خیابان فرصت 
عنوان گروه یا کانال:

خیابان فرصت


توضیحات: یادداشتهایی درباره اقتصاد و کارآفرینی
شناسه: KhiabanForsat@
تعداد اعضا: 1946
خیابان فرصت

http://fdn.ir/content/view/150116/62/
خیابان فرصت

بحث فیشهای چند میلیونی ادامه دارد و بنظر می رسد بیشتر یک حربه سیاسی باشد تا بهینه سازی اقتصادی. ولی وقت ان رسیده است که بپرسیم چطور باید دستمزدها را محاسبه کرد؟‌
خیابان فرصت

سه سال پیش نوشته بودم ولی هنوز موضوعیت دارد:‌ https://adadpay.com/2013/01/25/iranianwomen/
خیابان فرصت

https://telegram.me/joinchat/AzhiyT-abI4f5Smzzjz8Cg
خیابان فرصت

این هم یادداشتی که گزارشیست از یک روز در یک دبیرستان آمریکایی٬ تجربه جالبی بود. https://adadpay.com/2013/10/31/post-658/ @khiabanforsat
خیابان فرصت

آخرین مطلب امروز برای فعال نگه داشتن کانال یادداشتیست که دو سال پیش درباره ترکمانچای و آخال نوشتم و آنها را با معاهده وین مقایسه کردم.
خیابان فرصت

https://adadpay.com/2015/08/04/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%86%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D8%AE%D8%A7%D9%84/ @khiabanforsat
خیابان فرصت

یادداشتم برای روزنامه فرهیختگان روز چهارشنبه که به لطف دوستان تحریریه منتشر شد و بازخورد خوبی هم داشت:‌ باید دوید تا بتوان پرید
علی دادپی اقتصاددان

هر انتقادی را نمی‌توان انتقادی اقتصادی دانست، انتقاد از پروژه خرید اقتصادی آنقدر باب شده است که ناچاریم بپرسیم این انتقادها منافع کدام گروه‌ها یا کشورها را تامین می‌کنند.
یک‌سال بعد از رسیدن به توافق برجام و چند ماه بعد از اجرایی شدن آن هنوز پروژه خرید هواپیما از کشورهای فرانسه و ایتالیا جدیدترین گام دولت در بهره‌برداری از فرصت ایجاد شده است. این سرمایه‌گذاری در دو صنعت اصلی اقتصادی کشور که امید به رشد سریع دارند، انتقادهای بسیاری را برانگیخته است. انتقادهایی که در فضایی سیاست‌زده و خارج از چارچوب منطق اقتصادی و با غفلت از پیش‌فرض‌های کسب‌وکار مطرح می‌شوند.

1 اجازه بدهید صورت مساله را به‌خاطر بیاوریم:‌ ناوگان هوایی ایران کهنسال و فرسوده بود. آمار سوانح هواپیمایی در ایران افزایش یافته بود و ده‌ها مسافر بی‌گناه جان خود را در این سوانح از دست دادند. عدم دسترسی به قطعات و پشتیبانی لازم، بخش بزرگی از ناوگان‌ شرکت‌های ایران‌ایر،‌ آسمان و ماهان را زمین‌گیر کرده بود. کهنسالی و عدم دسترسی به قطعه باعث شده بود ایران‌ایر از استفاده از ناوگانش در مسیرهای پررفت‌وآمد بین‌المللی به‌ویژه در اتحادیه اروپا منع شود. شرکت‌های هوایی کشور، زیان‌ده و مبتلا به یک نظام قیمت‌گذاری ثابت، مبالغ هنگفتی را به شرکت‌های دولتی برای خدمات فرودگاهی، سوخت و پشتیبانی مقروض بودند. در حالی که توان صنعت هواپیمایی کشور برای رقابت در منطقه و بازارهای جهانی به صفر رسیده بود، توان کشورهای همسایه که منافع ملی متضادی با ایران دارند، در این عرصه افزایش پیدا کرد. مهم‌ترین اخبار هواپیمایی ایران خبرهایی بودند مانند برقراری پرواز شرکت ترکیش ایرویز از استانبول به کرمانشاه یا حضور شرکت هواپیمایی قطر در شیراز. حتی مقامات دولت قبل مایل بودند از این شرکت‌ها برای برقراری پروازهای داخلی در کشور دعوت کنند و تیر خلاصی به شرکت‌های داخلی هواپیمایی شلیک کنند. مذاکرات مقدماتی با شرکت‌هایی مانند قطر و الاتحاد انجام شده بود تا وارد بازار ایران شوند. صنعت هواپیمایی ایران نه توان رقابت داشت، نه بال پرواز و نه دسترسی به بازارهای جهانی. پرنده‌ای بود مردنی که همه از پروازهایش در گذشته‌ای دور صحبت می‌کردند. پروژه تولید هواپیمای ایران ۱۴۰ یک پروژه شکست خورده بود که از هفت فروند هواپیمای تولیدی آن چهار فروند سقوط کرده بودند تا در نهایت کمیسیون تحقیق مجلس رای به بی‌فایده بودن آن بدهد.
2 بیایید دنیای تولید هواپیما را در نظر بگیریم. دنیایی که رقابت ایرباس و بویینگ آن را شکل داده است و در آن شرکت‌های روسی هنوز در حال جنگیدن برای احیای نام خود هستند و تولید‌کنندگان چینی آماده ورود به عرصه تولید هواپیماهای جت مسافری می‌شوند. به اینها باید امبرائر برزیلی و بمباردیر کانادایی را هم اضافه کرد. همه در دنیایی که روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود، برای بقا در حال رقابت هستند. در این دنیا نمی‌توان از یک سفارش 10میلیارد دلاری گذشت. رقابت ایرباس و بویینگ یکی از عوامل تعیین‌کننده تعامل بین اتحادیه اروپا و ایالات متحده بود؛ تعاملی که ایرباس را وادار به تاسیس یک کارخانه تولید هواپیما در ایالت آلابامای آمریکا کرد. بازار ایران با ظرفیت جذب ده‌ها فروند هواپیما و بزرگ‌ترین بازار مصرفی سفرهای هوایی داخلی و منطقه‌ای، جذاب‌ترین بازار هواپیمایی برای تولید‌کنندگان جهانی است. ساده‌دلی است اگر فرض کنیم شرکت‌های سوخو و توپولف روسی، امبرائر برزیل و بمباردیر کانادا از موفقیت ایرباس خوشحال شده باشند و برای شرکت‌های هواپیمایی ایرانی آرزوی موفقیت و خوشبختی کرده باشند. در این دنیا اگر شما مدیر یک شرکت تولید‌کننده هواپیما باشید، تمام توان خود را برای بی‌ثمر کردن توافق ایران با شرکت ایرباس فرانسه و‌ای‌تی‌آر ایتالیا به‌کار می‌برید. انتقاداتی که به زبان فارسی علیه خرید از ایرباس مطرح می‌شود، حرف دل بسیاری از این مدیران است که در تهران تقریر می‌شود.
3 در هر پروژه اقتصادی چالش‌هایی وجود دارد. خرید هواپیما با توجه به مراحل تولید، بازرسی‌های فنی و رعایت استانداردهای لازم همیشه فرآیند پیچیده‌ای بوده است. از سوی دیگر در دنیایی که سرمایه خواستنی‌تر شده است، شیوه‌های تامین منابع مالی مورد نیاز برای چنین خریدهایی تغییر کرده‌اند. دیگر کسی بهای یک هواپیما را یک‌جا نمی‌پردازد. هواپیمایی یک دارایی باارزش است که بانک‌ها برای خرید آن، خطوط اعتباری لازم را به پشتوانه هواپیمای سفارش داده‌شده تامین می‌کنند. هر مرحله در این خرید وقت‌گیر و نیازمند دقت به جزئیات است. برخلاف تصور برخی افراد ناآگاه قرار نبوده و نیست که ۱۰۰ فروند هواپیما همزمان در تهران فرود بیایند. دامن زدن به چنین انتظاراتی بیشتر خبر از ناآگاهی گویند
خیابان فرصت

گانی می‌دهد که مردم را فاقد دانش اقتصادی و معلومات هواپیمایی فرض کرده‌اند. این استدلال که به‌واسطه این چالش‌ها باید توافق خرید را برهم زد، منطقی نیست. هر خرید مشابهی این چالش‌ها را در پی خواهد داشت.
4 منتقدان پروژه خرید هواپیما تحولات دیگر را در نظر نمی‌گیرند. خرید این هواپیماها باعث شده است تا بازارهای جهانی به آینده صنعت گردشگری در ایران خوش‌بین و امیدوار شوند؛ در نتیجه سرمایه‌گذاری در گسترش زیرساخت‌هایی مانند هتل‌ها و ایمن‌سازی جاده‌ها ممکن شده است. از سوی دیگر همه درک کرده‌اند که ایران برای ورود و حضور در صنعت هواپیمایی منطقه‌ای و بازار جهانی هوانوردی جدی است. این باور، صحبت درباره مشارکت‌های فنی، پشتیبانی و انتقال دانش و فناوری را ممکن کرده است. در کنار افزایش ظرفیت صنعت گردشگری و صنعت هواپیمایی برای جذب سرمایه و توسعه زیرساخت‌ها، تحریم‌ها و ممنوعیت‌های پروازی شرکت‌های ایرانی در حال برطرف شدن هستند. تنها هفته پیش بود که کمیسیون اتحادیه اروپا با پشتیبانی همه اعضا به رفع ممنوعیت پرواز هواپیماهای فعلی ایران‌ایر غیر از دو فروند هواپیمای قدیمی بویینگ ۷۴۷ و چند فروند هواپیمای فوکر ۱۰۰ به اتحادیه اروپا رای داد. صنعت هواپیمایی ایران هم در حال نوسازی ناوگان است و هم در حال گسترش بازارها و محدوده عملیاتی‌اش. اینکه منتقدان این پیشرفت‌ها را ذکر نمی‌کنند، هر شنونده‌ای را مجاز می‌کند حسن‌نیت‌شان را مورد پرسش قرار دهد.
شاید مهم‌ترین انتقادی که بتوان به این پروژه وارد دانست، انتقادی مدیریتی باشد. در حالی که دولت با سرمایه‌گذاری گسترده دیپلماتیک و گرو گذاشتن وجه خرید این هواپیماها را در اولویت قرار داده، اجرای آن را به مدیریتی واگذار کرده که سال‌هاست ضعف‌های خود را با تحریم توجیه کرده است. این روزها این مدیریت، کندی پیشرفت کار و ناتوانی خود را در بهره‌برداری از فرصت حاصل شده در برجام به موانع موجود خارجی منتسب می‌کند و نه این واقعیت که چهار دهه از استانداردهای مدیریتی در صنعت هواپیمایی عقب هستند. برای موفقیت در این پروژه دولت باید روح تازه‌ای به مدیریت شرکت‌های هواپیمایی کشور به‌ویژه شرکت ایران‌ایر بدمد و از نیروهای متخصص و جوان آشنا به صنعت هواپیمایی امروز دنیا و مدیران کارآفرین بخش خصوصی بهره ببرد. کسانی که عادت داشته‌اند به بهانه تحریم از خود انتظار عملکرد مثبت نداشته باشند، یک شبه عوض نمی‌شوند و تنها به مخالفان سیاست‌زده دولت بهانه برای انتقاد می‌دهند. این باعث تاسف است که دولتمردان، کهنسالی و کهنگی ایده‌های مدیریتی در صنعت هواپیمایی را ندیده باشند. این غفلت بزرگ‌ترین فرصت اقتصاد ایران را برای جهش به جلو به خطر انداخته است. و منتقدان دولت کلیشه‌وار در حال تخریب این فرصت هستند.
خیابان فرصت

باید دوید تا بتوان پرید
علی دادپی اقتصاددان

هر انتقادی را نمی‌توان انتقادی اقتصادی دانست، انتقاد از پروژه خرید اقتصادی آنقدر باب شده است که ناچاریم بپرسیم این انتقادها منافع کدام گروه‌ها یا کشورها را تامین می‌کنند.
یک‌سال بعد از رسیدن به توافق برجام و چند ماه بعد از اجرایی شدن آن هنوز پروژه خرید هواپیما از کشورهای فرانسه و ایتالیا جدیدترین گام دولت در بهره‌برداری از فرصت ایجاد شده است. این سرمایه‌گذاری در دو صنعت اصلی اقتصادی کشور که امید به رشد سریع دارند، انتقادهای بسیاری را برانگیخته است. انتقادهایی که در فضایی سیاست‌زده و خارج از چارچوب منطق اقتصادی و با غفلت از پیش‌فرض‌های کسب‌وکار مطرح می‌شوند.

1 اجازه بدهید صورت مساله را به‌خاطر بیاوریم:‌ ناوگان هوایی ایران کهنسال و فرسوده بود. آمار سوانح هواپیمایی در ایران افزایش یافته بود و ده‌ها مسافر بی‌گناه جان خود را در این سوانح از دست دادند. عدم دسترسی به قطعات و پشتیبانی لازم، بخش بزرگی از ناوگان‌ شرکت‌های ایران‌ایر،‌ آسمان و ماهان را زمین‌گیر کرده بود. کهنسالی و عدم دسترسی به قطعه باعث شده بود ایران‌ایر از استفاده از ناوگانش در مسیرهای پررفت‌وآمد بین‌المللی به‌ویژه در اتحادیه اروپا منع شود. شرکت‌های هوایی کشور، زیان‌ده و مبتلا به یک نظام قیمت‌گذاری ثابت، مبالغ هنگفتی را به شرکت‌های دولتی برای خدمات فرودگاهی، سوخت و پشتیبانی مقروض بودند. در حالی که توان صنعت هواپیمایی کشور برای رقابت در منطقه و بازارهای جهانی به صفر رسیده بود، توان کشورهای همسایه که منافع ملی متضادی با ایران دارند، در این عرصه افزایش پیدا کرد. مهم‌ترین اخبار هواپیمایی ایران خبرهایی بودند مانند برقراری پرواز شرکت ترکیش ایرویز از استانبول به کرمانشاه یا حضور شرکت هواپیمایی قطر در شیراز. حتی مقامات دولت قبل مایل بودند از این شرکت‌ها برای برقراری پروازهای داخلی در کشور دعوت کنند و تیر خلاصی به شرکت‌های داخلی هواپیمایی شلیک کنند. مذاکرات مقدماتی با شرکت‌هایی مانند قطر و الاتحاد انجام شده بود تا وارد بازار ایران شوند. صنعت هواپیمایی ایران نه توان رقابت داشت، نه بال پرواز و نه دسترسی به بازارهای جهانی. پرنده‌ای بود مردنی که همه از پروازهایش در گذشته‌ای دور صحبت می‌کردند. پروژه تولید هواپیمای ایران ۱۴۰ یک پروژه شکست خورده بود که از هفت فروند هواپیمای تولیدی آن چهار فروند سقوط کرده بودند تا در نهایت کمیسیون تحقیق مجلس رای به بی‌فایده بودن آن بدهد.
2 بیایید دنیای تولید هواپیما را در نظر بگیریم. دنیایی که رقابت ایرباس و بویینگ آن را شکل داده است و در آن شرکت‌های روسی هنوز در حال جنگیدن برای احیای نام خود هستند و تولید‌کنندگان چینی آماده ورود به عرصه تولید هواپیماهای جت مسافری می‌شوند. به اینها باید امبرائر برزیلی و بمباردیر کانادایی را هم اضافه کرد. همه در دنیایی که روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود، برای بقا در حال رقابت هستند. در این دنیا نمی‌توان از یک سفارش 10میلیارد دلاری گذشت. رقابت ایرباس و بویینگ یکی از عوامل تعیین‌کننده تعامل بین اتحادیه اروپا و ایالات متحده بود؛ تعاملی که ایرباس را وادار به تاسیس یک کارخانه تولید هواپیما در ایالت آلابامای آمریکا کرد. بازار ایران با ظرفیت جذب ده‌ها فروند هواپیما و بزرگ‌ترین بازار مصرفی سفرهای هوایی داخلی و منطقه‌ای، جذاب‌ترین بازار هواپیمایی برای تولید‌کنندگان جهانی است. ساده‌دلی است اگر فرض کنیم شرکت‌های سوخو و توپولف روسی، امبرائر برزیل و بمباردیر کانادا از موفقیت ایرباس خوشحال شده باشند و برای شرکت‌های هواپیمایی ایرانی آرزوی موفقیت و خوشبختی کرده باشند. در این دنیا اگر شما مدیر یک شرکت تولید‌کننده هواپیما باشید، تمام توان خود را برای بی‌ثمر کردن توافق ایران با شرکت ایرباس فرانسه و‌ای‌تی‌آر ایتالیا به‌کار می‌برید. انتقاداتی که به زبان فارسی علیه خرید از ایرباس مطرح می‌شود، حرف دل بسیاری از این مدیران است که در تهران تقریر می‌شود.
3 در هر پروژه اقتصادی چالش‌هایی وجود دارد. خرید هواپیما با توجه به مراحل تولید، بازرسی‌های فنی و رعایت استانداردهای لازم همیشه فرآیند پیچیده‌ای بوده است. از سوی دیگر در دنیایی که سرمایه خواستنی‌تر شده است، شیوه‌های تامین منابع مالی مورد نیاز برای چنین خریدهایی تغییر کرده‌اند. دیگر کسی بهای یک هواپیما را یک‌جا نمی‌پردازد. هواپیمایی یک دارایی باارزش است که بانک‌ها برای خرید آن، خطوط اعتباری لازم را به پشتوانه هواپیمای سفارش داده‌شده تامین می‌کنند. هر مرحله در این خرید وقت‌گیر و نیازمند دقت به جزئیات است. برخلاف تصور برخی افراد ناآگاه قرار نبوده و نیست که ۱۰۰ فروند هواپیما همزمان در تهران فرود بیایند. دامن زدن به چنین انتظاراتی بیشتر خبر از ناآگاهی گویندگانی می‌دهد که مردم را فاقد دانش اقتصادی و معلومات هواپیمایی فرض کرده‌اند. این استدلال که به‌واسطه این چ
خیابان فرصت

