مجالس حاج اسمعيل دولابى
عنوان گروه یا کانال:

مجالس حاج اسمعيل دولابى


توضیحات: موسسه فرهنگی طوبای محبت مرکز تنظیم و نشر آثار حاج محمد اسماعیل دولابی
شناسه: toobayemohabat@
تعداد اعضا: 6706
مجالس حاج اسمعيل دولابى

بسم الله الرحمن الرحیم


#حاج_محمد_اسماعیل_دولابی روایتگر مجالس #طوبای_محبت پیر صاحبدلی است که گرچه به مکتب نرفت و خط ننوشت و به ظاهر در مجلس درس و بحثی حاضر نشد‏ اما به مصداق “بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا” و به دور از قیل و قال ها‏ در پی کشف حقیقت عشق و حضور در مجلس انس خدای رحمان و امیدوار به عنایات حضرتش‏ در وادی دلدادگی‏ ثابت قدم گام نهاد.

او بر آن بود که اگر انسان واله و شیدا‏ در وادی حقیقت به دنبال گمشده اصلی خود بوده و خویشتن را در معرض الطاف حق قرار دهد به یقین در این طریق که از آن به طریقت حقیقت یاد می شود‏ از نفحات جان بخش الهی و حضرات معصومین علیهم السلام بهره مند خواهد شد.

#موسسه_فرهنگی_طوبای_محبت که تحت نظارت فرزند بزرگوارشان‏ عهده دار تنظیم و نشر آثار آن ولی خدا در قالب مکتوب و غیر مکتوب است‏ فرصت پیش آمده در دنیای مجازی را مغتنم دانسته تا با ارائه بی کم وکاست کلام ایشان‏‏‏ پیوندی میان دنیای مجاز و حقیقت ناب برقرار سازد.

خاطر شریف اهل حقیقت را به این نکته جلب می نماییم که آن چه توسط دیگران و از مجاری دیگر در فضای رسانه ای از قول آن انسان الهی نقل می گردد نیازمند استناداتی است که بر اساس نظر آن بزرگ‏ مسئولیتش به فرزند ایشان واگذار گردیده است.

در حال حاضر در فضای مجازی صفحاتی به نام ایشان ایجاد گردیده که ضمن احترام به آنها به آگاهی همگان می رساند که هیچ یک ارتباطی با #موسسه_فرهنگی_طوبای_محبت نداشته و این موسسه تنها مرجع انتشار مستند آثار #حاج_محمد_اسماعیل_دولابی محسوب می گردد.

امید که این صفحه ‏ مجالی را برای نوشیدن شراب طهور عشق از سرچشمه اصیل معرفت برای تشنگان حقیقت فراهم سازد.


“هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم”
“نبود بر سر آتش مُیسّرم که نجوشم”
“به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم”
“شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم”


@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

.
علاقه مندان می توانند جهت دنبال کردن مطالب در کانال تلگرام #موسسه_فرهنگی_طوبای_محبت (مرکز تنظیم و نشر آثار #حاج_محمد_اسماعیل_دولابی) لینک زیر را انتخاب نمایند:

https://telegram.me/toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

بسمه تعالی

یامَن اَظهَرَ الجَمیل

مختصری از زندگينامه حاج محمد اسماعيل دولابی

حاج محمّداسماعیل دولابی در سال 1282 شمسی برابر با 1321 هجری قمری در یكی از محلات جنوب‌ شرق تهران به نام دولاب به دنيا آمد. خانوادهْ ايشان اهل معرفت، كرم و دلدادۀ اهل بیت (علیهم‌السلام) و همواره مورد احترام، اعتماد و رجوع مردم بودند. پدر بزرگوارشان نيز، بزرگتر و معتمد محل و منزلشان مأمن مردم و پذیرای اهل علم و معرفت بوده ‌است.

حاج محمّد اسماعیل دولابی از كودكی با مجالس ذكر آل‌الله بالاخص حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) بسیار مأنوس بوده و از همین روی، مردم او را مایۀ خیر و بركت دانسته، به صفا و خلوص باطنش توسل جسته و در سختی‌ها، وی را واسطۀ فیض الهی قرار می‌دادند.

ایشان در جوانی به كشاورزی اشتغال داشته و از همان زمان آثار توجه و عنایت حضرت حق در وی نمایان بوده است؛ به ‌نحوی كه در سیر انفسی از شدّت طلب و محبّت، مورد جذبه و لطف حضرت حق قرارگرفته و مجذوب سالك می شود.

حاج محمداسماعيل دولابی با اشخاص بسياری از اهل معنويت و معرفت دوستی داشته و با بزرگانی مانند حضرات آیات سیّد محمد شریف‌ شیرازی، محمد علی شاه‌آبادی، محمدتقی بافقی‌یزدی، محمدجواد انصاری مجالست و مؤانست داشته‌اند.

شیفتگان و تشنگان زلال حقیقت از دور ونزدیک، روزها، ماه ها و حتی سالیانی از عمر خویش را بر گرد وجودش حلقه زدند تا از او درباره خداوند رحیم، محبت، جذبه الهی، شوق بندگی و هزاران دیگر بشنوند.

كلام این بزرگوار به دور از اصطلاحات پیچیدۀ رایج ودر عين ساده و بی پيرايه بودن برای طبقات مختلف جامعه بسیار عمیق و راهگشاست و دل هر صاحبدلی را نورانیت می‌بخشد. اين كلام در آثاری به نام #طوبای_محبت منتشر مي شود كه مجالس آن بزرگوار را به علاقمندان بی هيچ كم و كاستی تقديم ميدارد. كتاب اول از اين آثار با نظر و تاييد ايشان تنظيم و منتشر شد.

منش آن ولي خدا آن بود كه علی رغم داشتن دوستان و شيفتگان بسيار زياد هيچگاه در بند مريد پروری ها و سلسله بازی های رايج گرفتار نيامد و به همين خاطر هيچ كس نمی تواند داعيه دار برپايی مجالس ايشان باشد.

حاج محمداسماعيل دولابی در هشتم بهمن 1381 شمسی برابر با بیست ‌و پنجم ذیقعدۀ 1423 هجری قمری در روز موسوم به دحوالارض عالم ظاهر را ترك نمود و بدن مطهرش در صحن عتیق مجاور حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) مأوا گرفت.

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#شجره_طیّبه

محمّد و آل محمّد (صلی الله علیه و آله) شجره طيّبه هستند و شيعيان و مؤمنين شاخ و برگش. اما نيّت خوب هم براي مؤمنين شجره طيّبه است. اگر نيّت خوب داري و دائمآ مراقب هستي، شب نصف‌شب از خدا مي‌خواهي، آن نيّت دارد رشد مي‌كند و براي مؤمنين شجره طيّبه است. همان‌طور كه نيّت بد آدم را به جاي بد مي‌برد، نيّت خوب هم به جاي خوب مي‌برد؛ پس نيّت خوب شجره طيّبه است.

(#طوبای_محبت کتاب یک ـ مجلس اول)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#كوثر_محبّت

درخت محمّد و آل محمّد (صلي الله عليه و آله) شجره خدایی است؛ خشك شدنی نيست؛ آبش از حوض كوثر است . حوض كوثر مال علی (عليه السلام) است. شجره طيّبه از حوض كوثر آب می خورد. ساقی حوض، دوستانش و برگ های شجره طيّبه، همه از آب كوثر می خورند. آب كوثر محبّت اين خانواده است. آدم را پاك می كند. مؤمن را چهل يا هفتاد مرتبه در حوض كوثر می شويند.

(#طوبای_محبت كتاب يك-مجلس اول)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#صدای_آب

برادر من! هميشه مواظب باش كه اگر تشنه ای در اطراف خود يافتی قدرش را بدان. برادرت، رفيقت، جوان خانه ات، زن و بچه ات، اينها را آب بده؛ ثواب دارد. يعنی محبّت بده. وقتی دو مؤمن با يكديگر مصافحه می كنند، هركدام محبّتش بيشتر باشد، افضل است. يعنی آب دهنده اوست. آب به زير دستش می دهد. حيات و عزّت در او بيشتر است. دو مؤمن وقتی با هم مصافحه می كنند، اگر دو نهر آبند، وقتی با هم مخلوط شوند و برای خدا و ائمه (عليهم السلام) مصافحه كنند، هر كدام دارای دو نهر می شوند.

(#طوبای_محبت - كتاب يك - صفحه ٢٨)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#راه_دل

دل، مركز حركت به سوی خداست. مركز حركت انبياء، اولياء و پاكان خدا دل بوده است. محبّت سبب شد كه انسان به مقصدش نزديك شود و سريع پيش برود وگرنه، گِل، لالبيك می گويد. فرورفتن انسان در گِل سخت است. وقتی می آيد يك پای خودش را از گِل در آورد، پای ديگرش فرو رفته است.

(#طوبای_محبت - كتاب يك مجلس هفتم - صفحه ۷۸)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#راه_دل

دنيا گِل است. مي بينيد كه انسان هاي متقي و پاك چقدر احتياط مي كنند! هر كجا مي روند "بسم الله" مي گويند، ذكر خدا مي كنند تا ناني به دست آورند. دست ديگري را هم مي گيرند. آنها كه نيّت بزرگ تر دارند، قوّت كمر دارند، فكر نان و آب خودشان نيستند. دست ديگران را مي گيرند از گِل بيرون بكشند.

(#طوبای_محبت - كتاب يك مجلس هفتم - صفحه ٧٨)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#تسليم_و_رضا

محال است كسی كافر شود، آن كافری كه حق كفر است. آدم اگر كسی را نمی خواهد نبايد غذايش را بخورد و نبايد زير آسمان او راه برود. كسی را می توان پيدا كرد كه اين جور باشد؟ اين است كه می گويم محال است كافر حقيقی وجود داشته باشد. كافر حقيقی در زمين و آسمان، در غيب و شهود پيدا نمی شود.

(#طوبای_محبت كتاب يک مجلس هفتم-صفحه ۷۶)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#تعمق_در_قرآن

كفّار هم خدا دارند ولي او را فراموش كرده اند. صِرف اينكه گفتند ما خدا نمي خواهيم بي خدا نيستند. خدا بالاي سرشان هست. حتي پيغام هم براي خدا دارند كه تا ما اينجا هستيم با تو ميانه اي نداريم، كافريم. خدا هم مي گويد من هم همين طور كه با شما بوده ام الان هم هستم. مگر كسي مي تواند بي صانع باشد؟ موت انسان كافر هم به دست صانع اوست. او را رها نمي كند. كافر هم مي ميرد و همين دليل بر اين است كه خدا او را رها نكرده است.

(#طوبای_محبت كتاب يك مجلس هفتم - صفحه ٧٦)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#هنرِ_ادب

حضرت سلمان را ديدی چقدر با ادب نزد پيغمبر خدا و ائمه(علیهم السلام) می نشست و آن‌جور علم را اخذ كرد؟ نه مسأله پرسيد و نه اين طرف و آن طرف دويد. مؤمنين را سرافراز كرد. كم حديث پرسيده، ولی روغن كلمات و جوهر كلام را می كشيد. «سَلمانُ مِنّا اَهلَ البَيتِ»؛ از ما شد. از بس مؤدّب نشست و همه را اخذ كرد. خدا روزی كند. يك شاگرد سر پايين می‌اندازد و همه را در می‌آورد. محبّت لازم است.

(#طوبای_محبّت کتاب یک مجلس اول – صفحه ٣٠)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#هنر_ادب

خيلی چيزها مخفی است. بايد آن را با منقاش محبّت بيرون آورد. اهل محبّت هنرهای بزرگی دارند. علم را از ائمه(علیهم السلام) می كشيدند. يعنی با محبّت می نشستند. اصلا به حضرت نگاه نمی كردند، فقط حواسش به دلش بود و به آنجا كه حضرت دارد صحبت می كند چسبانيده بود. آن برجسته‌ها، علم را از مواليان می كشيدند. محبِّ سالم از محبوبش، مريد سالم از مرادش، شاگرد سالم از استادش، علم و معرفت را بيرون می كشد. طالب سالم از خوبان خدا علم را بيرون می كشد. به گوش و اينها كار ندارد، بلكه اخلاص و ادب نشان می دهد.


