بنیاد شهید مطهری
عنوان گروه یا کانال:

بنیاد شهید مطهری


توضیحات: ?کانال عربی: @almutahhari ?کانال انگلیسی: @mutahhari تماس با مدیر کانال: @bonyad_motahari
شناسه: motahari_ir@
تعداد اعضا: 35811
بنیاد شهید مطهری

سخن شهید مطهری درباره لزوم «ملکیت بین المللی اسلامی» #حرم الهی

بقره/125: إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً [(یاد آر) هنگامی که خانه #کعبه را برای مردم محل اجتماع و جای امنی قرار دادیم]. این خصوصیت حرم مؤید آن است که حرم باید متعلق به همه مسلمین باشد نه دسته مخصوص (کتاب حج، 47).
.
انفال/34: وَ ما لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما کانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ [چرا خدا عذابشان نکند، با اینکه آنان مردم را از مسجد الحرام باز می دارند در حالی که ایشان سرپرست آن نباشند، چرا که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند، ولی بیشترشان نمی دانند].
.
علیهذا #کعبه و #مسجد و بلکه حرم متعلق است به هر کس که اهل #توحید و عبادت خدا و بر ملت #ابراهیم باشد. مثل این است که از طرف ابراهیم این محل بر اهل توحید و عبادت خدای یگانه وقف شده است؛ ولی وقف نیست، نوعی دیگر از ملکیت است خاص خود که همان «ملکیت بین المللی اسلامی» است. (کتاب
بنیاد شهید مطهری

بنیاد شهید مطهری

استاد شهید مطهری: هر چه زمان گذشته است، تأثیر اسلام و قرآن و حدیث بیشتر شده است. این حقیقت از مقایسه آثار رودکی و فردوسی با آثار مولوی و سعدی و نظامی و حافظ و جامی کاملاً هویداست. خدمات متقابل اسلام و ایران / ص 93
بنیاد شهید مطهری

کانال رسمی پایگاه اینترنتی استاد شهید مطهری، motahari.ir:
https://telegram.me/motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

راه‌اندازی کانال رسمی شهید مطهری در تلگرام

بنیاد علمی فرهنگی شهید مطهری با هدف بهره‌گیری از فرصت‌‌های فضای مجازی در مسیر نشر افکار و اندیشه‌های متفکر شهید استاد مرتضی مطهری و ارتباط گسترده‌تر با مخاطبان خود، کانال رسمی شهید مطهری را در نرم‌افزار تلگرام راه‌اندازی کرده است.
با عضویت در این کانال، تصاویر ناب، جملات قصار، کلیپ، پوستر، خاطرات، زندگی به سبک مطهری و دیگر مطالب برگزیده و متناسب با ایام در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت. همچنین اخبار مربوط به برگزاری دوره‌های آموزشی، سیرهای مطالعاتی، جشنواره‌ها و مسابقات نیز از این طریق قابل پی‌گیری است.
برای عضویت در این کانال می‌توانید پس از به‌روز رسانی برنامه تلگرام روی این لینک کلیک کنید:
https://telegram.me/motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

[منطق شیعه درباره واقعه غدیر]

یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‏ (مائده/ 67)
اینجا لحن، خیلی شدید است.ای پیامبر! آنچه را که بر تو نازل شد، تبلیغ کن و اگر تبلیغ نکنی رسالت الهی را تبلیغ نکرده ای...
اجمالًا خود آیه نشان می‏ دهد که موضوع آنچنان مهم است که اگر پیغمبر آن را تبلیغ نکند، اصلًا رسالتش را ابلاغ نکرده است.
سوره مائده به اتفاق شیعه و سنی آخرین سوره ‏ای است که بر پیغمبر نازل شده و این آیات جزء آخرین آیاتی است که بر پیغمبر نازل شده است...
شیعه سؤال می‏ کند این دستوری که جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است که اگر پیغمبر آن را ابلاغ نکند همه گذشته ‏ها کأن ‏لم‏ یکن است، چیست؟
شما نمی ‏توانید موضوعی نشان بدهید که مربوط به سالهای آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد که اگر ابلاغ نشود هیچ چیز ابلاغ نشده است.
ولی ما می‏ گوییم آن موضوع، مسأله امامت است که اگر نباشد، همه چیز کأن لم یکن است، یعنی شیرازه اسلام از هم می ‏پاشد. به علاوه، شیعه از کلمات و روایات خود اهل تسنن دلیل می ‏آورد که این آیه در غدیر خم نازل شده است (کتاب امامت و رهبری، ص39).
بنیاد شهید مطهری

گزیده سخنان شهید مطهری درباره غدیر 👇
بنیاد شهید مطهری

بنیاد شهید مطهری

[منطق شیعه درباره واقعه غدیر]

یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‏ (مائده/ 67)
اینجا لحن، خیلی شدید است.ای پیامبر! آنچه را که بر تو نازل شد، تبلیغ کن و اگر تبلیغ نکنی رسالت الهی را تبلیغ نکرده ای...
اجمالًا خود آیه نشان می‏ دهد که موضوع آنچنان مهم است که اگر پیغمبر آن را تبلیغ نکند، اصلًا رسالتش را ابلاغ نکرده است.
سوره مائده به اتفاق شیعه و سنی آخرین سوره ‏ای است که بر پیغمبر نازل شده و این آیات جزء آخرین آیاتی است که بر پیغمبر نازل شده است...
شیعه سؤال می‏ کند این دستوری که جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است که اگر پیغمبر آن را ابلاغ نکند همه گذشته ‏ها کأن ‏لم‏ یکن است، چیست؟
شما نمی ‏توانید موضوعی نشان بدهید که مربوط به سالهای آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد که اگر ابلاغ نشود هیچ چیز ابلاغ نشده است.
ولی ما می‏ گوییم آن موضوع، مسأله امامت است که اگر نباشد، همه چیز کأن لم یکن است، یعنی شیرازه اسلام از هم می ‏پاشد. به علاوه، شیعه از کلمات و روایات خود اهل تسنن دلیل می ‏آورد که این آیه در غدیر خم نازل شده است (کتاب امامت و رهبری، ص39).
بنیاد شهید مطهری

