آيت الله ناصري (كانال رسمي) 
عنوان گروه یا کانال:

آيت الله ناصري (كانال رسمي)


توضیحات: تحت اشراف بنيادعلمي فرهنگي هاد تنها كانال رسمي آيت الله ناصري دولت آبادي ?اينستاگرام : https://www.instagram.com/naseri_ir ?سايت رسمي : http://bonyadhad.ir/a-naseri ?تبادل و تبليغات نداريم
شناسه: [email protected]
تعداد اعضا: 14335
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ حضرت حق می فرماید: «فلینظر الإنسان إلی طعامه.» وقتي مي خواهي چيزي بخوري، در غذايت دقت کن. ببين چه چیزی می خوری. حلال است؟ حرام است؟ پاک است؟ نجس است؟ براي تو مفيد است؟ مفيد نيست؟ در اين باره، حضرت امام حسن مجتبي علیه السلام فرمایش عجیبی دارند که می فرمایند:
عَجَبٌ لِمَنْ يَتَفَكَّرُ فِي مَأْكُولِهِ كَيْفَ لَايَتَفَكَّرُ فِي مَعْقُولِهِ فَيُجَنِّبُ بَطْنَهُ مَا يُؤْذِيهِ وَ يُودِعُ صَدْرَهُ مَا يُرْدِيه.( بحارالأنوار، ج 1 ، ص 217.)
يعني اينكه من تعجب می‌کنم اشخاصی که می خواهند غذا بخورند، چراغ روشن می کنند، حواس خود را جمع می کنند كه چيز نامناسبي نخورند؛ خیلی حواس خود را جمع می کنند. برای چه؟ برای حفظ بدن خود؛ اما براي غذاي روح خود دقت نمي كنند.

242/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ عزیز من! ما که همیشه اینجا نیستیم. ما رفتنی هستيم، خدا می داند. پاسپورت‌های همه ما را صادر کرده‌اند و وقت هم برای آن تعیین نموده‌اند. بدون تعارف، همه ما باید از اینجا برویم. فکر آنجا را باید کرد. اینجا می‌گذرد. دیشب هر چه خوردی، هر چه گفتی، هر کاری کردی، گذشت؛ اما گذشتن در آنجا نیست. عمل دیشب من مجسم شد و همیشه با من هست. یک مقداری انسان دست به عصا راه برود. یک مقداری بیشتر حواس‌هایمان را جمع کنیم. شماها که همه حواس‌هایتان جمع است. من این مطالبی را که دارم عرض می کنم، برای این است که نفس خبیث خودم از خواب بیدار بشود. خدا می‌داند. شما همه خوبید؛ ان‌شاء الله. می گفت: در شنیدن اثری هست که در دانستن نیست. من برای خودم می گویم. شما ان‌شاء الله همه تان خوب هستید. همه شما در درجه عالی بهشت باشید؛ ان‌شاء الله.

244/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ امیرالمؤمنین علیه السلام يكي از صفات متقین را چنين بيان می¬فرمایند: «و وقفوا أسماعهم علی العلم النافع لهم». یعنی یکی از صفات مؤمنین، متقین و آن‌هايي که علی علیه السلام را دوست دارند و پیرو آن حضرت هستند، این است که گوش‌های خود را وقف کرده‌اند برای شنيدن مطالبی که به نفع دین و دنیایشان است. «وَقَفوا» از «وقف» است به معنای حصر؛ یعنی گوش‌هایشان را منحصر کردند برای شنيدن مطالبی که به درد دین و دنیای آن‌ها می خورد. اولیای الهی، هر چیزی را نمی شنوند و گوش نمی دهند؛ بلکه به مطالبی گوش می دهند که نفع آن در دنیا و آخرت به آن‌ها برسد. این يكي از اوصاف مؤمنین و متقین است.

235/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٦٣

هدف زندگي

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
#عكس_نوشته ٦٣

هدف زندگي

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ روایات اهل بیت علیهم السلام که به جای خود، آیه قرآن هم به جای خود، علم روز هم ضررهای غنی و موسیقی را ثابت کرده است. ببين اگر موسيقي برای شما نفع دارد، گوش بدهيد؛ در حالي كه اين‌طور نیست. عزیز من! بگذار کنار. تبعات عجیبی دارد. هر گناهی، یک آثار و تبعاتی دارد. تبعات موسيقي خیلی مشکل است. اثر آن، فقر و فلاکت و بدبختی است.
کتاب‌هایی را که دربارة این مطالب، مخصوصاً راجع به غنا نوشته شده است را بخوانيد؛ مثل کتاب مناظره دکتر و پیر كه خیلی عالی نوشته است و من سابقاً مطالعه کرده‌ام. يا کتاب موسیقی در اسلام بسیار عالی و مفصل با مدارک علم روز نوشته است؛ يا کتاب جاهلیت و اسلام خیلی عالی نوشته است. این دو سه کتاب را آقایان بگیرند و مطالعه کنند؛ ببینند موسيقي و امثال آن، چه ضررهايی دارد.

245/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ 🔻ان شاءالله عيد سعيد فطر بر همه‌ی شما مبارک ومقبول باشد.
اميدوارم که در اين ماه پر خير و برکت، آن قدر ذخيره اندوخته باشيد که بتوانيد يک سال با لطف خدا حرکت کنيد.
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #فايل_تصويري

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: وظيفه ما نسبت به والدين فوت شده

🔻حجم : ١١ مگابايت

🔹 زمان: ٦ دقيقه

كانال رسمي آيت الله ناصري
‏https://telegram.me/joinchat/CWy-zT5T683tsP-pYE8pLA

‏@Naseri_ir
‏Link
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ در روایت دارد:
العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء؛ (مصباحالشريعة، ص : 16)
علم، نوري است كه خداوند در دل هر كسي كه بخواهد، مي گذارد.
آيا این علم ها هم که الآن هست، این ها هم نور است؟ در جواب بايد گفت: علمی که به نفع دنیای من و آخرتم و اجتماع و مملکت من باشد، این علم، صد در صد نور است؛ اما آيا این علم‌هایی که فقط نفع‌های فکری برای آن است، این ها هم نور است؟ چه عرض کنم. تصدیق آن با شما.

241/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ مؤمنین، گوش و زبانشان را هرزه خرج نمی کنند. چيزي را گوش می دهند. که نفع دارد؛ آنچه را که نفع ندارد، گوش نمی دهد. همان طور که در مالت ولخرجي نمي کني، در گوش و زبانت هم همین‌طور؛ این قدر ولخرجی نکن؟ بله، اگر آشتي دادن ديگران باشد، بسیار خوب است. راهنمايی بکن، بسیار عالی است. ذکر خدا بگو، بسیار عالی است. تجارت بکن بدون زیاده روی، بسیار عالی است؛ اما ولخری نکن. گوش و زبان خود را کنترل کن.

237/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ داستان زیبائی از حضرت عيسي علیه السلام
حضرت عیسی علیه السلام به منزل یکی از اصحاب خود می رفت. در راه که می رفت، به گیاهی رسید و گياه گفت: «من داروی درد دختر حاکم این شهر هستم.» حضرت عیسی مقداری از آن را در جیب خودش گذاشت و به منزل آن صحابي رفت. آنجا به حضرت عيسي عرض شد که حاکم گفته: «دخترم مریض است و دکترها نتوانسته‌اند مداوایش کنند. اگر کسی دختر من را مداوا کند، هر چه بخواه، به او می‌دهم. اگر شما از خدا بخواهید و خدا به او عافیت بدهد و از پادشاه بخواهید که به دین حق وارد بشود، بسیار عالی است.» حضرت عیسی گفت: «برو به پادشاه بگو: من می آیم.» آنجا رفتند و حضرت عیسی علیه السلام گياه‌ها را جوشاند و داد به او خورد و فردا و پس فردا هیچ اثری نشد. حضرت عیسی از خجالت گذاشت و از شهر بیرون رفت. سال دیگر دوباره عبورش به آنجا افتاد و دید گیاه، همان را می گوید. گفت:‌ «تو پارسال هم همین حرف را زدی و آبروی ما را کم و زیاد کردی. امسال دیگر چه مي گويي؟» گفت: «چندین سال است خدا من را برای مداوای این درد خلق کرده است؛ لکن مأمور نبودم عمل بکنم. امسال مأمورم عمل بکنم.»
اثر کردن هر دارو به دست او است. اگر دکتر می روی، برخدا توکل كن. دارو هم باید اجازه داشته باشد تا اثر کند. اگر این دارو اجازه نداشته باشد، اثر نمی کند. شما دکتر متخصص می روی، دارو هم همین دارو است که دستور داده؛ لکن دارو مأمور نبوده اثر بکند؛ لذا انسان سزاوار است همه وقت بگوید: خدا. مریض شدی، بگو: خدا؛ دکتر می روی، بگو: خدا؛ دارو را می‌خواهی به مریض بدهی، بگو: خدا؛ همه اش خدا. الحمد لله الذی یفعل ما یشاء ولا یفعل ما یشاء غيره(سپاس خدايي را كه هر كاري كه بخواهد انجام مي دهد و غير از او كسي نيست که هر كاري را كه خواست، انجام دهد. (كافي، ج 2 ، ص 529).) همه کاره او است.

118/خ/95

@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ روایت از نبي اكرم صلی الله علیه و آله است كه فرمودند:
لَاتَدْخُلُ الْمَلَائِكَةُ بَيْتاً فِيهِ خَمْرٌ أَوْ دَفٌّ أَوْ طُنْبُورٌ أَوْ نَرْدٌ وَ لَايُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ وَ تُرْفَعُ عَنْهُمُ الْبَرَكَة؛ُ(وسائلالشيعة، ج 17 ، ص 315.)
ملائکه، به خانه ای که شراب و آلات قمار و وسایل ساز و آواز باشد، وارد نمی شوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی شود برکت از آن خانه برداشته می شود.
یکی از نشانه های آخر الزمان طبق روایات اهل بیت: اين است که صداي لهو و لعب و ساز، همه جا بلند می شود و کسی هم منع نمی کند.( بحارالأنوار، ج 52 ، ص 193.)

239/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ روایتی از مسعدة بن زیاد نقل شده كه سند آن هم خوب است. نقل مي كند که در مجلس حضرت صادق علیه السلام جمعیتی نشسته بودند. ما هم محضر آن حضرت نشستیم، تا هم چشم ما از نظر کردن به امام استفاده ببرد؛ هم خودمان؛ چون نظر کردن به شخص متقی، ثواب دارد. شخصي وارد شد و گفت: «من از دوستان و علاقه مندان شما هستم. دستشويي ما آن طرف خانه است و همساية ما بسياري اوقات به ساز و آواز و رقص مشغول است وقتي به دستشويي مي روم، از صداي ساز و آواز خوشم می آید و یک خرده بیشتر مي نشينم گوش می دهم. چطور است؟آيا اشکالي دارد؟ حضرت فرمودند: «مگر این آیه شریفه را نخوانده ای که: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلا؟» (اسراء:27.)
خداوند می فرماید: از گوش‌های تو هم سؤال می شود که چرا گوش کردی؟ از چشم‌های تو هم می پرسند که چرا به نامحرم نگاه کردی؟ چرا چشم چرانی کردی؟ عجب! انسان باید جواب‌گوي همه اين‌ها باشد؟ عرض کرد: «یا بن رسول الله! مثل اینکه من این آیه را اصلاً نشنیده بودم».

