Systems Thinking
عنوان گروه یا کانال:

Systems Thinking


توضیحات: من محمدعلی اسماعیل زاده و دوستانم در گروه آسمان در دانشگاه شریف، اینجا در مورد تفکر سیستمی می نویسیم @systemsthinker
شناسه: systemsthinking@
تعداد اعضا: 8152
Systems Thinking

به نام خدا

هدف این کانال آموزش تفکر سیستمی است.

من و دوستانم در گروه آموزشی و پژوهشی آسمان در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف تلاش می کنیم مطالب نظری و کاربردی مرتبط با تفکر سیستمی را در این کانال به اشتراک بگذاریم.

پیشنهاد می کنم عضویت در این کانال را به دوستانتان هدیه دهید.
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_در_طول_زمان

«تفکر در طول زمان»
فکر سیستمی به روندها در طول زمان می اندیشد.
فکر غیر سیستمی فقط به رویدادها توجه دارد.

فکر سیستمی وقتی با یک رویداد مواجه می شود، می پرسد که:
- آیا این اولین باری است که با این رویداد مواجه شده ایم؟
- آیا با همین رویداد یا چیزی شبیه به آن در گذشته هم مواجه بوده ایم؟

فکر سیستمی وقتی می شنود که جنگل ها آتش گرفته اند، بعد از تلاش برای خاموش کردن آتش، متوقف نمی شود. می پرسد که:
- آیا این اولین باری است که با آتش سوزی جنگل مواجه شده ایم؟

اگر پیش از این هم آتش سوزی هایی داشته ایم:
- آیا فاصله بین آتش سوزی ها در حال کمتر شدن است یا بیشتر شدن؟
- آیا شدت آتش سوزی ها در حال کمتر شدن است یا بیشتر شدن؟
- آیا توان ما برای مواجهه با آتش سوزی در حال کمتر شدن است یا بیشتر شدن؟

تفکر در طول زمان می گوید که:
- اگر وضعمان در حال حاضر خیلی خوب نیست، اما در طول زمان وضعمان در حال بهتر شدن است، خیلی جای نگرانی نداریم.
- اگر وضعمان در حال حاضر خوب است، اما در طول زمان وضعمان در حال بدتر شدن است، باید بسیار نگران باشیم و چاره اندیشی کنیم.

آتش را خاموش کن، اما با خاموش شدن آتش، تو خاموش نشو، فکرت را شعله ور نگهدار!

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_ساختار_به_عنوان_علت

«تفکر ساختار به عنوان علت»
فکر سیستمی مسوولیت رفتار سیستم را به عوامل داخل سیستم و کسانی که سیاست ها و ساختار سیستم را مشخص می کنند نسبت می دهد.
فکر غیر سیستمی رفتار سیستم را به عوامل خارجی و غیر قابل کنترل نسبت می دهد.

فکر غیر سیستمی، وقتی با شرایط نامطلوبی مواجه می شود، می پرسد که:
- چه کسی مسوول این وضعیت است، چه کسی قصد دشمنی و خرابکاری دارد.

فکر سیستمی وقتی با شرایط نامطلوبی مواجه می شود، می پرسد که:
- چگونه ما خودمان باعث به وجود آمدن این شرایط نامطلوب شده ایم.
- آیا ممکن است کارهایی که با نیت خوبی انجام داده ایم باعث بروز مشکلات بعدی برایمان شده باشد؟
- چگونه ما خودمان را در معرض عوامل خارج از کنترلمان قرار داده ایم که نسبت به آنها آسیب پذیر شده ایم.

دشمن ممکن است وجود داشته باشد ولی من چطور در مقابل دشمن آسیب پذیر شده ام.
دزد ممکن است وجود داشته باشد ولی من چطور نتوانستم اموالم را حفظ کنم.
تورم در کشور وجود دارد ولی من چرا نتوانستم درآمدم را با تورم افزایش دهم.
سلایق مشتریان عوض می شوند ولی من چرا نتوانستم مطابق با سلایق مشتریان محصولات جدید ارایه کنم.
رقیب در بازار هست ولی من چرا سهم بازارم را در مقابل رقیب از دست دادم.
بهانه برای قهر و دوری و دلخوری وجود دارد ولی من چرا نتوانستم با عزیزانم رابطه دوستانه ای داشته باشم.

تفکر ساختار به عنوان علت، آینه را به سمت خودمان می گیرد و از ما می خواهد که به دشمن درون آینه نگاه کنیم.

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_ساختار_به_عنوان_علت

مولوی غزلی در مورد تفکر ساختار به عنوان علت دارد که بسیار زیبا و قابل تامل است:

کار جهان هرچه شود، کار تو کو بار تو کو
گر دو جهان بتکده شد، آن بت عیار تو کو

گیر که قحط است جهان، نیست دگر کاسه و نان
ای شه پیدا و نهان، کیله و انبار تو کو

گیر که خار است جهان، کژدم و مار است جهان
ای طرب و شادی جان، گلشن و گلزار تو کو ...

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_کل_نگر

«تفکر کل نگر»
فکر سیستمی به دنبال شناخت مساله از طریق فهم روابط بین اجزای سیستم است.
فکر غیر سیستمی به دنبال شناخت مساله از طریق تمرکز بر جزییات است.

در مواجهه با یک مساله اگر بخواهیم تمام جزییات را مد نظر قرار دهیم ممکن است با اطلاعات بسیار زیادی مواجه شویم که مساله را پیچیده کند.
هنر حل مساله در ساده سازی مساله های پیچیده است.
برای ساده کردن مساله باید سطح درستی از کل نگری را انتخاب کنیم و به جزییات پایین تر از آن سطح توجه نکنیم.

فکر کل نگر به هنگام مواجهه با عوامل اثر گذار بر یک مساله می پرسد که:
- کدام عوامل در کنترل ما هستند و کدام عوامل خارج از کنترل ما هستند؟
- عوامل خارج از کنترل چگونه بر ما اثر می گذارند؟
- چگونه می توانیم بر عواملی که خارج از کنترل ما هستند اثر گذار باشیم؟

اگر ما می توانیم اثر قابل توجهی بر این عوامل داشته باشیم، این عوامل دیگر خارج از کنترل ما نیستند و مرز مساله مان را باید بزرگتر کنیم.

فکر کل نگر به جای تمرکز بر تفاوت ها به شباهت ها توجه می کند و برای نگهداری مفاهیم شبیه به هم، کلمات کلی تری استفاده می کند.
فکر کل نگر تا جایی که می تواند جزییات غیر ضروری را حذف می کند و فقط مهمترین عوامل را برای بررسی حفظ می کند.

این فکر کل نگر است که برای فرار از جزییات، طبقه بندی هایی مثل «گیاهان و جانوران»، «عوامل تولید»، و «خوراکی و پوشیدنی» را می سازد.

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_عملیاتی

«تفکر عملیاتی»
فکر سیستمی بر روابط علت و معلولی و اینکه رفتار سیستم واقعا چگونه شکل می گیرد تمرکز دارد.
فکر غیر سیستمی به دنبال فهرست کردن عوامل موثر بر رفتار سیستم است.

فکر غیر سیستمی به دنبال شناخت «عوامل موفقیت و شکست»، «عوامل موثر بر کیفیت»، «عوامل موثر بر شادی» و مانند آنهاست.
اما فکر سیستمی به دنبال این است که بفهمد این عوامل چگونه در کنار هم کار می کنند تا «موفقیت و شکست»، «کیفیت مورد انتظار ما» و «شادکامی» به وجود آیند.

فکر عملیاتی وقتی می شنود رضایت مشتری بر افزایش فروش اثر می گذارد، در اینجا متوقف نمی شود.
می پرسد که:
- رضایت مشتری چگونه باعث افزایش فروش می شود؟
- مشتری ناراضی چگونه می تواند بر فروش اثر بگذارد؟
- چگونه می توانیم اثر مشتریان وفادارمان را بر فروش افزایش دهیم؟
- و سوالات دیگری که به چگونگی ها توجه دارد ...

فکر سیستمی در اینجا هم متوقف نمی شود و نظریه هایی می سازد که مثلا: رضایت مشتری باعث می شود که مشتریان در مورد محصول ما با اطرافیانشان صحبت کنند و آنها را به خرید محصولات ما ترغیب کنند و از این طریق فروش ما افزایش پیدا می کند...

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_عملیاتی

کتاب های بسیاری در مورد موفقیت و شکست نوشته شده است.
اما این کتاب ها نمی توانند به ما کمک قابل توجهی کنند.

شناخت عوامل موفقیت دیگران ما را موفق نمی کند.
شناخت عوامل شکست دیگران ما را از شکست دور نمی کند.
باید چگونگی کارکرد عوامل موثر در فعالیت خودمان را بشناسیم و بفهمیم که چگونه در زمان و مکانی که ما مشغول فعالیت هستیم، می توانیم این عوامل را به سوی موفقیت طراحی و سازماندهی کنیم.

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_حلقه_بسته

«تفکر حلقه بسته»

فکر غیر سیستمی، برای هر مشکل به دنبال یک یا چند عامل می گردد. به عبارت دیگر، برای هر معلول به دنبال یک یا چند علت می گردد.
فکر غیر سیستمی، علیت را به صورت یک طرفه می بیند و تصور می کند که فقط علت بر روی معلول اثر می گذارد و هر علت را هم غیر وابسته به علت های دیگر می پندارد.

فکر سیستمی علیت را به صورت یک فرآیند جاری می بیند و توجه دارد که نه تنها علت ها بر معلول ها اثر می گذارند، بلکه معلول ها هم بر علت هایشان به طور مستقیم یا با واسطه هایی اثر می گذارند. علاوه بر این، علت های مختلف هم بر همدیگر اثر می گذارند.

فکر سیستمی وقتی به راه حلی برای یک مساله می رسد، می پرسد که:
- اگر این راه حل را اجرا کنیم، چه مشکلات جدیدی ممکن است به وجود آید؟
- این راه حل چه چیزهایی را تغییر خواهد داد؟
- این تغییرات، منجر به تغییر چه عوامل دیگری خواهد شد؟
- آیا ممکن است تغییرات این مجموعه از عوامل، منجر به بدتر شدن وضعیت ما شوند؟

بسیاری از مشکلات امروز ما ناشی از راه حل های گذشته هستند.
راه حل هایی که با زحمت فراوانی برای رفع مشکلاتمان اجرا شده اند ولی در گذر زمان مشکلات جدیدی برایمان ایجاد کرده اند.

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_حلقه_بسته

سیستم های اجتماعی و اقتصادی رفتارهایی را تولید می کنند که الزاما مورد نظر طراحان آنها نبوده است.
ممکن است افراد خوبی با انگیزه های خوبی اقداماتی انجام دهند که نتایج خوبی نداشته باشد:

- سد سازی و تلاش برای استفاده بهینه از منابع آبی حوضه آبریز دریاچه ارومیه منجر به خشک شدن بخش زیادی از دریاچه شده است.
- افزایش تولید خودرو منجر به آلودگی بیشتر محیط زیست شده است.
- اقدام برای توسعه امکانات رفاهی در تهران منجر به افزایش مهاجرت شده است.
- فشار دولت به بانک ها برای پرداخت وام های زودبازده، نه فقط نرخ بیکاری را کاهش نداده است، بلکه منجر به افزایش مطالبات معوق بانک ها شده است.

بیشتر مشکلاتی که با آنها مواجه هستیم توسط خود ما به وجود آمده اند.
کارهایی که افراد برای حل مشکلاتشان انجام می دهند، غالبا به جای اینکه راه حل باشند، خودشان ریشه بروز مشکلات هستند و در طی زمان وضعیت را بدتر میکنند.

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تواناییها_و_ناتوانیهای_یادگیری_سازمانی

توهم مسؤلیت پذیری
به دست گرفتن ابتکار عمل (being "proactive") این روزها نقل محافل است. مدیران پی‌درپی جار می‌زنند که در مواجهه با مشکلات باید مسؤولیت‌پذیر بود. اغلب منظورشان این است که که باید با مسائل دشوار روبرو شد و باید منتظر دیگران نشستن را متوقف کرد و قبل از به بحران رسیدن مسائل را حل کرد. علی الخصوص به‌دست داشتن ابتکار عمل اغلب پادزهر «انفعال» (being "reactive") دیده می‌شود. نشستن و دست رو دست گذاشتن تا زمانی که اوضاع از دستمان در برود قبل از این که بتوانیم به خودمان بجنبیم. اما آیا هجمه بردن به سوی یک دشمن خارجی واقعاً به معنای به دست گرفتن ابتکار عمل است؟
[...]
خیلی اوقات به‌دست گرفتن ابتکار عمل همان انفعال در لباس مبدل است. چه در مدیریت و چه در سیاست اگر ساده‌انگارانه تنها تندتر و تهاجمی‌تر به دشمن بیرونی حمله کنیم، فارغ از این‌که آن را چه بنامیم، دچار انفعال شده‌ایم. ابتکار عمل اصیل این است که ببینیم چه‌قدر در گرفتاری‌ها و مشکلاتمان سهم داشته‌ایم. ابتکار عمل ساخته و پرداخته طرز تفکر ماست، نه تابع [نمایش] احساسات ما.

Senge, Peter M. "The fifth discipline: The art and practice of the learning organization." New York: Currency Doubleday (2006), p 20-21.

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تواناییها_و_ناتوانیهای_یادگیری_سازمانی

چرا دست روی دست گذاشتن شکنجه است؟
جانبداری حاصل از میل به فعال‌نمایی(action bias)

در زمان زدن ضربه پنالتی کمتر از 3/0 ثانیه طول می‌کشد تا توپ از پای بازیکن جدا شود و به دروازه برسد و طبیعی است که دروازه‌بان زمان کافی برای دنبال کردن مسیر توپ نداشته‌باشد. او باید قبل از آنکه ضربه زده‌شود تصمیم خود را بگیرد.
فوتبالیست‌ها یک سوم اوقات وسط دروازه را هدف می‌گیرند. یک‌سوم اوقات به سمت چپ و یک‌سوم اوقات هم به سمت راست دروازه شوت می‌زنند. دروازه‌بان‌ها بر این موضوع واقف‌اند، ولی آنها چه می‌کنند؟ به‌سمت چپ یا به سمت راست شیرجه می‌روند و خیلی به‌ندرت پیش می‌آید که سر جای خود بایستند حتی با وجودی که با یک حساب سرانگشتی یک‌سوم توپ‌ها همان‌جایی که آنها ایستاده‌اند جا خواهند گرفت.
دلیل اینکه آنها گرفتن این ضربات را نادیده می‌گیرند چیست؟ یک جواب ساده این است: خودنمایی. مسلما یک شیرجه قهرمانانه درست در خلاف جهت ضربه‌ای که زده شده‌است خیلی کمتر از اینکه سر جایت خشکت بزند و بایستی تا توپ وارد دروازه شود، آدم را خجالت‌زده می‌کند. این واقعیت ساده توضیح «جانبداری حاصل از میل به فعال‌نمایی» است. خودت را فعال نشان بده، حتی اگر هیچ نتیجه‌ای به‌دست نیاوری.
مطالعه فوق حاصل کار محقق میخائیل بار-الی در ارزیابی صدها ضربه پنالتی است. اما تنها دروازه‌بان‌ها نیستند که به این نوع جانبداری گرفتار می‌شوند. تصور کنید که عده‌ای در خیابان جر و بحثشان شود و در نهایت شروع کنند به داد و فریاد و کارهای غیرمتعارف و موقعیت آبستن این باشد که کار بالا بگیرد و معرکه تبدیل به یک درگیری تمام‌عیار شود. پلیس در صحنه حضور دارد - برخی جوان و برخی دیگر نیروهای ارشد و پخته‌تر- که عقب می‌کشند و صحنه را از دور زیر نظر می‌گیرند و فقط وقتی مداخله می‌کنند که اولین فرد خشونت خود را نشان
دهد. اگر افسران کارکشته در تیم پلیس نباشند ...