(#طوبای_محبت کتاب یک مجلس اول – صفحه ٢٩)

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#هنر_ادب

علی(علیه السلام) فرمود: «مَن رَءاني رَأَي الحَقَّ»؛ هر كه مرا ببيند حق را ديده است.
علی جوهر حقيقت را آشكار كرد. نفرمود «مَن سَمِع كَلامي» يا «قَرَأَحَديثي». در صورتی كه در كلامشان خودشان پيدا هستند. اساس، «مَن رَءاني» است. بعد كلمات هم در آن هست.
اصلاً صاحب كلام در خود كلام هست. هر هنرمندی در هنرش هست، هر صنعت‌كاری در صنعتش هست. يك در، نجّار را نشان می دهد. هركس يك نقّاشی را ببيند نقّاش را نگاه می ‌كند. نقش را نگاه نمی ‌كند، نقّاش را می بيند. می گويد ببين چه كرده است! نقش را می بيند و حواسش به نقّاش می رود. علی را نگاه می كند و حق را می بيند.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعيل دولابي)
کتاب یک - مجلس اول - صفحه ٣٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#عزّت_مالکیت

خداوند آدم را عزيز و مختار و بزرگ آفريده است. برای چه آدمِ پول بشود و روز و شب برای پول بدود، زن و بچه و همه چيز را فدای پول كند؟ چنين كسی آدمِ پول است و مملوك دنيا.
اگر از دنيا يك قوطی كبريت داشته باشی، ببين مالك آن هستی يا مملوك آن. اگر مملوكِ مالِ دنيا هستی، هميشه به تو می گويد مواظب من باش! مبادا بخوابی كه دزد مرا می برد. مرتب به تو حكم می كند. ولی اگر شما مالك شدی راحت می خوابی، به تو دستور نمی دهد. اگر هم كسی آن را ببرد بالاخره شما مالك آن هستی. اگر چند دست هم بگردد ملك شماست. اگر در اين دنيا هم به شما نرسد در آن دنيا به شما خواهد رسيد. «لا تَعطيلَ لِحُكمِ اللهِ»؛ حكم خدا هيچگاه ضايع نمی شود. چيزی از ملك شما خارج نمی شود جز اينكه ببخشيد يا بفروشيد يا به ارث بگذاريد.



#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٣

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#هنر_ادب

علما به سيّدبن طاووس گفتند در مجلس ما شركت كن! ما وقتی شما را می بينيم خدا را می بينيم. چرا بغداد نمی آيی؟ ايشان در جواب فرمود اگر بيايم شما را ببينم و خدا را نبينم و سرگرم شما شوم، كافرم. اگر شما را ببينم و خدا را هم ببينم، مشركم. برای چه بيايم؟ اگر شما را نبينم و خدا را ببينم كه الان همين طور هستم. آنها هم قبول كردند. رند نبودند تا از راه يگانگی و دوستی وارد شوند.
دوست، انسان را می برد. اینکه فرمود (شیعیان ما علم را از ثریا اخذ می کنند) مال محبّت هم هست. از راه محبّت و یگانگی. اول تسلیم بعد هم محبّت . از راه ولایت و محبّت ؛ تسلیم که شد علم را اخذ می کند؛ تسلیم استاد، خدا، قرآن. این قاعده راه است. این اساس طریق و اساس تعلیم و تعلّم است.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس اول - صفحه ٣٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#عزّت_مالکیت

اگر کسی عبد و مملوك دنيا باشد، وقتی مالك از بين برود او هم از بين خواهد رفت ولی اگر مالك دنيا باشد هر پيشامدی هم بشود تكان نمیخورد؛ چون صاحب اختيار است، خاطرش جمع است كه مال هر جا برود او مالك است. اگر انسان مالك دنيا باشد عزّتش محفوظ است وگرنه اگر تمام روی زمين مال او باشد، وقتی مملوك دنيا شد قیمتی ندارد. مملوك دنيا بودن، مملوك مال و زن و آبرو و امر معاش و نان و لباس بودن با عزّت‌طلبی سازگار نيست.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٤

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#عزّت_مالکیت

كسی كه مالك باشد می تواند ببخشد، می تواند بفروشد، ولی مملوك دنيا اگر پيشامدی برای مال بشود دِق می كند. ان‌شاءالله با فهم و ادراك، مالك خودمان، مالك دنيا، مالك لباس و پول خود باشيم. خداوند انسان را اين‌گونه آفريده است.
خدا می خواهد انسان مملوك نشود. مملوك دنيا نشويد كه عزّت خود را به باد می دهيد، دنيا و آخرت خود را به باد می دهيد.



#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٥

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#قیمت_انسان

خداوند برای شما خيلی قيمت قائل شده است. فقط خدا می داند عباد و خلقش چقدر قيمت دارند. مگر اينكه خدا به ما قيمت خودمان را بفهماند. كوزه‌گری كه كوزه را ساخته است می داند چقدر تمام شده است. صانع اين بشر می داند اين بشر چقدر می ارزد!



#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٥

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#قیمت_انسان

خداوند انسان را به قاعده آفريده است و فرموده است تمام ماسوا را برای تو خلق كردم و تو را برای خودم آفريدم . اين قيمت انسان است. چرا انسان عبد غير خدا شود و خود را ذليل كند؟! «وَاصطَنَعتُكَ لِنَفسي»؛ تو را برای خودم آفريدم. يعنی برای صفات و اخلاق و كردار خودم. تو را هم اخلاق خود گرداندم.
عبد دنيا نباشيد، عبد آخرت باشيد! مولا اميرالمؤمنين(علیه السلام) فرمود :«اَلدُّنيا وَ الاخِرَهَ هُما ضَرَّتانِ وَ هُما بِمَنزِلَهِ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ»؛ يعنی دنيا و آخرت هوو هستند، اگر كسی عبد يكی باشد عبد ديگری نمی شود.



#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٦

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#قیمت_انسان

به اندازه كفايت از خدا چيز بخواهيد. رزق دست خداست، كم و زيادش می ‌كند. گاهی با يك ساعت كار رزق يك سال را می دهد. اين‌جور نيست كه هر كس كم برود كم به او بدهد و هركس زياد برود زياد بدهد. عمده روحيه شماست كه به قدر احتياج برويد، نه برای جمع كردن مال كه عبد دنيا شويد. اميدوارم خداوند در دلِ كار به شما ياد بدهد.
اگر شما خود را به زحمت انداختی برای پول درآوردن و در اين راه خود را هلاك كردی به چه درد می خورد. راحتی را داده‌ای برای آينده‌ای كه نداری. می گويد پول‌ها را جمع می كنم برای پس‌انداز. كسی كه خودش را نفله كند پس‌انداز لازم ندارد. شما آرام برويد و به اندازه نيازتان كسب كنيد. يك‌وقت می بينی زياد هم می دهد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٦

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#قیمت_انسان

اشقيا و كفّار عزّت دنيا و آخرتشان را فروختند. همان روز اول عبد دنيا شدند. ديديد فرعون چقدر به آن سَحَرِه التماس می كرد كه به شما مقام می ‌دهم اگر موسی را از سر من رد كنيد؛ ديديد كه فرعون چقدر می ترسيد؟ تا صبح خواب نداشت. زن و مرد را از هم جدا كرد تا نطفه موسی بسته نشود، چون سحره خبر داده بودند كه آن شب نطفه موسی بسته می شود. از چند وقت جلوتر زن و مرد را از هم جدا كرد. هيچ زنی حق نداشت نزديك شوهرش برود. مواظب همه جا بود. خواب نداشت. شوهر مادر موسی كه تخت فرعون را می پاييد با مادر موسي همبستر شد و نطفه موسی بسته شد.
خدا كارش اين‌جور است. هيچ انسان شقی در دنيا راحت نخوابيد. خوابی كه شما در دنيا می كنيد، آنها نكردند.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٧

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#قیمت_انسان

كسی كه مملوك دنيا شد چيزی ندارد. نمی تواند انتخاب كند؛ نه آخرت را، نه خدا و نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را. بيخود نيست كه كفّار زير بار نرفتند. شما كه انتخاب كرديد و خواستيد كه خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مالك شما باشند، حيف است مملوك دنيا شويد. كم داشته باشيد يا زياد، مالك باشيد. نشانه مالك بودن اين است كه هرگاه خواستی در راه خدا بدهی آزادانه می دهی.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٧

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#قیمت_انسان

اگر با مشيّت خدا آشنا شويد و عقيده داشته باشيد، غصّه‌های دنيا كنار می رود. شد شد، نشد نشد. در هر حال می گوييم به چشم. هر دو اطاعت خداست. بعضی اوقات همه مقدمات فراهم است و معامله‌ای صورت نمی گيرد و بعضی اوقات همه مقدمات و جهات خراب است ولی بالاخره معامله‌ای انجام می گيرد.
اين مشيّت الهی است. همه دنيا و آخرت مشيّت الهی است. شما با صاحب مشيّت آشنا هستيد. اين مشيّت است كه به قلب شما اعتماد داده است. هر جا كه نشد طاقت داری و هر جا كه شد خيلی خوشحال نمی شوی و خيلی شلوغ نمی كنی؛ چون به يك مشيّت اميد داری و با آن زندگی می كنی و اگر يقين هم نداری دست كم علم داری، بهره‌ای از آن داری. نشانه آن اين است كه صابريد، طاقت داريد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٧

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#تاثیر_زبان


خوب حواستان را جمع كنيد! هرچه اطراف شما جمع می شود، مالك آن هستيد. مملوك چيزی نيستيد؛ آزاد و مختاريد. اين اختيار و عزّت را از دست ندهيد. اگر چهار مرتبه بگويی بيچاره‌ام و عادت كنی، اوضاع خيلي بی ريخت می شود. كسی كه قوی بوده كم‌كم می بينی ضعيف شده است. اين‌طور گفتن خيلی مدخليّت دارد. هميشه بگوييد الحمدلله، شكر خدا. بلكه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه كنی. اگر پكر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله. آن‌وقت غمت را از بين می برد. قوّه‌ات زياد می شود.
مبادا اگر تازه كسب را شروع كرده‌ای بگويی بازار خراب است، وضع بد است. اين حال كسانی است كه هفتاد سال در اين دنيا خُرد شده‌اند، حالا تو سه روز است كاسب شده‌ای، كسب خيلی سخت است؟ اين حرف را نگو كه عادت می كنی.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٨

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#تاثیر_زبان


اميدوارم كه جلو زبانت را بگيری كه مؤثر است. بنده يك‌وقت به ذهنم آمده بود كه نكند زبان مقدّر باشد. يعنی اگر گفتی خوب است خوب می شود و اگر گفتی بد است بد می شود. كسی كه تازه زن گرفته است نگويد اي بابا اوضاع بی ريخت است. كمرهايتان را محكم ببنديد و قرص مشغول كارتان باشيد. زود خودتان را ضعيف معرفی نكنيد. فكر مشقّت‌های جزيی دنيا را نكنيد.
مالكيّت خيلی قيمت دارد. هر جا هم كه خرج می كنی بهره‌اش را می بری. لذّت‌بخش است. مالكيّت خيلی قيمت دارد؛ مالكيّت نَفس، مال، آبرو، خانه و مانند اينها.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٨

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#تاثیر_زبان


با اختيار باشيد. يك‌وقت نگوييد مجبوريم. لفظ «مجبورم» نداريم مگر در طاعات خدا. در آنجا عيب ندارد بگويد خدايا من بيچاره‌ام، كاری از من بر نمی آيد، نمی توانم تو را عبادت كنم. خدا اينها را دوست دارد. مالكيّت وحشت‌آور نيست، خسته‌كننده نيست. مملوك بودن انسان را بيچاره می كند. اينكه انبيا و اوليا می گويند دنيا طلب نباشيد، يعنی عبد دنيا نشويد.
خدا انسان را مالك قرار داده است. فرمود :«اَلدُّنيا وَ الاخِرَهَ هُما ضَرَّتانِ وَ هُما بِمَنزِلَهِ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ اِن قَرُبَ مِن واحِدٍ بَعُدَ مِنَ الاخَرِ» ؛ هركس به يكی نزديك شود از ديگری دور می شود. اگر مملوك دنيا شوم مملوك آخرت نمی توانم باشم. اگر مملوك خدا و ائمه شوم مملوك دنيا نمی توانم باشم. بايد مالك باشم. بعد فرمود :«لِكُلِّ مِنهُما بَنُونٌ»؛ براي هر كدام فرزندانی است. «فكَوُنوا مِن اَبناءِ الاخِرَهِ»؛ شما از فرزندان آخرت باشيد! چقدر شيرين و لذّت‌بخش است!
كلام اميرالمؤمنين(علیه السلام) قوّت كمر شيعيان است. كمر انسان را قرص و محكم می كند.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٩