238/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ در سوره قصص می فرماید:
وَ إِذَا سَمِعُواْ اللَّغْوَ أَعْرَضُواْ عَنْهُ وَ قَالُواْ لَنَا أَعْمَلُنَا وَ لَكُمْ أَعْمَلُكمُْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِى الْجَاهِلِين؛ (قصص:55)
و هر گاه سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن، روى ميگردانند و ميگويند: «اعمال ما از آن ما است و اعمال شما از آن خودتان. سلام [= خداحافظي] بر شما. ما خواهان جاهلان نيستيم».
مؤمنان وقتي حرف‌های بیهوده و لغویات را می شنوند، اعراض می کنند و اعتنا نمی نمايند.

236/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ امير المؤمنين علیه السلام دربارة متقين فرمودند: «گوش‌های خود را براي یاد گرفتن علم نافع، منحصر می‌كنند.» امام علم نافع چیست؟ حالا اگر کسي بخواهد علمی یاد بگیرد که نفع داشته باشد، چه علمی نافع است؟ علمی نافع است که نفع آن برای دین انسان، برای دنیای او و براي آخرت او، و اجتماع، مفید باشد. آن علم را برو یاد بگیر، نه علمی که موجب ضرر روحي يا جسمي باشد.

240/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ حیات این بدن به وسیله حیات روح است. روح تو هم غذا می خواهد. آن هم باید مریض نباشد. همان‌طور که اگر بدن من مریض شد، باید مداوا کنم، روح من هم اگر مریض شد، فوراً باید معالجه کنم. مریضی روح چیست؟ صفات رذیله. همه آن‌ها مرض جان ناصری است که باید معالجه کند. روح هم غذا می خواهد. غذای آن چیست؟ عبادات است. آن‌ها که برای روح سم است، چیست؟ همه گناهان برای روح انسان، سم هستند. خوب جلوی آن‌ها را بگیر.

243/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٦٥

چه چيزي داريم

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
#عكس_نوشته ٦٥

چه چيزي داريم

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ موقعی که ماشین، کند می‌رود کمی گاز آن را زیاد می کنند، این ماشین تندتر می رود. حضرت حق می خواهد سالك را به حرکت بیندازد تا در سیر الی الله تندتر برود؛ لذا به او بلا می دهد. لذا بعضی می گویند: «بلا، تازیانه سلوک است.» پس بلایی که ما مبتلا می شویم، ممکن است اثر اعمال من باشد و خدا می خواهد من را تزکیه و پاک بکند. گاهی هم به دليل این است که من دارم به سوي خدا می روم؛ لکن با شوق و رغبت نمی روم. یک بلا به من می دهد که مرتب بگویم: «خدا! خدا! خدا!» گاهی هم می خواهد به تو درجه و مقام بدهد و به اين منظور، بلا به تو می دهد؛ لذا در روایات دارد که «البلاء للولاء؛ بلا، مال اولیای الهی است.» هر کسی قابلیت بلا دیدن ندارد.

251/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ تشرفی زیبا و آموزنده
یکی از دوستان خودش برای من نقل کرد و گفت: دو سه تا گرفتاری داشتیم و وضع ما خیلی خراب بود. گفتیم می رویم از حضرت رضا عليه السلام می گیریم و می آيیم. رفتیم مشهد و مسافرخانه گرفتیم. اتاق ما طبقة بالا بود. همسرم را گذاشتم و رفتم حرم. از حرم که برگشتم، دیدیم در خانه کسی نیست. از خادم سؤال کردیم؛ گفت: «هسر شما از آن بالا می¬خواست پایین بیاید، از پله¬ها افتاد پایین و او را به بیمارستان بردند». فوراً به بیمارستان رفتم و دیدم سر و دست او شکسته است. گفتم: «یا امام رضا! خوب از ما مهمان داری کردی!» فردا صبح در راه برگشت از حرم زمین خوردم و ميخي به پهلویم فرو رفت و دنده¬ام شکست. گفتم: «یا علی بن موسی الرضا! من آمدم دردی از دلم برداری، دو تا درد هم روی دلم گذاشتی. باشد طوری نیست. دیگر حرم هم نمی آیم». رفتم یک کنار نشستم، یک خرده تخمه گرفتم و شروع کردم تخمه ها را شکستن. بعد دیدم یک آقایی در آن جمعیت دارد می آید که خیلی فوق العاده است و پشت سر او پیرمردی است كه کوله پشتی‌اي پشت او است و با ادب دارد می آید. آن آقا رسید مقابل من
گفت: «اینجا آمده‌اي».
گفتم:« بله اینجا آمده ام. حالا هم این طور نشسته ام. دارم تخمه می شکنم».
گفت: «خدمت جدم رفتی، از جدم چه چيزي طلب کردی؟»
گفتم: «آقا! از اين کاسه چوبی که کسی حلوا نخورده است؟»
آقا فرمودند: «این حلواهایی که از اول عمر تا به حال خورده‌ای از کاسة که بود؟ مصلحت تو چنین است. خدا می خواهد اجر و مقام بدهد، بلا می دهد» و از نظرم غايب شد. بعد متوجه شدم و پشیمان شدم.

254/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ تشرفی زیبا و آموزنده
یکی از دوستان خودش برای من نقل کرد و گفت: دو سه تا گرفتاری داشتیم و وضع ما خیلی خراب بود. گفتیم می رویم از حضرت رضا عليه السلام می گیریم و می آيیم. رفتیم مشهد و مسافرخانه گرفتیم. اتاق ما طبقة بالا بود. همسرم را گذاشتم و رفتم حرم. از حرم که برگشتم، دیدیم در خانه کسی نیست. از خادم سؤال کردیم؛ گفت: «هسر شما از آن بالا می¬خواست پایین بیاید، از پله¬ها افتاد پایین و او را به بیمارستان بردند». فوراً به بیمارستان رفتم و دیدم سر و دست او شکسته است. گفتم: «یا امام رضا! خوب از ما مهمان داری کردی!» فردا صبح در راه برگشت از حرم زمین خوردم و ميخي به پهلویم فرو رفت و دنده¬ام شکست. گفتم: «یا علی بن موسی الرضا! من آمدم دردی از دلم برداری، دو تا درد هم روی دلم گذاشتی. باشد طوری نیست. دیگر حرم هم نمی آیم». رفتم یک کنار نشستم، یک خرده تخمه گرفتم و شروع کردم تخمه ها را شکستن. بعد دیدم یک آقایی در آن جمعیت دارد می آید که خیلی فوق العاده است و پشت سر او پیرمردی است كه کوله پشتی‌اي پشت او است و با ادب دارد می آید. آن آقا رسید مقابل من
گفت: «اینجا آمده‌اي».
گفتم:« بله اینجا آمده ام. حالا هم این طور نشسته ام. دارم تخمه می شکنم».
گفت: «خدمت جدم رفتی، از جدم چه چيزي طلب کردی؟»
گفتم: «آقا! از اين کاسه چوبی که کسی حلوا نخورده است؟»
آقا فرمودند: «این حلواهایی که از اول عمر تا به حال خورده‌ای از کاسة که بود؟ مصلحت تو چنین است. خدا می خواهد اجر و مقام بدهد، بلا می دهد» و از نظرم غايب شد. بعد متوجه شدم و پشیمان شدم.

254/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ یکی از بزرگان بود که مستجاب الدعوه بود. بنده خدمت او بودم. نُه مورد کسالت و مریضی داشت. خدا شاهد است. ایشان، به شخصي كه محضر حضرت مهدي عجل الله تعلى فرجه مشرف می شد، گفته بود: «به حضرت عرض کن که من کسالت دارم، عنایتی بفرمايید تا برطرف بشود.» او به حضرت عرض کرده بود و حضرت فرموده بودند: «مصلحت او در همین است. باید این کسالت ها باشد. مي خواهند درجه و مقام به او بدهند». برادر من! بلا خوب است باید تحمل کرد.

255/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ⚫️هشتم شوال، سالروز تخریب قبور ائمه مظلوم بقیع، به دست وهابیت ملعون، تسلیت باد.
انشالله بزودی با فرج فرزند عزیزشان بهترین صحن و سراها را برای این بزرگواران بسازیم. اللهم عجل لولیک الفرج
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #كليپ_تصويري

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: عظمت و تنوع مخلوقات الهي

🔻حجم : ٦ مگابايت

🔹 زمان: ٣ دقيقه
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ از حضرت محمد باقر علیه السلام روایت است که نبی اکرم صلي الله عليه وآله در مسیری می رفتند؛ دیدند چند نفر نشسته اند. حضرت فرمودند: «شما چه کسانی هستید؟» حضرت را شناختند و عرض کردند: «یا رسول الله. ما مؤمنین هستیم که اینجا نشسته‌ایم.» خیلی ادعای بزرگي است. مؤمن خیلی درجه بالایی است. ادعای بزرگی کردند. خود ما هم کم و بیش در حرف‌ها و کارهایمان همين ادعا را داریم. حضرت فرمودند: «علامت و نشانة ایمانتان چیست؟» عرض کردند: «یا رسول الله! ما به قضا و قدر الهی راضی هستیم. هر چه برای ما مقدر کند، به جان و دل می پذیریم.» خوشی می خواهد، خوشی. کسالت می خواهد، کسالت. فقر می خواهد، فقر. ذلت می خواهد، ذلت. ما به قضا و قدر الهی راضی هستیم و همة کارها را به او واگذار کرده¬ایم. همیشه گفته-ایم: خدا. عزیز بودیم؛ گفتيم: خدا. ذلیل هم بودیم؛ گفتيم: خدا. مریض بودیم، گفتيم: خدا. صحیح هم بودیم؛ گفتيم: خدا. کارها را به او واگذار کردیم. هر طوری او خودش صلاح می داند. این یکی از علامت¬های ما است. وقتی این سه جمله را گفتند که: «الرضا بقضاء الله و التفویض الی الله و التسلیم لامر الله». حضرت فرمودند: «این ها از بزرگان هستند. این ها نزدیک است که پیغمبر بشوند.»( كافي، ج 2 ،ص 53.)

256/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ هم رتبه حضرت عیسی علیه السلام در بهشت کیست؟
روزی حضرت عیسی علیه السلام به حضرت حق عرض کرد: «پروردگارا! آيا از امت من کسي هست که در قیامت، درجه و مقام او مثل من باشد؟» خطاب شد: «بله». پرسيد: «چه کسی؟» جواب آمد:‌ «فلان زن». به نشاني اي که از آن زن داشت رفت. دید خرابه ای است و گوشه خرابه، زنی نشسته است. از چشم نابینا است و یک پارچه پاره و خیلی مندرس هم اطراف خودش گرفته و بدنش را پوشانده است. بدن او هم مثل اینکه امراض مختلفی دارد و فلج هم هست. دست و صورت او هم به خاطر بیماری خراب شده است. اما مشغول ذکر است. حضرت عیسی وارد شد و گفت: «السلام علیک یا امة الله». آن زن جواب داد: «علیک السلام یا روح الله». حضرت عیسی گفت: « کجا فهمیدی که من روح الله هستم؟» گفت: «آن کسی که من را به تو معرفی کرد، تو را هم به من معرفی کرد».
آن زن دائماً حمد و ثنای الهي می گفت و شکر نعمت های خدا را به جا مي آورد: «الحمد الله علی نعمائه و الشکر علی آلائه». حضرت عیسی گفت: مثلاً با کدام ویلا و قصر، با کدام منزل، با کدام ماشینِ آخرین سیستم شکر خدا را می کنی؟ گفت: «یا عیسی! هیچ کس مثل من، نعمت به او تمام نشده است». گفت: «خوب؛ خدا چه نعمتی به تو داده است؟» گفت: قلبی به من داده است شاکر، زبانی داده است ذاکر، بدنی بر بلا صابر ، کیست كه غنی تر از من باشد. بدنم مال او است، هر بلایی می خواهد بدهد، بدهد. تشکر مي كنم از عنایاتی که به من کرده است. چشم من را گرفته است؛ گناه نمی کنم. پایم را گرفته؛ گناه نمی کنم. وسائل گناه را از من گرفته است».

