كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق
عنوان گروه یا کانال:

كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق


توضیحات: مشهد احمد آباد پرستار ١/٢ تلفن ٣٨٤٤٩٠٩١-٣٨٤٤٣٣٣٠
شناسه: Drvosoughchanel@
تعداد اعضا: 3525
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ فهمید
ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﺪ...!!!!
ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﺪ، ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﺪ ....!!!
ﺁﻥ ﭼﻪ " ﺑﺮ ﺗﻮ " ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ، ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖﮐﻪ " ﺩﺭ ﺗﻮ " ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ " ﺳﻠﻮﻝ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ " ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺖ
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ که ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ، " ﺗﺤﻤﻞ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ " ﺍﺳﺖ ....
ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ , ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺵ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ
ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻭﺡ ﺍﻧﺴﺎﻥ , ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ فهمید
ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﺪ...!!!!
ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﺪ، ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﺪ ....!!!
ﺁﻥ ﭼﻪ " ﺑﺮ ﺗﻮ " ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ، ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖﮐﻪ " ﺩﺭ ﺗﻮ " ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ " ﺳﻠﻮﻝ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ " ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺖ
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ که ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ، " ﺗﺤﻤﻞ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ " ﺍﺳﺖ ....
ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ , ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺵ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ
ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻭﺡ ﺍﻧﺴﺎﻥ , ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

⁉️آيا احساسهاي خود را مي شناسيد؟

🔶🔸🔷🔹🔶🔸🔷🔹

✍احساسها هم مثل قلب، كليه، ريه، عضلات و ساير اعضاي بدن شما، جزيي از وجود شما هستند، آنها اعضاي روان شما هستند.
اما اكثر ما از كودكي ياد نگرفته ايم كه با آنها چه بايد بكنيم. حتي از وجودشان خبر نداريم يا از آنها مي ترسيم.

⁉️تا حالا شده كه مثلاً از اينكه قلب داريد بترسيد؟

⁉️يا هر وقت يادتان مي افتد كه مو داريد تعجب كنيد يا به خودتان بگوييد من چرا مو دارم؟

⁉️تا حالا شده عضوي از بدنتان مثلاً پوستتان دچار مشكلي بشود و به خودتان بگوييد من اگر به پوستم توجه كنم تا آخر عمر مجبورم فقط به پوستم فكر كنم؟

✍ولي در مورد احساسهايمان اين كار را مي كنيم.
از مراجعانم مي شنوم كه:
❌وقتي عصباني مي شوم، مي ترسم كه چرا عصباني شدم؟ آخه اتفاقي نيفتاده.

❌احساس حسادت كه مي كنم از خودم مي پرسم من چرا اينجوريم؟

✍وقتي غمگين ميشم به خودم ميگم اگه غمگين بشم ممكنه براي هميشه غمگين و افسرده بشم.

✍بر روي احساسها اسم بگذاريد. بعضي از احساسها اينها هستند:
غم، شادي، ترس، خشم، اميد، اعتماد، آشفتگي، بي حوصلگي، تنهايي، ناامني، دوست داشتن، خستگي، اضطراب، نگراني، نااميدي، حسادت، اشتياق، لذت، خوشي، دلشوره، دلسردي، بي تفاوتي و...
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ناهنجاري در مغز مبتلايان بهADHD

🍀تصوير برداري مغز MRI از مغز افراد مبتلا به ADHD نشان مي دهد كه بين مغز آنها و مغز افراد سالم تفاوت هاي بسيار مهمي وجود دارد.

مغز كودكان مبتلا به ADHD "كوچكتر" از مغز كودكان سالم است. مغز اين كودكان به طور متوسط، ٣/٢ درصد كوچكتر است و مناطقي كه بيشتر از همه كم حجم هستند عبارتند از قطعات پيشاني، گيجگاهي، آهيانه اي، پس سري، كورتكس پيشاني، گره هاي پايه، و مخچه.
🔸همچنين كم بودن حجم "كورتكس" پيشاني پيش بيني كننده ي عملكرد ضعيف در آزمون دقت و نيز در تكاليفي است كه در آنها بايد از بعضي رفتارها بازداري به عمل آيد.

منطقه ديگري از مغز كه با سمپتوم هاي ADHD ارتباط دارد مخچه است.
🔸در ADHD، مخچه نميتواند در بعضي مدارهاي مغز تاثير مطلوب بگذارد، مدارهايي كه در انتخاب، اقدام، و انجام دادن واكنش هاي حركتي و شناختي پيچيده نقش دارند.
🔸بنابراين به آساني ميتوان تصور كرد كه مشكل در اين مدارها چگونه باعث اختلال در برنامه ريزي و انجام دادن رفتار مي شود.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

مراحل رشد کودکان بسیار گسترده است ما می توانیم در سنین مختلف رشد کودکان، مهارت های معینی را از آنها انتظار داشته باشیم. پدر انتظار ندارد باقر 7 ساله در ساعت 8 شب به رختخواب برود. اما انتظار دارد که او اهمیت خواب کافی را بفهمد. هرکودک با سرعت خاص خودش رشد می کند. سهیلا و سوسن هر دو 11 ساله و دوستان خوبی هستند؛ اما سهیلا نمی فهمد که چرا سوسن دایما می خواهد موهایش را شانه کند و به دوستانش تلفن بزند. او دلش می خواست سوسن هنوز هم مثل گذشته ها با او و خواهرش سه تایی قایم باشک بازی کند و برادر کوچکش را برای تفریح به این طرف و آن طرف ببرد. درک مراحل رشد به والدین کمک می کند بدانند از فرزندشان چه انتظاری داشته باشند.
● رشد اجتماعی در دوره شیرخوارگی
در اولین سال زندگی رابطه عاطفی کودک با اطرافیان بخصوص مادر نقش تعیین کننده ای در رشد اجتماعی او دارد؛ یعنی نحوه ارضای نیازهای اولیه کودک از جمله گرسنگی و تشنگی، سازنده نگرش آینده او نسبت به دیگران است.
کودک برای آن که مورد پذیرش اطرافیان واقع شود، بتدریج باید توقعات آنان را برآورده کند، قوانین و مقررات را رعایت کند، آهسته و بی صدا غذا بخورد و مدفوع و ادرارش را کنترل کند.
چنانچه توقعات اطرافیان از کودک نامناسب و خارج از توان او باشد، کودک نگران و ناراحت می شود و رشد اجتماعی او مختل می شود. بنابراین اطرافیان باید با توجه به سن کودک، از او انتظار معقول داشته باشند. کودک 4 ماهه شکل افراد مختلف را در نظر مجسم می کند، قیافه و صدای مادر را بدرستی تشخیص می دهد و با دیدن قیافه آشنایان خوشحال می شود. در 7ماهگی گر چه بیشتر اوقات خود را به بازی کردن با خودش سپری می کند، به اطرافیان آشنا و بیگانه واکنش های متفاوتی بروز می دهد. کودک 10 ماهه به تقاضای اطرافیان پاسخ می دهد. دوست دارد مورد توجه قرار گیرد و به بازی کردن بسیار علاقه مند است. رابطه کودک 20 ماهه با اطرافیان بر اساس گرفتن است، نه دادن. او از انجام دادن کارهایی که خلاف میل دیگران باشد، لذت می برد و هنوز مایل به همکاری و مشارکت نیست. کودک 2 ساله تعادل و آرامش دارد. در انجام دادن کارهای شخصی پیشقدم می شود، از تشویق و ستایش خوشش می آید، می خواهد اطرافیان را راضی کند و نسبت به محیط و انسان ها کنجکاو است. هر چه والدین کودک را در این زمینه بیشتر تشویق کنند، احساس استقلال در او بیشتر رشد می کند. در مقابل، حمایت افراطی یا تمسخر تلاش های ناموفق کودک ممکن است او را نسبت به توان خودش مردد کند.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

◀ظرفیت حافظه مغز ۱۰ برابر بیشتر از تصورات پیشین

📝 داده های انستیتوی سالک نشان می دهد که ظرفیت حافظه در محدوده پتابایت است و این یعنی به بزرگی تمام وب! پژوهشگران و همکاران سالک به درک تازه ای از اندازه اتصالات عصبی نائل آمده اند که ظرفیت حافظه مغز را بسیار فراتر از تخمین های رایج قرار می دهد. پژوهش جدید همچنین به سوالی که مدت ها بی پاسخ مانده بود جواب می دهد؛ چرا مغز این قدر کم انرژی مصرف می کند؟ و پژوهش آن ها می تواند به مهندسان کمک کند تا کامپیوترهایی بسازند که بسیار قدرتمند هستند اما در انرژی صرفه جویی می کنند.

تری سیناسکی پروفسور انستیتو سالک و هم-مولف ارشد این گزارش پژوهشی که در نشریه eLife منتشر شد می گوید:« این واقعا خبری تکان دهنده در عرصه علوم اعصاب است، ما کلید بازگشایی اصول طراحی برای نحوه عملکرد اعصاب اَسبکی (hippocampal) با انرژی کم اما توان محاسباتی بالا را کشف کرده ایم. اندازه گیری های جدید ما از ظرفیت حافظه مغز تخمین های محافظه کارانه را به میزان ۱۰ برابر و دستکم یک پتابایت افزایش می دهد. در اندازه ای در حدود شبکه جهانی وب.»

خاطرات و افکار ما نتیجه الگوهایی از فعالیت الکتریکی و شیمیایی در مغز هستند. بخش مهمی از این فعالیت زمانی روی می دهد که اعصاب ما با سیناپس ها در جایی که اکسون یک عصب به دندریت عصب دیگر وصل می شود تعامل دارند و پیام ها در طول سیناپس ها از طریق انتقال دهنده های عصبی انتقال می یابند. هر عصب می تواند هزاران سیناپس با هزاران عصب دیگر داشته باشد....

ترجمه: حسین طریقی

ادامه و جزئیات بیشتر:::: http://bigbangpage.com/?p=43271
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

کتابهای روانپزشکی و روانشناسی
کانالی برای دستیابی به کتابهای قدیمی و جدید روانپزشکی و روانشناسی و کتابهای مرتبط پور)
https://telegram.me/ravanbooks
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

💟حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود...
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!
و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد: نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام ﺑﺪﻩ....
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

داستان مورچه:

مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر ﻣـﯽشد و بلافاصله کار خود را شروع ﻣـﯽکرد.
مورچه خیلی کار ﻣـﯽکرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.

سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار ﻣـﯽکرد، متعجب بود.

شیر فکر ﻣـﯽکرد اگر مورچه ﻣـﯽتواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت.

بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.

سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد.

سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند...

سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد.

شیر از گزارشهای سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت ﻣـﯽگیرد، استفاده کند، تا شیر بتواند این نمودارها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد.

سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد...

سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد.

مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش ﻣـﯽکرد، کاغذ بازیهای اداری و جلسات متعددی که وقت او را ﻣـﯽگرفت را دوست نداشت.

شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار ﻣـﯽکرد، به کار گمارد.

این پست به ملخ داده شد.

اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.

ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند...

محیطی که مورچه در آن کار ﻣـﯽکرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند.

در این زمان بود که ملخ شیر را قانع کرد که نیاز زیادی به مطالعات هواشناسی دارند.

با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.

بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید.

جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت، که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.

حدس ﻣـﯽزنید شیر اولین کسی را که اخراج کرد که بود؟

البته "مورچه"

زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار کردن نداشت!

منبع:سخن معلم
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

"ما و قصه ی عکس هایمان"📷

دکتر فردین علیخواه(جامعه شناس):

سرگذشت ما و عکس‌هایمان سرگذشت جالبی است. چند دهه قبل در خانه‌ها عموما سه قاب بالای طاقچه اتاق بود: الله، علی (ع) و آقاجون! در واقع در جامعه‌ای که "مرد" محورِ امور بود تنها عکس پدر خانواده می‌توانست روی طاقچه باشد. آن هم بعد از الله و علی(ع).
با گذشت زمان به تدریج عکس‌های خانوادگی هم روی دیوارها و طاقچه ها جا باز کردند. عکس‌هایی که اعضای خانواده دست بر سینه در کنار آرامگاه امام رضا (ع) ایستاده بودند. در این عکس‌ها هم عموما پدر خانواده در مرکز عکس قرار داشت.
با تغییر و تحول جامعه به تدریج عکس‌های خانوادگی آتلیه‌ای با محوریت زن و شوهر هم در کنار آن عکس‌های روی دیوار و طاقچه ها رفتند.
معمولا خانواده‌ها یک آلبوم عکس داشتند که با عکس عروسی پدر و مادر شروع می‌شد. عکس‌ها مثل یک سریال تلویزیونی بودند. با آلبوم عکس، خانواده ابزاری برای بیان سرگذشت خودش داشت. آدم‌ها وقتی دلشان تنگ می‌شد آلبوم را ورق می‌زدند. وقتی مهمان می‌آمد آلبوم‌ها آورده می‌شد، تخمه می شکستند و دور هم عکس می‌دیدند. آدم‌ها برنامه‌ریزی می‌کردند که مثلا فلان روز به آتلیه بروند و عکس بگیرند. برای همین قبل و بعد از عکس گرفتن در آتلیه، تفریح می‌کردند. عکس گرفتن به معنای یک روز خوب بود. یکی از خاطرات خوب زندگی هم حرف‌زدن از فیگورهای عکاس‌ها یا خودمان موقع گرفتن عکس در آتلیه بود.

دوربین های شخصی که آمد با آن فیلم های 12 ، 24 و 36 تایی، دوره انتظار پرشدن حلقه و بردن به عکاسی و گرفتن از عکاسی را با خودش آورد.
خیلی اوقات پیش می‌آمد که عکس‌هایی از خودمان می دیدیم که خودمان نداشتیم. در مراسمی عکس گرفته بودیم و طبیعتا فقط صاحب دوربین عکس‌ها را داشت.
همه اعضای خانواده معمولا یک آلبوم داشتند و آدم‌ها با ازدواج می‌توانستند آلبوم عکس جداگانه‌ای داشته باشند. داشتن آلبوم عکس به معنای مستقل شدن از خانواده بود.

دوربین‌های دیجیتال که آمد، انقلابی بر پا شد و موبایل‌های دوربین‌دار که آمد انقلابی دیگر! امروزه با اینکه هر کس در ماه شاید صدها عکس بگیرد دیگر آلبومی وجود ندارد. چون آلبوم عکسی وجود ندارد، دیگر هویتی هم وجود ندارد. عکس‌ها گرفته می‌شوند ولی حتی یک بار هم نگاه نمی‌شوند. عکس‌ها مانند پودر رختشویی فقط مصرف می‌شوند. همه عجله می‌کنند تا لحظه‌هایشان را با عکس ثبت کنند، ولی چون این جمله باب شده است که "در لحظه زندگی کنید" معمولا به هیچ لحظه‌ای پس از ثبت شدن با عکس، رجوع نمی‌شود. لحظه‌ها فقط ثبت می‌شوند! گویی لحظه‌ها برای فراموش شدن ثبت می‌شوند تا برای در خاطر ماندن! جالب آنکه برخی از آدم‌ها عکس‌های قدیمی‌شان را هم اسکن می‌کنند در حالی که به ندرت هزاران عکسی را که بتازگی گرفته‌اند، می‌بینند. فقط عکس روی عکس است که انباشته می‌شود.
با تحولات جامعه، عکس‌های اقوام و فامیل کمتر و عکس با دوستان بیشتر شده است. دیگر از برخی از فامیل هیچ عکسی نداریم. هیچ عکسی. حتی وقتی که از دنیا می‌روند به سختی به یادشان می‌آوریم. "عکس گرفتن" بیشتر از "عکس دیدن" مهم شده است. آدم‌ها دیگر هم خوب عکس می‌اندازند و هم خوب عکس می‌گیرند.
تلفن‌های همراهِ دارای دوربین های قوی دو پیامد داشت: آنهایی که پشت دوربین بودند احساس کردند که استعداد عجیبی در عکاسی دارند و آنهایی هم که جلوی دوربین بودند با دیدن عکس خودشان از زمین و زمان گلایه کردند که چرا هنوز به عنوان یک" مدل" کشف نشده اند. در مقایسه با قدیم، امروز وقتی عکسی می‌گیریم اول خودمان را چک می‌کنیم. عکس‌هایی را که خوشمان نمی‌آید فورا حذف می‌کنیم. در قدیم آدم‌ها برای عکس گرفتن آماده می‌شدند. آرایش می‌کردند و به خودشان می‌رسیدند. امروزه عکس‌ گرفتن در موقعیت طبیعی باب شده است، ولی هیچکس طبیعی عکس نمی‌گیرد. از کوچک تا بزرگ می‌دانند که چطور باید عکس بگیرند. همه از نحوه لبخند زدن تا نحوه قرار دادن پاها جلوی دوربین از قبل ممارست کرده اند تا در موقعیت طبیعی مجبور نباشند فیگور عکس گرفتن بگیرند! در واقع آدم‌ها طبیعی عکس نمی‌گیرند بلکه ژست طبیعی عکس گرفتن را برای عکس گرفتن انتخاب می‌کنند.
به نظر می‌رسد امروزه دوره عکس گرفتن با دوستان هم در حال سپری شدن است. عکس‌ها تکی شده‌اند. خیلی از آدم‌ها فقط از خودشان عکس می‌گیرند! "من چقدر بی‌نظیرم!"
قصه را تمام کنم؛ از لنز دوربین های قدیم "ما" بیرون می‌آمد ولی از لنز دوربین‌های امروز "من" متولد می‌شود.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

💜بـه هر فــردی که برمیخوریم همیشه درست آن قسمت از وجــودمان را آشــکار میکند که ما میخواستیم پنهانش کنیم. دردمان این است که میبینیم معشوق جلوی چشممان در تصویری که از ما برای خود میسازد با ارزش ترین فضیلت هامان را حذف میکند و ضعف ها٬ نقص ها و جنبه ی مضحک وجودمان را برملا میکند ... و دیدگاهش را به ما تحمیل میکند٬ وادارمان می کند خودمان را با چیزی که او در ما میبیند منطبق کنیم. با ایده ی تنگ او. و همیشه فقط در چشم کس دیگری که محبتش هیچ ارزشی برایمان ندارد فضیلت مان آشکار میشود ٬استعدادمان میدرخشد ٬قدرتمان فوق طبیعی جلوه میکند و چهره مان بهترین چهره میشود...!