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#سِرّ_انبيا


اميدوارم نهج‌البلاغه را قبل از هر كتاب ديگر بخوانيد. كلامِ مرد است. كار آدم را می سازد، اساس دارد. كلام علی(علیه السلام) اين‌جور است. اگر ديدی كسی عالم شد، نابغه شد، علی(علیه السلام) يك تلنگر به قلبش زده است. همه انبيا از علی(علیه السلام) بودند. يعنی علی(علیه السلام) در سرّ آنها بود و او را نمی شناختند. همه پيغمبرها با اميرالمؤمنين(علیه السلام) عبادت خدا را می كردند و با خدا صحبت می كردند اما نمی شناختند او كيست. اصلا برای او حساب باز نكرده بودند. به گمانشان خودشان بودند. انبيای سلف متحيّر بودند. با خدا صحبت می كردند، خدا هم با علی(علیه السلام) صحبت می كرد و از علی (علیه السلام) كلام می شنيد.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٣٩

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#سِرّ_انبيا


خود پيغمبر(صلی اله علیه و آله) فرمود :«كُنتُ مَعَ الانبِياءِ سِرّآ وَ مَعيَ جَهرآ» ؛ علی جان تو با تمام انبيا در نهان بودی و با من آشكارا. كلمات علی(علیه السلام) نافع است. هركس هم سواد ندارد به نهج‌البلاغه نگاه كند. صاحب كلام قادر است كه كلام را در جان ما بريزد. مثل قرآن كه فرمودند اگر قادر به خواندن آن نيستيد وضو بگيريد و به آن نگاه كنيد و اگر هم چشم نداريد آن را مَس كنيد كه اثر می گذارد؛ قرآن در قلب انسان می آيد.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٤٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#درهاي_بهشت_و_دوزخ


يكي از راه‌های خدا قوّه لامسه است. قوّه لامسه خودش يكی از درهای بهشت است. وقتی كه چشم و زبان نيست بايد از لامسه استفاده كرد. لامسه، قرآن را به قلب می رساند. اميدوارم با نيّت خوب و با توجّه بچشيد و ببينيد. اگر بعضی اوقات حال قرآن خواندن نداری، وضو بگير و قرآن را مَس كن. يك دفعه شما را بيدار می كند. می فهمی عجب دری است كه تازه به رويم باز شده است. برای كسانی كه نمی توانند قرآن را بخوانند، مَس افضل است.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٤٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#درهاي_بهشت_و_دوزخ


يكی ديگر از درهای بهشت، سامعه است. كلام‌های شيرين خدا را با آن گوش می دهيد و استفاده می كنيد. ذائقه انسان هم يكی از درهای بهشت است. وقتی ذكر محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله) را می كنی لذّت می بری. پنج حس انسان با دو قوّه شهوت و غضب، هفت درِ بهشت است. اميدوارم كه شهوت و ميل انسان هم در ذكر خدا باشد. عقل انسان هم خودش يكی از درهای بهشت است.
اگر عقل نباشد، همين هفت در، هفت درِ جهنّم را تشكيل می دهند. چون عقل آنها را به كنترل خود در می آورد درهای بهشت‌اند والاّ درهای جهنّم هستند. با قوّه لامسه با بندگان خدا مصافحه می كني، سادات را می بوسی و لذّت می بری. اينها راه خداست. باصره هم همين‌طور. با آن به سادات نگاه می كنی الطاف خدا را می بينی و لذّت می بری. گوش انسان صدای خوب را می شنود. ندای حق و كلام خوبان را می شنود. اين درِ بهشت است و بر خلاف اين، درِ جهنّم است.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٤٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#درهاي_بهشت_و_دوزخ


اميدوارم بهشت و جهنّم را بشناسی. جهنّم را بشناسی تا كِيفت به راه باشد. اگر جهنّم را نشناسيد ممكن است لذّت بهشت كم باشد. بی جهت خداوند بهشتی ها و جهنّمی ها را همسايه و نزديك هم قرار نداده است. اميدوارم شش دانگ به بهشت برويد، آنجا همه‌اش بهشت و بهشتی است. يعنی تمام حواس، كار صحيح انجام می دهند، ذائقه، باصره، سامعه، لامسه و بقيّه آنها. «لا يَمَسُّهُ اِلاَّ المُطَهَّروُنَ»؛
قرآن نمی گويد نمی خواند مگر طاهر؛
می گويد مَس نمی كند. معلوم می شود مس خيلی بالاتر از خواندن است. اميرالمؤمنين (علیه السلام) مَمسُوسٌ في ذاتِهِ است. ذات هستی ممسوس علی (علیه السلام) است.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٤١

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#درهاي_بهشت_و_دوزخ


مؤمن بعضي اوقات يخ مي‌كند، دلش مي خواهد گرم شود. جهنّم براي گرم شدن كساني است كه مبتدي هستند. بهشت خيلي خنك است. اين‌قدر خنك است كه اگر آتش‌هاي دنيا و آسمان و زمين و قيامت بر سر آن ريخته شود داغ نمي‌شود. از مؤمن معلوم مي‌شود كه بهشت چقدر خنك است. همه آتش‌ها را خاموش مي‌كند. اصلا آتش مي‌ترسد نزديك او شود. از اينجاست كه خدا مي‌گويد :«بَردآوَ سَلامآ عَلي اِبراهيمَ»؛ بَرد و سلام باش. نه بَردي كه دخل حضرت ابراهيم را بياورد و او را از بين ببرد.
اهل آخرت خنك و لطيف‌اند. مزاج خنك خيلي آرامش دارد. سردِ سلامت است. مي‌گويند مستحب است آب غسل ميّت سرد باشد. در احكام اسراري خوابيده است. لذا به عنوان مستحب فرمود. چيزهاي بزرگِ قيمتي را به عنوان مستحب ذكر كرده‌اند. آب دنيا براي ميّت خيلي داغ است. ان‌شاءالله شما نَشُسته پاك باشيد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس دوم - صفحه ٤١ , ٤٢

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# گشايش_در_سختی


كار خدا حيات دادن و تجديد حيات است. غم و غصّه مربوط به حيات تازه است. قرآن می فرمايد :«اِنَّ مَعَ العُسرِ يُسراً»؛ يسر و آسانی در عسر و سختی خوابيده است. جای اصلی كار همان جايی است كه سخت است. اين، هم مربوط به جسم و هم مربوط به روح است. خداوند بر اين مطلب تأكيد كرده است. يعنی حتمآ اين‌چنين است، شك نكنيد.
اميدوارم خداوند پرده‌ها را بردارد و يسر دائم مرحمت كند. خداوند گاهی فتق می كند و گاهی رتق؛ باز می كند و می بندد. گاهی قبض می كند و گاهی بسط. انسان نمی داند چه می شود؛ يك‌وقت بسط می شود و نمی داند از خوشحالی چه كند. گاهی هم غم می آيد. قبض و بسط مربوط به قلب است. در مواقعی كه ناجور است بايد صبر كرد، دندان سر جگر گذارد و خوابيد. بايد صبر كرد تا فرج حاصل شود.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٣

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# گشايش_در_سختي


قبض و بسط دو نيرو هستند كه مرتب به انسان ور می ‌روند، به طوری كه هيچ قدرتی نمی تواند جلوی آنها را بگيرد. با جهت يا بدون جهت. ممكن است انسان كفران كرده باشد، يا نه، اصلا خداوند مربّی است می خواهد انسان را تربيت كند. گاهی او را در غصّه فرو می برند و گاهی هم درِ سرور را به روی انسان باز می كنند. در نهايت هم بازنشسته می شوند و ديگر نمی توانند با انسان ور بروند. يعنی غم و غصّه و حزن می رود. خداوند مرحمت كند!


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٣

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# گشايش_در_سختي


وقتي خدا عبدی را از روی مصلحت يا حكمت يا هر جهت ديگر محزون می كند، از آن سرورهای قبل چيزی به همراه ندارد. چاره‌ای نيست، علاج آن فقط صبر است تا خداوند فرج را برساند. وقتی قلب بسته می شود نمی تواند روزنه‌ای به سابق باز كند. اصلا فكر او كار نمی كند تا برای علاج، مدرك و برهانی بياورد. می بيند از آن حالات خوب چيزی به همراه ندارد. يك مرتبه خداوند سرور را می آورد و ديگر چيزی از غم باقی نمی ماند. مثل كسی كه دو من ترياك تلخ خورده باشد. به مجرد اينكه حبّه قندي به دهان می گذارد شيرين می شود. با اينكه تناسبی بين دو من ترياك و يك حبّه قند وجود ندارد. عكس آن هم همين‌طور است. انسان اين‌گونه لطيف و نازك و حساس آفريده شده است.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٤

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# گشايش_در_سختي


حضرت امير(علیه السلام) فرمود: «هرگاه كسی محزون می شود چيزی از علم‌های سابقش را به همراه ندارد». كسی كه يك عالَم نور ديده است، حال عبادت ديده است، حال قرآن ديده است، فضاهای زيبای نيمه‌های شب را ديده است، الان كه محزون شده است هيچ‌كدام همراه او نيست. چون اگر با او باشد نمی گذارد غم و غصّه بيايد. مثل اينكه كسی چهل سال نخست وزير باشد و روزی به او بگويند بايد بروی! از آن چهل سال چيزی به همراه ندارد. به خاطر اينكه به او گفته‌اند بايد برود از غصّه زانو به بغل گرفته است. راه خدا هم همين‌طور است.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٤

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# مسير_كمال


خداوند كه مربّی است كار خودش را انجام می دهد. بنابراين در غم و شادی صبر لازم است تا خداوند غم را از بين ببرد و سروری بدهد كه دائم است؛ بلكه به انسان چيزی بدهد كه سرورآفرين است. چيزی می دهد كه قابل وصف نيست. اسم آن را سرور هم نمی توان گذارد. مثل اينكه گرما و سرما ديگر در انسان اثر نگذارد، حزن و سرور هم اين‌چنين است.
اسمی ندارد، فقط از صفاتش اين است كه می تواند هم سرور ايجاد كند و هم غم. نه اينكه خودش دچار سرور و غم می شود، بلكه خالق سرور و غم است. مربّی ما، خداوند متعال، می خواهد انسان را به آنجا ببرد. غم و سرور، فقر و غنا و مرض و صحّت را، همه را به هم می مالد. ديگر هيچ تأثيری نيست.
اين تغيير در بشر برای لايتغيّر شدن است.
خداوند با اين تغييرات می خواهد انسان را لايتغيّر كند. همانند درّ، كه در زمين خيلی تغيير داشته است تا به جايی می رسد كه ديگر تغييری ندارد. يا مثل طلای تمام عيار كه قابل تغيير نيست. در زمين آن‌قدر دستخوش تغييرات شده است تا اينكه به جايی رسيده است كه ديگر تغييری در آن پيدا نمی شود. همان طور كه خداوند لايتغيّر است می خواهد مصنوعش را هم لايتغيّر كند. الطاف خداوند به بندگانش اين‌چنين است. انواع تغييرات، سردی و گرمی، مرض و صحّت، فقر و غنا، موت و حيات در اين دنيا در انسان موج می زند تا سرانجام به جايی می رسد كه متأثر نمی شود.
بنابراين اگر خداوند كه مربّی ماست با وجود اينكه غنی و عالم است ما را مبتلا می كند؛ غم می دهد، شادی می دهد، فقر می دهد، غنا می دهد، مرض و صحّت می دهد و می گويد صبر كن؛ به خاطر اين است كه می خواهد انسان را بزرگ كند و به جای لايتغيّری برساند.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٤ و ٤٥