Dobelli, Rolf. The art of thinking clearly. HarperBusiness, 2013.

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/783362/#ixzz3ouZ56edE
Systems Thinking

دومین کنفرانس "توسعه و عدالت آموزشی":
 دانشگاه تهران، تالار علامه امینی، 23 و 24 آبان 94
لینک ثبت نام:

http://www.hamianefarda.com/register
دومین کنفرانس "توسعه و عدالت آموزشی":
دانشگاه تهران، تالار علامه امینی، 23 و 24 آبان 94
لینک ثبت نام:

http://www.hamianefarda.com/register
Systems Thinking

#تفكر_حلقه_بسته

عكس هاي زيباي يك دهكده توريستي در استان قم با يك درياچه مصنوعي هفت هكتاري!
استان قم بحران آب دارد!!!؟؟؟

@systemsthinking
#تفكر_حلقه_بسته

عكس هاي زيباي يك دهكده توريستي در استان قم با يك درياچه مصنوعي هفت هكتاري!
استان قم بحران آب دارد!!!؟؟؟

@systemsthinking
Systems Thinking

#مهارتهای_تفکر_سیستمی
#تفکر_حلقه_بسته

روز شنبه 25 مهر 1394 دهکده ای توریستی با تمرکز بر سلامت در استان قم افتتاح شد.
برای ساخت این دهکده سرمایه گذاری قابل توجهی انجام شده و افراد بسیاری زحمت کشیده اند و قطعا نیت خیر هم داشته اند.

نکته اول:
در این دهکده دریاچه ای مصنوعی ساخته شده که هفتادهزار متر مربع وسعت دارد.
استان قم یک استان کویری است و مشکل تامین آب شرب دارد و از استان های مجاور آب دریافت می کند.
تبخیر آب این دریاچه سالانه حدود 200 هزار متر مکعب خواهد بود.

سوال اول:
مردم استان هایی که از استان آنها آب به استان قم منتقل می شود چه حسی از دیدن این تصاویر خواهند داشت؟

نکته دوم:
بحران آب در کشور ما بسیار جدی است.
هنوز مردم ما وخامت بحران آب را به درستی درک نکرده اند.
تلاش های بسیاری توسط افراد دلسوز و سازمان های مردم نهاد و رسانه ها برای آگاه کردن مردم از بحران آب در حال انجام است.

سوال دوم:
دیدن این تصاویر چه پیامی برای مردم سرزمین من و فرزندان جامعه من دارد؟
ما سرزمینی پر آب هستیم که می توانیم دریاچه های مصنوعی وسیع برای تفریح بسازیم یا کشوری هستیم که با بحران آب مواجه است؟
پس از دیدن این تصاویر، وقتی به فرزندم بگویم که شیر آب را با دقت بیشتری ببند که قطرات آب چکه نکنند، فرزند من با چه تناقض هایی روبرو خواهد بود؟

افراد بسیاری با زحمات بسیار و معمولا با نیت های خوبی، فعالیت هایی انجام می دهند که عواقب ناگواری به بار دارد.

مواظب پیامدهای ناخواسته فعالیت هایمان باشیم!

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از لینک زیر استفاده کنید و بعد در قسمت پایین صفحه گزینه Join را انتخاب کنید
@systemsthinking
Systems Thinking

به نام خدا

هدف این کانال آموزش تفکر سیستمی است.

من و دوستانم در گروه آموزشی و پژوهشی آسمان در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف تلاش می کنیم مطالب نظری و کاربردی مرتبط با تفکر سیستمی را در این کانال به اشتراک بگذاریم.

پیشنهاد می کنم عضویت در این کانال را به دوستانتان هدیه دهید.
@systemsthinking
Systems Thinking

سلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود،
سلام بر آن کسى که در نهان و آشکار خدا را اطاعت نمود،
سلام بر آن کسى که خداوند شفا را در خاکِ قبرِ او قرار داد،
سلام بر آن کسى که (محلِّ) اجابتِ دعا در زیرِ بارگاه اوست،
سلام بر آن کسى که امامان از نسل اویند،
سلام بر فرزندِ خاتم پیامبران،
سلام بر فرزند سرور جانشینان،
سلام بر فرزند فاطمه زهراء،
سلام بر فرزند خدیجه کبرى،
سلام بر فرزند سدرة المنتهى،
سلام بر فرزند جنّة المأوى،
سلام بر فرزند زمزم و صفا،
سلام بر آن آغشته به خون،
سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد،
سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء،
سلام بر غریبِ غریبان،
سلام بر شهیدِ شهیدان،
سلام بر مقتولِ دشمنان،
سلام بر ساکنِ کربلاء،
سلام بر آن کسى که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند،
سلام بر آن کسى که خاندانش پاک و مطهّرند،
سلام بر پیشواى دین،
سلام بر آن جایگاههاى براهین و حُجَجِ الهى،
درود بر آن پیشوایانِ سَروَر،
سلام بر آن گریبان هاى چاک شده،
سلام بر آن لب هاى خشکیده،
سلام بر ...
سلام برتو (اى حسین بن على) و بر پدرانِ پاک و طاهِرَت،
سلام برتو و بر فرزندانِ شهیدت،
سلام بر تو و بر خاندانِ یارى دهنده ات (به دین الهى)،
سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت،
سلام بر آن کشته مظلوم،
سلام بر برادرِ مسمومش،
سلام بر على اکبر،
سلام بر آن شیر خوارِ کوچک،
سلام بر ...

فرازهایی از زیارت ناحیه مقدسه

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از لینک زیر استفاده کنید و بعد در قسمت پایین صفحه گزینه Join را انتخاب کنید
@systemsthinking
Systems Thinking

کمیته مدیریت و اقتصاد انجمن فارغ التحصیلان شریف با همکاری گروه آموزشی و پژوهشی آسمان برگزار می کند:

دوره آموزشی تفکر سیستمی، خلاقیت، گفتگو

زمان: شنبه نهم تا چهارشنبه سیزدهم آبان ماه از ساعت 16 تا 20
مکان: دانشگاه صنعتی شریف، ساختمان انجمن فارغ التحصیلان

این دوره آموزشی در محیطی دوستانه و به صورت تعاملی برگزار می شود و از بازی های آموزشی، شبیه سازی موقعیت و ایفای نقش، برای آموزش مفاهیم تفکر سیستمی، خلاقیت و گفتگو استفاده خواهد شد.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر به وبسایت http://systemsthinker.ir مراجعه کنید.

فرم ثبت نام:
http://goo.gl/forms/67Bsx5KZbJ
Systems Thinking

Systems Thinking

نگهداشت #تنش_خلاق
#محمدرضا

افراد اغلب اوقات در بیان چشم اندازهایشان با دشواری روبرو هستند. حتی وقتی که چشم اندازشان خیلی روشن و واضح است. چرا؟ چون ما نسبت به شکافی که میان چشم انداز ما و واقعیت آگاهیم.
[...]
اما همین فاصله میان چشم انداز و واقعیت در عین حال یک منبع انرژی هم هست.


وقتی چشم اندازی داریم که با واقعیت‌ها نمی‌خواند، شکاف مورد بحث ما (#تنش_خلاق) پا به میان می گذارد که از دو طریق می‌توان آن را حل کرد. فرآیند تعادلی پایینی راه حل اساسی را نمایندگی می‌کند: فعالیت کردن برای همخوان کردن واقعیت با چشم انداز. اما تغییر واقعیت زمان می‌برد. همین موضوع هم باعث آزردگی خاطر و تنشی احساسی می‌شود که در فرآیند تعادلی بالایی نشان داده شده است. راه حلی که بر نشانه های بیماری متمرکز است و با خفیف کردن و پایین آوردن چشم‌انداز سعی در همخوان کردنش با واقعیات دارد.
اما معمولاً یک بار کوتاه آمدن از چشم‌انداز پایان ماجرا نیست. دیر یا زود فشارها میان واقعیت‌های موجود و چشم‌انداز (جدید و کاستی یافته) فاصله می‌اندازند که به فشار بیشتری برای کاستن از سطح چشم‌انداز منجر می‌شود. دینامیک کلاسیک «انتقال فشار» به دنبال آن به کار خواهد افتاد، چرخۀ تشدیدشونده و نامحسوسی از ناکامی در رسیدن به هدف، آزردگی خاطر، کاشتن از چشم‌انداز، آسایشی موقتی و زودگذر، و فشار دوباره برای کاهش بیش از پیش چشم‌انداز. آهسته آهسته فشار به شکلی فزاینده به کاستن از چشم‌انداز منتقل خواهد شد.
Senge, Peter M. "The fifth discipline: The art and practice of the learning organization." New York: Currency Doubleday (2006), p 139-143.

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

Systems Thinking

دروغ‌های کوچک و شیرین
#ناهمسازی_شناختی

#Cognitive_Dissonance

#محمدرضا

روباه به درون تاک خزید و به انگورهای درشت و خوشرنگ و رسیدۀ آن خیره ماند. او با پنجه روی تنۀ تاک‌ها افتاد و گردن کشید تا مگر بتواند خوشه انگوری بچیند اما قد و قامت‌اش به بلندی تاک‌ها نرسید. رنجیده خاطر باز هم شانسش را امتحان کرد. او خودش را بالا انداخت اما پوزه‌اش فقط هوای تازه بلعید. برای سومین بار هم با همۀ وجودش خیز برداشت و با همان شدت پشتش با خاک نشست. دریغ از حتی یک برگ مو یا یک دانۀ له‌شده انگور. روباه پوزه‌اش را بالا کرد و با خودش گفت: «این‌ها هنوز انگور نشده‌اند. چرا باید خودم را حرام غوره‌های ترش کنم؟» و سرش را بالا گرفت و دست از پا درازتر به جنگل برگشت.
شاعر یونانی، اِی‍ساپ این افسانه را برای روشن کردن یکی از معمول‌ترین خطاها در مسیر استدلال ساخته‌است. ناسازگاری وقتی بروز می‌کند که ...
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/830223/

Dobelli, Rolf. The art of thinking clearly. HarperBusiness, 2013.

--------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از این لینک استفاده کنید:
@systemsthinking
Systems Thinking

Systems Thinking

Systems Thinking

لینک ثبت نام کنفرانس http://www.hamianefarda.com/register
لینک ثبت نام کنفرانس http://www.hamianefarda.com/register
Systems Thinking

روز پنجشنبه چهاردهم آبان ماه میهمان 170 نفر از معلمان، کادر آموزشی و مسوولین آموزش و پرورش شهر همدان بودیم
دوستان همراه در این برنامه نوشته هایی ارسال کرده اند که در اینجا به اشتراک می گذارم
Systems Thinking

در نگاهي به كارگاه تفكر سيستمي هيچ كس دير نيامد
در حالي كه ما شايد اينجوري فكر
نمي كرديم،"" البته به جز تعداد محدودي كه اطلاع داده بودند"".
هيچ كس براي ضمن خدمت نيامده بود
در حالي كه براي اولين بار در تاريخ آموزش و پرورش توانستيم يك كد مرتبط با تفكر سيستمي براي دوره بگيريم.
هيچ كس با گوشي تلفن همراهش سرگرم نبود در حالي كه ما شايد نگران اين موضوع بوديم.
هيچ كس در فاصله ي ساعت ها ، سالن را ترك نكرد.
درحالي كه درها همواره باز بود و پذيرايي مهيا و سالن انتظار آماده!
هيچ كس حتي اعتراض كوچكي نداشت
همه مشتاق بودند و براي انجام هر كارعملي فعال.
هيچ كس با بغل دستيش تعريف خودموني نداشت!
هرچه بود جمعي بود و پاسخ فردي به سوالات مطرح شده.
جنس اين نشست خيلي متفاوت بود!!
گيرا بود و جذاب و پر از جزاير كوچك و مبهم دوست داشتني كه همه تمايل داشتند كشفش نمايند.
ساعتي كه از شروع گذشت ، به اوج رسيديم و آرامشي توام با لذت يادگيري بر فضا مستولي شد.
هر كدام از مسيولين كه آمدند ، ماندگار شدند!!
دلشان ماند ، اگر خودشان به جبر رفتند !!
و رفتند و خيلي زود بازگشتند.
حتي مسيول سالن كه ضبط برنامه را بر عهده داشت با جمع ، هم داستان شد و در هر فرصتي ، بازپخشي از لحظات گذشته را به نمايش گذاشت.
ما در جمعمان دانش آموز و والدين ايشان را هم داشتيم كه درس تفكر را با ما فراگرفتند.
مگر نه اين كه ما مجري برنامه تعالي مديريت هستيم.
خلاصه
هيچ چيز مانند هميشه نبود
نيازي به يادآوري شروع هر جلسه نداشتيم
محتوا بي نظيربود
تمريني براي فكر ، ممارستي براي فعاليتي هدفمند ، مراقبه اي براي روح و روان
يك آغاز دلنشين و شيرين بود در نگاه به كلاس هاي درس ، به دانش آموزان ، به طراحي آموزشي و به نقش مهم ، كليدي ، اساسي و موثر معلم.
ما به عنوان خدمت كننده و پشتيبان در همايش ، در تسلسل رفتن و امدن و نشستن و پاسخ گويي و اجرايي بي وقفه و دلپذيري بوديم .
اصلا خسته نشديم.
زيرا چهره هاي خود برانگيخته ي همكاران وقتي آخرين تمرين و بازي سيستمي را با هم انجام داديم و در هنگامه ي تقدير از استاد ، ديدني بود
موج رضايت در خنده ها و تشويق ها ، منعكس بود.
همه با خرسندي در ساعت چهار بعد از ظهر با ما و ما با ايشان خداحافظي نموديم
عده اي هم چنان ماندند براي كسب فيض بيشتر!!
تصاوير براي نمايش حس و حال نزديك به يكصد و هفتاد معلم علاقمند در مركز آموزشي ولي عصر عج همدان ، كمرنگ است.
و كلمات بي جان
اما
سپاس از مهندس زرافشان بزرگوار، كه چراغ اين راه را ، برافروختند
""خاطرتان كه هست ايشان پوستر كارگاه را براي اولين بار در گروه ١ تعالي بارگذاري نمودند"""
سپاس از دكتر اسماعيل زاده عزيز كه در اين راه لحظه اي از تبسم ، آموختن و فراگرفتن باز نمانده اند.
سپاس از همه ي دوستان و همكاران گران قدر كه به راستي، جلوه اي نو را به ترسيم كشيدند.
واژه ها كم آمدند!! وقتي خواستم از خوبي آن چه سپري نموديم ، عريضه اي بنويسم.
با نهايت ارادت ، دعوتتان مي نمايم به اين تجربه
با سپاس فراوان از همه ي دست اندركاران
و در آخر هزاران با سپاس و شكر به درگه خدا به جهت توفيقي كه عنايت نمود.
Systems Thinking