الش‌ها باید توافق خرید را برهم زد، منطقی نیست. هر خرید مشابهی این چالش‌ها را در پی خواهد داشت.
4 منتقدان پروژه خرید هواپیما تحولات دیگر را در نظر نمی‌گیرند. خرید این هواپیماها باعث شده است تا بازارهای جهانی به آینده صنعت گردشگری در ایران خوش‌بین و امیدوار شوند؛ در نتیجه سرمایه‌گذاری در گسترش زیرساخت‌هایی مانند هتل‌ها و ایمن‌سازی جاده‌ها ممکن شده است. از سوی دیگر همه درک کرده‌اند که ایران برای ورود و حضور در صنعت هواپیمایی منطقه‌ای و بازار جهانی هوانوردی جدی است. این باور، صحبت درباره مشارکت‌های فنی، پشتیبانی و انتقال دانش و فناوری را ممکن کرده است. در کنار افزایش ظرفیت صنعت گردشگری و صنعت هواپیمایی برای جذب سرمایه و توسعه زیرساخت‌ها، تحریم‌ها و ممنوعیت‌های پروازی شرکت‌های ایرانی در حال برطرف شدن هستند. تنها هفته پیش بود که کمیسیون اتحادیه اروپا با پشتیبانی همه اعضا به رفع ممنوعیت پرواز هواپیماهای فعلی ایران‌ایر غیر از دو فروند هواپیمای قدیمی بویینگ ۷۴۷ و چند فروند هواپیمای فوکر ۱۰۰ به اتحادیه اروپا رای داد. صنعت هواپیمایی ایران هم در حال نوسازی ناوگان است و هم در حال گسترش بازارها و محدوده عملیاتی‌اش. اینکه منتقدان این پیشرفت‌ها را ذکر نمی‌کنند، هر شنونده‌ای را مجاز می‌کند حسن‌نیت‌شان را مورد پرسش قرار دهد.
شاید مهم‌ترین انتقادی که بتوان به این پروژه وارد دانست، انتقادی مدیریتی باشد. در حالی که دولت با سرمایه‌گذاری گسترده دیپلماتیک و گرو گذاشتن وجه خرید این هواپیماها را در اولویت قرار داده، اجرای آن را به مدیریتی واگذار کرده که سال‌هاست ضعف‌های خود را با تحریم توجیه کرده است. این روزها این مدیریت، کندی پیشرفت کار و ناتوانی خود را در بهره‌برداری از فرصت حاصل شده در برجام به موانع موجود خارجی منتسب می‌کند و نه این واقعیت که چهار دهه از استانداردهای مدیریتی در صنعت هواپیمایی عقب هستند. برای موفقیت در این پروژه دولت باید روح تازه‌ای به مدیریت شرکت‌های هواپیمایی کشور به‌ویژه شرکت ایران‌ایر بدمد و از نیروهای متخصص و جوان آشنا به صنعت هواپیمایی امروز دنیا و مدیران کارآفرین بخش خصوصی بهره ببرد. کسانی که عادت داشته‌اند به بهانه تحریم از خود انتظار عملکرد مثبت نداشته باشند، یک شبه عوض نمی‌شوند و تنها به مخالفان سیاست‌زده دولت بهانه برای انتقاد می‌دهند. این باعث تاسف است که دولتمردان، کهنسالی و کهنگی ایده‌های مدیریتی در صنعت هواپیمایی را ندیده باشند. این غفلت بزرگ‌ترین فرصت اقتصاد ایران را برای جهش به جلو به خطر انداخته است. و منتقدان دولت کلیشه‌وار در حال تخریب این فرصت هستند. http://www.farheekhtegan.ir/newspaper/BlockPrint/79094 @khiabanforsat
خیابان فرصت

انگار در ایران خیابانها و جاده های یک کارکرد چند بعدی رسانه ای پیدا کرده اند. همیشه شعارها و تبلیغات و پرچمهای شهدا را درک کرده ام. ولی تشکر از حاج آقا …. برای توزیع عادلانه سهمیه شکر ماه رمضان هم پارچه می خواهد؟‌
خیابان فرصت

بحث فیشهای چند میلیونی بیشتر بعنوان نمونه ای از بیعدالتی و توزیع نابرابر درآمد مطرح شده است. هر دو موضوع برای توده مردم جذابند و کاربرد سیاسی هم دارند. ولی وقتی عینک سیاست را کنار می زنیم متوجه می شویم بحث اصلی باید بهره وری و کارآیی باشد. آیا ارزش افزوده این هیات مدیره ها در این حد این پاداشها بوده است؟‌ آیا این پاداشهای یک کپی برداری از پاداش هیات مدیره های بانکها و شرکتها در اقتصادهای رقابتی مانند آمریکای شمالی٬ اروپا و حتی چین بوده است؟‌
خیابان فرصت

بعنوان نمونه امروز جناب توکلی این پاداشها را با دستمزدهای پزشکان مقایسه کرده اند که بنظر من نشانه فقدان مفهوم ارزش افزوده محصول تولید شده و بهره وری در بحث اجتماعی دستمزدها در کشور است. پزشکان در ازای دستمزدهایشان خدماتی را ارائه می کنند و همیشه تابع تقاضا هستند در تعیین دستمزد. حال آنکه هیات مدیره ها بعنوان بخشی از عرضه قرار است با توجه به حاشیه ارزش افزوده پاداش بگیرند. ….. @khiabanforsat
خیابان فرصت

سلام بر همگی٬ آرزومند قبولی طاعات شما هستم در این روزهای ماه رمضان. یکی دو نکته جالب به ذهنم رسید. اولیش درباره رانندگی در تهران است. رانندگان تهرانی بسیار ماهرند. کافیست کمی فضا پیدا کنند٬ مانورهای عجیب٬ رانندگی به سبک رالی٬‌واکنش سریع به رفتار بی هنگام همدیگر و بعد تسلط. با اینحال با وجود این رانندگان مسلط ترافیک تهران فوق العاده بد است. خیابانهایی که ماشینها در آنها دو ردیفه و سه ردیفه پارک می کنند٬ بزرگراههای پر تراکمی که رانندگان در آنها توجهی به خطوط و علائم ندارند٬ خروجیهایی که ماشینها در آنها یا برای آنها دنده عقب می گیرند. رانندگی عالی ولی ترافیک مزخرف. کسی به موقع به قرارش نمی رسد و خیابانها و بزرگراههای ما برای حمل و نقل سریع نیستند. حالا نگاهی به این تصویر در اقتصاد بیاندازید:‌بازیگران ماهری که فرصتهای سودآوری و کسب درآمد را خوب می شناسند ولی انگیزه های آنها باعث یک رشد پویای اقتصادی نمی شود. بر عکس تضاد منافع آنقدر هست که بزرگراههای اقتصاد هم همیشه متراکمند و اقتصاد ایران مثل ترافیک تهران گیر کرده است. آیا بخاطر این نیست که ما فراموش می کنیم روانی ترافیک به معنای زود رسیدن نیست٬‌بلکه به معنای راندن بین خطوط است؟‌ شاید ترافیک بیشتر بتواند درباره رفتار اقتصادی مردم ایران به ما چیز یاد بدهد. @khiabanforsat…
خیابان فرصت

كجاي اقتصاد كاركرده ايم

چند روز پيش در جمعي بودم با حضور برخي از اقتصاددانان و سياستگذاران برجسته. همگي از موانع موجود بر سر راه كسب و كارهاي كوچك حرف مي زدند. اما مشكل اصليشان اين بود كه هيچكدام هرگز در يك بنگاه خصوصي كوچك كار نكرده بودند. موانع كسب و كار در اين بنگاه ها براي كساني كه مديرعامل شستا، مديرعامل بانك، وزير رفاه، رييس سازمان برنامه، مشاور سازمان تأمين اجتماعي و ... بوده اند اصلا قابل درك نيست. مثلا مطمئنم هرگز كسي به سراغ مديرعامل شستا نمي رود و از او براي نصب يك خط تلفن رشوه نمي خواهد. هرگز مأمور اداره ماليات بعد از بررسي دفاتر از مديرعامل بانك يا وزير رفاه حق حساب نمي خواهد. اما كافي است يك كسب و كار كوچك داشته باشي تا هر روز با نوعي از اين فسادهاي اداري مواجه شوي.
مشكل وقتي جدي تر مي شود كه اين افراد خبره، اما در نهادها و سازمانهاي دولتي، شروع مي كنند به نسخه پيچي براي كسب و كارهايي كه آنها را نمي شناسند. نسخه هاي پيشنهادي آنها همه حول و حوش شيوه جديدي براي بازتوزيع رانت مي چرخد و همان ناكارايي هاي قبلي را در لباسي جديد بازتوليد مي كند.
@mfarhadpour
خیابان فرصت

پرسش امروز: اقتصاد واقعا اولويت سياست گذاريست يا موضوع انشا؟
خیابان فرصت

معني چنين يادداشتي را نمي فهمم. گويا جناب توكلي فراموش كرده اند كه اولين قرباني و اولين دادخواه فساد مردم هستند. دوم: تا همين چند ما پيش ايشان نماينده مجلس بوده اند كه بودجه سازمانهاي دولتي و متعلق به دولت را تصويب مي كند. آيا ايشان هيچوقت نپرسيده اند كه مديران بانكها و شركتهاي بيمه چقدر حقوق مي گيرند؟؟
خیابان فرصت

🔴جناب آقای دادستان!
🔴🔴از مردم در برابر قانون¬شکنان یقه سفید حمایت کنید تا در مبارزه با فساد در کنارتان باشند

دیروز نوشتم که جناب جعفری دادستان محترم تهران روز چهارشنبه دوم خرداد پیرامون مبارزه با فساد مواضعی مهم، واقعبینانه و امیدوارکننده گرفت. مهم بود هم به دلیل جایگاه گوینده و نیز به این دلیل که از استدلال پشتیبانی¬کننده برخوردار بود. مطلب با این جمع بندی پایان یافت که برای توفیق بیشتر قوه قضائیه در مبارزه با فساد (که در اولویت یک قوه قضائیه قرار داده شده است) باید دادستان تهران بیش از پیش از آزادی های مشروع دفاع کند.
✅محور مهم دیگر در موضعگیری دادستان این بود که با تأکید و صراحت تام، و به درستی، راه نجات کشور از فساد را حضور مردم در میدان مبارزه خواند و گفت : " امروز باید به این مردم اعتماد کنیم؛ این هنری است که در مبازره با فساد باید مورد توجه قرار گیرد. اعتماد مردم باید به‌گونه‌ای جلب شود که پس از اعلام خبر محکومیت یک فرد، نگویند که چرا افراد پشت پرده‌ محکوم نشدند."
نسخه مردم محور دادستان، بر آموزه های متقن دینی، تجربه های بشری و تحقیقات علمی متکی است. از مسلمات فقهی ماست که نظارت بر امور، به ویژه امور مربوط به حکومت را اسلام با وجوب امر به معروف و نهی از منکر به مردم سپرده است. همان واجب که علی علیه السلام در باره اش فرمود : "همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏ اى است در برابر درياى عميق و مواج که اگر ترک شود، اشرار بر جامعه مسلط میشوند. به فتوای امام رحمه الله علیه اگر نهی از منکر به شکل فردی مؤثر نبود یارگیری برای حرکت جمعی واجب است. در تجربه بشری سازمانهای مردم نهاد شکل گرفته است. بزرگترین NGO جهان، شفافیت بین المللی(Transparency International) است که برای مبارزه با فساد تأسیس شده است. در تحقیقات اقتصاد سیاسی نیز با انتشار پژوهش های جدید، هر روز شاهد تازه ای بر ضرورت حضور مردم در مبارزه با فساد پیدا میشود.
✅اعتماد مسئولان به مردم و جلب اعتماد مردم به دستگاه های مسئول مبارزه با فساد، تاکید دیگر جناب دادستان است که برای مشارکت مردم در مبارزه با فساد طریقیت دارد. اما چگونه به مردم اعتماد کنیم؟ امیر مؤمنان به این پرسش پاسخی عجیب میدهد : "بدان، بهترين چيزى كه اعتماد و خوشبینی حاکمان را نسبت به مردم سبب مى شود، نيكى كردن حاکم است در حق مردم و كاستن از بار رنج آنان و وادار نكردنشان به انجام كارهايى است كه بدان ملزم نيستند." ظاهرا مبنای این دستور توجه دادن به این حقیقت است که مردم عموما قدرشناس اند و به خادمان صادق خود خیانت نمیکنند. یعنی اگر دادستان یا وزیر یا نماینده مجلس بخواهند به مردم اعتماد کنند باید به آنان خدمت کنند، از رنجشان بکاهند و از زورگویی به آنان بپرهیزند.
✅چه کنیم مردم به حاکمان اعتماد کنند؟ حکومت هرچه شفاف تر عمل کند ومردم را شایسته آگاهی از همه مسائل بداند، بیشتر و بهتر اعتماد مردم را جلب میکند. امیر مؤمنان میفرماید : اگر دیدی به سبب اتخاذ سیاستی یا اعمال سیاستی مردم گمان اتلاف منابع یا تبعیض در توزیع منابع در تو بردند، با صراحت عذر خویش را با مردم درمیان بگذار و با بکار گرفتن این صراحت بدگمانی آنان را نسبت به خود تعدیل کن".(نامه 53) باز در جای دیگری میفرماید : بدانيد حقّ شما بر من است كه چيزى را از شما جز اسرار جنگ پنهان ندارم". در واقع حضرت امیر بیشترین شفافیت را در حکمرانی دستور میدهند. شفافیت رفتارکردن به نحوی است که دیگران به آسانی بتوانند بدانند که چه اتفاقی دارد می افتد. شفافیت بر بازبودن، امکان برقراری ارتباط و قابل محاسبه بودن دلالت میکند. رهبر فرزانه ما همین مضمون را در تعریف شفافیت بکار میگیرد : "شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهوری اسلامی عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار [دهد]... (29/06/1388)
@ahmad_tavakoli
ادامه متن👇🏻👇🏻👇🏻
خیابان فرصت

بنظر می رسد بحث و اخبار فیشهای حقوق قرار است جایگزین پیگیری و مبارزه با فساد مالی اداری گردد. با تمام انزجاری که از نابرابری درآمدی در جامعه دارم و با وجود اینکه باور دارم پرداخت این حقوقها اشتباه و ناکارآمد بوده است٬ ناچارم یادآور شوم پرداخت این حقوقها در چهارچوب قوانین موجود (ولو قوانین نادرست)‌صورت گرفته است. حال آنکه فساد مالی یک قانون شکنی و سوء استفاده غیرقانونیست. خوب است در کنار بحث انتقاد از قوانینی که مجوز پرداخت این حقوقها را گراف را داده اند با فرصتهایی هم که زمینه ساز فساد هستند٬ برخورد شود. متاسفامه در جو سیاست زده سخت است از آقایانی که تا دیروز مجری و ناظر بر اجرا بوده اند توقع داشت منتقدانه و مسوولانه به این موضوع بپردازد.
خیابان فرصت

دانشگاه سیدنی پروژه مشترکی با UBank تعریف کرده است که در آن ۲۵ دانشجوی سال آخر MBA در ۴ گروه برای پیدا کردن راه حلهای تشویق مشتریان بانک به افزایش سپرده های پس اندازشان با مدیران این بانک کار خواهند کرد. این پروژه بخشی از درس نهایی دوره تحصیلی این دانشجویان است و ایشان به این ترتیب تجربه کار با مدیران ارشد بانک را کسب می کنند. درباره این پروژه بیشتر بخوانید:‌
خیابان فرصت

دانشگاه سیدنی پروژه مشترکی با UBank تعریف کرده است که در آن ۲۵ دانشجوی سال آخر MBA در ۴ گروه برای پیدا کردن راه حلهای تشویق مشتریان بانک به افزایش سپرده های پس اندازشان با مدیران این بانک کار خواهند کرد. این پروژه بخشی از درس نهایی دوره تحصیلی این دانشجویان است و ایشان به این ترتیب تجربه کار با مدیران ارشد بانک را کسب می کنند. درباره این پروژه بیشتر بخوانید: http://www.afr.com/leadership/management/business-education/the-mba-students-who-work-with-ceos-20160622-gpp60r @khiabanforsat ‌
خیابان فرصت

سرمقاله ام برای روزنامه فرهیختگان درباره پروژه احیای خطوط هوایی کشور:‌
بعد از خرید هواپیما از شرکت ایرباس نوبت به امضای تفاهمنامه ای با شرکت بویینگ برای خرید یکصد فروند هواپیما از این شرکت رسید. نیمی ازاین سفارش هواپیماهای بویینگ ۷۳۷ و هواپیماهای دریم لاینر و بقیه سفارش هواپیماهای پهن پیکر هستند. صنعت هواپیمایی ایران مرکز توجه تحلیلگران و کنشگران جهانی این صنعت شده است. با دوستی که در فوروم هوایی پاریس شرکت کرده بود صحبت می‌کردم دو قول متفاوت را برایمان نقل کرد. اولی از آلکساندر ژونیاک، مدیر سابق ایرفرانس و رئیس فعلی یاتا بود. آقای ژونیاک باور دارد که مقدر است ایران ایر چهارمین هواپیمایی منطقه خلیج‌فارس شود و شرکت‌های هوایی امارات، قطر و الاتحاد را به چالش خواهد کشید.
البته او باور دارد که ایران ایر بدون نوسازی ناوگان و بازسازی زیرساخت‌هایش به این جایگاه نخواهد رسید. در برابر این خوش‌بینی‌ها و پیش‌بینی‌ها واکنش‌های مدیران صنعت در منطقه هم جالب است. پاول گریفیث، مدیر عامل فرودگاه دبی، در همین جلسه ضمن استقبال از ورود ایران ایر به صحنه رقابت‌های منطقه‌ای تاکید کرده است که دبی اصولا در صنعت هواپیمایی از جانب تهران احساس خطر نمی‌کند.
اطمینان مدیرانی مانند گریفیث بی‌پایه نیست. خرید هواپیما و نوسازی ناوگان یک شبه شرکت‌های هواپیمایی ورشکسته را متحول نکرده و نمی‌کند. این درست است که شرکت‌هایی مانند امارات و قطر در صف اول خریداران آخرین مدل‌های هواپیماهای مسافری پهن پیکر هستند ولی خرید هواپیما تنها بخشی از استراتژی این شرکت‌ها برای رقابت در بازار جهانی است. در کنار خرید هواپیما استفاده از شیوه‌های مدرن برند سازی، بازاریابی،‌ فروش بلیت، قیمت گذاری و مشارکت با سایر هواپیمایی‌ها هم وجود دارد.
مدیران امارات و خطوط هوایی قطر سهم خوبی در بازارهای جهانی به دست آورده‌اند و آن را تثبیت کرده‌اند. برای تثبیت این سهم ایشان از تاکتیک‌هایی مانند ارائه خدمات ممتاز، خرید خطوط هوایی منطقه‌ای در اروپای شرقی و آفریقای شمالی، استخدام گروه‌های پروازی از سراسر جهان و گسترش فرودگاه‌های پایگاه‌شان در دبی و دوحه بهره برده‌اند.کارکرد و دستاوردهای ایشان به ما و مدیران فعلی ایران ایر یادآور می‌شود که به صرف داشتن هواپیمای نو نمی‌توان سهم بزرگی در بازار منطقه‌ای داشت.
خرید هواپیماهای ایرباس، بویینگ و ای‌تی‌آر می‌تواند تمام استراتژی دولت و شرکت ایران‌ایر برای احیای جایگاه ایران در صنعت هواپیمایی منطقه‌ای باشد. درکنار این خریدها احیای برند ایران‌ایر و جلب اعتماد به صنعت هواپیمایی ایران، بازاریابی و بهره‌برداری از استراتژی‌های مدرن قیمت‌گذاری نیز لازم و ضروری است. شاید دولتمردان باور کرده‌اند که صرف خرید این هواپیماها دستاورد بزرگی است.
شکی نیست که در روزهای بعد از برجام درهای تجارت باز شده‌اند و سدهای تحریم برداشته شده‌اند. خرید این هواپیماها دستاوردی است برای دولتمردانی که سخت‌کوشانه مذاکرات هسته‌ای را پیگیری کردند تا برجام حاصل آن باشد. ولی برای آنکه این هواپیماها دستاوردی برای صنعت هواپیمایی ایران باشند تا شرکت‌های منطقه‌ای را به چالش بکشند، این تازه آغاز راه است. @khiabanforsat
خیابان فرصت

بنظر می رسد بحث فیشهای حقوقی وارد فاز جدیدی شده است که کل ماجرا را ابزار سیاسی کند. هیچوقت ندیده بودم مردم به مساله ای اینقدر حساس باشند. از نگهبان ساختمان تا استاد دانشگاه مستقل از باورها و وابستگیهای سیاسی به این مساله دارند واکنش نشان می دهند. کاش این واکنش و حساسیت را یک فرصت ملی بحساب می آوردیم برای بحث و تصمیم گیری درباره چگونگی شایسته سالاری و دستمزد مناسب برای مدیران و کارشناسان… @khiabanforsat
خیابان فرصت