265/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ اگر خدا اجل را برای بعضی مومنین ننوشته بود، یک چشم هم زدن هم در این دنیا نمی ماندند و به سوي وطن اصلی خودشان پرواز می کردند. وطن اصلی ما اینجا نیست. ما اینجا اجاره نشینیم آقا! باید از اینجا بیرون برویم؛ یعنی ما را به زور بیرون می کنند. نمي تواني بگویی من اینجا حقی دارم و چند سال است که مانده‌ام.
انسان¬هایی هستد كه در همین کاروانسرا ماندند و اگر که قبلاً معین نشده بود که چه وقت از این کاروانسرا بیرون بروند، روح آن‌ها پرواز می کرد و یک ثانیه هم در این کاروانسرا نمی ماندند. چرا؟ کجا می خواهند بروند؟ حضرت فرمود: «شوقاً الی ثواب». مراد از ثواب، وصول به حق است.
همچنين به دليل «خوفاً من العقاب»؛ يعني ترس از اينكه مبادا بداء حاصل بشود و این ملاقات و وصول به حق که وعده داده بودند، جلوی آن گرفته شود. خوف از فراق و شوق به ملاقات دارند. نگرانند که مبادا این وعده وصال، به فراق مبدل بشود.

267/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ چرا از مرگ مي ترسيم؟
از جناب ابوذر پرسیدند: «چرا ما دوست نداريم بمیریم؟» حضرت ابوذر قريب به اين مضمون فرمود که فرض كنيد یک نفر را كه خانة ویلايي بسیار مرفه و خدم و حشم و نوکر دارد، می گیرند و می برند در بیابان، در یک اتاق گِلی، او را زندان می کنند. آنجا كه او را زندان کردند، چقدر ناراحت است؟ چقدر دل او مشتاق است كه به زندگی اولیه خود برگردد؟ اگر بعد از مدتي او را از این اتاق گِلی آزاد بکنند و به زندگی مرفه خود برگردانند، چقدر خوشحال مي شود؟ متقین و مؤمنین كه آخرت خود را آباد کرده‌اند همين‌طور هستند. دلشان براي رفتن به سراي ديگر پر می زند و می خواهد زودتر به آن آبادی برود. اینجا که آبادی نیست؛ اینجا کاروانسرا است. خودشان فرمودند که پل است. مردن، براي اولیای الهی این‌طور است؛ اما کسی زندگی مرتب و اوضاع خیلی عالی دارد و می خواهند او را براي هميشه ببرند در بیابان و در یک خرابه، زندان بکنند، مطمئناً نمی خواهد برود. ما این‌طوری هستیم؛ به همین دليل از مردن می ترسیم.

268/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ دنیا خودش خوب و نعمت الهی است. عشق و علاقه و محبت به او، نهی شده است، و گرنه خودش خوب است. وسیله سعادت و تکامل و ثواب است. با این دنیا، همه کاری می شود كرد. انسان چقدر می تواند بچه یتیم اداره کند! چقدر خانواده های بی سرپرست را اداره بکند! با دنیا می شود این کارها را کرد. اولیاء، دل به آن نبسته‌اند؛ بلکه فقط دل به دلبر بستند. دنیا ابداً ارزشی ندارد. انسان، خزینه دار دیگری باید باشد. جمع کند و بعد هم بگذارد و برود. یک نفر دیگر عیش آن را ببرد؛ اما حساب آن‌ها با ناصری باشد؟ به فکر خودت باش برادر من! کسی به فکر من و شما نیست خدا می داند. هر کاری می خواهی بکنی، تا زنده ای خودت بکن.

285/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٦٦

مورچه هاي متكبر

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
#عكس_نوشته ٦٦

مورچه هاي متكبر

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ نان خشك حضرت امير علیه السلام
راوی می گوید: دیدم یک نفر در نخلستان‌ها دارد کار می کند. من هم خیلی گرسنه ام بود؛ چون از راه دور آمده بودم. گفتم پهلوی این مرد که دارد کار می کند، می روم. شاید چیزی داشته باشد. آمدم و سلام کردم و گفتم: «برادر! من گرسنه ام. چیزی هست؟» فرمودند: «پهلوی آن عصا نان هست؛ می خواهی، بردار و بخور». می گوید: «آمدم آنجا. دیدم پارچه¬اي بود؛ باز کردم. نان جوی خشکیده¬اي بود؛ برداشتم و هر چه دندان زدم، دیدم نمی شود آن را شکست». گفتم: برادر! این نان خشکیده، مال خودت. من نمی توانم بخورم. تو چطور این نان را می خوری؟» فرمودند: «برو مدینه به منزل حسن بن علی. وضع او خوب است و تو را اداره می کند». آمدم آنجا؛ دیدم سفره حسابی است. غذایم را خوردم و پنهاني یک مقدار آن را. زیر لباس‌هایم گذاشتم، تا برای آن پیرمرد که در نخلستان کار می کرد، ببرم. همين‌كه آمدم بروم، حضرت امام حسن علیه السلام فرمودند: «برادر! زیر لباست چه گرفتی؟» عرض کردم: «پیرمردی است در نخلستان کار می کند. من دیدم نانی در توشه او بود که دندان‌های من نتوانست آن را خرد كند. اين غذا¬ها را برای او می برم». حضرت فرمودند: «همة اين دستگاه، مال خود او است؛ اما استفاده نمی كند».

284/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ در روایتی دارد که یک روز نبی اکرم صلی الله علیه و آله با اصحاب می رفتند. به بزغالة مردة لاغري برخوردند که آن را پشت توالت‌های بیرون خانه انداخته بودند. حضرت به اصحاب گفتند: «این بزغاله چقدر ارزش دارد؟» گفتند: «یا رسول الله! این بزغاله، زنده¬اش ارزش نداشت. حالا که مرده است و در این کثافت¬ها افتاده، چه ارزشي دارد»؟ فرمودند: «به خدا قسم! اگر این دنیا در نزد خدا به اندازه این بزغاله ارزش داشت، نظر رحمت به احدی نمی کرد. دنیا و آنچه در دنیا است، به اندازه این بزغاله ای که مرده و اینجا افتاده است، ارزش ندارد».( كافي، ج 2 ، ص 129.)
ادامه دارد...

281/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ادامه مطلب قبل
وقتی که پیغمبر صلی الله علیه و آله مي فرمايند که دنیا مردار است، در واقع مانند یک حیوان مردة بسيار بزرگ است كه متعفن شده و بوی آن، صد برابر منجلاب‌ها و فاضلاب‌ها است؛ لذا وقتی حضرت آدم به دنیا آمد و بوی دنیا به مشام او خورد، از هوش رفت؛ اما چرا ما این‌طور نیستیم؟ آيا ما هم با بوی دنیا بیهوش می شویم؟ ما عکس این قصه‌ایم؛ یعنی حضرت آدم بوی تعفن که به او رسید، از حال رفت و ما از بس که در این دنیا مانده¬ایم و آلوده شده¬ایم و ضمیر و ذات ما آلوده شده است، کاملاً به دنیا عادت كرده¬ايم و عکس حضرت آدم و حوا هستیم که اگر بوی خوبی احساس کنيم، از هوش می‌رویم.

282/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #كليپ_تصويري

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: انسان، اشرف مخلوقات

🔻حجم : ٩ مگابايت

🔹 زمان: ٤ دقيقه
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ حالات حضرت آدم و حوا هنگام نزول به دنيا
در روایت دیگری هست موقعی که پدر بزرگ و مادر بزرگ ما که مدت‌هایی در بهشت بودند با ناز و نعمت و بوی بهشت و آواز پرنده هایی که صدایشان طنین انداز بود و...، وقتی از بهشت اخراج شدند و به دنیا رسیدند، بوی تعفنی به دماغشان خورد که تا چهل روز غش کرده بودند. چرا؟ چون بوی این کثافت را طاقت نیاوردند استشمام كنند. کدام کثافت؟ دنیا. مگر دنیا کثافت است؟ پیغمبر فرمود: «الدنیا جیفه و طالبها کلاب؛ دنیا مردار است و کساني که طالب آنند، [مانند] سگانند».( غررالحكم، ص 137 ؛ مصباحالشريعة، ص 137.)

280/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ راز تعدد همسران پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله
وقتی امیر المؤمنین علیه السلام در مورد شيعيان و متقین می فرماید اجل های اینها باعث شده در دنیا بمانند و الا به سمت آخرت پرواز می کردند؛ ببينيد خود پیغمبر چگونه بوده اند؟ خود پیغمبر مگر مرتب نمی فرمود: «یا حمیرا کلمینی؛ اي زن! با من حرف بزن!» اين، به اين دليل بود که حضرت را از آن مراتب عالیه سیر نزولی بدهد و در اين دنيا نگه بدارد. حضرت به چه مناسبت نُه زن گرفتند؛ در حالي که هیچ پیغمبری مأمور به گرفتن اين تعداد زن نبود؟ برای همین بود که مسئولیت حضرت زیاد بشود و حضرت را اینجا نگه بدارند؛ و گر نه روح حضرت بدون اختیار، به ملأ اعلا پرواز می کرد.

279/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ اين مطلب، صریح آیات قرآن است که خداوند روح انسانها را قبض می کند. امثال انبیا را خود حضرت احدیت قبض روح مي كند. («اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها». (زمر:42).)
امثال شماها و اولیای الهی را حضرت عزرائیل‌ که از یکی از ملائکه مقرب حضرت احدیت است- كه قربان او برویم – قبض روح مي كند.
یک نفر از بزرگان نجف حضرت عزرائيل را دیده بود مکرر می گفت : «حضرت عزرائیل آن‌قدر قشنگ است که موقعی چشم به او انداختيد، دیگر نمی شود چشم از او برداشت. مثل آهن ربا است. نگاه کردن به او به قدری لذت بخش است که وقتی قبض روح مي كند، نمی فهمید. یک دفعه می بینید صدای داد و بیداد بلند شد. می گويید: «چه خبر است؟» می گویند: «مُرديد». اصلاً قبض روح را نمی فهميد.
ادامه دارد...

288/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ادامه مطلب قبل
اما کسانی که بی بند و بار هستند و چشم چرانی کرده‌اند، کلاه برداری کرده‌اند، همسایه ها و رفقا و مؤمنین را اذيت کرده‌اند، در روایت دارد که سختي مردن آن‌ها مثل این است که پایه در آهنی را بگذارند روی تخم چشم آن‌ها و تاب دهند، تا این در باز بشود. به این سختی و بدتر از این است. پس انسان بايد یک مقداری به فکر خودش باشد. ان‌شاء الله شما را حضرت عزرائیل به آن خوبی قبض روح مي كند؛ اما آن‌هایی را که وضع خرابي دارند، زير دستان حضرت عزرائیل با اوضاع بسیار بدی، قبض روح می کنند. صریح قرآن است كه این بزرگوار (حضرت عزرائيل)، شاگردهايی دارد. (محمد:27)

289/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ مردن خیلی لذت بخش است خدا می داند. کاری هم ندارد. راه راحت مردن، اين است كه انسان اصلاً به چيزي دل نبندد و دل را فقط براي خدا و اهل‌بیت عليهم السلام بگذارد. خوشا به حال آن‌هائی که این حالت را دارند! من چند نفر از آن‌ها را در نجف دیدم و بعضی از آن‌ها را هم در اصفهان دیدم. آن‌ها همین طور بودند آقا! هیچ، هیچ دل به این عالم ماده نبسته بودند. اگر دنیا را آب مي برد، هیچ باکی نداشتند؛ لکن چیزی که اين قبيل افراد را در اين دنيا نگه می داشته، مسئولیت‌هاي آن‌ها بوده است. انبیاء هم همین‌طور بودند. حتی نبی اکرم صلي الله عليه و آله هم همین‌طور بودند.

