه سیستم پیشرو بهداشت و سلامت کوبا را هم نباید جدی گرفت، بیشتر حاصل تصویری است که دلقک هایی مانند مایکل مور ساخته اند. منطق دو دوتا چارتاست، کشوری بالنسبه فقیر در حوالی کاراییب منابع لازم برای این کارها را ندارد. یک قلعه سلطانی خوش و آب هواست که پیشوای پیر بر اساس آرمان هایی نخ نما شده آن را اداره می کرد.

بعد از این همه سیاهکاری اوباشی مانند کاسترو، چاوز و دیگر “مبارزان” آمریکای لاتین، هنوز هم کسانی هستند که پیشوای بزرگ را ستایش می کنند، شیفته "عدالت خواهی" او هستند و مبارزه با امپریالیسم را نقطه قوت آن می دانند. اگر این هواداران رمانتیک رقت انگیز را دیدید، فقط لبخند بزنید! برای کسی که تفاوت واقعیت و تخیل را نمی داند نمی توان کار زیادی کرد. 😊


لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
https://goo.gl/c3E8dQ

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

هتل بیروت!

می گویند بسیاری از شدت عمل و بدبینی ژنرال جیمز ماتیس (مَتیس به زبان اصلی)، وزیر دفاع آینده امریکا، نسبت به ایران تعجب می کنند، گفته می شود بر سر اختلاف در مورد چگونگی رفتار با ایران از سوی اوباما کنار گذاشته شده است. او را آدمی توانمند و یک استراتژیست بزرگ می دانند، ولی مواضع بسیار تندی نسبت به ایرانی ها دارد.

برخی معتقدند علت این کینه را باید در این دانست که وی از تفنگداران دریایی (Marine Corps) ایالات متحده است، آنها بیش از یک نیروی نظامی یک فرقه اند با باورها و تعصبات خاص خود که در هیچ بخش دیگر از نیروهای نظامی امریکا دیده نمی شود. آنها رویدادهای ناخوشایند را از یاد نمی برند، بلکه با تکرارشان همیشه خود را برای انتقام آماده نگاه می دارند. اما این چه ربطی به ایران دارد؟

در میانه های جنگ داخلی لبنان، حدود ساعت 6 بامداد 23 اکتبر سال 1983 ساختمان چهار طبقه مقر تفنگداران دریایی امریکا در بیروت با حمله انتحاری یک کامیون حاوی حدود 21000 پوند تی ان تی از بین رفت. 241 نفر در این انفجار کشته شدند. این مرگبارترین حمله به تفنگداران امریکایی بعد از جنگ جهانی دوم بود. چهار ماه بعد نیروهای نظامی امریکا از لبنان خارج شدند.

پیش از آن هم در ماه آوریل همان سال در یک حمله به سفارت خانه امریکا 63 نفر از جمله یکی اعضای بلندپایه سیا، رابرت ایمز، کشته شدند و یک تفنگدار دریایی هم در میان کشته ها بود، این را نخستین حمله به اهداف ایالات متحده از سوی امریکا از سوی اسلامگرایان دانسته اند. ایران در ایالات متحده به عنوان نقش اصلی در هدایت این حمله ها شناخته می شود، بحثی که تا امروز هم همچنان داغ است. در آخرین نمونه بعد از برجام دادگاهی رای داد که خانواده قربانیان می توانند خون بهای کشته شدگان را از پول ایرانی ها بردارند.

اینکه در آینده چه رخ می دهد البته کار متخصصان فال قهوه است، پاره کردن برجام رخ نمی دهد، آنقدرها هم مهم نیست، مثلث فلین، ماتیس و پترایس چیز ترسناکی برای ایرانی هاست.

https://goo.gl/P2kluL

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

ماهی، میگو و لجن!

میان چینی ها چیزی قریب به این مضمون رایج است "ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می خورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن". می شود این مثل را برای فساد هم به کار گرفت، وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم حق سیگار و چایی خود را از جیب مردم در می آورند.

اهل دل می دانند که دخالت دولت ها مستعد فساد است، وقتی منطق سیاسی بر منطق هزینه- فایده اقتصادی غالب می شود، غریب نیست رندان همه جا حاضر از فرصت کمال سوء استفاده را بکنند. با این حال تا آینده ای دور به ویژه در صحاری خاورمیانه دولت ها نقش پررنگی خواهند داشت. دیدم شش استراتژی کلان مبارزه با فساد را آورده اند که مرورشان بد نیست:

1- پرداخت پول مناسب به کارمندان دولت؛ برخلاف گفته ها پرداخت های بخورونمیر به دولتی ها، فساد را افزایش می دهد.

2- شفافیت در چگونگی مصرف هزینه های دولت (بخوانید هزینه های سیاسی)؛ نیوزیلند یک نمونه خوب است.

3- کاهش کاغذبازی و موانع اداری؛ فرایندهای اداری و بوروکراتیک طولانی، سیستم را مستعد فساد می کند.

4- استفاده از فناوری های نو؛ هرچقدر تماس شهروندان با دولتی ها کمتر شود، احتمال فساد کمتر می شود. شیلی نمونه خوبی در این حوزه است. برای یک نمونه بومی! کافی است پارکبان را با پارکومتر مقایسه کنید.

5- پیوستن به پیمان های بین المللی؛ استفاده از تجربه دیگر کشورها و همکاری با آنها برای کشف فساد از دستاوردهای آن است.

6- استفاده از پرداخت های انتقالی هدفگیری شده به جای طرح های یارانه ای رایج؛ اعطای یارانه ها بدون توجه به مخاطب مناسب آنها، علاوه بر مواردی مانند اتلاف منابع، از بین بردن انگیزه ها و قاچاق، بسترساز فساد در رابطه دولت و شهروندان است.

goo.gl/FyrCyl

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

این نام را به خاطر بسپارید!

✔️محمد امین الحسینی، مفتی اورشلیم در سال های پیش از جنگ جهانی دوم، همان چهره ای است که عکس گفتگوی او با هیتلر را اینجا و آنجا می توانید ببینید.

✔️او فلسطینی بود و در جنگ جهانی اول در ارتش عثمانی خدمت کرد، مدتی در سوریه بود و سپس به زادگاهش برگشت. الحسینی هوادار اندیشه های پان عربی بود که به تدریج به سوی نوعی ناسیونالیسم فلسطینی تغییر کرد. بعد از زندانی شدن برای رهبری یک شورش و مناقشه میان اعراب و یهودیان در سال 1920 و چند سال زندانی شدن از سوی مقامات به عنوان مفتی اعظم اورشلیم برگزیده شد.

✔️جامعه ملل (پدر سازمان ملل کنونی) از سال 1922 قیمومیت فلسطین را به بریتانیا واگذار کرد که بخشی از این سرزمین به یهودیان سپرده شد و مهاجرت آنها که از 1882 شروع شده بود شدت گرفت. اختلاف های گسترده قبلی هم مزید بر علت شد و کار به درگیری های جدی در سال های 1936 تا 1939 کشید که الحسینی نقشی پررنگ در ان داشت و مخالفت وی با بریتانیا بالا گرفت.

✔️او به لبنان و عراق گریخت و سرانجام با به قدرت رسیدن فاشیست ها و نازی ها در ایتالیا و آلمان به سوی آنها رفت. او در کمک به جلب نیروهای مسلمان بوسنی برای ارتش نازی نقش موثری داشت. او در آن دیدار معروف با هیتلر خواهان حمایت پیشوا از استقلال اعراب و پایان دادن به مسئله یهودیان شد. بعد از شکست آلمان ها هم به قاهره پناهنده شد. اما مسائل کمتر بیان شده هم هست!

✔️فلین در کتابش به نقش کمونیست ها در سال های دهه 1920 و 30 اشاره دارد، حزب کمونیست فلسطین (بخوانید شوروی) بسیاری از مفاهیم سیاسی موثر مانند "استعمار" و "امپریالیسم" را به پان عرب ها و الحسینی معرفی کرد. آنها حرف هایی که تاکنون شناخته شده نبود را به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی موثر به مبارزان عرب آموختند. مایه های ضدیهودی هم که به وفور از دوران تزارها در روسیه وجود داشت و به ناسیونالیست های عرب منتقل می شد، قضیه پروتکل های یهود و نقش پلیس مخفی تزار را شنیده اید؟

✔️ملغمه ای از آموزه های کرملین و توهمات بیولوژیک و برتری نژادی نازی ها و دیدگاه های جهادی به وجود آمد که هنوز آثار آن را می توان در میان بنیادگرایان خاورمیانه دید. قضاوتی در مورد یهودیان و دولت اسرائیل ندارم، اما به نظرم برای شناخت ریشه های اسلامیست های خاورمیانه نظیر داعش و طالبان و القاعده باید تفکر این چهره کمتر شناخته شده را هم بررسی کرد. والله اعلم.

goo.gl/TYflgs

کانال راهبرد
@rahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

امریکا به ایران حمله می کند؟

✔️جان کندی فقید درباره دوران بحران اتمی کوبا می گفت که 14 نفر در این قضیه دست اندرکار بودند که در وطن پرستی و علاقه هیچ یک از آنها به امریکا تردیدی وجود نداشت، با این حال اگر 6 نفر از آنها به جای من رئیس جمهور بودند، شاید دنیا با آتش یک جنگ هسته ای نابود می شد!

✔️حرف پرزیدنت سابق این بود که ادم ها در سیاست ها اثرگذارند و دیدگاه هایشان هم متفاوت است و حتی در بحران هایی نظیر جنگ هسته ای هم نمی توان صددرصد اطمینان داشت که همه چیز به عاقلانه ترین شکل برگزار شود. در مورد دولت ترامپ گفته اند در هر کشور دیگری اینقدر چهره های نظامی و امنیتی برگزیده می شدند، در آمریکا به عنوان خطری برای دموکراسی تلقی می شد.

✔️در مورد فلین و ماتیس پیشتر نوشته ام، این طرف تر در سیا هم مایک پمپئو به مخالفت شدید با ایرانی ها شهرت دارد. البته خبر امروز انتخاب تیلرسن به وزارت خارجه از نامزدهایی نظیر جان بولتون امیدوارکننده تر است. حرف های تند بولتون که عقیده داشت باید همان بلای عراق را سر ایرانی ها آورد یا کرُنیگ که همین چهار سال پیش استدلال می کرد حمله به ایران آنقدرها گزینه بدی نیست، هنوز از یادها نرفته است.