یادی از علامه امینی (ره) و کتاب شریف الغدیر

نقش مثبت‏ الغدیر در وحدت اسلامی از این نظر است که اولًا منطق مستدل شیعه را روشن می‏ کند، و ثابت می ‏کند که گرایش در حدود صد میلیون مسلمان به تشیع - برخلاف تبلیغات زهرآگین عده ‏ای - مولود جریانهای سیاسی یا نژادی و غیره نبوده است، بلکه یک منطق قوی متکی به قرآن و سنت موجب این گرایش شده است.
ثانیاً ثابت می ‏کند که پاره ‏ای اتهامات به شیعه - که سبب فاصله گرفتن مسلمانان دیگر از شیعه شده است - از قبیل اینکه شیعه غیرمسلمان را بر مسلمانِ غیرشیعه ترجیح می‏ دهد و از شکست مسلمانان غیرشیعه از غیر مسلمان شادمان می‏ گردد، و از قبیل اینکه شیعه به‏ جای حج به زیارت ائمه می ‏رود، یا در نماز چنین می‏ کند و در ازدواج موقت چنان، به کلی بی ‏اساس و دروغ است.
ثالثاً شخص شخیص امیرالمؤمنین علی علیه السلام را که مظلومترین و مجهول‏ القدرترین شخصیت بزرگ اسلامی است و می‏ تواند مقتدای عموم مسلمین واقع شود، و همچنین ذرّیه اطهارش را به جهان اسلام معرفی می‏ کند. (فرازی از مقاله الغدیر و وحدت اسلامی، به قلم استاد مطهری).
بنیاد شهید مطهری

برای ما لازم و ضروری است که تفکر اسلامی خودمان را به شکل زنده‌ای در‌آوریم؛ نگاهی کنیم شاید مثل کسی که قبایی را وارونه پوشیده، ما هم لباس اسلام را وارونه پوشیده‌ایم. احیای تفکر اسلامی، ص25
بنیاد شهید مطهری

[امیر المؤمنین] تعبیری دارند می‏فرمایند: «عَجِبْتُ لِلْبَخیلِ یسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذی مِنْهُ هَرَبَ وَ یفوتُهُ الْغِنَی الَّذی إیاهُ طَلَبَ، فَیعیشُ فِی الدُّنْیا عَیشَ الْفُقَراءِ وَ یحاسَبُ فِی الْاخِرَةِ حِسابَ الْاغْنِیاءِ» (نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 121) می‏فرماید من تعجب می‏کنم از این آدمهای ممسک که از فقر فرار می‏کنند به سوی غنا ولی در عمل از غنا فرار می‏کنند و خودشان را به دامن فقر می‏اندازند، چرا؟ برای اینکه اصلا فقر و غنا معنایش چیست؟ فقیر یعنی آن که ندارد که بخورد و بپوشد، و غنی یعنی آن که دارد که بخورد و بپوشد. فرقشان در این است که آن می‏خورد و می‏پوشد، این نمی‏خورد و نمی‏پوشد. اگر بنا بشود که انسان پول را جمع کند که در آخر نخورد و نپوشد پس پول را در واقع برای فقر جمع می‏کند نه برای غنا. درست است، پیش خودش خیال می‏کند یک عمر لباس کهنه می‏پوشد برای اینکه یک وقتی خدای نکرده لباس کهنه نپوشد، یا یک عمر نان و پیاز می‏خورد که یک روزی فقیر نشود که بخواهد نان و پیاز بخورد. این است که در دنیا مانند فقرا زندگی می‏کند ولی در قیامت باید حساب اغنیا را پس بدهد. فلسفۀ تاریخ، ج‏2، ص132
بنیاد شهید مطهری

بنیاد شهید مطهری

هو المالک للمالک و المملوک
در صفحه اول همه کتب دوران طلبگی استاد، عبارت «هو المالِکُ لِلمالِکِ والمَملوک» (مالک هر مالک و مملوکی خداست) به خط ایشان نقش بسته است. در بسیاری از این کتب، محل خرید کتاب و قیمت آن نیز درج شده است.
شیخ مرتضی در دوران طلبگی چند بار به دلیل فقر مالی شدید ناچار شد برخی کتابهای خود را بفروشد. به نقل برادر استاد که مدتی در قم همراه ایشان بود، با از دست دادن هر کتاب اندوه شدیدی او را فرا می گرفت. فقر دوران طلبگی شیخ مرتضی به حدی بود که گاهی پول کافی برای خریدن کشک را هم نداشت. در یکی از مکاتبات به جای مانده استاد با پدر در آن دوران، از ایشان می خواهد که از فریمان برایشان مقداری کشک فرستاده شود.
بنیاد شهید مطهری

همه پستی‌های اخلاقی از دروغ و ریا و تملق و ظلم، ناشی از دنیاپرستی است و همه فضایل عالیه انسانی معلول بی‌اعتنایی و زهد و عدم قناعت به زندگانی دنیاست (حکمت‌ها و اندرزها، ج1، ص98).

سایت بنیاد شهید مطهری:
motahari.ir
اینستاگرام:
morahari.ir
کانال تلگرام:
https://telegram.me/motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

بنیاد شهید مطهری

در سالهای 56 و 57 گروه فرقان جزواتی به عنوان تفسیر قرآن که بر اساس اندیشه های مارکسیستی بود منتشر کرد. از جمله با قاطعیت می نوشتند که مقصود قرآن از دنيا، زندگى در نظام سرمايه دارى و مالكيّت است و مقصود از آخرت، زندگى در نظام تكامل يافته سوسياليستى.