برهوت عشق

فرانسوا_مورياك
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

روانكاوي

هدف از درمان روانکاوی آشکار کردن خاطرات سرکوب شده نیست، بلکه هدف آن کمک به فرد برای هرچه بیشتر هوشیار شدن نسبت به تجاربش در اینجا و اکنون است. نورز به معنای ندانستن نیست، بلکه به معنای این است که نمی خواهم بدانم ،"نمی خواهم بدانمی" که از مقاومت های بیمار نشأت میگیرد. مواردی که دوست نداریم با آنها مواجه شویم، عواملی که باعث ترس یا احساس آسیب پذیری است، بنابراین از توجه به آنها از طریق مقاومت خودداری میکنیم.
زنده بودن گذشته در حال:

بعنوان مثال، دختر بچه ای که پدرش از لحاظ احساسی سرد است، در نتیجه ی تجارب اولیه اش از عشق , با احساس ظریفی از محرومیت هیجانی عجین شده است. چنین فردی، در بزرگسالی، خود را در رابطه با مردی می یابد که از نظر هیجانی سرد است یا مردانی که برایش هیجان انگیز نیستند. این دختر همین الگو را در رابطه درمانی دوباره زنده میکند. وقتی درمانگر مردش، پریشان و حواس پرت باشد، او را مهم و قدرتمند تلقی میکند. درحالیکه اگر درمانگر مراقبت کننده و متوجه باشد، او را خسته کننده میبیند و استفاده کمی از درمان میبرد. مثال دیگر، کودکی است که فقط هنگام بیماری ز مادرش توجه میگیرد . این فرد در بزرگسالی هنگامی که توجهی از همسر دریافت نمی کند، علائم بیماری فیزیکی را نشان میدهد (تلاش ناهشیار برای کسب توجه عاشقانه). و متاسفانه همسرش به این نیاز توجه نمیکند و در درمان نیز ، بیمار از علائم جسمانی بیماری اش صحبت میکند در حالیکه احساسی برای آن علائم وجود ندارد.
تجارب گذشته باعث شکل گیری ادراکات، تفاسیر و عکس العمل های کنونی ما است. فردی که احساس دوست داشتن، ارزش مندی و مورد مراقبت واقع شدن را در کودکی تجربه کرده است، برای مرگ همسرش بطور عمیق برای مدتی غمگین میشود و برای دوره ای سوگواری میکند و در نهایت دوباره میتواند دوست بدارد، اما فردی که کودکی اش حاکی از تجارب شکست ، طرد و فقدان است، مرگ همسر باعث تکرار فقدان های کودکی اش است و دلیلی است بر اینکه تلاش های وی فقط منجر به نا امیدی میشود. او غرق در افسردگی و خشمی میشود که بهبودی اش را دشوار میکند.
در هردو مورد تجربه عینی فقدان مشابه است ولی معنای روانشناختی رخداد ها بسیار متفاوت اند.



Shedler, J.(2006). That was then, this is now: An introduction to contemporary psychodynamic therapy.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

شما اتفاقات خوب یا بد را براساس تفکراتتان تجربه می کنید:

کسی که همیشه در مورد بیماری صحبت می کند، بیمار می شود و کسی که به طور مداوم در مورد رفاه صحبت کند، در رفاه و آسایش به سر خواهد برد." استر و جری هیکس در این کتاب اشاره می کنند که "شما همه ی این ها را براساس تفکرات تان جذب می کنید." با تمرکز بر روی چیزی، باعث می شوید آن مسئله برایتان اتفاق افتد.
شما با فکر کردن به چیزی آن را به سمت خود جذب می کنید، حتی اگر آن را نخواهید:

بر اساس این کتاب "شما با فکر کردن به چیزی از طریق قانون جذب، آن را بزرگ و بزرگتر و قویترخواهید کرد." بنابراین سعی کنید افکار خود را مثبت نگه دارید.

هر چه بیشتر بر روی مسئله ای تمرکز کنید، قویتر می گردد:
شما با نگرانی های خود باعث می شوید اتفاقات بدی برایتان رخ دهد.

بهتر است به احساسات خود اعتماد کنید تا آن که بیش از حد به تصمیماتتان فکر کنید:

به بیان دیگر: به ندای قلب خود گوش فرا دهید. به جای فکر بیش از حد به انتخابهایتان اجازه دهید احساساتتان، شما را به سمت درست هدایت کند. با این کار زندگی رضایتمندانه تری را تجربه خواهید کرد.

شما با تفکر مثبت خود می توانید باعث گردید اتفاقات خوب با سرعت بیشتری برایتان رقم خورد:

برای ایجاد یک تغییر، باید به مسائل آن گونه که آرزو دارید باشند، بنگرید نه آن گونه که در واقع هستند:

این رازی است که تنها افراد موفق می دانند و در کتاب های علمی با عنوان "تجسم دیداری" از آن یاد می شود.

شما می توانید قدرت مغناطیسی جذب اتفاقات خوب خود را با اختصاص دادن زمان روزانه به "افکار قدرتمند" افزایش دهید:

۱۵ دقیقه از روزتان را به طور جدی به فکر کردن در مورد اهداف، رؤیاهایتان و آن چه از زندگی می خواهید اختصاص دهید.

موفقیت یک منبع تمام نشدنی است. هر کس می تواند از آن بهره برد:

فراموش نکنید که موفقیت دیگران، موفقیت شما را محدود نمی کند.

به خودتان اجازه ندهید در ناامیدی ها غرق شوید:

ناامیدی تنها باعث جذب اتفاقاتی است که ناراحتی شما را بیشتر خواهند کرد و تنها نشانه  آن است که شما به هدفی که در زندگی آرزویش را داشته اید، نرسیده اید. بنابراین به جای حسرت خوردن برای از دست دادن آرزوهایتان، تنها به آنچه دوست دارید و می خواهید، فکر کنید.

از تماشای برنامه های تلویزیونی همانند جنایت و بیماری که انرژی های منفی را به شما منتقل می کنند،اجتناب کنید:

با دیدن این برنامه ها تنها موجب می گردید به آنان بیشتر فکر کرده و شانس اتفاق افتادنشان را افزایش دهید. باز هم یادآوری می کنیم که: "با توجه شما به هر چیزی، آن مورد بیشتر و بیشتر به سمت شما کشیده می شود."

بدانید اگر روابط تان با دیگران بد است، تنها خودتان موجب آن گشته اید:

توجه به مسائل منفی هم چون گرفتن انتقام می تواند موجب ویرانی روابط شخصیتان باشد. با این ذهنیت که "هیچ چیز به وقوع نخواهد پیوست مگر آن که شخصاً آن را جذب کرده باشید"، می توانید از روابط بد با همسر و بستگان تان رهایی یابید.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

مازلو دو گونه عشق را توصیف می کند که با این دو نوع انگیزه همساز و هماهنگ است: "کاستی" و "رشد".
"عشق هستی مدار" (عشقی که بر پایه ی هستی و موجودیت دیگری بنا می شود)، عشق عاری از نیاز یا عشقی عاری از خودخواهی است.عشق هستی مدار تملک گرا نیست و بیش از آنکه ناشی از نیاز باشد،حاصل تحسین و ستایش است؛تجربه ای غنی تر، والاتر و ارزشمندتر از "عشق کاستی مدار" است. عشق کاستی مدار را می توان ارضا کرد،درحالی که مفهوم "ارضا" برای عشق هستی مدار هیچ کاربردی ندارد. عشق هستی مدار کمترین میزان اضطراب-کینه را در خود جای می دهد.

عاشقان هستی مدار مستقل ترند، خودمختاری بیشتری دارند، کمتر حسود یا تهدید کننده اند، کمتر نیازمندند، ابراز علاقه در آنها کمتر است، ولی همزمان بیشتر مشتاقند به طرف مقابل خود در جهت خودشکوفایی یاری رسانند، از پیروزی های آن دیگری بیشتر احساس غرور می کنند،نوع دوست، گشاده دست و پرورنده اند.

عشق هستی مدار در معنایی عمیق،جفت را می آفریند، امکان خودباوری فراهم می کند،احساس سزاوار عشق بودن را پدید می آورد و این هر دو رشد مداوم و پیوسته را تسریع می کند.

روان درمانی اگزیستانسیال/ یالوم
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

!» باعث می شوید تا کودک هرگز به چرایی مسایل فکر نکند. قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید. یا گفتن عبارتی همچون: «هر چه من می گویم را باید انجام دهی» به این مفهوم است که هیچ احترامی برای فرزند خود قایل نیستید و او نیز در مقابل به شما احترام نخواهد گذاشت. برای تربیت صحیح فرزندان، برای پاسخ به سوالات او زمان بگذارید و با صبر کامل و مرتبط به او پاسخ بدهید.
 
صدا کردن نام کودکصدا کردن نام کودک
کودکان بسیار باهوش تر از آن هستند که تصور می کنید. لازم نیست صدای خود را کودکانه کنید یا با کلمات خیلی بچه‌گانه با او حرف بزنید تا به حرف هایتان گوش کنند. کودکان مکالمات مردم با یکدیگر را می شنوند و کودکانه حرف زدن را نوعی اهانت به خود می دانند.
 
وسط حرف کودک نپرید
اگر کودک برایتان ماجرایی را تعریف می‌کند تا انتهای داستان را گوش بدهید و حرفش را قطع نکنید. اگر مدام وسط حرف کودک بپرید یا اظهار نظرهای بی‌مورد بکنید او علاقه‌اش را برای مطرح کردن دیدگاهایش را از دست می‌دهد. مثلا اگر کودکتان اتفاقاتی که در مدرسه می‌افتد را برایتان تعریف می‌کند با پرسش‌های بی‌مورد او را سردرگم نکنید یا از ماجرا منحرف نشوید. سکوت کنید و احساسات‌تان را با لبخند یا تعجب نشان بدهید.
 
زیاد حرف نزنید
تحقیقات کارشناسان ثابت کرده است، مغز هر انسانی می تواند در هر مرتبه، به طور متوسط 5 تا 9 موضوع را به خاطر بسپارد. به همین دلیل است که کودکان وقتی بیشتر از ظرفیت خود می شنوند، دیگر تمایلی به گوش کردن ادامه حرف ها ندارند. اگر می خواهید مسایل زیادی به فرزند خود بیاموزید، آن را به چندین بخش کوتاه تقسیم کنید تا نتیجه بهتری داشته باشد. یادتان باشد کودکان نمی‌توانند چند دستور را همزمان انجام بدهند. به جای اینکه بگویید«پاشو درساتو بخون اما قبـــــلش اتاقتو مرتب کن و کفشاتو ببر بذار تو جا کفشی و لباساتو مرتب کن» اول یک خواسته ساده‌تر را از کودک بخواهید و سپس او را به انجام کارهای دیگر تشویق کنید.
 
ملاحظه‌گر باشید
حواستان به مکالماتتان با دیگران باشد. چه چیزی به دوستانتان می‌گویید؟ چگونه با کودکتان حرف می‌زنید؟ آیا با دوستان و کودکتان به یک شیوه حرف می‌زنید؟ مکالماتتان را با دوستانتان در حضور کودک طوری تنظیم کنید که اگر کودک درباره آن از شما سوالی کرد پاسخی برایش داشته باشید.
 
تهدید نکنید
هدف از بزرگ کردن کودک این نیست که او را مطیع و فرمانبردار خود تربیت کنیم. باید به کودکان فرصت فکر و خطا کردن بدهد. تهدید کردن کودک باعث می شود تا اعتمادبه‌نفس او از بین برود و در بزرگسالی دچار مشکل بشود.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

صول صحیح حرف زدن با کودکان

پدر یا مادر بودن یکی از سخت ترین کارهای دنیا است. این شغل، 24 ساعته است و می تواند بسیار خسته کننده باشد. اما مهم است، با همه خستگی نیز مسایلی را رعایت کنید تا به روح، جسم و اعتمادبه‌نفس فرزندتان لطمه ای وارد نشود.

باید طوری او را تربیت و با او رفتار کنید تا در بزرگسالی علاوه بر اینکه مایه افتخار شما شود، خودش نیز در سلامت روحی کامل زندگی کند. یکی از روش های ارتباطی با کودکان حرف زدن است. اگر بتوانید روش های صحیح حرف زدن خود با کودکان را یاد بگیرید، به طور غیرمستقیم درست حرف زدن را به او نیز می آموزید.

اسم کودک را بخوانید
صدا کردن نام کودک توجه او را به حرف‌های شما جلب می‌کند. کودکان خردسال اغلب به زمان‌هایی محدود توجه دارند بنابراین برای جلب توجه باید مدام نامش را صدا کنید.
 
 به کودک گوش دهید
کودکان دوست دارند برای آنها ارزش قایل شوید. به همین دلیل بسیار مهم است واقعا برای آنها ارزش قایل شوید.به کودکتان نشان بدهید که همه توجه و دقت شما به شنیدن حرف‌های اوست. روزنامه خواندن، تلوزیون تماشا کردن و کار کردن حواس‌تان را پرت می‌کند. اگر نمی‌توانید به حرف‌های کودک گوش بدهید تظاهر نکنید. بهتر استهنگام صحبت با فرزند خود، گوشی موبایل را کنار بگذارید و با همه حواس به حرف های او گوش فرا دهید.

این باعث می شود تا اعتمادبه نفس پیدا کنند و آن حس ارزشمندی که دنبالش هستند را از شما بگیرند.
 
الگو باشید تا بتوانید توقع خوش رفتاری از کودک داشته باشید
خوش رفتاری شما با کودک به او یاد می‌دهد چگونه باید رفتار کند. چه رفتاری پذیرفتنی است و چه رفتاری در هر شرایطی نادرست است. نکته‌ای که نباید فراموش کنید رفتار متناوب است. نباید خودتان یک بار راست بگویید و یک بار دروغ بگویید. اگر توقع دارید همیشه کودکتان با خطاب محترمانه حرف بزند. باید همیشه خودتان با همین شیوه حرف بزنید. بگویید«لطفا»«متشکرم» و همیشه با همین خطاب محترمانه حرف بزنید.
 
از جملات مثبت استفاده کنید
مدام به کودک نگویید«نه» یا «نکن» اگر همیشه به کودک بگویید «به لیوان دست نزن»، «ندو»، «لباستو کثیف نکن» او به سمت آن کشیده می‌شود و بالاخره لیوان را می‌شکند و لباسش را کثیف می‌کند. به جای این جملات منفی بگویید «لیوانو با دو دستت نگه دار»، «مراقب لباست باش»، «مراقب راه رفتنت باش». مثبت حرف زدن کار آسانی نیست اما تلاشی است که بسیار ارزنده است. هرگز از واژه هایی که باعث ایجاد حس گناه در کودک می شود، استفاده نکنید. کودکان از همان ابتدا حس همدردی ندارند و بسیاری از چیزها را نمی توانند درک کنند. نباید برای اشتباهای که انجام می دهند خیلی آنها را مواخذه و سرزنش کنیداز واژه‌های سرزنشی مثل «خرس گنده شدی»، تحقیر آمیز مثل«پسر بد» و بیان شرم و خجالت مثل «شرم به تو» استفاده نکنید. این نوع واژه‌ها و جملات احساس بی‌ارزشی را در کودک شما تقویت می‌کند.

جملات و واژه‌های مثبت به کودک اعتماد به نفس و احساس شادی و خوشبختی می‌دهند. رفتارش را بهتر می‌کند و تلاش او را برای رسیدن به موفقیت بیشتر می‌کند.جملات مثبتی مثل «عزیزم یادت باشه که اسباب بازیاتو جمع کنی»، «ممنونم که کمکم کردی»، «خسته نباشی که به خواهرت کمک کردی»، «من به تو افتخار می‌کنم» راهر روز تکرار کنید و نتیجه‌اش را ببینید.
 
با کودک ارتباط چشمی برقرار کنید
تاثیر واژه‌ها را زمانی بهتر احساس می‌کنید که فرزندتان را در محیطی آرام قرار دهید و به چشم هایش نگاه کنید و با آرامش با او حرف بزنید.
 
به تن صدا و لحن کلامتان توجه کنید
با کودکی که غر می‌زند با همان لحن و با تندی صحبت نکنید. زمانی کهکودک آرام شد با او حرف بزنید. بالا و پایین رفتن صدا باید متناسب با موقعیت باشد. پس اگر همیشه با داد و بیداد حرف می‌زنید باید این عادت را ترک کنید.
 
سوال بپرسید
اگر می‌خواهید کودکتان بیشتر فکر کند و برداشت‌های آزاد داشته باشد از او سوالاتی تحلیلی بپرسید. سوال تحلیلی یعنی سوالاتی که پاسخ آنها بله یا خیر نیست و او باید تلاش کند بیشتر حرف بزند و دیدگاه‌ها و احساساتش را نشان بدهد. مثلا به جای این پرسش«مهد کودک خوش گذشت؟ » بپرسید«چه چیزی امروز بیشتر در مهد کودکخوشحالت کرد؟ ».
 
آیا کودک منظور و هدف شما را فهمیده است؟
اگر احساس می‌کنید کودکتان واکنش درستی به درخواست‌ها و حرف هایتان نشان نمی‌دهد و گیج شده است. پرسش و درخواستتان را دوباره تکرار کنید تا متوجه شوید او موضوع را به خوبی فهمیده است. از او بخواهید آنچه به او گفته اید را تکرار کند.
با گفتن عبارت: «برای اینکه من می گم!» باعث می شوید تا کودکهرگز به چرایی مسایل فکر نکند. قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید


پاسخ های کوتاه بدهید
والدینی که با پاسخ کوتاه فرزند را مجبور می کنند از آنها اطاعت کند، به هیچ عنوان روش درستی برای تربیت کودک خود انتخاب نکرده اند. با گفتن عبارت: «برای اینکه من می
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

!» باعث می شوید تا کودک هرگز به چرایی مسایل فکر نکند. قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید. یا گفتن عبارتی همچون: «هر چه من می گویم را باید انجام دهی» به این مفهوم است که هیچ احترامی برای فرزند خود قایل نیستید و او نیز در مقابل به شما احترام نخواهد گذاشت. برای تربیت صحیح فرزندان، برای پاسخ به سوالات او زمان بگذارید و با صبر کامل و مرتبط به او پاسخ بدهید.
 
صدا کردن نام کودکصدا کردن نام کودک
کودکان بسیار باهوش تر از آن هستند که تصور می کنید. لازم نیست صدای خود را کودکانه کنید یا با کلمات خیلی بچه‌گانه با او حرف بزنید تا به حرف هایتان گوش کنند. کودکان مکالمات مردم با یکدیگر را می شنوند و کودکانه حرف زدن را نوعی اهانت به خود می دانند.
 
وسط حرف کودک نپرید
اگر کودک برایتان ماجرایی را تعریف می‌کند تا انتهای داستان را گوش بدهید و حرفش را قطع نکنید. اگر مدام وسط حرف کودک بپرید یا اظهار نظرهای بی‌مورد بکنید او علاقه‌اش را برای مطرح کردن دیدگاهایش را از دست می‌دهد. مثلا اگر کودکتان اتفاقاتی که در مدرسه می‌افتد را برایتان تعریف می‌کند با پرسش‌های بی‌مورد او را سردرگم نکنید یا از ماجرا منحرف نشوید. سکوت کنید و احساسات‌تان را با لبخند یا تعجب نشان بدهید.
 
زیاد حرف نزنید
تحقیقات کارشناسان ثابت کرده است، مغز هر انسانی می تواند در هر مرتبه، به طور متوسط 5 تا 9 موضوع را به خاطر بسپارد. به همین دلیل است که کودکان وقتی بیشتر از ظرفیت خود می شنوند، دیگر تمایلی به گوش کردن ادامه حرف ها ندارند. اگر می خواهید مسایل زیادی به فرزند خود بیاموزید، آن را به چندین بخش کوتاه تقسیم کنید تا نتیجه بهتری داشته باشد. یادتان باشد کودکان نمی‌توانند چند دستور را همزمان انجام بدهند. به جای اینکه بگویید«پاشو درساتو بخون اما قبـــــلش اتاقتو مرتب کن و کفشاتو ببر بذار تو جا کفشی و لباساتو مرتب کن» اول یک خواسته ساده‌تر را از کودک بخواهید و سپس او را به انجام کارهای دیگر تشویق کنید.
 
ملاحظه‌گر باشید
حواستان به مکالماتتان با دیگران باشد. چه چیزی به دوستانتان می‌گویید؟ چگونه با کودکتان حرف می‌زنید؟ آیا با دوستان و کودکتان به یک شیوه حرف می‌زنید؟ مکالماتتان را با دوستانتان در حضور کودک طوری تنظیم کنید که اگر کودک درباره آن از شما سوالی کرد پاسخی برایش داشته باشید.
 