✔️اهل دل گفته اند بدی کار این است که کسانی نظیر فلین اگر هم ادعاهایشان درست درنیاید، آن را تغییر نمی دهند، سعی می کنند واقعیت ها را با آنها تطبیق دهند. او در قضیه حمله به سفارت امریکا در لیبی معتقد بود دست ایرانی ها در کار است و گفته بود بگردید شواهدش را پیدا کنید که البته چیزی تاکنون پیدا نشده است. سابقه حمله به عراق به بهانه سلاح های کشتار جنگی و نقش دیک چینی را به خاطر دارید؟

✔️جنگ عراق به خاطر این آغاز نشد که صدام سلاحی در اختیار داشت، بلکه کسانی در قدرت بودند که منتظر بودند فرصت مناسب حمله به عراق پیش آید تا بتوانند ایده اشغال عراق را به افکار عمومی بفروشند. برای حمله به ایران نیازی به فرصتی به بزرگی 11 سپتامبر نیست، پیشتر کسانی از برخوردهای ایران و امریکا در خلیج فارس اظهار نگرانی کرده بودند و البته برای کشورهایی با سی و اندی سال سابقه دشمنی همیشه بهانه هست.

✔️دیروز دوستی فرزانه از قول یکی از آگاهان نقل می کرد که شب ها از ترس لیبی شدن ایران خوابم نمی برد. اگر مسئله پول باشد، حکام عرب خاورمیانه هنوز هم حاضرند هزینه "قطع سر مار" را پرداخت کنند. روی کاغذ و از نظر عقلانی شاید امکان جنگ زیاد نباشد، ولی هیچ جنگی کاملا عاقلانه شروع نشده است، صحبت های اخیر وزیر دفاع ایران را شنیده اید؟

goo.gl/B7PFxt

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

اقتصاد بدون نفت!

✔️مصدق السلطنه شعار اقتصاد بدون نفت را باب کرد، شعاری زیبا که بعید بود فقط با شور بتوان آن را محقق کرد. با این حال داریوش همایون فقید به درستی اشاره می کند که اگر یک نفر توانسته باشد ان را عملی کرده باشد، کسی نیست جز سرسلسله پهلوی ها. رضا شاه با سالی دو سه میلیون لیره درآمد نفت یک کشور عقب مانده روبه زوال را ساخت و تکان داد. گفته اند که مصدق با همه تحریم های بریتانیایی سالی 23 میلیون دلار از اصل چهار ترومن کمک می گرفت.

✔️قزاق سوادکوهی البته ایراد کم نداشت، کسانی بر مال دوستی وی انگشت گذاشته اند و او دموکراسی و آزادی و این قبیل تفنن ها را جدی نمی گرفت، ولی باز آنچه کرد با توجه به اینکه عایدات نفت چندانی هم در اختیار نداشت، چشمگیر بود. او معمار دولت به معنای مدرن آن بود. مشهور است که وقتی زمین های مردم را به زور می گرفت هم بر اجرای فرایند قانونی تاکید بسیار داشت!

✔️در کشوری فقیر که به یاری انحصار تریاک و دخانیات و بازرگانی خارجی خزانه اش پر می شد و بودجه اش از هزار میلیون ریال هم نمی گذشت، ایران اداره و ساخته شد. با بستن قراردادهای پایاپای و صدور آنچه ایران می ‌توانست بفروشد سرمایه ارزی برای ساختن راه آهن سراسری و پایه گذاری صنعت نوین فراهم کرد. درآمد نفت به نوسازی ارتش اختصاص داشت و ماشینهای کارخانه ها با سالامبور یا روده گوسفند، و کتیرا و مانند آن مبادله می شد.

✔️حواسمان باشد در کشوری عقب مانده مثل ایران آن روز صحبت از دولت حداقلی و مانند آن خیال اندیشی است، باید تاریخدانان نظر بدهند، ولی "در ایران به این هرزگی" بعید بود اگر دولت دستی نمی جنباند، کارآفرینان و اهل فن می توانستند کاری از پیش ببرند. ایران آن روزگار پیشا-کارآفرینی بود! یک قدرت توسعه گرا باید رعایا را به شهروندان بدل می کرد، هرچند سال ها پیش از آن انقلاب مشروطه کرده باشند. گفته اند پادشاه در سفرنامه مازندران خود گله می کرد که باید طرز غذا خوردن را هم به هم میهنانش یاد دهد.

✔️با این حال تحولی که رضا شاه ایجاد کرد و نهادهایی که بنیاد گذاشت (دادگستری، دانشگاه، جنگلبانی، کانون پرورش افکار و ...) را نمی توان ندیده گرفت، قضاوت کارنامه او آسان نیست، ولی بد نیست هواداران اقتصاد بدون نفت، دوره قزاق سوادکوهی را با دقت بیشتری بررسی کنند، شاید برای امروز ما هم درسی در آن باشد، والله اعلم.

https://goo.gl/z4JG8J

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

ایران چقدر کشوری امنی به حساب می آید؟

یکی از شاخص های دیگری که میزان امن بودن کشورها را می سنجد، شاخص صلح جهانی است که در سه حوزه "تعارض های داخلی و خارجی"، "امنیت و ایمنی اجتماعی" و "نظامی بودن" به موضوع می پردازد.

در آخرین رده بندی، در صدر فهرست امن ترین کشورها ایسلند، دانمارک و اتریش قرار دارند و در انتها هم به ترتیب سوریه، سودان جنوبی و عراق جا دارند. در این رتبه بندی 163 کشور حضور دارند.

رتبه ایران در این شاخص 133 است، از میان رقبای منطقه ای عربستان با کمی فاصله در جایگاه 129 قرار گرفته است و اسرائیل هم رتبه 144 را دارد.

goo.gl/0QkT0n

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

اقتصاد چین روی امریکا را کم خواهد کرد؟

✔️به نظر می رسد پاسخ منفی است، بر اساس گزارش اخیر موسسه کردیت سوییس تخمین زده می شود که تفاوت ثروت خصوصی در دو کشور حدود 60 تریلیون دلار است و البته روبه افزایش است.

✔️دلیل آن روشن است، چین یک سرمایه داری کارآفرینانه و رقابتی نیست، بلکه یک سرمایه داری رفاقتی است که با حمایت بنگاه های دولتی و نورچشمی های حزبی جلو می رود، سیستم سیاسی آن یک بوروکراسی عریض و طویل پرهزینه است که مستعد پرورش فساد و زد و بند است (چیزی از نومنکلاتورا و سانترالیسم دموکراتیک شنیده اید؟). رتبه جهانی آن در شاخص ادراک از فساد 83 در میان حدود 160 کشور است. نشانه ای از آزادتر شدن آن هم نیست.

✔️بنا به گفته ها ویژگی فساد چینی ها این است که با یک رشد عجیب در تولید ثروت همراه شده است، در مراحل اولیه این بده بستان اهالی سیاست و اقتصاد شاید به شکل فاجعه رخ ندهد، در آلمان، ژاپن و شرق آسیا البته چنین روندی را شاهد بودیم (توسعه و چپاول نوشته ایوانز را خوانده اید؟). گفته اند تا دهه 1960 با آن هم سیاهکاری استالین هم کسانی خوش بین بودند کمونیست های شوروی روی سرمایه داری را کم خواهند کرد. اما کار متفاوت شد.

✔️از قرار چینی ها تکلیفشان را با مالکیت روشن نکرده اند و این بیشتر به عنوان یک امتیاز برای نزدیکان سیاسی تلقی می شود، حق کنترل بر دارایی وجود دارد، ولی مالکیت آن خیر. از آن سو، طبقه متوسط چین با همان مطالبات فانتزی آزادی خواهی و دموکراسی هم روبه قدرت گرفتن اند. با پیچیده تر شدن جامعه امکان کنترل دولتی و همه جانبه هم کاهش می یابد.

✔️خوبیت ندارد مثل متخصصان فال قهوه پیش گویی کنیم، به ویژه که مسئله خیلی پیچیده است، ولی بگذارید خطر کنیم و حدسی بزنیم. در آینده ای نه چندان دور این سیستم سیاسی توتالیتر باید تن به اصلاح دهد، می شود آن را عقب انداخت، ولی ناگزیر است. آن لحظه اصلاح خطرناک ترین زمان برای هر سیستم اقتدارگرا است.

goo.gl/NnmsaA

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

یهودیان بناست دنیا را بگیرند؟

✔️حضرت قائم مقام فرمود دشمنی با روس ها مصیبت است، دوستی شان مصیبت تر. اهل دل گفته اند یک اشتراک جالب متفکران وطنی با روشنفکران روسی در قرن های اخیر این بوده است که دائم در پی این بوده اند که یک راه "بومی" و "ارتدوکس" و "غیرغربی" را انتخاب کنند یا دنباله رو "غرب" شوند.

✔️عجیب نیست که انتلکتوئل ایرانی از زمانی که جز میوه جات به حساب آمدند، خیلی وقت ها به سمت همسایه شمالی غش کرده باشند. همین الان هم کسانی از قلب لندن لحظه ای در محکوم کردن سیاست های امپریالیسم و غرب تردید نمی کنند؛ اما نسبت به کشور برادر بزرگ نظری خطاپوش دارند.

✔️اما از ایران که بگذریم، به نظر می رسد روس های دوران تزار در گذشته یک هدیه بی نظیر به همه هواداران تئوری توطئه و یهودی ستیزی داده اند: پروتکل های بزرگان صهیون! منظور متن 24 جلسه ای است که سران یهودی دور هم جمع شدند و دسیسه ها برای کنترل جهان و تشکیل دولت جهانی یهود را پی ریختند. (منبع این ادعاها بخش هایی از کتاب "اختراع یک سنت مقدس" ترجمه دکتر ثابتی است)

✔️یهودی ها هیچ وقت در اروپا محبوب نبوده اند و از قرون وسطی حرف از شیطان پرستی و ذات خبیث آنها رواج داشت، به ویژه در قرن 19 کتاب هایی هم از ملاقات آنها با اهریمن و دسیسه و مانند آن به چاپ رسید که اقبال فراوان یافت. کسانی حتی انقلاب فرانسه را برآمده از توطئه جهود می دانستد.