پيام جناب آقاي محمدي ، معاون اموزش متوسطه ناحيه ١ تبريز كه در كارگاه شرف حضور داشتند
Systems Thinking

ضمن تقدیروتشکر از دعوتتان و برگزاری چنین کارگاه آموزشی جنابعالی وسایر دست اندرکاران بویژه جناب مومنی عزیز,
✅کیلومترها راه پیمودیم و ساعت ها در تاریکی شب به مقصد همدان درحرکت بودیم.
🌷درمسیربه این فکرمی کردم آیا این همه سختی ارزش شرکت درچنین برنامه ی را دارد؟آیا صبح در همایش بخاطرخستگی راه خوابمان خواهد گرفت؟و...
💐استقبال گرمتان و شروع پرشوراستاد نویدی از مفیدیت میداد.کنجکاوانه وعلاقمندانه به کار ادامه دادم.یادداشت ها برمی داشتم .ولی دیدم ازتوضیحات استاد عقب می مانم.آرام از جناب مومنی عزیزخواستم آیاخانم باغستان فایلهارا بعدازاتمام دراختیارمان خواهدگذاشت.تافقط به فکروبهره مندی از همایش باشم.
✅زمان توضیح خستگی های پدر توسط استاد باتوپ های رنگی گریستم.چقدرعالی وخلاقانه بزرگترین ومشکلترین موضوع به ساده ترین وجه توضیح داده میشود.
🌹مطالب آموزنده زیاد بود و مثالهای عملی و بازیهای هدفمند خیلی خیلی جالب ومفید.
واقعاکلاس مفید و جذاب وانگیزه بخشی بود.امیدوارم درتمامی نقاط ایران زمین تکرارشود.
صمیمانه ازتک تک مدیران محترم ومسؤلین بزرگوار برگزارکننده تشکر می نمایم
Systems Thinking

با سلام ، برداشت يكي از همكاران شركت كننده در كارگاه تفكر سيستمي👆
Systems Thinking

باسلام و احترام
در کلاس تفکر سیستمی آموختم که این شیوه تفکر ، روش شناسی موثری برای برای نظام آموزشی و پرورشی ، در محیطی مملو از پیچیدگی ها طی مسیر میکند و صرفا به اجزاء و جزییات یک سیستم نگاه نمیکند و چگونگی تکامل بین اجزاء و محیط را در برمیگیرد و بررسی میکند.آگاه شدم که تمرکز بر روی وقایع آنی و لحظه ای موجب میگردد افراد یک سیستم ، تغییرات دراز مدتی را که نهفته در عمق مسایل هستند ، درک نکنند و مدام وضع موجود را سرزنش خواهند کرد. ما همیشه می اندیشیم که رویدادی در بیرون سیستم هست که سبب بروز مشکلات می شود ، در حالی که تمامی علل مسایل در درون سیستم نهفته شده و حتی خود ما نیز در آن علتها دخیل هستیم.و دیگر آموختم پیش فرضها و تصورات قبلی ذهن ماست که آن را همچون قالبی بسته نگاه میدارد و مارا مستعد انتخاب اشتباه می کند و سخن آخر اینکه، تفکر سیستمی کمک میکند تا ساختار الگوهای وقایع را با یکدیگر از جز به کل وبالعکس به قضاوت بگذاریم تا بهتر بتوانیم درک کنیم و تصمیم بگیریم و در نهایت تعالی مدیریت مدرسه می تواند با مشارکت و تعامل موثر و همفکری دیگر کارکنان ماموریت و استراتژیهای خود را تعیین و از تصورات و پیش فرضها و مدیریتهای تحلیلی و مکانیستی اجتناب نماید.
Systems Thinking

#عادتهای_یک_متفکر_سیستمی
#محمدعلی

کسی که سیستمی فکر می کند، قبل از دست زدن به اقدام، زمان کافی برای شناخت سیستم و ساختار و رفتارهای آن اختصاص می دهد.

یک متفکر سیستمی در مواجهه با مساله می پرسد:
برای رسیدگی به این مساله به چه مقدار زمان نیاز داریم؟
چگونه می توانیم تنش های ناشی از رفع نکردن فوری مساله ها را مدیریت کنیم تا زمان برای شناخت کافی و طراحی استراتژی اقدام به دست آوریم؟
در شرایطی که هنوز مساله رفع نشده، چطور می توانیم به دیگران کمک کنیم که صبور باشند؟

—------------------------------------------------------
برای عضویت در کانال تفکر سیستمی از لینک زیر استفاده کنید و بعد در قسمت پایین صفحه گزینه Join را انتخاب کنید
@systemsthinking
Systems Thinking

#تفكر_حلقه_بسته
#محمدعلي

همه با هم در خدمت گران فروشي

ديروز سه شنبه ٢٦ آبان ١٣٩٤
با دخترم فاطمه از ترمينال غرب تهران عبور مي كرديم
ترمينال غرب ضلع شمالي ميدان آزادي است

به بوفه رفتيم و دو تا بستني ١٠٠٠ توماني برداشتيم
بوفه دار گفت ميشه ٤٠٠٠ تومن
بستني ها را سر جايش گذاشتيم و خارج شديم

به ياد وقتي افتادم كه در بوفه راه آهن تهران بيسكويت ٧٠٠ توماني را ٢٠٠٠ تومان قيمت داد

وقتي كه در بام تهران، چند قدم آن طرف تر از خيابان ولنجك آب معدني ٨٠٠ توماني را ٢٠٠٠ تومان قيمت دادند و بستني ١٠٠٠ توماني را ٣٠٠٠ تومان

چه بلايي به سرمان آمده؟
بوفه دار ٥٠٠ تومان را ٦٠٠ تومان قيمت مي دهد و مردم به اجبار دسترسي نداشتن به مكان ديگر خريد مي كنند و البته به مديران مجموعه هم اعتراض مي كنند

مديران مجموعه با دو گزينه مواجه مي شوند:
گزينه ١: نظارت را افزايش دهيم يا بوفه را به فرد منصفي بسپاريم
گزينه دو: با توجه به اينكه اينجا مي شود محصولات را گران تر فروخت، اجاره بوفه را افزايش دهيم

مديران به گزينه دوم علاقه بيشتري دارند و برايشان جذاب تر است

بوفه دار كه با افزايش اجاره مواجه است ٥٠٠ تومان را ٧٠٠ تومان مي فروشد
مديران باز هم با شرايط سودآوري بيشتر و امكان افزايش اجاره مواجه مي شوند
مميز دارايي هم كه شرايط را به خوبي درك مي كند ماليات بيشتري مطالبه مي كند

بوفه دار ٥٠٠ تومان را ٨٠٠ تومان مي فروشد
همه خوشحالند كه پول بيشتري به دست آورده اند
پولي كه مردم با نارضايتي مي پردازند
پولي كه ذهنيت مردم در مورد حاكميت قانون و رعايت انصاف در جامعه را نشانه گرفته
پولي كه سرمايه هاي اجتماعي كشور را تخريب مي كند

و بوفه دار و مديران مجموعه و مميز دارايي خوشحالند كه پول بيشتري گرفته اند

هوا ابري است
احتمالا باران خواهد باريد
و بعضي از تاكسي هاي آزادي-ونك كرايه ٢٥٠٠ توماني را ٥٠٠٠ تومان مطالبه خواهند كرد
البته هنوز تاكسي داران منصف هستند
اما بوفه داران منصف نمي توانند اجاره هاي بالا و ماليات هاي چندبرابري پرداخت كنند و تقريبا از فضاي كسب و كار حذف شده اند
----------------------------------
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#تفكر_حلقه_بسته

تفكر حلقه بسته موجب مي‌ شود، عليت را به جاي رويدادي يك طرفه كه يك بار اتفاق مي ‌افتد و ناشي از عوامل مستقل است، به صورت فرايندي دائمي و وابسته در نظر بگيريم.

----------------------------------
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#تصميم_گيري
#تفكر_حلقه_بسته
#محمدعلي

وام فروشي عجولانه براي خودرو - قسمت اول

چند روز پيش در اخبار رسمي كشور شنيديم كه تصميم گرفته شده براي خريد خودرو به هر نفر ٢٥ ميليون تومان و تا سقف ٨٠ درصد قيمت خودرو تسهيلات بانكي داده شود. طرحي كه قرار بود تا شش ماه ادامه داشته باشد.

روز جمعه ٢٢ آبان ١٣٩٤ پيامكي دريافت كردم كه نوشته بود نمايندگي هاي ايران خودرو روز جمعه هم تا ديروقت پذيراي مراجعين براي ثبت نام خودرو هستند.

معلوم بود كه مردم براي ثبت نام هجوم برده اند.
چرا؟

براي اينكه مردم معتقدند تصميمات دولت حساب و كتاب ندارد.
مردم معتقدند وقتي دولت چيزي مي دهد همان دقايق و ساعات اول بايد صف بايستي و در صف بزني تا شايد به تو هم برسد. اگر دير بجنبي كلاهت پس معركه است چون هر لحظه ممكن است اجراي طرح تمام شود.

چطور مردم به اين اعتقاد رسيده اند؟
مردم هوشمند هستند و حافظه خوبي هم دارند. آنقدر از اين پديده ها و رفتارها ديده اند كه قواعد بازي را به خوبي مي شناسند و مي دانند با احتمال زيادي به دليل اشكالاتي كه در طراحي اين طرح ها وجود دارد يا به دليل اختلاف نظر دست اندركاران طرح، مشكلاتي پيش مي آيد كه طرح را خيلي زود متوقف مي كند.

روز شنبه بيست و سوم آبان ١٣٩٤ از اخبار راديو شنيدم كه اين طرح كه قرار بوده شش ماه طول بكشد پس از شش روز متوقف شده است.

سوال اول:
صرف نظر از دلايل اجراي طرح و دلايل توقف آن، آيا طرح وام خودرو به نحوي كه اجرا شد، ذهنيت بي اعتمادي مردم نسبت به تصميمات و اقدامات دولت را كه در ابتداي متن توضيح داده ام افزايش داد، يا بنايي شد براي ايجاد فضاي اعتماد به پايداري و قابل اتكا بودن تصميمات و اقدامات دولت؟

----------------------------
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#تصميم_گيري
#تفكر_حلقه_بسته
#محمدعلي

وام فروشي عجولانه براي خودرو - قسمت دوم

نكته بعدي كه در اين مورد مطرح است، روش هاي تصميم گيري است كه منجر به چنين تصميمات و اقداماتي مي شود.

چگونه تصميم گرفته مي شود كه:
- منابعي به شكل مصنوعي ايجاد شود.
- ٢٧٥٠ ميليارد تومان از اين منابع به وام خودرو اختصاص داده شود و چرا اين مبلغ و كمتر و بيشتر نه؟
- مبلغ وام اختصاص داده شده به هر نفر ٢٥ ميليون تومان باشد و چرا كمتر و بيشتر نباشد؟
- اطلاع رسانی به مردم به چه صورتی باشد و ...

به عنوان مثال به مبلغ وام اختصاص داده شده به هر نفر و جمع مبلغ اعتبار وام خودرو توجه کنید.

شرایط اولیه:
تصمیم اولیه این بوده که 110 هزار خودرو از طریق تسهیلات فروخته شود و مشکل خودروسازان حل شود (فعلا كاري به درست يا غلط بودن اين تصميم نداريم).

سوال برای سیاست گذار:
برای اینکه 110 هزار خودرو از این طریق بفروشیم چقدر باید به هر نفر وام بدهیم؟

بررسي مطلوبيت سياست گذار:
براي سياست گذار تخصيص حداقل مبلغ اعتبار براي فروش ١١٠ هزار خودرو اولويت دارد، زيرا از يك سو منابع باقي مانده را مي تواند در بخش هاي ديگر اقتصاد استفاده كند و از سوي ديگر براي فروش اين تعداد خودرو، سهم بيشتري از قيمت خودرو را از مردم دريافت مي كند و خروج اين وجوه از دست مردم، اثر تورمي اين تسهيلات را كاهش مي دهد.

پس اگر مثلا تسهيلات ١٠ ميليون توماني بتواند منجر به فروش ١١٠ هزار خودرو طي دوره اعلام شده شود، اين مبلغ تسهيلات براي سياست گذار و جامعه مطلوب تر است.

قدرت فروش تسهيلات:
تسهيلات ٢٥ ميليوني ١١٠ هزار خودرو طي شش روز فروخت. آيا ممكن بود تسهيلات ١٥ ميليون توماني اين كار را طي دو ماه و تسهيلات ١٠ ميليون توماني اين كار را طي شش ماه انجام دهد؟

سوال دوم:
تصميم گيري براي تعيين مبلغ وام چگونه انجام شده است؟ با توجه به نتايج اين تصميم، آيا به نظر مي رسد كه اين رقم بر مبناي يك مطالعه آقتصادي به دست آمده است يا به نظر مي رسد كه در يك جلسه دور همي و بر اساس پيشنهادات مطرح شده توسط حاضرين در جلسه در مورد آن تصميم گرفته شده است؟ كيفيت تصميم هاي چند هزار ميليارد توماني دولت و بانك مركزي چگونه است و مردم آن را چگونه ارزيابي خواهند كرد؟

—------------------------—
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

دومین کنفرانس توسعه و عدالت آموزشی
(7و8آذر94-تالار علامه امینی دانشگاه تهران)
ثبت نام رایگان:
http://register.hamianefarda.com
دومین کنفرانس توسعه و عدالت آموزشی
(7و8آذر94-تالار علامه امینی دانشگاه تهران)
ثبت نام رایگان:
http://register.hamianefarda.com
Systems Thinking

سلام دوستان
کارگاه های آموزشی مهارت های عمومی برای مدیران، به شرح پوستر پیوست، به امید خدا طی هفته های آینده توسط کمیته مدیریت و اقتصاد انجمن فارغ التحصیلان شریف برگزار خواهند شد.

این کارگاه ها به صورت چرخه ای طراحی شده اند و پس از اجرای هر کارگاه، این کارگاه به انتهای لیست اضافه می شود و همواره ثبت نام برای تمام دوره یا بخشی از آن امکان پذیر می باشد.

اگر این کارگاه ها را برای دوستانی مفید می دانید یا حضور کارکنانی از سازمانتان در این دوره ها را مناسب می دانید، لطفا اطلاع رسانی و پیگیری کنید.
http://goo.gl/forms/Smm2WsOSAF
Systems Thinking

Systems Thinking

Systems Thinking

#تفكر_عملياتي
#اقتصاد_خانواده
#محمدعلي

اقتصاد خانواده - قسمت اول

به دور و برمان كه نگاه كنيم، چيزهايي را مي بينيم كه در طول زمان پر و خالي مي شوند.
يكي از اين چيزهايي كه پر و خالي مي شود، ظرف پولهايمان است.