تهدید نکنید
هدف از بزرگ کردن کودک این نیست که او را مطیع و فرمانبردار خود تربیت کنیم. باید به کودکان فرصت فکر و خطا کردن بدهد. تهدید کردن کودک باعث می شود تا اعتمادبه‌نفس او از بین برود و در بزرگسالی دچار مشکل بشود.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

تحقیقات فوا وفوا (Foa & Foa) درسال 1974 نشان میدهدکه افرادسالم، دررونداجتماعی شدنشان یادمیگیرندکه منابع عینی همچون پول رانبایدبرای دریافت عشق صرف نمایند.عشق دارای بیشترین ارزشمندی وپول دارای بیشترین عینیت وکمترین ارزشمندی میباشد.برای دریافت منابع ارزشمندبایدازهمان منبع یامنبع نزدیک به آن استفاده کرد: مثلا برای دریافت عشق لازمست عشق خرج کنیم ویاازموقعیت اجتماعی مان مایه بگذاریم.
( منبع: زوج درمانی تحلیلی/ بیتاحسینی).
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

فروید معتقد بود درمانگر علاوه بر اینکه بیمار را ترغیب به تداعی آزاد می کند باید پیوسته در حال free floating attention باشد. یعنی هم توجه لحظه به لحظه به حالات و احساسات بیمار و هم رصد کردن آنچه در درون خودش می گذرد.

یکی از مواردی که بسیاری از درمانگران آن را تجربه کردند یا خواهند کرد این است که درمان را به فرصتی برای اثبات برتری خود تبدیل می سازند.درمانگران باید این تمایلات نه چندان پنهان را در خود تشخیص داده، و از فروافتادن در آن اجتناب کنند.

در واقع یکی از جذابیت های روان درمانی برای روانشناسان این است که درمان فرصت خوبی برای رشد خودشیفتگی آنها فراهم می آورد.درمانگران باید از خود بپرسند که اگر مراجعی در طی درمان به ما بد و بیراه بگوید یا چیزی را به سمت مان پرت کند، چه واکنشی نشان خواهیم داد؟

اگر مراجعی در جلسه اول یا بعد از آن به شما بگوید من به شما اعتماد ندارم یا از شما خوشم نمیاید چه می کنید؟ بگذارید این مورد آخر را تفسیر کنیم. این مراجع ممکن است به سه دلیل این حرف را زده باشد :
1. ممکن است واقعا شخصیت شما را تا حدی شناخته باشد و از شما خوشش نیامده باشد. یعنی احساس او تا حدود زیادی دلیل بیرونی و عینی دارد.
2. ممکن است شما را جای شخص خاص دیگری گذاشته باشد یعنی از مکانیزم جابجایی استفاده کرده باشد.
3. ممکن است رویکرد او نسبت به اغلب انسانها اینگونه است یعنی یک الگوی رفتاری تکرار شونده.

در چنین مواردی اگه نتوانید رفتار این مراجع را همانند فوق تفسیر کنید، ممکن است نسبت به او احساس ناخوشایندی پیدا کرده و نتوانید مانع واکنش خود نسبت به او شوید.

به همین دلیل، درمانگر مجرب با فعال نمودن "من مشاهده گر" خود ، در هر مرحله از درمان باید به وارسی احساسات خود نسبت به مراجع پرداخته و در صورت یافتن مشکل، درصدد رفع آن بر آید.(دکتر کریم افشاری نیا/بهمن 94)
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

#گذشت

یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شد، عادت نجار اين بود كه موقع ترک کارگاه وسايل كارش را روي ميز بگذارد. آن شب، نجار اره اش را روی ميز گذاشته بود. همينطور كه مار گشت مي زد بدنش به اره گير کرد و كمي زخم شد. مار خيلي عصبانی شد و برای دفاع از خود اره را گاز گرفت. این کار سبب خون ريزی دور دهانش شد و او که نمی فهمید كه چه اتفاقی افتاده، از اينكه اره دارد به او حمله مي كند و مرگش حتمي است تصميم گرفت برای آخرين بار از خود دفاع كرده و هر چه شديدتر حمله كند. او بدنش را به دور اره پيجاند و هي فشار داد. صبح كه نجار به کارگاه آمد روي ميز به جای اره، لاشۀ ماری بزرگ و زخم آلود ديد كه فقط و فقط بخاطر بی فکری و خشم زياد مرده است. ما در لحظۀ خشم می خواهیم به ديگران صدمه بزنیم ولی بعد متوجه مي شويم که به جز خودمان كس ديگری را نرنجانده ايم و موقعی اين را درك می کنیم كه خيلي دير شده. زندگی بيشتر احتياج دارد كه گذشت و چشم پوشی كنيم، از اتفاقها، از آدمها، از رفتارها، از گفتارها و به خودمان يادآوری کنیم، گذشت و چشم پوشی.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

لکنت زبان:
لکنت زبان یک مشکل گیج کننده وخسته کننده برای فرد گوینده وشنونده است . این عارضه معمولا یک رخداد تکاملی موقت درمیان کودکان 5 ـ 2ساله است که بتدریج با روان شدن کودک در استفاده اززبان مادری ازبین میرود.با اینحال کودکانی که تا بعد از 5 سالگی همچنان دچار لکنت هستند دربیش از 80% موارد ممکن است لکنت تااواخر دوره بلوغ بهبود یابد . این عارضه در میان پسران 3 تا 4 برابر دختران است.

لکنت زبان زمانی پدید می آید که در جریان طبیعی گفتار ، وقفه ای ناگهانی و غیرطبیعی به واسطه تکرار صداها ، هجاها ، کلمات و گیر یا قفل شدن دهان ایجاد می شود که بعضاً با حرکاتی همچون چشمک زدن . حرکت دادن بازوها وتنفس نامنظم وگاهی وقفه های تنفسی همراه است . وجود این حرکات معمولا همراه با موارد شدید اختلال بوجود می آید و اغلب باسخ مناسبی به درمان برخلاف انواع خفیف ـ ندارد.

در آغاز بروز لکنت ، کودک ممکن است نسبت به مشکل خود هشیار نباشد اما به تدریح هشیاری نسبت به اختلال پیدا کرده و مکانیزمهایی برای اجتناب از روانی کلامی خود و پاسخهای هیجانی به وجود می آیند.

درمان لکنت زبان:
1ـ سعی کنید اولین لکنتها را نادیده بگیرید : از تنبیه و مسخره کردن کودک خودداری شود و هنگام صحبت کردن او را به عجله نیندازید و اجازه مکالمه تا زمان پایان جمله یا جملات مورد نظر به کودک داده شود.
2 ـ ارامش در حین صحبت کردن رابه کودک بیاموزید : با کودک شمرده و آرام صحبت شود و از کودک درخواست شود که آهسته و با آرامش صحبت کند.
3ـ تنظیم تنفس رابه کودک بیاموزید.
4 ـ حساسیت کودک رانسبت به موقعیتهایی که میتواند تشدید کننده لکنت باشد ازبین ببرید.
5 ـ از مکالمات تلفنی برای کاهش اضطراب مکالمه حضوری و تقویت گفتاری استفاده شود.

6ـ کودک برای درست صحبت کردن تحت فشار قرار داده نشود
7ـ زمانی که کودک از ناهنجاری گفتاری خویش صحبت می کند صحبت های وی قطع نشود.
8ـ با محبت و علاقه با کودک رفتار شود. کودک را در آغوش گرفته ، نوازش کنید.
9ـ در مواقعی که کودک دچار حالات عصبانیت و هیجان است کمتر با او صحبت شود و در آرام کردن وی تلاش شود.
10ـ اگر لکنت زبان کودک شما شدید بوده یا درحال تشدیداست ویا احساس می کنید با اقدامات شما بهبودی چندانی درآن حاصل نشده است به افراد متخصص مانند روانپزشکان بدنبال آن به گفتار درمانی و نوروتراپی(نوروفیدبک ، tDCS ) مراجعه نمایید .

https://telegram.me/Neuroscince
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

گزیده ای از سخنان رابرت کیوساکی در کتاب
" پدر پولدار، پدر بی پول"
مقایسه نگرش و طرز فکر این دو طیف

پدر بی پول : من برای پول کار می کنم.
پدر پولدار : پول برای من کار می کند.

پدر بی پول : عشق به پول، ریشه همه شرارت ها است.
پدر پولدار : فقدان پول، ریشه همه شرارت ها است.

پدر بی پول : نمی توانم از عهده مخارج برآیم.
پدر پولدار : چگونه می توانم از عهده مخارج برآیم و چه کاری باید انجام دهم تا بتوانم از عهده مخارج برآیم؟

پدر بی پول : من علاقه ای به پول ندارم و هرگز ثروتمند نخواهم شد.
پدر پولدار : پول قدرت است و من مرد ثروتمندی هستم.

پدر بی پول : در مورد مسایل مالی با احتیاط رفتار کن و از ریسک کردن بپرهیز.
پدر پولدار : یاد بگیر که چگونه با پول ریسک کنی.

پدر بی پول : به خاطر داشتن فرزند، نمی توانم پولدار شوم.
پدر پولدار : به خاطر فرزندانم باید پولدار شوم.

پدر بی پول : تنها تحصیلات عالیه دانشگاهی، لازم است.
پدر پولدار : برخورداری از دانش مالی به اندازه تحصیلات دانشگاهی، اهمیت دارد.

پدر بی پول : خوب درس بخوان تا یک شرکت خوب برای کار کردن پیدا کنی.
پدر پولدار : خوب درس بخوان تا بتوانی یک شرکت خوب، درست کنی.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

دینامیسم تعارضات زناشویی

وقتی عضوی، از خانواده جدا می شود، طبیعتا خانواده دچار نگرانی و اضطراب می شود. و وقتی سطوح این نگرانی و اضطراب بالا باشد، منجر به دخالت و درگیری شده و این نقطه آغاز مشکلات زناشویی است و به معنای آن است که جنگ قدرت شروع شده است.

در چنین شرایطی زوجین در وضعیت سخت، متعارض و کلافه کننده ای قرار می گیرند.و جبهه گیری ها اغاز می شود. اگر آنها طرف خود و همسرشان را بگیرند با رنجش و واکنش شدید خانواده پدری شان مواجه می گردند و بالعکس اگر از خانواده پدری جانبداری کنند، ناراحتی و خشم همسرشان را خواهند دید.

این داینامیک زندگی زناشویی است. خانواده ها این تضادها را تشدید می کنند و تا خرخره به زن و شوهر اضطراب ترزیق می کنند.
چند عامل وجود دارد که زبانه های آتش این مشاجرات را افروخته تر می سازد:

◀️ انتقاد زن و شوهر از خویشاوندان و بستگان یکدیگر. بویژه در دو سال اول ازدواج این عمل به کرات اتفاق می افتد. یعنی زوجین پشت هم نمی ایستند بلکه پشت خانواده خود می ایستند و این اولین گسست و شکاف در خانواده است.

◀️ دومین عاملی که این وضعیت را وخیم تر می سازد این باور غیر معقول است که "با عشق همه مشکلات بطور خودکار حل می شوند" .یعنی این تلقی که عشق آچار فرانسه ای است که می تواند هر گره ای را بگشاید و پادزهری است که درمان تمام دردهاست.
واقعیت این است که عشق و علاقه صرف حلال مشکلات نیست. دوست داشتن به شما انگیزه می دهد که صبور باشید و تسلیم نشوید ولی شما برای حل مشکلاتتان باید عقل و تدبیرتان را بکار گیرید نه احساستان را. شما چه درس فیزیک را دوست داشته باشید چه نداشته باشید، با احساستان قادر به حل مسائل فیزیک نخواهید بود و باید از اندیشه و خرد خود برای حل آنها بهره گیرید.

◀️ یکدندگی و لجاجت و مقصر جلوه دادن طرف مقابل.
برای حل اختلاف و کاهش تعارضات، هر یک از زوجین باید از رویه تکراری مقصر جلوه دادن دیگری دست بردارند. تا زمانی که نقش مظلوم و قربانی را ایفا کنید، از فرایند حل معقول مشکلات دور خواهید شد.اگر بتوانید سهم خود را در بوجود آمدن مشکل بپذیرید و زاویه دید خود را تغییر دهید از فرو افتادن در باتلاق هیجانات منفی و جانکاه فاصله گرفته و بالغ خود را وارد صحنه خواهید کرد.(دکتر کریم افشاری نیا/بهمن 94).
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

آلفرد آدلر به بيماران اندوهگين خود مى گفت :
هر روز فكر كنيد چطور مى توانيد يك نفر ديگر را خوشحال كنيد .
زيرا انديشه خوشحال كردن ديگران ما را از تفكر درباره خودمان باز میدارد !
و بزرگترين عامل نگرانى ترس و اندوه انديشيدن درباره خود است .
شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر بستگى دارد .
ارسطو به اين نوع برخورد \" خودخواهى روشنگرانه \" میگويد .
خیرخواهی، دوستی و عشق ویژگی انسان است .
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد !
همين كه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد خدمت بزرگى كرده ايد ...
برگرفته از کتاب \" طبیعت انسان \"
نوشته ی آلفرد آ دلر
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

🔰داشتن" یا "بودن"

اریک فروم در کتاب داشتن یا بودن توضیح می دهد که ما آدم ها به جای آنکه زندگی کنیم و باشیم فقط در حال جمع کردن و "داشتن" هستیم.
ما به پدیده ها به چشم مایملک نگاه می کنیم و به آنها چنگ می زنیم تا پیش خودمان نگه داریمشان.
ما به جای آنکه دنبال دانستن باشیم، دنبال جمع کردن اطلاعات هستیم،
به جای آنکه از پول لذت ببریم، دنبال ذخیره کردن برای آینده هستیم، به جای آنکه به بچه هایمان فرصت حضور و زندگی کردن بدهیم، سعی می کنیم مثل یک دارایی آنها را داشته باشیم، تا آنطور که ما می خواهیم زندگی کنند و به آنچه ما باور داریم، ایمان بیاورند ....
به جای آنکه از لحظه ای در آن هستیم لذت ببریم، سعی می کنیم با عکس گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم و....
شاید یک نتیجه این تمایل ما به داشتن و نگه داشتن، این باشد که مرتب دنبال ثبات می گردیم؛
می خواهیم همه چیز را در بهترین حالت آن حفظ کنیم، دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم،
دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است،نو و سالم باقی بمانند...
در همه اینها ما دنبال "ثبات" و "قرار" هستیم، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج می شویم،
نگرانی اینکه ثبات در مسایلی که به ما مربوط است، از بین برود..
در حالی که در دنیا هیچ چیز ثبات و قرار ندارد، هیچ چیزی "همانطوری که هست باقی نمی ماند".
و این قانونی است که ما مدام آن را از یاد می بریم.
اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم .
" همه چیز گذرا و فانی است، فقط اوست که می ماند"
و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود، به یک شادی و آرامش عمیق رسیده بود .
تمام تلاش ما برای آنکه " قرار" و "ثبات" را در این دنیا حفظ کنیم، محکوم به شکست است.
ما برای آنکه "قرار" را حفظ کنیم، بی قرار می شویم،
هرگاه سعی می کنیم پدیده ای را همانطوری که هست حفظ کنیم، دچار اضطراب و رنج فراوان برای "حفظ قرار" آن پدیده می شویم.
بی قراری آدم ها عمدتا نتیجه این است که به دنبال قرار می گردند.
یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، بی ثباتی است.
فقط بی ثباتی است که ثبات دارد.
و ما مدام در حال نقض این مهم ترین قانون جهان هستیم. مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی است.
اگر مانند مولانا یاد بگیریم که از جستجوی "قرار "بگذریم، و دیگر "قرار" برای ما مهم نباشد تازه در آن صورت است که به "قرار" می رسیم:

جمله بی قراریت از طلب قرار توست
طالب بی قرار شو، تا که قرار آیدت
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

منشا اکثر مشکلات روانپزشکی ، از روابط ماست

ویلیام گلسر به شدت حق داشت وقتی که می‌گفت : « در تمامی اختلالات و گرفتاری‌های روانی ، ردپای یک رابطه ناکام و اشتباه و رنج‌آور وجود دارد ».
پای صحبت‌ها و دردهای هرکسی که می‌نشینی ،
هر رنج و درد روانی را که بررسی می‌کنی
و لابلای احوالات ناخوش هر انسانی که سَرَک می‌کشی ،
ردپای یک رابطه بد و غلط و دردآور را مشاهده می‌کنی .
گاه حتی نبود یک رابطه نسبتا سالم عاطفی می‌شود خود درد ، می‌شود خود گرفتاری .

شاید به سختی بتوان به سوال "چگونه می‌توان خوشبخت زیست " پاسخی روشن و مشخص و واضح داد،

اما انگار پاسخ "چگونه می‌توان ناشاد و بدبخت زیست " آنقدرها هم سخت نباشد!

برای ناشاد بودن ، شاید داشتن پیوندی عاطفی با یک انسان نامناسب و نامتناسب کفایت کند !

بی‌فکر و اندیشه و تعقل ، با کسی وارد رابطه‌ای جدی و عمیق شدن و به نام عشق و عاطفه و احساس ، چشم بر روی تمام واقعیت‌ها بستن ، قمار تلخی‌ست که بیشتر آدم‌های ناشادمان ، با تاس‌های زندگی‌هاشان کرده‌اند
و تکلیف آرامش و شادمانی و سلامتی‌شان را سپرده‌اند دست آن جفت شش موعود که از تمام هندوانه‌های سربسته هم ، بیشتر گره خرده با شانس و اقبال و تصادف!
از کتاب :ازدواج بدون شکست نوشته: دکتر ویلیام گلسر
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم
من زنده ام و زندگی
ارزش رفتن دارد
آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
گوش ناامیدی را کر کند
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند، میفشرد و به درد میاورد
امامن همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد
ماندن در کار نیست
گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم
نمی اندیشم
ولی این را میدانم؛
گذشته با آینده یکسان نیست
زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به سادگی رفتن است
به همین راحتی،
زندگی چقدر آسان است…
زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد،،،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ…
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ
قصد داشتم دست اتفاق را بگيرم؟؟ تا نيفتد ! اما امروز فهميدم که اتفاق خواهد افتاد،****
اين ما هستيم که نبايد با او بيفتيم ...!
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

چه میکنی؟ چه میکنی؟

درین پلید دخمه ها

سیاهها ، کبودها

بخارها و دودها ؟

ببین چه تیشه میزنی

به ریشه ی جوانیت

به عمر و زندگانیت

به هستیت ، جوانیت

تبه شدی و مردنی

به گورکن سپردنی

چه می کنی ؟ چه می کنی ؟

چه می کنم ؟ بیا ببین

که چون یلان تهمتن

چه سان نبرد می کنم

اجاق این شراره را


که سوزد و گدازدم

چو آتش وجود خود

خموش و سرد می کنم

که بود و کیست دشمنم ؟

یگانه دشمن جهان

هم آشکار ، هم نهان


همان روان بی امان

زمان ، زمان ، زمان ، زمان

سپاه بیکران او

دقیقه ها و لحظه ها

غروب و بامدادها

گذشته ها و یادها

رفیقها و خویشها

خراشها و ریشها

سراب نوش و نیشها

فریب شاید و اگر


چو کاشهای کیشها

بسا خسا به جای گل

بسا پسا چو پیشها

دروغهای دستها

چو لافهای مستها

به چشمها ، غبارها

به کارها ، شکستها

نویدها ، درودها

نبودها و بودها

سپاه پهلوان من

به دخمه ها و دامها

پیاله ها و جامها

نگاهها ، سکوتها

جویدن برو تها

شرابها و دودها

سیاهها ، کبودها

بیا ببین ، بیا ببین

چه سان نبرد می کنم

شکفته های سبز را

چگونه زرد می کنم



زنده یاد مهدی اخوان ثالث
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

بی سوادی دوگونه است:
*بی سوادی سیاه
شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، دیده می شود. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. ارزان‌تر ازانواع بی سوادی هم، می‌توان با آن مبارزه کرد.
اما موضوع هراسناک، بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، می‌نویسند و حرف می‌زنند کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات و گواهینامه‌هارا در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ هاو خوانش ونگارش کلمات دچار چالش‌های جدی هستند وچنته اشان از موهومات و شبه علم پراست.این شکل از بی سوادی "بی سوادی سفید" است.چرا که در نگاه اول، دیده نمی‌شود.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود.این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی،تاییدو تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث می‌شود.حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.
بیسوادی سفید درد امروز جامعه‌ی ما و بسیاری از جوامع دیگر است.