سلام٬‌این روزها با هر کس صحبت می کنم از میزان پیمان شکنیها و فضای مسموم سرمایه گذاری و کسب و کار می نالد. انگار سرمایه گذار محکوم به از دست دادن سرمایه است و فرآیندهای موجود فرصتهای زیادی برای سوء استفاده در اختیار افرادی قرار می دهد که از مواجه با مقامات قضایی هراسی ندارند. شاید این روزها دوستان زیادی نومیدند. حتما خبرهای خوب هم هست. @khiabanforsat
خیابان فرصت

یک کارگاه تخصصی ویژه فارغ التحصیلان MBTI خانه توانگری 
MBTI & Relationship
با یک کارگاه 4 ساعته و ابزار MBTI رابطه عاطفی خود رامتحول کنید
لینک ثبت نام :
http://www.tavangary.com/mbti-relationship/
یک کارگاه تخصصی ویژه فارغ التحصیلان MBTI خانه توانگری
MBTI & Relationship
با یک کارگاه 4 ساعته و ابزار MBTI رابطه عاطفی خود رامتحول کنید
لینک ثبت نام :
http://www.tavangary.com/mbti-relationship/
خیابان فرصت

علاقه به مدرک بجای علاقه به یادگیری مهارت یکی از نکات بسیار جالب در نظام آموزش عالی و برنامه های آموزشیست. خیلی از اوقات می شود که در برخورد با افراد از دوره های مختلف مدیریتی یا نرم افزاری نام می برند که گذرانده اند٬ ولی مهارتی نیاموخته اند. آیا ایران کشور لیسانسیه های بیسواد شده است؟‌ حتما اینطور نیست. اما در فقدان آمار سنجش تواناییهای خروجیهای دانشگاه یا Exit Test معیاری برای سنجش مهارتهای نیروی کار وجود ندارد. در حالیکه در بازار کار جهانی مدرک و مهارت مدتهاست که از یکدیگر متمایزند. . @khiabanforsat
خیابان فرصت

واکنش شما چیست اگر کارمندان زیاندهترین شرکت هواپیمایی منطقه تقاضای اضافه حقوق بنمایند؟ آیا با توجه به حجم سنگین زیانهای انباشته با این تقاضا موافقت می کنید یا نیروی کار شرکت را سازماندهی مجدد می کنید؟‌ ….. @khiabanforsat
خیابان فرصت

فرصت و چالش
خیابان فرصت

فرصت و چالش یادداشتم برای ستون سرمقاله روز سه شنبه روزنامه فرهیختگان درباره همه پرسی بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا و تاثیرش بر اقتصاد ایران است. با تشکر از تحریریه خوب این روزنامه که این موضوع را پیشنهاد دادند.
در يک رويداد تاريخي کمي بيشتر از نيمي از راي‌دهندگان در کشور پادشاهي متحده يا بريتانياي کبير که متشکل از اسکاتلند، ‌انگليس، ولز و ايرلندشمالي است ‌راي به خروج اين کشور از اتحاديه اروپا دادند. به اين ترتيب يک دوره جديد از نگراني،‌ گمانه‌زني و عدم قطعيت در بازارهاي جهان شروع شده است؛ اقتصاد ايران هم از تبعات اين رويداد بي‌نصيب نيست. اقتصاد ايران هم از تغيير در اقتصاد جهاني در نتيجه اين رويداد تاثير خواهد پذيرفت و هم از تغيير در ترکيب اتحاديه اروپا به‌عنوان يک شريک عمده تجاري و منبع سرمايه‌گذاري خارجي. بريتانياي کبير پنجمين اقتصاد جهان است و پايتخت اين کشور،‌لندن، يکي از مهم‌ترين مراکز بازارهاي مالي و محل تمرکز بنگاه‌هاي مالي و اعتباري است.
خروج اين کشور از اتحاديه اروپا ريسک در بازارهاي جهان را افزايش داده و باعث شده است نگراني‌ها نسبت به آينده تشديد شود. گروهي از تحليلگران باور دارند که نرخ رشد اقتصاد جهاني در نتيجه اين رويداد کاهش پيدا خواهد کرد. اين تحليلگران استدلال مي‌کنند اگر در نتيجه خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا، اقتصاد جهاني يک دوره انقباض را آغاز کند آنگاه عرضه سرمايه در جهان کاهش پيدا مي‌کند و در بازار سرمايه، کشورهايي مانند ايران با چالش‌هاي بيشتري براي جذب سرمايه خارجي مواجه مي‌شوند؛ در نتيجه رشد توليد ناخالص داخلي ايران کمتر از پيش‌بيني‌ها خواهد بود. اين تحليلگران مدل معيني براي اين پيش‌بيني ارائه نمي‌کنند و فرض مي‌کنند اتحاديه اروپا همچنان اولين انتخاب سرمايه‌گذاران باقي خواهد ماند. با اين حال واقع‌بينانه است که بپذيريم اگر دورنماي اقتصادي جهان تغيير کند، دورنماي اقتصادي ايران نيز تغيير خواهد کرد. اگر اثر خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا بر اقتصاد جهاني منفي است، بسياري باور دارند که خروج اين کشور از اتحاديه اروپا مي‌تواند تجارت جهاني را رقابتي‌تر کند. مذاکرات اقتصادي و تجاري ايران با اتحاديه اروپا هم‌اکنون در چارچوب قراردادها و پروتکل‌هاي اين اتحاديه صورت مي‌گيرد. خروج بريتانيا ضمن تضعيف قدرت چانه‌زني اقتصادي اتحاديه، به ايران فرصت مذاکره دوجانبه با پنجمين اقتصاد جهان را مي‌دهد. اگر بريتانيا تاکنون در کنار ساير کشورهاي اروپايي شرايط و چارچوب روابط اقتصادي با ايران را تعيين مي‌کرد حالا بايد اين روابط را در رقابت با ساير کشورهاي اتحاديه اروپا تعيين کند. فعالان اقتصادي ايران مي‌توانند اميدوار باشند اين رقابت فرصت‌هاي جديدي را براي همکاري‌هاي اقتصادي و سرمايه‌‌گذاري‌هاي مشترک فراهم کند. اين نکته که با خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا اعضا مي‌توانند سياستي مستقل‌تر از پيش در برابر ايران در پيش گيرند نبايد از نظرها دور بماند. بريتانيا نزديک‌ترين متحد ايالات متحده در اتحاديه اروپا بود و خروجش به معناي کاسته شدن از اهميت نگراني‌هاي واشنگتن درباره تجارت بين اتحاديه اروپا و ايران براي اعضاي باقي‌مانده نيز هست. به اين ترتيب اتحاديه اروپا مي‌تواند به تجارت جدا از سياست‌هاي واشنگتن با ايران روي بياورد؛ نکته‌اي که مي‌توان آن را منبع يک اثر مثبت بر اقتصاد ايران دانست. در مجموع در حالي که هنوز جهان منتظر روشن‌شدن آثار واقعي خروج بريتانيا از اتحاديه اروپاست. نمي‌توان گفت برآيند آثار اين رويداد در اقتصاد ايران مثبت خواهد بود يا منفي؛ اما مي‌توان گفت مانند هميشه چالش‌ها و فرصت‌ها براي اقتصاد ايران بازو به بازوي يکديگر هستند. سياستمداران و فعالان اقتصادي مي‌توانند فرصت‌ها را پررنگ‌تر و چالش‌ها را کمرنگ‌تر کنند…@khiabanforsat
خیابان فرصت

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد / هلال عید به دور قدح اشارت کرد. فرارسیدن عید فطر را به همه دوستان و هم میهنان تبریک و شادباش می گویم.
خیابان فرصت

دوستان تحریریه تجارت فردا به بهانه صدور حکم جلب مدیرعامل شرکت آسمان برای تسویه بدهیهای این شرکت به شرکت فرودگاهها در شماره ۱۸۳ این هفته نامه پرونده ای را به موضوع بدهیهای شرکتهای هواپیمایی اختصاص داده اند. مطلبم را برای این پرونده در اینجا بخوانید:‌ https://adadpay.com/2016/07/06/%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%A8/ @khiabanforsat
خیابان فرصت

اين خبرگزاري را نمي شناسم ولي اين يك خبر دروغ است. نه عكس از نيويورك است و نه شهردار نيويورك آدميست بنام Carpet Weaver كه يعني قاليباف يا فرشباف!
خیابان فرصت

بیلبوردهای جدید شهرداری نیویورک در مورد ترافیک جاده های شمال ایران
آیا می دانید در ایران ۱۶ ساعت رانندگی در ترافیک و خوابیدن در چادر نزدیک ساحل بزرگترین تفریح بشمار می آید؟
@mordadnews 🔴
بیلبوردهای جدید شهرداری نیویورک در مورد ترافیک جاده های شمال ایران
آیا می دانید در ایران ۱۶ ساعت رانندگی در ترافیک و خوابیدن در چادر نزدیک ساحل بزرگترین تفریح بشمار می آید؟
@mordadnews 🔴
خیابان فرصت

نقشه راه کجاست؟
یادداشتی که برای ستون سرمقاله روز چهارشنبه روزنامه فرهیختگان نوشته ام. دوست داشتم بیشتر درباره ریسک اوراق و بازتوزیع این ریسک می نوشتم. با اینحال این یادداشت بیشتر بر اهمیت این اصلاحات و تاخیر باورنکردنی در اجرای آنها تاکید دارد:‌
به نظر می‌رسد بالاخره دولت و نظام بانکی به این نتیجه رسیده‌اند که اصلاح نظام بانکی، ضروری و اجتناب‌ناپذیر است؛ با این حال تکیه دولت به انتشار اوراق مالی اسلامی و غفلت از ضرورت بازنگری در دیدگاه و بینش مدیریتی در نظام بانکی کشور می‌تواند عدم موفقیت طرح اصلاح نظام بانکی را به دنبال داشته باشد. آیا پزشکی عصبانی دیده‌اید؟ ‌پزشکی که از دست بیمار لجوجش کلافه می‌شود و نمی‌داند دیگر باید چکار کند؟ ‌فرض کنید بیماری را بعد از یک حمله قلبی به بیمارستان رسانده‌اند. اطبا به‌موقع توانسته‌اند قلب او را احیا کنند و بعد با جراحی، رگ بسته را باز کنند.
او به زندگی برگشته است‌ گرچه یکی دو مویرگ بسته مانده‌اند. حالا بیمار به زندگی عادی بازگشته قرار است رژیم بگیرد، سیگار کشیدن را کنار بگذارد و در سبک زندگی‌اش تغییراتی ایجاد کند ولی به‌جای این کارها هنوز سیگار می‌کشد.‌ غذای پرچربی می‌خورد و همان زندگی سابق را ادامه می‌دهد.
حکایت تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی و نظام بانکی کشور هم این‌گونه است؛ نظامی که همه تحلیلگران و کارشناسان بر اصلاح آن تاکید دارند ولی به نقطه تعادلی رسیده است که بازیگران و مدیرانش هیچ علاقه و ‌انگیزه‌ای برای اصلاح ندارند.
برجام آن گشایشی است که قرار بود زندگی دوباره به اقتصاد کشور بدهد. سرمایه‌گذاران خارجی برای سرمایه‌گذاری در کشور پا پیش گذاشتند. کارآفرینان امیدوار به ورود سرمایه طرح‌های جدیدی را برای اجرا آماده کردند و تجار منتظر افتتاح خطوط اعتباری جدید بودند تا تجارت جان دوباره‌ای بگیرد؛ اما نظام بانکی به‌رغم پیشرفت‌های فنی بسیار در گسترش شبکه‌های داخلی سنگین، زیر بار مطالبات معوقه و جداافتاده از نظام بانکی جهانی نتوانست از این فرصت بهره ببرد. بانک‌ها «بیماری» شدند که به عادات بد پیش از حمله قلبی بازگشته بودند. با وجود تاکید دولت بر رسیدن به برجام و صرف سرمایه فراوان، نظام بانکی کشور انگار نقشه‌راهی نداشت.
حالا این روزها باید بشنویم اصلاح نظام بانکی هدف است. فرآیندی که هیچ‌وقت هدف نیست. بانک‌ها و نظام بانکی کشور ابزار تحقق اهداف توسعه و سیاستگذاری پولی هستند. اگر در این مقطع سیاستگذاران اصلاح نظام بانکی را هدف و نه ماموریت خود می‌دانند باید پرسید که هدف چیست؟‌ آیا اصلاح نظام بانکی با هدف افزایش رشد اقتصادی و تسهیل کارکرد بازارهای پولی و کالا در کشور صورت می‌گیرد؟‌ یا می‌خواهیم بانک‌ها همچنان بنگاه‌های ناکارآمد توزیع رانت اعتباری و تسهیلات دولتی باشند؟‌ اگر هدف تسهیل رشد اقتصادی است، ‌استراتژی و نقشه‌راه چیست؟‌
اصلاح نظام بانکی با هدف افزایش رشد اقتصادی مستلزم شفاف‌سازی فرآیند تخصیص اعتبارات و تعیین‌تکلیف دارایی‌های مسموم و مطالبات معوقه آنها است. برای بخش اول باید عوامل انسانی را از فرآیند تخصیص اعتبارات و تسهیلات حذف کرد؛ نکته‌ای که سال‌هاست به آن اشاره می‌شود ولی مدیران بانکی و دولتمردان هرگز برای عملی‌کردن آن اراده لازم را نداشته‌اند. تعیین‌تکلیف دارایی‌های مسموم بانکی نکته دیگری است که در چند سال گذشته درباره آن بسیار صحبت شده است ولی بانک‌ها و دولتمردان ترجیح داده‌اند مطالبات همچنان معوق باشد تا تعادل و پایداری بازارها در کشور برقرار و باقی بماند. صحبت از اصلاح نظام بانکی بدون داشتن معیار یا هدف سیاستگذاری برای تعیین سرنوشت این مطالبات، اطمینان‌بخش نیست.
این روزها به نظر می‌رسد نقشه‌راه اصلاح نظام بانکی کشور هنوز کاملا تدوین نشده است. درست است که دولت با انتشار اوراق مالی اسلامی می‌خواهد به بدهی خود به بانک‌ها سروسامانی بدهد و به یک مشتری خوش‌حساب تبدیل شود ولی بدهی دولت به بانک‌ها یک طرف معادله است؛ طرف دیگر مطالبات بانک‌ها از افراد حقیقی و حقوقی است که سال‌هاست مسکوت مانده‌اند. به نظر می‌رسد برخورد دولتمردان و مدیران بانک‌ها با چالش‌های موجود یک برخورد مرحله‌ای است، نه چندبعدی. از سوی دیگر به نظر می‌رسد در سطح مدیریتی و سرمایه انسانی هنوز بانک‌ها متکی به مدیران قدیمی هستند که بیشتر به کار در نظام گذشته عادت کرده‌اند تا کسانی که کار در نظام‌های مدرن و امروزی بانکداری را تجربه و درک کرده‌اند.
نکته مثبت و امیدبخش، پذیرش رسمی اهمیت بازارسازی برای اوراق مالی اسلامی و تعهدات بانکی و نقش رابطه بازدهی و ریسک در سیاستگذاری است. با وجود آنکه از اواخر دهه 60 اقتصاددانان درباره ضرورت اولویت دادن به بازارسازی برای تعهدات بانکی صحبت کرده‌اند، اکنون اولین‌بار است که دولت و بانک مرکزی این کار را ضروری تشخیص داده‌اند و لوایح لازم را تدوین کرده‌اند. گرچه هنوز تا اجرای اصلاح نظام ب
خیابان فرصت

انکی کشور زمان باقی است و باید منتظر بررسی لوایح در مجلس شورای اسلامی و تبدیل آنها به قانون بود. با این حال به نظر می‌رسد به‌رغم تاخیرها، همه در لزوم اجرای اصلاح نظام بانکی همراه هستند. فقط کاش نقشه‌راه این اصلاحات برای اجرا آماده باشد چراکه وقت ضیق و تنگنای اعتبارات در حال فشردن گلوی رشد اقتصادی در کشور است. ... @khiabanforsat
خیابان فرصت

نقشه راه کجاست؟‌
یادداشتم برای سرمقاله روز چهارشنبه روزنامه فرهیختگان:‌
به نظر می‌رسد بالاخره دولت و نظام بانکی به این نتیجه رسیده‌اند که اصلاح نظام بانکی، ضروری و اجتناب‌ناپذیر است؛ با این حال تکیه دولت به انتشار اوراق مالی اسلامی و غفلت از ضرورت بازنگری در دیدگاه و بینش مدیریتی در نظام بانکی کشور می‌تواند عدم موفقیت طرح اصلاح نظام بانکی را به دنبال داشته باشد. ... بقیه مطلب را می توانید اینجا بخوانید: ‌https://adadpay.com/2016/07/12/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F/ ... @khiabanforsat
خیابان فرصت

يادداشتم را درباره دولت و بخش خصوصي در اين شماره تجارت مي توانيد بخوانيد.
خیابان فرصت

عباس آخوندی  توضيح مي دهد كه چگونه تفکرات سوسیالیستی و هم‌کاسه‌گی سوداگران و سیاستمداران در تمام زوایای بوروکراسی ایران ریشه دوانده و اقتصاد ایران در تله تفکرات مرکانتیلیستی گرفتار آمده است.
عباس آخوندی توضيح مي دهد كه چگونه تفکرات سوسیالیستی و هم‌کاسه‌گی سوداگران و سیاستمداران در تمام زوایای بوروکراسی ایران ریشه دوانده و اقتصاد ایران در تله تفکرات مرکانتیلیستی گرفتار آمده است.
خیابان فرصت

ارتش ترکیه دست به کودتا زده است. گزارشهای زیادی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است که خبر از موفقیت ارتش می دهند. نیروهای مسلح ترکیه در یک بیانیه اعلام کرده اند برای حفظ نظام دمکراتیک قدرت را به دست گرفته اند و روابط این کشور با سایر کشورها را حفظ می کنند. با سه همکلاسی سابق در ترکیه تماس گرفته ام. همه خوبند ولی نمی دانند چه اتفاقی افتاده است. امیدوارم عزیزان شما هم در این کشور در امان باشند.
خیابان فرصت

دوستانی که در استانبول هستند می گویند بیانیه ارتش از تلویزیون ملی قرائت شده است و در این کشور حکومت نظامی اعلام شده است. یک شورای صلح و آشتی قدرت را در دست گرفته است تا امنیت مردم را تضمین نماید. فرودگاه آتاتورک تعطیل شده است و پروازهای کی ال ام و بریتیش ایرویز عازم این فرودگاه برگردانده شده اند.
خیابان فرصت

یادداشتم درباره اقتصاد دولتی و بخش خصوصی که تحت عنوان «مستاجران همیشگی دولت» در صفحه ۴۵ هفته نامه تجارت فردای این هفته منتشر شده است. https://adadpay.com/2016/07/17/%D8%AA%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C/ .....@khiabanforsat
خیابان فرصت