فرقانیها در جزوات خود صریحا تهدید کرده بودند که هر کس با اندیشه های آنان مخالفت کند اعدام انقلابی خواهند کرد. اتفاقا شهید مطهری زیر این جمله خط کشیده بود.

استاد که این تحریفات آشکار درباره قرآن را بسیار خطرناک می دانست علیرغم این تهدیدات، در مقدمه چاپ هشتم کتاب علل گرایش به مادیگری به شیوه ای کاملا استدلالی، مؤدبانه و خیرخواهانه به نقد دیدگاههای آنان پرداخت. آنان را "عزیزان" خطاب کرده و مطلب خود را با این عبارات به پایان رساند:

«اين بود شمّه ‏اى از تذكراتى كه مى‏ خواستم خيرخواهانه و دوستانه به عزيزانى كه هنوز فكر مى‏ كنم اغفال شده هستند، بدهم. اميدوارم اين تذكرات، سودمند واقع گردد. بار ديگر از همه فضلا و دانشمندان درخواست دارم كه به دقّت در آنچه گفته شد بنگرند؛ اگر مرا بر خطا مى‏بينند واقفم فرمايند كه با سپاسگزارى فراوان خواهم پذيرفت» (علل گرایش به مادیگری، ص43).

گلوله ای که در تاریکی شب به مغز استاد شلیک کردند از لاله گوش راست، وارد و از بالای ابروی چپ خارج شد. اطلاعیه ای نیز در محل ترور باقی گذاشتند که در بالای آن نوشته شده بود: «وقاتلوا ائمة الکفر»!

گر چه همه شهدای اسلام، شهید راه قرآنند اما استاد شهید از کسانی است که به معنای خاص نیز شهید راه قرآن هستند.

تصویر بالا ساعاتی پس از ترور در اوایل بامداد 12 اردیبهشت 1358 در بیمارستان طرفه تهران گرفته شده است.
بنیاد شهید مطهری

انسان می‌تواند با پیمودن راه خدمت به خلق، کمک به ضعیفان، مخصوصاً احسان به والدین، به شرط اخلاص و حسن نیت، کم و بیش آثار لطف خدا را همراه خود ببیند. من خودم عملاً لطف پروردگار را در این شرایط وجدان کرده‌ام (امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص‌75).
بنیاد شهید مطهری

اسلام در تاریخ چهارده قرنی خود نه تنها ضربه و صدمه‌ای از نهضت‌های فرهنگی ندیده است، بلکه خود موجد نهضت‌های عظیم فرهنگی شد؛ تمدن و فرهنگ را در خدمت خویش گرفت و رهبری کرد و به آنها جان و ایمان داده و قوی و پایدارشان ساخت (سیری در سیره نبوی، ص26).
بنیاد شهید مطهری

داستان "آشیخی کردن" از زبان شهید مطهری

صوت بالا داستانی شنیدنی است درباره معنای "آشیخی کردن" که شهید مطهری در تفسیر سوره مدثر به مناسبت، نقل کرده اند (آشنایی با قرآن، ج10، ص98):

یکی از آقایان معروف داستانی نقل می‌کرد.
می‌گفت: شاید چهل سال پیش، قبل از سنه 20 می‌خواستیم به مشهد برویم. آن وقتها اتوبوس بود و سواری خیلی کم پیدا می‌شد، احیانآ سواریهای کرایه هم پیدا می‌شد. ما سواری کرایه‌ای پیدا کردیم و می‌رفتیم مشهد. با ما یک نفر دیگری بود از این متجددها و فرنگی‌مآبهای خیلی دوآتشه‌ای که تازه از اروپا آمده بود. (می‌دانید که قبل از سنه 20 یک موج تجدد خاصی بود، یک تجدد خیلی خنک و سرد و فرنگی‌مآبی و غربزدگی به تمام معنا و بدبینی به هرچه که در شرق هست).

چشمش که به ما افتاد که به عنوان یک آخوند سوار شدیم یک نگاه تحقیرآمیزی کرد و بعد که راه افتادیم تحقیرآمیزانه به ما گفت: آشیخ چکار می‌کنی؟ کارت چیست؟ چون او گفت آشیخ، من گفتم: آشیخی می‌کنم. گفت: آشیخی چیست؟ گفتم: آشیخی یعنی آشیخی دیگر. این دید که ما جواب سربالا به او دادیم چیزی نگفت.

می‌گفت رسیدیم به حدود ورامین. آن وقتها جاده آسفالت و پل و این حرفها که نبود، می‌دانید که اغلب، اتومبیلها از داخل همان آبها رد می‌شدند. آمدیم از داخل یکی از این جویهای زیاد آبی که از آنجا رد می‌شد رد بشویم، ماشین ما در آب گیر کرد. اتفاقآ این شخص هم یک صندوق پرتقال خیلی عالی با خودش آورده بود، از این پرتقالهای درجه اول، و برای کسی هدیه می‌برد. این پرتقالها را هم آب برد. بعد ما و چند نفر از این مردم دهاتی صدا کردیم و این دهاتیها آمدند ماشین را بالاخره هرطور بود نجات دادند ولی پرتقالها افتاد و هرکدام از اینها رفتند دنبال پرتقال و پرتقالها را جمع کردند و بردند. این هرچه فریاد کشید کسی به حرفش گوش نکرد.

گفت: من آمدم ایستادم صدا کردم، گفتم آقایان بیایید! همه آمدند. گفتم: شما همه‌تان مسلمانید، همه‌تان بنده خدا هستید، یک نفر مسلمان هیچ وقت به مال مردم تجاوز نمی‌کند. مگر به خدا اعتقاد ندارید؟ مگر قیامت را فراموش کردید؟ گفت چهار کلمه که اینجا گفتیم هرکس هرچه پرتقال برده بود همه را آورد و گفت ما مال مردم نمی‌خوریم. همه را جمع کردند گذاشتند داخل جعبه‌اش، برداشتیم و آمدیم. گفت وقتی سوار شدیم گفتم آشیخی کردن یعنی همین! (خنده حضار).