دکتر آرمان پویان
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

غم قفس به کنار !
آنچه عقاب را پیر میکند
پرواز زاغ های بی سر و پاست..

صادق هدایت زنده به گور
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩﻥ , ﻧﺼﻒ ﺣﮑﻤﺖ ﺍﺳﺖ .
ﺗﻌﻘﯿﺐ ﻧﮑﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﺼﻒ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺍﺳﺖ .
ﻣﺪﺍﺧﻠﻪ ﻧﮑﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﺼﻒ ﺍﺩﺏ ﺍﺳﺖ .
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ :
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﻮﯼ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﮐﻤﺘﺮ ﺯﻭﺭ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺩﺍﺷﺖ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺁﺭﺍﻡ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ، ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺶ ﻧﻔﻮﺫ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ .
و ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ،ﺑﻘﯿﻪ ﺭﺍ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺗﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ !
بیایید خودمان را دوست بداریم.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

وقتی کودک بودم فکر می کردم باید با خدا فقط با زبان عربی حرف زد !
وقتی بزرگتر شدم فهمیدم سجاده من می تواند جنگل باشد و قبله من دریا
و حتی می توانم با زبان مردم قبیله ام با خدا حرف بزنم
وقتی بزرگتر شدم فهمیدم می توانم در یک صبح پُر از دلتنگی و تنهایی
با خدا پشت پنجره آشپزخانه بنشینم و با زبان مادری ام با او درد دل کنم
خدا روزنامه صبح فردا را برایم با صدای بلند از ته فنجانم پیشگویی کند
موهای دم اسبی من از شادی شیهه بکشد
وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم خدا به تمام زبانهای دنیا آشناست
با زبان ماهی های دریای بیکران , با زبان باران یا مرغان دریایی , با زبان دستفروش های نوبرانه توت سپید در بازار تجریش . فقط کافیست دلت را از کینه بتکانی. فقط کافیست بدی ها را ببخشی و پیراهنی از جنس نور حتی به اندازه نور یک کرم شبتاب بپوشی و با خدا حرف بزنی ... حرف بزنی ... حرف بزنی. با هر زبانی که دلت می خواهد .
خدا در دستش شاه کلیدی دارد که زبان تمام قفلهای جهان را می داند
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

آزمايش "همرنگى اجتماعى"
این آزمایش، در پوشش یک برنامه چشم پزشکی رایگان انجام شد: چیزی که مراجعه کننده (دختر بلوز بنفش) نمی داند این است که همه کسانی که در اتاق انتظار نشسته اند جزو عوامل برنامه اند. با صدای هر بوق، بی دلیل بلند می شوند و طوری وانمود می کنند که رفتارشان عادی است.
حالا دیگر همه مراجعه کننده ها رفته اند. دختر بلوز بنفش، رفتارش را به بقیه مراجعه کننده ها سرایت می دهد. جالب این جاست که پس از او، این رفتار بی دلیل ادامه می یابد و به هنجار اجتماعی در این اتاق تبدیل می شود. چیزی که پژوهشگر دانشگاه پنسیلوانیا از آن به عنوان "یادگیری اجتماعی" یاد می کند. مغز به شما دستور می دهد که از رفتارهای محیط تبعیت کنید تا از جمع جدا نیفتید. رفتارهای خوب یا بد اجتماعی، همین گونه تقلید و تکثیر می شوند.
شما چه رفتارهایی را در تبعیت از جمع انجام می دهید و برای آنها دلیل عقلانی ای ندارید؟ چگونه می توان از این قاعده علمی برای تکثیر رفتارهای سازنده و مثبت و اثرگذاری بر دیگران استفاده نمود؟
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

اضطراب اگزیستانسیال

از دیدگاه اگزیستانسیال، اضطراب یکی از مفروضات هستی‌ است که با احساس اضطراب متفاوت بوده و گاه تحت عنوان "نگرانی"، "وحشت" یا "اضطراب اگزیستانسیال" از آن یاد می‌شود.
اضطراب اگزیستانسیال با "ترس" متفاوت است. ترس موضوع یا مفعولی دارد به این معنا که ما از "چیزی" می‌ترسیم ولی اضطراب تجربه‌ای عمومی‌تر است و بر ابژه‌ی مشخصی متمرکز نیست. اضطراب همچنین با آزادی مرتبط است. آزادی ما را در معرض انتخاب قرار می‌دهد و با هر انتخاب، ما ریسکی متحمل می‌شویم. انتخاب‌های ما ممکن است به نتایج ناخوشایندی برای خودمان و دیگران منجر شوند و از آن گذشته در هر انتخاب، فقدانی هست. با انتخاب هر گزینه‌، گزینه‌های دیگر از دست می‌روند و بنابراین هرچه آزادتر باشیم و بیشتر دست به انتخاب بزنیم، مضطرب‌تر خواهیم شد. اما برای گریز ازین اضطراب چه می‌کنیم؟
آزادی خود را محدود کرده و از دیگران می‌خواهیم به جای ما تصمیم بگیرند. به عنوان مثال اگر از شغل خود ناراضی هستیم، به جای تصمیم بر استعفا، که ممکن است در آینده با اشتباه از آب در‌آمدن موجب اضطراب‌مان شود، با رفتارهای غیرحرفه‌ای و ارتکاب اشتباهات متعدد، زمینه را برای اخراج خود فراهم می‌کنیم. به این طریق انتخاب را به عهده‌ی دیگری گذاشته‌ایم. همین رفتار را نیز می‌توانیم در یک رابطه‌ی عاطفی از خود بروز دهیم. برای مثال اگر در رابطه‌ی مخربی هستیم، به جای تصمیم بر اتمام رابطه، تصمیمی که ممکن است بعدها موجب پشیمانی‌ و اضطراب‌مان شود، با رفتارهایمان تا حدی پارتنرمان را آزار می‌دهیم تا او به جای ما تصمیم به خاتمه‌ی رابطه بگیرد. گاه همچنین به منظور اجتناب از اضطراب ناشی از انتخاب، وظیفه‌ی تصمیم‌گیری را به عهده‌ی درمانگر می‌گذاریم و هنگامی که او ما را متوجه آزادی و مسئولیت شخصی‌مان می‌کند، خشمگین می‌شویم. نوع دیگری از اضطراب اگزیستانسیال وقتی ایجاد می‌شود که شخص درمی‌یابد آنچه که تا کنون معنا یا ارزش می‌پنداشته، تنها قراردادهای اجتماعی بوده‌اند و همچنین درمی‌یابد که دنیا در ذات خود بی‌معناست. ازین رو یکی از چالش‌های اصلی در درمان اگزیستانسیال، ترغیب مراجعان به یافتن معنای شخصی‌ست که به آنها اجازه دهد با جهان ارتباطی مجدد بیابند.
از دیدگاه روان‌درمانی اگزیستانسیال، اضطراب امری اجتناب‌ناپذیر و البته مفید است. اضطراب همواره چیزی درباره‌ی شیوه‌ی بودنمان در دنیا برای گفتن به ما دارد. درمانگران اگزیستانسیال مراجعان را ترغیب می‌کنند تا به ندای اضطراب خود گوش فراداده و با آگاهی از شیوه‌ی بودن‌شان در دنیا و ارتباط با جهان و دیگران، امکان تغییر این شیوه‌ را بررسی کنند.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

متنی زیبا از فروید ا...

وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى بچه گانه اند ...
یا مدام براى نبودنت...
براى خط زدنت تلاش مى کنند؟...

نه! همیشه جنگیدن خوب نیست!...
من همیشه جنگیده ام تا چیزى را عوض کنم...

اما این روزها فهمیده ام که با آدم هاى کوته نظر نباید جنگید...

فهمیده ام براى اثبات دوست داشتن نباید جنگید...

براى به دست آوردن دل آدم ها نباید جنگید...

براى اثبات خوب بودن نباید جنگید...

این روزها نسخه فاصله گرفتن را مى پیچم براى هر کسى که رنجم مى دهد...

از آدم هایى که زیاد دروغ مى گویند...
فاصله می گیرم...

از آدم هایى که زیاد ظلم می کنند...
فاصله می گیرم...

از آدم هایى که حرمتم را نگه نمی دارند...
فاصله می گیرم...

با حقارت برخى آدم ها و دل هایشان نباید جنگید...

باید نادیده شان گرفت ...
و گذشت ...
و بخشیدشان...
نه براى این که مستحق بخشش اند...
براى این که من مستحق آرامشم....

منم به همین نتیجه رسیدم. راست میگفت فروید
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

☕️ @caffeparis

ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :
ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ
ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﮐﺴﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻓﻼﻧﯽ ﮐﻪ
ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﻭ ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ . ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺳﺎﻛﻦ ﻣﻨﺰﻝ
ﻫﺴﺖ .
ﺷﺨﺺ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻣﻴﺪﻫﺪ، ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ
ﺷﻤﺎ ﻧﻔﺮ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻤﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ
ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﺪ .
ﺟﻮﺍﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻯ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﻛﺮﺩ، ﭘﻴﺮﺯﻥ ﻛﻪ
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﭘﺴﺮﻡ، ﻭﺭﻗﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﻦ، ﭼﻮﻥ
ﻣﻦ، ﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﻮﺷﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺣﺴﺎﺱ
ﻫﻤﺪﺭﺩﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻟﮕﺮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺧﻴﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ .
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺖ، ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺴﺖ .
ﺑﻪ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﺣﻢ ﻛﻨﻴﺪ، ﺗﺎ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺣﻢ ﻛﻨﺪ .
یک ﻣﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﮐﻤﯽ ﺳﺎﺩﻩ، ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻗﺪﺭﯼ ﻋﺎﺩﯼ !
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﺸﻤﻤﺎﻥ ﭘﯽ ﻓﺮﺩﺍﺳﺖ .
ﺍﻓﺴﻮﺱ !
ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻬﺎﺭ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺪﺍ ﻣﯽ
ﮐﻨﯿﻢ . ﺟﺸﻦ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ، ﻋﯿﺪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ
ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ؛ ﺑﺎ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﭼﻨﺪ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﯼ ﺳﭙﯿﺪ ﺗﺮ....!!
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

💧8 آزمایش ذهنی جهت شناخت راه آینده


💧پیشنهادهای استاد ملکیان برای رفع نیازهای انسان سرگشته امروز


نکته مهم در تمام این آزمایشات این است که واقعا خود را در فضای این آزمایشات تصور کنید تا جوابگو باشد و بتوانید واقعا پی به خواسته ی درونی خود ببرید.
1- جامعه ای را فرض کنید که در آن تمام شغل ها از سه جهت درآمد مادی،شهرت و منزلت اجتماعی کاملا یکسان است،یعنی شما چه پزشک باشی، چه استاد دانشگاه باشی، چه سوپر شهرداری باشی، چه بنا باشی و چه رییس جمهور باشی از سه جهت فوق کاملا برابر هستید،در چنین جامعه ای شما به دنبال چه شغلی میروید؟
2-فرض کنید در یک جامعه ای انسان نامرئی شوید، وشما همه را ببینید ولی کسی شما را نمیبیند،در چنین جامعه ای دست به چه کارهایی میزنید؟مثلا آیا دست به کارهای اخلاقی میزنید؟
3-تصور کنید خداوند در مقابل شما نشسته است و از شما میخواهد یک آرزو کنید تا آن را برآورده کند، ولی باید توجه داشته باشید فقط یک آرزو میتوانید بکنید و بعد از اینکه آرزوی دلخواهتان را کردید دیگر راهی برای بازگشت ندارید،در چنین حالتی شما از خدا چه میخواهید؟آرزو میکنید که رییس جمهور شوید؟انیشتین شوید؟ارسطو شوید یا.....
4-اگر قرار باشد شما را تا آخر عمرتان به یک جزیره دور افتاده تبعید کنند و در آنجا جز شما کسی نباشد،و فرض کنید به شما سه ارفاق کنند:
یکی اینکه بگویند شما میتوانید از اینجا یک کتاب انتخاب کنید و با خود به جزیره ببرید،دراین صورت چه کتابی را انتخاب میکنید؟
دیگر اینکه شما میتوانید در آنجا یک کار هنری انجام دهید و وسایل مورد نیاز را از اینجا با خود ببرید،شما کدام یک را انتخاب میکنید؟
و دیگر اینکه به شما اجازه داده میشود یک انسان را از اینجا به همراه خود ببرید،حال شما چه انسانی با چه ویژگی های را انتخاب میکنی؟
5-اگر به شما بگویند یکی از اشخاص تاریخی را که خودتان درک کرده اید یا در تاریخ خوانده اید،هستی حاضر است جای شما را با آنها عوض کند،شما حاضرید به جای کدام شخص باشید؟
توجه داشته باشید نه اینکه فقط در یکی از جنبه های آن شخص به جای آن باشید بلکه در تمام جنبه ها با تمام خوبی ها و بدی های شخص.
6-این آزمایش معروف به نوشته سنگ قبر است و از ابداعات نیچه میباشد.روی سنگ قبر خود آنچه را که میخاستید باشید بنویسید و زیرش آنچه که الان هستید را بنویسید،مثلا بنویسید کسی که اینجا ارامیده است میخاست معلم شود اما فروشنده شد،میخاست بخشنده باشد اما بخیل شد و.....بعد روی آنچه که الان هستید خط بکشید و یک زندگی جدیدی را بر اساس آنچه میخاستید باشید را آغاز کنید.
7-فرض کنید یک کسی که قولش صادق است به شما بگوید تنها یک سال تا پایان عمرتان باقی مانده است
و شما هم باور کنید،حال در این یک سال به سراغ چه کاری میروید؟
خب بعد این یک سال را کمتر بکنید مثلا شش ماه،همینطور کمتر تا 24ساعت،ببینید در این فرصت دست به چه کاری میزنید؟کارهایی که بنظرتان می آید در آن 24 ساعت انجام دهید و بعد از دنیا بروید آن ها فریاد درون شماست.این همان چیزی است که شما در تمام زندگی باید بروید به دنبالش.
8-گفته اند یک کشتی به علت سنگینی بارش در حال غرق شدن بود و ناخدا از مسافرین خواست که مقداری از وسایلشان را در دریا بیندازند تا بار کشتی سبک شود،بعد از اینکه هر کس مقداری از وسایلش را به دریا انداخت باز ناخدا از مردم درخواست کرد که مقداری دیگر از وسایلشان را در دریا بیندازند تا بار کشتی سبک تر شود،بعد از چندین مرتبه تکرار این ماجرا عالمی که در آنجا بود در عین حالی که کتاب هایش را به دریا میریخت گفت این ها از جانم عزیزتر بودند.
حال ما در زندگی باید ببینیم که چه چیزهایی داریم که حاظریم جانمان را بدهیم ولی آن چیزها را از دست ندهیم.مثلا بعضی ها حاضر نیستند به هیچ وجهی صداقت ،شفقت،احسان و .... خود را در زندگی از دست بدهند حتی به قیمت جانشان.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

روزی که مردم بفهمند:
هیچ چیز عیب نیست، جز قضاوت ومسخره کردن دیگران.
هیچ چیز گناه نیست، جز حق الناس...
هیچ چیز ثواب نیست، جز خدمت به دیگران...
هیچ کس اسطوره نیست، الا در مهربانی و انسانیت...
هیچ چیز جاودانه نمی ماند، جز عشق.......
هیچ چیز ماندگار نیست، جز خوبی و بدی....
هیچ سعادتی بالاتر از آگاهی نیست....
هیچ دشمنی خطرناکتر از جهل نیست...
زمین تبدیل می شود به بهشتی سراسر عشق و مهربانی.....
به امید آنروز...
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

کمتر کسی می‌داند که جهالت یک بیماری‌ست که خرامانه تا مغز استخوان نفوذ می‌کند.
علائمش دیده نمی‌شود؛ اما دیگران خوب حس می‌کنند.
یک بیماری در حال پیشرفت که دیگران به جای او درد می‌کشند.
جاهل نمی‌داند که بیمار‌ست. دقیقا مانند معتادی که ادعا می‌کند معتاد نیست؛ اما عملکردش باعث رنجش دیگران‌ست.
چون درد نمی‌کشد به امید درمان هم نیست؛
ولی جهالت یک بیماری مسری خطرناک‌ست؛
چون جاهل دیگران را هم به جهل می‌اندازد
و اینکه معمولأ عواقب جهلش ، گریبان بقیه را می‌گیرد.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