✔️بعدها کسانی همه انواع تئوری توطئه مانند ایلومیناتی و فراماسونری را هم به یهودی ها ربط دادند. قضیه علاقه هیتلر و مردم آلمان بعد از جنگ جهانی اول به یهودی ستیزی روشن است و حتی از نقش ضدیهودهای آلمانی در کمک به صدام حسین برای ساخت سلاح هسته ای و شیمیایی و تعیین تکلیف اسرائیل یاد می کنند. در مورد نقش این ایده ها در مورد الحسینی هم پیشتر گفته ام.

✔️اما این پروتکل ها از قرار جعل پلیس مخفی تزار در سال های آغازین قرن بیستم است، برای آنکه جایگاه او را تقویت کنند و با توجه به سابقه منفی آنها مقصر بتراشند، کاری که در سیاست غیرمعمول نیست. اما این اثر جعلی سرنوشت غریبی پیدا کرد و مضمون های اصلی اش ماندگار شد و اکنون هم گویا جز پرفروش هاست. داستان سرایی در مورد طرح مخفی "تسلط یهودیان بر جهان" هم که همیشه اقبال داشته و دارد.

✔️تا جایی که ما از آموزه های علوم پیچیدگی و سیستم ها می فهمیم این ادعا که یک فرد یا گروهی از افراد بتوانند سرنوشت یک سیستم به پیچیدگی جهان یا حتی کشور را تعیین کنند ناممکن است. البته احتمالا در میان یهودیان هم کسانی پیدا می شوند که بخواهند در کار همه موش بدوانند، ولی واقعیت بسیار پیچیده تر از برنامه ها ما پیش می رود و انسان محکوم به غافلگیر شدن در برابر آینده است. به جای افشای توطئه شاید بهتر باشد به مسائل مهمتر بپردازیم و این قبیل داستان ها را فقط برای انبساط خاطر در آخر هفته ها گوش کنیم، والله اعلم.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب پوپولیسم

✔️حدود سال 84 زمانی که حرف از آمدن مرد مهرورز به میدان سیاست بود، اهل دل واژه "پوپولیسم" را به ملت معرفی کردند. هواداران از آن سو وی را "مردی از جنس" مردم می نامیدند. هرچند نگارنده به تمامی ساده زیستانی که پا به سیاست می گذارند بدبین است، ولی محمود خان اعجوبه ای بود و دل بسیاری را در مملکت آریایی- اسلامی ما ربوده بود. یادم هست زمانی مخالفان او را به لویی بناپارت تشبیه می کردند.

✔️در این یادداشت دنیای اقتصاد مفهوم پوپولیسم را مرور کوتاهی کرده و برخی ابعاد را شرح داده ام. قضیه در این حوالی البته ریشه دارتر از این حرفهاست و منحصر به یک چهره خاص نیست، اهالی سیاست ایران وقتی پول نفت به میزان کافی داشته باشند میزان توجهشان به "رعیت" البته افزایش می یابد. پوپولیسم نفتی از دوران مصدق السلطنه تا زمان کنونی جاری بوده و نفت مستقیم و غیرمستفیم نقش مهمی در وجیه المله شدن سیاسیون داشته است.

✔️یادمان نرود مقدار مناسبی از پوپولیسم نمک سیاست در همه جای دنیاست. با این حال، پوپولیسم به ویژه در جایی مثل ایران عمدتا با نوعی نوستالژی و حسرت دوران خوب گذشته همراه است، برای برانگیختن توده های مردم باید وعده تکرار یک دوران طلایی گذشته را داد، اگر سیاسیون زیادی! در مورد دوران خوب گذشته صحبت می کنند، شاید باید به آنها مشکوک شد که یک جای کارشان می لنگد. یادمان نرود "توده های مردم ذهن کرم و چنگال اژدها دارند".

✔️لینک یادداشت دنیای اقتصاد
goo.gl/scW5bK

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

(شاید) مهمترین قانون اقتصاد: نیروی کار ارزش ایجاد نمی کند!

✔️اگر نیمی از عمر خود را صرف تولید یک کالا کرده باشید، ولی کسی در بازار طالب آن نباشد، جنس شما از نظر اقتصادی بی ارزش است. نیروی کار (زحمت) در ترکیب با دیگر عوامل تولید مانند زمین و سرمایه است که محصول را به بار می آورد، ولی ارزش اقتصادی محصول تولیدی را تعیین نمی کند.

✔️ارزش محصولات به مطلوبیت آنها وابسته است. این مطلوبیت هم امری ذهنی است و بستگی کامل به ارزیابی افراد دارد. اگر خریداران محصولی را مطلوب تلقی نکنند، آن محصول فارغ از میزان زحمتی که برای تولیدش صرف شده است، ارزش اقتصادی ندارد. یک محصول برای آنکه به کار بیاید، باید برای مشتری فایده داشته باشد و البته این فایده داشتن را هم خریدار مشخص می کند.

✔️از این رو می شود ادعا کرد سیاست های اقتصادی با مضمون "اشتغال هر چه بیشتر" فی نفسه از نظر اقتصادی بی معناست، تنها در صورت ایجاد ارزش است که باید آن را جدی گرفت. دوندگان حرفه ای ماراتن البته زمان و تلاش بیشتری نسبت به دوندگان دو سرعت صرف می کنند، ولی جایزه آنها لزوما بیشتر از دسته دوم نیست.

goo.gl/AXJ2cz

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

اقتصاد سیاسی رانت در ایران

✔️یک پیش فرض نادرست هواداران نقش آفرینی دولت در توسعه اینست که دولت را یک ماشین اداری تصور می کنند، کافی است خوب طراحی اش کنی و قطعات مرغوب به کار ببری، تا خودش مسئله توسعه کشور را برای همیشه حل کند. چنین تصویری بسیار گمراه کننده است، دولت بیش از هر چیز یک پدیده سیاسی است که منطق عمل آن خیلی وقت ها با دو دو تا چارتای اهالی اقتصاد توفیر دارد.

✔️بخواهیم آن را تشبیه کنیم بیشتر به جوانی یاغی می ماند که راه خودش را می رود و جز برای پول توجیبی از پدر و مادر فرمان نمی برد. در مورد دولت های نفتی خاورمیانه این جوان فوق الذکر علاوه بر اینکه عقل درست و حسابی ندارد، حتی محتاج پول والدین هم نیست! کسانی گفته اند کشورهای نفتی به طور کلی نرخ رشد اقتصادی کمتری از دیگران دارند.

✔️ایرانی ها نسبت به مالزی در یک فاصله 24 ساله (1979 تا 2003) سرمایه گذاری بالایی در اقتصاد کرده اند، ولی نرخ رشد سرانه آنها بسیار پایین تر است (0.1 درصد در برابر 4 درصد)، این سرمایه گذاری کجا تلف شده است؟ کسانی علت را رانت جویی گروه های مختلف سیاسی می بینند، چیزی که از آن به عنوان "رقابت مخرب برای رانت نفتی" یاد کرده اند.

✔️گفته اند دولت ها در ایران عایدات نفت را با ملاحظات سیاسی تقسیم می کنند و حمایت ها و مقررات دولتی هم در واقع چیزی جز هدیه به نورچشمی های سیاسی نیست. در کشوری بدون حمایت اساسی از حق مالکیت شخصی و ضعف نهادی بعید است سرمایه گذاران خصوصی مستقل چندان شانسی داشته باشد. سیاسیون برای داشتن سهم بزرگتری از کیک نفت با هم رقابت می کنند و منابع نیز با منطقی معیوب تخصیص داده می شوند. با این حال، دو سناریو برای کاهش رقابت های رانت جویانه پیشنهاد شده است.

✔️نخست، یکدست شدن عرصه سیاست ایران تا کشمکش ها کاهش پیدا کند، مانند آنچه در دوران شاه سابق ایران و اندونزی سوهارتو داشتیم، در این حالت فساد انحصاری می شود و طبیعی است رقابت مخرب رانتی کاهش می یابد. این راهکار "در ایران به این هرزگی" شدنی نیست، در بلند مدت به ضد خود تبدیل می شود و البته تولید ثروت را هم کاهش می دهد. خلاصه قرتی بازی های مانند "ضرورت تضارب آرا" را در فضای سیاست فعلی ایران خیلی جدی نگیرید!

✔️دوم، اصلاحات نهادی دموکراتیک، شفافیت و تدوین سازوکارهای حساب پس دهی و "حکومت قانون". نگارنده این سطور البته چنین راهکاری را هم از نظر سیاسی بسیار نامحتمل می داند، اما یک چیز را می توان قطعی گفت، با وضعیت فعلی در راه توسعه ایران، این امام زاده (دولت) حاجت نمی دهد. 😊

https://goo.gl/9p1v7g

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

رفتن به بهشت، بدون مردن!ً

✔️کمتر کسی از علاقه مندان به توسعه مملکت است که ارزش نوآوری برای رشد اقتصادی را تایید نکند، با این حال به نظر می رسد در بسیاری مواقع یک تفکیک اساسی و جدی در نظر گرفته نمی شود: تفاوت میان نواوری (اینُویشن) و اختراع (اینونشن). اختراع صرفا معرفی یک محصول و فناوری جدید برای نخستین بار است و نوآوری استفاده اقتصادی و ارزش آفرینی از آن محصولات و فناوری های تازه.

✔️گفته اند دانشمندان روسی اختراعاتی مانند لیزر، لامپ الکتریکی و فناوری حفاری هیدرولیک فرکینگ (شکست با آب) و بسیاری دیگر را به جهان معرفی کردند، ولی از آن اختراعات درخشان بهره ای نبردند. این اختراع ها به نوآوری ارزش افزا بدل نشد و به خلق ثروت نینجامید. علت چیست؟ محیط نامناسب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روسیه. سرمایه گذاران و اهل فن روسی ترجیح می دهند جای امن تر و با حساب و کتاب تری را برای سرمایه گذاری انتخاب کنند.