درآمدهاي ما ظرف پولمان را زياد مي كنند و هزينه هايمان ظرف پولمان را خالي مي كنند.
افراد مختلف ظرف پولشان را به شكل هاي مختلفي نگهداري مي كنند. خيلي ها براي نگهداري بخشي از پولهايشان يك يا چند حساب بانكي دارند. بخشي از ظرف پولشان هم در جيب پيراهن يا كيف پول و ساك و چمدان و گنجه نگهداري مي شود. بعضي هم بخشي از اين ظرف پول را به صورت سكه طلا يا ارز نگهداري مي كنند.

يك نكته مهم در مورد ظرف پولمان اين است كه تا وقتي كه درآمدمان بيشتر از هزينه هايمان باشد، ظرف پولمان در حال پر شدن است و اگر هزينه هايمان بيشتر از درآمدمان باشد، ظرف پولمان خالي مي شود و بي پول تر مي شويم. اين مساله اگر همينطور ادامه پيدا كند مي تواند تمام ظرف پولمان را خالي كند.

حكيم و شاعر خوب كشورمان سعدي در اين خصوص گفته است كه:

بر احوال آن مرد بايد گريست
كه دخلش بود نوزده، خرج بيست!

----------------------------------------
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#گفتگو
#مدل_ذهنی
#سیدعلیرضا

وارد یکی از دفاتر کار مجموعه ای می شوی. ساعت از 14 گذشته است.
منشی می گوید: آقای مدیر عامل تاخیر دارند. عذرخواهی می کنم. چند دقیقه ای باید منتظر باشید
می گویی: تهران وقتی بارانی است، جور دیگری است انگار. من هم پیش بینی کرده بودم قبل از 14 برسم. منتظر می مانم.
می گوید: باران خوب است. مشکل از تهران است.
می نشینی و می گویی: مشکل از تهران است یا از مردمانش یا ... ؟
می گوید: مدیرانش
می گویی: تصور کنیم شما هم از مدیرانش بودید ...
می گوید: یادم می آید در دوران مدرسه، یک بار شهردار مدرسه بودم. در آن یک روز احساس کردم، حرفهایم را هیچ کسی نمی فهمد. شاید مدیران هم، همین حالا چنین احساسی داشته باشند!
تلفن زنگ می زند. منشی آقای مدیر عامل پاسخ می گوید. دوست میانسالی، با یک سینی و چند فنجان چای وارد دفتر می شود. مکالمه تلفنی به پایان می رسد.
منشی آقای مدیر عامل می گوید:
تصور کنید شما هم از مدیرانش بودید ...
می خندی و می گویی: از شما و دیگر مدیران دعوت می کردم که درباره یک پرسش گفتگو کنیم
پرسش این بود:
ما مدیران این شهر چگونه فکر می کنیم؟
می گوید: یعنی فکر کنیم که چگونه فکر می کنیم؟
می گویی: بله
آقای مدیر عامل وارد دفتر می شود و بلافاصله می گوید: تهران وقتی بارانی است، جور دیگری است انگار ...

----------------------------------
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#مدل_ذهنی
#محمدعلی

خاطره خرمالویی
این خاطره را به روایت از یکی از دوستان نقل می کنم:

هشت ساله بودم که در یک میهمانی شبانه برای اولین بار با پدیده ای سرخ رنگ به نام "خرمالو" آشنا شدم. میزبان با لبخندی ملیح خرمالو تعارف کرد و من هم بدون درنگ نامبرده را شکافته و چشیدم. شوربختانه خرمالوی مذکور به غایت گس بود و تا چند ساعت احساس می کردم گونه هایم در حال تجزیه شدن هستند!
از آن روز به بعد در نظر من هر کس که خرمالو می خورد فردی "مازوخیسمی" و هر کس که خرمالو تعارف می کرد شخصی" سادیسمی" قلمداد می شد! النهایه تجربه تلخ اولین کام از خرمالو باعث شد که من بیست و دو سال این گردالی سرخ رنگ را به صورت یک طرفه تحریم کنم!
با اصرار فراوان همسرم، دیوار تحریم خرمالو ترک برداشت و من هم در سی سالگی به خرمالو یک فرصت تازه دادم! خرمالو هم از این فرصت به نحو احسن استفاده کرد و چنان مزه ای را تجربه کردم که مجبور شدم خرمالو را از لیست سیاه بیرون آورده و ایشان را پس از لیمو ترش و توت فرنگی در "صدر مصطبه" بنشانم!
یک تجربه ی تلخ در هشت سالگی، باعث شد که بیست و دو سال از همه خرمالو ها متنفر باشم. اولین تجربه های کودکی، شالوده ی ما را می سازند. چه بسیارند باور ها، هنجار ها و اعتقاداتی که به خاطر تجربه طعم "گس" آن ها در کودکی، هنوز منفور ما هستند.
—------------------------------—
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#داستانهاي_تفكرسيستمي
#محمدحسن_حسيني

-----------------
كانال تفكر سيستمي
‏@systemsthinking
#داستانهاي_تفكرسيستمي
#محمدحسن_حسيني

-----------------
كانال تفكر سيستمي
‏@systemsthinking
Systems Thinking

#تفکرسیستمی_اسطوره
#محمدرضا


همیشه دوست داشتم مسیر آموزش مدیریت یک جایی به ادبیات و هنر و فیلم و ... گره بخورد و مثلاً روزی از روزها موضوع کلاسی از کلاس ها راجع به قابلیت های هنر در مدیریت باشد. بعدها برایم جالب بود که جایی شنیدم طبق نتایج یک نظرسنجی از مدیران موفق، اثرگذارترین کتابی که خوانده‌اند نه یک کتاب کلاسیک مدیریت که یک رمان بوده است و جایی دیدم که فیلم‌هایی را معرفی کرده‌اند که کارآفرینان حتماً باید آن‌ها را ببینند.
به نظرم یکی از جاهایی که می تواند این آرزوی مرا برآورده کند، درس تفکر سیستمی است. رد پای مفاهیم مختلفی از تفکر سیستمی را می‌توان در داستان ها و اسطوره ها یافت و در ادبیات و هنر سراغ گرفت. یک نمونه اش داستان روباه و تاک شاعر یونانی ایساپ بود و ارتباطش با موضوع #تنش_خلاق و توضیح #ناهمسازی_شناختی. شاید این نوشته شروع یک سلسله از این جور داستان ها باشد. این که مثلاً چه شد که دیوهای چند سر پا به داستان های بشر گذاشتند. دیوهایی که هر بار سرشان قطع می‌شد، دو سر دیگر به جای آن می رویید. دیوهایی که طلب قربانی می‌کردند و مردم یک شهر هر به چندی جوانی رعنا را به قربانگاهشان می فرستادند. یا این که مثلاً غول چراغ جادو برای بیان چه پدیده‌هایی قدم در داستان‌های بشری گذاشت ... گهگاهی هم نمونه هایی بیاورم از اساتید این حوزه که سعی کرده‌اند برای بیان مفاهیم از اسطوره استفاده کنند.
البته ممکن است روزی بدون هیچ بهانه و بستری هم بتوان مستقیماً چنین موضوعاتی را به مواد درسی دوره‌های مدیریت افزود. نظیر تجربۀ #چارلز_هندی در مدرسۀ بازرگانی لندن. تجربه‌ای که از آن در فصل هفتم کتاب «خودم و مسائل مهمتر» با عنوان «چالش آنتیگونه» به آن پرداخته است.

—------------------------------—
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#تفکرسیستمی_اسطوره
#شهود #عقلانیت
#محمدرضا

آشتی شهود و شعور
بر اساس داستانی کهن از صوفیان، مردی نابینا، حیران و سرگردان و گم‌شده در میان یک جنگل پایش لغزید و سرنگون شد. همین‌که کورمال کورمال زمین جنگل را می‌کاوید، متوجه شد که روی یک افلیج افتاده است. کور و افلیج شروع کردند به درد دل و گلایه از سرنوشت. کور گفت: «تا یادم هست در این جنگل حیران و سرگردان بوده‌ام و نتوانسته‌ام راه خروج از جنگل را بیابم.». افلیج گفت: «من نیز تا جایی که خاطرم یاری می‌کند همین‌جا افتاده بوده‌ام و نتوانسته‌ام راه بروم.» همین‌طور که نشسته‌بودند ناگهان افلیج فریادزد: «یافتم!» بعد به کور گفت:«تو مرا روی دوشت بگذار. من به تو خواهم گفت که کجا بروی. ما با همدیگر می‌توانیم راه خروج از جنگل را پیدا کنیم.» براساس این کهنه حکایت مرد کور نماد عقل است و افلیج نماد شهود. ما نخواهیم توانست راه خروج از جنگل تاریک را بیابیم مگر آن‌که یاد بگیریم این دو را با هم آشتی دهیم و کنار هم بنشانیم.
Senge, Peter M. "The fifth discipline: The art and practice of the learning organization." New York: Currency Doubleday (2006), p 157.
—------------------------------—
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#تغییرات_اقلیمی
#محمدرضا

به بهانۀ کنفرانس تغییرات اقلیمی پاریس ...
حقیقت آزارنده ( #an_inconvenient_truth ) مستند تأثیرگذاری است که یک سیاستمدار ناامید از سیاست روایت خود از تغییرات اقلیمی را در آن آورده‌است. الگوهای #مدیریت_تغییر پیشنهاد می‌کنند متولیان تغییر کار خود را از آگاه‌سازی آغازکنند. از این‌که بگویند آن‌جا که ایستاده‌ایم چه‌قدر ناکجاست و البته بعد برای این‌که ما را در مسیر تغییر بیاندازند و کاری کنند که انگیزه داشته‌باشیم تغییر را انتخاب کنیم، آبادی ذهنی شان را هم بیان می‌کنند. در نهایت نیز بگویند که برای رسیدن به آبادی دقیقاً چه باید کرد. این مستند از این حیث بسیار آموزنده است. تلاشی برای شکل دادن گفتگو. برای ساختن #چشم_انداز_مشترک .
ابتدا ناکجای شرایط اقلیمی را به تصویر می‌کشد. از نشانه‌ها فاصله می‌گیرد و روندها را توضیح می‌دهد و البته در خلال آن نگاه مأیوس‌کننده و کوته‌بینانه سیاست‌مداران به موضوع را هم توصیف می‌کند و تلویحاً می‌گوید که باید از آن‌ها دست شست و در نهایت به توصیه‌های دهگانه‌ای می‌رسد که همۀ ما می‌توانیم در آن سهمی داشته‌باشیم و رعایتش کنیم ...

—------------------------------—
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

Systems Thinking

Systems Thinking

👆🏻👆🏻👆🏻

#تغییرات_اقلیمی
#محمدرضا

ده کاری که می‌توان برای کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای کرد.

چراغ های خانه تان را عوض کنید.
کمتر راننگی کنید.
بیشتر بازیافت کنید.
باد چرخ‌های ماشینتان را تنظیم کنید.
از آب گرم شدۀ کمتر استفاده کنید.
از بسته‌بندی بیش از حد محصولات اجتناب کنید.
ترموستات تنظیم دمای خانه تان را در زمستان دو درجه کم کنید و در تابستان دو درجه زیاد.
درخت بکارید.
دستگاه های الکترونیکی‌تان را خاموش کنید.
جزئی از راه حل باشید.

به بهانۀ کنفرانس تغییرات اقلیمی پاریس ...
مستند حقیقت آزارنده ( #an_inconvenient_truth )
—------------------------------—
كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#گفتگو
#سیدعلیرضا

سازمان های ایرانی گرفتارند ...

سازمان‌های ایرانی گرفتارند. گرفتار حاشیه‌ هایی پررنگ‌تر از متن. در این یادداشت از گشت و گذارهای این ایام می‌ گویم و تصور می کنم که این گرفتاری یک ریشه مشترک دارد

https://goo.gl/LU86FD

یادداشتی که در وبسایت اخبار مهندسی صنایع ایران منتشر شده است

----
کانال تفکر سیستمی
@systemsthinking
Systems Thinking

کار خوب که می‌کنی، حالت خوب می‌شه
حالت که خوب باشه، کاراتم خوب می‌شه
و این حلقهٔ خوبی ادامه‌دار می‌شه ...
😀
@systemsthinking
کار خوب که می‌کنی، حالت خوب می‌شه
حالت که خوب باشه، کاراتم خوب می‌شه
و این حلقهٔ خوبی ادامه‌دار می‌شه ...
😀
@systemsthinking
Systems Thinking

#مسائل_پیچیده
#آلودگی_هوا
#حسین

چند شب پیش (۲۲ دی ۹۴) اخبار ساعت ۲۰ شبکهٔ چهار سیما که معمولاً بار علمی بیشتری نسبت به سایر بخش‌های خبری دارد به مسألهٔ آلودگی هوا پرداخته بود. نکته‌ای مهم اما در میان بحث‌ها نهفته بود که مدتی پیش از آن هم در گفتگوی خبری ۲۲:۳۰ شبکهٔ دوم سیما دیده شده بود:
«تک‌علته‌بودن مسأله و حل‌شدن آن با تک‌راهکار، آن هم به یک‌باره»

این تفکر، تفکری است که در دنیای پیچیدهٔ کنونی راه به جایی نخواهد بُرد. اصولاً در دنیای امروز، ما با مسائلی ترکیبی، پیچیده و در‌هم‌تنیده روبروییم. مسائلی که نه به‌وجود‌آمدن‌شان دلیل واحدی دارد و نه با انجام تنها یک اقدام، حل خواهد شد؛ فقر و نابرابری‌های اجتماعی، آلودگی هوای کلانشهرها، مسألهٔ کم‌آبی، انرژی‌های فسیلی و گرمایش زمین و مانند اینها.

به‌طورکلی باید نکات زیر را دربارهٔ این مسائل پیچیده در نظر گرفت:

☘ یک. عوامل متعددی سبب ایجاد آن‌ها شده؛
☘ دو. معمولاً اقدامات پیشینِ خودمان آن‌ها را ایجاد کرده؛
☘ سه. مدت‌ها طول کشیده تا مشکل بروز کرده و خود را نشان داده؛
☘ چهار. همان‌گونه که شکل‌گیری مسأله زمان‌بر بوده، حل‌شدن آن هم زمان‌بر است؛
☘ پنج. برای حل آن باید مجموعه‌ای از اقدامات مکمل انجام داد؛
☘ شش. لزوماً همهٔ علت‌های شکل‌گیری مسأله معلوم نیست و باید برای یافتن آن پژوهش کرد؛
☘ هفت. ندانستن علل کامل مسأله، نباید مانع از انجام اقداماتی در حوزه‌هایی که اجماع حاصل شده، شود؛
☘ هشت. باید خود را، هم جزئی از ایجاد مسأله و هم بخشی از راه‌حل آن دانست.