278/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٧٣

كانال رسمي آيت الله ناصري
‏@Naseri_ir
#عكس_نوشته ٧٣

كانال رسمي آيت الله ناصري
‏@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ اهل بیت از خدا جدا نیستند. وقتی که گفتي: خدا،‌ انگار اهل بيت را صدا زده‌اي و وقتي به اهل بيت توجه مي کني يعني به خدا توجه کرده‌اي. نه اینکه خدای نخواسته بخواهم كفر بگویم. منظور، اين است كه اهل بیت از خدا جدا نیستند. خودشان فرمودند: «من أراد الله بدأ بکم و من وحّده قبل عنکم». یعنی کسی که رسیدن به خدا را قصد کرده باشد از شما شروع می کند و کسی که به توحید واقعی رسیده باشد از شما این فیض را دریافت نموده است. (مفاتيح الجنان ، زيارت جامعه كبيره؛ منلايحضرهالفقيه، ج 2 ، ص 615.) اگر می خواهی به سوي خدا بروی باید از این کانال بروي؛ و اگر از غیر این کانال بروی، گمراه مي شوي

277/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ داستان مردن یکی از مردان خدا
یکی از دوستان ما است-خدا ان‌شاء الله به سلامت بداردش- که از آقايان قم و تهران است و خیلی آدم خوبی است. ایشان نقل می کرد که در تهران یک نفر به نام حسین آقا بود که دوستانی داشت و حدود بیست و پنج، شش سالش بود. یک روز، رفقای خود را دید و گفت: «امشب به منزل ما بیایید». گفتند: «چه خبر است؟» گفت: «امشب، شب عروسی من است». خیلی خوشحال شدند و تبريک گفتند. شب، شیرینی گرفتند و آمدند و با شادي خوردند. گفتند: «حسین آقا! امشب که شب عروسی تو است، نه يك دست لباس جديد داري و نه در خانه سرو صدایی هست. خیلی ساده است. اينكه از طلبگی هم گذشت». حسين آقا گفت: «حقيقت اين است که امشب شب آخر عمر من است. امشب با حور العین ازدواج مي‌کنم». گفتند: «چه می گویی؟» گفت: خدا می داند. دیگر از این زندگی که تکرار مكررات است سیر شدم. به حق عشق می ورزم و مي خواهم آنجا بروم. وطن اصلی من آنجا است. اینجا برای چه معطل بشوم؟» رفقا دیدند جدی می گوید. حسين آقا گفت: «حالا که رفتید، فردا صبح اوایل آفتاب بیایید جنازه من را بردارید و ببرید. من به جز يک مادر پير، کسی را ندارم». فردا صبح آمدند و در زدند؛ ديدند در را باز نمی کنند. محکم در زدند؛ پیر زنی گفت : «کیه؟» گفتند: «ما رفقای حسین آقا هستیم». گفت: «حسین آقا هر شب بلند می شد اذان می گفت و نماز خود را می خواند؛ اما مثل اینکه دیشب خوابش برده. بیایید طبقه بالا پيش او بروید». رفتند و ديدند فوت کرده است. یک پارچه هم روی صورت خود کشیده است. اهل الله، اين‌ها هستند.

275/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ برخورد انسان‌ها با مرگ
اشخاص مریض، سه دسته‌اند؛ یک عده ای هستند که مریض هستند و دکتر می روند و دارو برای آن‌ها تجويز مي‌کند. آن‌ها هم با کمال میل و رغبت، دارو¬ها را استفاده مي كند. يک عدة ديگر هستند كه از دارو خوششان نمی آید؛ اما چون می دانند که منافع آن‌ها در این داروی تلخ است؛ با ناراحتی از دارو استفاده مي کنند. گروه سومي هم هستند مثل بچه ها که اسم دارو را که می¬شنوند، فریاد می زنند و فرار می کنند. چنين کساني را می گیرند و می خوابانند و دهن او را باز می کنند و قرص و دوا را در دهان او می ریزند.
انسان‌ها هم در برخورد با مرگ همین‌طور هستند. اولیاي الهی از مرگ استقابل می کنند. چون می دانند در آن عالم، چه خبر است؛ مي‌خواهند هر چه زودتر به آنجا برون. و از مرگ هیچ پروايي ندارند.

ادامه دارد...

272/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #كليپ_تصويري

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: لطف خدا و عملكرد ما

🔻حجم : ٥ مگابايت

🔹 زمان: ٢ دقيقه
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ادامه مطلب قبل...
امیرالمؤمنین عليه السلام فرمودند:
انس من به مرگ، از انس بچه به پستان مادرش بیشتر است.( نهج البلاغة، ص 52.)
بچه چقدر به پستان مادر علاقه دارد؟ امیرالمؤمنین می فرماید: علاقه من به مرگ، از علاقه بچه به پستان مادرش بیشتر است. موقعی هم که شمشیر به فرق مبارک ایشان زدند، می فرمایند: «فزت و رب الکعبه؛ به خداي كعبه! رستگار شدم». همه اهل بیت عصمت و طهارت:همین طور بوده‌اند.
عده‌اي هم هستند كه بعضی از اعمال خوب را انجام داده اند و بعضی اعمال دیگر را هم انجام داده اند. اين‌ها هم از مرگ اكراه دارند؛ می دانند مرگی هست و باید بروند و آن‌را قبول دارند؛ اما به سبب عشق و علاقه ای که به این عالم ماده دارند، با زحمت و سختی می روند. یک عده ای هم هستند که از آن فراري هستند و آن‌ها کسانی هستند که پرونده شان خیلی خراب است.

273/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ بلا اقسامی دارد و کسانی که مبتلا هستند، تقریباً به پنج قسم تقسیم می شوند. این طوری نیست که هر کسی که مریض شد، از رحمت خدا دور است. این‌طور نیست که هر کسی مبتلا شد، اثر عمل او است. این طوری هم نیست که هر کسی در رفاه و خوشی باشد، او با خدا خیلی میانه اش گرم است. نمي شود دربارة هر کسی که مثلاً مریض شد، بگویند : آیا چه گناهی کرده است که همیشه مبتلا است؟ بلاهایی که خدا می دهد، اقسامی دارد. فقط یک قسم از کسانی که مبتلا می شوند، در اثر عمل آن‌ها است. اين‌ها یک عده خاصی هستند؛ اما عده ای هم هستند که، بلا، تازیانه سلوک آن‌ها است.

250/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ معروف است كه فرعون چهار صد سال ادعای خدایی کرد و یک سر درد نگرفت. مگر خدا به هر کسی بلا می-دهد؟ بعضی از بلاها مخصوص اولیای الهی و مال آدم خوب‌ها است؛ لذا نبی اکرم صلى الله عليه و آله فرمود: «ما أوذی نبی مثل ما اوذیت؛( المناقب، ج 3 ،ص 247.) هیچ پیامبری در عالم وجود، به اندازه من بلا و گرفتاری ندید.» ائمه اطهار:را ببینید این بلاهایی که به آن‌ها می رسید، خدا می خواست به واسطة آن بلاها، درجه و مقام آن‌ها را بالا ببرد.

252/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ چقدر در روایت دارد كه ائمه اطهار فرمودند: «الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكَافِر»( منلايحضرهالفقيه، ج 4، ص 362.) یعنی دنیا زندان مومن و بهشت کافر است. دنیا چيست؟ زندان است. در زندان که خوشی نیست. من و شما، الآن در زندان دنيا هستیم؛ پس توقع نداشته باش. آن مراتب عالیه را بگذار براي عالم برزخ و قیامت و بهشت. اینجا چهار روز است كه می گذرد. یک کاری بکنیم که خدا از ما راضی باشد. امام زمان7از ما راضی باشد؛ همین بسیار عالی است. توقعات خود را بالا نبر. وقتی توقعات خود را بالا بردی، خدا ممکن است توقعات خودش را از تو بالا ببرد. تو كه چیزهاي بزرگ می خواهی چه کارهای بزرگي کرده‌ای؟ چه عبادات فوق العاده¬ای کرده ای؟ چه اطاعت فوق العاده¬ای کرده¬ای که اين‌ها را می خواهی؟ ناصری چه جوابي بدهد؟

261/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ داستانی شیرین از مرگ يكي از مردان خدا
يك آقا سید هادی بود كه از شاگردهای مرحوم طالقانی بود. مرحوم طالقانی از علمای برجسته نجف اشرف بود و استادِ پدر بنده، مرحوم ملا محمد باقر ناصري بود. خدا ان شاء الله همه آن‌ها را رحمت کند. مرحوم سيد هادي از رفقای ما بود و در سامرا و کاظمین بود و سیدِ پاکی بود. او برای من نقل کرد:
من نجف که بودم، در ايام ماه مبارک رمضان در مدرسه سید بودیم . شب نوزدهم یا شب بیست و یکم بود. – شک از من است- گفت: رفتم خانه افطار کردم و چون شب احیا بود، به مدرسه آمدم تا اعمال شب قدر را انجام بدهم و به حرم بروم. موقعی که به مدرسه آمدم، دیدم، ده پانزده نفر از طلبه ها در حجره آقا شیخ رضا که از رفقای ما بود، جمع شدند و دارند می خندند. من عصبانی شدم و گفتم: «خجالت نمی کشید؟ حالا شب قدر است و این طور نشسته‌ايد؟» گفتند: «آقا بیا داخل». رفتم، گفتند: «رفیق تو آقا شيخ رضا دیوانه شده است. ببین چه می گوید؟» گفتم: «آقا شیخ رضا! چه می گویی؟» گفت: «امشب، شب عروسی من است». گفتم: «شب عروسی تو؟» گفت: «بله». من باورم نمی شد. از طلبه ها در خواست كردم بیرون بروند. نشستم و گفتم: چه می گویی؟» گفت: «امشب، شب آخر عمر من است. بگذار امشب صبح بشود، فردا در بهشت با حورالعین هستم». گفتم: «این حرف ها چیست که می¬زنی؟» گفت: «خدا می داند». گفتم: «چه کسی به تو گفته است؟» گفت: «امیرالمؤمنین علیه السلام به من فرمود: امشب، شب آخر عمر تو است. یک مقداری با او صحبت کردم؛ دیدم که نه عقل و هوشش به هم نخورده است و حقیقتاً مي گويد. آشیخ رضا گفت: «موقعي كه من مشرف می شوم به حرم حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام ، خود حضرت را می بینم. حضرت به من فرمودند: دست و پایت را جمع کن. امشب، شب آخر عمر تو است. فردا بین الطلوعین مهمان ما هستی. آقا سید هادی می گفت: «منقلب شدم و با خودم گفتم: آیا درست می گوید؟ مکاشفه بوده، مکاشفه او حق بوده يا باطل؟
آمدم منزل، سحری خوردم و زود برگشتم مدرسه و اول اذان، به مدرسه رسیدم. دیدم در حجرة او بسته و چراغ حجره هم روشن است. درِ حجره را باز کردم؛ دیدم رو به قبله، خوابیده و یک پارچه سفید هم رویش انداخته است. پارچه را عقب زدم؛ دیدم تمام كرده است.
این آشيخ رضا مي گفت: «امشب شب عروسی من است». این‌قدر به مردن عشق و علاقه داشتند؛ چون آخرت آن‌ها درست است؛ اما من و شما را خدا می داند، که آيا می توانیم این کار را بکنیم.