سایت بنیاد شهید مطهری:
motahari.ir
اینستاگرام:
motahari.ir
کانال تلگرام:
https://telegram.me/motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

آیا عامل ترس جزء عواملی است که باید برای تربیت کودک یا تربیت اجتماع از آن استفاده کرد یا نه؟ عامل ترس عامل رشد دادن و پرورش دادن استعدادهای عالی نیست ولی عامل جلوگیری از رشد استعدادهای پست و پایین و عامل جلوگیری از طغیان‌ها هست (تعلیم و تربیت در اسلام، ص46).
بنیاد شهید مطهری

http://www.motahari.ir/fa/content/1179

به مناسبت سالگرد رحلت آیت الله مهدوی کنی
بنیاد شهید مطهری

در قدیم سطح فکر مردم پایین بود، کمتر در مردم شک و تردید و سؤال پیدا می‏شد، حالا بیشتر پیدا می‏شود. طبیعی است وقتی که فکر، کمی بالا آمد سؤالاتی برایش طرح می‏شود که قبلًا مطرح نبود. باید شک و تردیدش را رفع کرد و به سؤالات و احتیاجات فکری‏اش پاسخ گفت. نمی‏شود به او گفت برگرد به حالت عوام، بلکه این خود زمینه مناسبی است برای آشنا شدن مردم با حقایق و معارف اسلامی. با یک جاهل بی‏سواد که نمی‏شود حقیقتی را به میان گذاشت. بنابراین در هدایت و رهبری نسل قدیم که سطح فکرش پایین‏تر بود ما احتیاج داشتیم به یک طرز خاص بیان و تبلیغ و یک جور کتابها. اما امروز آن طرز بیان و آن طرز کتابها به درد نمی‏خورد، باید و لازم است رفرم و اصلاح عمیقی در این قسمتها به عمل آید، باید با منطق روز و زبان روز و افکار روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبری مردم پرداخت (ده گفتار، ص221).

نسل جوان افکار و ادراکات و احساساتی دارد و انحرافهایی. تا به دردش یعنی به افکار و ادراکات و احساساتش رسیدگی نشود، نمی‏شود جلو انحرافاتش را گرفت (ده گفتار، ص223).
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

انسان در دو حال ممکن است خدا را بخواند: یکی در وقتی که اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختی و اضطرار گردد و یکی در وقتی که روح، خودش اوج بگیرد و خودْ خویشتن را از اسباب و علل منقطع کند. کمال نفس در این است که خودش خود را منقطع سازد و اوج بگیرد (بیست گفتار، ص238).
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

بنیاد شهید مطهری

☝🏼️ این عکس در سال هزار و سیصد و پنجاه در آرامگاه #جامی در شهرستان #تربت_جام گرفته شده است و یکی از دو عکسی از استاد است که هر سه فرزند پسر (مجتبی، علی و محمد) در آن حضور دارند. استاد هفت فرزند دارند که اختلاف سنی اولین و آخرین فرزند (مجتبی و محمد) دوازده سال است. سه تن از چهار فرزند دختر، خانه دار هستند.

از شهید مطهری عکسهای بسیار محدودی در اختیار است و این امر با توجه به نقش استاد و به ویژه عمر هشتاد روزه استاد پس از انقلاب که همراه با اوج حضور خبرنگاران بود شاید عجیب به نظر برسد.

دأب شهید مطهری پرهیز شدید از شهرت بود و لذا این امر که در آن دوره هشتاد روزه، جز عکسهای بسیار معدودی از ایشان موجود نیست امری طبیعی است.

حتی یک بار پاسدار محافظ منزل #امام (ره) در #قم، شهید مطهری را که ظاهرا برای جلسه #شورای_انقلاب به آنجا رفته بود نشناخته و راه نداده بود. استاد در کناری ایستاده بود. با ورود عضو بعدی و معرفی ایشان، پاره تن و حاصل عمر امام به داخل راه یافته بود.

متاسفانه در سالهای پس از #شهادت چند عکس از استاد توسط افراد یا سازمانهایی به امانت گرفته شد ولی هرگز بازگردانده نشد.

بنیاد علمی و فرهنگی شهید مطهری دست یاری به سوی همه کسانی که می توانند عکس یا فیلم منتشر نشده ای از استاد را در اختیار این بنیاد قرار دهند دراز می کند و از تلاش آنان قدردانی شایسته ای به عمل خواهد آورد.

از عزیزان رسانه ای نیز که در نشر این تقاضا همت می گمارند صمیمانه تشکر کرده و دعای ویژه استاد را در حقشان آرزومند است.

تلفن تماس: 02122903850 و 02532935870
ایمیل: info@motahari.ir
بنیاد شهید مطهری

چند بار اتفاق افتاد که استاد علی‌رغم مشغله‌های فراوان همه اعضای خانواده را دور هم جمع کردند تا صدای اعضای خانواده را با ضبط ریل کوچکی که در خانه داشتند، ضبط کنند.

در ابتدا خودشان با صوت و حال خاصی اذان می‌گفتند. بعد چند آیه قرآن می‌خواندند و نیز اشعاری از سعدی و حافظ و ملاصدرا و.... بعد نوبت تک تک بچه‌ها می‌شد که هر کدام چند آیه از قرآن یا شعری بخوانند. بعضی از این نوارهای خانوادگی موجود است.