🔸سی اصل شادی بخش🔸


خوشحالی ، شادی و یا خرسندی یک حالت روانی است که در آن فرد احساس عشق، لذت، خوشبختی و یا شادی می‌کند. مسائل مختلفی همچون مسائل زیستی، روانشناختی و یا دینی برای آن تعریف مختلفی دارند.
که ما انها را به نام سی اصل شادی برای شما دوستان جمع آوری کرده ایم
١ﺷﺎدی ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ و ﻫﻴﭻ ﻛﺲ واﺑﺴﺘﻪ ﻧﻜﻦ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ از آن ﺑﺮﺧﻮردار باشی
٢ اﻧﺘﻈﺎر ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎش ﻫﻤﻴﺸﻪ آﻧﭽﻪ در اﻃﺮاﻓﺖ اﺗﻔﺎق ﻣﻲ اﻓﺘﺪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﻴﻞ و ﺧﻮاﺳﺘﻪ ات ﺑﺎﺷﺪ
٣ از ﺳﺨﺘﻲ ﻫﺎ و ﻣﺸﻜﻼت زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺘﻘﺒﺎل ﻛﻦ و ﺑﺎ غلبه ﺧﻮد ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﭘﺎداش بده
۴ وﻗﺘﻲ ﻫﻢ ﭼﻴﺰی را ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﻲ آوری ﺧﻮﺷﺤﺎل باش ، ﻫﻨﮕﺎم از دﺳﺖ دادن ﻧﺎراﺣﺖ ﻧﺸﻮ
۵ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎ و ﮔﻔﺘﺎر دﻳﮕﺮان اﻧﻌﻄﺎف ﭘﺰﻳﺮ ﺑﺎش و ﻧﺨﻮاه ﻛﻪ ﺣﺮف حرف خودت باشد
۶ ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮدت را ﺑﺎ دﻳﮕﺮان ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻧﻜﻦ ﭼﺮا ﻛﻪ ﺗﻮ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ داری ﻛﻪ دﻳﮕﺮان در ﺣﺴﺮت آﻧﻬﺎ هستند
٧ برای اﻧﺠﺎم ﻛﺎرﻫﺎی ﻣﻮرد ﻋﻼﻗﻪ ات زﻳﺎد ﺑﻪ ﻧﻈﺮات دﻳﮕﺮان اﻫﻤﻴﺖ نده
٨ ﻗﺒﻞ از اﻧﺠﺎم ﻫﺮ ﻛﺎری ﻳﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﻫﺮ ﭼﻴﺰی ﺑﻪ ﺿﺮورت آن فکر کن
٩ زﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮد را ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﻛﻦ و ﺑﺮای رﺳﻴﺪن ﺑﻪ اﻫﺪاﻓﺖ ﺗﻼش کن
١٠ ﻫﺮ ﮔﺰ ﺳﻌﻲ ﻧﻜﻦ ﺑﻪ دﻳﮕﺮان ﺑﻘﺒﻮﻻﻧﻲ ﻛﻪ ﺣﺮﻓﺖ درﺳﺖ است
١١ مهربانی و خوش رویی سرلوحه رفتارت قرار بده
١٢ اﻧﺘﻈﺎر ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎش ﺑﺎ ﻣﻨﻔﻲ ﻧﮕﺮی ﺟﺴﻤﻲ ﺳﺎﻟﻢ داﺷﺘﻪ باشی
١٣ ﻗﺒﻞ از ﻣﻄﻤﺌﻦ شدن ﻫﻴﭻگاه در ﻣﻮرد کسی یا چیزی قضاوت نکن
١۴ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺑﻴﺰاری از اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ از رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺑﺪ آﻧﻬﺎ ﻣﺘﻨﻔﺮ باش
١۵ ﺑﮕﺬار دﻳﮕﺮان از ﺗﻮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻓﺮدی آرام و ﺧﻮﺷﺮو ﻳﺎد ﻛﻨﻨﺪ
١۶ ﺑﺎ دﻳﮕﺮان ﻃﻮری رﻓﺘﺎر ﻛﻦ ﻛﻪ دوﺳﺖ داری ﺑﺎ ﺗﻮ رﻓﺘﺎر شود
١٧ ﺑﻪ دﻳﮕﺮان ﻛﻤﻚ ﻛﻦ آﻧﭽﻪ را ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻪ دﺳﺖ آورند
١٨ در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻟﻐﺎت ﺧﻮد«ﺷﻜﺴﺖ» را « ﺗﺠﺮﺑﻪ»ﻣﻌﻨﺎ کن
١٩ ﺑﺮای ﻛﺸﻒ ﺣﻘﺎﻳﻖ زﻳﺎد ﺗﻔﻜﺮ ﻛﻦ ﺑﻪ ﺧﺼﻮص ﺟﻬﺎن آفرینش
٢٠ اﺟﺎزه ﻧﺪه اﺗﻔﺎﻗﺎت ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ روﺣﻴﻪ ات را ﺧﺮاب کند
٢١ ﻫﻨﮕﺎم ﻋﺼﺒﺎﻧﻴﺖ ﻧﻔﺲ ﻋﻤﻴﻖ ﺑﻜﺶ و لز ۱۰ تا ۱ ﺑﺸﻤﺎر
٢٢ ﺑﻪ ﻗﺪر ﺗﻮان ﺗﻼش ﻛﻦ و ﻧﺘﻴﺠﻪ را ﺑﻪ ﺧﺪا واﮔﺬار کن
٢٣ ﺗﺎ ﺑﺎخود ﻣﻬﺮﺑﺎن ﻧﺒﺎﺷﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻲ ﻣﻬﺮ بورزی
٢۴ ﺑﺎ ﺑﺤﺚ ﻫﺎی ﺑﻲ ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻧﺮژی ﺧﻮد را ﻫﺪر نده
٢۵ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ را ﻛﻪ دوﺳﺖ داری ﺑﻪ دﻳﮕﺮان ببخش
٢۶ ﻳﮕﺎﻧﻪ داروی آراﻣﺶ ﺑﺨﺶ روح و ﺟﺎن یاد خداست
٢٧ ﻗﻠﺒﺖ را از ﻧﻔﺮت ﺧﺎﻟﻲ ﻛﻦ ﺗﺎ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ در آن ﻻﻧﻪ کند
٢٨ برای اﻳﻨﻜﻪ ﺷﺎد ﺑﺎﺷﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﺎدی آﻓﺮﻳﻦ ﺑﺎشی
٢٩ در زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺷﻨﺎور ﺑﻮدن ﺷﻨﺎﮔﺮ باش
٣٠ ﺑﻲ اﺣﺘﺮاﻣﻲ دﻳﮕﺮان را ﺑﺎ ﺑﻲ اﻋﺘﻨﺎﻳﻲ ﺟﻮاب بده.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

شمع به کبریت گفت:
از تو میترسم تو قاتل من هستی...
کبریت گفت:
از من نترس...
از ریسمانی بترس که در دل خود جای دادی!!!
عامل نابودی انسان ها تفکرات منفی خودشان است
نه عوامل بیرونی...
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

✅انسان در زندان باور ها✅

آیا می دانید باورهایمان ، احساساتمان را میسازند و احساساتمان ، طرز اندیشه و نگرش ما به این دنیا را شکل میدهند ... ؟

آیا می دانید طرز فکرمان ، رفتار و عملکرد ما را میسازند : پس در نتیجه رفتار ما نتیجه مستقیم باور ما از خودمان و زندگی میباشد !

رفتارهای ما هرطور که باشند نتیجه باورمان از خودمان به عبارتی تصویر ذهنی از خودمان میباشد!

باورهای ما به منزله پنجره هایی هستند که ما از طریق آنها دنیا را تماشا می کنیم و برطبق باورمان احساس میکنیم و آن احساس ایجاد شده ، طرز فکر ما را درست کرده و رفتارها و شخصیتمان را شکل میدهد

ما با باورهای خود ، دنیا را تماشا می کنیم نه با چشمهایمان ، باورهای بنیادی ما در سنین پایین تر در حدود 2 الی 5 سالگی ساخته شده اند و باور های دیگرماݩ در سنین بالاتر نیز تحتــــ تاثیر این باور های بنیادۍ شکل گرفته اند ...
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

خود را بشناسید
خود را تعریف کنید
به کدامین هدف واندیشه رهسپارهستید
کدام مفهوم به زندگی شما باید معنادهد
این معنارابیاید
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

فرصت

ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍ اگر ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ؛
" ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ "
ﻣﯿﺸﻮﺩ " ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ...."
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺴﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﯼ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ
ﺩﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺘﻪ ،
و ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺷﮑﻼﺗﯽ
ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻕ ﻫﯿﭻ ﻃﺒﻌﯽ ﺧﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ.
ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ،
" ﻓﺮﺻﺖ "
ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﺑﮕﺬﺭﺩ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻣﺜﻞ ﺁﺏِ ﺗﻨﮓِ ﻣﺎﻫﯽ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﻗﺘﺶ ﻋﻮﺽ ﻧﺸﻮﺩ،
ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﻢ ، ﻣﺎﻫﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ...
ﻗﺪﺭ " ﻟﺤﻈﺎﺕ " ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻴﻢ.
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻫﻴﭻﻛﺲ نمی ماﻧﺪ.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

نيمه ي تاريك وجود -دبي فورد



نيمه تاريك وجود آن بخشي از شخصيّت ماست كه روابط ما را به بن بست ميكشاند ومانع از تحقق رؤياهايمان ميشود ، اين بخش را كارل يونگ سايه مي نامد .و آن شامل همه آن ويژگي هاي شخصيّتي ماست كه سعي مي كنيم پنهان و يا نفي كنيم.

بدبيني و خوش بيني ، اهلي و اهريمني بودن ، بي باكي و ترس ، همگي ويژگي هاي خفته در درون ما هستند . بسياري از ما از هر دو بخش تاريك و روشن وجودمان هراس داريم . بسياري از ما مي ترسيم به درون خود بنگريم و اين ترس ، ما را وادار كرده است چنان ديوارهاي قطوري بنا كنيم كه ديگر به ياد نمي آوريم ، در اصل چه كسي هستيم .

براي بيرون آوردن روشنايي بايد به درون تاريكي رفت . هر گاه احساس يا ميلي را سركوب مي كنيم ، قطب مخالف آن را نيز سركوب مي نماييم . با نفي زشتي هاي خود ، از زيبايي هايمان مي كاهيم ، با نفي ترس خود ، از شجاعتمان كم مي كنيم و با نفي حرص و آز خود ، بخشندگي مان را كاهش مي دهيم .
هر آنچه كه نمي توانيد باشيد ، مانع از بودن شما مي شود . براي آزاد و مستقل بودن بايد بتوانيد (( باشيد )) و دستيابي به اين مهم مستلزم آن است كه از داوري خود دست بكشيد . ما هنگامي كه خود را مورد قضاوت قرار ميدهيم ، خود به خود نسبت به ديگران نيز پيش داوري روا مي داريم و آنچه به ديگران مي كنيم ، به خود نيز مي كنيم . جهان ، آينه اي براي بازتاب درون ماست . هنگامي كه بتوانيم خود را بپذيريم و ببخشيم ، خود به خود مي توانيم ديگران را نيز بپذيريم و ببخشيم .
سايه ، چهره هاي گوناگوني دارد : ترسو ، زياده خواه ، خشمگين ، كينه توز ، پليد ، خودخواه ، فريبكار ، تنبل ، سلطه جو ، متخاصم ، زشت ، نالايق ، بي ارزش ، ناتوان ، عيبجو ، موشكاف .... .
اين فهرست را پاياني نيست ، نيمه تاريك وجود ما مخزني براي همه جنبه هاي ناپذيرفتني مان است ؛ همه آنچه كه موجب شرمندگي ماست و وانمود مي كنيم نيستيم ؛ چهره هايي كه نمي خواهيم به ديگران نشان دهيم . ما براي خود نقاب هاي گوناگوني ميسازيم ، ما گمان ميكنيم كه نقابهايمان ، شخصيت دروني مان را پنهان مي دارد ، اما آنچه كه در وجود خود نمي پذيريم ، در نا منتظره ترين لحظات سر بر مي آورد و خود را نشان مي دهد.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

وقتی خانه تکانی می کنی
چیزهایی پیدا می شوند که
مدتی برای پیدا کردنشان زمین و زمان را بهم ریخته ای و از نبودنشان اعصابت خط خطی بود...
امروز که آن گمشده ها را میبینی،
میبینی که زندگی بدون آنها هم جریان خود را داشته
دنیا هم همینطور است...
امروز هستیم، فردا نه!
در نبودمان جایگزینهایی هستند که دنیا از حرکت نایستد...
خانه تکانی این مزیت را دارد که به ما یاد می دهد که هیچ تقدیری فاجعه نیست
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

کمترین تحریری از یک آرزو این است

آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی

در قناری ها نگه کنَ در قفسَ تا نیک دریابی

کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است

کمترین تحریری از یک زندگانی

آب ، نان ، آواز!

ور فزون تر خواهی از آن

گاه گه،، پرواز

ور فزون تر خواهی از آن،، شادی آغاز

ور فزون تر ، باز هم خواهی .... بگویم ،، باز؟

آنچنان بر ما به نان و آب ، اینجا تنگ سالی گشت

که کسی به فکر آوازی نخواهد بود....

وقتی آوازی نباشد

شوق پروازی نخواهد بود

#شفیعی_کدکنی
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

تفکر انتقادی و سرنوشت جامعه
در عصر حاضر یکی از مهمترین هدف های آموزش و پرورش در سطح دنیا افزایش تفکر انتقادی در دانش آموزان و در نهایت در شهروندان است. تفکر انتقادی تفکر مستدل و تیزبینانه در مورد اینکه چه چیزی را باور کنیم و چه عملی را انجام دهیم. به عبارت دیگر، برای برخورداری از تفکر انتقادی، لازم است جنبه های مختلف هر موضوعی را به طور دقیق بررسی کنیم. به عنوان مثال، فردی ادعا دارد که با روش خاص و جدیدی بیماریها را درمان می کند. البته لازم به توضیح است که این فرد پزشک نیست. یک فرد برخوردار از تفکر انتقادی در ابتدا این ادعا را نه رد و نه تایید (خاصیت مهم علمی بودن) می کند، بلکه به بررسی همه جوانب آن می پردازد. این سوالات، سوالات مهم فرد دارای تفکر انتقادی است: این فرد چه کسانی را درمان کرده است؟ آیا درمان اثربخش بوده است؟ آیا درمان تداوم داشته است؟ برنامه درمانی این فرد پایه علمی دارد؟ برای من ضرری نداشته باشد؟ این فرد چندسال سابقه درمانگری دارد؟ آیا مدرک معتبری دارد؟ افرادی که ادعا می کنند این فرد درمانگر خوبی است، اجیرشده خود فرد نباشند؟ و بسیاری از سوالات دیگر که شما عزیزان می توانید در این ارتباط مطرح کنید. پس فکر کنید که چه سوالات دیگری می توانند مطرح باشند. در طول تاریخ افراد کلاهبرداری بلاهای زیادی بر سر مردم آورده اند. یادمان باشد که همیشه کلاهبرداران یک حرکت از ما جلوتر هستند و در بسیاری از موارد اگر ما به تفکر انتقادی مجهز نباشیم گول آنها را خواهیم خورد. پایین بودن تفکر انتقادی در جامعه باعث افزایش خرافه پرستی، فال گیری و در نهایت افت و پس روری آن جامعه می شود. در مقابل افزایش تفکر انتقادی در جامعه باعث پیشرفت و ترقی خواهد شد. اگر جامعه ای پیشرفته می خواهیم پس برای افزایش تفکر انتقادی خودمان و سایر عزیزان و هموطنان مان تلاش کنیم.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

☑️مهارت های دهگانه ضروری برای زندگی کدامند؟

👈سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هر کس باید این توانایی ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند:

🔶 1- مهارت خودآگاهی
🔶 2- مهارت همدلی
🔶 3- مهارت روابط بین فردی
🔶 4- مهارت ارتباط موثر
🔶5- مهارت مقابله با استرس
🔶 6- مهارت مدیریت هیجان
🔶7- مهارت حل مسئله
🔶 8- مهارتت تصمیم گیری
🔶9- مهارت تفکر خلاق
🔶10- مهارت تفکر نقادانه

🔘مهارت خودآگاهی

 توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی - اجتماعی

🔘مهارت همدلی

درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه،روابط_اجتماعیِ بهترِ افراد با یکدیگر می انجامد.

🔘مهارت روابط_بین_فردی

 مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.

🔘مهارت ارتباط_موثر

 درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.

🔘مهارت مقابله_با_فشار_عصبی

 با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.

🔘مهارت مدیریت_هیجان

هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.

🔘مهارت حل_مسئله

زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.

🔘مهارت تصمیم_گیری

برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت هداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.

🔘مهارت تفکر_خلاق

تفکر یکی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.
هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.

🔘مهارت تفکر_نقادانه

این مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم.
 با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

او را خدا به دست خودش آفریده بود
او را خدا به دامن خود پروریده بود

انگار عطرْ از تن او بو گرفته بود
گویی که توت از لب سرخش چشیده بود

دستان بوسه جرات چیدن نداشت هیچ
هرچند سیب گونه ی سرخش رسیده بود

گویی که قطره قطره شرابی کهن دقیق
در عمق چشمهای سیاهش چکیده بود

گیسو اَگر چه زان سر دنیا به باد داد
آشفتگیش تا خود اینجا کشیده بود

در کارزار کشتن عشاق هیچ کس
عهدی چو ابروان کمانش ندیده بود

روزی که عزم رفتن از این شهر کرده بود
روزی که فصل رفتن او سر رسیده بود....

دیدم که عشق دامن او را گرفته بود
دیدم که عقل جامه ی خود را دریده بود

دیگر غزل طراوت خود را نداشت، چون
تا رفت، شعر، گیسوی خود را بریده بود


حمزه کریم تباح فر
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

تکنیک مکث سه ثانیه:

آیا حاضرید برای آرامش و سعادتمنديتان سه ثانيه وقت صرف نمایید؟
بياييد كمر همت را ببنديد و مكث كردن را تمرین كنيد.
قبل از انجام هر کاری يا عملی، سه ثانيه مكث كنيد.

مثلا تشنه ايد و ليوان آبی هم در دست داريد، قبل از آنکه آب را بنوشيد سه ثانيه مكث كنيد.
يا کسی از شما سؤالی ميپرسد، سريعا جواب ندهيد، سه ثانيه مكث کرده، سپس جواب دهيد.
خیلی خیلی گرسنه ايد، قبل از به دهان گذاشتن هر لقمه غذا، سه ثانيه مكث كنيد.
يا در ماشين نشسته ايد و خیلی هم عجله داريد، قبل از روشن كردن ماشين، بر روی صندلی ماشین به آرامی، سه ثانيه مكث كنيد بعد ماشينتان را روشن كنيد.

✅اين مكث های سه ثانيه باعث افزایش قدرت و صبر شما شده و در نتیجه باعث ماندگاری و افزون شدن انرژی مثبت شما ميشود.

✅در اين كار ممارست بخرج دهيد تا اينكه ملكه ذهن شما شده و در حافظه تان ثبت گردد.

✅مهم ترين فايده مكث سه ثانيه جلوگیری از بروز خشم و عصبانيت می باشد و به شما ترمزی ميدهد كه خودتان را كنترل كنيد.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

مردی خري ديدکه درگل گیرکرده بود و صاحب خر ازبيرون كشيدن آن خسته شده بود.

براي كمک كردن دُم خر راگرفت، وَ زور زد،
دُم خر از جای كنده شد.!

فریادازصاحب خر برخاست كه « تاوان بده»!..

مرد برای فرار به كوچه‌اي دويد، ولی بن بست بود.
خود را در خانه‌اي انداخت، زنی آنجا كنار حوض خانه نشسته بود وچيزي مي‌شست و حامله بود.
از آن فریاد و صدای بلند، زن ترسيد و بچه اش سِقط شد.!
صاحبِ خانه نيز با صاحب خر همراه شد.

مردِ گريزان برروی بام خانه دويد. راهي نيافت، از بام به كوچه‌اي فرودآمد كه درآن طبيبي خانه داشت.
جواني پدربيمارش رادر انتظار نوبت در سايۀ ديوار خوابانده بود؛
مرد بر آن پيرمرد بيمار افتاد، چنان كه بيمار در جا مُرد.!
فرزند جوان به همراه صاحب خانه و صاحب خر به دنبال مرد افتاد.!
مَرد، به هنگام فرار، در سر پيچ كوچه بايهودی رهگذر سينه به سينه شد واو را به زمين انداخت . تکه چوبی در چشم يهودی رفت و كورش كرد.

او نيز نالان و خونريزان به جمع متعاقبان پيوست!

مرد گريزان، به ستوه از اين همه، خود رابه خانۀ قاضي رساند كه پناهم ده و قاضي در آن ساعت با زن شاكي خلوت كرده بود. چون رازش را دانست، چارۀ رسوايي را در طرفداري از او يافت،!
و وقتی از حال و حكايت او آگاه شد، مدعيان را به داخل خواند.
نخست از يهودی پرسيد: یهودی گفت:
اين مسلمان يک چشم مرا نابينا كرده است. قصاص طلب ميكنم.
قاضي گفت : دَيه مسلمان بر يهودی نصف بيشتر نيست. بايد آن چشم ديگرت را نيز نابينا كند تا بتوان از او يک چشم گرفت! وقتی يهودي سود خود را در انصراف ازشكايت ديد، به پنجاه دينار جريمه محكوم شد!!