✔️وقتی در روسیه سیاست و اقتصاد در هم می رود، حقوق مالکیت فردی باد هواست و کسی آن را جدی نمی گیرد، امنیتی ها قدرت می گیرند و در نتیجه آن فساد بیداد می کند، به جای رقابت جدی و باز شدن اقتصاد، دغدغه همه چانه زنی برای بیشتر شدن سهم رانت است، بعید است آن اختراع های درخشان به خلق ثروت برسد.

✔️اگر حقوق مالکیت در کشوری جدی گرفته نمی شود و وضعیت حکومت قانون در آن رضایتبخش نیست، به نظر می رسد باید با لبخند با آمارهای میزان سرمایه گذاری های روی نوآوری و اختراعات روبه رو شد. انتظار رشد سیاسیون از چنین فضایی شبیه کسانی است که دوست دارند به بهشت بروند، ولی نمی خواهند بمیرند!

✔️راستی، رتبه مملکت ما در شاخص مالکیت خصوصی 101 در میان 128 کشور است و در حکومت قانون هم رتبه 86 از 113 را داریم. برادر بزرگوار موسولینی از قرار زمانی فرموده بودند "وطن پرستی کافی نیست"، شاید باید حرف ایشان را باید با این توضیح تکمیل کرد که "عقل و تدبیر هم لازم است"، والله اعلم.

https://goo.gl/NHQLxw

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

دولت ایران قوی است یا ضعیف؟

✔️در علم سیاست مرسوم است که دولت ها را به قوی، ضعیف، ورشکسته و مانند آن تقسیم می کنند، دیدم کسانی از اهل دل دنبال این هستند که بدانند آیا دولت ایران را می شود دولتی قوی به حساب آورد. اجازه دهید ببینیم دولت قوی چه تعریفی دارد تا بعد در مورد ایران قضاوت کنیم.

✔️دولت قوی دولتی است که در حفظ امنیت مرزها و مقابله با تهاجم خارجی موفق است، در تامین امنیت درون سرزمینی و مقابله با تهدیدهای داخلی (گروه های مسلح، باندهای جنایتکار، خطرات طبیعی و مانند آن) موثر عمل می کند، به عنوان داور نهایی در اختلافات میان شهروندان پذیرفته می شود، امکان مشارکت آزاد و بدون ترس شهروندان در فرایندهای سیاسی را فراهم می آورد.

✔️دولت قوی دولتی است که خدمات اجتماعی مناسب مانند درمان و آموزش را برای شهروندانش فراهم می آورد، در تامین زیرساخت های مناسب (جاده ها، بندرها، راه آهن و مانند آن) و کافی خوب عمل می کند، می توان به خدمات بیمه و بانکداری در مرزهای حاکمیت آن اعتماد کرد و سرانجام جامعه مدنی را به رسمیت می شناسد و آن را محدود نمی کند.

✔️حال می توانید وضعیت دولت در ایران را با توجه به ویژگی های بالا بسنجید و ببینید که آیا می توان آن را دولتی قوی به شمار آورد. البته دولت قوی لزوما معنای مثبتی هم ندارد، جالب است بدانید کسانی دولت ایالات متحده را به صورت سنتی دولتی ضعیف به شمار می آورند، زیرا حوزه و قلمرو عمل نسبی آن محدود است.

✔️اگر اهل عدد و رقم هستید، شاخصی به نام دولت ضعیف هم ابداع شده است و گزارشی مربوط به سال 2008 هم موجود است. در این شاخص با توجه به عملکرد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و رفاه اجتماعی دولت های در حال توسعه (141 کشور) یک رتبه بندی جالب انجام شده است. در این رده بندی، صدرنشینان ضعیف ترین دولت ها را دارند که کشورهایی مانند سومالی، افغانستان، کنگو و عراق را شامل می شود.

✔️در این گزارش 2008 می توان دید که ایران 66 امین دولت ضعیف در میان کشورهای توسعه یافته است. اگر گزارش برای سال جدید هم تنظیم شود، شاید صدر جدول به سوریه برسد، ولی بعید است ایران وضعیت خیلی بهتری پیدا کرده باشد، والله اعلم.

goo.gl/ktj95o

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب منافع گورخوابی!

✔️انتشار عکس های از "بی خانمان" هایی که در گور می خوابند، باز احساسات مردم همیشه در صحنه را برانگیخته است. از قرار کسانی هم نظام بازار را مقصر دانسته اند! (هنوز شیرین عقل هایی هستند که اقتصاد ایران را سرمایه داری می دانند) اجازه بدهید با الهام از حضرت رُثبارد کمی متفاوت به قضیه نگاه کنیم.

✔️مشکل این "گورخواب ها" در ظاهر اینست که خانه و سرپناه ندارند، اما رویدادها با مضمون های مشابه با این قضیه اخیر کم نیستند و هر کدام مدتی تیتر اول می شوند (دستفروشان، زنان خیابانی و ...). اگر بخواهیم مخرج مشترک همین این خبرهای ناخوشایند را بگیریم اینست که بیچارگانی "پول" کافی ندارند و در مصیبت اند. در واقع همان "فقر" را هر از چندی به صورت های مختلف گزارش می کنند.

✔️واکنش رایج مردم چیست؟ بسیاری از افراد انتظار دارند دولت کاری کند و دستی بجنباند تا این بندگان خدا اینقدر در زحمت نباشند و مثلا برای گورخواب ها یک سرپناه یا گرمخانه ایجاد شود. اما اگر همه این مسائل به دلیل "فقر" است، چرا همان اصل مطلب، یعنی "نداشتن پول" را اظهار نمی کنند؟

✔️حرف اینست که چنین مواردی خیلی هم برای دولت ها بد نیست! مردمی که احساساتشان برانگیخته شده است، دنبال یک راه حل فوری هستند و دولت ها با پاسخ به این مطالبه، به نوعی از خود اعاده حیثیت می کنند. اما نکته اصلی اینجاست که بعد از چنین حوادثی مقدار بیشتری از ثروت مردم (مالیات و نفت و ...) با توجه به "خواست عمومی!" به گروه های ذینفع خاص می رسد. همان گروه هایی که باید خانه بسازند، خوراک فراهم کنند، هوای فقرا (بی خانمان ها، معتادان، گرسنگان و ...) را داشته باشند و ....

✔️اگر از آغاز همان مسئله اصلی یعنی "نبودن پول" را مطرح کنند، احساسات مردم آنقدرها برانگیخته نمی شود. همچنین ممکن است مردم بپرسند اگر دولت ها پولی را که کسانی با زحمت به دست آورده اند، دو دستی به دیگری تقدیم کنند، انگیزه کار کردن در هر دو طرف دهنده و گیرنده کم نمی شود؟ این کمک کردن چه اندازه باید باشد؟ سرپناه و خوراک و لباس که ظاهر ضروری اند، این فهرست چیزهایی که باید فراهم کرد چقدر باشد که "کرامت انسانی" فقرا حفظ شده باشد؟ دولت ها تا کی پولی را از یکی بگیرند و به دیگری بدهند؟ اگر این روال ادامه پیدا کند، آیا کسانی ترجیح نخواهند داد به جای کار کردن، مستمری بگیر دولت ها باشند و با پول بقیه زندگانی کنند؟

✔️در قضیه "گورخواب ها"، یک روزنامه نگار زبل بنا بر همان منطق رقابت میان جراید یک موضوع خوب را انتخاب کرده، عکس هایی بسیار حرفه ای کار کرده است و توجه ها را جلب کرده است. دستش هم درد نکند، ابزارهای مارکتینگ را به کار بسته است. اما خوبیت ندارد مخاطب محترم زیادی رمانتیک باشد، جوگیر شود و شلوغش کند.

goo.gl/QGGRQx

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب یک پدیده غریب در صحاری خاورمیانه

✔️کسانی معتقدند حکومت بر کشورهای صحاری خاورمیانه جز مشاغل سخت است و روشن نیست تا چه اندازه می توان به شعارهای زنده باد و مرده باد مردم این کشورها اعتماد کرد. می گویند شاه ایران تا چند ماه پیش از سقوط حکومتش فکر نمی کرد به این زودی باید جلای وطن کند، مخالفان زنده هم اذعان دارند که باورشان نمی شد شاه به این زودی وا بدهد.

✔️از قرار شاه سفری به مشهد کرده بود و ملت همیشه در صحنه او را بسیار تحویل گرفته بودند و "کینگ آو کینگز" درباره آپارتاید هم نطقی فرموده بود. با این حال چند ماه بعد قضیه به شکل دیگر پیش رفت. تصور کنید که شواهد زیادی وجود دارد که مردم شما را "پدر تاجدار ملت" می دانند و فکر می کنید محبوب القلوب هستید، ولی یکباره می بینید که باید چمدان ها را حاضر کنید و به مسافرت استعلاجی بی بازگشت بروید!

✔️این قضیه به اصطلاح "رنگ عوض کردن" البته منحصر به ایران نیست، اقتصاددانی ترک تبار به نام "تیمور کوران" این قضیه را در چند کشور دنیا بررسی کرده است و نامی جالب هم برایش برگزیده است: جعل ترجیح ها. به این معنا که افراد زیر فشار اجتماعی و در جلوت به شکلی رفتار می کنند که در خلوت خود به آن باور ندارند. در مورد انقلاب ها هم به نظر می رسد مردم هم مطیع و موافق حکومت اند، ولی به یکباره ورق بر می گردد و خود "واقعی" را بروز می دهند.

✔️گفته اند در مورد انقلاب ها چنین الگویی رصد شده است، مردم به دلایل اجتماعی و اینکه تصور می کنند مخالفت فایده ای ندارد و اکثریت موافق وضع موجودند به اوضاع تمکین می کنند، ولی به محض اینکه دریافتند سنبه مخالفان وضع فعلی هم پرزور است، همه چیز برمی گردد. چیزی شبیه به همان آرامش قبل از طوفان است که با وزش باد ناگهان تبدیل به بحران می شود.