یک بار این شعر سعدی را می‌خواندند:
دریغا پس از ما بسی روزگار
بروید گل و بشکفد نوبهار
بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت
بیاید که ما خاک باشیم و خشت
کسانی که از ما به غیب اندرند
بیایند و بر خاک ما بگذرند
(از خاطرات محمد مطهری فرزند استاد) 👇🏼
بنیاد شهید مطهری

سخنرانی پروفسور دیکسون در همایش شهید مطهری
Gwen Griffith-Dickson

خانم پروفسور گوئن گریفیث دیکسون استاد مسیحی دانشگاه لندن که در حوزه الهیات تطبیقی تحقیق می کند در همایش بین المللی اندیشه های فلسفی استاد مطهری که در سال نود و سه در قم برگزار شد مقاله ای تحت عنوان «توحید در شرق و غرب» ارائه کرد. وی در بخش پایانی چنین گفت:

"بحث شهید مطهری درباره جهان بینی توحیدی، جهانی از بینشهاست؛ دیدگاهی کل نگرانه که خداوند چگونه مخلوقات خود را در احاطه دارد.
در دیدگاه آیت‌الله مطهری، احاطه خدا بر مخلوقات تحول باطنی و شخصی ما را به بار می‌آورد که وجودمان قائم به وجود اوست؛ و تحول اجتماعی روابط و مناسبات ما را در قالب روابط و مناسباتی براساس عدل، عطوفت و بخشندگی باعث می‌شود-روابطی معلول و متأثر از فعل ما که در عین حال فعل او نیز هست.
بعلاوه بحث او بینشی است گیرا، الزام‌آور و زیبا برای آن دسته از کسانی که در زمره جماعت مسلمانان نیستند و بینشی است که متفکران دارای سنتهای گوناگون در طی قرنهای متمادی با احترام و اشتیاق بدان واکنش نشان می‌دهند.
می‌خواهم بحث خود را با روایتی بلاغی‌تر و نیایش‌آمیزتر در مورد تساوی مثبت و «تفاوت ذاتی» به پایان ببرم و آن دعایی است متعلق به امام زین‌العابدین علیه‌السلام:
خدایا دلهای عاشق شیفتة تواند و خردهای جدای از هم بر معرفتت گرد آمده‌اند، بدین خاطر دلها آرام نگیرند جز به یاد تو و جانها جز به هنگام مشاهده ات راحتی نیابند".
[الهی بک هامت القلوب الوالهة و علی معرفتک جمعت العقول المتبانیة فلا تطمئن القلوب الا بذکراک و لاتسکن النفوس الا عند رؤیاک].
(صحیفه سجادیه،مناجات الذاکرین) 👇🏼
بنیاد شهید مطهری

حافظ گلى است از بوستان معارف اسلامى‏

حافظ گلى است از یک بوستان. بوستانى را شما در نظر بگیرید که صدهزار متر مربع است و در آن دهها هزار گل وجود دارد و یک گلش حافظ است و آن بوستان، بوستان معارف اسلامى است که گسترده بوده، نیمى از جهان را فرا گرفته، به زبانهاى مختلف، تازه من عربى را آوردم، در زبانهاى دیگر هم همین جور بوده، اختصاص به آن ندارد. اینکه ما حافظ را تنها از این بوستان بچینیم، بعد بخواهیم مطابق دل خودمان تفسیر کنیم درست نیست، حافظ را فقط در داخل همان بوستانى که رشد کرده- که آن، بوستان فرهنگ اسلامى است- مى‏توانیم مطالعه کنیم.
ما تا استادهاى حافظ را، استادهاى استادهاى حافظ را، جوّ حافظ را، فضایى که حافظ در آن فضا تنفس کرده به دست نیاوریم محال است [شناخت درستى از او پیدا کنیم‏] و این کار، کار یک ادیب نیست. اشتباه این است که در عصر ما ادبا مى‏خواهند حافظ را شرح کنند. بزرگترین ادیب جهان هم بیاید نمى‏تواند حافظ را شرح کند. حافظ را عارفى باید شرح کند که ادیب هم باشد و به همین دلیل این بنده با تمام صراحت عرض مى‏کنم هیچ مدعى شرح حافظ نیستم چون نه عارفم نه ادیب، عارفى ادیب مى‏باید که حافظ را شرح کند، آن هم ادیب به معناى جامع علوم عصر و زمان حافظ، ادیب زمان حافظ.

http://www.motahari.ir/fa/content/903
بنیاد شهید مطهری

اصول معنوی منهای خداشناسی و ایمان و اعتقاد به خدا، مثل اسکناس بدون پشتوانه است. خداشناسی همانا اعتبار و ارزش دهنده همه این مفاهیم است (یادداشت‌های استاد مطهری، ج 8، 212).

اینستاگرام بنیاد شهید مطهری:
motahari.ir
کانال تلگرام:
https://telegram.me/motahari_ir
سایت بنیاد:
motahari.ir
بنیاد شهید مطهری

تفاوت اسلام با مکتب هندی در به کمال رساندن نفس از نظر شهید مطهری

ما در مرحله اول، مسئله بریدن از غیر خدا و پیوند برقرار کردن با خدا را مورد بحث قرار می‌دهیم. در اینجا مكتب و فلسفه هندی با ما در اصلِ هدف شريک است، ولي با تفاوت‌های اساسی.
اولين تفاوت اساسی، كه اين تفاوت به نظر من فوق‌العاده جالب است و انسان در يك تطبيق و مقايسه كاملاً متوجه می شود، اين است كه اساساً خدای اسلام و در واقع خدای انبيای واقعی با خدای هندی ها، در يك چيز ـ نمی گويم در ذات ـ فرق دارد و آن اين است كه در خدای اسلام اين صفات قبل از هر چيز جلوه می كند: رحمان است، رحيم است، رئوف است، هادی و راهنماست؛ [لذا] در همان مرحله اول انسان به خدا متوجه و متمسک می شود كه به سوی او برود. ولی این صفات در خدای فلاسفه و همچنين خداي هندی ها بروز و ظهور ندارد.