جوانِ پدر مرده را پيش خواند. گفت: اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من افتاد، هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام..
قاضي گفت: پدرت بيمار بوده است، و ارزش زندگی بيمار نصف ارزش شخص سالم است..
حكم عادلانه اين است كه پدر او را زيرهمان ديوار بخوابانیم و تو بر او فرود آيي، طوری كه يک نيمه ی جانش را بگیري! جوان صلاح دیدکه گذشت کند، اما به سي دينار جريمه، بخاطرشكايت بي‌مورد محكوم شد!

چون نوبت به شوهر آن زن رسيد كه از وحشت سقط کرده بود، گفت : قصاص شرعی هنگامي جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد.

حال مي‌توان آن زن را به حلال درعقد ازدواج اين مرد درآورد تا كودکِ از دست رفته را جبران كند.!!

برای طلاق آماده باش! .مردک فریاد زد و با قاضی جدال مي‌كرد، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به طرف در دويد.. قاضي فریاد زد : هي! بايست كه اكنون نوبت توست!..

صاحب خر همچنان كه مي‌دوید فرياد زد: من شكايتي ندارم. می روم مرداني بیاورم كه شهادت دهند خر من، از کره‌گی دُم نداشت...!!!


" کتاب کوچه، احمد شاملو"
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

خوش بحال کسانی که زنجیر نمیزنند!!!
اما زنجیری از پای گرفتاری باز میکنند

سینه نمیزنند!!!!
اما سینه دردمندی را از غم و آه نجات میدهند

اشک نمیریزند! !!!!
اما اشک از چهره انسانی پاک میکنند

سفره نمی اندازند!!!!
اما نان از سفره کسی نمیبرند
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ " ﺣﻘﺎﺭﺗﺸﺎﻥ " " ﺗﻮﻫﻴﻦ " ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ .
ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ "ﻓﺮﻫﻨﮕﺸﺎﻥ " " ﻋﺸﻖ ﻣﻴﻮﺭﺯﻧﺪ ".
ﻭ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ " ﻛﻤﺒﻮﺩﻫﺎﻳﺸﺎﻥ " " ﺁﺯﺍﺭﺕ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ".
ﻫﺮﭼﻪ " ﺣﻘﻴﺮﺗﺮ " ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﻴﺸﺘﺮ " ﺗﻮﻫﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ " ﺗﺎ ﺣﻘﺎﺭﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ
ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻛﻨﻨﺪ .
ﻫﺮ ﭼﻪ "ﻓﺮﻫﻨﮕﺸﺎﻥ ﻏﻨﻲ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ " ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ " ﻋﺸﻖ
ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ".
ﻭﻫﺮﭼﻪ " ﻫﻮﻳّﺘﺸﺎﻥ ﻋﻤﻴﻖ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ " ، " ﻣﺤﺘﺮﻣﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ".
ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ " ﺩﺭﻛﺸﺎﻥ " " ﻣﻴﻔﻬﻤﻨﺪ " ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ " ﺷﻌﻮﺭﺷﺎﻥ " ﺑﻪ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ
ﻭ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻋﻤﻞ ﻣﻴﻜﻨﺪ.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

آوای درون

كسی باور نخواهد كرد
اما من به چم خویش می بینم
كه مردی پیش چشم خلق بی فریاد می میرد
نه بیمار است
نه بردار است
نه درقلبش
فروتابیده شمشیری
نه تا پر در میان سینه اش تیری
كسی را نیست بر این مرگ بی فریاد تدبیری
لبش خندان و دستش گرم
نگاهش شاد
تو پنداری كه دارد خاطری از هر چه غم آزاد
اما من به چشم خویش می بینم
به آن تندی كه آتش می دواند شعله در نیزار
به آن تلخی كه می سوزد تن آیینه
در زنگار
دارد از درون خویش می پوسد
بسان قلعه ای فرسوده كز طاق و رواقش خشت م یبارد
فرو می ریزد از هم
در سكوت مرگ بی فریاد
چنین مرگی كه دارد یاد ؟
كسی آیا نشان از آن تواند داد ؟
نمی دانم
كه این پیچیده با سرسام این آوار
چه می بیند
درین جانهای تنگ و تار
چه میبیند درین دلهای ناهموار
چه میبیند درین شبهای وحشت بار
نمی دانم
ببینیدش
لبش خندان و دستش گرم
نگاهش شاد
نمی بیند كسی اما ملالش را
چو شمع تندسوز اشك تا گردن زوالش را
فرو پژمردن باغ دلاویز خیالش را
صدای
خشك سر بر خاك سودن های بالش را
كسی باور نخواهد كرد
.......................
فریدون مشیری
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

اصول "مهارتهای ارتباطی"

مي دانيم كه مردم ميل دارند به همان روشي كه با آنها رفتار كنيم با ما رفتار كنند . اگر بي ادبانه رفتار كنيد، با شما بي ادبانه رفتار خواهد شد . اگر مؤدبانه رفتار كنيد با شما مؤدبانه رفتار خواهد شد. اگر با ملاحظه باشيد ، ديگران نيزدر مقابل شما با ملاحظه خواهند بود. اگر به ديگران احترام بگذاريد ديگران نيز به شما احترام خواهند گذاشت . با آگاهي از اين مسئله شما مي توانيد نحوه برخورد خود را مؤثرترين عامل در نحوه ارتباط بدانيد. اگر مي خواهيد با ساير افراد ارتباطي سالم ، صميمي و راحت داشته باشيد . اصول زير را به كار ببريد:


اصل 1 – احترام متقابل :

اگر مي خواهيد مورد احترام ديگران واقع شويد دوكار را انجام دهيد:

اول آنكه به خود احترام بگذاريد زيرا اگر اين كار را نكنيد هيچ كس ديگر نيز اين كار را نمي كند.

دوم آنكه بايد به فرد مقابل هم احترام بگذاريد . ابراز احترام يك راه مطمئن براي كسب احترام است.

اصل 2 –خود را به جاي ديگران بگذاريد:

سعي كنيد مسائل را از ديدگاه ديگران بنگريد. خواه با آنچه ديگري مي گويد موافق باشيد يا مخالف . به حق آنان براي گفتن نظرشان احترام بگذاريد . به اين نحو مي توانيد به نحو مؤثري با ديگران ارتباط برقرار كنيد.


اصل3 – در جستجوي نقاط مشترك باشيد:

به ندرت افرادي را مي توان يافت كه عقايدي كاملاٌ مخالف با ديگران داشته باشند . اگر به اندازه كافي دقت داشته باشيد مي توانيد نقاط اشتراك را يافته و راه حلهاي مناسب براساس آنها پيدا كنيد.
اصل 4 – نيازها ، خواسته ها ، احساسات و نگراني هاي خود را مشخص و بيان نمائيد:

در يك ارتباط صميمانه فرد با تسلط كامل بر خود مي تواند احساسات ، نيازها و نگراني هاي خود را بدون ترس از قضاوت ديگري بيان نمائيد كه در نتيجه شخص را آماده همكاري متقابل براي رفع تضادها يا حل مشكلات خواهد نمود.


اصل 5 – اندكي انعطاف پذير باشيد:

به ندرت براي حل يك مشكل فقط يك راه حل وجود دارد هميشه مي توان چندين راه حل قابل قبول در نظر داشته باشيد. هرچه تعداد راه حلهاي شما براي حل مشكلاتتان بيشتر باشد شانس موفقيت شما افزايش مي يابد.

اصل 6 – به موقع از ديگران براي حل مشكل خود كمك بخواهيد:

براي حل مشكلات خود به همكاري ديگران نيز نيازمنديم به موقع از آنان براي حل مشكل خود استفاده نمائيد.


اصل 7 – ديد مثبت داشته باشيد و منفي بافي نكنيد:

عبارات منفي مانند : « هرگز امكان ندارد » ، « ما به نتيجه نمي رسيم » ، شما كاملاً دراشتباهيد » به كارنبريد . اگر هم با چيزي مخالف هستيد ابتدا دلايل خود را بيان و سپس نظر مخالف بدهيد.
اصل 8 – كلمه « اما ، بايد و نبايد » را از مجموعه صحبتهاي خود حذف كنيد:

كلمه « اما ، بايد و نبايد » عامل اصلي بيشتر اضطرابها و اختلافهاست . اين كلمه را از صحبتهاي خود حذف كنيد.


اصل 9 – اگر روش و رفتار شما مؤثر واقع نمي شود تغييراتي در آن ايجاد كنيد:

شما ديگران را نمي توانيد تغيير دهيد مگر آنكه اول خود شما تغيير پيدا كنيد اگر خواهان تغيير در محيط اطراف خود هستيد ساده ترين كار تغيير در رفتار خودتان است.

منبع : کتاب پنج مهارت کلیدی در روانشناسی ارتباط با مشتری / تالیف معصومه زارع
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

پنج بعد سلامت روان:


1.خودپذیری 2.روابط مثبت با دیگران 3.خودمختاری 4.تسلط بر محیط 5.مقصود در زندگى

کسانی که سطح بالایی از این پنج ویژگی را دارند:
🔸از نگرش مثبت به خود برخوردارند,جنبه های متعدد خود را می پذیرند,از جمله ویژگی های خوب و بد آن را و در مورد گذشته احساس خوبی دارند.

🔸روابط گرم, رضایت بخش و مطمئنی با دیگران دارند، به رفاه دیگران اهمیت می دهند,از همدلی عمیق ,محبت و صمیمیت برخوردار هستند، و مصالحه در روابط انسانی را درک می کنند.

🔸خودمختار و مستقل هستند,در برابر فشارهای اجتماعی برای فکر کردن و عمل کردن به شیوه خاص مقاومت می کنند و رفتارشان را از درون تنظیم می کنند و با معیارهای شخصی خودشان را ارزیابی می کنند.

🔸در رابطه با اداره کردن محیط,احساس تسلط و شایستگی می کنند؛ مجموعه پیچیده ای از فعالیتهای بیرونی را کنترل می کنند؛ از فرصتهای موجود در محیط استفاده موثر می کنند؛ می توانند موقعیتهایی را انتخاب کنند یا به وجود آورند که با نیازها و یا ارزشهای شخصی مناسب باشد.

🔸در زندگی هدف دارند؛ احساس می کنند زندگی حال و گذشته معنی دارد ,برای زندگی کردن برنامه و هدفهایی دارند.

🔸احساس می کنند جریان رشد ادامه دارد ,خود را رشد کننده و گسترش یابنده می بینند ,به روی تجربیات جدید گشوده هستند ,به صورتی تغییر می کنند که بیانگر خودآگاهی و اثر بخشی بیشتر است.


🔹منبع:کتاب انگیزش و هیجان /نوشته:مارشال ريو
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستایی ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ‌ﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: «ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ!»
مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است.
ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد از او پرسیدند: «برای چه از حال رفتی؟»
مراد گفت: «فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است!»
مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ‌ﺷﺪ.

🔶🔶🔶 ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﺩ.
قانون زندگی٬ قانون باورهاست.
بزرگان زاده نمی‌شوند٬ ساخته می‌شوند
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

خياطي مي گفت: اگر شبها جيبهاي لباسها را خالي کنيد لباس ها زيباتر به نظر مي رسند و بيشتر عمر خواهند کرد. بنابراين من قبل از خواب اشيايي مانند خودکار و پول خرد و دستمال را از جيبم درمي آوردم و آنها را مرتب روي ميز مي گذارم و چيزهاي زائدي مثل خرده کاغذ و ... را به درون سطل زباله مي ريزم. يک شب وقتي که مشغول اين کار بودم به نظرم رسيد که ممکن است خالي کردن ذهن نيز مانند خالي کردن جيب باشد. همۀ ما در طي روز مجموعه اي از آزردگي، پشيماني، نفرت و اضطراب را جمع آوري مي کنيم. اگر اجازه دهيم که اين افکار انباشته شوند، ذهن را سنگين مي کنند و عامل مختل کننده در آگاهي مي شود.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

چه خوش افسانه می گویی به افسون های خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی

ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی

می از جام مودت نوش و در کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی

سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف در گوشی

نمی سنجد و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود را به خلوت های خاموشی


"هوشنگ ابتهاج"
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ژ‌ن بی‌وفایی

👈تحقیقات نشان می دهد افرادی که نوع خاصی‌ از ژ‌ن DRD4 (پلی مورفیسم گیرندهٔ دوپامین) را دارند، احتمال بیشتری دارد که بی‌ وفایی‌ کنند.

👈این ژ‌ن همچنین با اعتیاد در ارتباط بوده و از طریق رهایش دوپامین عمل می‌کند، دوپامین میانجی عصبی است که باعث رفتارهای لذت جویانه می شود.

✅افرادی که این نوع ژ‌ن را دارند نیاز به تهییج بیشتری برای ایجاد احساس رضایت دارند، این امر ممکن است به بی‌ بند و باری آنها بیانجامد. البته داشتن این ژ‌ن مجوز بی‌ بندوباری نیست بلکه این افراد باید تمرینات خودکنترلی بیشتری در برابر وسوسه‌ها انجام دهند، اگر مایل به بی‌وفایی نیستند.

👈از مزایای داشتن این نوع ژ‌ن ارتباط آن با میزان خلاقیت فرد و جستجوی تازگی است.

📚منابع:
(- Associations between Dopamine D4 Receptor Gene Variation with Both Infidelity and Sexual Promiscuity,
- DRD4 and novelty seeking: Results of meta-analyses)
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

موتور کشتی بزرگی خراب شد . مهندسان زیادی تلاش کردند تا مشکل را حل کنند اما هیچکدام موفق نشدند ، سرانجام صاحبان کشتی تصمیم گرفتند مردی را که سالها تعمیر کار کشتی بود بیاورند، وی با جعبه ابزار بزرگی آمد و بلافاصله مشغول بررسی دقیق موتور کشتی شد ، دو نفر از صاحبان کشتی نیز مشغول تماشای کار او بودند، مرد از جعبه ابزارش آچار کوچکی بیرون آورد و با آن به آرامی ضربه ای به قسمتی از موتور زد ، بلافاصله موتور شروع به کار کرد و درست شد. یک هفته بعد صورتحسابی ده هزار دلاری از آن مرد دریافت کردند. صاحب کشتی با عصبانیت فریاد زد : او واقعا هیچ کاری نکرد، ده هزار دلار برای چه میخواهد بگیرد؟ بنا بر این از آن مرد خواستند ریز صورتحساب را برایشان ارسال کند . مرد تعمیر کار نیز صورتحساب را اینطور برایشان فرستاد :
ضربه زدن با آچار : ۲دلار
تشخیص اینکه ضربه به کجا باید زده شود : ۹۹۹۸ دلار

و زیر آن نیز نوشت :

✅تلاش کردن مهم است اما دانستن اینکه کجای زندگی باید تلاش کرد میتواند همه چیز را تغییر بدهد.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

احساسات باعث بروز رفتار مي شوند.اگر میخواهید مطمئن شوید که هیچکس یا هیچ چیز هرگز اعصابتان را بهم نمی ریزد فقط هیچ وقت خودتان رابیش از حد مضطرب،عصبانی،افسرده یا دچار احساس گناه نکنید.
صرفنظر از اینکه چقدر موقعیت معتبر است طرز فکر ما درباره ی آن تعیین می کند که چقدر ناراحت شویم وچقدر به ان اجازه دهیم که اعصابمان را بهم بریزد.
پذیرش مسولیت در قبال احساسات ورفتارهایمان خیلی مهم است .
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

✍ وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله 730 روزه فقط 4 درصد عمر پدر را تشکیل می دهد اما این دو سال 13 درصد از عمر پسر را در بر می گیرد.
پس عجیب نیست اگر برای پسر این مدت سه یا چهار بار طولانی تر باشد. به همین صورت دو ساعت از زندگی یک کودک 4 ساله مساوی است با دوازده ساعت از زندگی مادر 24 ساله اش.
اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات دو ساعت صبر کند مثل اینکه از مادرش بخواهیم برای خوردن یک فنجان قهوه دوازده ساعت انتظار بکشد.
خوبه که تفاوت ها را درک کنيم...اين تفاوت، نه تنها بين بچه ها و ما هست بلکه بین ما و همه آدم های دنیا هم هست.
از کتاب شوک آینده
الوين تافلر
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

باج گیری عاطفی چیست؟

باج گیری عاطفی شکل بسیار موثری از استعمار هست که در آن نزدیکان ما به طور مستقیم و غیر مستقیم ما را تهدید می کنند که اگر کاری را مطابق میل آن ها انجام ندهیم، تنبیه میشویم. در قلب همه ی باج گیری ها یک تهدید اصلی وجود دارد که می تواند به شکل های مختلف ابراز شود: "اگر آن طور که من میخواهم رفتار نکنی، رنج خواهی برد." باج گیر جنایت کار می تواند شما را تهدید کند که با افشای وقایع گذشته تان، آبرویتان را به خطر می اندازد و یا از شما باج می خواهد تا حرفی نزده و رازتان را پنهان کند.

اما هدف باج گیران عاطفی دقیق تر است. آن ها می دانند که رابطه ی ما با آن ها برایمان تا چه اندازه اهمیت دارد. می دانند که در این زمینه بسیار لطمه پذیریم. آن ها اغلب عمیق ترین اسرار ما را می دانند و هر چقدر هم که به ما علاقه مند باشند، هر زمان که ترس دور از دسترس بودن خواسته هایشان گریبان گیرشان می شود، از این اسرار به شکل تهدیدی استفاده می کنند تا آنچه را می خواهند به دست آورند: "فرمانبرداری ما را."

| کتاب: باج_گیری_عاطفی | سوزان_فوروارد
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

دانایی مشغول نوشتن با مداد بود.
کودکی پرسید: چه می نویسی؟
دانا لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی!
پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید.
عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را به دست آوری.
اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکن دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست!
دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنجش می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می برى از تو انسان بهتری می سازد!
سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاك كن استفاده کنی؛ پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست
چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست؛ مهم مغز مداد است که درون چوب است؛ پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید
پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد؛ پس بدان هر کاری در زندگی ات مى كنى، ردی از آن به جا مى ماند؛ پس در انتخاب اعمالت دقت کن
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

✳️انواع هوش انسان و کاربرد آن در زندگی روزمره:


🔴هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلی یا هوش ریاضی است که در مدارس، ما را با آن می‌سنجیدند. اما انسانهایی را می‌توانیم مثال بزنیم که در دانشگاه معدل بالایی داشتند، اما در زندگی خانوادگی یا کاری شکست خوردند. پس هوش عقلی لازم است، اما کافی نیست.

🔴هوش هیجانی(EQ): به معنای توانایی مدیریت کردن هیجانات خود و دیگران.بعنوان مثال در اداره ای هستید کارمند با ارباب رجوع مشغول دعواست.بعد از دعوا نوبت به شما میرسد آن کارمند با لحنی عصبانی به شما میگوید کارتون چیه . این کارمند هوش هیجانی پایینی دارد.هوش هیجانی با تمرین و تکرار قابلیت ارتقا دارد.


🔴هوش سیاسی(PQ): هوش سیاسی که بهتر است آن را به هوش تدبیری ترجمه کنیم، و معنا و مفهوم آن این است که بدانیم در مقابل هر فرد بهترین نوع رفتار چه باید باشد.‌ تشخیص تفاوت میان افراد و به‌کارگیری بهترین شیوه‌ی عملکرد برای نزدیک شدن به آنها، هوش تدبیری یعنی هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.