274/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٧٤

كانال رسمي آيت الله ناصري
‏@Naseri_ir
#عكس_نوشته ٧٤

كانال رسمي آيت الله ناصري
‏@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ انواع مرگ ها
موقعی که انسان در شکم مادر، چهار ماهه شد و روح در او دمیده شد، ملکی از طرف حق می آید و عمر او را می نویسد. عزت و ذلت او ، صحت و مريضي او، غنا و فقر او را می نویسد.موت و حیات او را هم آن موقع می نویسد؛ لکن اجل و مرگ، بر دو قسم است؛ مثلا شرکتي که ماشیني را می سازد، می گوید: موتور این ماشین، سی سال می تواند کار بکند. آخرین قدرت کار این ماشین، سی سال است؛ لکن به شرطي که به آن رسيدگي شود و درست استفاده كنند. اگر طبق قدرت آن، بر آن سوار کردید و مواظبت کردید، این ماشین سی سال عمر می کند؛ اما اگر سوار ماشین شدیم و تندتر از حد مجاز رفتیم و برخلاف موازین عمل کردیم رفتيم و تصادفی شد يا ماشین وارونه شد، این تقصیر سازنده ماشین نیست. سازنده ماشین گفت: اگر بعضی شرایط را رعایت بکنی، این ماشین، سی سال کار می کند. تو خودت ضوابط را مراعات نکردی لذا كمتر کار کرد.اجل¬ها هم همین‌طور است؛
ادامه دارد...

286/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

با ارسال بنر زیر به دوستان و علاقمندان، در ثواب ترویج معارف اهل بیت علیهم السلام شریک باشید.
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ کانال رسمی حضرت آیت الله ناصری، زیر نظر بنیاد علمی فرهنگی هاد
🔹کلیپ های تصویری
🔺کلیپ های صوتی
🔹عکس‌نوشته‌ها
🔺فایلهای متنی
مربوط به ایشان را منتشر می کند. شما می توانید موارد فوق را هر روز بصورت منظم در کانال رسمی ایشان به نشانی زیر دريافت كنيد:
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ادامه مطلب قبل
ما دو دفتر داریم؛ یک دفتر داریم که به آن لوح محفوظ می گویند.در آن نوشته است که آخرین درجه عمر ناصری چند سال است. به هیچ وجه، مطالب این لوح محفوظ، تغيير نمي كند.
یک لوح اثبات هم هست كه در آن نوشته است که اگر شخص قطع رحم بکند، اگر با پدر و مادر خود بدگویی بکند، اگر چشم چرانی بکند، اگر کلاه برداری بکند، عمر او چهار سال، ده سال، بیست سال کم می¬شود. این دیگر دست خودت است. مقدار عمری که در لوح اثبات تعیین می شود، دست خودت است. اگر کسی قطع رحم بکند، عمر سی سالة او سه سال می شود.( وسائلالشيعة ج : 21 ص : 537) این بدن بنا بود سی سال کار بکند؛ اما خودت سه ساله اش کردی. خیانت ناموسی شد، عمر سی سالة تو پنج ساله شد. خودت باعث شدي. پس هر شخصی، دو لوح دارد؛ یک لوح محفوظ است که قطعاً از آن نمی گذرد و اضافه نمی شود و یک لوح اثبات است. این لوح اثبات، کم و زیاد می شود.

287/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ یکی از سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام دربارة صفات متقین و شیعیان این است که: «نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلَاءِ كَالَّتِي نُزِّلَتْ فِي الرَّخَاءِ»؛ یعنی مؤمنین، متقین کسانی هستند که حالت گرفتاری و خوشی برای آن‌ها یکسان است. در حال رفاه یا در حال گرفتاری باشند، هر دو در نزد آن‌ها یکسان است. چطور می شود این جور شد؟ انسان می تواند به یک مرتبه ای برسد که افعال را از خدا ببیند. همة واردات را مستند به او ببیند. اين مطلب در قرآن و روايات و ادعيه مسلم است؛ اما ما آن را هضم نکرده‌ایم که همه کارها دست او است و ما هم باید به رضای او راضی باشیم.

246/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #كليپ_تصويري

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: انتظار خدا از انسان

🔻حجم : ٣ مگابايت

🔹 زمان: ٢ دقيقه
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ حضرت علي علیه السلام فرمودند:
لا تفرح بالغناء و الرخاء و لا تغتم بالفقر و البلاء فإن الذهب يجرب بالنار و المؤمن يجرب بالبلاء؛( غررالحكم، ص 99.)
می فرمایند که: اگر سطح مالی تو بالا است، خیلی خوشحال مشو. اگر خیلی سرحال و صحیح هستی و هیچ کسالتی سراغ تو نیامده است، خیلی خوشحال نشو و در گرفتاري‌ها هم خيلي ناراحت نشو؛ چون طلا، با آتش امتحان می شود،‌ تا عیار آن مشخص شود. یک شمش، بیشتر نیست؛ اما از بس که در آن آتش دمیده اند و بر آن، چکش زده‌اند، ببین چه چیزهایی از آن در مي¬آيد، زنجیر در می آید. گوشواره در می آید. این، از آثار تحمل است. حرارت آتش و ضربات چکش را تحمل کرد و بعد هم عزیز شد و به آن مرتبه رسید.

258/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ در روایت از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
إنّما المؤمنُ بمنزِلَةِ كَفّةِ المِيزانِ ؛ كُلّما زِيدَ في إيمانِهِ زِيدَ في بلائِهِ؛( كافي، ج 2 ، ص 254.)
مؤمن مانند كفه هاي ترازو است؛ هرچه ايمانش زيادتر شود، بلاهايش هم زيادتر مي شود.
هر مقداری درجه ایمان تو بالا رفت، درجه بلای تو هم بیشتر می شود. این قاعده است؛ چون می خواهد اجر بیشتر بدهد، مقام بیشتر به تو بدهد، فیض بیشتر به تو برساند؛ پس انسان به رضای خدا راضی باشد. البته بايد به وظيفه خود عمل كنيم و بعد راضي باشيم. اگر مريض شديم، به دكتر برويم و بعداً به رضاي الهي راضي باشيم.

262/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ انسان مرکب از روح و جسم است. دانشمندان گفته اند: هر هفت سال، یک بار، سلول‌هاي جسم انسان عوض می شود و عمر انسان پنج مرحله هم دارد: کودکی، نوجوانی، جوانی، میان سالی، پیرمردی. هر هفت سال، این اسکلت وجودی انسان عوض می شود. اگر بدن انسان عوض نشود، انسان از دیو هم بزرگ‌تر می شود. انسان مرتب می خورد، آنچه مي¬خورد به خون و گوشت تبدیل می شود. سلول‌ها هم از این طرف تحلیل می رود. اگر تحلیل نرود و همین طور اضافه شود که خيلي بزرگ می شود. از آن طرف تأمین می شود و از این طرف، وجودش تحلیل می رود.
ادامه دارد...

247/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ⚫️ شهادت مظلومانه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را خدمت امام زمان علیه السلام و دوستدارانشان تسلیت عرض می نماییم.
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ادامه مطلب قبل
اما روح انسان، عوض شدنی نیست و همیشه به حال خودش هست. آن روحی که در حال بچگی داشتم، همان روح فعلي من هست؛ ولي مقداری تجربه¬اش زیادتر شده است و ایستگاه های آن مختلف شده است. البته صفات او مختلف است، نه اینکه من پنج نفس داشته باشم. یک نفس بیشتر نیست. این كه در قرآن گاهي نفس را «اماره» مي نامد و گاهي «لوامه» این ها دو تا نفس نیست؛ بلکه یک نفس است و حالات آن، مختلف است. بعد مقداری بالا و بالاتر می رود و به نفس راضیه می رسد. یک مقدار بالاتر رفت، مرضیه مي شود و یک مقدار بالاتر که مرتبه آخر آن است، ملهمه مي شود. شش مرحله دارد.شش ایستگاه دارد.
ادامه دارد...

248/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ادامه مطلب قبل
اگر انسان در حالت اولی نفس باشد که اماره است یا در حالت لوامه باشد، نمی تواند صحت و مرض براي او یکسان باشد. فقر و غنا، عزت و ذلت برايش یکسان باشد؛ اما اگر از آن دو مرحله اول نفس گذشت که مرحله اماره و لوامه باشد و خودش را رساند به مرحله راضیه؛ يَأَيَّتهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ*ارْجِعِى إِلىَ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً*فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى*وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ(فجر:27-30.) شامل او می شود و این مطالب را هضم می کند. می فهمد که اینجا، کاروان سرایی بیش نیست، پلی بیش نیست. از اینجا بايد منتقل شد. منزل اصلی من جای دیگر است. منزل اصلی من آنجاست که من را از آنجا آورده‌اند.

249/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٧٥

كانال رسمي آيت الله ناصري
 @Naseri_ir
#عكس_نوشته ٧٥

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ داستان پير مرد دباغ
مولوی در کتاب مثنوی معنوی خود یک داستانی نقل کرده است که خلاصه آن را عرض می کنم. مي گويد یک نفر بود که دباغ خانه داشت. دباغ خانه¬ها را که پوست‌ها را در آن‌ها دباغی می کنند، سابقاً خیلی دور از شهر می بردند؛ چون بویِ تعفنِ خیلی بدی دارد. یک کثافت‌هایی به پوست‌ها می زدند که موهایش برود. شاید مثلاً از صد متری یا بیشتر، اشخاص عادی نمی توانستند نزدیک آن بروند؛ اما کسانی که آنجا کار مي کردند و آلوده شده بودند، هیچ ناراحتی برای آن‌ها نداشت.
يك نفر از کارگرهاي دباغ خانه كه مدت‌هایی دراین دباغ خانه کارمی کرد، یک روز به شهرآمد و قدم می زد تا اينكه به بازار عطر فروش‌ها رسيد. همينكه بوی عطر به مشام او خورد، افتاد و بیهوش شد؛ چون تا به حال چنین بویی نشنیده بود و با آن بوها مأنوس بود. مردم جمع شدند و یکی شیشه عطر آورد و ديگري کاه گِل آورد؛ ولي به هوش نمی¬آمد. دیدند چاره ای نیست؛ لذا دنبال برادر او رفتند. برادر یک کم از آن کثافت ها را نزديك بيني او گذاشت؛ همين‌كه یکی دو تا نفس کشید، بلند شد و گفت: «حال آمدم». (مثنوی معنوی، دفتر چهارم، بخش یازدهم.)
خدا می داند من و شما این‌طور هستیم. ما آلوده شده¬ایم. اولیای الهی آن‌ها هستند که از بوی دنیا فرار می کنند. به آن علاقه ندارند.