کانال تفکر سیستمی
@systemsthinking
Systems Thinking

همايش تفكر سيستمي در مدرسه - استان اصفهان
همايش تفكر سيستمي در مدرسه - استان اصفهان
Systems Thinking

اجراي بازي هاي تفكر سيستمي در همايش تفكر سيستمي در مدرسه - استان اصفهان
اجراي بازي هاي تفكر سيستمي در همايش تفكر سيستمي در مدرسه - استان اصفهان
Systems Thinking

همايش تفكر سيستمي در مدرسه - استان اصفهان
همايش تفكر سيستمي در مدرسه - استان اصفهان
Systems Thinking

Systems Thinking

#مدل_ذهني
#محمدعلي

فهم ما از نوشته ها و حرف هاي ديگران خيلي به عينكي كه به چشممان زده ايم و رابطه اي كه با آن افراد متصور هستيم بستگي دارد.

اگر يك جمله اي را از كسي كه تعلق خاطر به او داريم بشنويم، آن جمله و منظور گوينده را به خوبي تعبير و تفسير مي كنيم.

اگر همان جمله را از كسي كه كدورت خاطر از او داريم بشنويم، آن جمله و منظور گوينده را به بدي تعبير و تفسير مي كنيم.

شايد لازم باشد بعضي نوشته ها را دوباره بخوانيم و بعضي حرف ها را دوباره بشنويم و تلاش كنيم بدون عينك خوش بيني و بدبيني و بدون پيش فرض هاي ذهني مطالب بيان شده را بفهميم.

كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

#مدل_ذهنی
#سیدعلیرضا + #محمدعلي


- سلام؛ خوبی؟
- سلام؛ خوبم!
- خب، چی شد؟
- چی، چی شد؟
- تصمیمت رو گرفتی؟
- آره، یعنی نه!
- بالاخره آره یا نه!
- نه، شاید هم آره
- چرا شک داری؟
- آخه هر کی یه چیزی میگه
- خب، هر کی یه چیزی بگه. تو خودت چی میگی؟
- من، خودم؟! ... گیجم راستش
- گیج چی؟
- گیج فردا، گیج امروز، گیج دیروز
- چطور؟
- شک کردم؛ به هدفی که داشتم
- شک که خوبه!
- شک خوبه؟
- آره شک خوبه! ... میدونی چی بده؟
- چی بده؟
- که توی شک بمونی، كه به خاطر شك متوقف بشی و هيچ كاری نكنی، هدف هم میتونه تغییر کنه، مسير هم ميتونه اصلاح بشه، اما تو نبايد متوقف بشی، بايد حركت كنی و راهت رو پيدا كنی ...
- سخته
- آره، سخته ...

كانال تفكر سيستمي
@systemsthinking
Systems Thinking

هر چه کُنی به خود کُنی
گر همه نیک و بد کُنی

کانال تفکر سیستمی
@systemsthinking
هر چه کُنی به خود کُنی
گر همه نیک و بد کُنی

کانال تفکر سیستمی
@systemsthinking
Systems Thinking

#کاریکاتور
کانال تفکر و یادگیری :
@THINKINGandLEARNING
#کاریکاتور
کانال تفکر و یادگیری :
@THINKINGandLEARNING
Systems Thinking

#انديكا

امروز شنبه بيست و دوم اسفند ١٣٩٤ ساعت ١٦:٥٠ سفرمان به مقصد منطقه انديكا در شمال خوزستان شروع شد. با قطار به انديمشك مي رويم و از آنجا با اتوبوس راهي انديكا مي شويم.

همراه دانش آموختگان مدرسه مفيد هستيم كه براي اردوي جهادي به منظور ساخت دو مدرسه دو كلاسه عازم انديكا هستند.
از بچه هاي گروه آسمان من هستم و صالح صدقياني كه دانش آموخته مدرسه مفيد است.

اولين بار است كه قرار است با فرزندان روستا و عشاير كلاس داشته باشم. تعريف مردم منطقه را زياد شنيده ام. مردمي خون گرم و صميمي كه معلم برايشان يك عضو خانواده است. با هيجان زياد منتظر حضور در جمع مردم انديكا هستم.

طرح هاي مختلفي براي همراهي با بچه ها در ذهن دارم و البته طرح هايي هم براي گروه دانش آموختگان مفيد دارم.
تا اينجا هم ارتباط خوبي با بچه هاي كوپه خودمان داشته ايم و گويا مدتهاست كه همديگر را مي شناسيم.

امشب قصد دارم به كوپه هاي ديگر هم سر بزنم و دوستان بيشتري پيدا كنم.
منتظر گزارش هاي بعدي سفر باشيد...

---------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا

خروج از محدوده امن - comfort zone
شنبه و يكشنبه بيست و دوم و بيست و سوم اسفند ٩٤

ساعت ١٦:٥٠ همراه دوستان فارغ التحصيل مدرسه مفيد با قطار از تهران به سمت انديمشك حركت كرديم.

در قطار تصميم گرفتم به قول دوست خوبم فرزين فرديس از "محدوده امن" خودم خارج بشم و به كوپه هاي مختلف برم و دوستان جديد پيدا كنم.

طي چند ساعت با حدود پانزده نفر از بچه ها آشنا شدم و در مورد طراحي مسير زندگي با هم صحبت كرديم

موضوع براي اكثر دوستان جذاب بود و بحث هاي خوبي شكل گرفت. با اين وجود هنوز من زياد صحبت مي كنم و بعضي از دوستان هم مثل من زياد حرف مي زنند و بعضي ها ساكت مي مانند.

بايد روي توازن صحبت در جمع بيشتر تمرين كنم تا همه ي افراد فرصت صحبت پيدا كنند.

از انديمشك به سمت مسجد سليمان و منطقه انديكا با اتوبوس رفتيم. مسيري رويايي و به غايت زيبا و دوست داشتني.

در طي مسير با كسي صحبت نكردم. كمي خستگي اثر گذار بود و كمي هم تلاش براي حفظ "محدوده امن" باعث سكوت من شد و فرصت صحبت با دوستان در اتوبوس را از دست دادم.

به انديكا كه رسيديم، در حسينيه روستاي چگارمون ساكن شديم. حسينيه بزرگ و تميزي بود. حدود ٣٠٠ متر وسعت حسينيه بود و كنارش هم مسجدي حدود ١٠٠ متري

كمي استراحت كردم و بعد به مناطق اطراف رفتم تا غروب خورشيد را از بالاي يك تپه ي رويايي تماشا كنم

نماز مغرب و عشا فرصت آشنايي با روحاني دوست داشتني روستا بود و تجديد ديدار با دوستاني كه در قطار با هم آشنا شده بوديم...

-------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 

دبستان طالپا
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه

دبستان طالپا
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
دبستان طالپا

صبح دوشنبه ٢٤ اسفند ٩٤ به روستاي عشايري طالپا رفتيم
مردم روستا عشايري هستند كه از مهر تا ارديبهشت در انديكا ساكن هستند و از ارديبهشت تا مهر به چهارمحال و بختياري كوچ مي كنند.

اكثر دانش آموزان با هم فاميل نزديك هستند. چند نفر از دانش آموزان هم از روستاهاي اطراف مي آيند.

دبستان طالپا حدود ٦٠ دانش آموز دارد. چهارده دانش آموز پايه پنجم و ششم و يازده دانش آموز پايه چهارم و بقيه دانش آموزان پايه اول تا سوم هستند. مدرسه سه كلاس درس دارد و دو معلم و دانش آموزان دختر و پسر با هم سر كلاس هستند.

آقاي عليپور معلم با سابقه ايست و بيست و هشت سال است كه در مدارس عشايري تدريس مي كند. وقتي از خاطراتش از "محمد بهمن بيگي" كه پايه گذار آموزش عشايري در ايران بود، مي گويد اشك در چشمانش حلقه مي زند و بغضش را فرو مي خورد.

چهار نفر معلم جهادي ميهمان مدرسه ايم. قرار شد من و صالح صدقياني با دانش آموزان پايه پنجم و ششم كار كنيم و دو دوست ديگرمان كه روي بازي با كودكان كار كرده اند به كلاس هاي ديگر رفتند.

ظهر كه كلاسمان تمام شد متوجه شديم بچه هاي كلاس چهارم بعد از ظهر ها مي آيند و قرار شد من و صالح بمانيم و تا عصر با بچه ها كار كنيم.

اين پست ادامه دارد...
در ادامه از تجربه كلاس هاي روز دوشنبه مي نويسم...

-------------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 

دبستان طالپا
دانش آموزان كلاس پنجم و ششم

----------------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه

دبستان طالپا
دانش آموزان كلاس پنجم و ششم

----------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه

دبستان طالپا
روز اول
دوشنبه ٢٤ اسفند ٩٤

سناريوهاي مختلفي براي شروع كلاس بررسي كرده بودم.
در نهايت تصميم گرفتم كلاس را به دانش آموزان بسپارم و در نقش رهبر اركستر دانش آموزان رو همراهي كنم.

كلاس رو با يك فعاليت ساده شروع كردم:
اسمتان را بگوييد و يك چيزي كه طي دو هفته ي گذشته شما رو خوشحال كرده تعريف كنيد.

يكي دو جواب گرفتم و باقي بچه ها نگاهشان را از من مي دزديدند تا مجبور به صحبت نشوند.

مسير را كمي عوض كردم: چه چيزهايي باعث خوشحالي شما ميشه؟
- خواهرم بياد خونمون
- اين كه در درس هام قبول بشم، نه اينكه به آرزوم برسم، دكتر بشم

همراه پاسخ دوم شدم و بچه ها در مورد شغل آينده شان صحبت كردند: دندانپزشك؛ معلم؛ پليس؛ و فوتباليست.

دوباره سراغ خوشحالي ها رفتيم:
- عيدي بگيرم خوشحال ميشم

دوباره همراه بچه ها شدم و بچه ها در مورد عيد نوروز گفتند: چرا عيد نوروز را دوست داريم؛ به كجا مي رويم؛ سفره هفت سين را چطور مي چينيم؛ قبل از عيد نوروز چه كار مي كنيم و ما چه كمكي به خانواده مي كنيم و ...

با بچه ها همراه تجربه سيزده بدر در مناطق ييلاقي شلال و آب بيد شديم و در مورد حيواناتي كه در آن مناطق زندگي مي كنند و حيوانات خانگي و زنجيره غذايي صحبت كرديم و ناهار سيزده بدر و اينكه بچه ها چه غذاهايي دوست دارند و چه غذاهايي بلدند درست كنند و سنگ ها و فسيل هايي كه بچه ها پيدا كرده اند و اينكه چه چيزهايي براي خودشان نگهداري مي كنند و قرار شد بچه ها كلكسيون هايشان را روز بعد با خودشان به كلاس بياورند

بيش از چهار ساعت با بچه هاي پنجم و ششم همراه بوديم و بعد هم سه ساعت با بچه هاي پايه چهارم. معلم مدرسه ساعت چهار عصر بايد به مراسمي ميرفت و براي همين كلاس را زودتر تعطيل كرديم تا بتواند در كلاس ها را قفل كند. با دهيار روستا هم صحبت كرديم تا امكان برگزاري كلاس خارج از مدرسه و گردش در روستا و رفتن به منزل مردم روستا برايمان فراهم باشد.

اين روز دوشنبه را خيلي دوست دارم
به يكي از بزرگترين روياهاي زندگيم رسيده ام
همراهي در كلاس درس با فرزندان توانمند عشاير
فرزنداني سخت كوش، توانمند، با انگيزه و سر حال، كه چشمانشان برق مي زند و با هيجان تو را به جمعشان مي خوانند تا با آن ها "قد بازي" كني و تو خوشحالي كه تو را در جمعشان پذيرفته اند و به چشم يك معلم، يك هم بازي و يك دوست به تو نگاه مي كنند...
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 

دبستان طالپا
كلاس پنجم و ششم

----------------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه

دبستان طالپا
كلاس پنجم و ششم

----------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#آب
#محمدعلي

فرزندان عشاير ارزش آب را مي شناسند

دوشنبه ٢٤ اسفند ١٣٩٤ - حاشيه هاي مهم تر از متن

در فاصله بين كلاس ها گشتي در مدرسه زدم. در انتهاي حياط مدرسه دو سرويس بهداشتي و دو حمام قرار دارد. اما مدرسه آب ندارد و دانش آموزان و معلمان مدرسه از اين امكانات بي بهره اند. مدرسه برق و كنتور برق دارد اما سيم كشي ها اشكال دارد و كلاس ها سرپيچ و لامپ ندارند و وقتي هوا ابريست بسيار تاريك مي شوند.

وقتي بچه ها از تجربيات شيرين نوروزيشان مي گفتند، يكي از قسمت هاي ترش و شيرينش بردن و شستن قالي ها سر چشمه بود و آوردن آب با ظرف بيست ليتري از چشمه و صف هاي چند ساعته ي آب و نيم ساعت زمان براي پر شدن يك ظرف. خيلي از روستاها البته آب لوله كشي دارند كه از كارون پمپاژ مي شود. البته پمپاژ آب فقط روزهاي دوشنبه و جمعه انجام مي شود و مخزن هاي هزار تا دو هزار ليتري آب كه در خانه ها قرار دارد به زحمت كفاف نيازهاي اوليه و ضروري در اين فاصله را مي دهد.

مدرسه دو در دارد كه يكي از درها چفت نمي شود و هر از چندي سگ هاي ولگرد و بزها به حياط مدرسه مي آيند. دور و بر مدرسه هم سگ هاي ولگرد پرسه مي زنند و بچه ها با ترس از سگ ها و با احتياط و نگراني زياد تردد مي كنند.
موقع برگشت چند كيلومتر از مسير را پياده رفتيم. سگ هاي نگهبان گله و سگ هاي نگهبان خانه ها مرتبا به سمتمان مي آمدند و پارس مي كردند و ارزيابي قدرت مي كردند كه حمله كنند يا نه. به محض اينكه از جمع دوستان چند قدم عقب ماندم يكي از سگ ها خيلي جدي حمله كرد و البته با يك حركت سريع توانستم از دستش فرار كنم و دوستان ديگر به كمك آمدند تا سگ حمله كننده جرات حمله ي بعدي را نداشته باشد. كمي جلوتر هم يك گاو به جمعمان حمله ور شد تا كمي بيشتر با مخاطرات بچه ها آشنا شويم.

به حسينيه محل استقرارمان كه رسيديم گفتند قرار شده از اين به بعد از ظروف يك بار مصرف استفاده كنيم. قرار اوليه در تهران اين بود كه از ظروف يك بار مصرف استفاده نشود تا همراهي بيشتري با محيط زيست داشته باشيم. ارزش آب در اين منطقه را اما خيلي زود فهميديم. مخزن آب حسينيه براي شستشوي ظروف و مصارف بهداشتي٩٠ نفر در نظر گرفته نشده بود. خيلي زود مجبور شديم مصارف آب را به شدت محدود كنيم.

ما هم در اين روزها فرصت داشتيم تا ارزش آب را بيشتر بشناسيم ...

-------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

ما مي توانيم ...