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# مالك_هستي


خداوند به انسان حيات داده و ما را به وجود آورده است. اصلا بودِ او سببِ بودِ ماست. نه اينكه بودِ ما سبب بودِ او باشد. دليل وجود ما خداست. وقتی بودِ ما از بودِ اوست، آثار ما نيز از آثار اوست. دست و پا و كار و شغل ما همه مال اوست. كفّار و اشقيا همچنين‌اند. فقط آنها نمی دانند. والا نَفَس و حركت و همه آثار آنها مال خداست.
بنابراين كفّار از اين جهت كه غافل‌اند بد هستند ولی از آن جهت كه خداوند آنها را به وجود آورده است محترم‌اند. نشنيده‌ايد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) چقدر با آنها مؤدّب حرف می زدند! چون وجودشان را از خداوند می دانستند، فقط می ديدند غافل‌اند.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٥

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# مالك_هستي

هستی مال خداست كه به خلقش داده است. خداوند دليل وجود ماست، دليل كلام ما، دليل دين و مقصد ماست، دليل فعل ماست و ما دليل او نمی شويم. اين منطق امروز كه زحمت كشيده و برای بشر دليل و برهان بر اثبات خداوند درست كرده‌اند چيست؟ اين بشرِ كوچك، گردن كلفت درآمده است و می خواهد برای اثبات خداوند حرف بزند. بشرِ مخلوق می گويد اثبات توحيد می كنيم. يعنی كسی كه ثابت است را داريم اثباتش می كنيم. تازه با اين كار شك در دستگاه ما سوا می اندازد. مربّا می خواهد برای اثبات مربّی مدرك درست كند. آيا وجود شما اثبات می كند خدا هست يا او اثبات می كند كه تو هستی؟

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٦

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# مالك_هستي

هستی ما از هستی خداست. بنابراين انسان به هستی خودش اعتماد می كند. در اين صورت از مردن خبری نيست. هرچه بميری باز هستی. آفت‌پذير نيستی چون او مطلق است و آفت نمی گيرد. بنابراين انسان به مقصدش اعتماد و اطمينان و يقين پيدا می كند. می گويد خدا هست، پس دليل من است و دليل همه بندگانش. او مطلق است و صدمه‌ای نمی بيند. عوارض و حوادثی ندارد و بر اين اساس همه بندگانش را راحت كرد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٧

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# مالك_هستي

خداوند در قرآن از بندگانش سؤال مي‌كند :«اَلَيسَ اللهُ بِكافٍ عَبدَهُ»؛ آيا خدا براي بندگانش كافي نيست؟ انسان در همه جا اين آيه را مي‌خواند، عملا مي‌خواند. هرجا درمانده باشد. وقتي غصه دار شده پيش خود مي‌گويد «اَلَيسَ اللهُ بِكافٍ عَبدَهُ» و خودش را راحت مي‌كند.
خداوند روزي كند كه انسان در گرفتاري و خوشي، كلمات او را بفهمد و با فعلش حرف بزند. خداوند هم با فعلش با ما حرف مي‌زند؛ با كارهايي كه درباره ما مي‌كند. ولي كسي حاضر نيست حرف‌هاي خدا را گوش بدهد. انسان وقتي مضطر شد، ربّ او اين كلام را به انسان ياد مي‌دهد «اَلَيسَ اللهُ بِكافٍ عَبدَهُ». خداوند مرحمت كند كه انسان با او سر و كار داشته باشد. خودش مرتّب انسان را راهنمايي و هدايت مي‌كند.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٦

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# صبر در برابر مقدّرات_الهی


اگر انسان بو ببرد كه مربّی او دارد او را می سازد صبر می كند. يك مرتبه كه صبر كرد و بزرگ شد مرتبه دوم قوّه‌اش بيشتر می شود و خيلی برايش آسان است. می گويند گرسنگی سه روز اول ماه رمضان يك مقدار سخت است. از روز سوم به بعد راحت می شود. اين صورت ظاهر شرع است. در امور اعتقادی هم همين‌طور است. انسان صبر مي‌كند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر كس مقدّرات الهی را بپذيرد و مشفقانه و صابرانه با آن برخورد كند، خدا می فرمايد من فردای قيامت شرم دارم برای او ميزان و عدالت بگذارم؛ چون اين بنده من كارهای مرا در تاريكی دنيا مشفقانه و از روی ميل و با صبر و تحمل تحويل گرفت و هيچ اعتراضی نداشت. من شرم می كنم از او حساب بكشم «كَماتَدينُ تُدانُ»*؛ همان‌طور كه عبد صبر می كند خدا هم به او جزا می دهد.

(* نهج البلاغه-خطبه ١٥٣
"هرچه كني با تو همان خواهد شد")


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٧

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# صبر در برابر مقدّرات_الهي


خدا درباره بندگانش خيلی تنزيل فرموده است. خداوند منزّه است از تواضع و كوچكی ولی اين‌قدر با خلقش پايين آمده است. هرچه بيشتر پايين بيايی می بينی بيشتر به انسان نزديك می شود. لذا تواضع را برای بندگانش خواسته است. خودش بزرگ است، قوی و متكبّر و عزيز است اما اين‌قدر با اين خاك نشسته. با عبد و خلق و مصنوعش حرف می زند، از بس كه نزديك است؛ «تَنزيلٌ مِن رَبِّ العالَمينَ» . كلام خودش را توسط انبيا آورده است و دسترس اين عبد خاكی قرار داده است. شخص بزرگی كه می خواهد صحبت كند كلامش به آسمان می كشد ولي او آيات قرآن را به قلوب انبيا و اوليا تنزيل كرده است تا آنها برای انسان تنزّل دهند.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس سوم - صفحه ٤٧

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# چشم_‌پوشي


خداوند ستّار است. عيوب را پوشانده است. الاَن هم به من و شما نمی ‌گويد فلانی چه كاره است. ما سرّ اشخاص را نمی توانيم بفهميم. خداوند اذن نداده است. اگر هم علم داشته باشيم بايد چشم را برگردانيم. اين چه كاری است كه چيزهای خوبش را ناديده بگيرد و بدی هايش را ببيند؟ اگر هم خدا چشم كسی را باز كرد چيزهای خوبش را می بيند، می بيند كه طالب ذكر خداست و مايل به بهره‌برداری برای مقصدش است، نه اينكه دنبال عيبش بگرديم.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٤٨

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# چشم_‌پوشي


بنده از بچگی هم دوست نداشتم دنبال عيب ديگران باشم. خداوند اذن نداده است عيب افراد را ببينيم؛ «غَضُّوا أبصارَ هُم عَمّا حَرَّمَ اللهُ عَلَيهِم». غضّ بصر كن! چرا نگاه می كنی؟! اگر خدا هم نشان داده است سرت را برگردان. اگر دو نفر غيبت می كنند گوش نده. شما اهل آن نيستی. همه افعال خوب را بايد ديد ولی افعال بد را، نه! اگر چشم كسی نور دارد و يك‌وقت بخواهد ببيند فلانی در عمرش چه كرده است می بيند، اما اين را هم می بيند كه خدا به خاطر استغفار، او را پاك كرده است. بلكه شما را شُسته رُفته آورده‌اند اينجا نشانده‌اند.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٤٨

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# زيبايی همراه شماست!


از روزی كه خداوند شما را آفريده هرچه قشنگی و زيبايی از شما سر زده است همراه شماست. هرچه در طفوليت مادرت را بوييدی، پدرت را نگاه كردی، هرچه ثواب بردی، همه همراه شماست. از زمانی كه خداوند تو را آفريد تا الاَن كه در اينجا نشسته‌ای گويا يك ساعت است. زيبايی، زمان و مكان و مدّت نمی خواهد. ممكن است سی چهل سال از عمرتان رفته باشد، امّا هيچ نگاه نكن! ببين كه خدا تو را آفريد و آورد در اينجا نشاند. از اين راه‌ها آورد. خوبی هايت همه همراه توست. هرچه را هم نديدی خداوند برايت شفّاف می كند و نشانت می دهد.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٤٩

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# زيبايی همراه شماست!


خواب، موت اصغر است. پس اگر می ‌گوييم يك ساعت است كه به اين دنيا آمده‌ای، روی اين حساب اشتباه نيست. وقتی از خواب بيدار می شويم فرموده‌اند بگوييد :«اَلحَمدُلِلّهَ الَّذي اَحياني بَعدَ ما اَماتَني»؛ خدايا، تو را حمد می گويم كه بعد از مردن مرا زنده كردی! يعني مرده بودم زنده‌ام كردی. هر روز از خواب بلند می شوی انگار خدا تازه شما را آفريده و زنده كرده است.
ان‌شاءالله گذشته‌ها را با استغفار و صلوات بر محمّد و آل محمّد جبران كنيد. بدانيد كه دو سه ساعت است كه زنده شده‌ايد و آمده‌ايد اينجا دور هم نشسته‌ايم. خيلی راحت و آرام. هركسی هم تو را آزار و اذيّت كرده است برای او استغفار كن. خدا اين را می خواهد. برای او استغفار كن همان‌طور كه برای خودت استغفار می كنی؛ چه فرق می كند؟ اگر كسی آزاری به تو رسانده است، غضبی كرده است، تندی كرده است، او را ببخش؛ چون خدا عفو را دوست دارد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٤٩

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# نور_فاطمه(علیها السلام)

اميدوارم نور فاطمه زهرا(علیها السلام) همه شما را غرق كند. هر وقت يادش می‌كنيد نور او با شماست. از آن نور می گيريد. نور، علم است، چراغ است. اگر چراغ را خاموش كنند با اينكه چشم داريم جايی را نمی بينيم. چشم تنها برای ديدن كافی نيست. نور هم لازم است. لذا نور فاطمه(علیها السلام) برای شما خيلی خوب است. وقتی به آن خانم توجّه كردی آن نور به مجلس شما می تابد. آن‌وقت می بينيد. عرايضی را كه می خواهم بكنم می بينيد. من با لبم حرف می زنم و شما با دلت می بينی. چون نور فاطمه زهرا(علیها السلام) خيلی صفا دارد. اگر ذكری از جمالش بشود يك مرتبه می بينی خورشيدی پيدا شد كه تمام ظاهر و باطن و درون و بيرون را روشن كرد.
نور، آدم را زيبا می كند. «وَ مَن لَم يَجعَلِ اللهُ لَهُ نُورآ فَمالَهُ مِن نُورٍ»؛ وقتی نور نبود چيزی نداريم. اين نور يعنی نور فاطمه(علیها السلام)، نور محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله). اينها همه نور خدا هستند؛ «اللهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الا َرضِ» . نور همين است.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٣ و ٥٤

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# عفو_و_غفران

عفو و غفران، انسان را خيلی بزرگ می كند. اگر همسرت بوده، پدرت بوده، خواهر و برادرت بوده‌اند و اذيّت كرده‌اند گذشت كن. اين صفت خدايی است. خداوند صاحب عفو و گذشت را خيلی دوست دارد. چون صفت خدايی است. خداوند است كه خلق را می آمرزد، شما هم اگر گناهكاری را كه تو را اذيّت و آزار رسانده است يا مالت را خورده است عفوش كنی، اين كار، كار خدايی است. شبيه كار خداوند است. خدا هم صفت و فعل خودش را خيلی دوست دارد.
ديديد كه ائمه ما: همه عزيز و با ايثار و گذشت بودند و چقدر مورد محبّت خدا هستند. ما هم اگر با گذشت باشيم مورد محبّت ائمه: واقع می شويم. عفو كنيد، گذشت كنيد، شب كه می خوابيد استغفار كنيد! هر روز هفتاد مرتبه برای خودتان يا كسانی كه شما را اذيّت كرده‌اند استغفار كنيد. كسی كه برای اذيّت‌كنندگانش استغفار كند قلبش راحت و بزرگ می شود.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٠ و ٥١

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# عفو_و_غفران

چگونه می ‌شود انسان برای كسی كه اذيّتش كرده است استغفار كند و قلبش بزرگ شود؟ اين استغفار چگونه اين خاصيت را دارد؟ سِرّش اين است كه وقتی كسی انسان را اذيّت می كند انسان دلتنگ می شود. ناراحت می شود كه فلانی مرا اذيّت كرده است. قلبش تنگ می شود. وقتی برای او استغفار می كند قلبش راحت می شود، بزرگ می شود، خنك می شود. دل او باز می شود. می گفت اذيّتم كرده بود از دستش پكر بودم، دلم تنگ شده بود، ناراحت بودم؛ برای او استغفار كردم راحت شدم.
هر وقت كسی شما را اذيّت كرد و ناراحت شديد، نمی خواهد به كسی بگوييد، بلكه استغفار كنيد؛ هم برای خودتان و هم برای كسی كه شما را اذيّت كرده است. بگو بيچاره كار بدی كرده است، اگر فهم داشت نمی كرد. وقتی استغفار می كنی خداوند دوست دارد، خودت باز می شوی، اصلا قلبت باز می شود.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥١

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# نور_فاطمه(علیها السلام)

نور فاطمه (علیها السلام) مشگل‌گشای اهل زمين و آسمان، حتی ملائك و شوهرش اميرالمؤمنين (علیه السلام) و پدرش پيغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) است. ائمه (علیهم السلام) همه بچه‌های اين خانم‌اند. ائمه (علیهم السلام) حتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اگر چيزی به كسی بدهند انگار اين خانم داده است، منتها او مخفی است. شما هم او را در آخر جان و دلت مخفی بدار.