سوال: آیا صنعت گردشگری ترکیه از رویدادهای اخیر کمر راست خواهد کرد؟‌ جمعه گذشته جلسه ای با مدیر برنامه های بین المللی دانشگاه داشتم برای بررسی برنامه های مبادله دانشجو و استاد در سال آینده. بدنبال بمب گذاریهای آنکارا و استانبول وزارت امور خارجه آمریکا ترکیه را به لیست کشورهایی اضافه کرده است که شهروندان آمریکایی در حین مسافرت به آنها باید مواظب باشند ولی آنها را منع نکرده کرده است. در هر صورت تصمیم گرفته شد که با سفرهای دانشجویی به ترکیه موافقت نشود. همان روز بعد از ظهر اخبار کودتا منتشر شد و اصولا احتمال هر برنامه مبادله دانشگاهی با ترکیه را بطور کامل صفر کرد. در این روزها مسافران زیادی در حال پرس و جو درباره بلیطهای از پیش خریداری شده به مقصد ترکیه هستند و بنظر می رسد زیاد مایل به سفر به این کشور نیستند. این شوک با توجه به اندازه اثر منفی آن می تواند تغییری ساختاری برای چند سال آینده در صنعت گردشگری ترکیه به دنبال داشته باشد که از مهمترین بخشهای اقتصادی این کشور است.
خیابان فرصت

مستبدان و صندوق رای: کودتا در ترکیه هر چه بود تمام شد. حالا پاکسازیهای بعد از آن آغاز شده است. اول دهها نفر از نیروهای مسلح٬ بعد بیش از ۲۰۰۰ قاضی٫ دیروز بیش از ۶۰۰۰ هزار نفر از اعضای پلیس و ژاندارمری و امروز ۱۵۰۰۰ معلم. انگار اردوغان منتظر فرصت بود تا به کمالیسم و میراث آتاتورک پایان بدهد و جای آنرا با کسانی پر کند که کپیهای خودش هستند در رفتار اجتماعی و سیاسی.
شکی نیست که اردوغان برخاسته از صندوق رای است. ولی در این هم شکی نیست که او تشنه قدرت است. مردی که از سال ۲۰۰۳ بر ترکیه حکم می راند٬ سالهای گذشته را صرف تثبیت قدرت و تعریف نقش خود در این کشور کرده است. او حتی نقش و جایگاه رییس جمهوری را تغییر داد٬ تا بتواند رییس جمهور و فرمانده کل قوایی باشد هم سطح یک سلطان. برای مردانی مانند او صندوق رای همیشه ابزار بوده است نه هدف. امروز اگر ما پیروزی حکومت منتخب در ترکیه را جشن می گیریم نباید فراموش کنیم ساکن کاخ آک سرای مقید به مردمسالاری نیست. برای او رای مردم توجیه است و نه معیار.
در تاریخ کسانی مانند اردوغان کم نیستند. ناپلئون بناپارت که به امپراتوری فرانسه رسید حتی رسیدن به امپراتوری را به همه پرسی گذاشت ولی کسی در فرانسه شک نداشت که او یک مستبد است. در کشورها و دوران بعد مثالهای دیکتاتورهای برخاسته از صندوق رای فراوانند. در آلمان حزب نازی و هیتلر با پیروزی نسبی در انتخابات به قدرت رسیدند تا مقدمات بزرگترین ویرانی و کشتار تاریخ را فراهم کنند. در عراق صدام حسین رییس جمهور منتخب صد درصدی مردمی بود که از ترس استخبارات جرات نداشتند به رییس جمهور دیگری حتی فکر کنند. در ایران ما رضاشاه پهلوی به رای یک مجلس منتخب مردم به صدرات و بعد به سلطنت رسید. استفاده از صندوق رای برای خلق مشروعیت و توجیه حکومت مستبدانه قدمتی به اندازه تاریخ حکمرانی دارد.
اردوغان شاید منتخب بخشی از مردم ترکیه باشد و شاید پایگاه اجتماعی او هنوز به او وفادار باشد ولی یک رهبر و دولتمرد مردم سالار و دمکراتیک نیست. دمکراسی تنها برای تعیین حکمران به سراغ صندوق رای نمی رود بلکه به مردم می آموزد که چگونه تفاوت در عقیده و ارزش را بپذیرند و با یکدیگر زندگی کنند. رهبران مستبدی که از صندوق رای برای به قدرت رسیدن استفاده می کنند بدنبال قلع و قمع مخالفان به نام مردم سالاری و به بهانه اکثریت هستند. آنچه که در روزها بعد از کودتا در ترکیه می بینیم دعوت به وحدت ملی نیست بلکه تسویه حساب یک بخش از جامعه با گروه دیگری از جامعه است. فراموش نکنیم پیروز کودتای نافرجام همان سرکوبگر میدان تقسیم است که خود را بیشتر یک سلطان می بیند تا یک رییس جمهور منتخب. این نکته مثبتیست که حتی سلطان منشهای منطقه هم به صندوق رای ایمان آورده اند ولی آنها هنوز تحمل مخالف را ندارند و منتظر فرصتند تا کسانی را که حتی خواب مخالفت دیده اند حذف کنند.
کودتا شکست خورد ولی استبداد تازه شروع کرده است. .... @khiabanforsat
خیابان فرصت

خیابان فرصت

می خواستم بنویسم به یاد پدرم که فردا سالگرد پرواز ابدیش است. دیدم که حتی یک روز هم نبوده است که یادش نبوده باشد. یاد و خاطره اش جاوید که پروازش ابدی و ماندگاراست و ایران عزیزش برقرار و پاینده. ما مانده ایم و دلتنگیها و روزگار و خدایی که در همین نزدیکیهاست و از او جز زیبایی و شکوه ندیده ایم.
خیابان فرصت

از صفحه فيس بوك احمد كيارستمي به نقل از يكي از دوستانش: (از كانال شخصي دوستان در تلگرام)

درخت یا خیابان

اواخر دهه شصت دانشجویان هنر رو دعوت کرده بودن دانشکده سینما پایین شیرودی که "مشق شب" رو ببینن و با کارگردانش صحبت کنن. غیر از دانشجویان هنر هر کی خبر شده بود اومده بود و سالن جای سوزن انداختن نبود. کیارستمی به خاطر خانه دوست کجاست اعتبار پیدا کرده بود ولی هنوز با کیارستمی امروز بسیار فاصله داشت. فیلم مشق شب فیلم تلخی بود. خیلی ها خوششون اومده بود خیلی ها هم به دلیل خاطرات تلخی که زنده می کرد یا چیزهای دیگه خوششون نیومده بود یا نقد داشتن. زهر کردن شور و حال کودکی با تکلیف های بی خاصیت و توقف رشد استعدادهای بچه ها و سیستم غلط آموزشی. اما چیزی که اون جلسه رو ماندگار کرد یه سوال و جواب بود.
ده سال از انقلاب نمیگذشت و جنگ تازه تموم شده بود. اکثر جوونای انقلابی از هنرمندان توقع داشتن به موضوعات جنگ و انقلاب و تقابل فقر و غنا بپردازن. مشهورترین کارگردان اون دوره مخملباف بود و سلیقه ادبی باغ بلور بود و سلیقه سینمایی دو چشم بی سو و بعد عروسی خوبان.
سوال یکی از حضار از کیارستمی این بود که چرا شما به موضوعات جدی تر دور و برمان توجه ندارید؟جامعه عوض شده روزگار عوض شده آرمان ها و خواست ملت عوض شده شما هیچ عنایتی به این چیزها ندارید؟
جواب کیارستمی جواب مهم قابل تامل و تاثیرگذاری بود. من میدان نیستم که قبل از انقلاب شهیاد باشم و بعد از انقلاب آزادی. من خیابان نیستم که انقلاب از پهلوی به مصدق یا ولیعصرم تغییر دهد. این میدان ها و خیابان ها و ساختمان ها هستند که حوادث اجتماعی دگرگونشان می کند. من از جنس درختم. پاییز برگهایم می ریزد. زمستان خشک می شوم. بهار شکوفه میدهم و تابستان پرمیوه میشوم. درخت های خیابان چون ریشه در خاک دارند قبل و بعد از انقلاب فرقی نمی کنند. تغییرات آنها وابسته تغییرات طبیعی است نه اجتماعی.

این سخن بوی حکمت می دهد. زمان نشان می دهد کسانی که با بادی می آیند با نسیمی می روند. ممکن است میوه بعضی درختان به مذاق ما خوش نیاید طوری نیست. مهم این است که درختان عموما باشکوهند و بر سر دوست و دشمن سایه می اندازند.
خیابان فرصت

سادگی و خامی شده است یادداشتهای نوجوانی و دانشگاه را نگهدارید؟‌ چند وقت پیش دفترچه یادداشتی را پیدا کردم از یادداشتهای پراکنده دانشگاه. آنوقتها هنوز وبلاگ نیامده بود و قلم و کاغذ لذتی داشتند. نشستم بخواندن یادداشتهایم یکی درباره غرب بود. از خامی و ناپختگی آن روزهایم خنده ام گرفت. یک جوانک نوزده ساله که از متوسط جامعه بیشتر کتاب می خواند به اتکای چند کتاب تاریخ و مقاله چه فکرهایی که در سرش نپرورانیده بود. آدمی که هرگز از مرز ایران پایش را آنطرفتر نگذاشته بود ولی بخودش اجازه داده بود درباره دنیا و رویدادهایش با جرات و جسارت حکم . بدهد. یادداشت اصلا تحلیلی نبود برعکس چیزی بود در مایه های انشاهایی که می نوشتیم تا حرفی را زده باشیم که باید می زدیم. نه حرفی که چیزی درباره اش می دانستیم یا می خواستیم.
این روزها به لطف تلگرام با خیلی از دوستان دانشکده و دبیرستان در تماسم. وقتی بعضی حرفها را می شنوم یاد جوانک نوزده ساله پرمدعا می افتم. می خواهم با او حرف بزنم. به او بگویم خواندن خوب است ولی تجربه هم مهم است. آن جوانک وقتی برای ادامه تحصیل می خواست ویزا بگیرد بار اول گذرنامه اش را به طرفش پرت کردند. فهمید دنیا با فیلمها فرق دارد. بار دوم اتوبوسش در راه خراب شد. دم مرز فهمید که راننده اتوبوس آن کسی نیست که باید باشد. راننده اصلی رفته بود و رفیقی آمده بود لطف کند و اتوبوس را با مدارک او از مرز ترکیه رد کند. نتیجه توقیف اتوبوس شد و سرگردانی سی و چند نفر آدم در مرز بازرگان. وقت به اولین شهر ترکیه رسید جا خورد ترکیه شرقی با ترکیه غربی فرق داشت. خیابانهایی که آسفالت نداشتند. جاده های باریکی که تا نزدیکی پایتخت باریک ماندند. بلیط فروش آنور مرز از سادگی او و همراهانش استفاده کرده بود و در اتوبوس جایی برای نشستن نداشتند. خیلی زود فهمید در دنیا باید زبان دانست. چه سوادی وقتی که زبان کشور همسایه را نمی فهمد؟‌ولی در همان کشور که سرش را کلاه گذاشتند آدمهای مهربان کم نبودند. کتابداری که اجازه داد کتاب امانت ببرد٬‌هتلداری که او و دوستانش را مهمان می کرد می گذاشت شبها خودشان برود در آشپزخانه چای درست کنند. تجربه با کتاب فرق داشت. دنیای هزاررنگ را نمی شود فقط با حروف سیاه روی صفحات سفید شناخت.
گاهی فکر می کنم خیلیها از دنیا فقط فیلم دیده اند و کتاب خوانده اند. اطلاعاتشان خوب است ولی تجربه دنیا را ندارند.
جالب برای من اینجاست که همین آدمها استدلال همیشگیشان این است «همه جای دنیا…» یا «در کشورهای غربی …» آخر شما که نرفته اید و نمی دانید چرا حکم می دهید. آدمها همه جا آدم هستند. چهارچوبها فرق می کنند ولی آدمها نه. این روزها که مطالعه هم کمتر شده است٬ دیگر بعضیها روی جملات و پیامهای تلگرامی نظر می دهند. جالب است. چطور می شود آدمی اینقدر حرف بزند ولی در عمل چیزی نگفته باشد. انگار خیلیها به طرف زندگی در یک دنیای توهمی دارند پیش می روند. دنیایی که در آن حرفها حکم واقعیت را دارند و تخیلات و توهمات جای تصاویر واقعی و حقایق را می گیرند. آدمهایی که نمی توانند دیگران را درک کنند یا خودشان را جای آنها بگذارند ولی برای همه حکم باید و نباید می دهند. انگار در کسوت قاضی بدنیا آمده اند و بزرگ شده اند. و چقدر خطرناکند این توهمات و خودفریبیها. انگار هر روز برای بعضی در خوابهای خوشی می گذرد که واقعیت ندارند و داستانهایی که فقط در ذهن آنها اتفاق می افتند....@khiabanforsat https://adadpay.com/
خیابان فرصت

چرا دیگر کسی انتظار معجزه از برجام ندارد؟ یادداشتم برای هفته نامه تجارت فردای شماره ۱۸۵ در واقع ویرایش جدیدی از یک یادداشت قدیمیست. فعلهایی که در زمان آینده بودند حالا در زمان حال و بزودی در زمان گذشته قرار خواهند گرفت: @khiabanforsat https://adadpay.com/2016/07/26/چرا-دیگر-کسی-انتظار-معجزه-از-برجام-ندار/
خیابان فرصت

وقتی ارتش بسم الله گفت
یکی از چیزهایی که پدرم داشت این بود که زندگی نظامیش مال بیرون خانه بود و هرگز در خانه از آن صحبت نمی کرد. با اینحال هرازگاهی یکی دو خاطره ای از دوران جنگ از دیوار سکوتش می گذشت. ما بچه های خانواده های ارتشی که در جو تبلیغاتی بزرگ می شدیم که نقش ارتش و پدرانمان در آن همیشه کمرنگ جلوه داده می شد٬ همیشه تشنه این خاطرات بودیم. سالهای جنگ برای بسیاری از خانواده های ما سخت گذشته بود. دوری پدران و از سوی دیگر نگاه پر از سوء ظنی که همیشه ارتش را زیر نظر داشت و هیچوقت کاملا به این نهاد که یادگار دوران پهلوی دانسته می شد اعتماد نشد.
یکی ازاین خاطره ها مال روز اول جنگ بود. او فرمانده پایگاه ششم شکاری بوشهر بود. یگانها این پایگاه اولین واحدهایی بودند که به تجاوز نیروهای عراقی پاسخ دادند و ظرف کمتر از دوساعت بعد از حمله به پایگاه، پایگاه هوایی بصره را بمباران کردند (لینک به مستند شبکه چهارم). یکی از خاطرات درباره اولین جلسه بریفینگ بعد از شروع جنگ بود که برای عملیات کمان – ۹۹ تشکیل شده بود.
وقتی در پست فرماندهی بریفینگ شروع می شود و پدر شروع به صحبت می کند یکی از افسران حفاظت اطلاعات به او می گوید:
– جناب سرگرد یادتان رفت بگویید بسم ا… الرحمن الرحیم
پدر جواب داده بود:
– من بسم ا… الرحمن الرحیمم را چهار صبح گفتم که شما خواب بودی
سالها بعد متوجه نقش عقیدتی این بسم الله گفتن شدم. کتاب «حمله به الولید» تیمسار مهرنیا را٬ که درباره حمله دلاوران نیروی هوایی شش ماه بعد از شروع جنگ به پایگاه های معروف به اچ – ۳ در عمق خاک عراق بود٬ را بخوانید. وقتی خلبانان از ماموریت برمی گردند و در پایگاه نوژه به زمین می نشینند از طرف صداوسیمای استان همدان با آنها مصاحبه می شود. وقتی این مصاحبه پخش نمی شود از پایگاه تماس می گیرند تا دلیل عدم پخش را جویا شوند. جواب صداوسیما به کسانیکه برای دفاع از ایران یکی از شگفت انگیزترین عملیاتهای نظامی را انجام داده بودند٬ ساده بود:
..جناب سرهنگ شما یادتان رفته اول مصاحبه بسم الله الرحمن الرحیم بگویید٬ قابل پخش نیست
ارتش و ارتشیان هرگز آن تصویر قراردادی را نداشتند که بشود در رسانه های دولتی تبلیغشان کرد. در کنار دلایل امنیتی و رعایت آنها از سوی این نهاد در طول جنگ بعدها سانسورها و خودسانسوریها برای حفظ آن تصویر رسمی به بعضیها القاء کرد که گویا ارتش غایب بوده است. امروز فیلم آقایی را دیدم که می گفت ارتشیان در پادگانهایشان خواب هستند. یاد این بسم الله الرحمن الرحیم گفتن افتادم. ارتش برای دفاع از ایران وقتی بسم الله گفت و می گوید که بقیه خوابند. شاید برای همین دیده نمی شود…. و شاید برای همین در دل مردم جای دارد.
پ.ن. تصویر ملاقات خلبانان و طراحان عملیات حمله به اچ – ۳ با رهبر فقید انقلاب است...@khiabanforsat https://2marz.com/2016/07/28/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%A8%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA/
خیابان فرصت

شهادت امام خرد و موسس مذهب بر همگان تسلیت باد.
خیابان فرصت

محسن جلال‌پور از ریاست اتاق ایران کناره‌گیری کرد

بیماری، علت اصلی استعفای جلا‌لپور
جلال‌پور:رمقی برایم نمانده است
جلال‌پور: پزشكان كار سنگين و پرتنش را اكيدأ ممنوع كردند

محسن جلال‌پور که از 24 خرداد ماه سال گذشته رئیس اتاق ایران بوده است، به دلیل بیماری قلبی از ادامه کار خود در این سمت استعفا داد.

به گزارش اقتصادنیوز، رئیس اتاق بازرگانی ایران که دو هفته پیش دچار عارضه قلبی شده بود امروز در نامه‌ای از ادامه فعالیت در این سمت استعفا داد. وی در استعفای خود علت را منع شدن انجام کارهای پرتنش توسط پزشکان عنوان و مطرح کرده است: « قلب من سابقه بيماري داشت اما گمان داشتم اشتياق روحي خدمت به ايران عزيز اين عضو بيمار را نيزهمراه خواهد كرد.»

سپس وی به بیماری دو هفته گذشته خود این گونه اشاره کرده است:« .بامداد چهارشنبه دوهفته قبل پس ازبازگشت از سفركردستان آنچه پزشكان پيش‌بيني مي‌كردند پيش آمد.مرگ را به چشم ديدم. تجربه‌اي است خنك و تسلي بخش .»

جلال‌پور در ادامه این استعفای خود نوشته است:« حال در بستر بيماري افتاده‌ام.رمقي نمانده. پزشكان صريحا مرا از اشتغالات سنگين و تنش‌زا تا پايان عمر نهي مي‌كنند.مي‌دانم در بحبوحه كارزار سخت شما زنان ومردان كارآفرين ايراني، براي نجات اقتصاد ملي نمي‌توان پذيرفت سخنگوي بخش خصوصي، ناقص و نيمه كاره درخدمتتان باشد.عليهذا امروز اقتضاي خدمت به شما، استعفا از رياست اتاق ايران است. »

به گزارش اقتصادنیوز، قرار است نامه استعفای رئیس فعلی اتاق ایران در جلسه امروز هیات رئیسه اتاق ایران قرائت شود که در صورت پذیرش این استعفا در اولین جلسه هیات نمایندگان اتاق ایران برای انتخاب رئیس جدید اتاق ایران رای‌گیری خواهد شد.