✔️در جوامعی که جمع گرایی ارج و قربی دارد و هزینه اجتماعی "خود واقعی" را نشان دادن بالاست، عجیب نیست که ببینیم حکومت های مقتدری که کسی فکرش را نمی کرد ساقط شوند. کافی است نیروی مخالف بتواند خودی نشان دهد و قدرت نسبی خود را به مردم ثابت کند. از این روست که تغییرات سریع در برخی جوامع هرچند در ظاهر مخالفت چندانی برنمی انگیزد، در واقع جامعه را آبستن تعارض های جدی خواهد کرد. خداوند به همه حاکمان خاورمیانه صبر دهد.

پ.ن: پیشنهاد این نوشته از دوست فرزانه، دکتر جعفر خیرخواهان، بود.
goo.gl/e9cE5g


کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در مصائب مالیات

✔️دیدم برخی از دوستان مقایسه ای انجام داده اند میان نرخ های مالیات بر درآمد در کشورهای دیگر جهان. نشان داده اند که در جایی مثل دانمارک تا بیش از شصت درصد هم از افراد مالیات گرفته می شود. سپس نتیجه گرفته اند که در مملکت این میزان بسیار کمتر است و باید افزایش یابد. منطق استدلال آنها هم بازتوزیع بهتر ثروت در جامعه بوده است.

✔️بد نیست بدانیم برخی کشورها چیزی به نام مالیات بر درآمد شخصی ندارند: قطر، عمان، امارات، عربستان سعودی، بحرین، کویت، برمودا، جزایر کیمن، باهاما، موناکو، هنک کنگ. در این 11 کشور البته دولت ها در بعضی موارد دریافتی هایی از مردم دارند، ولی چیزی به نام مالیات بر درآمد وجود ندارد.

✔️احتمالا مردم همیشه در صحنه حتی از نوع مایه دار آن هم خواهند پرسید، اگر گاهی مبنای مقایسه ما جاهایی مثل عراق و سوریه و لیبی است، چرا در مورد مالیات بر درآمد باید به کشورهایی مثل دانمارک و سوییس رجوع کنیم. عجالتا دولت همین عایدات نفت را درست هزینه کند و بشود از این دم و دستگاه لَخت و ناکارآمد دولتی حساب کشید، تا بعد در مورد مالیات صحبت کنیم.

✔️بعید است در "خر محشر" فعلی که یکی از راه های پولدار شدن فساد اداری است و سازوکار شفافی برای رصد عملکرد دولت ها وجود ندارد، بتوان شهروند عاقل را قانع کرد پولش را در اختیار بوروکرات های دولتی بگذارد که خودشان هم تکلیف خودشان را نمی دانند.

✔️در نظر داشته باشیم "مالیات" یک مفهوم مدرن است و با خراج و پول زور فرق می کند. زمانی می توان حرف از "مالیات" زد که با یک دولت مدرن و شفاف سروکار داریم، جامعه مدنی و حکومت قانون موضوعیت داشته باشد و نهادها مردمی و غیردولتی بتوانند خودی نشان دهند. در ایران کسانی اینها را حرف های غربی و قصه کلثوم ننه می دانند.

✔️گفته اند در فلسفه سیاسی غرب دولت مظهر خرد است، نهادی که نمی گذارد ادم ها گرگ وار همدیگر را بدرند، ولی در این حوالی مصیبتی است که باید از شرش به خدا پناه برد. اگر نخواهیم اینقدر بدبین هم باشیم، نمی توان شهروند عاقلی که با زحمت و فکر پولش را به دست آورده است، صرفا به دلایل اخلاقی قانع کرد که حواست به گورخواب ها و ضعفا باشد و ما همه انسانیم و مال اندوزی بد است و غیره.

✔️این حرف ها برای یک روستا و شهر کوچک شاید جواب بدهد، ولی کشور هشتاد میلیونی را بعید است بشود فقط با حرف متمدن کرد، تدبیر و عقلانیت هم شرط است. تجربه نشان می دهد که در همه جا باید به دولت ها بدبین بود و در صحاری خاورمیانه بدبین تر، والله اعلم.

goo.gl/oEdLtZ

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

مشت های واقعیت

✔️مایک تایسون، مشتزن معروف، گفته بود همه تا زمانی که نخستین مشت به صورتشان نخورده است، برای بردن برنامه دارند. مقصود مرد تنومند این بود که برنامه‌ها در مواجهه با واقعیت ها تا چه اندازه ناموفقند و آنچه روی کاغذ پیش‌بینی می‌شود با آنچه در عمل روی می‌دهد، زمین تا آسمان تفاوت دارند.

✔️حکایت برنامه های توسعه در مملکت آریایی-اسلامی ما داستانی است پر ز آب چشم، هزینه بسیار می کنیم تا برنامه هایی بنویسم برای اجرا نشدن. در این یادداشت استدلال کرده ام وقت گذاشتن برای این برنامه های عریض و طویل فقط ریختن پول مملکت است به چاه، هر دولتی که قول این همه کار بدهد، یعنی قرار نیست کاری هم انجام دهد.

✔️در مملکتی که هنوز روی خود مفهوم توسعه اجماعی وجود ندارد، خوبیت ندارد وقت خودمان و مردم را برای "برنامه توسعه" تلف کنیم: گمشده ما «برنامه توسعه» نیست، «سیاست توسعه» است.

لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/c8Qu2Z

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب "مردم"

✔️از واژه "مردم" خوشم نمی آید، بیشتر یادآور توده های افراد در کف خیابان هاست، همان هایی که ذهن کرم و چنگال اژدها دارند. در کشوری عشقی بدون نهادهای ریشه دار و مدرن ترسناک ترین چیز همین "مردم" است. این "مردم" بدون مشارکت نهادی و سیاسی مدرن فرقی با "اعضای قبیله" و "رعایا" ندارند، بدیهی است که باید از حضور جمعی آنها هراسان بود.

✔️دیدم دوستی فرهیخته مدام واژه "دولت (مردم)" را به کار می برد، گویی که این دو مترادف همدیگرند. خواستم برای او بنویسم که از قضا تفاوت ما با دنیای متمدن شاید این است که به سختی بتوان این دو را مترادف فرض کرد. در جامعه پیچیده و متنوع ایران ایراد این است که بسیاری افراد و گروه ها موافق نیستند دم و دستگاهی به نام "دولت" مترادف آنهاست.

✔️بیراه هم نمی گویند، سازوکار نهادی برای مشارکت همه آدم ها و گروه های متنوع وجود ندارد. در یک جامعه مدرن ما "افرادی" داریم که تفاوت میان آنها به رسمیت شناخته شده است، آنها به اختیار خود در کنش جمعی وارد می شوند و اهداف مشترکی را پیش می برند. بعید است بتوان این را مشابه اوضاع ما دانست.

✔️در این حوالی خیلی ها در حضور جمعی آدم ها در فضاهای عمومی شکوه و عظمت می بینند، حقیقتش چنین صحنه هایی بیشتر هراس آور است. نسبت به این واژه ارتجاعی "مردم" از زبان سیاسیون حساس باشید، "مردم" به معنای توده یکدستی که گله وار رفتار می کند و چیزی مشخص به نام "خواست مردم" دارد، توصیفی خوبی از یک جامعه پویا نیست.

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب پیشرفت کشورها

نگاهی به نقشه بالا حقایق جالبی را روشن می کند، آبی پررنگ نشاندهنده کشورهایی است که از نظر حفظ حقوق مالکیت رتبه خوبی دارند، در رده های بعدی به ترتیب سبزها، بنفش ها و قهوه ای ها و قرمزها قرار می گیرند. برخی از کشورها هم در این رده بندی آورده نشده اند.

انگار که وضعیت کشورها در حفظ حقوق مالکیت می تواند اوضاع آنها در بسیاری از شاخص های رفاه و پیشرفت دیگر را هم به مخاطب اطلاع دهد. کشورهای آبی (برترین ها در حفظ حقوق مالکیت) کشورهایی هستند که آنها را اغلب پیشرفته و توسعه یافته به حساب می آوریم (کشورهای با فرهنگ انگلوساکسون). در مورد بقیه هم کم وبیش چنین وضعیتی برقرار است و انتظار داریم کشورهای با رتبه بهتر در حفظ حقوق مالکیت از درجه توسعه یافتگی بیشتری هم برخوردار باشند.

وقتی تعداد خبرهای "مصادره اموال فلان مجرم" یا "بازگشت پول مردم به خزانه مملکت" زیاد شنیده بشوند، شاید کسانی آن را نشان دهنده اقتدار دولت ها تلقی کنند، ولی این از نظر حقوق مالکیت خبر خوبی نیست. شاید باید آن را نشانه ای از توسعه نیافتگی کشورها دانست.

کسانی در این حوالی با هر چیز "فردی" و "خصوصی" مشکل دارند، می خواهند این حوالی کشوری در استانداردهای سوییس و دانمارک برپا شود، ولی از فرهنگ منحط "فردگرایی" و "آزادی" و "سرمایه داری" خبری نباشد. البته تلاش برای در انداختن طرحی نو بد نیست، ولی به قول اهل دل "گشتم نبود، نگرد نیست".

goo.gl/Xg4nQI

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

بگذارید سیاست به اقتصاد کمک کند!

✔️دوستی ارجمند در یک مقاله با عدد و رقم نشان داده بود که ایران یک هزینه فرصت 3 میلیارد دلاری برای گندم می پردازد. به گفته ایشان می شود مقدار غله مصرفی کشور را از روسیه و چین به نصف قیمت فعلی خرید، ولی دولت آن را به قیمت بالاتر از کشاورز ایرانی می خرد و قضیه به نان و گندم یارانه ای می رسد که همه از آن خبر داریم.

✔️البته کشاورزان از این حمایت خوشحال می شوند، ولی بقیه مردم هزینه آن را می پردازند. کسانی دیگر با توجه به قضیه آب البته استدلال مقاله اصلی را تایید می کردند. اما دوستی دیگر در نقد این نظر گفته بود البته این "تحلیل های اقتصادی" درست است، ولی کشوری که رابطه خوبی با دنیا ندارد، درست نیست که در مورد یک کالای استراتژیک مثل گندم خود را وابسته به اجنبی کند.