وقتی كه بشر به خدای فيلسوفان توجه می كند مثل این است که يك منجم دارد درباره سیاره نپتون فكر می كند كه آيا وجود دارد يا وجود ندارد. اگر وجود دارد، كه چيزی در دنيا وجود دارد و اگر هم وجود ندارد، كه وجود ندارد. تازه اگر هم وجود دارد يك شیء بيگانه از ما وجود دارد.

ولي در خدای انبيای حقيقی، از همان اولِ اول، آن چيزی كه به چشم انسان می خورد يگانگی اش با انسان است؛ مقصودم از يگانگی آن رابطه دوستی و آن رفاقتش با انسان است.

«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» (بقره: 186). نماز از اول چنین شروع مي‌شود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ* الرَّحْمنِ الرَّحيمِ* مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ* إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ». بشر با او یک‌سره در حال داد و ستد است. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» (فاتحه: 1-6)، از او هدايت می خواهد.

اين است كه اسلام برنامه تكميل روحی و روانی را از اول با خدا شروع می كند، اصلاً با خود خدا شروع می كند. از اول می گويد اگر می خواهی از اشيا ببُری، به خدا پيوند كن. در مورد همان بريدن اول، نمی گويد به اتكای نفس خودت چنین کاری کن، نمی گويد برو برنامه چنين رياضتی را ترتيب بده، می گويد به او متصل باش. در اسلام، خدا به صورت يک محبوب و به صورت يک مطلوب برای انسان درمی آيد و آن وقت بريدن از اشيا خيلی ساده می شود، زيرا از اول يک نقطه مثبت نشان داده می‌شود (انسان شناسی قرآن، 219)

اینستاگرام بنیاد شهید مطهری:
motahari.ir
کانال تلگرام:
https://telegram.me/motahari_ir

سایت بنیاد:
motahari.ir
بنیاد شهید مطهری

در دورانی که ابرهای تیره جور، ظلم و فسق و فجور خلفا آسمان نورانی اسلام را تیره کرده بود، اهل بیت پیغمبر یعنی همان بزرگوارانی که ما آنها را به عنوان ائمه اطهار می‌شناسیم، دامن همت به کمر زدند و در مقام تعلیم و تلقین معالم اسلامی و بسط و توسعه نفوذ معنوی اسلامی پرداختند ( استاد مطهری، حکمت‌ها و اندرزها، ج2، 68 و 69).
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

جایگاه ایمان و رد یک تصور نادرست

در مقدمه خاتم پیامبران این مطلب را نوشتیم كه یگانه قدرتی كه واقعاً می‌تواند بر نفس حكومت كند، همان قدرت ایمان است. بعضی چنین تصوری دارند که معرفت خدا و یاد خدا بودن برای این است كه انسان ایمان به خدا داشته باشد، به عنوان واضع اصول انسانیت، تا به اصول انسانیت احترام بگذارد.
گفتیم این تصور غلط است. شک ندارد كه این نتیجه بر ایمان بار می‌شود و این اثر برای ایمان هست، اما چنین نیست كه اگر فرض كنیم بشر در احترام گذاشتن به اصول انسانیت نیازی به ایمان به خدا نداشته باشد، بگوییم كه ایمان به خدا فلسفه خودش را از دست می‌دهد.
مسئله ایمان به خدا و مسئله یاد خدا و مسئله تقرب به خدا (تقرب به معنای واقعی که نزدیک شدن به خداست) اصلاً خودش هدف است، بلكه اساسی‌ترین هدف‌ها از نظر تعلیمات اسلامی این است و لهذا فلسفه اصلی عبادات همان تقرب به خداوند است و واقعاً اینكه بنده‌ای از خانه نفس و از بیت ظلمانی طبیعت به سوی خداوند مهاجرت كند، هدف اصلی و اساسی است، اما اینكه در اثر این مهاجرت، اصول انسانیت هم نظم بهتری پیدا می‌كند، قطعاً و قهراً این خاصیت درجه دوم است و به تعبیر حكما: اولی از قبیل غایت و هدف است و دومی از قبیل فایده و اثر؛ ایمان به خدا اصلاً برای تقرب به خداوند است و خضوع در برابر اصول انسانیت اثر و فایده‌ای است كه بر آن مترتب می‌شود (انسان شناسی قرآن، 215).

اینستاگرام بنیاد شهید مطهری:
motahari.ir
کانال تلگرام:
https://telegram.me/motahari_ir
سایت بنیاد:
motahari.ir
بنیاد شهید مطهری

داستان آقاشیخ علی زاهد

یک شوخی هم برایتان عرض بکنم: یکی از زُهّاد بسیار معروف عصر ما که واقعاً مرد متقی و پرهیزکاری بوده و فقیه عالمی هم بوده مرحوم آقا شیخ علی زاهد قمی است که در نجف بوده است. ایشان یک تعصب و تصلّبی داشت [در عدم استفاده از کالاهای خارجی.] یک گاندی بود ولی گاندی برای خودش نه برای همه مردم و لهذا خاصیت کار گاندی را نداشت. امتعه خارجی را خودش برای خودش تحریم کرده بود البته روی یک نظر صحیحی، می‏گفت تا امتعه مسلمانی هست ما امتعه خارجی استفاده نمی‏کنیم. تا پارچه وطنی و داخلی بود پارچه خارجی نمی‏خرید.
اگر چای هم می‏خواست بخورد چای خارجی نمی‏خورد چای داخلی می‏خورد. از قند هم اگر خارجی بود استفاده نمی‏کرد و مثلًا کشمش می‏خورد.
یک مادر و دختر فرنگی، مسلمان شده و در کربلا مجاور شده بودند و آن دختر واقعاً هم مسلمان شده بود چون تا آخر زندگیش اشخاصی شاهدش بودند، یک مسلمان بسیار خوب و متدینی. عیال آقای آقا شیخ علی فوت می‏کند. خود آن دختر داوطلب می‏شود که بیاید زن آقای آقا شیخ علی زاهد بشود. آقا شیخ علی هم ایشان را عقد کرد و بعد گفتند چه زندگی خوبی داشتند! و این زن اروپایی با یک مرد زاهدِ این گونه چگونه خودش را تطبیق داده بود که گفتند آقا شیخ علی بعد از فوت او دیگر تقریباً متلاشی شد.
یک کسی به او گفت: آقا! شما که می‏فرمودید ما امتعه خارجی استعمال نمی‏کنیم (خنده حضار)! گفت: فرزند! تبدل موضوع شده است (خنده حضار).
گفت: او دیگر خارجی نیست، مسلمان شده، تبدل موضوع شده است (پانزده گفتار، ص53).
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