متن کامل نامه استعفای محسن جلال‌پور را در لینک #اقتصادنیوز می‌توانید بخوانید:
http://goo.gl/Eh2bUU

▶️ @eghtesadnews_com
خیابان فرصت

به همت فرزندان و شاگردانش وبسایت تخصصی شادروان هانیبال الخاص راه اندازی شد:‌https://hannibalalkhas.org/
خیابان فرصت

«صنعت نفت ایران هنوز جذاب است» عنوان یادداشتم برای صفحه اقتصاد روزنامه فرهیختگان است که روز پنجشنبه منتشر شده است. آنرا می توانید اینجا بخوانید:‌ @khiabanforsat https://adadpay.com/2016/08/03/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/
خیابان فرصت

صنعت نفت ایران هنوز می تواند جذاب باشد ادداشتم درباره صنعت نفت و مدل جدید قراردادهای نفتی . صنعت نفت ایران هنوز می تواند جذاب باشد ولی تاخیر بیشتر روا نیست. این یادداشت در صفحه اقتصاد روزنامه فرهیختگان روز چهاردهم مرداد ماه منتشر شده است.
تصویب چارچوب جدید قراردادهای بالادست صنعت نفت ایران در ماه گذشته در ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی راه را برای تصویب این قراردادها در هیات دولت در هفته جاری باز کرد و همچنین باعث گمانه‌زنی کارشناسان درباره آینده صنعت نفت ایران شده است. قراردادهای جدید قرار است باعث جذب سرمایه‌های خارجی و تشویق سرمایه‌گذاران به مشارکت در صنعت نفت ایران بشوند. آیا در شرایط فعلی بازار جهانی نفت و بهای‌آن‌‌ درصنعت نفت ایران گزینه مناسبی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی است؟
ابتدا نگاهی بیندازیم به شرایط کلان بازار نفت. در ماه میلادی ژوئن بهای نفت خام برنت با متوسط افزایش دو دلار در هر بشکه به 48دلار در هر بشکه رسید که بالاترین بهای متوسط ماهانه برای آن در هشت‌ماه گذشته و پنجمین ماه پی‌درپی برای افزایش این متوسط ماهانه بود. با این حال رای مردم بریتانیا به خروج این کشور، که اقتصادش پنجمین اقتصاد جهان است، از اتحادیه اروپا و نگرانی درباره افق رشد اقتصاد جهان باعث تعدیل انتظارات و کاهش تقاضا برای نفت خام در بازارها شد و بهای نفت رو به کاهش رفت. در شرایط فعلی به‌نظر می‌رسد افزایش ناگهانی بهای نفت دور از انتظار است و تنها می‌توان افزایش پیوسته و آهسته بهای آن را در صورت برطرف شدن نگرانی‌های درباره آینده اقتصاد جهانی پیش‌بینی کرد.
درحالی‌که بهای نفت کاهش پیدا کرده است و روند افزایش‌ آن‌ متوقف شده است، یادآوری این نکته لازم است که بازار نفت چند سالی‌است در بهای تعادلی فعلی قرار دارد. از یک سو وجود تولیدکنندگان نفت رسوبی و از سوی دیگر کاهش قدرت مانور کشورهای اوپک در بازار نفت به‌دنبال کاهش سهم‌شان در این بازار باعث شده است تا تحلیلگران وضعیت فعلی را به‌عنوان نقطه تعادل جدید بپذیرند. سرمایه‌گذاران بین‌المللی صنعت نفت مدت‌هاست که انتظارات خود را واقعی کرده‌اند و با توجه به نرخ بازده جدید سرمایه براساس بهای فعلی نفت تصمیم به سرمایه‌گذاری در این صنعت می‌گیرند. این به این مفهوم است که تابع عرضه سرمایه در این صنعت تغییر ساختاری غیرقابل انتظاری نخواهد کرد و در بازار سرمایه نوعی تعادل برقرار است.
شکی نیست که کاهش بهای نفت باعث افزایش رقابت برای جذب سرمایه‌گذاری در این صنعت شده است. از سوی دیگر کاهش بهای نفت چالش‌های مختلفی را برای کشورهای صادرکننده نفت به ارمغان آورد که باعث بازنگری راهبردهای اقتصادی، سیاست‌های مالی و پولی در این‌کشورها شده است. درحالی‌که می‌توان عرضه سرمایه را ثابت فرض کرد، این چالش‌ها به معنای افزایش تقاضا برای سرمایه‌گذاری‌ است ودر رقابت برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی ایران تنها نیست. با این‌حال رقابت در بازار سرمایه به معنای ضعیف بودن موقعیت ایران در این بازار نیست. صنعت نفت ایران در یک سال گذشته در حال ورود مجدد به بازارهای پیش از تحریم بوده است و صادرات این صنعت افزایش داشته است. برای یک سرمایه‌گذار خارجی صنعتی که می‌تواند در چارچوب فعلی بازار صادراتش را بدون تهدید بهای نفت افزایش دهد، به صادرکننده‌ای که بازارهایش را اشباع کرده است، اولویت دارد. به‌عنوان مثال صادرات نفت ایران به کشور ژاپن سومین اقتصاد بزرگ جهان، در 12ماه گذشته دو برابر افزایش داشته است. در افزایش واردات نفت از ایران،‌ ژاپن تنها نیست. کشورهای کره جنوبی، چین و هند اکنون دو برابر میزان واردات خود از ایران در زمستان گذشته از ایران نفت وارد می‌کنند. صنعت نفت ایران علیرغم بهای کاهش یافته نفت می‌تواند با بهره بردن از افزایش صادرات و پتانسیل افزایش درآمدهای نفتی‌اش سرمایه‌گذاران خارجی را جذب کند.
تصویب چارچوب جدید قراردادهای بالادست صنعت نفت در این شرایط با شفاف کردن پیش‌شرط‌ها و چارچوب سرمایه‌گذاری در صنعت نفت باعث می‌شوند تا انتظارات سرمایه‌گذاران خارجی واقعی شده و نقاط ابهام برطرف شوند. البته هنوز تا ورود سرمایه‌های خارجی به صنعت نفت ایران راه درازی در پیش است و احتمالا ورود اولین سرمایه‌گذاران خارجی زودتر از سال آینده خورشیدی محقق نخواهد شد. مهم اینجاست که می‌توان به‌جای حدس و گمان درباره چگونگی جذب سرمایه‌گذاران خارجی در چارچوب این قراردادها به جذب فعالانه آنها پرداخت. ....@khiabanforsat
خیابان فرصت

مخاطرات اخلاقي پزشكي
ديروز با يكي از دوستانم به يكي از بيمارستانهاي خصوصي مشهور تهران رفتم. از اورژانس به سونوگرافي فرستادنش. پزشك بعد از كمي جست و جو گفت سنگ دارد. دوستم را بردند و من هم نتيجه سونو را گرفتم و آمدم. پزشك ديد و گفت اينكه چيزي نشون نداده. شك كردم و گفتم الان گفتن سنگ داره. دوباره رفتم بخش سونوگرافي. ميگه ببخشيد اشتباه شده.
فرض كنيد خانواده اي براي تعيين جنسيت فرزند خود آمده اند و نتيجه به جاي پسر، بشود دختر به خاطر سهو پزشكي. اگر چين بود، بچه سقط مي شد.
اخلاق حرفه اگر در حوزه پزشكي به خطر بيافتد، حكايت از فروپاشي سرمايه اجتماعي دارد. اين قبيل پزشكان بي اخلاق، زحمت و تلاش و اخلاق مداري پزشكان خوب را هدر مي دهند. اين پزشكان بي اخلاق مي دانند كه تمام ريسك اشتباهشان روي دوش ديگري است.
@mfarhadpour
خیابان فرصت

@khiabanforsat
یک سرستون متعلق به داریوش اول پادشاه #هخامنشی در منطقه کراسنودار در جنوب #روسیه کشف شد. #تاریخ #باستانشناسی
http://rbth.com/news/2016/08/05/darius-i-stele-found-in-southern-russia-may-become-world-sensation_618441 …
خیابان فرصت

کار برای بیخانمانها صورت مساله:‌ بی خانمانها را چطور از پنجه فقر و بی سرپناهی می توان نجات داد

شهر:‌ آلباکرکی٬ نیومکزیکو

شهردار:‌ ریچارد بری٬ جمهوریخواه

مواجه با مساله:‌ سال گذشته شهردار در حال رانندگی در اطراف شهر بوده است که با مردی مواجه می شود که در حال تکدی بوده است و تکه مقوایی به دست داشته است با این نوشته «کار می خواهم٬ هر کاری» برنامه شهردار مبارزه با گدایی در شهر و حل معضل بی خانمانهاست. چه کسی او را اینطور استخدام خواهد کرد؟

راه حل:‌ او تصمیم می گیرد بجای تشویق گدایان و بی خانمانها به پیدا کردن کار٬ کار را سراغ آنها بفرستد. از سال گذشته یک مینی ون به ظرفیت ده نفر در آلباکرکی راه می افتد و همه آدمهای بی خانمانی را که مایل به کار کردن هستند را جمع آوری می کند تا در طرحهای زیباسازی شهر کار کنند. آنها ساعتی ۹ دلار حقوق و یک وعده ناهار دریافت می کنند. در پایان روز اگر امکانش وجود داشته باشد به آنها برای یک شب سرپناه داده می شود. حقوق آنها حداقل دستمزد قانونیست ولی با اینحال خیلیها از این طرح استقبال کرده اند.

در یک سال گذشته این طرح ۹۳۲ نفر روز كار ایجاد کرده است. افراد بی سرپناه سی تن زباله٬ علف هرز و شاخه خشک شده را از سطح جمع آوری كرده اند. بیش از ۱۰۰ نفر از مشارکت کنندگان در این طرح موفق شده اند شغل دائمی پیدا کنند و از بی خانمانی نجات پیدا کنند.

ریچارد باور دارد «این آدمها در یک گوشه گیر کرده اند و گاهی کمی هل لازم دارند. باید آنها را به چشم انسان دید» یکی از بی خانمانها به او یکبار گفت که هیچکس در ۲۵ سال به او کلام مهربانی نگفته است.

ارزیابی:‌ طرح بی اندازه موفق بوده است و اکنون از دو روز در هفته٬ چهار روز در هفته اجرا می شود. استفاده از این طرح در شهرهای دیگر توصیه شده است. منبع روزنامه واشنگتن پست ....@khiabanforsat https://adadpay.com/2016/08/12/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7/
خیابان فرصت

شعبده بازی تسعیر نرخ ارز یادداشتم برای صفحه اقتصاد روزنامه فرهیختگان:‌ رویداد مهمی در اقتصاد کشور در شرف وقوع است که به‌نظر می‌رسد بر روند تحولات آینده تاثیر ماندگاری خواهد گذاشت. بند ۳۵ لایحه اصلاح قانون بودجه سال ۹۵ که به تصویب کمیسیون برنامه و بودجه و کمیته بررسی لایحه اصلاح بودجه ۹۵ رسیده است، راه را برای تسویه بدهی‌های دولت از طریق ارزیابی مجدد دارایی‌های خارجی بانک مرکزی هموار کرده است.
این بند به این شکل منتشر شده است:‌ «به دولت اجازه داده می‌شود که از محل حساب مازاد حاصل از ارزیابی خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، پس از کسر منابع لازم برای اجرای ماده (۴۶) قانون رفع موانع تولید و ارتقای نظام مالی کشور (مصوب سال ۱۳۹۴ مجلس شورای اسلامی) و کسر مازاد تسعیر ناشی از منابع ارزی بلاوصول یا بلوکه‌شده یا مصادره‌شده بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و پیش‌بینی منابع لازم برای تامین هزینه‌های یکسان‌سازی نرخ ارز (در صورت اجرا)، مطالبات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از بانک‌ها را برای تسویه مطالبات قانونی این بانک‌ها از دولت و افزایش سرمایه دولت در بانک‌های دولتی و همچنین بخشودگی سود تسهیلات تا یک‌میلیارد ریال حداکثر تا سقف چهارصد و پنجاه هزار میلیارد ریال و با رعایت برخی از بندها (هفت بند که با تبصره ۳۵ اضافه شده است)‌ تسویه کند.»
نکته آزاردهنده‌ای که در این بند وجود دارد استفاده از تسعیر منابع ارزی برای پرداخت بدهی‌های دولت است. تسعیر در حسابداری به عملیات تبدیل ارز به ریال گفته می‌شود. از آنجا ‌که شرکت‌ها برخی معاملات خود را با ارزهای خارجی انجام می‌دهند و برخی از وجوه و درآمدها را به صورت ارزی دریافت می‌کنند عملیات تسعیر بخشی از ثبت حساب‌های شرکت‌ها نیز است. در این عملیات مبلغ معاملات ارزی به ریال مطابق نرخ روز تنظیم ترازنامه محاسبه می‌شود. در نتیجه فرض کنید شرکت ملی نفت ایران در سال ۱۳۷۶ نفت را بشکه‌ای ۲۳ دلار فروخته باشد. دولت از این ۲۳ دلار ۲۰ دلار را به دارایی‌های ارزی بانک مرکزی افزوده است. نرخ متوسط دلار در بازار آزاد در این سال ۴۷۸۰ ریال بوده و نرخ رسمی بانک مرکزی در این سال از این نرخ کمتر بوده است. در بهترین حالت در ترازنامه ریالی بانک مرکزی ۹۵۶۰۰ ریال به دارایی‌های این بانک اضافه شده است. مطابق این افزایش به دارایی‌های بانک مرکزی اقدام به چاپ پول و اداره سیاست پولی کشور کرده است. حالا نزدیک به ۲۰ سال بعد نرخ بانک مرکزی برای تبدیل دلار به ریال ۳۱۰۴۰ ریال است. این یعنی آنکه آن ۲۰ دلار حالا معادل۶۲۰۸۰۰ ریال است و نزدیک به ۱۰ برابر افزایش پیدا کرده است. کاری که دولت مطابق مجوز ارزیابی مجدد می‌خواهد انجام بدهد دریافت مابه‌التفاوت این دو مبلغ است در سطح کلان اقتصاد کشور. ولی ترازنامه‌ها و حساب‌ها با نرخ روز نوشته می‌شوند و نه نرخ آینده. درواقع به نظر می‌رسد دستگاه دولت یا قوه مجریه می‌خواهد دوباره برای دلاری که چندین و چند سال پیش به بانک مرکزی داده است، ریال دریافت کند.
در این شعبده‌بازی حسابداری بدهکاری‌های دولت به بانک مرکزی پاک می‌شود تا حداقل روی کاغذ و در ترازنامه‌های مالی دستگاه دولتی از سلامتی مالی لازم برای دریافت سرمایه و انجام سرمایه‌گذاری برخوردار باشد. اما بدهکاری دولت به بانک‌ها نیمی از حلقه بازار اعتبارات بانکی است. نیمه دیگر آن مطالبات بانک‌ها از افراد حقیقی و حقوقی است. شعبده‌بازی دولتی به این گروه نیز تعمیم یافته و قرار است کسانی که تا ۱۰۰ میلیون تومان از بانک‌ها وام و تسهیلات دریافت کرده‌اند از بخشودگی سود و جرائم بهره ببرند. دوباره به بازار ارز رجوع کنیم؛ اگر شخصی در سال ۱۳۸۷ صد میلیون تومان وام گرفته باشد و آن را به ارز تبدیل کرده باشد اکنون معادل صد هزار دلار در اختیار دارد. او می‌تواند با فروش کمتر از یک‌سوم این دارایی ارزی اصل وام خود را به بانک پرداخت کند بدون آنکه جریمه‌ای پرداخت کرده باشد و البته نزدیک به ۷۰ هزار دلار هم به جیب بزند. درواقع دولت هم دارد بدهکاری‌های خودش را خط می‌زند و هم بانک‌ها را که موسسات مستقلی هستند و کارشان تولید سود از طریق بانکداری است ‌مکلف می‌کند بدهی بدهکاران را ببخشایند. هم دولت خوشحال و راضی خواهد بود و هم کسانی که موفق شده‌اند بعد از عبور از هفت‌خوان بانک‌ها به اتکای همت یا ارتباطات‌شان، خوشحال و راضی خواهند بود.
اشکال کار اینجاست که چرخ اقتصاد کشور با این کارها در مسیر صحیحی نخواهد چرخید و همان چرخ هرزی خواهد بود که بوده است. هر اقتصادی با اطمینان به آینده و در چارچوب قوانین و مقررات است که رشد می‌کند. مبادلات اقتصادی وقتی متقن و قابل اطمینان هستند که این قوانین خدشه‌ناپذیر باشند. وقتی دولت با استفاده از مصوبات و راه‌های به ظاهر قانونی یک اصل حسابداری و تنظیم دارایی‌ها را زیر پا می‌گذارد تا بدون پرداخت واقعی و تنها از طریق
خیابان فرصت

افزایش ارزش دارایی‌های بانک مرکزی بدهکاری‌هایش را صاف کند. چه انتظاری از فعالان اقتصادی است؟‌ از سوی دیگر چه تضمینی هست که این کار باعث افزایش شدید تورم نشود و در عمل به همه اعلام کند که اعطای وام درواقع بخشش ثروت است و دریافت‌کننده مجبور به بازپرداخت نیست؟‌
تصویب بند ۳۵ پرسش‌های زیادی را ایجاد می‌کند و اولین آنها این است که‌ آیا حتی دولت تدبیر و امید عاجز از انجام اصلاحات واقعی و معنادار در نظام بانکداری کشور به دور زدن اصول روی آورده است تا امروز کارش راه بیفتد؟ آن وقت آیا می‌توان مفسد اقتصادی، ‌کارمند رشوه‌بگیر و مدیر فاسد را به پای محاکمه کشاند؟ هرچه باشد همه این گروه‌ها توجیهی به‌ظاهر قانونی برای دور زدن اصول دارند. به نظر می‌رسد هیچ‌کس باور ندارد که حتی پاک کردن بدهی‌های دولت و مطالبات بانک‌ها مانع از تکرار وضعیت فعلی نمی‌شود. حال آنکه هر مدیر و وزیری که در آینده مصدر کار بشود امروز را به خاطر خواهد آورد و به امید گرفتن چنین مصوبه‌ای همان سیاست‌های غلط و نادرست گذشته را ادامه خواهد داد. هدف تغییر سیرت بود نه بزک کردن صورتی درهم شکسته. ...@khiabanforsat
خیابان فرصت

https://adadpay.com/2016/08/15/%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A7%D8%B1%D8%B2/ @khiabanforsat
خیابان فرصت

يادداشتم را درباره سايه بلند تبعيض بر عليه زنان در روزنامه دنياي اقتصاد بخوانيد. خوشبختانه همزمان با خبر پيروزي صف شكن كيميا عليزاده شده است. @khiabanforsat
خیابان فرصت