✔️این حرف اخیر هم بیراه نیست و پیشتر هم در مورد بریتانیا و انگلستان جنگ جهانی اول هم نوشته ام، اما اجازه دهید قضیه را جور دیگر نگاه کنیم، چرا یک کشور باید اینقدر مجبور باشد از خودش دفاع کند و هزینه پرداخت کند؟ به عنوان یک دانشجوی علم سیاست آنقدرها می فهمم که دنیا کارتون نیست و باید مراقب خباثت ذاتی بشر هم باشیم، اما هزینه دفاع و دیپلماسی ما چقدر باید باشد؟

✔️یک دولت یاغی مثل کره شمالی که احتمالا جز چین با همه دنیای متمدن مشکل دارد هم البته دلایل کافی برای پرداختن هزینه های بالای دفاعی را دارد، حتی اگر مردمش از قحطی تلف شوند، پیشوای بزرگ می تواند ادعا کند که این اقتصاد دان های لیبرال که حرف از تقسیم کار و مزیت نسبی و ارتباط با کشورهای دیگر می زنند چیزی از سیاست سر در نمی آورند! ما نمی توانیم خود را به دیگران وابسته کنیم و "استقلال" خود را به خطر بیندازیم.

✔️حرف پیشوا البته از نظر سیاست "مستقل" کشورش توجیه پذیر است، ولی ایراد آن "سیاست مستقل" بدوی و مضحکی است که پیش گرفته است. گاهی بد نیست به جای صحبت از مفاهیمی به شدت مبهم مانند "استقلال" به این شکل به قضیه نگاه کنیم: هزینه "استقلال" ما چقدر است؟ اینکه مجبوریم تمامیت ارضی را حفظ کنیم و جلوی جنگ های احتمالی را بگیریم، البته حرف درستی است، ولی یک نکته اساسی را نادیده می گیرد: با چه هزینه ای مجاز به این کار هستیم؟

✔️اگر معیار ما فقط شکست نخوردن در جنگ و از دست ندادن بخشی از کشور باشد و هزینه ها را در نظر نگیریم، استدلال مان معیوب است، صدام حسین تا روز قبل از سقوطش می توانست چنین ادعایی کند که "استقلال" کشورش را حفظ کرده است و در این راه هزینه های بسیار مهم نیست! یک سوال خوب برای ارزیابی سیاسیون کشورها می تواند این باشد، هزینه این "استقلال ها" و "حق مسلم ها" چقدر بوده است؟ احتمالا خیلی ها با همان زیرکی همیشگی شان خواهند گفت: والله اعلم! اما چاره ای هم نداریم.


کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در فضیلت هیچ کاری نکردن!

✔️اسلاوی ژیژک فیلسوف نامدار اسلوونیایی از مرد جوانی یاد می‌کند که در فرانسه سال‌های جنگ جهانی دوم بر سر دوراهی قرار گرفته بود که آیا باید به مادر تنها و بیمارش کمک می‌کرد یا وارد جنبش مقاومت می‌شد و با نازی‌های اشغالگر می‌جنگید. او برای این پرسش یک راه حل سوم داشت که به قول خودش راهی شرم آور است.

✔️پیشنهادش به مرد جوان این بود که به مادرش بگوید به جنبش مقاومت می‌پیوندد و به دوستانش در جنبش بگوید که می‌خواهد از مادرش مراقبت کند، ولی در واقع به کنجی جدا و دور از دیگران بخزد و مشغول مطالعه شود و بیاموزد و بیاموزد و بیاموزد! منظور مرد فیلسوف این بود که در بسیاری از موارد با وجود دشواری باید از وسوسه «کاری کردن» پرهیز کرد، از موضوع فاصله گرفت و بیشتر اندیشید.

✔️در این مورد اخیر گورخوابی هم واکنش نشان ندادن کار دشواری است، ولی شاید درست ترین کار باشد! در این یادداشت دنیای اقتصاد سعی کرده ام نگاهی متفاوت به موضوع ارائه دهم و البته اشاره ای هم به یک برنامه مشابه در ایالات متحده داشته ام. جان کلام این است که بیش و پیش از "اخلاقی" بودن باید "عقلانی" بود و رمانتیک ها به بهشت نمی روند.

لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/ivtlRB

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

شبح جنگ از سر ایران گذشته است؟

✔️داریم از حدود سال 1390 شمسی (2011 میلادی) و اواسط دوره احمدی نژاد و درآمدهای بالای نفتی صحبت می کنیم. جیمز ماتیس، وزیر دفاع کنونی امریکا، در نقش فرمانده نیروی های این کشور در خاورمیانه مشغول بود طی یک ماه در تلفاتی کم سابقه حدود 15 نفر از نیروهایش در عراق کشته شدند، کسانی حملات را از جانب نیروهای نزدیک به ایران می دانستند. پیشنهاد "سگ هار" دادن پاسخی مناسب به ایران بود: حمله شبانه به یکی از نیروگاه ها یا پالایشگاه ها در خاک ایران!

✔️مقامات کاخ سفید البته پیشنهاد وی را نپذیرفتند. همان زمان حتی کسانی در امریکا نگران اقدامات پیش بینی نشده اسرائیل بودند، روشن نیست ارتباط انفجار بیدگنه در ایران در ماه های پایانی 2011 با اوضاع روز چه بود، ولی گفته اند نقش اصلی ماتیس در آن دوران این بود که در صورت واکنش نظامی اسرائیل به ایرانی ها تفهیم کند که پاسخ متقابل به آن کشور چقدر برایشان گران تمام خواهد شد.

✔️ژنرال امریکایی نظرش این بود که با دریافت نخستین نشانه ها از شروع جنگ آتی (مین گذاری تنگه هرمز) با پیش دستی جلوی آن را بگیرد و اجازه ندهد جنگی شروع شود! مدتها روی پیامدهای جنگ با ایران بحث بود و برنامه عملیاتی "جنگ جهانی سوم" برای متحدین امریکا شرح داده می شد.

✔️سال 2012 نخستین نشانه های تمایل ایرانی ها برای حل مسئله هسته ای اشکار شد و ماتیس هم به تدریج کنار رفت. اکنون او مسئول 1 میلیون و 300 هزار نفر نیروی نظامی امریکاست که در 150 کشور جهان پراکنده اند. او را کنار دیگر چهره های امنیتی و نظامی دولت ترامپ بگذارید.

✔️در نقش وزیر دفاع البته انتظار نمی رود مانند گذشته باشد، ولی احتمالا دولتی که ادعا می کند "عظمت از دست رفته امریکا را برگرداند" و باید نشان دهد "گزینه نظامی فقط تهدیدی در مذاکره نیست" به اندازه دولت قبلی ملایم نخواهد بود. می گویند نئولیبرالیسم و "تقدم تجارت بر جنگ" و "جهانی سازی" زمانش گذشته است و اکنون ظهور دوباره ملی گرایی را شاهد هستیم. قضاوتی در این مورد ندارم، ولی می توان انتظار داشت ارتش ها نقش پررنگ تری از قبل داشته باشند و این خوب نیست.

✔️جنگ شر مطلق است به ویژه برای ایرانی که هشت سال آن را چشیده است، روی کاغد خبری نیست، ولی خطر "سوء محاسبه" را کوچک نگیرید. همسایگان منطقه ای و عرب ها هم البته اهمیت دارند، الان که این را می نویسم یک روز از مرگ آیت الله گذشته است، کسانی به رابطه خوب او با اعراب و سعودی ها اشاره می کردند، کسی چه می داند، شاید بعدها دریابیم او می توانست نقش سازنده ای ایفا کند، والله اعلم.

goo.gl/eTfdqS

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب مرگ آیت الله

✔️گفته می شود شاه سابق که در ابتدا از او با عنوان "شاه جوانبخت" یاد می کردند، در سال های آغازین سلطنت زیر سایه سنگین قجری تبارها بود، مصدق و قوام از برجسته ترین ها بودند و در رده های پایین تر هم اوضاع خیلی متفاوت نبود. تعداد آنها که به دلیل تمکن خانوادگی در اروپا درسی خوانده بودند، در بدنه بوروکراسی پهلوی ها کم نبود.

✔️از جایی به بعد اوضاع مملکت و گرایش شاه به آنجا رسید که نسلی جدیدی جایگزین قبلی ها شود، در این نسل جدید تعداد "امریکا رفته ها" کم نبود، دوران قاجارها برای آنها معنای خاصی نداشت و حتی برخی خود را جوان های رضا شاهی می نامیدند. به نظرم می توان شباهتی با سال های اخیر ایران هم سراغ گرفت.

✔️بعد از دوران جنگ نسل جدیدی از مدیران به وجود آمدند که در بهترین شکل می توان آنها را با نام "کارگزاران" طبقه بندی کرد، به قول خودشان تکنوکرات هایی که در دهه اول جمهوری اسلامی تجربه کسب کرده بودند، برخی از آنها در دوره پهلوی در امریکا و اروپا درسی خوانده بودند و برخی دیگر هم بعد از انقلاب در انگلستان و اروپا تحصیل کردند تا به علم روز تجهیز شوند.

✔️اگر مدیران نسل قبل فقط نماد تعهد بودند، این جدید ها می خواستند نشان دهند که جنبه تخصص شان پررنگ تر است. کاری به عملکردشان نداریم، ولی دولت سازندگی چنین تصویری را نشان می داد. همین دیدگاه در هشت سال بعدی هم پی گرفته شد. دولت مهروزی اما یک بزنگاه جالب بود، با یک گفتمان متفاوت، نسل جدیدی بر سرکار آمد.

✔️کسانی آن را انقلابی دیگر می نامیدند. اهل فن می گویند که صرفا با تغییر قدرت سیاسی نمی توانید در رفتار دولت ها تغییر ملموس ایجاد کنید، بوروکرات های دولتی و ساختار اداری جلوی آن را می گیرند. این دولت جرات کرد و تمام بوروکراسی را زیر و زبر کرد.

✔️این مدیران جدید نسل مهرورزی جوانی شان هم از جنگ شروع می شد نه از مبارزات انقلابی. آنها جوان های جمهوری اسلامی بودند. شعار آنها مجهز شدن به علم روز دنیا نبود، بلکه ایجاد "الگوی بومی" بود؛ ترکیبی غریب که بیشتر نشان از شور داشت. پروژه آنها هرچند با عایدات نفت تا حدی پیش رفت، به دلیل سنبه پرزور اجنبی ها شکستش زودتر از موقع اشکار شد. نسل قبلی "کارگزاران" دوباره فراخوانی شد.