🔴هوش تدبیری: یعنی اینکه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ کنم و از به‌کار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداری کنم. هوش تدبیری توان درک طرف مقابل را در ما افزایش می‌دهد. هوش تدبیری همان کیاست داشتن در کار است. به ما یاد می‌دهد که با مردم بحث نکنیم، یاد می‌دهد که در بازار رفته‌ایم تا معامله کنیم نه مقابله. و اینکه درک فرهنگها و خرده‌فرهنگها را داشته باشیم.



🔴هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما می‌گوید که برای موفقیت در کار، و نزد مردم می‌بایست روح شاداب و مغزی پویا داشته باشیم و این مهم مهیا نمی‌شود مگر اینکه جسم سالم داشته باشیم. هوش جسمی به ما می‌گوید که عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبت‌کننده‌ی ورزش و سلامتی خود باشیم.




🔴هوش معنوی(SQ): نهایتاً هوش معنوی به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما می‌پردازد. هوش معنوی یعنی خودمان را نانوایی فرض کنیم که قرار نیست نان سوخته دست مردم بدهیم.



🔴هوش مدیریتی(MQ): به ما یادآور می‌شود برای موفقیت در زندگی شخصی و کسب و کار باید بتوانیم بر خودمان مدیریت قوی داشته باشیم و به عبارتی روی خودمان که ارزشمندترین دارایی‌مان است سرمایه‌گذاری کنیم، و برای این مهم، ۵ هوش را با نگاه جامعیت‌نگری به‌کار گیریم .
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

آلفرد آدلر به بیماران اندوهگین خود می گفت :
هر روز فکر کنید چطور می توانید یک نفر دیگر را خوشحال کنید .
زیرا اندیشه خوشحال کردن دیگران ما را از تفکر درباره خودمان باز میدارد !
و بزرگترین عامل نگرانی ترس و اندوه اندیشیدن درباره خود است .
شادمانی انسان و شادمانی دیگران به یکدیگر بستگی دارد .
خیرخواهی، دوستی و عشق ویژگی انسان است .
لازم نیست مصلح اجتماعی باشید که بتوانید دنیای بهتری بسازید !
بلکه همین که دنیای خصوصی خودتان را بهتر کنید خدمت بزرگی کرده اید "
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست !!
زندگی هزاران پنجره دارد

یادم هست ؛
روزی از پنجره ناامیدی به زندگی نگاه کردم ، احساس کردم میخواهم گریه کنم !
و روزی از پنجره امید به زندگی نگاه کردم ، احساس کردم میخواهم دنیا را تغییر دهم !

عمر کوتاه ست
فرصت نگاه کردن از تمامی پنجره های زندگی را ندارم ...
تصمیم گرفته ام فقط از یک پنجره به زندگی نگاه کنم
و آن هم پنجره عشق
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ﺍﮔﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﺏ، ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ! ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ:::


ﭘﺲ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺭﺧﺸﻴﺪ! ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ، ﺭﻗﻢ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﺩ، :::

ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ
ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ...!!!

دکتر وین دایر
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

اپيدمي تربيت دانشمند قبل از شش سالگي.

بزرگترين دليل گذاشتن كودكان در كلاسهاي مختلف ترسي است كه والدين از عقب ماندن فرزندشان از ديگر بچه ها دارند.

اما چرا نبايد از فرزندانمان دانشمند بسازيم.

١. يك سال اول زندگي كودك تنها بر پايه حس ميباشد. بين يك تا شش سال زندگي كودك بر پايه احساس و تخيل ميباشد. نياز كودك در شش سال اول پرورش تخيل و احساسات كودك يا همان هوش هيجا...نيست و كودك تنها و تنها از طريق بازي رشد سالم رواني خواهد داشت.
٢. عقل كه پايه آموزش هاي علميست از حدود شش سالگي كم كم به وجود مي آيد، كودك تخيل را كم كم رها ميكند و به سمت علم خواهد رفت. قبل از شش سالگي چون مغز رشد كافي براي فهم مفاهيم علمي ندارد آسيب به احساسات كودك كه نياز به رشد دارند خواهد زد.
٣. اگر فرزند دو يا سه ساله شما تمايل به خواندن و نوشتن دارد بزرگترين دليل، ديدن خوشحالي والدين است كه حكم تشويق براي كودك دارد. همانگونه كه ما تمام سعي خود را ميكنيم فرزندانمان را از بيشتر جنبه هاي ديگر زندگي مانند رابطه جنسي دور نگه داريم چون واقف به آسيب هستيم چرا آنها با دانشمند ساختن به دنياي بزرگسالان پرت مكنيم!
٤. بازي كردن به كودك قوانين طبيعت و كشف دنيا و توانايي هاي خود را ميآموزد كه هيچ علمي انرا به كودكان نخواهد اموخت.
٥. كودكاني كه وقت خود را به جاي احساس و تخيل صرف آموزش علمي ميكنند تبديل به موجودات خارق العاده يي ميشوند كه سر بزرگ اما دستان كوچك دارند. كودكي كه به جاي بازي پشت ميز كلاس زبان نشسته و به جاي اينكه با مداد نقاشي بكشد الفبا را آموخته رشد سالم رواني كه بين يك تا شش سال اول بايد اتفاق بيافتد از دست خواهد داد.
٦. ريسك بزرگي وجود دارد به دليل اضطرابي كه آموزش زودرس به كودكان ميدهد باعث شود اضطراب با درس خواندن گره بخورد و كودك براي هميشه با آموزش و درس به مشكل بخورد.
٧. رقابت زير شش سال باعث ايجاد حسادت و اضطراب در كودكان خواهد شد. رشته هاي انفرادي مثل ژيميناستيك و باله به كودكي كه بايد در رابطه همكاري و بازي با ديگران رشد كند ويژگي هاي كودكان خودشيفته و كمال پرستي را خواهد آموخت.
٨. احساسات خود را فرافكني نكنيم. اينكه كودكم خوشحال است پشت ميز بنشيند به جاي آنكه بازي كند. يا مورد آموزش اكادميك قرار بگيرد وقتي ميتواند از خلاقيتش استفاده كند تنها احساسات شخصي ماست كه به بچه ها تعميم ميدهيم.
٩. كودكان همين چند سال را براي بازي و شادي وقت دارند. اين تصور شما به عنوان يك بزرگسال است كه كلاسهاي مختلف كودكتان را از خوشحالي كودكي دور نميكند، زماني متوجه ميشويد كه هيچ راهي براي پس دادن كودكي آنها نيست.
١٠. زندگي اكر براي شما رقابت و دويدن اما هرگز نرسيدن و ترس از عقب ماندن از بقيه است اين وحشت را به كودكان تحميل نكنيد.
١١. كودكان را وسيله پز دادن نكنيد. پز دادن با كودك از آنها موجوداتي خالي با ظاهري پف كرده خواهد ساخت كه همان خودشيفتگيست.
١٢. از كودكي فرزندتان را تحت فشار براي رفتن به مدارس نمونه نكنيد.
١٣. كودك شاد امروز انسان خوشبخت فرداست. كودك دانشمند امروز، انسان مضطرب فرداست كه شانس پيشرفت در بسياري از زمينه هاي احساسي رو از دست داده.
١٤. كودكي كه خواندن و نوشتن بلد است و به كلاس اول ميرود تنها بي حوصله گي و خستگي را از سال اول مياموزد.
١٥. خام تبليغات صاحبان مهد كودك، يا كلاسهاي آموزشي نشويد كه ميتوانند از فرزند شما نابغه بسازند و با آسيب به فرزندتان جيب آنها را پر پول نكنيد.
١٦. شش سال اول زندگي كودك تحرك مهمترين دليل رشد است، كودكان را به جاي پارك پشت ميز ننشانيد.
١٧. هر نوع آموزشي با بازي و تحرك و شادي براي كودك بسيار عاليست. ميتوانيد هر آنچه كه لازم ميدانيد را با بازي به فرزندتان بياموزيد.
١٨. كودكان بين دو تا سه سالگي حتما بايد مهد رفتن را آغاز كنند. تمام زندگي كودك بين دو تا شش سالگي بازي همبازي و اسباب بازيست

دکتر هلاکویی
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

يک روز جناب فرانتس کافکا نویسنده ی فرانسوی، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختر بچه‌اي افتاد که داشت گريه مي کرد. کافکا جلو مي‌رود و علت گريه ي دخترک را جويا مي شود. دخترک همانطور که گريه مي کرد پاسخ مي‌دهد: عروسکم گم شده...
کافکا با حالتي کلافه پاسخ مي‌دهد: امان از اين حواس پرت,گم نش
ده,رفته مسافرت! دخترک دست از گريه مي‌کشد و بهت زده مي‌پرسد: از کجا ميدوني؟
کافکا هم مي گويد:
برات نامه نوشته و اون نامه پيش منه...
دخترک ذوق زده از او مي پرسد که آيا آن نامه را همراه خودش دارد يا نه؟
کافکا مي‌گويد:
نه,تو خانه‌ست.
فردا همين جا باش تا برات بيارمش...
کافکا سريعاً به خانه‌اش بازمي‌گردد و مشغول نوشتنِ نامه مي‌شود و چنان با دقت که انگار در حال نوشتن کتابي مهم است. اين نامه‌ نويسي از زبان عروسک را به مدت سه هفته هر روز ادامه مي‌دهد و دخترک در تمام اين مدت فکر مي‌کرده آن نامه ها به راستي نوشته‌ عروسکش هستند.
در نهايت کافکا داستان نامه‌ها را با اين بهانه‌ عروسک که «دارم عروسي مي کنم» به پايان مي‌رساند اين ماجراي نگارش كتاب «کافکا و عروسک مسافر» است.
اينکه مردي مانند فرانتس کافکا سه هفته از روزهاي سخت عمرش را صرف شادکردن دل کودکي کند و نامه ها را "به گفته همسرش دورا" با دقتي حتي بيشتر از کتابها و داستان هايش بنويسد, واقعا تأثيرگذار است.
«او واقعا باورش شده بود."اما باورپذيري بزرگترين دروغ هم بستگي به صداقتي دارد که به آن بيان مي شود." امّا چرا عروسکم براي شما نامه نوشته؟
اين دوّمين سوال کليدي بود! و او(کافکا) خود را براي پاسخ دادن به آن آماده کرده بود. پس بي هيچ ترديدي گفت: چون من نامه رسان عروسک ها هستم.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

یک لحظه نخور «حسرت» آن را که نداری
راضی به همین چند قلم «مال» خودت باش...!!!

دنبال «کسی» باش که دنبال «تو» باشد
اینگونه اگر نیست به دنبال «خودت» باش...!!!

«پرواز» قشنگ است ولی «بی غم و منت»
«منت» نکش از غیر و پر و بال خودت باش...!!!

صدسال اگر «زنده» بمانی گذرانی
پس «شاکر» هر لحظه و هر سال «خودت» باش...
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ "ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺗﺒﺖ -"
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻼﺱ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻧﺸﺎﯾﯽ
ﺑﻨﻮﯾﺴﻨﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﻪ " ﻓﻘﺮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻋﻄﺮ "ﻗﺎﻓﯿﻪ
ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﺯ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻮﺩ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﯼ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ
" ﻓﻘﺮ " ﺍﺯﺑﯿﻦ ﻋﻠﻢ ﻭﺛﺮﻭﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﻠﻢ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ " ﻓﻘﺮ " ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﭼﺸﻢ ﻭﮔﻮﺵ ﺁﺩﻡ
ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﻭﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﯽ ﻋﻄﺮ، ﺁﺩﻡ ﺭﺍ
ﺑﯽ ﻫﻮﺵ ﻭ ﻣﺪﻫﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻣﺠﯿﺰ ﻓﻘﺮ
ﺭﺍ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﻧﺼﯿﺒﺸﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ
ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ " ﻋﻄﺮ " ﺍﻧﺸﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ . ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﺑﻮﺩ " ﻋﻄﺮ ﺣﺲ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺩﻡ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ
ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ "
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

☑️ وسواس فکری چیست؟

اختلال وسواس فکری عملی اغلب موضوع لطیفه‌ها ، بذله گویی‌ها و شوخی‌ها بوده است. برخلاف الگوهای کلیشه‌ای ، اختلال وسواس فکری عملی واقعی موضوعی خنده‌دار نیست. وسواس یک اختلال اضطرابی دارای پایه زیست شناختی است که اغلب از کودکی شروع می‌شود و ممکن است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فکری – علمی با وسواس‌های فکری ، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می‌گردد.

وسواس‌های فکری افکار یا تجسم‌های نا خوانده‌ای هستند که به صورت مکرر وارد آگاهی می‌گردند. در حالی که رفتارهای اجباری ، در ظاهر امر رفتارها و عادات مکرر غیر قابل توقف هستند که شخص با هدف کاهش ناراحتی و اضطراب خود آنها را انجام می‌دهد. هم افکار وسواسی و هم رفتارهای اجباری معمولا توسط خود مبتلایان به آنها غیر واقع گرایانه و غیر منطقی ارزیابی می‌شوند، اما مبتلایان ، خود را ناتوان از متوقف کردن آنها می‌دانند.

🔰 نشانه‌های وسواس:

گرچه انواع افکار و رفتارها در اغلب موارد از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند، بعضی از الگوها مشترک هستند. به عنوان مثال ، مبتلایان به وسواس امکان دارد در وارسی‌های مکرر درگیر گردند. این عمل ممکن است به صورت وارسی درها و کلیدها جهت کسب اطمینان ، خاموش کردن همه وسایل ، قرار دادن کلیدها در مکان خاص و از قبیل آنها باشد. بعضی از مردم ممکن است بصورت افراطی از طریق دست شستن و تمیز کردن مکرر از میکروب‌ها اجتناب نمایند.

بعضی از مردم ممکن است تشریفات رفتاری ویژه‌ای در مورد فعالیت‌های روزمره داشته باشند، از قبیل: پوشیدن یا در آوردن لباس به شیوه و نظم خاص ، وارد شدن یا ترک کردن خانه یا اتاق به شیوه‌ای معین ، سعی در تکرار (یا اجتناب از تکرار) یک عمل یا فکر خاصی به تعداد مشخص جهت بدست آوردن خوشبختی و غیره. در بعضی موارد رفتارهای مرتبط با سایر اختلال‌ها ، از قبیل بی‌اشتهایی عصبی ، پراشتهایی و جنون موکندن (کندن موها ، کندن مژه‌ها) می‌توانند کیفیت وسواس به خود بگیرند.

خیلی مهم است که به این نکته توجه داشته باشید که بسیاری از مردم بعضی از الگوهای رفتاری و فکری فوق را در دوره‌ای از زندگی خود تجربه می‌کنند، بدون اینکه به اختلال وسواس فکری – عملی مبتلا باشند. به عنوان مثال ، وارسی درها جهت ایجاد امنیت بیشتر و یا شستن دست‌ها بعد از مواجه شدن با میکروب‌ها امری طبیعی است.

آیا هر نوع توجه به پاکیزگی نشانه وسواس است؟

نشان دادن درجاتی از پاکیزگی و توجه به جزئیات متناسب به نظر می‌رسد و حتی به هنگام رشد و بالغ شدن به عنوان نشانه‌هایی از بلوغ در کودکان در نظر گرفته می‌شود. همین طور ، هر کسی یک شیوه و اسلوب برای انجام کارهای خود دارد. فقط زمانی که افکار و رفتارها به طور افراطی مکرر بود ، و یا به جای کمک ، در فعالیتهای روزمره زندگی تداخل کرد، باید به اختلال وسواس مظنون بود. بنابراین ، افراد دارای اختلال وسواس زمان زیادی را صرف انجام تشریفات یا اجتناب از رفتارهای (خاص) می‌کنند، طوری که مسائل مهم زندگی‌شان مورد غفلت قرار می‌گیرد.

آنها آن‌قدر زمان صرف بهداشت شخصی خود می‌کنند که از کلاس جا می‌مانند. آنها ممکن است آنقدر نگران میکروب و آلودگی باشند که از صرف غذا در سالن غذاخوری و به همراه دوستان‌شان خودداری نمایند. آنها همچنین ممکن است به خاطر ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه‌های وسواسی‌شان در پیش دیگران از فعالیتهای اجتماعی خودداری کنند.

دریافت کمک

اگر شما فکر می‌کنید که خودتان و یا کسی که شما می‌شناسید، از اختلال وسواس رنج می‌برد (می‌برید) با یک متخصص بهداشت روانی مشاوره نمایید. اختلال وسواس فکری ـ عملی، اختلالی است که می‌توان به آن از طریق مشاوره ، رفتار درمانی و یا دارو درمانی کمک کرد.


 


كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

قسمت جالبی از متن کتاب تسخیر شدگان ''داستايوفسكى''

هر"پرهیزکاری"گذشته ای دارد

وهر"گناه کاری"آینده ای

پس قضاوت نکن.

میدانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد...
تا به من ثابت کند.
در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگر یم.



محتاط باشیم، در "سرزنش "
و"قضاوت کردن "دیگران
وقتی ؛
نه از" دیروزاو"خبر داریم،
نه از"فردای خودمان".
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

💯خانواده های موفق چه خصوصیاتی دارند⁉️

👌١- در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

👌٢- افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

👌٣- تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

👌٤- با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این که کسی بفهمد حل کنند.

👌٥- به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می کنند.

👌٦- نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.

👌٧- به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

👌٨- نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند . اگر چنانچه مشکلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشکل را دارند.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

#مناجات نامه


الهی اگر پرسی حجت نداریم و اگر بسنجی بضاعت نداریم و اگر بسوزی طاقت نداریم .
مائیم همه مسلمان بیمایه و همه از طاعت بی پیرایه و همه محتاج و بی سرمایه الهی چون نیکان را استغفار باید کرد ، نانیکان را چه باید کرد ؟
الهی مبینی و میدانی و برآوردن می توانی . 
الهی چون همه آن کنی که می خواهی پس از این بنده مفلس چه می خواهی . الهی آمرزیدن مطیعان چه کار است . کرمی که همه را نرسد چه مقداب است ؟
الهی آفریدی رایگان و روی دادی رایگان . پس بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان .


#خواجه_عبدالله_انصاری

.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

سه باور بنیادی بیمار ساز از نظر آلبرت الیس؛
پذیرش مشروط خود
پذیرش مشروط دیگران
پذیرش مشروط زندگی
مثلا؛ من باید حتما...... باشم تا دوست داشتنی باشم و ارزشمند
دیگران باید حتما....... باشند تا دوست داشتنی و ارزشمند باشند
زندگی باید حتما...... باشد تا دوست داشتنی و ارزشمند باشد

منبع: چگونه شاد باشیم.
ترجمه: مهرویه هاشمی نژاد
نشر چابک اندیش
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق


زمان شما محدود است، بنابراین آن را با زندگی به سبک دیگران هدر ندهید. اجازه ندهید زمزمه های دیگران باعث شوند تا صدای درونی خود را نشنوید. از همه مهم تر، شجاعت این را داشته باشید که به حرف دل خود و یافته های درونی خود عمل کنید. آنها به خوبی می دانند که شما دوست دارید چه کاری انجام دهید. همه چیزهای دیگر در درجه دوم اهمیت قرار دارند.