صفحه اول روزنامه دنیای اقتصاد؛
شنبه 30 مرداد 1395

https://telegram.me/joinchat/BL8LFj0ZeDbgZhftWvWSVg
صفحه اول روزنامه دنیای اقتصاد؛
شنبه 30 مرداد 1395

https://telegram.me/joinchat/BL8LFj0ZeDbgZhftWvWSVg
خیابان فرصت

سایه بلند تبعیض هفته پیش وقتی میشل کارتر آمریکایی اول زن سیاهپوست آمریکایی برنده مدال طلای شنا شد این یادداشت را نوشتم. امروز (شنبه)‌ در کنار خبر خوب پیروزی راهگشای کیمیا علیزاده و اولین مدال المپیک برای زنان ایرانی در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شد. از میثم هاشم خانی و سردبیر خوب این روزنامه متشکرم. کیمیا کار بزرگی کرده است ولی همانطور که خواهید خواند این اول راه است.
تبعیض بر هر مبنایی در جامعه آثار بلندمدتی دارد که گاهی تا دهه‌ها ادامه خواهد داشت. دستور اخیر رئیس‌جمهور برای تعویق آزمون استخدامی تا کسب اطمینان از حقوق زنان گام مثبتی است در جهت رفع تبعیض‌های معمول علیه زنان. با این حال این گام تنها وقتی با معناست که بخشی از مسیر رفع تبعیض‌ها باشد و نه یک دستور موقت. اگر تاریخ رفع تبعیض‌ها در سایر جوامع به ما درسی بدهد آن این است که رفع آثار تبعیض با یک بخشنامه و اصلاح آزمون استخدامی ممکن نیست؛ ابعاد تبعیض بی‌شمارند.
امسال میشل کارتر، اولین زن آمریکایی سیاه‌پوستی شد که مدال طلای المپیک را در یکی از رشته‌های شنا به‌دست آورد. بسیاری این موفقیت را جشن گرفتند و آن‌را یکی دیگر از پیروزی‌های آفریقایی‌تباران در رسیدن به برابری در جامعه آمریکا دانستند. چرا؟ سال ۲۰۱۶ است و بیش از ۵۰ سال از پیروزی جنبش حقوق مدنی و تصویب قوانین ضد تبعیض نژادی در ایالات متحده آمریکا می‌گذرد. به نظر می‌رسد قبل از او هم این گروه که ورزشکاران بسیاری در رشته‌های مختلف دارد، می‌توانسته است در شنا هم ورزشکاری پرورش دهد که برنده مدال طلا بشود. چرا همه از این موفقیت به‌عنوان پیروزی بر تبعیض یاد می‌کنند؟‌
طی دوران قوانین جیم کرو در ایالات متحده که جدایی نژادی را قانونی کرده بودند استخرهای عمومی و ورزشی یکی از معدود جاهایی بود که هم در شمال و هم در جنوب ورود سیاهان به آنها ممنوع بود. یکی از مشهورترین تصاویر خبری از مبارزه سیاهان برای برابری، تصویر یک مدیر هتل در ایالت فلوریداست که برای بیرون کردن جوانان سیاه‌پوست و سفیدپوست از استخر هتلش در حال ریختن اسید به داخل آن است. فردای روز رفع تبعیض نژادی و تصویب قوانین فرصت‌های برابر در استخدام و رفع موانع رای دادن سیاهان در انتخابات مختلف هنوز سفیدپوستان استخرهای شنای خود را سفید می‌خواستند.
۵۲سال زمان لازم بود. تغییر باورهای نادرست و کلیشه‌های حاکم بر بازار کار و الگوی استخدام در کشور به زمان و پشتکار احتیاج دارد. یک بخشنامه امسال، یک سخنرانی در بهار آینده یا تصویب قوانین جدید هیچ‌وقت به تنهایی کافی نبوده و نخواهد بود. اگر سازمان برنامه و بودجه به‌راستی بخواهد این دستور اخیر را جاری کند باید گروه کاری متشکل از کارشناسان برجسته تشکیل دهد تا اولین گام‌های لازم برای رفع تبعیض علیه زنان در محیط کار را طراحی کنند. همزمان باید تشکل‌های زنان کارآفرین و بازرگان مورد تشویق قرار بگیرند. رفع تبعیض در بهره‌برداری از تسهیلات بانکی برای زنان کارآفرین برای اعتلای نقش زنان در اقتصاد کشور و هموار کردن راه حضور شایسته ایشان در اقتصاد همان اندازه مهم است که بازنگری در آزمون استخدامی کشور برای هموار کردن راه حضور آنها در سازمان‌های دولتی.
پذیرفتن اینکه زنان نیمی از توان و نیرو و استعدادهای انسانی ایران هستند و باید در اقتصاد سهمی متناسب با استعدادهای خدادادی و توانایی‌هایشان داشته باشند، پذیرفتن یک واقعیت است. پذیرفتن اینکه رفع تبعیض علیه زنان و تضمین حقوق یک فرآیند چند ساله است که به پشتکار و اراده مقاوم احتیاج دارد، آغاز اجرایی شدن فرآیند رفع تبعیض است. کاری که به‌نظر می‌رسد در هیچ جامعه‌ای آسان نیست؛ ولی اجتناب از آن‌هم برای آنها که می‌خواهند در مسیر توسعه پایدار گام بردارند، ممکن نیست. ... @khiabanforsat https://adadpay.com/2016/08/19/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6/
خیابان فرصت

سایه بلند تبعیض

اگر سازمان برنامه و بودجه به‌راستی بخواهد دستور اخیر رئیس‌جمهور -برای تعویق آزمون استخدامی تا کسب اطمینان از حقوق زنان- را جاری کند، باید گروه کاری متشکل از کارشناسان برجسته تشکیل دهد تا اولین گام‌های لازم برای رفع تبعیض علیه زنان در محیط کار را طراحی کنند. رفع تبعیض در بهره‌برداری از تسهیلات بانکی برای زنان کارآفرین برای اعتلای نقش زنان در اقتصاد کشور همان اندازه مهم است که بازنگری در آزمون استخدامی کشور برای هموار کردن راه حضور آنها در سازمان‌های دولتی.
http://donya-e-eqtesad.com/news/1065216

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
خیابان فرصت

با سلام٬‌خبری که دوستان اقتصاد آنلاین مخابره کرده اند با استفاده از منابع ایرنا درباره لغو روادید آمریکا برای اتباع پاکستان منتشر شده است ٬‌درست نمی باشد. کاش این عزیزان وبسایت این برنامه را هم چک می کردند.
خیابان فرصت

دکتر داوری یک پیام فرستاده اند در کانال شخصیشان که مصدق باید حذف می شد تا راه برای کنسرسیوم باز می شد. حالا احمدی نژاد باید حذف می شد تا راه برای آی پی سی باز شود. جدا از اینکه افراد چه برداشتی از شعور مخاطب و کارنامه مدیران دارند. دو نکته درباره ای پی سی به ذهنم رسید. کنسرسیوم یک مجموعه از شرکتهای نفتی بودند که طرف قراردادی انحصاری با ایران بودند. ‌آی پی سی قراردادیست برای فروش نفت مطابق نرمها و روال قرن بیستم و یکم در بازار نفت و انرژی و برای هیچ گروهی انحصار ایجاد نکرده است. اولین مزیت آی پی سی٬‌که نتیجه برجام است٬ توان ایجاد شفافیت در درآمدهای نفتی و تعریف چهارچوبی برای کنش و واکنش در این بازار می باشد. این چهارچوب ضمن آنکه به درآمدهای نفتی ایران ثبات می آورد باعث افزایش قطعیت در اقتصاد کشور از طریق روشن شدن آینده اقتصاد و تبیین روندهای اقتصادی می شود. شکی نیست که بازار زمانی بهتر عمل می کند که می تواند با اطمینان به آینده نگاه کند. نکته دیگر رفتار رانت خوارانه است. رانت و رانت خواری زمانی ممکن است که امکان ایجاد انحصار و فرار از چهارچوبهای قانونی وجود داشته باشد. در این راستا زمانی که دولت تدبیر و امید آی پی سی را اجرایی می کند٬ رانت خواران می دانند که مانع جدیدی بر سر راه آنها ایجاد شده است. در این راستاست که باید پرسید مقایسه مردی که نفتکش نفتکش در دوران او نفت قاچاق شد و میلیاردها دلار درآمد نفتی به دست دلالان افتاد چطور با کسی مقایسه می شود که حتی یک بشکه نفت را به طریق غیرقانونی نفروخت و تحریم اقتصادی و ریاضت ناشی از آن را برای خود و ملت پذیرفت. آیا کسی که با پایبندی به قوانین حاضر نشد حتی برای یک لحظه محبوب توده ها بودن به فروش قاچاق روی بیاورد با کسی قابل مقایسه است که بهترین شرایط ممکن را برای رانت خواران و قاچاقچیان فراهم کرد؟
خیابان فرصت

یکی از ماجراهای تلخی که برای یکی از دوستان رویداده است که استاد دانشگاه صنعتی شریف است. http://rezas.weblogs.us/?p=917
خیابان فرصت

خسر الدنیا والاخره

ساعت ده شب در یکی از خیابان‌های اصلی پایتخت می‌روید به سمت قرار هفتگیِ فوتبال‌تان. در آی‌پادتان اخوان می‌خواند «هوا بس ناجوانمردانه سرد است» و دارید در دنیای او سیر می‌کنید که ناگهان کسی با سر به سمت شما می‌آید و فحش و بد بیراه می‌دهد که مثلا چرا به مادرش اس‌ام‌اس می‌زنید. دارید فکر می‌کنید دیوانه است یا مست یا متوهم؛ که دو نفر دیگر از چپ و راست به همراه یک چاقو جلوی‌تان سبز می‌شوند. 6 دست، نه ببخشید 5 دست در کارند و تمام وسایل‌تان را در طرفه العینی می‌برند. یک پراید مشکی با راننده حاضر است تا فاتحان پیروزمند را از معرکه به در برد!
شما هنوز متوجه موضوع نشده‌اید. اصلا آن چند ثانیه فرصت نبود! کم‌کم بخاطر می‌آورید که لپ‌تاپ‌تان در کیف بوده! یادتان می‌آید که برای پنج‌شنبه و جمعه برنامه داشتید تا کارهای‌تان را در خانه انجام دهید، برای همین هارد بک-آپ زندگانی‌تان که از چشم عزیزتر می‌داری‌اش را هم برداشته بودید …. نه! …. پاهایت رمق ندارد! ناگهان به سمت ماشین می‌دوی شاید بتوانی به آن‌ها بفهمانی یک ترابایت پی‌دی‌اف و پاورپونت و کد متلب و فرمول و کوفت و زهرمار به دردشان نمی‌خورد، اما برای بدبختی یک عمر زندگانی است! دیر شده! تنها (48س) اول پلاک نصیب‌ات می‌شود. بعدا می‌فهمی که اگر همه‌اش را هم می‌خواندی فرقی نمی‌کرد. رفت! همه‌اش رفت! زندگی‌ات رفت! کاش حداقل 4 تا فایل صوتی توی هارد بود که بدرد آن‌ها که بردند، می‌خورد!
مثلِ دیوانه‌ها می‌دوید و چند نفر را می‌بینید و خواهش می‌کنید پلیس را خبر کنند. خدا را شکر پلیس زود می‌آید! اولین مکالمه‌هایتان با ستوانِ میان‌سالی است که به نظر شمالی است. سعی می‌کنید برایشان هر چه در همان چند ثانیه از 4 نفر و پراید مشکی بخاطر دارید بگویید. جواب جناب ستوان آخرِ داستانِ خوشتان را معلوم می‌کند. می‌گوید: «باید مشتی به دماغش می‌زدی. او که می‌رفت بیمارستان، ما دستگیراش می‌کردیم!» شک می‌کنی شاید داستان را خوب نگفتی یا با خودت می‌گویی شاید جناب ستوان نمی‌داند «هارد بک-آپ زندگی‌ات» برود یعنی چه، دارد مزاح می‌کند حالت خوش شود! می‌روید کلانتری. داستانِ 3 هفته کاغذبازی و اداره و چه و چه، چه زود کلید می‌خورد! پلیس که مشغول انجام وظیفه است! از یکی از مراجعین خواهش می‌کنید شماره‌ی موبایل‌تان را بگیرد! گوشی شما جای تماس و قطع‌ش بر عکس نوکیاست، آقای دزد اشتباه می‌کند و جواب می‌دهد. گوشی مراجع کلانتری روی اسپیکر است. صدای جیغ و داد دختری می‌آید! پلیس‌ها با همدیگر می‌گویند «اِه .. دارن یکی دیگه رو خِفت می‌کنن.» شما حال کسی را دارید که در بیمارستان عزیزی را از دست داده و اینترن‌ها می‌گویند «اِه .. اکسپایر شد!»
ساعات اداری، هر روز دادسرا و کلانتری و آگاهی و کنترل ترافیک شهرداری و چه و چه و چه هستید. بعد از آن هم مثل دیوانه‌ها در شهر آگهی نصب می‌کنید که «مژدگانی فلان تومانی می‌دهید». تک‌تک نگهبانیِ ادارات خیابان حجاب و هتل لاله و … را سر می‌زنید به امید این‌که شاید یکی‌شان دوربینی داشته باشد که چیزی پیدا شود … دریغ! … اگر هم دوربین دارند همه راحت‌ترند بگویند نداریم! شب‌ها آن‌قدر آن طرف‌ها بوده‌اید که کم‌کم چند نفر به شما مشکوک می‌شوند! فکر می‌کنید از این سیستم‌ها با دوربین و .. بخرید و از یکی از خانه‌های آنجا خواهش کنید نصب‍‌اش کنند! می‌ترسید شک کنند شما دیوانه‌اید! آه خودتان شک می‌کنید که آیا دیوانه شده‌اید یا نه!
اصلا مگر آدم‌ها چه جوری از هیات آدمیت خارج می‌شوند؟ از خودتان می‌ترسید! چند بارِ دیگر باید اتفاقِ از این دست برای‌تان بیافتد تا هر کس از چند‌متری به شما نزدیک‌تر شد پا به فرار بگذارید؟! فرض کنیم فرهیخته‌اید و هر بار که به مثالِ دیوانه‌ها می‌دوید به خودتان یادآوری می‌کنید که «آدم از آدم نمی‌گریزد!» بعد از مدتی که رفتارتان عوض شد یادآوری‌تان هم از یادتان می‌رود، کم‌کم از همه فرار می‌کنید! بدون این‌که بفهمید چرا باید آدم از آدم فرار کند! بله! شرایطِ بیرونی رفتارتان را عوض می‌کند این به خودیِ خود بد نیست. بعد از مدتی که رفتارتان عوض شد، اخلاق‌تان هم عوض می‌شود. تماما می‌شوید مصداق «خسر الدنیا والاخره»
اوایل که برگشته بودم ایران عجیب‌ترین موضوع اخلاق و رفتار مردم بود! این تقریبا جواب هر کس دیگری خواهد بود که مدتی از این محیط دور بوده! نه از آن جهت که خارجی‌ها چه خوبند یا من چه خوبم! نه! فرض‌کنید در اتاقی بویی ناخوش‌آیند می‌آید. ساکنین اتاق بعد از مدتی به بوی بد عادت می‌کنند. حال اگر فردِ جدیدی وارد اتاق شود – هرچند شاممه‌اش خراب باشد- بوی بد را تشخیص می‌دهد. این بو آن‌قدر بد است که همه حس می‌کنند و ما فقط عادت کرده‌ایم! به دوستان خارج‌نشینمان می‌گویم اگر من را (یا اقوام و دوستان دیگرتان را) بعد از مدتی دیدید، تعجب نکنید. ما را مقصر و گناه‌کار هم ندانید، ما محصول محیط اطراف‌مانیم! شما هم اگر مدتی در
خیابان فرصت

سلام به سال تحصیلی
@khiabanforsat

نوشتن از روزمره ها گاهی لازم است. نه اینکه بخواهم بگویم خیلی دنیای خارق العاده ایست بلکه فقط شرح برخی چیزها شاید در تفاوتها مفهوم و دلیلی باشد و در نهایت راه حلی.
در ایران هنوز تا اول مهر ماه و بوی کیف نو و دختربچه های مقنعه سفید به سر چهار هفته مانده است٬ ولی ما داریم آماده می شویم. اینجا شروع سال تحصیلی برای خودش مراسم خاصی دارد که دانشگاه به دانشگاه هم فرق دارد. روز دوشنبه معارفه اعضای جدید هیات علمی بود و یک دوره آشنایی و آموزش یک روزه قوانین دانشگاه٬‌ تاریخچه اش و حساسیتها برگزار شد. روز دوم یک گردهمایی یک روزه برای همه دانشگاه در دستور کار بود. اعضای جدید هیات علمی معرفی شدند. معاون دانشگاهی٬ مدیران بخشها و رییس دانشگاه صحبت کردند. خلاصه ای از دستاوردهای سال گذشته گفتند٬ اهداف سال جدید را بیان کردند و تغییرات در مقررات را برای همه توضیح دادند. سرفصل اصلی برنامه های دانشگاه در سال جدید گفته شد. بعد دو ساعتی به آموزش سیستمهای جدید گذشت تا همه فرصتی داشته باشند با تغییرات نرم افزارهای آموزشی آشنا بشوند. روز سوم هم البته تکرار روز دوم است ولی در سطح کالجها یا مدرسه های دانشگاه. مثلا فردا جلسه هیات علمی و کارمندان مدرسه بازرگانی هست. درباره دو روز اول این نکته ها جالب توجه هستند.
اول. ماده نه:‌ نمی دانم ترجمه Title وقتی به مجموعه قوانین اطلاق می شود به فارسی چه می شود. فصل و تبصره یا ماده بهترین ترجمه هستند .از ماده استفاده می کنم. این مجموعه قوانین و مقرراتیست درباره آزار و اذیت جنسی و حفظ حرمت دانشجویان. خیلی هم در همه دانشگاهها جدی گرفته می شود. در سالهای اخیر اکثر دانشگاهها مجموعه ای جدیدی از مقررات برای گزارش آزار و اذیت جنسی و جرايم پلید تدوین کرده اند. هم روز اول درباره این قوانین صحبت شد. مسوول ماده نه٬ مدیر امور دانشجویی و مدیر خوابگاهها روز اول درباره فرآیند اجرایی شدن این قوانین صحبت کردند. در روز دوم درباره راهکارها و تغییرات برای همه هیات علمی صحبت شد.
دوم. سلامت روانی یا بهداشت روانی. یکی از موضوعاتی که در جلسه همگانی مطرح شد٬ خودکشی و افسردگی در میان دانشجویان بود. اول از همه اساتید دعوت شد تا دوره آموزشی https://www.qprinstitute.com/ را بگذرانند که درباره چگونگی صحبت و برخورد با دانشجویانی است که در فضای فکری خودکشی قرار گرفته اند. QPR مخفف Question, Persuade and Refer هست که به فارسی می شود:‌ بپرسید٬‌ متقاعد کنید و ارجاع بدهید (به مشاور یا فرد دیگری) به این ترتیب اساتید حلقه اصلی در شناسایی موارد افسردگی و رفتار نامتعارف در کلاس درس می شوند. این اهمیت قائل شدن برای سلامت روانی دانشجویان بخش مهمی از برنامه روزهای اول و دوم بود. به همه اعضای هیات علمی یک پوشه قرمز رنگ (رنگ محرمانه بودن)‌ داده شد تا این موارد را ثبت کنند. جالب است که ما مورد خودکشی نداشته ایم ولی دانشگاه می خواهد همه آماده بشوند چون در بعضی دانشگاههای دیگر چنین مواردی مشاهده شده است.
سوم. برنامه ریزی و آینده نگری. بر خلاف نظام متمرکز آموزش عالی در ایران نظام آموزشی در ایالات متحده کاملا تمرکز زدایی شده است. دانشگاههای ایالتی قرار است تابع یک هیات امنای مرکزی باشند ولی حتی در آموزش عالی ایالتی هر دانشگاهی وظیفه دارد برنامه ریزی راهبردی خودش را انجام بدهد. برنامه های آموزشی در سطح دانشگاه تعریف می شوند و برای تصویب به هیات امنای سیستم دانشگاه ایالتی یا هیات امنای دانشگاه خصوصی فرستاده می شوند. در نتیجه تعداد دانشجویان٬ تغییر درآمد٬ افزایش یا کاهش هزینه ها در سطح دانشگاه کاملا محسوس است و هر بحران اقتصادی دانشگاههای متکی به درآمد شهریه را تحت تاثیر قرار می دهد. در مجموعه ۴ دانشگاهی که در آنها یا دانشجوی دکترا بوده ام یا تدریس کرده ام٬ بودجه هیچ دانشگاهی صد در صد از دولت نمی آید. در نتیجه هر دانشگاهی باید شرایط آینده را هم در نظر بگیرد. آثار منفی رکود اقتصادی بر دانشگاهها آمریکا هنوز قابل مشاهده است. امروز رییس دانشگاه درباره آینده و چالشهایش با ما صحبت کرد و سر فصلهای برنامه دانشگاه در سال تحصیلی در پیشرو را هم تشریح کرد. دانشگاههای زیادی با کسری بودجه و کاهش درآمد مواجه هستند. دانشگاه برکلی٬ یکی از برجسته ترین دانشگاههای آمریکا٬ ۱۵۰ میلیون دلار کسری بودجه دارد. بسیاری از دانشگاه در حال کاهش بودجه شان هستند تا بتوانند با درآمدهای کاهش یافته امور خود را بگذرانند. رییس دانشگاه یادآور شد که این بار اول نیست که با رکود مواجه می شویم و باید با خوش بینی و نوآوری روزهای در پیشرو را تجربه کنیم.
کلا جالب بود. احساس این را دارم که سوار یک کشتی هستم و ناخدایش تازه گفته است منتظر چه نوع ابرهایی در افق است و درباره باد چه فکری می کند. تعدد لایه های اداری قدرت تصمیم گیری را از مرکز می گیرد و حتی اگر مرکز تصمیمی بگ
خیابان فرصت