#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٨

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# اَمانگاه_انسان


استغفار، اَمانگاه انسان است، يعنی پناهگاه. وقتی گفتی «استغفرالله»، در پناه خدا هستی. فرمودند: «دو امان ميان شما بود، يكی پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و ديگر استغفار. پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) رفت ولی استغفار هميشه ميان شما باقی است. با اين دو امان، عذاب نيست» .
روزی هفتاد مرتبه استغفار مستحب است. يكی از خاصيت‌هايش اين است كه قلب انسان راحت می شود؛ بزرگ می شود. از همه راضی می شوی؛ از خدا، از مخلوقات خدا.
كسی آب دهان به مالك اشتر انداخت. مالك فردی شجاع و قوی بود. رئيس لشكر حضرت امير (علیه السلام) بود. بزرگ بود. اين شخص او را نمی شناخت. ديد يك نفر خيلی استوار راه می رود؛ نتوانست ببيند يا اينكه مريض بود، آب دهانی به مالك انداخت. مالك به سرعت رفت. كسی آنجا بود. به آن شخص گفت می دانی چه كردی؟ او مالك بود، مالك اشتر. چگونه جرأت كردی؟ گفت اين مالك بود؟ بدنش به لرزه افتاد. به دنبال مالك دويد ببيند كجا رفت تا به پايش بيفتد و استغفار كند. سراغ او را گرفت. گفتند به مسجد رفت. وقتی به مسجد رسيد و مالك را ديد، مالك به او گفت من به مسجد نيامدم جز اينكه برای تو استغفار كنم! اين هم نمونه و مصداق اين مطلب.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٢

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# اَمانگاه_انسان


ان‌شاءالله اميدوارم شما كه نيّت‌هايتان پاك است اگر در گذشته از كسی، از پدر، از مادر، از همسر ناراحت شده‌ايد آنها را عفو كنيد. خدا خيلی تلافی می كند. اگر قلبت حاضر نيست اين كار را بكنی، قلبت را نرم كن. دو سه مرتبه استغفار كن. يك دفعه دلت نرم می شود. البته دل‌های شما نرم است، آبدار است، سخت و شقی نيست. اگر ديديد قلبتان الاَن حاضر نيست استغفار كند با زبان استغفار كن، آن‌وقت دلت نرم می شود. حتی ممكن است برايش گريه هم بيفتی، او را دعا هم بكنی.
دل زود نرم می شود. دل به ذكر خدا نرم و شفاف می شود. اگر خدای نخواسته مطلب بزرگ بوده و نتوانستی استغفار كنی چند مرتبه با زبان استغفار كن، كم‌كم دلت نرم می شود و می بينی كه راحت شدی. قلبت باز می شود.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٢ و ٥٣

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# اَمانگاه_انسان


قلب انسان اگر باز شد خيلی بزرگ است. دل و قلب انسان‌ها مثل شكم می ماند. اگر مرتب چيز در شكم بريزی و آن را عادت بدهی باز می شود. بعضی هستند كه اگر جلوی آنها غذا بگذاری از بس می خورند تعجب می كنی كه اين چه شكم است! هر چه می دهند می گويد كم است. دنياپرست و پول‌پرست هم همين‌طور است. هرچه به او می دهند می گويد كم است.
خلاصه قلبی كه ذكر خدا می كند خيلی بزرگ است. «اَوسَعُ الاشياء» است. هرچه از محبّت و صدق و ذكر خدا می گيرد باز می گويد كم است. نماز كه می خواند می گويد كم است. استغفار هم چيزی است كه قلب را بزرگ می كند. پيغمبر خدا (صلی الله علیه و آله)، آن دريای عظمت الهی، روزی هفتاد مرتبه استغفار می كرد. اميدوارم اين عرايضی كه بنده می كنم در قلب‌هايتان خودش به شما بياموزد. هر كدام از شما دل داشته باشيد، قلب داشته باشيد، از اين سخنان بهره می بريد.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٣

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# نور_فاطمه(علیها السلام)

محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله) مال آسمان‌ها و زمينند و همه نور هستند. وقتی يادشان می ‌كنيم، آن خورشيد خودش را نشان می دهد و ما هم نور می گيريم و جزء نور آنها می شويم. وقتی چراغ روشن شد خيلی زيبا می شود. همه چيز را در قلب خود و با جان خود نگاه می كنی. هر چه حسن و زيبايی است آشكار می شود. آن نور عيب‌ها را هم كنار می زند. اصلا نور، ظلمتی باقی نمی گذارد.
ان‌شاءالله روز قيامت آن‌قدر به فاطمه زهرا(علیها السلام) علاقه‌مند هستيم كه هر وقت آنها را گم كرديم خودشان می آيند ما را در بغل می گيرند و می گويند ما را نديدی؟ از بس ما را دوست دارند. ان‌شاءالله الاَن هم همين‌طور علاقه‌مند باشيم و قلب ما مال اينها باشد. چراغش را اينها روشن كنند. در سِرّ دلت چراغی روشن می شود كه مال محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله) است. مال فاطمه زهرا(علیها السلام) است و در سِرّ شما مخفی است، نورش هم مخفی است. همان‌طور كه قبرش مخفی است، نورش در من و شما مخفی است. از بس لطيف است. آن‌قدر لطيف است كه نمی توانم سرم را پايين كنم و نگاهش كنم.




#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٤

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# نور_فاطمه(علیها السلام)

ان‌شاءالله اين عرايض را دلتان با آن نور تطبيق كند، «يَهدِي اللهُ لِنُورِهِ مَن يَشاءُ»؛ هر كه دوست داشته باشد، خداوند از آن نور به او عطا می‌كند. «مَن يَشاءُ» يعنی هركس بخواهد، نه اينكه هركس را خدا بخواهد. خيلی قشنگ بخواه! اين را از همسر و پدر و مادر و از همه بالاتر بدان و بهتر بخواه! آن‌وقت حق اينها ادا خواهد شد.
وقتی خدا را بيشتر از همه دوست بداری، حق آنها را می توانی ادا كنی. طبق وظيفه‌ات رفتار می كنی بدون هيچ زحمت. چون مولا بالای سر اوست و حواسش به اوست و آن هم حق كسی را ضايع نمی كند. اين خيلی بينايی می آورد. قدرت ندارم همه را تعريف كنم. ان‌شاءالله خودتان بيابيد. آنچه را در قلبت می يابی خوب است، خيلی قشنگ است. با قلب و جانت معامله می كنی كسی هم نمی فهمد.



#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٤ و ٥٥

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# به_دنبال_ذات_خود

ما قاصد هستيم. مقصدی داريم. انبيا هم قاصدند. آمدند به ما خبر دادند و ما را هم راه انداختند. اما مقصد كجاست؟ مقصد در ذات خود شماست. همان چراغ و همان نور. قشنگ با آنها تماس بگير! در جايی خلوت. چه انيسی از آن بهتر! چه مونسی از آن بهتر! اگر كسی می خواهد عشقبازی هم بكند؛ با آن بكند، با ذات خود. آنجا بنشين ببين با تو چه می كند! جايی خلوت، سر نماز می نشينی، او شما را در بغل می گيرد، بلكه شما او را بغل می گيری. آن نور می آيد و شما او را در بغل می گيری. آنگاه انسان خودش را رها می كند تا هر جا كه می خواهد ببرد. جايش خوب است.
يك عزيز، يك دوست، وقتی آدم را در بغل بگيرد چه می شود؟! او را می گيرد و می سازد و عوض می كند، دو مرتبه سرجايش می گذارد. يك دقيقه خلوت كرديم عوض شديم، سبك شديم، راحت شديم. ان‌شاءالله شما هم می يابيد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٥

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# سيري_در_آفاق_و_انفس

اميدوارم خداوند نگرانی همه مؤمنين، در هر جای عالم هستند، از زن و مرد را برطرف سازد و با لطف و عنايت خودش جاده‌های روح ما را صاف كند كه وقتی نگاه می كنيم خودشان را ببينيم و چيزي جلوی آنها نباشد. بايد از خدا كمك گرفت. خدا هم وعده داده است؛ «سَنُريهِم اياتِنا فيِ الافاقِ وَ في اَنفُسِهِم». در آفاق يعنی بيرون.
خلق خدا را نگاه كن. يكی را می بينی عزادار است، يكی غصّه‌دار است، يكی دعوا كرده است. از يكديگر گله دارند. خلاصه همه غمناك‌اند. مشگل‌گشا، خدا و خوبانند. ان‌شاءالله همه آنها را هم خدا نشانتان می دهد. همه جای عالم هستند. برای حل مشكلات بگرد و آنها را پيدا كن. هر وقت مشكلی روی داد به آنجا برو، يعنی همان‌جای خلوت.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٦

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# سيري_در_آفاق_و_انفس

اصلا ايمان در ذات انسان است. علم و كمال كه از ايمان كسب می‌شود از آنجاست. هر وقت انسان نياز پيدا كرد و خواست او را غم بگيرد پيدا می شود. كلامی، آيه يا حديثی پيدا می شود و غم برطرف می گردد. در قلب و سِرّ انسان كه اسمش لوح محفوظ است جای دارد. در دسترس نيست. هر وقت نياز پيدا كردی ظاهر می‌شود.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس چهارم - صفحه ٥٦

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#مهمانِ_دل

اميدوارم در خانه‌هايتان همه سلامت باشيد. خدا نصيبتان نكند كه يك‌وقت در خانه شما اختلاف باشد. بنده ديده‌ام كه وقتي در خانواده اختلاف مي‌شود، بچه‌ها مثل جوجه دور پدر و مادر خود مي‌گردند. گاهي به مادر مي‌گويند تو چيزي نگو و گاهي به پدر. مثل يك ناصح بزرگ. بعضي اوقات هم، پدر و مادر رحمتشان طلوع مي‌كند و به واسطه اين بچه‌ها ساكت مي‌شوند و نزاع مي‌خوابد.