283/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
هو النوم الذي يأتيكم كل ليلة إلا أنه طويل مدته؛ (معانيالأخبار، ص289.) مرگ همان خوابی است که هر شب به سراغ شما می آید؛ لكن اين خواب، طولانی است.
وقتی من می¬خوابم، روح چهارمم يعني روح ملکوتی، از بدن من خارج مي شود و بالا می رود. خواب‌هايي كه می بینم، به همین دليل است. روح ملکوتی يعني روح اصلی، روحی که ارزش دارد، روحی که انسانیت انسان به آن است، آن روح، از بدن خارج می شود و بالا می رود و در آسمان‌ها سير می کند.
حضرت فرمودند: مرگ، یک خواب طولانی است. این خواب ها دو ساعت، سه ساعت، پنج ساعت است و بعد بیدار می شوید؛ اما مرگ، خواب طولانی است كه دیگر از آن بیدار نمی شويد.

271/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ حقيقت مرگ
عزیز من! مردن که چیزی نیست. کسانی كه از آن می ترسند، گمان مي كنند مردن، نابودی است؛ در حالي كه به خدا قسم! نابودي نیست؛ بلكه لباس عوض کردن است. آيا کسی که لباس كهنه، پاره و کثیف را از تن او در می آورند و لباسي بسیار عالی به او می پوشانند، بايد ناراحت شود؟ اینكه بسیار عالی است. باید دل او پر بزند برای اینكه اين لباس را بپوشد. حقيقت مرگ، این است؛ لباس عوض کردن است، نه اينكه نابود شدن باشد. موقعی که اجلِ بنده های خدا، اولیا، محبین امیر المؤمنین، شیعیان علی عليه السلام می رسد، یک دست لباس برای او می آورند كه بسیار عالی است روح او را از این زندان گوشتی در می آورند و داخل اين بدن و لباس جديد می كنند. بدن قبلي که يك گوشه¬اي می افتد، ديگر یک ريال ارزش ندارد. اگر به آن بدن، دست گذاشتند، باید بروند غسل بکنند. به هر نجاستی اگر دست گذاشتی، فقط باید دستت را آب بکشی؛ اما اگر به این بدنی که روح را از آن در آوردند و سرد شد دست گذاشتی، باید غسل کنی. این لباس را دور می اندازند و آن لباس عالی و خوب را به تو می پوشانند. دیگر هر لذتی که می خواهی، تازه اول آن است. همة انبیاء ما را براي این دعوت کرده‌اند.
پس مرگ، لباس عوض کردن است .( بحارالأنوار، ج 6 ،ص 155.)

269/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

کانال رسمی حضرت آیت الله ناصری
شما می‌توانید
🎥فایل‌های تصویری
🔊فایل‌های صوتی
📰عکس‌نوشته‌ها
📰و متن‌هایی
برگرفته از سخنرانی‌های آیت الله ناصری را در کانال رسمی ایشان به نشانی زیر دريافت كنيد:
@Naseri_ir
کانال رسمی حضرت آیت الله ناصری
شما می‌توانید
🎥فایل‌های تصویری
🔊فایل‌های صوتی
📰عکس‌نوشته‌ها
📰و متن‌هایی
برگرفته از سخنرانی‌های آیت الله ناصری را در کانال رسمی ایشان به نشانی زیر دريافت كنيد:
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #كليپ_تصويري

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: عبادت شيطان

🔻حجم : ٧ مگابايت

🔹 زمان: ٣ دقيقه
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ خدا می خواهد با بلاهایی که به تو می دهد خودت برای خودت کسی شوی. در عالم برزخ و قیامت و بهشت رشدي بكني. برای این است، و الا مگر خدا بخیل است؟! مریض شدن من، چه نفعی براي خدا دارد؟ صحیح بودن من چه ضرری به خدا مي زند؟ هیچ ضرر و نفعی براي او ندارد. نفع و ضرر آن، براي خود من است. سه شب انسان تب بکند و تحمل بکند و به رضای خدا راضی باشد، کفاره هفتاد سال گناه او است.( كافي، ج 3 ، ص 114.) خدا می خواهد تو را پاک کند. می خواهد تو را بپزد؛ لذا به تو حرارت می دهد.

260/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ البته درست است که بلا برای مومن خوب است اما اگر مریض بودی،‌ نبايد در خانه بنشینی و بگویی: «الحمدلله»؛ بلکه مراجعه به دکتر بکن. شفا داد، بگو: الحمد الله. شفا هم نداد، بگو: الحمد الله. من وظیفه خودم را باید عمل بکنم.

257/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ برادر من سعی کن اهل تحمل و صبر و رضا باشی. همين‌كه سرت درد آمد، نگو: «ای خدا! من چه کار کردم؟ دیوار کوتاه تر از من ندیدی؟ اين‌ها کفر است. به رضای خدا راضی باش. خدا می خواهد تو را پخته کند. شما نگاه کنيد آبگوشت كه براي پختن مي گذاريد و داخل آن، گوشت و نخود مي‌ريزيد. ابتدا که به جوش می¬آید، مرتب نخود¬ها می آيد بالا و پایین می‌رود. من زیاد امتحان کرده ام، شما هم امتحان کنيد. حبوبات، بالا و پایین می روند؛ اما وقتی پخته شد، ته دیگ می مانند و هیچ حرکتی ندارند.
خدا می خواهد من و شما پخته شويم. این‌قدر بالا و پایین ندویم. به رضای خدا راضی باشیم. کسالتی که به تو می دهد، می خواهد تو را بپزد.

259/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ 🌸ولادت باسعادت کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها، بر امام زمان علیه السلام و همه محبین ایشان مبارکباد.🌺
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ در روایت است كه يكي از انبياء مریض شد و خیلی حالش بد شد. اطرافیان عرض كردند: «یا نبي الله! به سراغ طبيب برویم؟» گفت: «نه، طبيب لازم نیست. خدا من را مریض کرده و خود او هم مرا شفا مي دهد». طول کشید. یک روز گفت: «خدایا! ما همین طور مریض مانده¬ایم». خطاب شد: «به عزت و جلال خودم قسم! تا پيش طبيب نروی، عافیت نیست».( وسائلالشيعة، ج 2، ص 409.)
ادامه دارد...

263/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ * #حضرت_معصومه #حضرت_زهرا #آیت_الله_مرعشی_نجفی

🔻اين جريان از حضرت معصومه عليهاالسلام مشهور است؛ ولي ما خودمان در حرم درس آیت الله مرعشي رضوان اللّه‏ تعالي عليه مي ‏رفتيم. از شدت علاقه به حضرت معصومه منبرشان را جوري گذاشته بودند که روبه روي ضريح بود. ده دقيقه يک ربع قبل از درس، مطالب شيريني مي‏ گفتند.
🔸يك بار اين قضيه را گفتند که البته مختلف نوشته شده؛ ولي من از خودشان شنيدم و سعي بر حفظ هم داشتم. يادم هست كه فرمودند:
▪️پدر من آسيد محمود، فاضل بود و مدتي سعي و اهتمام کرد برای اينكه راجع به حضرت فاطمه عليهاالسلام دو مسأله را روشن كند؛
يكي اينكه زمان شهادت فاطمه زهرا عليهاالسلام كي است؟ آيا هفتاد و پنجم است يا نود و پنجم بعد از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله؟ و يكي اينكه قبر حضرت زهرا عليهاالسلام كجاست؟
🔹مدتي شروع مي‏ كند در كتاب ‏ها گشتن؛ ولی دستش به جايي بند نمي‏ شود. حتي مي‏ فرستد كتاب‏ هايي را خيلي با سختي از مصر برايش بياورند. ايشان، كتاب ‏هاي تاريخي را دنبال كرده بود كه اين دو ابهام را از تاريخ بردارد. خيلي تحقيق مي‏ كند؛ ولی دستش به جايي نمي ‏رسد و دلش آرام نمي ‏گيرد.
🔸مدتي، ديگر كتاب ‏ها و تحقيقات را مي‏گذارد كنار و از باب توسل وارد مي‏ شود. این سید، گريه و زاري و توسل می‌ کند كه من مي‏ خواهم اين دو مسأله برايم روشن شود.

▫️من این جوری يادم است که می گفتند:
شش ماه، توسلش شبانه روز طول مي‏ كشد، تا اينكه يک شب امام صادق عليه‏السلام را در خواب مي‏ بيند.
حضرت صادق عليه‏السلام به او مي ‏فرمايند:
«آسيد محمود! بيهوده خود را به زحمت مينداز. بگذار مردم بپرسند كه چرا بايد قبر بلال حبشی مشخص باشد؛ ولي قبر دختر پيغمبر مشخص نباشد؟ خداوند، جاه و جلال و جبروت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به فاطمه معصومه عليهاالسلام داده است. هر چه مي‏خواهی از او بخواه»

▪️يادم هست آقاي مرعشي مي‏ فرمودند: «اين كلمه جبروت در غير خداوند متعال گفته نشده؛ ولي در خواب، امام صادق عليه‏السلام به پدر من، گفتند: جاه و جلال و جبروت...».
🔹آقاي مرعشي مي‏ گفتند:
«پدر من ديگر بعد از آن، اهتمامش به زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام خيلي بيشتر شده بود».
مقام حضرت زهرا عليهاالسلام در دنيا و چنین بهره ‏برداري از حرم ایشان امكان‏ پذير است.
‌ ‌
🔺کانال رسمی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ جعفر ناصری:
@Nasery_ir

http://t.me/joinchat/Ac2NBDvAMQYWLfO-R_QeYw
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ادامه مطلب قبل...
دکتر که می روی و دارو می دهد، داروها مال خدا است. اين خواص را خدا در اين داروها قرار داده است. شفا مال خدا است؛ اما با این وسیله ها است. دکتر برو؛اما بدان خدا به مغز دکتر القا می کند که فلان دارو را برای او بنویس و آن دارو هم که دکتر نوشته است، خدا به او اجازه می دهد که اثر بکند. دکتر باید بروی، دارو باید بخوری، تا حالت بهتر شود. همین طوری نیست. کار باید با اسباب جلو برود.
حضرت صادق علیه السلام با آنکه عالم وجود، به فرمان حضرت است، مريض شدند. عالم وجود تحت اختیار همة چهارده نور مقدس و به فرمان آن‌ها بود. دردها به فرمان آن‌ها بود و می باشد. حرفی در آن نیست. خلاصه اينکه حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «بروید کربلا، بالاي سر جدم حضرت اباعبد الله دعا کنید، تا من حالم خوب شود». (وسائلالشيعة، ج 14، ص 537.) می خواستند به من و شما ياد بدهند که مریض شدي، دکتر برو، دارو بخور، دعا هم بکن؛ تا نتیجه بگیری.

264/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٧٦

كانال رسمي آيت الله ناصري
 @Naseri_ir
#عكس_نوشته ٧٦

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ اين صحیح نیست که هر کس به بلا مبتلا شد، ما فوراً شروع کنیم پشت سر او حرف بزنیم و بگوییم چه کاری کرده است که مبتلا شده است؟ بعضی اوقات خود ما یکی دو تا کسالت و ناراحتی که برايمان پيش می آید، می گوییم: ای خدا، مگر من چه کاری کردم؟ نه خیر؛ گاهي چون کار بدی نکرده¬ای و پاک بوده‌اي این بلا را به تو می دهد. روایات داریم که انسانی که مبتلا می شود، در قیامت آن‌قدر مقام و درجه به او می دهند که روز قیامت می گوید: ای کاش بدن من را با قیچی چیده بودند تا در این عالم اجر و مقام آن را می گرفتم.( فقهالرضا7، ص 341.)