یرد تا به دانشگاه برسد اثرش از بین رفته است. اینجا ما می دانیم باید چکار کنیم تا باقی بمانیم. و البته می دانیم اینکه سیاست و تصمیم نتیجه بدهد وابسته به عوامل مختلف است. عنوان بخشی از ارائه رییس دانشگاه این بود «ما همه سرنوشتمان را در دست نداریم». ولی می توانیم آینده را پیش بینی کنیم و برایش آماده باشیم. تصمیم درباره برنامه های آموزشی مدرسه بازرگانی با سه درجه دوری یا گذر از سه لایه تصمیم گیری به من ابلاغ شده است (رییس دانشگاه٬‌ معاونت دانشگاهی٬ رییس مدرسه بازرگانی) چه تعداد دانشجو می خواهیم داشته باشیم و چه برنامه های جدیدی را باید ارائه کنیم.
این روزها در اکثر برنامه ها نقش مهارت آموزی پر رنگ تر شده است. مدرسه ما در حال مذاکره با مراکز مختلف است تا دانشجویان قبل از فارغ التحصیلی کارآموزیهای مفیدی را بگذرانند که بعدا از آنها برای پیدا کردن کار مناسب بهره ببرند. باید برنامه های جدیدی که در آن از Big Data استفاده می شود طراحی کنم. زندگی ادامه دارد و سال جدید تحصیلی در راه است.
خیابان فرصت

https://adadpay.com/2016/08/24/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C/ @khiabanforsat
خیابان فرصت

شرکت هواپیمایی کی ال ام یا خطوط هوایی سلطنتی هلند٬‌ پرواز های خود را به تهران از آبانماه امسال از سر خواهد گرفت. این خبر به معنای بازگشت آمستردام به مجموعه نقاط ارتباطی با ایران و تهران است.
خیابان فرصت

بقایای یک جام هزار ساله ایرانی در منطقه دریاچه پاریسنتو در نزدیکی قطب شما پیدا شده است. باستانشناسان باور دارند که این جام توسط بازرگانان آسیای مرکزی که برای خرید پوست جانوارن و پرنده های زیبا به این منطقه می آمده اند برای استفاده در مبادله کالا به این منطقه آورده شده است. اقوام محلی از جامها و ظرفهای ایرانی در مراسم مختلف برای اعطای قربانی به خدایان استفاده می کردند. در نتیجه این جامها مقدس شمرده می شوند. محققان موسسه باستانشناسی نورسیبریک باور دارند چون این کشف تصادفی در نتیجه ذوب شدن یخ زمین حاصل شده است٬ کاوشهای بیشتر می تواند به کشفهای بیشتری منجر بشود. ..سیبرین تایمز @khiabanforsat http://siberiantimes.com/science/casestudy/news/n0713-1000-year-old-persian-cup-unearthed-in-remote-region-of-arctic-russia/
خیابان فرصت

۱. این آقای رابین وودز هم ولایتی ماست. سالها پیش یک روزی آقای رابین وودز می رود دزدی، پنجره را می شکند و می رود توی یه خانه ای، و بیست هزار دلار وسایل فیلمبرداری به طورش می خورد. آقای رابین وودز خوشحال و خندان در حال فروش وسایل لو می رود و می ریزند می گیرندش.آقای رابین وودز هم می رود زندان. شانزده سال. با اینکه هیچ سابقه جنایی دیگری ندارد.

۲. توی زندان شرایط بد است و نگهبانها زندانیان را کتک می زنند شدید. آقای رابین وودز و چند نفر دیگر از زندانیان می نشینند بست که می خواهیم با رییس زندان ملاقات کنیم. رییس زندان هم می آید و کاری نمی کند و قصه همان می ماند که بود. شورش می شود. آقای رابین وودز هم بین شورشیها دستگیر می شود. یک چاقو هم توی دستش است. می رود زندان ماکزیمم سکیوریتی.

۳. آقای رابین وودز به زندگیش کتاب نخوانده. حتی وقتی بچه بوده هم کتابی دستش نبوده. بعد می رود دبستان و می گویند که بچه شری است و راهنمایی باید برود راهنمایی بچه های "استثنایی". خلاصه اش اینکه برود آنجا و کار کند و کلاسی و آموزشی نباشد و همین هم می شود. آقای رابین وودز بعد از راهنمایی بی خیال دبیرستان می شود در حالی که در سن چهارده سالگی هنوز قادر به خواندن و نوشتن نیست. به زندان ماکزیمم سکیوریتی که می رسد ولی قضیه فرق می کند. خسته است و بی حوصله و تنها. باید یک کاری بکند و وقتش را پر کند. تا اینکه یک روزی یک نفر دو تا کتاب می دهد دست آقای رابین وودز که اینها را بخوان وقتت پر شود. یکی از کتابها از کتابهای آقای ماریو پوزو نویسنده پدرخوانده است. کتاب دوم هم زندگی آقای مالکوم اکس.

۴. آقای رابین وودز با آنچه یادش مانده سعی می کند بخواند و بالاخره بعد از چند صفحه راه می افتد. کتابها را که می خواند می گوید عجب! چه خبرهاست توی دنیا که ما بی خبر بودیم و می رفتیم دائم دزدی و شورش و چاقوکشی. آقای رابین وودز با دو زار ده شاهی که جمع کرده می رود کتابخانه زندان و کل دایره المعارف میریام وبستر را می خرد و برمی گردد توی سلولش و شروع می کند به خواندن. می خواند و می خواند و یک روزی می رسد یک جایی و می گوید ای دل غافل، اینکه غلط است. با اطلاعات صفحه فیلان جور در نمی آید. کاغذ و قلمی برمی دارد و نامه می نویسد به شرکت میریام وبستر که جناب صفحه بیست یک چیزی نوشته و صفحه دویست خلافش را. آنها هم می نویسند که شرمنده، شما درست می گویید و چاپ بعدی درست می کنیم. آقای رابین وودز خوشش می آید و کارش را ادامه می دهد و بیست و اندی غلط پیدا می کند که می فرستد میریام وبستر.

۵. باز یک روزی آقای رابین وودز دعوایش می شود و توی دردسر می افتد و از سر لج و لجبازی کتابهایش را ازش می گیرند. آقای رابین وودز شاکی می ماند و سلولش. داد و هوار می کند، اعتصاب غذا می کند، هر چه می کند کتابها را برمی گردانند. تا اینکه یک روزی رییس زندان از شرکت میریام وبستر یک نامه می گیرد که اگر ممکن است کتابهای این ویرایشگر ما را برگردانید. کار و زندگی داریم و ویرایشها مانده معطل این تصمیم بی ربط شما. آقای رییس زندان بعد از اینکه یک نیم ساعتی دو تا شاخی را که روی سرش درآمده کوتاه می کند آقای رابین وودز را می خواهد توی دفترش و می گوید برادر پنج سال از زندانت مانده. از اختیارات شخصی خودم استفاده می کنم و می فرستمت بیرون. آقای رابین وودز می آید بیرون. دزد لات چاقوکش رفته تو و ویرایشگر دایره المعارف آمده بیرون.

۶. آقای مارک تواین کتابی دارد به نام "بیگانه ای در دهکده" که قصه پسرکی است در دهکده ای که می خورد به غریبه ای و بعدها می فهمد که طرف شیطان است و قادر است سرنوشتها را عوض کند. بعد پسرک می رود پیش بیگانه و می گوید که این رفیق ما خیلی بدبخت است، سرنوشتش را عوض می کنی؟ آقای بیگانه هم می گوید باشد عوض شد. بعد پسرک می گوید خوب چه کردی؟ می گوید که هیچ. بیدارش کردم، گرمش بود، رفت پنجره را باز کرد و آمد خوابید و بعد سرما خورد و ذات الریه کرد و مرد و سرنوشتش عوض شد. بعد می گوید که شما انسانها فکر می کنید که آن لحظه های شق القمر زندگیتان است که مهم است، ولی واقعیت چیز دیگری است. آن پنجره باز کردنها و پتو روی خود کشیدنها و این چیزهای کوچک زندگی می تواند کلا از بام تا شام زندگیتان را عوض کند.

۷. قصه آقای رابین وودز را که شنیدم، یاد مثال باز کردن پنجره افتادم و این کارهای به ظاهر بی اهمیت. بیا این کتاب آقای ماریو پوزو را بخوان. یعنی می دانم که بی سوادی، ولی حالا. بیا این کتاب مال تو. بعد طرف ناگهان بشود ویرایشگر میریام وبستر. پنج سال هم تخفیف بگیرد. راست می گوید آقای مارک تواین. باز کردن یک پنجره ممکن است زندگی را از این رو به آن رو کند.

* اگر داستانهای مشابه از چیزهای کوچک و بی اهمیتی که بعد زندگیتان را عوض کرده دارید، لطفی کنید و به Farnoudian ات gmail.com ایمیلی بزنید. خوشحال می شوم از شنیدن داستان و از آشناییتان.
خیابان فرصت

گردنبند ملکه
@khibanforsat
ماری آنتوانت ملکه فرانسه دختر ماری ترزا امپراتریس اتریش از خیلی جهات یک دختر جوان شاد بود٬ که دلش می خواست خوشحال باشد. دوستانش را خیلی دوست داشت و به تاییدات الهی برای مقامش بعنوان ملکه فرانسه باور داشت. حالا اگر مهمانیهایش خرج زیادی بر می داشت خیلی مهم نبود. ولخرجیهای او برای ثروتمندترین پادشاهی اروپا می توانست اهمیتی نداشته باشد. اما فرانسه از جنگهای هفت ساله با ورشکستگی بیرون آمده بود و حالا داشت به ایالات متحده برای استقلال پیدا کردن از بریتانیا کمک می کرد. جنگ پر هزینه بود. ولخرجیهای ملکه و مهمانیهای پر زرق و برقش به چشم می آمدند. مردم فرانسه خسته از فساد دستگاه اداری٬ حرص ممیزان مالیاتی و استبداد اشراف خیلی زود به ملکه لقب خانم ورشکست کننده را دادند. ولی سلطنت هنوز در فرانسه شانس داشت. لویی شانزدهم در تصمیم گیری بسیار کند و حتی بی اراده می توانست باشد ولی اهل کشتن نبود. تا آنکه ماجرای گردنبند ملکه پیش آمد.

گردنبند ملکه یک گردنبند الماس نشان بسیار زیبا و گرانقیمت بود که لویی ابتدا برای ملکه بعنوان هدیه تولد اولین فرزندشان خریده بود ولی ملکه آنرا رد کرد تا هزینه اش برای تجهیز یک کشتی جنگی پرداخت شود. با اینحال جواهرسازی که گردنبند را ساخته بود نومید نشد و باز آنرا برای فروش به ملکه عرضه کرد. ملکه باز رد کرد. حالا یکی از آن شخصیتهای جالب تاریخ که کلاهبردار و شارلاتان هم هستند وارد صحنه شد. کنتس دو لاموت که ادعا می کرد نواده هنری دوم است معشوقه کاردینال روهان شد که اسقف پاریس بود و مشتاق پست وزارت. بعد از آنکه رابطه پایان یافت ماجرای اصلی شروع شد.

دولاموت ادعا می کرد که ندیمه ملکه شده است و واسطه ارسال نامه های عاشقانه روهان به ماری آنتوانت شد٬‌ همزمان جواهرساز گردنبند از دولاموت برای فروش گردنبند به ملکه کمک خواست. دولاموت به روهان که می خواست با کمک ملکه وزیر بشود اشاره کرد که این فرصت خوبیست و او می تواند گردنبند را برای ملکه بخرد. و البته روح ماری آنتوانت هم از این ماجراها خبر نداشت. دولاموت هیچ سمتی در دربار ملکه نداشت و نامه های روهان را خودش با جعل امضای ملکه جواب می داد. ولی به بهانه داشتن دسترسی به ملکه و برای جلب لطف او مبالغ هنگفتی از روهان قرض می کرد تا در کارهای خیریه ملکه خرج شود و البته این مبالغ خرج خودش می شد. دولاموت با پولهای اهدایی اسقف زندگی خود را تغییر داد و عضو طبقه ممتاز جامعه شد. جعل ادامه پیدا کرد و ماجرای گردنبند شروع شد. مردمی که از دربار خبر نداشتند باور کرده بودند که دولاموت ندیمه ملکه و یک اشرافزاده واقعیست.

روهان که باور کرده بود از طرف ملکه مامور خرید گردنبند شده است با جواهرفروش تماس گرفت و به شرط خرید به اقساط با نامه ای که باور داشت از ملکه است گردنبند را تحویل گرفت. آنرا به خانه معشوقه اش برد و تحویل مردی داد که فکر می کرد پیشخدمت ملکه است ولی در واقع شوهر و همدست دولاموت بود. گردنبند بلافاصله به لندن فرستاده شد و تکه تکه شد تا به فروش برسد. وقتی زمان قسط اول رسید جواهر فروش سراغ ملکه رفت که تازه متوجه ماجرا شد. کاردینال روهان بازجویی و بازداشت شد ولی اوراقش را نابود کرد تا مثلا از ملکه دفاع کرده باشد٬ همینطور دولاموت هم نامه های روهان را. دادگاه کاردینال را قربانی کلاهبرداری دانست و تبرئه کرد و دولاموت به شلاق و زندان محکوم شد و روی هر دو بازویش حرف V داغ شد. ولی بعد از چند ماه از زندان فرار کرد.

اما آنچه که مردم فرانسه باور کردند این نبود. آنها باور کردند که ملکه برای ارضای علاقه اش به الماس از دولاموت سواستفاده کرده است تا سرجواهرفروش را کلاه بگذارد. ماجرا همه شایعات را درباره ملکه تایید می کرد که او زنیست هوسباز و خیانتکار به شوهر و دوستانش با علایق و غرایز غیرانسانی. خیلی زود ماری آنتوانت سمبل همه چیزهایی شد که مردم فرانسه درباره سلطنت بد می دانستند. انقلاب فرانسه دو سال بعد شروع شد و انقلابیون هفت سال بعد از رسوایی گردنبند حکم به اعدام ماری آنتوانت با گیوتین دادند.

تاریخ درسهای جالبی دارد. عدم شفافیت٬ عدم دسترسی به مقامات و بی توجهی به رویدادهای پیرامون همه و همه دست به دست هم دادند تا یک قربانی متهم اصلی باشد و راه برای انقلاب هموار شود. رسواییهای مالی از شکستهای مالی خطرناکترند. آنها باورها و نگاهها را عوض می کنند. دیدم گفتنش این روزها لازم است. گاهی مهم نیست چه روی داده است چرا که پیشزمینه ذهنی مردم آنها را برای پذیرش داستانی کاملا متفاوت و متضاد آماده کرده است.
خیابان فرصت

نوشتن پروفایل در لینکداین LinkedIn بخش اول
@khiabanforsat
این روزها شبکه های اجتماعی حرفه ای مانند لینکداین LinkedIn به یکی از اولین منابع کاریابی و پیدا کردن افراد مناسب برای مشاغل مختلف که به مهارتهای گوناگون نیاز دارند٬‌ تبدیل شده است. در یک سرشماری انجام شده توسط Jobvite ۹۴ درصد شرکتهای آمریکایی از لینکداین بعنوان مهمترین منبع پیدا کردن افراد مورد نظرشان نام برده اند. برای همین طراحی یک پروفایل حرفه ای مناسب در این شبکه به جویندگان کار و صاحبان مهارت این امکان را می دهد را خود را به کسانی معرفی کنند که بدنبال همکاران مناسب می گردند. این نکات در طراحی پروفایل حائز اهمیت هستند:‌

۱. نام شما. لطفا از دادن لقب یا مختصر کردن اسمتان پرهیز کنید نام خود را مطابق گذرنامه وارد کنید. فراموش نکنید در زبان انگلیسی حروف اول نام و نام خانوادگی بزرگ یا Capital Letter هستند. مثال:‌ اگر اسمتان سید علیرضا اصفهانی زاده دربندی هست آنرا Alireza E. Darbandi می توانید بنویسید و اصفهانی زاده را بعنوان نام میانی با حرف اول بیاورید. از نوشتن چیزی شبیه:‌ Seyyedalireza esfehani zadeh darbandi خودداری کنید. کسی به خودش زحمت خواندن این نام را نمی دهد.

عنوان یا Headline این بخش یکی از مهمترین بخشهای پروفایل شماست. شما از کلیدواژه های زیادی نمی توانید استفاده کنید ولی این بخش در جتسجوها٬ دعوت به ارتباط٬ فهرست کارمندان و صفحه شرکت شما ظاهر می شود. کاری کنید که بخاطر آورده بشوید. برخی در ایران از عناوین کاری طولانی استفاده می کنند که ربطی به مهارتهایشان ندارد. مثال اگر آقای دربندی مدیر فروش و بازرگانی محصولات قارچ سفید شرکت بزرگ تهران اصیل باشد همه این عنوان را با ترجمه غلط و نادرست در این بخش می آورند. در دنیای امروز عنوان آنقدر مهم نیست که تواناییهای شما مهم هستند. قبل از ترجمه کلمه به کلمه عنوانتان شغل معادل آنرا در یکی از شرکتهای معتبر واقعی٬ مثلا یک شرکت Fortune 500٬ پیدا کنید. بعد روی مهارتهای خود تاکید کنید.

مثال:‌ Alireza E. Darbandi, Marketing Executive and Trusted Consultant خیلی مهمتر از یک عنوان طولانی هست. خواننده پروفایل شما نمی خواهد بداند عنوان شما چیست٬ او می خواهد بداند شما چکار می توانید بکنید.