در روايت هم آمده است كه وقتي نزاع مي‌شود، ملائكه به سراغ كسي كه هنوز حرفي نزده است مي‌روند و از او مي‌خواهند كه چيزي نگويد. اگر گوش نكرد او را رها مي‌كنند و به سراغ ديگري مي‌روند. بچه‌ها هم همين‌طورند؛ مثل ملائكه، خيلي لطيف و معصوم. خيلي به پدر و مادر التماس مي‌كنند كه ساكت باشند. اگر كسي آنها را در آن حال ببيند مي‌گويد: «فَتَبارَكَ اللهُ اَحسَنُ الخالِقينَ». اميدوارم همه شما، هم ناصح باشيد و هم قبول حق كنيد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٥٩

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#مهمانِ_دل

انسان هرچه راه برود و خوب‌ها به منزل او تشريف بياورند و در قلب و جانش بيايند، قلب او بزرگ می‌شود. هرچه بيشتر خوبان را ياد كنيد، دل و قلب شما بزرگ‌تر می شود. قلب ما خيلی بايد بزرگ شود. آنجا جايی است كه خدا می خواهد تشريف بياورد. خداوند فرموده است «من در آسمان‌ها و زمين نمی گنجم؛ فقط قلب عبد مؤمن جايگاه من است». وقتی ميهمانی به اين عزيزی می خواهد به خانه دل انسان بيايد، بايد اميرالمؤمنين(علیه السلام) را ياد كرد تا به بركت ياد آن حضرت، خانه تميز شود. وقتی آن حضرت را ياد كرديد، خانه دل، خودش تميز می شود.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٥٩ و ٦٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#مهمانِ_دل

به وسيله نماز و ذكر و عمل صالح، خانه تميز و مرتب مي‌شود. كم و زياد عمل اهميت ندارد. آنچه مهم است اين است كه بايد بدانی چه می‌كنی و چه می خواهی بكنی. قصد شما اين است كه خانه را تميز كنی تا خوب‌ها به خانه تو بيايند. می خواهی خانه دل را تميز كنی تا خدا تشريف بياورد. ابتدا پيغمبر (صلی الله علیه و آله) و امام (علیه السلام) تشريف مي‌آورند. امام (علیه السلام) كه تشريف آورد، قلب شما ظهور حجّت خداست. حضرت می‌فرمايد من آمدم، خدا هم خواهد آمد؛ هستی مطلق، ظهور صغری و كبری.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# راه_اهل_ايمان

قلب جای بزرگی است. خداوند آن را اين‌گونه آفريده است. اصلا خدا به قلب ما نظر دارد؛ «اِنَّ اللهَ لا يَنظُرُ اِلي صُوَرِكُم وَ اَعمالِكُم وِانَّما يَنظُرُ اِلي قُلُوبِكُم»(١).
براي باطن و قلب خودت كار كن. اگر عملی هم انجام می دهی، حواست به آنجا باشد، با آن كار كن. اگر اهل مزد هستی و می خواهی مزد بگيری، مزدش را هم همان‌جا بگير. اگر مزد هم نمی خواهی، همان عمل خودش مزد است. نماز و روزه خودش مزد است. نَفْس عمل شما مزد است؛ چون به اختيار خودت آن عمل را انجام می دهی. نَفْس عمل، جزا می شود. يعنی در «يَومُ العَمَل» بودم، الاَن از «يَومُ الجَزا» سر درآوردم. «يوم‌ العمل» دنياست و «يوم‌الجزا» برزخ.

(١).براستي كه خدا به صورتها و اعمال شما نمي نگرد بلكه به قلب هايتان نظر مي كند.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# راه_اهل_ايمان

به سلامتی مفت به قيامت وارد شديم؛ با دست خالی. انسان جزای عمل خوب و بد خودش را در برزخ می گيرد و با آن راه می رود. اين در حقيقت همان زاد و راحله ماست. ما زاد و راحله را تا آنجا لازم داريم كه ما را به منزل برساند. شما وقتی می خواهيد به مشهد برويد، به اندازه راهتان زاد و راحله بر می داريد. عمل خوب ما، زاد و راحله ما تا قيامت است.
به قيامت كه رسيديم ديگر زاد و راحله نمی خواهيم. آنجا «يوم الجزا» است نه «يوم‌العمل». همه عمل‌ها را در راه مصرف كرديم. يك شب حالم خوب بود و شب ديگر بد. بدها مال معصيتم بود و خوب‌ها مربوط به عبادتم. ممكن است در زندگی، در ايمان، در تقوا يك شب پكر باشيد و يك شب هم خوشحال. اين جزای عبادت‌های اوليه شماست. جزای اين، خوشحالی شماست كه انسان را رشد می دهد. اگر پكر شدی همان شما را نجات می دهد. تن می دهی و تسليم می شوی. ناچاری می گويی خدا كريم است.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦١

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# راه_اهل_ايمان

انسان در برزخ گاهی غمناك است و گاهی خوشحال. به سلامتی به قيامت كه رسيدی در آنجا خوشی دائم است. دنيا غم دائم است، برزخ غم و خوشی موقت و قيامت خوشی دائم. اين راه اهل ايمان است. اهل ايمان و دوستان اهل بيت (علیهم السلام) به نظرم دنيای صِرف را نداشته باشند. آن مربوط به كفّار است كه در دنيای صرف‌اند. همه دنيا نيستی است. هستِ آن هم نيست است. اما شما كه يك شب فقيری و يك شب غنی، يك شب زندگی ات خوش است و يك شب پكری، اينها مال برزخ شماست.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦١

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# افق_قيامت

كلام ائمه(علیهم السلام) را كه فرمودند «دنيای دوستان ما ابتدای برزخ آنان است» قبول كن. مؤمن در دنيا منزل اول برزخ را طی می كند. به سلامتی، جمال امام را كه ديدی به افق قيامت نزديك شده‌ايم. برزخ، قيامت صغری است كه به مجرد ملاقات حجّت خدا وارد آن شديم. قيامت صغری نزديك قيامت كبری است. خيلی نزديك است؛ مثل صبحی است كه می دمد. يك‌وقت می بينی كه چند دقيقه ديگر صبح شد.
قرآن از من و شما خبر می گيرد «أَلَيسَ الصُّبحُ بِقَريبٍ»؛ آيا صبح نزديك نيست؟ قرآن از ما توقّع دارد كه درك كنيم. اين خبرگيری قرآن توقّع است. از مؤمنين توقّع دارد كه نزديكی صبح را مشاهده كرده باشند. «اَلَيسَ اللهُ بِكافٍ عَبدَهُ»؛ اين هم توقّع است. توقّع بزرگ از كوچك. خداوند اين‌همه نعمت و رحمت به ما داده است. اگر توقّع داشته باشد كه رشد كرده باشيم، زياد نيست. می فرمايد آيا خدا شما را كافی نيست؟
عزيزان من! اين توقّع بزرگ از كوچك خيلی عزّت است، خيلی آقايی می آورد، گرچه به اين درجه نرسيده باشيم. وقتی می بينيم كه اين توقّع را دارد، كمر آدم خيلی قرص می شود.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٢

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# افق_قيامت

چقدر خوب است كه آدم اشتياق به صبح داشته باشد. همه شما عقب صبح می‌گرديد، به دنبال يك جرقه و يك نور از انوار مطهّره، تا قلب و جان و چشمتان را روشن كند. چشم روشنی همين است. اگر در عالم، چشم روشنی وجود داشته باشد همين است كه انسان به نور جمال محمّد و آل محمّد (صلی الله علیه و آله) چشمش روشن گردد.
نور كه آمد، حقّ همه چيز ادا می شود. تا نور نيامده است حق معلوم نيست. نور است كه زندگی انسان را روی غلتك می اندازد. در تاريكی چيزی پيدا نيست. چشم داريم، اما نمی بينيم. اهل رياضت هم چشم دارند اما خوب نمی بينند. باز شلوغ كاری می كنند چون هنوز نور به آنها نداده‌اند. نور نيامده است. ولی يك انسان متديّن را می بينيد كه نور دارد. خلاف نمی كند، اذيّت نمی كند، با ادبِ كامل است، تمام افعالش كامل است، چون يك چراغ دست اوست. جلوی پای خودش را می بيند. از خدا بخواهيد با نور محمّد و آل محمّد (صلی الله علیه و آله) چشممان باز شود. آن را ملاقات كنيد كه نجات انسان در آن است.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٢

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#نور_حق

كسی كه چراغ دست اوست، انحراف نمی رود. چراغ، هم معرّف اشيا است و هم معرّف خودش. هرچه من تعريف كنم كه چراغ چنين و چنان است فايده‌ای ندارد. چراغ وقتی روشن شد، صلوات می فرستيد. هم معرّف خودش هست و هم معرّف ديگران. نور، معرّف خودش هست و ما سوای خودش را هم نشان می دهد.
نور مال خداست، مال ائمه(علیهم السلام) است. با آن نور همديگر را می بينيد و شناخت پيدا می كنيد. از خدا بخواهيد تا نور وارد خانه دل شما شود. اگر مصيبتی هست صبر كنيد و اگر فراخی و توسعه هست باز هم صبر كنيد و از خدا بخواهيد كه طغيان نكنيد تا اينكه نور بيايد. نور كه آمد نه طغيان است و نه كفران و نه تعدّی، بلكه همه حقوق ادا می شود.
وقتی چراغ روشن است انسان چشمش می بيند و پايش را روی چيزی نمی گذارد، كسی را اذيّت نمی كند. اگر هم اذيّت كرد فوری علاج می كند؛ چون نور همراه اوست. با نور می بيند، با نور می گويد، با نور راه می رود، با نور می خورد و با نور می خوابد ؛ «نوُرٌ عَلی نوُرٍ. يَهدِی اللهُ لِنوُرِه مَن يَشاءُ» «مَن يَشاءُ» هم دو طرفی است. يعنی تو بخواه، من هم می خواهم.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٣

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#نور_حق

شما هم الحمدلله صاحب نور هستيد. محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله) نورند. خودشان فرمودند كه پيغمبر ما خورشيد است. وقتی خورشيد می تابد روز شده است. بازار همه چراغ‌ها كساد می شود. حتی ممكن است چراغ بعضی خانه‌ها روشن باشد ولی نور آن رنگ ندارد و متوجه نيستند كه روشن است چون در مقابل نور خورشيد هيچ‌اند. خورشيد كه آمد شب از بين رفت.
فرمود: ائمه و چهارده معصوم(علیهم السلام) قمرند و شيعيان و دوستان نجوم‌اند. اميدوارم نجم را بشناسی. شناخت نجوم يك مقدار مشكل است. امروزه می گويند فلان ستاره‌شناس يك ستاره پيدا كرده است، آن هم در دنيا. اگر بين خلق نجومی باشد كمتر عقب او می گردند، جز دوستان اهل بيت(عليهم السلام) و مؤمنين كسی عقب نجوم نمی گردد.
كفّار عقب نجوم آسمان می گردند كه فلان ستاره چند هزار سال است نور آن دارد به زمين می آيد و چنين و چنان است. بشر دنبال آن نجوم است كه پيدا كند و به داخل آن برود و چيزی هم گير نمی آورد. به ماه رفت و چيزی نيافت. هرجا هم رفته‌اند سوءاستفاده كرده‌اند و اسباب زحمت خلق شده‌اند.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٣ و ٦٤

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#از_غيب_به_غيب

بشر جاهل است و نمی‌داند اينها عبرت است. اما خورشيد شما مؤمنين جداست. ماه و نجوم شما هم جداست. آسمان دنيا مال اهل دنياست. اين نمايشی است از عالم غيب. مال دنيا عكس عالم آخرت است. دنيا سايه عالم آخرت است. شما مؤمنين به غيب كار داريد؛ «يُؤمِنُونَ بِالغَيبِ»؛ يعنی جايی كه ديدنی نيست. با چشم سر نمی توان ديد.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٤

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#از_غيب_به_غيب


غيب، عالم طبيعت و دنيا نيست. از غيب خودت به غيب راه پيدا می كنی. چقدر راهش نزديك است؛ چقدر زحمت می كشند تا يك ستاره‌ای در آسمان دنيا پيدا كنند! كجا سرگرم شده‌اند؟! تو كه دنبال ستاره هستی ببين خودت ستاره نيستی؟ تو كه به ماه می روی خودت را نگاه كن ببين ماه نيستی؟ اصلا به نَفْس خودش نگاه نكرده است. به نَفْس‌های خودتان نگاه كنيد كه مجرای بينايی و دانايی خرد شماست. «مَن عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ». تمام آسمان‌های غيب و شهود، همه در خود شما مكنون است. حضرت امير(علیه السلام) فرمود: «أَتَزعَمُ أَنَّكَ جِرمٌ صَغيرٌ وَ فيكَ انطَوَيَ العالَمُ الا َكبَرِ»*

* گمان مي كني تو موجود كوچكي هستي درحالي كه عالمي بزرگتر درون توست.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٤