"استیو جابز"
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
"حافظ"
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

استادی با شاگردش از باغى ميگذشت. چشمشان به يک کفش کهنه افتاد شاگرد گفت گمان ميکنم اين کفشهاي کارگرى است که در اين باغ کار ميکند بيا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببينيم و بعد کفشها را پس بدهيم و کمى شاد شويم. استاد گفت: چرا براى خنده خود او را ناراحت کنيم بيا کارى که ميگويم انجام بده و عکس العملش را ببين، مقدارى پول درون آن قرار بده. شاگرد هم پذيرفت و بعد از قرار دادن پول ، مخفى شدن.کارگر براى تعويض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و همينکه پا درون کفش گذاشت متوجه شيئى درون کفش شد. بعد از وارسى ،پول ها را ديد با گريه ،فرياد زد خدايا شکرت .... خدايي که هيچ وقت بندگانت را فراموش نميکنى. ميدانى که همسر مريض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رويي به نزد انها باز گردم و همينطور اشک ميريخت. استاد به شاگردش گفت هميشه سعى کن براى خوشحاليت ببخشى نه بستاني..... در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه بروید. در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون رو نبوسید. در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نگید. در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید. هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد، مگر به فهم و شعور، مگر به درک و ادب.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

بعضي از افراد علاقه زيادى به اغراق در مشكلات دارند، آنها بيشتر جنبه هاى منفى هر موضوعى را مي بينند و جنبه هاى مثبت قضيه را كم ارزش مى پندارند.
بزرگ نمايى مشكلات نتيجه ايى به جز مأيوس شدن و مستعد خوى افسردگى و سرخورده شدن، ندارد. از بيان كلماتى نظير "افتضاح " "نفرت انگيز " " غيرقابل تحمل" يا جملاتى مانند " نمى تونم تحمل كنم..." " طاقتم طاق شده..." و نظاير آن جداً خوددارى كنيد.
انسانها مى توانند بسيارى از مشكلات را تحمل كنند، چرا كه تاريخ نشان داده كه نوع بشر على رغم بسيارى از مشكلات جسمى و روانشناختى باز هم به سير زندگى خود ادامه داده است، خود شما هم همين الان كه اين مطلب را مى خوانيد، مى توانيد تعداد زيادى از افرادى را كه در شرايط بسيار سخت و با وجود نقص هاى جسمانى شديد و مشكلات روحى حاد به زندگى خود ادامه داده اند به ياد بياوريد.
انسان مى تواند تقريبا با هر موضوعى كنار بيايد و براى مقابله با آن راهى پيدا كند، پس سعى كنيد از جملاتى نظير " من مى توانم با اين مسئله مقابله كنم"، "مى توانم از پس اين مشكل بر آيم" در بروز مسائل و مشكلات استفاده كنيد.

متيو_مك_كى كتاب_رهايى_از_مشكلات_هيجانى
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍﯼ ﺟﻨﮕﻞ می رویند ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺩ رﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ می کنند، ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ آنجا ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ آن ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﭼﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﭼﻪ ﻧﮕﺬﺭﺩ، معطر ﺑﻮﺩﻥ، ﻃﺒﯿﻌﺖ ﮔﻞ ﺍﺳﺖ. ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ و بی هیچ توقعی لبخند می زنند و مهربانند. بی هیچ توقعی لبخند بزن و مهربان باش.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

دکتر برنیز سیگل در کتاب خود می نویسد:

اگر من به بیمارانم بگویم که سطح گلوبین های ایمنی در خون خود را بالا ببرند، هیچ یک نمی دانند چگونه باید این کار را انجام دهند اما اگر به آنها یاد بدهیم
که خود و دیگران را دوست بدارند، در حقیقت بطور ناخودآگاه همین تغییرات در بدن آنها رخ خواهد داد.
هنگامی که فرد ابراز محبت می کند، سیستم ایمنی بدن او این قدرت را پیدا می کند که در برابر بیماری ها بایستد
"محبت" محل عبور موادشیمیایی مغز را تغییر می دهد و این امر بر مقاومت بدن تأثیرگذار است.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،

هرگز فکر نمی‌کرد میان قالب قهوه ای رنگ آن ، شیره ای
خوش طعم و بو و جسمی سفید و پر خاصیت باشد ...!!!
برای "باز کردن اندیشه"، خود را باید "شکست" ...
عقاید و باورهای خود را ، احساس خود را،
* باید روزنه های "نو" را باز کرد تا از قالب کهن و بی منطق و عادتی محیط گریخت...!*
هیچ گاه مانند یک نارگیل بسته نمان...
""با ذهنی نو، جهانی نو بساز""...

چقدر زیبا می توان زندگی کرد وقتی می توان "معمار زندگی" خود بود ...
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

چشم ذهن چیست و چه تفاوتی با چشم سر دارد؟         
تصویر چشمی حاصل حس بینایی است و خطای باصره به این معنی است که گاهی نمی بینیم و یا اشتباه می بینیم. پس چشم خطا می کند و دیدن بدون دقت دلیل این خطا است.ولی چشم ذهن بسیار دقیق است و هرگز خطا نمی کند
یادگیری یک مفهوم با چشم سر وقت گیر و نیاز به تکرار زیاد دارد ولی با چشم ذهن می توان یک مفهوم را در یک ثانیه به حافظه بلند مدت فرستاد.
چشم سر محدود است یعنی ما تنها در صورتی که شیئ پیش چشم ما حضور داشته باشد می توانیم ببینیم ولی با چشم ذهن می توانیم شیئی را مشاهده کنیم که واقعیت خارجی ندارد و بالاتر اینکه می توانیم چنین شیئی را ابداع و به بازار عرضه کنیم.
چشم سر تنها می تواند مشخصات و مختصات موجود و واقعی یک شیئ را نشان دهد ولی چشم ذهن می تواند دهها ویژگی دیگر رابرای آن شئ خلق کند (مثلا می تواند رنگ و عطر و طعم و بو به چیزی بیافزاید در حالی که آن چیز در عالم واقع اصلا دارای چنین ویژگیهایی نیست.
تصویر چشمی با حواس پرتی همراه است ولی تصویر ذهنی تمرکز، خنده  و شادی ، اعتماد به نفس و ابداع و اختراع می آورد
تصویرسازی ذهنی موجب ضخیم شدن قشر مخ می شود و این امر از فراموشی و آلزایمر جلوگیری می کند.
مهمترین دلیل بر برتری تصویر ذهنی این است که امکان ندارد کسی بگوید : قیافه شما را فراموش کرده ام ولی اسمتان یادم هست!
در عصر ارتباطات و اطلاعات که ما بمباران تصویری می شویم ذهن تنبل شده و از مطالعه فرار می کنیم و از اندیشیدن می ترسیم. فعال کردن چشم ذهن می تواند راهی باشد برای حل این مشکل.
از جمله امتیازات منحصر بفرد آن این است که در هنگام تصویر سازی،  ذهن ما از آینده و گذشته جدا شده ودر زمان حال قرار می گیریم و همین امر موجب می شود از بند غم و غصه و ترس و استرس رها شده و در حالت کاملا relax  قرار بگیریم چرا که در این حالت فرکانسهای مغزی ما کند شده و به سطح آلفا (حالت بین خواب و بیداری ) بر می گردد
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ﺍﻧﺴﺎﻧﻬـﺎﯼ ﺧــﻮﺏ ،
ﺧــﻮﺷﺒﺨﺘـﯽ ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿـﺐ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨـــﺪ؛
ﺯﻧـــﺪﮔـﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨــﺪ ﻭ ﺧــﻮﺷﺒـﺨﺘـﯽ
ﭘـﺎﺩﺍﺵ ﻣﻬـــﺮﺑــﺎﻧـﯽ ﻫــﺎ، ﺻﺪﺍﻗﺘﻬــﺎ،
ﺩﺭﺳﺘﮑﺎﺭﯼ ﻫـﺎ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﻫــﺎﯼ ﺁﻧﻬــﺎﺳﺖ !
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

🐍🐝روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد!

مار میگفت: انسانها از ترسِ ظاهر خوفناکِ من میمیرند؛ نه بخاطر نیش زدنم!
اما زنبور نمی پذیرفت.

مار، برای اثبات حرفش، به چوپانی که زیر درختی خوابیده بود؛ نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من او را می گزم و مخفی میشوم ؛ تو بالای سرش سر و صدا و خودنمایی کن!

مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن بالای سر چوپان نمود.
چوپان فورا از خواب پرید و گفت: ای زنبور لعنتی! و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد.
مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چندی بهبود یافت.

سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند:
اینبار زنبور نیش زد و مار خودنمایی کرد!
چوپان از خواب پرید
و همین که مار را دید، از ترس پا به فرار گذاشت!
او بخاطر وحشت از مار، دیگر زهر را تخلیه ننمود
چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد!

بسیاری بیماری ها و کارها نیز همینگونه اند؛ و افراد فقط بخاطر ترس از آنها، نابود میشوند.

"مواظب تلقین های زندگی خود باشید.........!
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

استرس بلای جان حافظه‌ تان می‌شود

محققان دریافته اند که رابطه ای بین استرس بلندمدت و کاهش حافظه وجود دارد.
نتایج مطالعه محققان دانشگاه ایالتی اوهایو آمریکا نشان می دهد افرادی که به طور مداوم در معرض استرس قرار دارند دارای مشکلاتی در حافظه مکان یابی خود هستند.
استرس بلندمدت ممکن است منجر به انزوای اجتماعی شود که از رفتارهای مرتبط با افسردگی تلقی می شود. استرس ممکن است شامل حملات فکری بلندمدت و تکراری باشد.
محققان دریافتند تغییرات قابل اندازه گیری در مغز، از جمله بروز التهاب ناشی از واکنش سیستم ایمنی به فشارهای بیرونی ، با استرس مرتبط است.

این مطالعه بر روی موش ها نشان داد موش های که بیشتر در معرض استرس قرار داشتند به سختی توانستند سوراخ فرار را برای خروج از شرایط پراسترس پیدا کنند.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

.
اگر در دل کسي جایي نداري، فرش زیر پایش هم نباش... جایي که بودن و نبودنت هیچ فرقي نداره، نبودنت رو انتخاب کن... اینگونه به بودنت احترام گذاشتي...! محبوب همه باش، معشوق یکي، مهرت را به همه هدیه کن، عشقت را به یکي... با هر رفتني اشڪ نریز و با هر آمدني لبخند نزن... شاید آنکه رفته باز گردد و آنکه آمده برود...!! آنقدر محکم و مقتدر باش که با این محبت ها و بي مهري ها زمین گیر نشوي... لازم است گاهي در زندگي، بعضي آدمها را گم کني تا خودتو پیدا کني ... بعضي از آدمارو باید دوست داشت، اما بعضي از آدمارو فقط باید داشت...!!!
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

.
اگر در دل کسي جایي نداري، فرش زیر پایش هم نباش... جایي که بودن و نبودنت هیچ فرقي نداره، نبودنت رو انتخاب کن... اینگونه به بودنت احترام گذاشتي...! محبوب همه باش، معشوق یکي، مهرت را به همه هدیه کن، عشقت را به یکي... با هر رفتني اشڪ نریز و با هر آمدني لبخند نزن... شاید آنکه رفته باز گردد و آنکه آمده برود...!! آنقدر محکم و مقتدر باش که با این محبت ها و بي مهري ها زمین گیر نشوي... لازم است گاهي در زندگي، بعضي آدمها را گم کني تا خودتو پیدا کني ... بعضي از آدمارو باید دوست داشت، اما بعضي از آدمارو فقط باید داشت...!!!
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

ترس از عشق، ترس از زندگی است...
و آنان که از عشق دوری می کنند،
مردگانی بیش نیستند!
عشق در نمی زند ...
به یکباره می آید
و آن ها که پسش می زنند،
بزرگترین بازنده های دنیا هستند ...

عشق آموز اگر گنج سعادت خواهی
دل خالی زمحبت ، صدف بی گهر است...
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

سیاست های مردانه

در مقابل همسر خود از گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ زندگی با قیافه عبوس و ناراحت صحبت نکنید

هدیه و مهر و محبت نسبت به همسر خود را بیشتر کنید و از خریدن هدایای هرچند کوچک هرازگاهی امتناع نکنید. خانم ها هدیه دادن و گرفتن را بسیار دوست دارند.

توجه داشته باشید که اگر کم و کسری در نوع رفتار و شرایط منزل وجود دارد با کمال محبت و خونسردی تذکر دهید، چون واقعا اخم و خشونت زندگی را به تباهی می کشاند.

به بستگان و همسر خود احترام بگذارید و هرگز جلوی معاشرت همسر خود با بستگان و خویشانش را نگیرید.

هیچوقت همسر خود را پیش دیگران تحقیر و سرزنش نکنید. توهین و بی احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی می کاهد.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

تشخیص زودهنگام بیماریهای مغزی إسكنر هاي جديد
به تازگی جدیدترین نسل اسکنرهای ام آر آی در پژوهشگاه شامپلیود در لیسبون پرتغال نصب شده اند.

در ساخت این اسکنرهای بسیار پیشرفته، که قدرتی ده برابر اسکنرهای رایج در خدمات درمانی دارند، از فناوری استثنایی و پیچیده ای استفاده شده. در حال حاضر، تنها حدود ده اسکنر از این نوع در سطح دنیا وجود دارد.

این دستگاه های جدید به دانشمندان اجازه می دهد تا سرطان و بسیاری از بیماریهای دستگاه عصبی را بسیار سریع و در مراحل اولیه تشخیص دهند. این دستگاهها امکان کاوش در سازوکار پیچیده مغز انسان را فراهم می کند، اندامی که هنوز تا حد زیادی برای ما ناشناخته است.

نوآم شِمِش، پژوهشگری که تحقیقات مربوط به دستگاه اعصاب را در پژوهشگاه «شامپلیود» برعهده دارد، می گوید که این اسکنرها در حال حاضر حیوانات آزمایشگاهی را مورد مطالعه قرار می دهد و تا الان اطلاعات ارزشمندی در مورد سیستمهای حیاتی موجودات زنده به دست داده، و البته امکان تشخیص زودهنگام سرطان و بیماری دستگاه اعصاب را هم فراهم کرده است.

این اسکنر به قدری قوی است که با نیروی ربایشی که دارد می تواند یک کامیون را به سادگی از زمین جدا کند و در هوا معلق نگه دارد. دقت این دستگاه در حدی است که با آن می شود حتی درون تک تک سلولها را دید. شِمِش می گوید این تجربه مثل این است که یک آدم نزدیکبین عینک اش را به چشم بزند و دنیا را دقیق و واضح ببیند. با وجود این قدرت فوق العاده، این دستگاه ها خطری برای انسان ندارند.

نوآم شِمِش می گوید: «در اسکنرهای معمولی، نخاع وضوح کافی ندارد و خیلی از جزئیات را نمی توان دید. اما با این اسکنر که میدان فوق العاده قوی دارد، کنتراست تصویر خیلی زیاد است و بسیاری از جزئیات خیلی ظریف را می توان دید. در خیلی از بیماری های مهم نخاع، مثلا بیماری“ام اس“، در آغاز بیماری، تغییرات میکرونی در نخاع ظاهر می شود. مثلاً ممکن است قطر یاخته ها تغییر کند. با این دستگاه می توانیم پیش بینی کنیم که آیا شخصی خاص به این بیماری دچار خواهد شد، یا این که در مراحل اولیه بیماری است. البته اگر بتوانیم در مراحل آغازین متوجه وجود بیماری شویم احتمال این که بتوانیم بیماری را درمان مؤثر کنیم، خیلی بیشتر است. چون مراحل بعدی ممکن است برای درمان خیلی دیر باشد.»

وی می افزاید: «با این دستگاه می توانیم مغز را نیز کامل ببینیم که فایده اش تنها در یافتن نشانه های بیماری نیست و برای شناخت مغز نیز کاربرد دارد. اگر بتوانیم کارکردهای مشخص مغز را با این دقت بررسی کنیم، شناخت درست تری از پیوند بین مدارهای مختلف مغز و برهم کنش آنها به دست خواهیم آورد. یکی از جزئیات مسحور کننده ای که امروز می توانم به شما نشان دهم لایه های کورتکس است و همین طور برخی جزئیات بسیار ظریف ساختار عمق مغز. در حالیکه اگر با اسکنرهای معمولی به مغز نگاه کنیم این همه جزئیات را نخواهیم دید. اگر توموری در مغز باشد با این وضوح و کنتراست احتمالا پیدایش خواهیم کرد.»
پژوهشگران در کنار این دستگاه، از پیشرفته ترین فناوریها بهره می گیرند. در گذشته، برای تجزیه و تحلیل دقیق امراض مغزی باید مغز بیمار را بعد از مرگش برش می زنند و روی آن آزمایش می کردند.

حالا می شود مغز یک انسان زنده را با این دستگاه کوچکتر اسکن کرد. اکتارینا وینیک، یکی دیگر از پژوهشگران مرکز شامپلیود می گوید که با این اسکنر می توان تغییرات ساختاری در مغز بیمار مبتلا به افسردگی را مشاهده کرد.

وی می افزاید: «افسردگی خیلی شایع است و باعث می شود بیمار نتواند کار کند. یکی از مشکلات اصلی در درمان افسردگی این است که متخصص، راهنمایی برای انتخاب درمان ندارد. در بیمار افسرده، ساختار، شکل و اندازه یاخته ها عوض می شود. با این روش می توانیم تغییرات را بدون آسیب رساندن به بدن بیمار ببینیم. این روش می تواند در آینده به متخصصان در انتخاب روش درمان افسردگی کمک کند.»

تشخیص زودهنگام بیماریها پیشرفت چشمگیری در آینده ایجاد می کند. ردیابی بسیاری از بیماریهای عصبی و همچنین انواع سرطانها کار بسیار دشواری است. تشخیص زودهنگام این بیماریها به معنی درمان بهتر و مؤثرتر آنها است.

منبع: www.euronews.
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

يادگيري فنون خوش بيني:
مثبت انديشي چيزي فراتر از اعتقاد کورکورانه است و قدرت آن بر زندگي انسانها بسيار زياد و شگفت انگيز است. خوشبين ‌ها تقريباً در همه جنبه‌هاي زندگي بهتر از بدبين ها عمل مي‌کنند و معمولا به موفقيتهاي بيشتري نائل شده و از موفقيتهاي اجتماعي لذت بيشتري مي‌برند. انسانهاي خوشبين همچنين کمتر مستعد پذيرش افسردگي و بيماريهاي جسمي هستند . " مارتين اي . پي . سليگمن " پروفسور روانشناسي دانشگاه پنسيلوانيا مي‌گويد: " شواهدي وجود دارد که خوشبيني ، سيستم دفاعي و حفاظتي بدن را تقويت مي‌کند."

روانشناسان معتقدند خوشبيني و بدبيني ، عاداتي هستند که ما از زمان کودکي مي‌آموزيم و والدين ما الگو و سرمشقهاي ما هستند. به ياد بياوريد هنگامي که در اثر ترکيدن لوله آب ، خانه جديد شما غرق آب شد، پدر شما آه و ناله کرد که " چرا من چنين خانه بدي را انتخاب کردم؟ " يا گفت : " در قرار داد ما تضمين شده که همه چيز بي عيب و نقص باشد، بنابراين من از معمار ساختمان مي‌خواهم لوله کشي ساختمان را تعمير کرده و خسارت بوجود آمده را جبران کند؟" سليگمن مي‌گويد: " خوشبيني ، يک روش عادي براي توضيح شکستها به خودتان است."
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

پنجشنبه است. 🌹
 
یادی کنیم از آنها که وقتشان
و مکانشان از ما جداست.

یاد میکنیم از آنها که
دلتنگشان هستیم.
 
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق

تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمه نانی نای
این نکته رمز اگر بدانی دانی
هر چیز که در جستن آنی آنی
مولانا
كانال روانپزشكي دكتر ايرج وثوق