✔️پیش گویی کار متخصصان فال قهوه است، ولی بعید است این نسل قدیم عمر زیادی داشته باشد، جانشینی هم برای ادامه آنها سراغ نداریم. بازسازی اندیشه جدی هم در آنها نمی بینیم، آنقدر "پراگماتیک" اند که فرصت بازسازی فکری ندارند. آنها می خواهند نشان دهند که نه اصلاح طلب اند و نه اصول گرا و حرفشان "اعتدال" است. معتدل بودن هرچند فضیلتی شخصی است، ولی بعید است در مملکتی بلاخیز مانند ایران در بلندمدت خیلی جدی گرفته شود.


✔️دوست داشتم در زمان حیات آیت الله فقید فرصتی دست می داد، قهوه ای می نوشیدیم و گپی می زدیم، ولی شاید بشود گفت زمان واقعی مرگ این رجل سیاسی نامدار همان سال 1384 بود. والله اعلم.


goo.gl/rOVd3u

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب توسعه، کریسمس، مادر بزرگ کیم و باقی قضایا

✔️جذب شدن در اقتصاد جهانی توهمی بیش نیست، کشورهای توسعه یافته (مرکز) منابع و ثروت کشورهای توسعه نیافته (پیرامون) را به غارت می برند، وقتی قدرت ها برابر نیست، همیشه وضعیت به نفع قدرتمندترهاست و ارتباط کشورهای فقیر با غنی جز یک دروغ بزرگ نیست. جهانی سازی نام دیگری برای بهره کشی از کشورهای توسعه نیافته و فقیر است.

✔️آنچه در بالا آمد و البته احتمالا شبیه آن را از اهل دل زیاد شنیده اید به تئوری وابستگی موسوم است. تئوری وابستگی واکنشی منفی به این دیدگاه بود که کشورها در راه توسعه از مراحل مشابهی می گذرند. کاری که برای بیرون آمدن کشورهای توسعه نیافته از مدار بدبختی باید کرد اینست که آنها را در مسیر درست هل داد (تئوری مدرنیزاسیون).

✔️بنا بر تئوری مدرنیزاسیون، اگر کشورهای پیشرفته با سرمایه گذاری و انتقال تکنولوژی به کشورهای عقب مانده آنها را تجهیز کنند و به بازار جهانی وصل کنند می شود امید داشت با بهبود تجارت اوضاع بهتر شود (توسعه صادرات). اما تئوری وابستگی این اقدامات را ترفندی برای غارت کشورهای توسعه نیافته می دید، پیشنهادش این بود این کشورها به جای امید به بیگانه روی پای خودشان بایستند و آنچه را که باید وارد کنند، خودشان تولید کنند. (جایگزینی واردات).

✔️این حرف ها بعد از جنگ جهانی دوم زده شد مقبول بسیاری از اهل دل ضد سرمایه داری و امپریالیسم بود، حتی می خواندم که آخرین نخست وزیر ایران هم هوادار پروپاقرص این دیدگاه بود. امروزه البته ایده های خودکفایی و مانند آن خیلی هوادار ندارد. اقتصاددانان می گویند نمونه های نقض تئوری وابستگی زیاد داریم. هند کشوری است که راه خلاف "روی پای خود ایستادن" را رفت و موفق هم بود. از آن طرف زیمباوه خواست "مستقل" بماند و اوضاعش کم از فاجعه نیست.

✔️در یک نمونه دیگر، بعد از جنگ کره، شبه جزیره کره دو قسمت شد و دو کشور به وجود آمد، یک کشور خواست روی پای خودش بایستد و دیگری با دنیا ارتباط برقرار کرد. قضیه مربوط به سال 1953 است و اوضاع هر دو شبیه به هم بود. بعد از گذشته سال ها می شود دید که تولید ناخالص داخلی سرانه سال 2014 در کره جنوبی حدود 20 برابر کره شمالی است.

✔️به تازگی هم پیشوای بزرگ آن کشور فرموده اند، کریسمس هم قرتی بازی است، به جای عیسی مسیح همین مادربزرگ خودم را عبادت کنید! از قرار می خواسته است در سنت ها هم به خودکفایی برسد. خلاصه چیزی که در دنیا انتها ندارد، حماقت است.

goo.gl/6lUleC

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

رشد و توسعه اقتصادی ایران چقدر فراگیر بوده است؟

✔️بسیارانی معتقدند رشد و توسعه اقتصاد البته ضروری است، ولی در صورتی که دستاوردهای آن رشد به همه بخش های جامعه رسوخ نکند و همگان از آن بهره مند نشوند مشکل ساز خواهد بود. به این معنا در کنار شاخص هایی مثل تولید ناخالص داخلی (جی دی پی) باید برخی عوامل دیگر را هم در نظر گرفت.

✔️مجمع جهانی اقتصاد که شاخص رقابت پذیری جهانی را منتشر می کند، مقیاسی با نام "رشد و توسعه فراگیر" هم معرفی کرده است که تلاشی است برای اندازه گیری این "رشد متوازن". کشورها در دو دسته کلی توسعه یافته (30 کشور) و در حال توسعه (79 کشور) طبقه بندی شده اند. هفت رکن اصلی هم مورد سنجش قرار گرفته اند. داده ها بر اساس نظر خبرگان و سنجش های آماری گردآوری شده اند.

✔️ایران در دسته در حال توسعه هاست و از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی در رتبه 27 جای دارد. اما از نظر این شاخص جدید رتبه اش 21 در میان 79 کشور در حال توسعه است. در بعضی مولفه ها حتی رتبه 1 در میان کشورهای در حال توسعه را دارد. خلاصه که اوضاع خیلی بد نیست، همیشه که نباید خودتان را با اسکاندیناوی و آلمان مقایسه کنید.

Inclusive Growth and Development Index

goo.gl/KVkZIO

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

دولت مطلوب رندان!

✔️فرض کنید که دولت از همین فردا تصمیم بگیرد ماهانه هزینه های زندگی حداقلی را یکجا برای همه شهروندانش پرداخت کند، یعنی "همه افراد" اعم از فقیر و غنی و شاغل و بیکار مقداری پول دریافت می کنند تا اموراتشان بگذرد، اگر شاغلند که این مبلغ به درآمدشان اضافه می شود و اگر بیکارند تا زمانی که کار پیدا کنند دستکم گرسنه نمی مانند. من راضی، تو راضی، خدا هم راضی!

✔️چنین طرحی البته خیال و آرزو نیست و از آن به عنوان "درآمد پایه برای همه" یاد می کنند و در برخی کشورها بنا دارند حتی آن را اجرایی کنند، مثلا در فنلاند به صورت آزمایشی ماهانه 650 یورو به 2000 نفر پرداخت می کنند تا نتیجه را ببینند. از این عالی تر هم هست؟

✔️این طرح حتی مشکل طرح های مرسوم را هم ندارد که پرداخت را مشروط به کم درآمد بودن یا بی کاری می کنند، در طرح های فعلی به محض انکه طرف کاری پیدا کرد یا درآمدش از حدی بالاتر رفت پرداخت ها قطع می شود. این شاید باعث شود فرد دریافت کننده انگیزه کار را از دست بدهد، وقتی بدون کار کردن دریافتی دارد، چرا کار کند و خودش را به زحمت بیندازد. اما این طرح "درآمد پایه برای همه" حتی این مشکل را ندارد، اکازیون واقعی!

✔️اما کمی صبر کنید! در واقعیت قضیه خیلی متفاوت از قبل نیست: دولت ها که از خود پولی ندارند، باید آن را از داراها بگیرند و به ندارها بدهند. یک سیستم مالیاتی تصاعدی نیاز است که از درآمد بالاها پول بگیرند و آن را بین همه پخش کنند. این بدان معناست که از سطحی از درآمد بالاتر، افراد در واقع بیشتر دهنده اند تا گیرنده و بیشتر از "درآمد پایه" در واقع به عنوان مالیات از کیسه شان می رود.

✔️به زبان ساده، درآمد بالاتر به معنای پرداخت بیشتر است که البته مشوق های کار و درآمد بیشتر را از بین می برد. اما یک مسئله بزرگ دیگر هم وجود دارد، در بازار رقابتی، کسب وکارها یا باید سودآور باشند یا درشان تخته شود، در این طرح می توان دید که کسب و کارها با کارایی پایین هم می توانند به دلیل این کمک اضافی همچنان سرپا بمانند. افراد به جای آنکه سراغ کسب وکار ارزش افزا بروند، همان کار قبلی با کارایی پایین را همچنان ادامه می دهند و این وضعیت کل اقتصاد را بدتر می کند.

✔️اینجا هم باید پول را از کسب و کارهایی که ارزش بیشتری ایجاد می کنند گرفت و به ناکارآمدها داد تا لنگان لنگان ادامه دهند. مشوق ها را از موفق ها گرفته ایم و به متوسط ها و ضعیف ها انتقال داده ایم. یادمان نرود که کارایی پایین کسب و کارها به نوعی تحمیل هزینه به مشتریان آنها هم هست که ان را هم تشویق کرده ایم. همچنین باید حق الزحمه بوروکرات های دولتی را هم که زحمت توزیع می کشند پرداخت شود، هرچه باشند آنها هم زن و بچه دارند.

✔️جان کلام اینکه در اقتصاد چیز مجانی وجود ندارد، باید ثروتی باشد که بشود توزیعش کرد، شاید بهتر است هوای ثروت آفرینان را داشته باشید، زیرا به نفع فقرا هم خواهد بود. والله اعلم.

goo.gl/ErfYQO

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

در باب پلاسکو و مردم همیشه در صحنه

✔️نمی دانم این میل بیمارگونه به سلفی گرفتن با همه چیز در بقیه جاهای دنیا هم رایج است یا نه، در حوادث طبیعی و انسانی نظیر پلاسکو بعید می دانم تعداد زیادی از مردم اینقدر مصرانه بخواهند خاطره فاجعه را جاودانه کنند.

✔️نیاز به بررسی دارد، ولی فکر می کنم بتوان این حدس را مطرح کرد که این افراد دنبال این اند با شواهد سفت و سخت مانند تصویر نشان دهد که چقدر تجربه متفاوتی داشته اند و چقدر "تک و منحصر به فرد" اند.