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#از_غيب_به_غيب


ديدی شما را چقدر بزرگ آفريده است؟ چون كسی كه شما را آفريده است بزرگ است و آنچه را كه آفريده است نيز بزرگ است. از بس مرا بزرگ آفريده است نتوانستم خودم را پيدا كنم، از بس يمين و يسار دارم. كوچك نيستم.
اگر در اين عالم سفلي آمدی و گاهی سر به زانو می گذاری، اهل آسمان حق دارند كه تماشايت كنند. وقتی سرت را به سجده می گذاری ملائكه آسمان شما را نگاه می كنند. چون بزرگ وقتی سر به سجده بگذارد بزرگ است. آنها بزرگی اش را می شناسند، گرچه خودم نمی شناسم. وقتی يك جوان سر به سجده می گذارد خيلي محترم است. خداوند به انسان بينايی بدهد كه ببيند خدا به ملائكه چه می گويد؛ اهل آسمان‌ها را خبر می كند كه ببينيد اين جوان چه می كند! او را از گل و خاك آفريدم، جنبه طبيعی به او دادم؛ با اين وجود مرا سجده می كند. ملائكه مأمور آفريده شده‌اند و اين عالم طبيعت را ندارند. می بينند عبدی سر روی زمين گذارده است و خدا را سجده می كند.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٥

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#از_غيب_به_غيب


يك بچه ده ساله وقتی نماز می خواند و سر به سجده می گذارد و می گويد «سُبحانَ رَبِيَّ الاَعلي وَبِحَمدِهِ»، چقدر شيرين است! چقدر توجّه دارد و حواسش جمع است! بنده آرزو كردم يك بار آن‌جور نماز بخوانم. نه همّ و غم دارد، نه به فكر درس و مدرسه و بازار و زندگی است. آن‌وقت خدا ملائكه را خبر می كند كه ببينيد اين بچه چه می كند! چگونه مرا سجده می كند! در بعضی جاها آمده است كه پدر و مادرش را هم می آمرزد. يك بچه وقتی می گويد «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيمِ»، خدا می گويد پدر و آبا و اجدادش را بيامرزيد. دستگاه بالا، ذكر خدا را خيلی محترم می شمارند.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٥

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#مربّيان_الهي

مولايمان حضرت امير (علیه السلام) با آن عظمت و كبريايی چرا سجده می كند؟ چون وقتی سجده می كند می بيند كه آسمان‌ها و زمين چه می كنند. شما هم دوستان آنها هستيد. معلّم‌هايمان را كوچك ندانيم. آنها دريغ ندارند. شاگردها را مثل خودشان می سازند، همان‌طور كه شأن خدا اين است كه نمونه‌ای از اسما و صفات خودش را بسازد، مظهر اسما و صفات. ديديد اميرالمؤمنين (علیه السلام) را چگونه ساخت؟ اهل بيت (علیهم السلام) هم همين‌طورند. معلّم‌هايی هستند كه شما را به آن سرچشمه‌ای می برند كه خودشان از آن نوشيده‌اند. اين فضل و عنايات آنهاست؛ مال خداست.
مبادا احتياط كنی كه اين بزرگ است و ما قابليت نداريم. درست است كه ما هيچ قابليت نداريم، اين حق است و ادب است اما اگر آنها بخواهند بكنند، می شود. اين شأن و آقايی آنهاست.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٦

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# در_محضر_خدا

خداوند ما را بزرگ آفريده است و برای ما نقشه دارد. اميدوارم او را و افعالش را بپذيريم. روح پذيرش، ذكر خداست. در شبانه‌روز يك ربع، ده دقيقه، برای خدا خلوت كن. نيمه‌شب، نماز هم نمی خواهی بخوانی نخوان، ولی بنشين و جسم و روح و هستی خودت را نقد بگذار در مقابل خدا. بگو خدايا دنيا خيلی شلوغ است؛ خودت می دانی كه عالمی كه در آن زندگی می كنيم شلوغ است؛ می خواهم ده دقيقه بنشينم خستگی ام در برود. شبانه‌روز به كار مشغولم؛ يا نماز می خوانم يا راه می روم يا برای فردا خيالات می كنم. همه وقت در كارم، حتی در خواب هم كار می كنم. چند دقيقه اجازه بده در محضر شما بنشينم. اين را به خودتان بگوييد. بنشينيد با خدای خودتان خلوت كنيد.
ممكن است در همين چند دقيقه خلوت، كار چند هزار سال را انجام دهی. گاهی می بينی خدا چيزهای بزرگ را در چيزهای كوچك قرار می دهد. خداوند قادر است. او بنی آدم را خيلی عجيب آفريده است. خودش فرمود: «فَتَبارَكَ اللهُ اَحسَنُ الخالِقينَ». معلوم می شود كه چه چيز بزرگی آفريده است كه اين حرف را می زند.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٦

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#همراه_ائمه (علیهم السلام)

اگر يقين كرديم، كار تمام است. می خواهد نشان بدهد يا ندهد. ما می خواهيم يك چُرت در اين دنيا بخوابيم. اميدوارم اين يك چُرت را به ياد خدا و با يقين بخوابيم. خواب، نه عبادت. فرمودند: در ماه مبارك رمضان «نَومُكُم فيهِ عِبادَهِ» كسی كه به خدای خودش اعتماد و اطمينان كند، خوابش عبادت است و اين عبادت نه ريا دارد نه سُمعه؛ هيچ آفتی ندارد.
پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه سرور اين امّت است فرمود: «من چشمم به خواب می رود، ولی قلبم بيدار است». اميدوارم همه شما هم همين‌طور باشيد. شب‌ها كه می خوابيد يك سوره حتی يك آيه هم كه شده است بخوانيد و بخوابيد. بگذار بدن بيفتد اما روحت زنده باشد، قلبت زنده باشد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٧

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#همراه_ائمه (علیهم السلام)

اگر يقين كرديم، كار تمام است. می خواهد نشان بدهد يا ندهد. ما می خواهيم يك چُرت در اين دنيا بخوابيم. اميدوارم اين يك چُرت را به ياد خدا و با يقين بخوابيم. خواب، نه عبادت. فرمودند: در ماه مبارك رمضان «نَومُكُم فيهِ عِبادَهِ» كسی كه به خدای خودش اعتماد و اطمينان كند، خوابش عبادت است و اين عبادت نه ريا دارد نه سُمعه؛ هيچ آفتی ندارد.
پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه سرور اين امّت است فرمود: «من چشمم به خواب می رود، ولی قلبم بيدار است». اميدوارم همه شما هم همين‌طور باشيد. شب‌ها كه می خوابيد يك سوره حتی يك آيه هم كه شده است بخوانيد و بخوابيد. بگذار بدن بيفتد اما روحت زنده باشد، قلبت زنده باشد.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٧

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#همراه_ائمه (علیهم السلام)

ائمه(علیهم السلام) كلماتشان طوری است كه خودشان نيز همراه آن هستند. اين‌طور نيست كه آدرس بدهند و خودشان نيايند. آدرس كه می دهند خودشان نيز عقب آن می آيند. خداوند آدرس را به همه خلق روی زمين داده است؛ «يا أَيُّهَاالنّاسُ أَنتُمُ الفُقَراءُ اِلَي اللهِ» ، با اين وجود هركس كه ايمان آورد، همراهش می روند و به او نشان می دهند.
اگر پيغمبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام) را قشنگ قبول كرديد اما متوجه نشديد كه كجا بايد برويد، به شما می گويند بيا برويم و همراهتان می آيند. ائمه(علیهم السلام) همراه ما هستند. فرمود: «ما همراهتان هستيم، هيچ‌گاه شما را تنها نمی گذاريم» . هرجا به تنگ افتاديم او را می بينيم و هر كجا در فراخ هستيم ممكن است حواسمان به فراخی باشد و آنها را نبينيم. اميدوارم در فراخی و تنگنا آنها را ببينيد كه همراه شما هستند.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس پنجم - صفحه ٦٧ و ٦٨

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#آينه_قلب

قرآن می فرمايد هرجا مصيبتی به شما رسيد، جلوی شما را گرفت، شب تاريك بود، غصّه‌ای آمد، حوادثی پيشامد كرد، بگو «اِنّالِلّهِ وَ اِنّااِلَيهِ راجِعُونَ». از خدا آمده‌ايم و رو به خدا می رويم. اين را مربی شما می گويد؛ آن مربی كه هميشه همراه شماست. خود او می گويد :«اُولئِكَ عَلَيهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم»؛ جماعتی كه منطقشان اين‌چنين است، صلوات و رحمت خدا بر آنها باد.
به اين آيه نگاه كنيد تا در قلب شما جا باز كند؛ اصلا در قلب خودتان آن را بنويسيد. بعضی آيه‌ها را كه دوست داريد، در قلب خود بنويسيد و مرتب بخوانيد تا قلب شما شفاف شود. قلب، آينه خدانما و پيغمبرنماست. با قرآن و ذكر خدا، آينه قلب شما جلا داده می شود و عكس خوبان بيشتر پيدا می شود. اين، خاصيت آينه است؛ «انَّ اللهَ سُبحانَهُ وَ تَعالي جَعَلَ الذِّكرَ جَلاءً لِلقُلوُبِ»؛ خدا ذكر را براي جلای قلب آفريد.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه ٦٩

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#آينه_قلب

ذكر يعنی نماز و ياد خدا. نماز و روزه ذكر خداست. با نماز، قلب جلا پيدا می كند، روشن و تميز می شود و گرد و غبار از آن زدوده می شود. خدا بنده ذاكر را دوست دارد و عبد هم خدا را دوست دارد. وقتی بنده دوست خدا شد چيزی را كه ديگران نمی شنوند، او می شنود. چيزی را كه ديگران نمی فهمند، او می فهمد. يعنی اين‌طور كه شما قرآن و حديث را می شنويد، ديگران نمی شنوند. شما با دل و جان گوش می دهيد و می فهميد. همان لحظه كه از ميان دو لب در آمد، گرفتيد و خورديد، ولی ديگری رفته تا ببيند درست است يا نه. نخورده است. لذّتش را نچشيده و نفهميده است.
«اگر كسی روايت جعلی را به اسم قال الصّادق(علیه السلام) ببوسد و عمل كند، امام (علیه السلام)فرمود بر ماست كه به او جزا بدهيم. چون به عشق ما گرفته و كِيف‌اش را كرده و عمل كرده است»*.
ايمان و صدق و محبّت اين‌قدر دامنه‌دار است؛ گرچه دشمن جعل كرده است.

*. وسائل الشيعه، جلد١، صفحه ٨١

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه ٦٩ و ٧٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#قدر_منزل

در هرآن‌كه در ياد خدا هستيم در راهيم. حيف است انسان روی آينده حساب كند؛ چون هنوز نيامده است و الان موجود نيست. گذشته هم كه گذشت و رد شد. در هر منزلی كه هستيم بايد آن را قدر بدانيم و با خدای خود خوش باشيم؛ تلخ باشد يا شيرين يا ترش؛ چون مربی ما، خدای ما، ما را تربيت می كند و می سازد.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه ٧٠

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#آينه_قلب

خدا سازنده است؛ «سَنُريهِم اياتِنا فِي الافاقِ وَ في اَنفُسِهِم حَتّي يَتَبَيَّنَ لَهُم اَنَّهُ الحَقُّ»؛ شما را در آفاق می گردانم و در آنچه در نَفْستان پيش می آيد. خيالات خوب و بد می آيد و همين‌طور اين افق‌ها طلوع و غروب می كند. اين‌قدر شما را می گردانم تا حق ظاهر شود و حق را در قلب و ذات خود ببينيد. يعني مرا در قلب و ذات خود مشاهده كنيد.
می فرمايد تا نشانتان بدهم. اين خيلی لطافت دارد. ديده‌ايد كه می گويند «باور نمی كنی؟ ببين چه جوری نشانت می دهم». خدای مهربان می گويد خودم نشانتان می دهم. مدتی هم برای آن ذكر نكرده است. يعنی تو آماده باش من خودم نشانت می دهم. افق‌ها را نشانت می دهم، آياتی كه در آفاق هست؛ ستاره و خورشيد را، مؤمنين و چيزهای خوب دارم كه نشانت بدهم. در نَفْس‌ها هم نشانت می دهم. يعنی در نَفْس خودت. «حَتّي يتَبَيَّنَ لَهُم اَنَّهُ الحَقُّ»؛ تا ببينی در خودت حق فرمان فرماست.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه ٧٠ و ٧١