دبستان طالپا
عصر روز اول - پايه چهارم دبستان
دوشنبه ٢٤ اسفند ١٣٩٤

كمي بعد از ظهر براي خداحافظي كه پيش معلم مدرسه رفتيم، گفت: بچه هاي كلاس چهارم بعد از ظهر مي آيند، با آنها كار نمي كنيد؟ فرصت دوباره اي بود براي همراهي با بچه ها؛ من و صالح مانديم. كمي خوراكي براي صبحانه همراه داشتيم كه همان را به نيت ناهار خورديم و نماز را هم در خانه بهداشت روستا خوانديم.

به كلاس كه برگشتيم دانش آموزان كلاس چهارم آمده بودند. شش دختر و پنج پسر در كلاس كتاب هاي رياضيشان را باز كرده بودند و خيلي منظم مشغول رفع اشكال از تمرين هاي يكديگر بودند. بچه ها ياد گرفته بودند كه با هم مطالعه كنند و حضور نداشتن معلم در كلاس برايشان كاملا طبيعي بود - به همان دليل كه مدرسه سه كلاس و دو معلم دارد.

از بچه ها ضرب پرسيدم. كاملا سرحال و با اشتياق جواب ها را مي گفتند و سوال بعدي را طلب مي كردند. صبح هم مواجه با اين شده بودم كه دانش آموزان پنجم و ششم مهارت بالايي در خواندن و نوشتن دارند.

كلاس را با خوشحالي ها و ناراحتي ها شروع كرديم و از فضاي دوستي و چيزهايي خوبي كه همديگر را تقويت مي كنند و چيزهايي كه ما را ناراحت مي كنند و اثرات آنها بر هم گفتيم. مثلا هديه دادن مهرباني را زياد مي كند و كمك به دوستان احترام به همراه مي آورد و دروغ كوچك دروغ هاي بزرگ تر را مي آورد و مسخره كردن ممكن است عيب جويي را در پي داشته باشد.

در ادامه كلاس داستان يك سفر را بررسي كرديم: سفر به جاهايي كه بچه ها دوست داشتند بروند. بعضي ها دوست داشتند به ييلاق بروند و برخي هم به مسجد سليمان و دو تا از بچه ها هم آرزوي رفتن به زيارت امام رضا را داشتند. هيچ كدام از بچه ها تا به حال به مشهد نرفته بودند و سفر با قطار و هواپيما را هم دور از دسترس مي دانستند. رفتن به مسجد سليمان هم هر چند سالي يك بار اتفاق مي افتاد. در مورد وسيله نقليه براي سفر و محل اقامت و غذاهايي كه بچه ها دوست داشتند و همسفرانشان هم صحبت كرديم.

از بچه ها پرسيدم چند دوست در اين كلاس داريد. تمام دخترها گفتند ما پنج دوست داريم و پسرها گفتند چهار دوست داريم. به دخترها گفتم: شما فقط با خودتان دوست هستيد؟ اين پسرها مگر دوست شما نيستند؟ گفتند: نه! آنها هم كلاسي هاي ما هستند دوست ما كه نيستند! پسر كه با دختر دوست نمي شود!

بعد با بچه ها به حياط رفتيم تا بازي هايشان را به ما ياد بدهند. بازي "فرشته آي فرشته" را از بچه ها ياد گرفتيم و بازي كرديم و بعد بازي "واليبال حلقه بسته" و "حلقه" را انجام داديم. از بچه ها پرسيدم چه كسي بلد است با حلقه هولاهوپ كار كند؛ اكثر دخترها بلد بودند و اكثر پسرها نمي توانستند.

پسرها معتقد بودند كه اين يك بازي دخترانه است و پسرها نمي توانند ياد بگيرند. از يكي از پسرها خواستم پنجاه بار تلاش كند حلقه را بچرخاند. ابتدا حلقه يك تا سه بار مي چرخيد و به زمين مي افتاد و مي گفت نمي شود. گفتم نگران نباش و فقط پنجاه بار تلاش كن. در تلاش پنجاهم توانست سي بار حلقه بزند و بعد ركوردش را به پنجاه بار رساند.

بچه ها به هيجان آمده بودند و مي خواستند خودشان هم امتحان كنند و مي گفتند ما هر كاري را با تلاش و نا اميد نشدن مي توانيم انجام دهيم...

-----------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 

دبستان طالپا
كلاس چهارم

----------------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه

دبستان طالپا
كلاس چهارم

----------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 

دبستان طالپا
تمرين حلقه هولاهوپ - ما مي توانيم...

----------------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه

دبستان طالپا
تمرين حلقه هولاهوپ - ما مي توانيم...

----------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
خاطراتي از مرحوم بهمن بيگي

دانش آموزان دبستان طالپا به طرز دور از انتظاري باسواد، مودب، متحد و منظم هستند. مدرسه طالپا معلم توانمندي دارد كه عاشق بچه هاي عشاير است و بچه ها هم او را صميمانه دوست دارند.

آقاي عليپور ٢٨ سال است كه معلم عشاير است. در قسمتي از كلاس همراه مي شود و از خاطراتش از مرحوم بهمن بيگي مي گويد. از فرزند عشاير كه به تهران مي رود و حقوق مي خواند و به شيراز بر مي گردد و آموزش و پرورش عشايري را پايه گذاري مي كند.

خود را شاگرد بهمن بيگي مي داند و از سخت گيري هاي بهمن بيگي مي گويد و امتحان هايي كه شخصا از دانش آموزان مي گرفته و ارزيابي عملكرد و گزارش هاي عملكردي كه به معلمان مي داده تا عملكرد خودشان را بهبود دهند. و اينكه بعد از بهمن بيگي عملكرد مدارس بررسي جدي نمي شود و وابسته به كيفيت و عشق معلمان است و اينكه نسلي از معلم ها آمده اند كه به آموزش و پرورش به عنوان يك شغل مانند ساير شغل ها نگاه مي كنند.

از خانواده اي مي گويد كه يازده فرزند داشته و همه بي سواد بودند و بهمن بيگي كه موافقت خانواده را جلب مي كند و يكي از دخترها را با خود به شيراز مي برد و در خانه خود او را بزرگ مي كند و به مدرسه و دانشگاه مي فرستد تا معلم شود و به نزد عشاير برگردد و به آنها آموزش دهد.

از اينكه مرحوم بهمن بيگي بيش از پنجاه نفر از فرزندان عشاير را به شيراز برده و حمايت كرده تا تحصيل كنند و به دانشگاه بروند و معلم و استاد دانشگاه و پزشك و متخصص بشوند و به مردمشان خدمت كنند.

و از اينكه با درآمد شخصي خودش بر روي كارون پل زده است تا خواهران عشايرش به هنگام كوچ به راحتي از كارون عبور كنند.

در ميان جملاتش گاهي توقف مي كند و بغضش را فرو مي خورد و بار ديگر با چشماني اشك بار به سخنانش ادامه مي دهد. از معلماني مي گويد كه سال ها همراه ايل كوچ مي كرده اند و ماه ها به دور از خانواده خود بوده اند تا فرزندان عشاير باسواد شوند و بر توانمندي هاي خود بيافزايند.

و در ميان گفته هاي سرشار از عشقش، من در برابر عظمت معلماني كه براي توانمند كردن فرزندان سرزمينم تمام وجودشان را نثار كرده اند، احساس خضوع و خشوع مي كنم و نگران مي شوم و مي انديشم كه عشق امروز معلمي ام را بايد پاسداري كنم و در آتشي كه در سينه دارم تا هميشه بدمم تا معلمي ام همچنان برايم عشق به مردم سرزمينم باقي بماند و تبديل به شغلي مانند ساير شغل ها نشود...

----------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 

دبستان طالپا
معلم مدرسه - آقاي عليپور

----------------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه

دبستان طالپا
معلم مدرسه - آقاي عليپور

----------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#ميرزاپور
روستاي لالون در حوالي فشم

با یک گل بهار نمی شود، یک گل من بکارم و به تو یاد دهم یک گل بکاری و تو به دیگری ... باشد گل هایمان مسیر ظهور منجی را سبز کند
#ميرزاپور
روستاي لالون در حوالي فشم

با یک گل بهار نمی شود، یک گل من بکارم و به تو یاد دهم یک گل بکاری و تو به دیگری ... باشد گل هایمان مسیر ظهور منجی را سبز کند
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
پايه پنجم و ششم
روز دوم
سه شنبه ٢٥ اسفند ١٣٩٤

ساعت هشت صبح روز سه شنبه وارد مدرسه شديم و دانش آموزان كه در صف ايستاده بودند با صداي بلند سلام دادند. مسوول هماهنگي اردو اطلاع داد كه امروز فقط با دانش آموزان پايه پنجم و ششم كلاس خواهيم داشت و براي پايه چهارم برنامه ديگري در نظر گرفته شده.

هوا باراني بود و امكان خروج از كلاس و بازي در حياط را نداشتيم. رفتن به داخل روستا را هم مجبور شديم به روز ديگري محول كنيم. كلاس هم كه برق نداشت و در آن هواي ابري بايد كمي صبر مي كرديم تا مردمك چشممان تطبيق پيدا كند و همديگر را بهتر ببينيم.

كلاس با تماشاي مجموعه هايي كه بچه ها آورده بودند شروع شد. چند سنگ زيبا و فسيل و چند عكس برگردان كه داخل بسته آدامس بوده. اين فعاليت را بر مبناي مقدمه كتاب مدارس يادگيرنده - نوشته سنگه و همكاران - طراحي كرده بودم اما سواد كم من در مورد سنگ ها و زمين شناسي باعث شد نتوانم از اين فرصت عالي براي گفتگو در كلاس استفاده كنم. با اين حال بچه ها كه توجه كلاس به مجموعه هايشان را مي ديدند چشمانشان برق مي زد.

بعد از اين فعاليت از ظرف پر از توپ هاي پينگ پنگ استفاده كردم كه از روز قبل بچه ها انتظارش را مي كشيدند و مفهوم مخزن و نرخ هاي ورود و خروج را با هم تمرين كرديم. چند توپ داخل يك ظرف انداختم و از يكي از بچه ها -حميد - خواستم كه توپ ها را يكي يكي از ظرف خارج كند و ظرف را خالي كند. چند توپ را كه برداشت شروع به اضافه كردن توپ ها كردم و مشت مشت توپ ريختم و با وجود تلاش مضاعف حميد كه يكي يكي و به سرعت توپ ها را خارج مي كرد، ظرف پر شد و سر ريز كرد.

بعد بچه ها مثال هايي زدند از مواردي كه نرخ ورود و خروج ظرف ها برايمان مهم است: آشغال ها را در دره مي ريزيم كه آب ببرد، اگر آب نبرد دره پر از آشغال مي شود؛ آب كه مي برد به كجا مي برد؟ جاي ديگري را آلوده مي كند؛ اينجوري بعد از مدتي تمام دنيا پر از آشغال مي شود! ظرف آشغال ها بايد خروجي داشته باشد؛ آقا اجازه بايد آشغال ها رو بسوزونيم؛ اونوقت هوا آلوده ميشه؛ بهتره دفنشون كنيم؛ اونوقت زمين آلوده ميشه؛ آشغال ها با هم فرق مي كنند: بعضي از آشغال ها پوسيده ميشن؛ نيسان مياد ميگه آهن، مس، آفتابه، موتور يخچال مي خريم، اونا رو بازيافت مي كنن؛ بازيافت يعني دوباره باهاشون چيزايي كه لازم داريم رو بسازيم؛ پس بايد آشغال ها رو جدا كنيم! اونوقت اونهايي كه ميشه بازيافت كرد رو مي فروشيم.

بعد به سراغ ظرف هاي آب رفتيم. ظرف آب ابرها كه خالي مي شود و ظرف برف كوه ها و آب هاي زيرزميني را پر مي كند و چشمه ها كه آن ظرف ها را خالي مي كنند و رودها را پر مي كنند و رودها هم به درياها مي ريزند و خورشيد كه دوباره آب درياها را تبخير مي كند تا ظرف آب ابرها پر شود. و اينكه آب لوله كشي ما از آب رودخانه كارون مي آيد كه پشتش سد زده ايم و از طريق لوله ها و پمپاژ از ظرف سد براي مصرف خانه هايمان بر مي داريم.

و اينكه دو شنبه ها و جمعه ها كه آب داريم مخزن آب خانه مان را پر مي كنيم تا در روزهاي ديگر از آب اين ظرف ها استفاده كنيم و بي آب نمانيم و اينكه اگر در مصرف آب زياده روي كنيم ظرفمان قبل از جمعه خالي مي شود و بايد از همسايه آب قرض بگيريم يا بايد ٢٠ ليتري ببريم سر چشمه آب بياوريم و اينكه پول تو جيبيمان هم مثل ظرف آب مي ماند و اگر خروجي اش زياد باشد جيبمان خالي مي شود و قصه ي "مورچولو" و قصه ي "بازي فيل ها" را خوانديم و با هم صحبت كرديم.

وقت استراحت هم بازي منابع مشترك را با جنگا اجرا كرديم كه براي بچه ها بسيار جذاب بود و تمام بچه ها در گروه هاي چهار نفره بازي را اجرا كردند. در قسمت بعدي كلاس هم در مورد ظرف هايي صحبت كرديم كه دوست داريم پر يا خالي باشند و قرار شد بچه ها براي روز بعد در مورد اين ظرف ها انشا بنويسند.

موقع برگشتن قسمتي از راه را پشت نيسان سوار شديم. همان موقع رگبار شديدي زد و حسابي خيس شديم 😊
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 
#محمدعلي 

دبستان طالپا
سه شنبه ٢٥ اسفند ١٣٩٤
گنجينه سنگ دانش آموزان

-----------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
سه شنبه ٢٥ اسفند ١٣٩٤
گنجينه سنگ دانش آموزان

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 

سمت راست: ظرف هايي كه دوست داريم پر باشند
سمت چپ: ظرف هايي كه دوست داريم خالي باشند

@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه

سمت راست: ظرف هايي كه دوست داريم پر باشند
سمت چپ: ظرف هايي كه دوست داريم خالي باشند

@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 
#محمدعلي 

دبستان طالپا
سه شنبه ٢٥ اسفند ١٣٩٤
آموزه هاي دو روز اول

-----------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
سه شنبه ٢٥ اسفند ١٣٩٤
آموزه هاي دو روز اول

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

"من بلدم ..."

دبستان طالپا
پايه چهارم تا ششم
روز سوم
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤

امروز قرار شده بچه هاي كلاس چهارم هم همراه ما باشند و معلم ديروزشان به عنوان مشاهده گر همراه كلاس ما خواهد بود. كلاس چهارمي ها روز گذشته همراه ما نبوده اند و بايد طوري كلاس را اداره كنم كه به آموزه هاي روز قبل وابسته نباشد.

انشاي بچه ها برايم قابل توجه است:
در مورد ظرف هايي كه مي خواهند پر باشد: آب، غذا، خانه، پول تو جيبي، شامپو، تايد، يخچال، ميوه، كلاس، آرد، عابربانك، دوستي، احترام، كپسول گاز، سفره عيد، شارژ گوشي، حلب روغن، دعا براي ديگران، اتاق پذيرايي ...