سوم. عکس. عکس پروفایل کاری با عکس فیس بوک فرق دارد. این عکس شما را به یک کارفرما و یک مدیر ارشد معرفی می کند. استفاده از گل یا علامت یا تصویر طبیعی اصلا درست نیست. عکسهایی که در تعطیلات یا مهمانیها گرفته شده اند هم مناسب نیستند. برخی از دوستان از عکسهایی استفاده می کنند که آنها را شبیه هنرپیشه های سینما نشان می دهد ولی کارفرماها دنبال آرنولد نیستند٬‌ آنها یک آدم حرفه ای می خواهند. برای آقایان لباس مناسب کت و شلوار و کراوات است. اگر از کراوات خوشتان نمی آید یا از آن استفاده نمی کنید یک پیراهن مناسب با یقه مرتب. اگر ریش دارید صورت شما باید تمییز باشد. برای بانوان لباس کاری مناسب٬‌ آرایش مناسب و نه زیاده روی شده (در ایران کلا در آرایش زیاده روی می شود٬ جهانی فکر کنید) استفاده از سلفی برای فیس بوک یا اینستاگرام مناسب است ولی نه اینجا. عکسهایی که شما را در حال سخنرانی در یک گردهمایی حرفه ای نشان می دهند بسیار مناسب هستند. این عکس قرار است شما را حرفه ای٬‌ مسوول و قابل اعتماد نشان بدهد نه خوشگل و خوش تیپ. قبل از گرفتن عکس عینک آفتابیتان را بردارید.

در بخشهای بعدی درباره معرفی می نویسم.
خیابان فرصت

https://adadpay.com/2016/08/30/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%86-linkedin-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84/ @khiabanforsat
خیابان فرصت

پیش‌نیازهای سیاست‌گذاری کلان بانکی
@khiabanforsat
یادداشتم درباره پیشنیازهای سیاستگذاری کلان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد روز چهارشنبه می باشد.

اتخاذ سیاست‌های کلان اقتصادی از سوی دولت با هدف تشویق رشد اقتصادی صورت گرفته، ولی آیا این سیاست‌ها کارآیی و آثار مورد انتظار را خواهند داشت؟ بعد از بحث و بررسی، مجلس شورای اسلامی اصلاحیه قانون بودجه سال ۱۳۹۵ را تصویب کرد. در این اصلاحیه هم تک‌نرخی شدن ارز و هم تسعیر منابع بانک مرکزی گنجانده شده است. هر دو تصمیم سیاست‌های کلانی هستند که به منظور شکوفا کردن اقتصاد کشور و تحریک آن به رشد اتخاذ شده‌اند.

درباره درستی یا نادرستی این سیاست‌ها بحث شده است و در هفته‌ها و ماه‌های آینده گفتمان گروه‌ها و کارشناسی اقتصادی درباره این سیاست‌ها ادامه خواهد یافت. نکته‌ای که کمتر به آن اشاره شده و می‌شود فضای اقتصادی – اجتماعی و فعالیت‌های بازرگانی در جامعه است که کارآیی این سیاست‌ها را مشخص می‌کند.

به‌عنوان نمونه همیشه این باور وجود داشته که درصورت کاهش نرخ سود سپرده‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت بانکی در کشور علاقه به سپرده‌گذاری در بانک‌ها کم خواهد شد. هم سرمایه‌گذاران و هم سپرده‌گذاران در پی کاهش نرخ سود سپرده‌های بانکی به بازار مسکن روی خواهند آورد و با افزایش تقاضا برای سرمایه‌گذاری در این بخش، شاخص قیمت مسکن افزایش پیدا خواهد کرد. در نتیجه این افزایش تقاضا و شاخص قیمت، فعالیت‌های ساخت‌و‌ساز افزایش پیدا می‌کنند و اشتغال ایجاد می‌شود. پس کاهش نرخ سود بانکی می‌تواند به تحرک در بخش ساختمان بینجامد و تحرک اقتصادی را به‌دنبال داشته باشد.

حالا نگاهی به فضای خرید و فروش مسکن بیندازید. اگر در این فضا خرید و فروش به‌واسطه افزایش زمین‌خواری، جعل سند، فعالیت‌های غیرقانونی و فساد اداری سخت‌تر شده باشد، آیا باز هم سپرده‌گذاران بانکی به فعالیت در این بازار روی خواهند آورد؟‌ یا آشفتگی بازار باعث عدم اطمینان سرمایه‌گذاران به فرآیند معاملات شده است و در نتیجه ایشان ترجیح می‌دهند پولشان در بانک باشد و بهره‌ای کمتر از سود فعالیت در مسکن دریافت کنند. اینجاست که سیاست‌گذار باید ریسک و نقش آن را در تصمیم‌گیری فردی در نظر بگیرد. هر وقت ریسک فعالیت‌های اقتصادی افزایش می‌یابد، فعال اقتصادی حاضر به پرداخت هزینه از طریق کاهش نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری در قبال کاهش ریسک در بازار است. به‌عبارت دیگر اگر بازار آشفته باشد سیاست کاهش نرخ سود بانکی آن پیامد مورد انتظار را نخواهد داشت و اشتغال به میزانی که سیاست‌گذار در نظر داشته، افزایش نمی‌یابد.

سیاست‌های پولی هم این ویژگی را دارند. درحالی‌که روند کلی تغییرات ناشی از آنها در همه اقتصادها یکسان است، ‌اندازه این تغییرات و مسیر تحولات وابسته به شرایط اقتصادی و سلامت موسسات بانکی کشور است. پژوهش‌های صندوق جهانی پول در کشورهای در حال توسعه نشان می‌دهد در کشورهایی که صنعت بانکداری و مالی کمتر توسعه یافته‌ای دارند، این فرآیند اعطای وام است که موفقیت سیاست‌های پولی و کلان کشور را تعیین می‌کند.

ساختار ضعیف بانکداری، مقررات دست‌وپاگیر و انحصار در صنعت بانکداری در کنار ضعف بانک مرکزی می‌تواند اثر یا آثار سیاست‌های پولی را «هیچ» کند. در این شرایط اتخاذ سیاست‌های عمده کلان تنها در صورتی مفید است که دولت برای جبران ضعف‌های ساختاری و ریسک حاکم بر فضای کسب‌و‌کار کشور چاره‌اندیشی کرده باشد. در حالی که اصلاحیه قانون بودجه با هدف احیای اقتصادی به تصویب رسیده است،‌ آیا ساختار بانکی کشور توان محقق کردن این هدف را دارد یا دوباره سیاست‌های کلان دولت در هزار خم شبکه توزیع وام و تسهیلات بانک‌های کشور خنثی و بی‌اثر می‌شوند؟
خیابان فرصت

بخش دوم نوشتن یک پروفایل لینکداین را می توانید اینجا بخوانید. کمی طولانی تر شد ولی جامع است. @khiabanforsat https://adadpay.com/2016/09/02/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%86-linkedin-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/
خیابان فرصت

از استقبال خوبی که از بخشهای اول و دوم شده است٬ خوشحالم. اینجا بخش سوم چگونگی نوشتن یک پروفایل در #لینکداین را می توانید بخوانید که سرفصل تجربه و اهمیت آن را تشریح می کند. @khiabanforsat https://adadpay.com/2016/09/07/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%86-linkedin-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85/
خیابان فرصت

✏️☑️صعود بانوان، به خط مقدم مدال‌آوران

ساره جوانمردی، اولین طلایی ایران در پارالمپیک،رتبه ایران درجدول مدال‌ها را از ۲۷ به ۱۴ رساند
او ۴ سال قبل در پارالمپیک لندن، برنز گرفته بود
☑️ @Social_Economics
✏️☑️صعود بانوان، به خط مقدم مدال‌آوران

ساره جوانمردی، اولین طلایی ایران در پارالمپیک،رتبه ایران درجدول مدال‌ها را از ۲۷ به ۱۴ رساند
او ۴ سال قبل در پارالمپیک لندن، برنز گرفته بود
☑️ @Social_Economics
خیابان فرصت

۱. یک کتابی دارد آقای ویلیام زینسر به نام "On Writing Well" که فکر کنم به چاپ هزارم رسیده است. از بهبود نوشتن انگلیسی می گوید و خواندنش به جد توصیه می شود. می گوید که اگر می خواهید نوشتنتان را تقویت کنید، بنشینید و یک متنی بنویسید، بعد دوباره متن را بخوانید و ببینید چه کلماتی اضافی است و حذفشان کنید. بعد دوباره برگردید از اول و همین کار را تکرار کنید. چه کلماتی اضافی است، چه فعلهایی جمله را کوتاهتر می کند، چه جملاتی را می شود بالکل حذف کرد. هر زمان به این نتیجه رسیدید که جمله دیگر هیچ راهی برای مختصر شدن و جامع و مانع شدن ندارد، جمله تان کامل است. همیشه همانطوری بنویسید.

۲. آقای زینسر یک قر ریزی می آید و یک چیز دیگری هم به ما قلمبه سلمبه نویسها می گوید. که اگر روزی روزگاری اهمیت ساده گویی و ساده نویسی یادتان رفت و خواستید جملات خیلی طولانی و پرطمطراق بنویسید و فکر کردید تنها راه برقراری ارتباط همین است، یادتان بیفتد که "اعلامیه آزادی بردگان" آقای لینکلن که سه میلیون نفر برده را آزاد کرد و منشا هزار جور خیرات و مبرات دیگر شد، کلا دویست و هفتاد و دو کلمه دارد: دویست تا کلمه یه بخشی، پنجاه تا دو بخشی، هجده تا سه بخشی، و چهار تا چهار بخشی.  می گوید که پیغام شما اول و آخرش از "اعلامیه آزادی بردگان" که مهمتر نیست. اگر آقای لینکلن توانسته،  شما هم می توانید.

۳. بعد می خواهی ببینی مثالهای دیگرش کجاست. کتاب آقای لزلو باک را می خوانی که می گوید که تمام شرکتهای بزرگ دنیا یک بیانیه اهداف دارند. آن هدف که می گوید که اصلا ما این شرکت را چرا راه انداخته ایم و چه کار قرار است بکنیم و چه اتفاقاتی قرار است بیفتد و خلاصه من آمده ام که ناز بنیاد کنم و در این میان پولی هم کاسبی کنم. بعد آقای لزلو باک می گوید که تمام این شرکتهای بزرگ دنیا هدفشان را انقدر کش می دهند و طولانی می کنند که یک وقت خدای ناکرده یک چیزی آن وسط جا نیفتاده باشد. از یک طرف توضیح می دهند که ما به مشتری می رسیم، از طرف دیگر توضیح می دهند که به کارمند می رسیم، بعد می گویند پول در می آوریم و نگران سهامداران هستیم، بعد هم توضیح می دهند که وسط تمام این کارها کارمندان ما ادب و متانت و اصول حرفه ای را به طور جامع و کامل رعایت می کنند و خلاصه می روند بالا و می آیند پایین و به نعل می زنند و به میخ و آخرش نتیجه این می شود که از کارمند بعد از سی سال می پرسی شما توی این شرکت چه می کنید، و جواب می دهد که ما اینجا مثلا شامپو درست می کنیم و تنها چیزی که نمی گوید کلمه ای از آن بیانیه اهداف است. بعد آقای لزلو باک می گوید که ما توی گوگل این مشکل را دیدیم و نخواستیم که برای ما اتفاق بیفتد. یک جمله نوشتیم که هدف ما سازماندهی اطلاعات در این دنیاست و مفید و قابل دسترس کردن آنها. نه حرف از پول می زنیم، نه سهامدار، نه مشتری، نه کارمند. هر کس هم که می آید تکلیف خودش را می داند و جا می افتد توی سیستم.

۴. یا داری سریال Narcos را می بینی، بعد یادت می افتد که پابلو اسکوبار روزی در اوج بود و هشتاد درصد کوکایین دنیا زیر دستش بود و کیلو کیلو آدم می کشت. بعد همه مانده بودند که این آدمی که نصفش استیو جابز است و نصف دیگرش چنگیز خان مغول چطور تمام کلمبیا را گرفته زیر شستش. طرف ماهی هشتاد تن کوکایین از کلمبیا می برد آمریکا و باز نمی توانستند بگیرندش از بس که از پلیس سر خیابان تا کاندیدای ریاست جمهوری رشوه خورش شده بودند. مانده بودند که این همه رشوه گیر از کجا آمده. بعد گفتند که اسکوبار یک تکیه کلام دارد و به همه می گوید "نقره یا سرب؟". یعنی رشوه می گیری و خلاص، یا گلوله می خوری و خلاص؟ و تا بقیه دنیا با استدلالات دقیق منطقی حالی رشوه بگیرها کنند که رشوه خواری کار بدیست، طرف پیغام دو کلمه ای اسکوبار را گرفته بوده و فهمیده بوده و از هضم رابع گذرانده بوده و نقره را به سرب ترجیح داده بوده و رفته بوده.

۵. آقای ویلیام اوکام روزی گفت "بیهودگی یعنی آنچه را می توان با کم انجام داد با زیاد انجام دهیم". آقای اوکام کلا داستان را با تیغ اوکام و این جمله اش ختم کرد و رفت. حرفش را پرینت گرفته ام و زده ام به دیوار دفترم برای یادآوری دائم.

پ.ن. کتاب آقای زینسر اینجاست : https://www.amazon.com/Writing-Well-Classic-Guide-Nonfiction/dp/0060891548
پ.ن.۲. Farnoudian ات جیمیل دات کام
خیابان فرصت

حرم امام رضا آذين عيد قربان و غدير را دارد
حرم امام رضا آذين عيد قربان و غدير را دارد
خیابان فرصت

چه خوش یمن است٬ روز و شبی که این عکس را بدون آنکه خواسته باشی دریافت کنی.
خیابان فرصت

دکتر پورنگ ابوالمعصومی ٬ دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و استاد دانشگاه بریتش کلمبیا به پاس پژوهشهایش در تصویربرداری پزشکی به عضویت انجمن سلطنتی کانادا دعوت شده است. @khiabanforsat http://ece.ubc.ca/news/201609/prof-abolmaesumi-joins-royal-society-canada
خیابان فرصت

هفت بار زمین بخور٬ ولی هشت بار بلند شو. ضرب المثل ژاپنی
خیابان فرصت

شرکت معظم مک کنزی گزارش بسیار جامعی درباره فضای کسب و کار و چشم انداز آینده اقتصادی ایران منتشر کرده است که مطالعه اش را به همه علاقمندان توصیه می کنم. این گزارش حاصل سفرهای متعدد مشاوران این شرکت و ساعتها مصاحبه با افراد مختلف و تحلیل داده های میدانی می باشد.
خیابان فرصت

مصاحبه ای که با تجارت فردا درباره تعطیلی آنتونوف داشتم را اینجا می توانید بخوانید:‌ http://tejarat.donya-e-eqtesad.com/fa/packagestories/details?service=economy&story=3992594a-141b-4242-93fc-aca46b820090
خیابان فرصت

کجراهه نوسازی ناوگان

یادداشت این هفته ام برای هفته نامه تجارت فردا درباره رویدادهای اخیر هواپیمایی در ایران و اعطای مجوزهای جدید برای تاسیس شرکتهای هواپیمایی. در این یادداشت می پرسم : آیا صنعت حمل ونقل هوایی کشور آمادگی پذیرش ایرلاینهای جدید را دارد؟‌

تلاش دولت آقای روحانی برای نوسازی ناوگان هوایی کشور ادامه دارد و به رغم چالشهای داخلی و خارجی این دولت امیدوار است نوسازی ناوگان را محقق سازد. پرسشی که این روزها به ذهن میرسد این است که آیا صنعت حمل ونقل هوایی کشور آماده چنین تحولی هست؟ @khiabanforsat https://adadpay.com/2016/09/25/%DA%A9%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86/
خیابان فرصت

کجراهه نوسازی ناوگان

یادداشت این هفته ام برای هفته نامه تجارت فردا درباره رویدادهای اخیر هواپیمایی در ایران و اعطای مجوزهای جدید برای تاسیس شرکتهای هواپیمایی. در این یادداشت می پرسم : آیا صنعت حمل ونقل هوایی کشور آمادگی پذیرش ایرلاینهای جدید را دارد؟‌

تلاش دولت آقای روحانی برای نوسازی ناوگان هوایی کشور ادامه دارد و به رغم چالشهای داخلی و خارجی این دولت امیدوار است نوسازی ناوگان را محقق سازد. پرسشی که این روزها به ذهن میرسد این است که آیا صنعت حمل ونقل هوایی کشور آماده چنین تحولی هست؟ @khiabanforsat https://adadpay.com/2016/09/25/%DA%A9%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86/
خیابان فرصت

افتخار می کنم که هر شرکتی را که فروخته ام٬ سودم را با کارمندان قسمت کرده ام. من سیصد نفر را میلیونر کرده ام. مارک کوبان کارآفرین آمریکایی و مالک تیم بستکبال ماوریک
خیابان فرصت

خیابان فرصت

آیا می خواهید مدیر عامل شرکت باشید؟‌این مقاله ایست درباره اینکه مدیران عامل چه ویژگیهایی دارند. نکته جالب اینجاست که از شبکه اجتماعی لینکداین برای گروه بندی این ویژگیها استفاده شده است. بعنوان مثال:‌ کار در شرکتهای مختلف اثری مثبت ولی کوچک دارد در حالیکه تغییر صنعت اثر منفی دارد. داشتن مدرک ام بی ای MBA مهم است و باعث می شود تا دارنده مدرک از رقبا پیشی بگیرد. اگر این مدرک از یکی از ۵ مدرسه اول بازرگانی و مدیریت در ایالات متحده باشد معادل ۱۳ سال تجربه کاری به حساب می آید. ارزش خالص یک مدرک ام بی ای از یک برنامه رتبه بندی نشده معادل ۵ سال تجربه کاریست. جنسیت جویندگان موقعیت مدیریتی هم مهم است. مردان از مزیتی به اهمیت ۳.۵ سال تجربه کاری در مقایسه با زنان برخوردارند. https://www.linkedin.com/pulse/how-become-executive-guy-berger-ph-d-?published=t
خیابان فرصت

#مکث

✏️محرومیت از آموزش باکیفیت، یعنی محکوم کردن کودکان خانوارهای فقیر به «فقر مادام العمر»؛ کودکانی که اکثرشان بسیار مستعد هستند و از چاه نفت ثروت آفرین تر

☑️کانال توسعه عدالت آموزشی @Hamianefarda
#مکث

✏️محرومیت از آموزش باکیفیت، یعنی محکوم کردن کودکان خانوارهای فقیر به «فقر مادام العمر»؛ کودکانی که اکثرشان بسیار مستعد هستند و از چاه نفت ثروت آفرین تر

☑️کانال توسعه عدالت آموزشی @Hamianefarda
خیابان فرصت

مقايسه تأمل برانگيز تهران -سئول توسط اسحاق جهانگيري

اين مقايسه را اسحاق جهانگيري انجام داده كه در شماره ٤١ تجارت فردا انعكاس يافته است.👇

سال‌ها پیش زمانی که در شهر سئول خیابانی را به نام شهر تهران نام نهادند، آرزوی مردم کره جنوبی این بود که روزی سئول از نظر توسعه‌یافتگی به پایتخت ایران شبیه شود. اما پس از این همه سال عده‌ای در کشور کره به دنبال این هستند که خیابان تهران را که اکنون دارای عظمتی در شهر سئول است، به نام پایتخت کشور دیگری تغییر دهند چون معتقدند در شأن سئول نیست که نام بهترین خیابانش تهران باشد. علاوه بر آن، اکنون خیابان سئول در شهر تهران هم دیگر خیابانی نیست که در شأن سئول باشد.

شماره ٤١ هفته نامه تجارت فردا
بيست و هشتم ارديبهشت ١٣٩٢


https://telegram.me/tejaratefarda
خیابان فرصت

باز به نام خدا خون خدا شد روان