حسین بن علی علیه السلام عالی‌ترین نمونه فداکاری و حق‌پرستی و عزت نفس را نشان داد و ثابت کرد که برای رضای خدا و دفاع از ناموس دین و مبارزه با ظلم و بیدادگری تا چه حد باید جنگید (حکمت‌ها و اندرزها، ج 2، ص18).

اینستاگرام بنیاد شهید مطهری:
motahari.ir
کانال تلگرام:
https://telegram.me/motahari_ir
سایت بنیاد:
motahari.ir
بنیاد شهید مطهری

برای امام حسین (ع) مسئله این نیست که کشته بشود یا کشته نشود؛ مسئله این است که دین کشته نشود، یک اصل ولو اصل کوچک دین کشته نشود (سیری در سیرۀ نبوی، ص127).
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

حقیقت کربلا را بی‌خاصیت و بی‌اثر کرده‌ایم

گزیده‌ای از سخنراني استاد مطهری در حسینیه ارشاد، 7 محرم 1389 هجری قمری (فروردین 1348)

حادثه کربلا براى ما مردم خواهى نخواهى یک حادثه بزرگ اجتماعى است؛ یعنى این حادثه در تربیت ما، در خُلق و خوى ما اثر دارد، حادثه‏اى است که خود به خود، بدون اینکه هیچ قدرتى ما مردم را مجبور کرده باشد، میلیونها نفر و قهراً میلیونها ساعت براى شنیدن و استماع قضایاى مربوط به آن صرف مى‏کنیم. میلیونها تومان پول براى این کار صرف مى‏شود. این قضیه را ما باید همان طورى که بوده است، بدون کم و زیاد تلقى کنیم و اگر کوچکترین دخل و تصرفى از طرف ما در این حادثه صورت بگیرد، حادثه را منحرف مى‏کند، بجاى اینکه ما از این حادثه استفاده کنیم قطعاً ضرر خواهیم کرد.
حال بحث من این است که در نقل و بازگو کردن حادثه عاشورا ما هزاران تحریف وارد کرده‏ایم، هم تحریفهاى لفظى- یعنى شکلى و ظاهرى- راجع به اصل قضایا، مقدمات قضایا، متن و حواشى مطلب، و هم [تحریفهاى معنوى که‏] در تفسیر این حادثه ما تحریف کرده‏ایم. با کمال تأسف این حادثه، هم دچار تحریفهاى لفظى است و هم دچار تحریفهاى معنوى، هر دو. و باز تحریفهایى که مى‏شود، گاهى لااقل هماهنگى با اصل مطلب دارد، ولى گاهى تحریف نه تنها کوچکترین هماهنگى ندارد بلکه قضیه را مسخ و بکلى واژگون مى‏کند، به شکلى در مى‏آورد که به صورت ضد خودش در مى‏آید. باز هم با کمال تأسف باید عرض کنم تحریفهایى که به دست ما مردم در این حادثه صورت گرفته است، همه در جهت پایین آوردن و مسخ کردن قضیه بوده است، در جهت بى‏خاصیت کردن و بى‏اثر کردن قضیه بوده است و در این امر، هم گویندگان و علماى امت تقصیر داشته‏اند و هم مردم. همه اینها را ان شاء اللَّه براى شما توضیح مى‏دهم.
این مطلب را هم در مقدمه باید عرض بکنم: در همه اینها مردم مسؤول‏اند؛ یعنى شما مردمى که اینجا نشسته‏اید، هیچ خیال نمى‏کنید که در این قضیه مسؤول هستید و خیال مى‏کنید که مسؤول فقط گویندگان هستند. دو مسؤولیت بزرگ، مردم دارند. یک مسؤولیت این است که نهى از منکر بر همه واجب است. وقتى که مى‏فهمید و مى‏دانید- و مردم اغلب هم مى‏دانند- که دروغ است، نباید در آن مجلس بنشینید، که حرام است، بلکه باید مبارزه کنید. و دیگر این تمایلى است که صاحب مجلسها و مستمعین به گیراندن مجلس دارند، مجلس باید بگیرد، باید کربلا بشود.
روضه خوان بیچاره مى‏بیند که اگر بنا بشود هرچه مى‏گوید از آن راستها باشد مجلسش نمى‏گیرد، بعد همین مردم هم دعوتش نمى‏کنند، ناچار یک چیزى هم اضافه مى‏کند. این انتظار را مردم باید از سر خودشان بیرون کنند، [نگویند] فلان روضه خوانى که مجلس او مى‏گیرد، فلان روضه خوانى که کربلا مى‏کند. کربلا مى‏کند یعنى چه؟! شما باید روضه راست را بشنوید و معارف و سطح فکرتان بالا بیاید، به طورى که اگر در یک کلمه روحتان اهتزاز پیدا کرد، یعنى با روح حسین بن على هماهنگى کرد، و اشکى ولو ذره‏اى، ولو به قدر بال مگس [جارى شد،] اگر یک چنین اشکى در حالت هماهنگى روح شما با حسین بن على از چشم شما بیرون بیاید، واقعاً مقام بزرگى براى شماست.
اما اشکى که از راه قصّابى کردن بخواهد از چشم شما بیاید، اگر یک دریا هم باشد ارزش ندارد. «داد بکشید» یعنى چه؟! چرا داد بکشید؟! (حماسه حسینی، ج 1، صفحه 60 تا 62).
بنیاد شهید مطهری

چرا عزاداری برای امام حسین(ع) پس از اینهمه سال؟ ☝🏼️

پیشوایان دین از زمان پیغمبر اکرم و زمان ائمه اطهار علیهم السلام دستور اکید و بلیغ داده ‏اند که باید نام حسین بن علی علیه السلام زنده بماند، باید مصیبت حسین بن علی هر سال تجدید بشود، چرا؟ بحث در این «چرا» است.