و ظرف هايي كه مي خواهند خالي باشد: حوصله، تهمت، غيبت، دروغ، بي ادبي، بي توجهي، مسخره كردن، سخن چيني، بي احترامي، بيماري، دعوا كردن ...

بچه ها را به سه گروه تقسيم مي كنم. گروهي كه قرار است با دهيار؛ با شهردار؛ و با وزير آموزش و پرورش صحبت كنند و خواسته هايشان را مطرح كنند. بعد از اينكه خواسته هايشان را در دفترشان نوشتند در سه گروه و هر گروه با همراهي يك تسهيلگر به خارج از كلاس رفتيم و مدرسه و روستا را مشاهده كرديم و با هدايت بچه ها به سمت امام زاده رفتيم تا بتوانيم خواسته هايمان را دقيق تر و بر اساس مشاهده مستقيم و بحث در گروه تنظيم كنيم.

به امام زاده كه رسيديم به زيارت اقوام درگذشته بچه ها رفتيم و برايشان به صورت دسته جمعي فاتحه خوانديم و دعا كرديم و بچه ها از خاطرات خوبي كه از درگذشتگانشان داشتند تعريف كردند و به اين فكر كرديم كه ما از خودمان چه چيزي و چه يادي باقي مي گذاريم.

به كلاس كه برگشتيم فعاليتي به ذهنم رسيد كه نتيجه اش فوق العاده بود. از بچه ها خواستم به نوبت اين جمله را كامل كنند: من بلدم ... و بعد هم بايد كاري كه بلد بودند را انجام مي دادند. براي اداره اين بخش كلاس بايد ذهنم را به روي فعاليت هاي خلاقانه براي اجراي بلد بودن هاي بچه ها باز مي گذاشتم.

نگران شدم كه بچه ها از هم تقليد كنند و كارهاي ثابتي را بگويند. از بچه ها خواستم كه هركدام متفاوت از ديگران چيزي كه بلد هستند را بگويند. مثلا اگر كسي مي گفت بلدم شعر بخوانم ديگر شعر خواندن از بلدم ها حذف مي شد. نمي دانستم كه ٢٤ نوع كار متفاوت بچه ها بلد هستند يا نه، با اين حال ريسك كردم و نتيجه اش هم عالي بود:

من بلدم نقاشي بكشم؛ و خواستم كه در دفترش نقاشي بكشد.
من بلدم سرود بخوانم؛ و سرود ملي ايران را خواند و بعد هم تمام كلاس ايستاديم و با هم سرود ملي ميهن عزيزمان را خوانديم.
من بلدم قرآن بخوانم؛ و سوره ي عصر را خواند. بلافاصله به ذهنم رسيد مي توانم تفسير سوره عصر را با استفاده از توپ هاي پينگ پنگ و فعاليتي كه در امام زاده داشتيم بگويم. نتيجه فوق العاده بود.
من بلدم شير بدوشم؛ و بعد دوشيدن شير بز را نمايشي اجرا كرديم.
من بلدم غذا درست كنم؛ و بعد نمايش غذا درست كردن را اجرا كرديم.
من بلدم كاردستي درست كنم؛ و بعد با يك تكه كاغذ يك اوريگامي زيبا درست كرد.
من بلدم فوتبال بازي كنم؛ و بعد توپ را برداشت و شروع به روپايي زدن كرد و در كلاس مسابقه روپايي اجرا كرديم.
من بلدم صداي حيوانات را تقليد كنم؛ و بعد همين كار را انجام داد.
من بلدم شكار كنم؛ و بعد نمايش شكار را اجرا كرد.
من بلدم لانه كبوتر درست كنم؛ و بعد روش درست كردن لانه كبوتر را روي تخته توضيح داد.
من بلدم آواز بخوانم؛ و بعد يك آواز محلي خواند.
من بلدم بازي كنم؛ و بعد يك بازي مانند لي لي را برايمان توضيح داد و با گچ زمين بازي را كشيد و تمام كلاس آن بازي را انجام داديم.
من بلدم ...
و من هم بلد بودم ساز بزنم و ني هفت بندي كه همراه داشتم را برداشتم و براي بچه ها موسيقي زنده اجرا كردم.

بعد هم به اين فكر كرديم كه ما چقدر توانمنديم و چقدر كارهاي مختلف بلديم و مي توانيم اين كارها را از همديگر ياد بگيريم و بر توانمندي هايمان اضافه كنيم.

براي كلاس فردا هم قرار شد بچه ها انشايي بنويسند با موضوع:
كلاس چهارم: دوست دارم مدرسه ي ما ...
كلاس پنجم: دوست دارم محله ي ما ...
كلاس ششم: دوست دارم كشور ما ...

چقدر كلاس امروز خوب بود و چقدر همراهي با اين بچه هاي توانمند و دوست داشتني شادي آفرين است ...

---------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 
#محمدعلي 

بچه هاي دبستان طالپا
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤
امامزاده طالپا

-----------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

بچه هاي دبستان طالپا
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤
امامزاده طالپا

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 
#محمدعلي 

بچه هاي دبستان طالپا
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤
امامزاده طالپا

-----------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

بچه هاي دبستان طالپا
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤
امامزاده طالپا

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 
#محمدعلي 

دبستان طالپا
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤
پرتاب موشك هاي كاغذي

-----------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤
پرتاب موشك هاي كاغذي

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 
#محمدعلي 

دبستان طالپا
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤
پرتاب موشك هاي كاغذي

-----------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٩٤
پرتاب موشك هاي كاغذي

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#بازيهاي_آموزشي
#وابستگي_به_مسير
#محمدعلي

والعصر
ان الانسان لفي خسر
الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

ظرف توپ هاي من را نمي دانم ديده ايد يا نه
حدود ١٠٠ توپ پينگ پونگ در يك ظرف شفاف هستند و از اين توپ ها براي بازي هاي متعددي استفاده مي كنم.

در تفسير سوره عصر براي نشان دادن مفهوم خسران، به بچه ها گفتم اين ظرف، ظرف عمر من است و توپ ها عمر من هستند.

بعد توپ ها را چندتا چندتا و با بي دقتي از ظرف عمر برداشتم و در ظرف ديگري ريختم.
چون دقتم كم بود، خيلي از توپ ها بيرون از ظرف مي افتادند و البته صداي زيبايي هم توليد مي كردند و صبر مي كردم تا صداي بالا و پايين رفتنشان را با بچه ها بشنويم.

بعد از مدتي ظرف اول و دوم را با هم مقايسه كردم
توپ هاي زيادي از ظرف اول كم شده بود اما تعداد كمي توپ در ظرف دوم داشتيم.
باقي توپ هاي عمر من با بي دقتي و حداكثر به خاطر لذتي گذرا كه صداي افتادنشان روي زمين ايجاد مي كرد، به هدر رفته بودند.
ظرف دوم داشته هاييست كه از صرف عمر به همراه من باقي مانده است.

بعد توجه بچه ها را به رنگ توپ ها جلب كردم. بعضي از توپ ها سفيد و بعضي نارنجي هستند. توپ هاي سفيد نماينده كارهايي هستند كه من از داشتنشان در ظرف اعمالم خوشحال هستم و توپ هاي نارنجي آنهايي كه داشتنشان باعث ناراحتي ام مي شود.

بعد از بچه ها خواستم مثال هايي از توپ هاي سفيد و نارنجي بزنند و بعد هم بچه ها توپ هاي سفيدي كه از درگذشتگانشان به خاطر داشتند را مثال زدند: كمك به ديگران، محبت كردن، بازي با بچه ها، حل اختلاف مردم، كمك به حل مشكلات روستا و ...

با دانستن اينها دوباره مي خواستم از ظرف عمرم توپ هايي بردارم و در ظرف اعمالم بياندازم. بايد با دقت توپ ها را بر مي داشتم تا مطمئن باشم سفيد هستند و دقت مي كردم كه اين توپ ها دقيقا به درون ظرف اعمالم بيافتند.

دو كار ديگر هنوز باقي مانده بود. بايد از ظرف اعمالم مراقبت مي كردم كه توپ هاي سفيد بيرون نيافتند و بايد راهي پيدا مي كردم كه توپ هاي نارنجي را از ظرفم خارج كنم يا آنها را با توپ سفيد جايگزين كنم. بچه ها به شوخي دست دراز مي كردند تا توپ هاي سفيدم را بردارند و من دستم را حايل مي كردم تا از ظرفم مراقبت كنم. براي تبديل توپ هاي نارنجي به سفيد، يكي از بچه ها پيشنهاد داد با دوستي كه با او قهر كرده ايم آشتي كنيم و ديگري پيشنهاد داد از دوستي كه مسخره اش كرده ايم عذرخواهي كنيم تا ما را ببخشد و ديگري و ديگري.

سوال بعدي اين است كه آيا ظرف عمر فقط خروجي دارد؟ چگونه مي توانم تعداد توپ هاي ظرف عمرم را بيشتر كنم؟
پاسخ اين سوال را هم در ورزش و مراقبت از سلامتي و صله رحم و دعاي پدر و مادر و ديگران مي شد جستجو كرد...

-------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#گفتگو
#محمدعلي

گفتگو در مدرسه

دبستان طالپا
پايه چهارم تا ششم
روز چهارم
پنج شنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤

صبح ماشين با تاخير دنبالمان آمد و با تاخير ده دقيقه اي حدود ساعت ٨:١٠ به مدرسه رسيديم.
معلم هاي جهادي كلاس اول تا سوم بدون هماهنگي ما به بچه ها گفته بودند امروز ساعت نه به مدرسه بيايند و خودشان هم ساعت نه آمدند.
ما كه به مدرسه رسيديم اما تمام بچه ها در مدرسه حضور داشتند و خيلي منظم صف ايستاده بودند.
دوست خوبمان محمد ملكشاهي كه به عنوان امدادگر به اردو آمده بود، امروز به عنوان مشاهده گر به كلاسمان آمده و قرار شد به همراه صالح با دانش آموزان اول تا سوم همراه شوند تا معلمان خودشان از راه برسند.

قبل از اينكه بچه ها را به كلاس هدايت كنم، پدر يكي از بچه ها به همراه پسرش از در مدرسه وارد شد و سراغ معلم مدرسه را گرفت. گفتم امروز معلم ما هستيم. معلوم شد كه يكي از دانش آموزان بزرگتر قبل از اينكه ما برسيم با پسرش دعوا كرده و دستش را پيچانده. به سمت پسرك رفت و چانه اش را در دست گرفت كه با فرياد من مواجه شد. ما ميهمان روستا بوديم و نمي دانستم بايد دقيقا چه كار كنم. فقط مي دانستم الان حفظ حريم مدرسه را به عهده دارم و نبايد بگذارم كسي روي بچه ها دست بلند كند.

محمد به كمك آمد و رفت كه با آقاي پدر صحبت كند. من هم از فرصت استفاده كردم و دانش آموزان را به سمت كلاس ها هدايت كردم. سر كلاس همه نگران وضعيت ايجاد شده بودند و بايد به نحوي فضاي كلاس را مديريت مي كردم. مروري كردم بر آموزه هايي كه روزهاي قبل در مورد خويشتن داري و توجه به خود و ديگران داشتيم و مربوطش كردم به اتفاقات امروز و بعد هم از بچه ها خواستم انشاهايشان را بخوانند.

دوست دارم مدرسه ما ...
دوست دارم محله ما ...
دوست دارم كشور ما ...

در ميان انشاي بچه ها به نظرم رسيد كه مي توانم انشاي بچه ها را به صورت نمودارهاي علت و معلولي رسم كنم.
كلماتي از ميان انشايشان روي تخته نوشتم و بعد با همراهي بچه ها نمودار علت و معلولي "قدرت كشور" را رسم كردم.

قسمت بعدي كلاس گفتگو بود.
ابتدا دانش آموزاني كه قرار بود با دهيار گفتگو كنند، از ميان تمام خواسته هايي كه روز قبل نوشته بودند، سه مورد را به صورت جمعي انتخاب كردند. بعد گروه به دو قسمت تقسيم شد: نمايندگان دانش آموزان و دهيار و ريش سفيدان روستا. با تسهيلگري من در نهايت تصميم جلسه نمايشيمان اين شد كه با توجه به تمام شرايط موجود، دو نفر از ريش سفيدان هزينه و عمليات ساخت زمين چمن (تخمين يك ونيم ميليون تومان) براي بازي بچه ها را به عهده بگيرند و بودجه دهياري هم صرف ساخت جاده امام زاده و مسقف كردن امام زاده (تخمين هشت ميليون تومان) شود و ساخت مسجد (تخمين ٢٠ ميليون تومان) هم به سال آينده و به شرط تامين بودجه محول شد.

نوبت بعدي براي گفتگو با شهردار و نمايندگان شوراي شهر بود. طي گفتگوي انجام شده قرار شد با توجه به محدوديت بودجه اي، تمام مدرسه هاي توابع مسجد سليمان حياط آسفالت شده داشته باشند؛ در تمام روستاها سطل زباله بزرگ گذاشته شود و ماشين هاي حمل زباله براي تخليه سطل ها مراجعه كنند؛ براي هر دو روستا يك زمين بازي در نظر گرفته شود كه بچه ها بتوانند با طي مسافت كوتاهي به بازي و تفريح در اين زمين ها بپردازند.

نوبت سوم هم مذاكره با وزير آموزش و پرورش و معاونانش بود. ساحل نقش وزير را به عهده داشت و تمايل داشت تمام خواسته هاي بچه ها را قبول كند و من مدام مشكلات اجرايي و بودجه اي مختلف را گوشزد مي كردم. تصميم هاي وزارتخانه البته براي تمام مدارس عشايري سطح كشور بايد قابل اجرا مي بود. اين جلسه هم در نهايت منجر به تعيين سه اولويت براي بهبود آموزش و پرورش عشايري شد: سرويس بهداشتي، آب، و خوابگاه براي معلمان.

پايان اين قسمت از كلاس، آغاز درس آخر آقاي معلم بود...

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#گفتگو
#محمدعلي

گفتگو در مدرسه

دبستان طالپا
پايه چهارم تا ششم
روز چهارم
پنج شنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤

صبح ماشين با تاخير دنبالمان آمد و با تاخير ده دقيقه اي حدود ساعت ٨:١٠ به مدرسه رسيديم.
معلم هاي جهادي كلاس اول تا سوم بدون هماهنگي ما به بچه ها گفته بودند امروز ساعت نه به مدرسه بيايند و خودشان هم ساعت نه آمدند.
ما كه به مدرسه رسيديم اما تمام بچه ها در مدرسه حضور داشتند و خيلي منظم صف ايستاده بودند.
دوست خوبمان محمد ملكشاهي كه به عنوان امدادگر به اردو آمده بود، امروز به عنوان مشاهده گر به كلاسمان آمده و قرار شد به همراه صالح با دانش آموزان اول تا سوم همراه شوند تا معلمان خودشان از راه برسند.