253/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ امیر المؤمنین علیه السلام در مورد شيعيان و متقين فرموده¬اند:
« عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِم»؛ یعنی در نگاه آن‌ها خدا خیلی بزرگ و جلوه گر است. از بس که خدا در نزد اين‌ها با عظمت و با اهمیت و بزرگ است، غیر خدا را چیزی نمی دانند و همه را کوچک می بینند. آن‌ها در مقابل عظمت حضرت حق، چیزی را نمی بینند و اگر هم ببینند، خیلی کوچک و ناچیز می بینند.چون خدا در قلب آن‌ها خیلی با عظمت است، چشم های آن‌ها دیگر براي چیزی عظمت قائل نیست. کهکشان ها، ثوابت، سیارات، آسمان و زمین، ديگر عظمتی ندارد و هر چه هست او است؛ یعنی همه چیز را فدای او مي كند و فقط او را بزرگ می داند و این، خیلی مهم است.

290/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ کسی که گناه نکرد، حجاب های ظلمانی خود را عقب زده است. اینکه ما هميشه می گوییم حجاب ظلمانی، نگویید یک چیز است که از آسمان مي‌آيد؛ نه، همین است. کسی که گناه نکرد، رابطة او با خدا صاف است. آن چيزي که بین من و خدا فاصله انداخته، معصیت ها و مخالفت ها است. وقتی مخالفت ها و معصیت ها را کنار گذاشتم، حجاب ها برطرف مي شود و ارتباط بین من و خدا اصلاح می شود. وقتی رابطه بر قرار شد، او جلوه می کند؛ آن وقت دیگر من همیشه در محضر حق هستم و از هیچ چیزي پروا ندارم.

291/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #كليپ_تصويري

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: دشمني قطعي شيطان با انسان

🔻حجم : ٥ مگابايت

🔹 زمان: ٢ دقيقه
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ به بعضی از علما نسبت می دهند که فرموده بود: «عالم وجود، در محضر من است و من در محضر حق هستم»؛ یعنی در عالم وجود، هر کاری بخواهم بکنم، می توانم. منظور، این است كه انسان به این اندازه می تواند ترقی و تعالی داشته باشد.

292/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ نشانة محبت
در روایتی از حضرت صادق علیه السلام است که فرمودند:
دَلِيلُ الْحُبِّ إِيْثَارُ الْمَحْبُوبِ عَلَى مَا سِوَاه؛ (بحارالأنوار، ج 67، ص 22.)
علامت حب و علاقه این است كه انسان محبوب خود را بر غیر او ترجيح دهد.
محبوب واقعي، حضرت حق است و همه چیز در برابر حضرت حق، ناچیز است. انسان مؤمن، بايد همة عالم وجود را فدای محبوب خود کند. همه ما مي گوييم که خدا را دوست داریم؛ به هر كسي بگويي: «تو خدا را دوست نداری»،با تو نزاع می کند كه: «آقا! چه می گویی؟ من خدا را دوست دارم»؛ لکن این‌طور نیست؛ انسان، ادعای محبت می کند و مخالفت هم می کند. من که شما را دوست دارم، با شما مخالفت نمی کنم؛ بلکه شما را اطاعت می کنم. من همیشه در مقام تحصیل رضای دوست هستم. کسی که با کسی دوست است، در صدد است به هر نحوی که هست رضایت او را فراهم کند. کسی که دوست خدا شد، در مقام تحصیل رضای او است و دیگر امکان ندارد معصیت بکند؛ چون خودش را در محضر حق می بیند.

296/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ داستان دلدادگی حضرت ابراهيم علیه السلام
ابراهیم خلیل را نگاه کن كه قلب او مملو از محبت الهی است. داستان ثروت آن بزرگوار معروف است. غزالی در تفسیر خود، دربارة ثروت حضرت ابراهیم نقل مي كند که هزاران سگ، برای محافظت ثروت خود داشت که همة آن‌ها گردنبند طلا داشتند. (مفاتيح الغيب، ج25، ص 48.) جبرئیل و میکائیل از حضرت حق پرسيدند: « حضرت ابراهیم، به چه مناسبت خلیل الرحمن شد؟» خطاب شد: «بروید او را امتحان کنید».
یکی از آن‌ها روي يک کوه و ديگري هم روي کوه ديگر ایستاد و با صدایي نازنین، يكي گفت: «سبوح قدوس» و ملک ديگر هم گفت: «ربّ الملائکة و الروح». بند از بند حضرت ابراهیم گسست و بسيار مجذوب شد و شاید از حال طبیعی خود خارج شد. یک مقداری که سر حال آمد، گفت: این صدای که بود كه اسم محبوب من را برد؟ ای گویندگان ذکر یک بار دیگر تکرار کنید و نیمی از مال من را دریافت کنید». جبرئيل و میکائیل يك بار ديگر آن ذکر را گفتند. حضرت ابراهيم گفت: «نصف دیگر آن را هم مي دهم تا یک بار دیگر بگوييد» و آن‌ها هم گفتند. بعد، مقداری صبر کرد و گفت: «یک بار دیگر اسم محبوبم را بگویید». گفتند: «بدون مزد نمی گویم». گفت: «خودم غلام شما هستم». یک بار دیگر گفتند. گفت: «من غلام شما هستم». گفتند: «ما برای امتحان تو آمده‌ايم تو حقیقتاً خلیل الرحمن هستی». (تفسير صافي، ج1، ص 505 ؛ )

293/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ایمان بلال
جناب بلال كه غلام و بنده اي بود كه به نبی اکرم صلى الله عليه و آله ایمان آورده بود. مالک او که یک مشرک بود، به او گفت: «از اسلام برگرد»؛ ولي بلال نپذيرفت. هر چه مالک، او را شکنجه داد، از ايمان خود برنگشت. مالک بلال، او را به بیابان‌هاي گرم مکه برد، و لخت کرد و روی سنگ‌های داغ و سوزان خواباند و یک سنگ بسیار سنگین و داغ ،روی سینه او گذاشت. گفت: «اسم بت ها را ببر، گفت: «الله الله. محمد رسول الله». با آن وضع و با آن شکنجه، ایمان خود را این‌طور حفظ کرد. (كامل «ابن اثير»، ص 66.)

294/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ داستان هندي بت پرست
یکی از بزرگان از قول یک مرد هندی نوشته بود که: در هندوستان رفتم گوشت بگیرم؛ دیدم مغازة قصاب شلوغ است. من هم در صف ایستادم و دیدم این قصاب، دو تا مشتری راه می¬اندازد و بعد، مقداري می ایستد و به بالا نگاه می کند و دوباره مشغول می شود. نوبت به من كه رسید، گوشت‌های خود را گرفتم و پرسيدم: «برای چه به طاق نگاه می¬کنی و مشتری ها را معطل می‌کنی؟» گفت: «در این کیسه که می بینی؟» بت من هست. من دو سه تا مشتری را راه می اندازم و به بتم نگاه می کنم که مبادا خیانت کنم، مبادا به مشتری های خود ظلم بکنم، مبادا حق آن‌ها از بین ببرم».
اين، یک بت پرست است. برای رعایت بت خود که یک تکه چوب یا سنگ است،‌ خيانت نمي کند و او را مراقب خود مي داند؛ اما من چه؟ من که او را نجس هم می دانم، چه؟ رفتار من چیست؟ آيا همین طور است؟ آن بت پرست، ظلم نمی کند و خیانت نمی کند. کلاه بر سر کسی نمی گذارد. من که مسلمان و جایم را در فردوس اعلا می دانم، چه می كنم؟

295/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٧٧

كانال رسمي آيت الله ناصري
 @Naseri_ir
#عكس_نوشته ٧٧

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ داستان ایمان همسر فرعون
آسیه، همسر پادشاه مصر و غرق در ناز و نعمت بود. خدمتکارها، نوکرها، کنیزها و... چه عظمتی داشت! موقعی که معجزه حضرت موسی علیه السلام را دید، در وجود او انقلاب ایجاد شد. حق، جلوه کرد؛ چون قبلاً حواس او جمع بود و بعضي مسائل فطري را رعايت كرده بود. حق براي او جلوه کرد و به حضرت موسی علیه السلام ایمان آورد. مدت زيادي، مخفیانه از حضرت موسی پيروي می کرد، تا اينكه فرعون فهمید. هرچه با او صحبت كرد، فایده نبخشید. لذا فرعون گفت: «چون از دین من برگشته و به دین موسی گرويده، او را به چهار میخ بکشید». چهار دست و پای آسيه را بستند و او را روی زمین و زير آفتاب خواباندند و به بدن او میخ کوبیدند؛ اما آسيه پيوسته مي گفت: «الله، الله»؛ یعنی ای خدا! تو راضی باش؛ من هم راضی هستم. به همه چيز پشت پا زد؛ چون حق را آنجا دید. این طور است که «عظم الخالق فی انفسهم». حضرت حق در وجود او جلوه کرد. حشمت او را دید و به همة امورپشت پا زد.
کدام یک از ما حاضریم چنین کاری بکنیم؟ من که حاضر نیستم. خدا می داند خیلی مشکل است؛اما تدریجاً می توانیم خودمان را به این حالت در بیاوریم و هر چه هست را فدای حق بکنیم. بايد اراده حق را در وجود خودم مقدم بر اراده خودم بدانم و این، سختي‌اي ندارد. البته ابتدا مشکل است؛ ولي تدریجاً آسان می شود.
ادامه دارد...

297/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ ادامه مطلب قبل...
خلاصه اينکه فرعون دستور داد یک سنگ بسیار بزرگی را بردارند و روی آسیه بیندازند تا کاملاً نابود شود. آسیه هم گفت: «خدایا! من طاقت این سنگ را ندارم. خودت می دانی». سنگ را بالا بردند که روی او بیندازند. به حضرت عزرائیل علیه السلام خطاب شد: «قبل از اینکه کوچک‌ترین صدمه‌اي به بدن او بخورد، جان حضرت آسیه را بگیرتا مبادا اذیت بشود. این، حبیبة ماست». حضرت عزرائیل علیه السلام جان او را گرفت. خدا هم خانة بسیار با عظمتی در بهشت به او داد و یکی از چهار زن برتر بهشتی شد. آسيه دوش به دوش حضرت مریم قدم می زند.
در اثر چه چيزي به اين مرتبه رسيد؟ در اثر اینکه بر هوای نفس خود غالب شد. عقل خود را بر نفس خود غلبه داد. تابع نفس خود نشد. به خدا قسم! من و شما هم می توانیم این کار را بکنیم. عزیز من! به همان درجه هم می توانیم برسیم.

298/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ به جان مقدس امام زمان علیه السلام قسم اگر یک هفته تصمیم بگیرم که معصیت نکنم، بعد از آن، خدا کمکم می کند و نمی گذارد معصیت بکنم. خود او در قرآن فرمود:
وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين؛(عنكبوت:69.)
و آن‌ها كه در راه ما [با خلوص نيّت] جهاد كنند، قطعاً به راههاى خود، هدايتشان خواهيم كرد و خداوند با نيكوكاران است.
کسی که به سوي ما بیاید، زیر بغل او را می گیریم.