✔️یکی از دوستان حرف جالبی را مطرح می کرد که شاید در "فرهنگ رسمی" ما که نوعی جمع گرایی را تبلیغ می کند و فردگرایی به معنای "به رسمیت شناختن تفاوت ها فردی" جدی گرفته نمی شود، این میل به "تک نشان دادن" چنین بیمارگونه ظهور می کند. نمی توان این را آسیبی برآمده از سرکوب فردیت دانست؟

✔️دیدم برخی پیشنهاد کرده اند بد نیست در مملکت ما هم هر از چندی کارناوال (به مفهوم مدرن البته) برگزار شود تا ملت از نظر کمبود تجربه جالب به مشکل نخورند و تمام زندگی را بدل به فان و کارناوال نکنند. یادم هست مشایی زمانی مفهومی را مطرح می کرد با عنوان "مهندسی شادی"، هرچند واژه دلنچسب بود و نشان می داد که احتمالا گوینده خیلی از مرحله پرت است، ولی دستکم نشان می داد که به مشکل پی برده بود، والله اعلم

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

بزرگترین تصمیم آیت الله

✔️بعد از مرگ آیت الله هاشمی عده زیادی به بررسی کارنامه او پرداختند، کسانی مایل بودند بدانند نمره وی در طول حیات سیاسی اش چند بود. نگارنده این سطور معتقد است دانستن اینکه متوفی چقدر به امیرکبیر شباهت داشت یا میزان خلوص نیت وی چقدر بود البته ضرری ندارد، ولی در حال حاضر مطلقا غیرضروری است.

✔️در مملکتی بلاخیز مثل ایران داوری اهل سیاست آسان نیست و بهتر است منتظر ماند تا تاریخ در آینده درباره آنها قضاوت بی طرفانه تری فراهم آورد. از قرار برای آن مرحوم هم قضاوت تاریخی اهمیت زیادی داشت و دوست داشت نام نیکی از خود به یادگار بگذارد. آیت الله فقید توانست در نظامی که برای تشکیل اش مبارزه کرده بود به مراتب بالا برسد و نقشی مهم در بزنگاه های آن داشته باشد.

✔️شاید اینکه اکنون بخواهیم ارزیابی کلی از حیات سیاسی او به دست آوریم و تکلیف را یکسره کنیم کمی زود باشد. اینکه چقدر می توانست مطابق دموکراسی رفتار کند و تا چه اندازه از کارهایی که به نام او و دولتش می شد باخبر بود، سوال هایی است که شاید بعدها بتوان جواب های بهتری برای آن پیدا کرد. او را با عملگرایی و پراگماتیسم می شناختند و از قرار الگوی تحول چینی را می پسندید.

✔️با این حال در این یادداشت دنیای اقتصاد سعی کرده ام یکی از جنجالی ترین رویدادهای زندگی او را بیشتر شرح دهم. مرحوم می خواست اقتصاد ایران بعد از جنگ را متحول کند و می شود حدس زد مایل بود ایران هم سری توی سرها در آورد. استدلالم این است که نمی توان در تحول های بزرگ اقتصادی مانند آنچه در اوایل دهه 70 ایران رخ داد، همزمان توسعه سیاسی و این قبیل تفنن ها را دنبال کرد!

✔️بعد از انقلاب و یک جنگ ویرانگر 8 ساله در کشوری وسط صحرای خاورمیانه به نظر نمی رسد بتوان "تعدیل اقتصادی" را با لبخند پیش برد. ترکیب جراحی اقتصاد و باز کردن فضای سیاسی در جایی مثل ایران ریسک کمی نیست. قضیه دستکم یکبار در گذشته اتفاق افتاده است.

✔️پرویز ثابتی، معاون امنیت داخلی ساواک، به اعلام «فضای باز سیاسی» در سال 1355 اشاره می‌کند که با فشار کارتر دنبال شد و رژیم همزمان به دنبال اجرای برخی سیاست‌های ریاضتی برای کاهش هزینه‌ها و کنترل تورم بود. او می گوید هر دانشجوی اقتصاد سیاسی این قاعده را می‌داند که نباید سیاست‌های اقتصادی سختگیرانه را که نارضایتی اجتماعی گسترده به همراه دارند، همزمان با پروژه‌هایی مانند «فضای باز سیاسی» پیش برد. این ترکیب ناهمساز به بحران‌های امنیتی می‌انجامد که حتی می‌تواند فروپاشی نظام سیاسی مستقر را در پی داشته باشد.

✔️اینکه آن سیاست ها علی رغم منطق درست اقتصادی شکست خورد و بی تدبیری ها در اجرای آنها کم نبود البته حرف درستی است، ولی اینکه طلبکار باشیم چرا "توسعه سیاسی" و "تعدیل اقتصادی" همزمان پیش نرفت، یعنی درکی از پیچیدگی های این مرز پرگهر نداریم. خوب می شد بتوان همزمان هم بیسمارک بود و هم ماندلا، ولی حیف که دنیا کارتون نیست.

لینک یادداشت دنیای اقتصاد:
goo.gl/ph8LZz

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

بانک جهانی درباره آینده توسعه این مملکت چه می گوید؟

دغدغه اقتصاد های بزرگ جهان (جی 20) این است رشد اقتصادی آنها به صورت متوازن اتفاق بیفتد و همه شهروندانشان از منافع آن بهره مند شوند، اما چه باید کرد و وضع مملکت ما چگونه است؟

بانک جهانی در یک پژوهش جامع اعلام کرده است که به این منظور کشورها باید در درجه اول بتوانند برای مدت طولانی رشد اقتصادی "پایدار" داشته باشند. سیاست های کلان برای تضمین رشد بلندمدت هم عبارتند از:

✔️ایجاد و حفظ ثبات اقتصاد کلان (برای نمونه قیمت ارز در ایران را در ذهن داشته باشید!)
✔️سرمایه گذاری روی سرمایه های انسانی و زیرساخت های فیزیکی
✔️ایجاد محیط مناسب برای رقابت و تجارت
✔️بهبود و تقویت سیستم مالی
✔️به کارگیری تکنولوژی مدرن و افزایش سطح نوآوری
✔️ایجاد نهادهای قدرتمند و موثر
✔️توجه به پایداری (پایندگی) زیست محیطی

نگاهی به فهرست سیاست های بالا بیندازید، به نظرم نمی رسد در هیچ کدام از آنها وضع رضایتبخشی داشته باشیم، اما صبر کنید! آنچه بالا دیدید فقط برای اطمینان از رشد در بلند مدت بود، اگر بخواهیم این رشد "متوازن" باشد و به همه بخش های جامعه برسد چند سیاست دیگر را هم باید به کار گرفت:

✔️تمرکز روی توسعه و رشد کودکان
✔️حمایت های مالی مشروط از نا برخوردارها
✔️دسترسی همگانی به تحصیلات و آموزش با کیفیت مطلوب
✔️دسترسی همگانی به خدمات بهداشتی
✔️بهبود زیرساخت ها برای دسترسی بهتر به مناطق فقیر
✔️ایجاد فرصت های کسب درآمد برای فقرا (دسترسی به منابع مالی و مانند آن)

اما خوش خیالی است که فکر کنیم در کشوری مثال ایران می شود همه اینها را با هم به کار گرفت، همان سیاست های دسته اول (رشد پایدار در بلندمدت) تمام وقت ما را می گیرد. دسته دوم نیاز به یک ساختار اداری و نهادی سالم و عاری از فساد دارد که این حوالی چیزی در حد کیمیاست، دست از خیال و قصه برداریم، اولویت اول توسعه در ایران رام کردن یک هیولاست: دولت!

goo.gl/UTxjOP

کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

منحنی های عرضه و تقاضا را دور بریزید!

✔️شاید یکی از معدود چیزهایی که همه اقتصاددانان با آن موافق هستند اینست که قیمت را عرضه و تقاضا معین می کند. اغلب این مفهوم را با منحنی های عرضه و تقاضا نشان می دهند. این منحنی ها ابزارهایی پایه ای اند که دانشجویان اقتصاد از همان آغاز با آنها آشنا می شوند.

✔️در این یادداشت سایت بوروژوا، ترجمه یکی از یادداشت های موسسه میزس را در نقد اقتصاد متعارف و منحنی های عرضه و تقاضا آورده ام، به زبان ساده به بررسی پیش فرض های پایه ای عرضه و تقاضا پرداخته است و خواندن آن برای همه علاقه مندان اقتصاد سودمند خواهد بود.

لینک یادداشت بورژوا:
goo.gl/3IFJm8

کانال بورژوا:
https://t.me/bourgeois_ir


کانال راهبرد
@RahbordChannel
هیدا ۸۸۶۸۱

دولت در ایران چقدر به حرف شهروندان گوش می کند؟

بسیارانی در مملکت آریایی اسلامی ما تصور می کنند که کار مملکت پشت پرده تدبیر می شود و کسانی نشسته در اتاق های دربسته و ظلمانی سیاست ها را تعیین می کنند، بسیاری اوقات اینکه واقعیت چیست خیلی اهمیت ندارد، باور مردم از هر واقعیتی واقعی تر است.

اهل دل شاخصی برای سنجش میزان روشن بودن حساب و کتاب کشورها و پاسخگو بودن دولت ها تعریف کرده اند به نام "دولت باز" که 4 مولفه دارد؛ 1) دسترسی عمومی به قانون ها و اطلاعات مربوط به دولت به صورت مناسب و به زبان ساده، 2) حق دسترسی به اطلاعات در صورت درخواست شهروندان 3) مشارکت مدنی به معنای به رسمیت شناختن حق آزادی بیان و تجمع و اعتراض شهروندان به دولت و پاسخگویی درست دولت 4) رسیدگی قانونی و قضایی موثر به شکایت شهروندان از دولت.

در گزارش 2015 رتبه کل ایران در میان 102 کشور 99 است، در صدر فهرست کشورهای اسکاندیناوی جای دارند. پایین فهرست هم میانمار، ازبکستان و زیمباوه قرار گرفته اند.

goo.gl/ueUr9v

کانال راهبرد
@RahbordChannel