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#آينه_قلب

خودم را در خودت نشانت می ‌دهم يا خودت را در خودم نشانت می دهم. اينجا به كلام نمی آيد. خودتان درك كنيد كه چه می گويم. به بيان نمی توانيد بياوريد. بيان عاجز است اما درك عاجز نيست. می فهمی چه می گويم.
فرق بين درك و فهم خيلی زياد است. مثلا شيرينی قند را چگونه می توان فهماند؟ هرچه بگوييم نمی شود. ولی يك‌وقت است كه قند را می خوريم و درك می كنيم شيرينی چيست. تا نخوريد نمی توانيد معنای شيرينی را درك كنيد. اگر چند سال هم می خواستی شيرينی قند را وصف كنی فايده‌ای نداشت ولی به محض خوردن ملتفت می شوی كه شيرينی چيست. اينجا می گويی درك كردم.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه ٧١

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#قدر_منزل

ان‌شاءالله شيرينی ولايت، شيرينی محبّت، شيرينی صدق را هم چشيده‌ايد. بنده اگر هزار سال زنده باشم و درباره صدق و ولايت و محبّت و يگانگی كه در سِرّ و نهان خودتان دركش كرده‌ايد صحبت كنم، نمی توانم آن را توصيف كنم.
درك انسان رشد می كند. درك بالاتر از مشاهده است. مشاهده يعنی رؤيت به چشم. با رفتن، مشاهده تمام می شود ولی آنچه درك می شود دائمی است. مشاهده گاهی هست و گاهی نيست.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه 71

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#شب_علی(علیه السلام)

شب علی(علیه السلام)، غير از شب ما است. شب علی(علیه السلام) خيلی تاريك است. او زهرا (علیها السلام)را می شناسد. انوار را خوب طی كرده است. با آسمان‌ها آشناست. او شب را خوب می شناسد. اصلا علی(علیه السلام) خودش را شب‌رو می داند. فرمود: شب‌رو صبح می فهمد چه جور و چقدر راه رفته است. علی(علیه السلام) همه كارهايش شب بوده است. يعنی ناشناس بوده است. اشخاص بزرگ ناشناس‌اند.
كارِ خالص كن، راهِ درست برو و كِيفت را بكن! شب‌رو اين‌جور است.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه 72

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#شب_علي(علیه السلام)

قبض و بسط قلب مؤمن، شب و روز است. گاهی مدت آن زياد است و گاهی كم. هرچه جلو می رود شب او كمتر می شود. در ظهور قيامت، شب وجود ندارد. همه‌اش روز است. حزن و غم و غصّه‌ها تمام می شود. به يك جا می رسيم كه ديگر غم و غصّه‌ای نيست. همه‌اش بهجت و سرور است. روز است، نور است و حيات. تاريكی ها را از بين می برد.
قيامت شب ندارد. شب مال دنياست؛ تاريكی محض. الحمدلله خدا نجاتتان داد و روزشناس شديد. كفّار اصلا روز ندارند، بهجت ندارند. نمی بينيد خنده را درس می دهند؟ خنده را ياد می گيرند تا در اجتماع بتوانند راه بروند. آنها درس می خوانند تا لبخند را بياموزند ولی در اينجا اين‌جور نيست، بلكه جلوی خنده‌هاشان را می گيرند. می گويند زياد گريه كنيد، چرا اين‌قدر می خنديد؟!

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه 73

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#شب_علي(علیه السلام)

شيعيان نمی‌دانند خدا چه نعمت‌هايی به آنها داده است؛ جلوی خنده‌شان را می گيرند؛ گريه را دوست دارند. ديگران نه خنده دارند و نه گريه و نه لذّت. آنچه را هم می بينی كه مثلا بازی می كنند يا كارهای ديگر انجام می دهند برای تسليت است، از خودشان هيچ ندارند. مثل كسی كه مرض بدی مثل سرطان دارد؛ جلوی او كاری می كنند كه خوش باشد؛ ترحّم می كنند. اين تفريح دنيا براي تسليت آنهاست. در اين دنيا يك لِفت و ليسی برای خودشان درست می كنند. شيعيان و دوستان اهل بيت(عليها السلام) غير از اين عالم به عالم ديگری قائلند. به جای اينكه كلاس خنده بروند، تمرين گريه هم می كنند تا از اين دنيا جان به در برند.
ان‌شاءالله خدا آن پشت پرده را همين جا نشانمان بدهد كه چقدر سرور خوابيده است! چقدر علم و حيات خوابيده است! هر چيز خوب و زيبا كه از اين عالم رفته است در آنجا با شماست. در پشت پرده از انبيا و اوليا بگيريد. زيباهای خدا كه در عالم آمدند و رفتند، همه آن طرف هستند.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه 73

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#شب_علي(علیه السلام)

گاهی می بينيد كسی از بيچارگی اش می گويد اما در او بهجت و سرور خوابيده است. يك جا گريه و ناله می كند و در عين حال كه دارد غصّه‌ها را می گويد و از خدا و پيغمبر(صلی الله علیه و آله) می خواهد كه كارها را سر و صورت بدهد، يك لبخند نشان می دهد. مؤمن وقتی درددل پيش خدا و ائمه(علیهم السلام) می كند نهايت لذّتش را می برد. لذا به دوستان و شيعيان مبادا ترحّم كنيد! اگر می خواهيد كمك مالی بكنيد نگوييد بيچاره است. امام‌های ما(علیهم السلام) اين را دوست ندارند. شنيده‌ايد كه حضرت صادق(علیه السلام) يك روز نشسته بود، مردی خدمت حضرت نشست و عرض كرد يكی از شيعيان سر و وضعش خيلی خراب است؛ نان ندارد، پول ندارد، كُلفَت‌مند است، اگر پول داشتيم كمكش می كرديم و از اين قبيل صحبت‌ها. به طوری كه خيال می كرد حضرت را گريه می اندازد.
حضرت چهارزانو نشسته بودند، يك مرتبه دو زانو شدند و غضب كردند و يك نگاهی كردند و فرمودند: پناه می بريم به خدا كه كسی درباره دوست ما ترحّم كند. ببينيد چقدر دوستانشان نزد آنها عزيزند! ترحّم به حيوانات خوب است، به كافر هم خوب است؛ اگر جا ندارد، لباس ندارد، غذا ندارد، به او بدهيد. ثواب دارد، خداوند خيلی دوست دارد، اما به دوست اهل بيت(علیهم السلام) منّت سر می گيرند. اينها بزرگ و عزيزند؛ «سُبحانَ رَبِّكَ رَبِّ الِعزَّهِ عَمّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَي الُمرسَلينَ» .اين از اسرار محبّت و ولايت است. مال شرافت ولايت ائمه(علیهم السلام) است.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس ششم - صفحه 74

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# تعمّق_در_قرآن

قرآن كلامی است محكم و استوار. قرآن كتابی است كه آب می دهد و آبش تمامی ندارد. چشمه‌اش تمام شدنی نيست، همه را سيراب می كند. هركس از آن آب بخورد فوری سيراب می شود. يعنی به او علم و معرفت می دهد. اميدوارم قلب‌ها و جان ما برای تفقّه و تعمّق در قرآن و برای تعقّل در قرآن آماده باشد. قرآن خيلی نيازمند تعمّق و تفكّر است؛ «لَعَلَّهُم يَتَذَكَّروُنَ»؛ يعنی صِرف خواندن نيست. اينها برای تذكّر است. تذكّر و تعمّق در قرآن قيمت دارد.
لازمه تعمّق و تفقّه در قرآن، دوستی است. دوست، كلام دوست را خوب گوش داده و به آن دل می دهد. در اين گوش دادن تذكّر و تعقّل و تفقّه هست. بعضی وقت‌ها كسی می گويد فهميدم. اگر بگوييم چه گفت، نمی تواند بگويد، اما می گويد فهميدم. دوستی اين‌چنين است. می گويد صدای دوست آمد فهميدم چه گفت. اميدوارم همه شما به مقصد خود محبّت داشته باشيد. دست‌كم ذات خود را دوست داشته باشيد. خيرخواه خود باشيد.

#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس هفتم - صفحه 75

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# تعمّق_در_قرآن

اگر انسان خودش را فراموش كند و خيرخواه خود نباشد، چه قيمتی می‌تواند داشته باشد؟ خدا درباره كفّار می‌فرمايد :«نَسُواللهَ فَاَنسيهُم اَنفُسَهُم» . در روز عاشورا وقتی امام زين‌العابدين(علیه السلام) از حضرت اباعبدالله (علیه السلام) سؤال كرد كه پدرجان كارتان با اين قوم به كجا كشيد، حضرت فرمود :«نَسُواللهَ فَاَنسيهُم اَنفُسَهُم»؛ خدا را فراموش كردند، خودشان را هم فراموش كردند. يعنی خيرخواه خودشان هم نيستند. خير خودشان را نمی‌خواهند.
ان‌شاءالله همه ما دوست اهل بيت (علیهم السّلام) باشيم. امام فرمود «مَن عَرَفَ نَفسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ»؛ كسی كه خودش را بشناسد و خيرخواه نَفس خود باشد، يعنی بخواهد كه نَفس خودش را بشناسد، بايد دقّت كند و تفكّر كند تا بشناسد خدا چه آفريده است، آنگاه خدا را هم می ‌شناسد. كسي كه نَفس خود را بشناسد، خدا را هم بشناسد، آن‌وقت نه خدا را فراموش كرده است نه نَفس خودش را.


#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس هفتم - صفحه 76

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

# تعمّق_در_قرآن

كفّار هم خدا دارند ولی او را فراموش كرده‌اند. صِرف اينكه گفتند ما خدا نمی‌خواهيم بی خدا نيستند. خدا بالای سرشان هست. حتی پيغام هم برای خدا دارند كه تا ما اينجا هستيم با تو ميانه‌ای نداريم، كافريم. خدا هم می‌گويد من هم همان‌طور كه با شما بوده‌ام الان هم هستم. مگر كسی می‌تواند بی صانع باشد؟ موت انسان كافر هم به دست صانع اوست. او را رها نمی‌كند. كافر هم می‌ميرد و همين دليل بر اين است كه خدا او را رها نكرده است.



#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس هفتم - صفحه 76

@toobayemohabat
مجالس حاج اسمعيل دولابى

#تسلیم_و_رضا

اگر انسان طلوع كند می‌بيند كه با كتك ايمان به حلقش ريختند، شراب محبّت به حلقش ريختند. نمی‌خواست بخورد با كتك به او دادند. انسان اگر دقيق شود می‌بيند اين‌جور است. هر طرف رفتيم؛ افراط، تفريط، ديديم سرمان به سنگ خورد. ديديم اگر اين وسط بايستيم هم سور ما به راه است هم سرمان به ديوار نمی‌خورد؛ آن‌وقت تسليم شديم. مولوی مي‌گويد :
🔸در كف شير نر خونخواره‌ای 🔸
🔸غير تسليم و رضا كو چاره‌ای🔸
البته اين بی‌ادبی است. اهل محبّت جور ديگری می ‌گويند، خيلی قشنگ:
🔸مصلحت ديد من آن است كه ياران همه كار 🔸
🔸بگذارند و خم طُرّه ياری گيرند🔸
حافظ شيرين و قشنگ حرف می‌زند. مولوی يك مقدار پاچه ورماليده است؛ قشنگ حرف نمی‌زند والاّ حرف‌های او قوی‌تر است. حافظ ادب و حيا را مراعات كرده است؛ با لطافت سخن گفته است. می‌گويد:
🔸اين‌همه عكس مِی و نقش مخالف كه نمود 🔸
🔸 يك فروغ رخ ساقی است كه در جام افتاد 🔸
اين لطافت و ادب است. خيلی شيرين كاشته است. اميدوارم همه شما با خدای خود و با ائمه(علیهم السلام) اهل ادب باشيد. هرچه ادب بهتر باشد انسان درباره كلام دوست انصاف می‌دهد؛ می‌شنود و اثر می‌گيرد؛ ذات او طالب می‌شود؛ دوست هم عطا می‌كند.



#طوبای_محبّت (مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)
کتاب یک - مجلس هفتم - صفحه ٧٧

@toobayemohabat