299/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #فايل_صوتي

بسيار شنيدني و جذاب

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: فضيلت و آثار بسم الله الرحمن الرحيم

🔻حجم : ٣ مگابايت

🔹 زمان: ٨ دقيقه

شما هم می توانید با ارسال معارف اهل بیت از جمله این کلیپ به دیگران جزء مبلغین و خادمین به اهل بیت علیهم السلام باشید.
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ علم کیمیا؟ طی الارض؟
مرحوم انصاری همداني – خدا رحمت كند ايشان را - خیلی فوق العاده بودند. یکی از بزرگان دربارة ايشان نقل می کرد: ما با دیگر شاگردان، در محضر آقای انصاری نشسته بوديم. پیرمردی كه خیلی منور و مؤدب بود وارد شد و در جلسه نشست. همه رفقا دیدند این پيرمرد، از شاگردان آقا نیست و غریبه است. همه ساکت نشستند. آقا هم نگاهی به او کردند و چیزي نگفتند. یک مقداری صبر کردند. بعد پیرمرد گفت: «آقا! عرضی داشتم». آقا فرمودند: «بفرمائید». عرض كرد: از طرف حق، علوم غریبه‌اي به من واگذار شده است. من می دانم که دو، سه روز دیگر فوت می کنم و حتماً رفتنی هستم. می خواستم اين‌ها را به شما واگذار کنم». آقا فرمودند: «چه هست؟» عرض کرد: «يکی اینکه، طی الأض دارم و خواهم به شما بدهم»
من(ناصري) برای آن می میرم آقا. چه چیزی از این بهتر. صبح به صبح، انسان مکه برود و ظهر به ظهر هم به مدینه و شب هم به کربلا و نجف برود. بعد هم یک آن برگردد و همیشه کار او این باشد. من که برای آن می میرم؛ اما خبری نیست آقا.
آقا فرمودند: «من احتیاجی به طی الارضِ تو ندارم. طی الارض نمی خواهم». پير مرد عرض کرد: «آقا! یک چیز دیگر دارم». فرمودند: «چيست؟» گفت: «علم کیمیا دارم. هر قدر مس بخواهم، فوراً طلا می کنم. این را به شما بدهم؟» فرمودند: «این را هم نمی خواهم». عجب! معناي «صغر ما دونه فی أعینهم» همین است. ابداً به اين‌ها اعتنا ندارد. عرض کرد: «چرا نمی خواهید؟» فرمودند: «من چیزی دارم که بهتر از همه اين‌ها است. من خدا را دارم. کسی كه خدا را دارد، احتیاجی به اين‌ها ندارد». نه طی الأرض او را قبول کرد، نه علم کیمیای او را و نه نظائر اين‌ها را.

300/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ صریح قرآن است كه :الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا .(كهف:46) مال و فرزند، زينت زندگى دنياست. .مال دنیا خوب است داشته باشی؛ اهل بیت علیهم السلام هم داشتند. حضرت امام حسن علیه السلام مگر نداشتند؟ روزها سفره مفصلی می‌انداختند؛ عرب ها می آمدند می خوردند. تمام روزها سفره اطعام آن حضرت پهن بود. (ر.ک: بحارالأنوار، ج43 ،ص 331.)
حضرت اباعبدالله علیه السلام موقعی که برای کربلا حرکت کردند، هزاران نفر دنبال آن حضرت بودند و خرج آن‌ها با ايشان بود. در کتاب لئالي نوشته است که چند اسب بود كه جواهرات و طلاجات بار آن‌ها بود. داشتند؛ اما دل به آن نبستند. وقتی به کربلا رسید، گفت: «خدایا! همه را کنار گذاشتم. به سوی تو آمدم. همه را کنار زدم همه را رها کردم که تورا ببینم».

304/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

🌺ولادت پر برکت امام رافت و مهربانی حضرت رضا علیه السلام بر همه شیعیان و دوستانشان مبارک باد.
التماس دعا

@Naseri_ir
🌺ولادت پر برکت امام رافت و مهربانی حضرت رضا علیه السلام بر همه شیعیان و دوستانشان مبارک باد.
التماس دعا

@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ نمی گویم دنیا را کنار بریز. اهل بیت عصمت و طهارت:مگر دنيا را نداشتند؟ حضرت اباعبدالله متموّل بودند. چقدر املاک داشتند! ولي می بخشیدند. (ر.ک: بحارالأنوار، ج 44 ، ص 189.) حضرت امیر المؤمنین علیه السلام 36 رشته قنات و مزرعه داشتند؛ لکن همه را برای فقرا و بیچاره ها وقف کردند. باغ فدکی که داشتند و مال حضرت زهرا سلام الله علیها بود؛-سابقاً دیدم كه - روزي 94 مثقال طلا در آن زمان، سود و نتايج آن بود؛ اما خوراک آن‌ها چه بود؟ سه شب، سه شب، گرسنه بودند. دل به آن نبسته بودند.

303/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ در روایت دارد:
الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ (بحارالأنوار، ج 67 ، ص 25.)
قلب مؤمن، حرم خدا است. خدا در عالم وجود نمی گنجد، در آسمان ها ، کهکشان‌ها، در همه اين‌ها جای خدا نیست؛ اما در قلب مؤمن می گنجد. حضرت فرمودند: «قلب مؤمن، جای خدا است. چیز دیگری در آن قرار نده»؛ ولي ناصری در قلب خود همه چیز قرار داده است. گاو صندوق، کتابخانه، خانه و ... همه چیزهای او در همین جا است. حالا خدا می خواهد بیاید؛ کجای آن بیاید؟ ملائکه می خواهند نازل بشوند، کجای آن نازل بشوند؟ جای آن‌ها نیست. قلبی که انبار است، قلبی که گاو صندوق، کتابخانه، منبر و محراب در آن است، جا ندارد تا خدا در آن بیاید. ملائکه هم اینجا هیچ جا ندارند. ملائکه جايي نازل می شوند که خالی باشد. اگر می خواهید ملائکه نازل بشوند، اگر می خواهی با حق ارتباط پیدا بکنی، قلب خود را خالی بکن و محبت این ها را کنار بگذار.

302/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ دنيا در نظر اميرالمؤمنين علیه السلام
امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند:
وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عِرَاقِ خِنْزِيرٍ فِي يَدِ مَجْذُومٍ ؛( نهجالبلاغة، ص 510.)
به خدا قسم این دنیایی که شما به این عظمت به آن نگاه می کنید، در نظر من، مثل یک استخوان خوک است؛ آن هم استخوان خوکي كه در دست یک آدم جذامي است. آدم جذامي، آن است که پوست های بدن او شکاف خورده و خون و چرک از آن بیرون می آید. این بيماري، مُسری است و همه از او فراری هستند. یک تکه استخوان خوک، دست چنین آدمی باشد، شما به این استخوان چطور نگاه می کنید. حضرت امیر عليه السلام می فرماید: «و الله! دنیایی که شما به آن نگاه می کنید، در نظر من مثل آن استخوان های خوک در دست آن جذامي است».
من هم که دوستدار آن حضرت هستم، دست کم یک مقداری پيرو ايشان باشم. نمی¬گویم همة قلب خود را برای خدا خالی کن؛ نه اقلاً یک گوشه آن را خالي بگذار که خدا هم داخل آن بیاید.

301/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

#عكس_نوشته ٧٨

كانال رسمي آيت الله ناصري
 @Naseri_ir
#عكس_نوشته ٧٨

كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ عدالت علی علیه السلام
حضرت عقیل برادر حضرت امیر علیه السلام بود. زن و بچه داشت و عیال‌وار بود. یک روز به محضر برادر خود آمد. حضرت، ولی امر و خلیفه بود و ظاهراً وضع بيت المال، خيلي خوب بود. عقيل به محضر حضرت امیر آمد و عرض كرد: «برادر! می دانی که وضع زن و بچه ام درست نیست؛ کمکی بکن». چشم های عقیل نمی دید. حضرت فرمودند: «بنشین». رفتند یک آهنی برداشتند و با آتش،‌ آن را خیلی داغ کردند و نزدیک صورت عقیل آوردند. عقيل یک دفعه عقب کشید. گفت: «برادر چرا این چنین می¬کنی؟» حضرت امیر فرمودند: «تو از یک آهنی که من كمي داغ کردم، اذيت و ناراحت می شوی که نزدیک بدن تو برسد؛ اما من از آهنی که خدا از غضب خود داغ کرده است نترسم و خلاف عدالت عمل کنم؟ بیت المال، مال همه مسلمین است. سهم شما را داده¬اند. سهم زن و بچه ات را دادم. برادری به جای خود، اما من نمی توانم بر خلاف عدالت عمل کنم».
بعد می فرماید: «به عزت و جلال حق قسم! اگر خورشید را در دست راست من بدهند و ماه را به دست چپ من بدهند - یعنی سلطنت و قدرت دنیا را به من بدهند - و بگویند: یک پوسته گندم که در دهان یک مورچه است به ظلم بگیر، نمی گیرم».
بعد از آن به عقیل فرمودند: « برتو گریه کننده ها گریه کنند! چنین توقعی از من داری که من برخلاف ضوابط الهی قدمی بردارم؟ امکان ندارد».

305/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ داستان جوان با محبت
جوانی بود که به محضر نبی اکرم صلی الله علیه و آله مي‌آمد و نگاه به پیغمبر می کرد. حضرت فرمودند: «من را دوست داری؟» عرض کرد: «بله یا رسول الله!» حضرت فرمودند: «مثل چشمانت؟» گفت: «یا رسول الله! شما را بیشتر می خواهم». حضرت فرمودند: «مثل پدرت؟» عرض كرد: «یا رسول الله شما را بيشتر مي خواهم». حضرت فرمودند: «مثل مادرت؟» عرض کرد: «یا رسول الله! شما را بیشتر می خواهم». حضرت فرمودند: «من را بیشتر می خواهی یا خدا را؟» گفت: «الله الله. من تو را برای خدا می خواهم». بعد حضرت به اصحاب خود فرمودند: «اين چنين خدا را به دليل نعمت‌هايش دوست بداريد و من را هم براي خدا دوست بداريد». (إرشادالقلوب، ج 1، ص161.)

306/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام
🔻روابط عمومی بنیاد علمی فرهنگی هاد جهت دسترسی سریع‌تر به اخبار و فعالیت های بنیاد، اقدام به راه اندازی کانال رسمی تلگرام «بنیاد علمی فرهنگی هاد» نمود.
🔸علاقمندان می توانند با عضویت در این کانال از آخرین اخبار و فعالیت های مربوط به بنیاد علمی فرهنگی هاد و مراکز ذی ربط مطلع گردند:
👉🏻 @BonyadHad

🔺لازم به ذکر است بنیاد علمی فرهنگی هاد با ایجاد مراکز و موسسات متعدد، از سالهاي قبل تا کنون مشغول به ارائه خدمات گسترده آموزشی، پژوهشی و تبلیغی در سطوح مختلف جامعه می باشد.
بنياد علمي فرهنگي هاد
@bonyadhad
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ حاجي با معرفت
نقل كرده اند کسي می خواست مکه برود. بچه ای هفت، هشت ساله داشت. گفت: «بابا کجا می خواهی بروی من را هم با خودت ببر» . پدر گفت: «وقت آمدن تو نیست. تو حالا صبر کن؛ ان‌شاء الله وقت آن می‌رسد که بروی». گفت: «نه. تو می خواهی به خانه خدا بروی، من هم می خواهم بیایم خدا را ببینم». غرض اينكه پافشاری، گریه و التماس كرد تا اينکه بالأخره بچه را برداشت و آمد به مکه رسید و وارد مسجد الحرام که شد، آن فرزند فوت كرد. بابا بالا سر او نشست. عرض كرد: «خدایا! چه شد؟» از گوشه مسجدالحرام خطاب آمد: «تو طالب خانه بودی، خانه را دیدی. او طالب صاحب خانه بود، صاحب خانه را دید».

307/خ/96
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir
آيت الله ناصري (كانال رسمي)

‍ #فايل_صوتي

✨سخنراني آيت الله ناصري

موضوع: شكر نعمت هاي الهي

🔻حجم : ٤ مگابايت

🔹 زمان: ١١ دقيقه
كانال رسمي آيت الله ناصري
@Naseri_ir