قبل از اينكه بچه ها را به كلاس هدايت كنم، پدر يكي از بچه ها به همراه پسرش از در مدرسه وارد شد و سراغ معلم مدرسه را گرفت. گفتم امروز معلم ما هستيم. معلوم شد كه يكي از دانش آموزان بزرگتر قبل از اينكه ما برسيم با پسرش دعوا كرده و دستش را پيچانده. به سمت پسرك رفت و چانه اش را در دست گرفت كه با فرياد من مواجه شد. ما ميهمان روستا بوديم و نمي دانستم بايد دقيقا چه كار كنم. فقط مي دانستم الان حفظ حريم مدرسه را به عهده دارم و نبايد بگذارم كسي روي بچه ها دست بلند كند.

محمد به كمك آمد و رفت كه با آقاي پدر صحبت كند. من هم از فرصت استفاده كردم و دانش آموزان را به سمت كلاس ها هدايت كردم. سر كلاس همه نگران وضعيت ايجاد شده بودند و بايد به نحوي فضاي كلاس را مديريت مي كردم. مروري كردم بر آموزه هايي كه روزهاي قبل در مورد خويشتن داري و توجه به خود و ديگران داشتيم و مربوطش كردم به اتفاقات امروز و بعد هم از بچه ها خواستم انشاهايشان را بخوانند.

دوست دارم مدرسه ما ...
دوست دارم محله ما ...
دوست دارم كشور ما ...

در ميان انشاي بچه ها به نظرم رسيد كه مي توانم انشاي بچه ها را به صورت نمودارهاي علت و معلولي رسم كنم.
كلماتي از ميان انشايشان روي تخته نوشتم و بعد با همراهي بچه ها نمودار علت و معلولي "قدرت كشور" را رسم كردم.

قسمت بعدي كلاس گفتگو بود.
ابتدا دانش آموزاني كه قرار بود با دهيار گفتگو كنند، از ميان تمام خواسته هايي كه روز قبل نوشته بودند، سه مورد را به صورت جمعي انتخاب كردند. بعد گروه به دو قسمت تقسيم شد: نمايندگان دانش آموزان و دهيار و ريش سفيدان روستا. با تسهيلگري من در نهايت تصميم جلسه نمايشيمان اين شد كه با توجه به تمام شرايط موجود، دو نفر از ريش سفيدان هزينه و عمليات ساخت زمين چمن (تخمين يك ونيم ميليون تومان) براي بازي بچه ها را به عهده بگيرند و بودجه دهياري هم صرف ساخت جاده امام زاده و مسقف كردن امام زاده (تخمين هشت ميليون تومان) شود و ساخت مسجد (تخمين ٢٠ ميليون تومان) هم به سال آينده و به شرط تامين بودجه محول شد.

نوبت بعدي براي گفتگو با شهردار و نمايندگان شوراي شهر بود. طي گفتگوي انجام شده قرار شد با توجه به محدوديت بودجه اي، تمام مدرسه هاي توابع مسجد سليمان حياط آسفالت شده داشته باشند؛ در تمام روستاها سطل زباله بزرگ گذاشته شود و ماشين هاي حمل زباله براي تخليه سطل ها مراجعه كنند؛ براي هر دو روستا يك زمين بازي در نظر گرفته شود كه بچه ها بتوانند با طي مسافت كوتاهي به بازي و تفريح در اين زمين ها بپردازند.

نوبت سوم هم مذاكره با وزير آموزش و پرورش و معاونانش بود. ساحل نقش وزير را به عهده داشت و تمايل داشت تمام خواسته هاي بچه ها را قبول كند و من مدام مشكلات اجرايي و بودجه اي مختلف را گوشزد مي كردم. تصميم هاي وزارتخانه البته براي تمام مدارس عشايري سطح كشور بايد قابل اجرا مي بود. اين جلسه هم در نهايت منجر به تعيين سه اولويت براي بهبود آموزش و پرورش عشايري شد: سرويس بهداشتي، آب، و خوابگاه براي معلمان.

پايان اين قسمت از كلاس، آغاز درس آخر آقاي معلم بود...

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 
#محمدعلي 

دبستان طالپا
پنجشنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤
دوست دارم ...

-----------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
پنجشنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤
دوست دارم ...

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا 
#تفكرسيستمي_درمدرسه 
#محمدعلي 

دبستان طالپا
پنجشنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤
نمودارهاي علت و معلولي

-----------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
پنجشنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤
نمودارهاي علت و معلولي

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

درس آخر آقاي معلم ...

دبستان طالپا
پايه چهارم تا ششم
روز چهارم
پنج شنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤

بعد از جلسات ايفاي نقش و تمرين گفتگو، براي زنگ تفريح به حياط رفتيم و بچه ها مشغول بازي شدند. من و صالح و محمد هم به سمت در بزرگ مدرسه رفتيم.

محمد مشغول درست كردن رنگ شد. من و صالح هم مشغول سمباده زدن شديم. يكي از اهالي روستا به سمت من آمد: شما تا حالا رنگ زده ايد؟ گفتم: نه، اولين بارمه؛ فكر كرد دارم باهاش شوخي مي كنم. ناراحت شد، گفت: جدي پرسيدم؛ و بعد هم رفت سمت محمد كه در درست كردن رنگ كمكش كند.

چندتا از بچه ها به سمت ما آمدند: ما هم ميتونيم كمك كنيم؟ كاغذ سمباده را تكه تكه كردم و به بچه ها دادم. خيلي زود تمام بچه ها براي كمك آمدند. سمباده زدن خيلي زودتر از چيزي كه فكر مي كردم تمام شد و بچه ها به صف شدند تا به نوبت در را رنگ بزنند.

اهالي روستا هم به كمك آمدند، حتي بچه هاي مدرسه راهنمايي هم آمدند. دانش آموزان كلاس اول تا سوم هم وقتي كلاسشان تمام شد مدرسه را ترك نكرده بودند و با حسرت به صف رنگ بچه ها نگاه مي كردند. يك نوبت رنگ به كلاس سومي ها دادم. تا يك ساعت بعد از تعطيلي مدرسه چندتا از كلاس دومي ها كنار ما مانده بودند. به آنها هم اجازه دادم كمك كنند.

درس آخر آقاي معلم اين بود: اگر دوست داريم در وضعيت بهتري زندگي كنيم، خودمان بايد اقدام كنيم.

رنگ درهاي مدرسه همان روز تمام شد. با معاونت فني گروه جهادي هماهنگ كرديم كه سيم كشي مدرسه را درست كنند و براي كلاس ها روشنايي نصب كنند. با جوشكار هم هماهنگ شد كه قفل در كوچك مدرسه را درست كند تا در باز نماند و سگ ها و بزها نتوانند به درون مدرسه بيايند. براي خريد و نصب مخزن آب و وصل شدن به لوله آب هم هماهنگي ها در حال انجام بود تا بچه ها آب براي خوردن داشته باشند و بتوانند از سرويس بهداشتي استفاده كنند.

برآورد هزينه براي تمام اين فعاليت ها حدود دو ميليون تومان بود. انجام نشدن اين اقدامات اما به دليل فقر نيست. اهالي روستا به راحتي مي توانستند اين هزينه ها را تامين كنند. چيزي كه مانع از انجام اين اقدامات مي شود اين است كه ما معمولا منتظر هستيم كه ديگران اقدام كنند...

... روز پنجشنبه آخرين روز كلاس من در دبستان طالپا بود. با صالح و محمد هماهنگ كرده بودم كه تا هشتم فروردين ٩٥ كلاس ها ادامه پيدا كند. سه تا از بچه ها از من اجازه گرفته بودند تا جمعه ٢٨ اسفند را مدرسه نيايند و در مراسم عروسي شركت كنند.

روز جمعه ٢٨ اسفند كلاس چهارم تا ششم كه در روزهاي معمول ٢٥ دانش آموز داشت، با حضور ٢٦ دانش آموز تشكيل شد. بچه ها نتوانسته بودند در مقابل شوق حضور در كلاس مقاومت كنند و ميهمانان عروسي را هم با خود به مدرسه آورده بودند.

روز شنبه ٢٩ اسفند هم كلاس با حضور ٢٤ دانش آموز تشكيل شد. روياي ما در طالپا هم محقق شده بود: برگزاري كلاس هاي درسي كه دانش آموزان براي حضور در آنها بي صبرانه ساعت ها و دقيقه ها را بشمارند تا لحظه ي حضور در كلاس فرا رسد...

-----------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
پنجشنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤
براي بهبود وضعيت، خودمان اقدام كنيم

-------------
@systemsthinking
#انديكا
#تفكرسيستمي_درمدرسه
#محمدعلي

دبستان طالپا
پنجشنبه ٢٧ اسفند ١٣٩٤
براي بهبود وضعيت، خودمان اقدام كنيم

-------------
@systemsthinking
Systems Thinking

#داستانهاي_تفكرسيستمي
#محمدعلي 

از توانمندي هاي يكديگر استفاده كنيم.

@systemsthinking
@thinkingandlearning
#داستانهاي_تفكرسيستمي
#محمدعلي

از توانمندي هاي يكديگر استفاده كنيم.

@systemsthinking
@thinkingandlearning
Systems Thinking

#تفكر_درطول_زمان
#محمدعلي 

گاهي صبر بهترين اقدام است.

@systemsthinking
@thinkingandlearning
#تفكر_درطول_زمان
#محمدعلي

گاهي صبر بهترين اقدام است.

@systemsthinking
@thinkingandlearning
Systems Thinking

#تشديدرقابت

دو راه حل برای یک مسئله
عباس کیارستمی

www.aparat.com/v/24VQp
--------------------
@systemsthinking
Systems Thinking

در ادامه سفر #انديكا به اميد خدا با برگزاري اردوي يادگيري و تفكر سيستمي براي دانش آموزان، همراه #هم_نت_روستا خواهيم بود

@systemsthinking
در ادامه سفر #انديكا به اميد خدا با برگزاري اردوي يادگيري و تفكر سيستمي براي دانش آموزان، همراه #هم_نت_روستا خواهيم بود

@systemsthinking
Systems Thinking

فراخوان ثبت نام در رویداد کارآفرینی هم نت روستا:

روستا داستان عجیبی دارد. ته و توی خیلی از ما را که در بیاورند، لازم نیست راه زیادی برویم تا به یک روستا برسیم.
روستا عزیز است، محترم است، ریشه ماست و حالا حالش بد است.

چه کسانی می توانند به روستا کمک کنند؟
کسانی که به روستا اعتقاد دارند و قدرش را می شناسند ...
آنها که می دانند با احترام و تواضع باید از روستا آموخت، فرصت هایش را دوباره شناخت و راه حل های تازه ساخت ...راه حل هایی که در طول تاریخ بارها بدون حضور ما با هوش و تجربه روستاییان، روستا را دوباره زنده کرده و سرپا نگه داشته است.

از روستا که بگذریم، چند صد کیلومتــر آن طرف تر مردم شهــر خیــال می کنند حالشان خوب است ...
و روستاییان ما با همان صداقت و پاکی چشم امید بسته اند تا شاید آید خبری از شهر ...

در هم‌نت روستا به دنبال پیداکردن راه حل برای بهبود کسب و کارهای موجود روستایی، شناسایی فرصت‌های نو کارآفرینی در روستا و بهره مندی از داشته‌های روستا و روستاییان هستیم و می‌خواهیم با همکاری و مشارکت روستائیان برای پیشرفت پایدار روستا برنامه ریزی کنیم.
برای فکری نو در انداختن، مشکلات و مسایل را از نزدیک دیدن و توانمندی های خود را محک زدن، دست به کار می شویم.
پای درد و دل روستاییان می‌نشینیم و مانند یک جستجوگرِ دقیق سعی می‌کنیم با استفاده از همه چیزهایی که تا به حال یاد گرفته‌ایم راهی نو و عالمانه پیدا کنیم تا روستا هنوز جای مطلوب و امید بخشی برای یک زندگی سالم، محترمانه، پرتلاش و روبه رشد باشد.


مسایل و فرصتهای روستا:
*کمبود منابع آبی و پایین بودن قدرت ریسک کشاورزان روستا برای تغییر الگوهای کشت قبلی با محصولات یا روش‌های کشت جایگزین.
*مدیریت بهینه مصرف آب یا حفظ آب موجود.
*عدم آشنایی تولیدکنندگان محصولات کشاورزی و دامی با صنایع تبدیلی و روشهای ایجاد ارزش افزوده با محصولات فعلی.
*عدم دسترسی به اطلاعات کافی برای ارتقاء وضع موجود در کسب و کارهای روستایی.
*عدم شناخت بازار و کمبود مهارتهای بازاریابی و فروش.
*سردرگمی هنرهای اصیل و بومی روستا برای یافتن مشتری و تبدیل شدن به محصولاتی متناسب با مدل‌های کاربردی در زندگی‌ امروز.
*بالابردن ماندگاری حین تولید تا فروش محصولات تولیدی روستا.
*بسته بندی هوشمند.

محورهای هم نت روستا:
1. آب
2. کشت های جایگزین و فراوری محصولات.
3. احیاء هنرهای بومی روستا.
4. راه اندازی و خلق کسب و کارهای جدید و نوآورانه متناسب با امکانات روستا.
 
 
شرکت کنندگان هم نت روستا:
افراد شرکت کننده در قالب یکی از دسته های زیر قرار خواهند گرفت:
*هسته های شناسایی:
رصد مشکلات و چالش های کسب و کارهای روستایی با مشارکت روستائیان و چاره اندیشی برای بهبود و ارتقاء آنها.
*تیم های کارآفرین:
شکار فرصت ها، ایده پردازی، تیم سازی و تکمیل آن با مشارکت روستائیان و راه اندازی و خلق کسب و کارهای نو در روستا.

برنامه زمانبندی هم نت روستا:
مرحله اول
رویداد هم نت روستا (در محل روستاهای هدف):
رصد چالش ها و آشنایی با فرصتها، ارتباط با تسهیلگران توسعه روستایی و تیم سازی همراه با روستائیان.
"دسترسی به اطلاعات آمایشی روستا به منظور رصد فرصت‌های کارآفرینی روستایی و برگزاری میز بیان فرصت "
مدت زمان : 4 روز – 31 فروردین ماه 94 تا 3 اردیبهشت ماه 95

برگزیده های مرحله اول شانس ورود به مراحل دوم و سوم را خواهند داشت.
مرحله دوم
ایده پردازی حول فرصت ها، برقراری ارتباط با روستای هدف و تعامل با اهالی آن، شناخت و تحلیل بازار محصولات تولیدی و کسب و کارهای روستایی، دریافت مشاوره، دریافت بخشی از اعتبار لازم برای راه اندازی کسب و کار و تکمیل هسته اولیه، و تلاش برای رسیدن به شاخص های ورود به مرحله نهایی رویداد هم نت روستا.
مدت زمان : 5 ماه – اردیبهشت ماه الی شهریورماه 95

مرحله سوم
پیش شتابدهنده کسب و کارهای روستایی.
مدت زمان : 5 روز – هفته دوم شهریورماه 95
*این رویداد همزمان در دو اقلیم کاملاً متفاوت کویر مرکزی ایران در شرق استان اصفهان و دامنه کوه دنا در جنوب استان اصفهان اتفاق می‌افتد*