حسین علیه السلام مکتب عملی در اسلام تأسیس کرد و نمونه عملی قیامهای اصلاحی است. خواستند مکتب حسین زنده بماند، خواستند حسین سالی یک بار با آن نداهای شیرین و عالی و حماسه انگیزش ظهور پیدا کند، ... خواستند تربیت حسینی زنده بماند و پرتوی از روح حسینی در این ملت بتابد...

حیات و زندگی شما بستگی به این حادثه دارد، انسانیت و شرف شما بستگی به این حادثه دارد، اسلام را با این وسیله می ‏توانید خوب زنده نگه دارید... هرچه ما در این راه کوشش کنیم، به شرط اینکه هدف این کار را تشخیص بدهیم بجاست.

اما متأسفانه عده ‏ای این را نشناختند، خیال کردند که بدون اینکه مردم را به مکتب حسین علیه السلام آشنا کنیم، به فلسفه قیام حسینی آشنا کنیم، عارف به مقامات حسینی کنیم، همین قدر که مردمی آمدند و نشستند و یک گریه ‏ای را نفهمیدکه و ندانسته کردند، دیگر کفاره گناهان است! (حماسۀ حسینی، ج1، 78).

اینستاگرام بنیاد شهید مطهری:
motahari.ir
کانال تلگرام:
https://telegram.me/motahari_ir
سایت بنیاد:
motahari.ir
بنیاد شهید مطهری

گزیده‌ای از سخنرانی استاد مطهری در حسینیه ارشاد، 8 محرم 1389 هجری قمری (فروردین 1348) ☝🏻️
بنیاد شهید مطهری

بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید گریست! ☝🏻️

انسان وقتى که در تاریخ نگاه مى‏کند، مى‏بیند که به سر این حادثه چه‏ها آورده‏اند! به خدا قسم حرف حاجى [نوری] حرف راستى است. مى‏گوید امروز اگر کسى بخواهد بر امام حسین علیه السلام بگرید، بر این مصیبتهایش باید بگرید، بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید بگرید.

کتابى است معروف به نام «روضة الشهداء» از ملا حسین کاشفى.

حاجى فرموده بود که این داستان زعفر جنّى و داستان عروسى قاسم، اول بار در کتاب این مرد آمده است. حقیقت این است که من این کتاب را ندیده بودم. خیال مى‏کردم در آن یکى دو تا از این حرفهاست. بعد که این کتاب را- که به فارسى هم هست و تقریباً در پانصد سال پیش تألیف شده است- [خواندم دیدم از این داستانها زیاد است.] ملا حسین کاشفى مردى است که واعظ هم هست، اتفاقاً این بى‏انصاف مرد باسوادى هم بوده است، کتابهایى هم دارد، صاحب انوار سهیلى [است‏] که خیلى عبارت پردازى کرده و مى‏گویند کلیله و دمنه را خراب کرده است. به هر حال مرد باسوادى بوده است.

تاریخش را که انسان مى‏خواند، معلوم نیست که او شیعه بوده یا سنى، و مثل اینکه اساساً یک مرد بوقلمون صفتى هم بوده است، در میان شیعه‏ها خودش را یک شیعه صد در صد متصلّبى نشان مى‏داده و در میان سنى‏ها خودش را حنفى نشان مى‏داده است. اصلًا اهل بیهق و سبزوار است. سبزوار مرکز تشیع بوده است و مردم آن هم فوق العاده متعصب در تشیع. اینجا که در میان سبزواریها بود، یک شیعه صد در صد شیعه بود. بعد مى‏رفت هرات. (مى‏گویند شوهر خواهر عبدالرحمن جامى یا باجناق او بود.) آنجا که مى‏رفت، به روش اهل تسنن بود.

این مرد، واعظ هم بوده است. چون در سبزوار بود، ذکر مصیبت مى‏کرد. کتابى نوشته است به فارسى. اولین کتابى که در مرثیه به فارسى نوشته شده همین کتاب روضة الشهداء است که در پانصد سال پیش نوشته شده است، چون وفات کاشفى در 910، اوایل قرن دهم، بوده است و این کتاب یا در اواخر قرن نهم هجرى نوشته شده است یا در اوایل قرن دهم. قبل از این کتاب مردم به منابع اصلى مراجعه مى‏کردند.

شیخ مفید (رضوان اللَّه علیه) ارشاد را نوشته است و چقدر متقن نوشته است. ما اگر به ارشاد شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم، احتیاج به منبع دیگر نداریم. [در] تواریخ اهل تسنن، طبرى نوشته است، ابن اثیر نوشته است، یعقوبى نوشته است، ابن عساکر نوشته است، خوارزمى نوشته است. من نمى‏دانم این بى‏انصاف چه کرده است! من وقتى این‏ کتاب را خواندم، دیدم حتى اسمها جعلى است؛ یعنى در میان اصحاب امام حسین اسمهایى را مى‏آورد که اصلًا چنین آدمهایى وجود نداشته‏اند؛ در میان دشمنها اسمهایى مى‏برد که همه جعلى است؛ داستانها را به شکل افسانه در آورده است.

چون این کتاب اولین کتابى بود که به زبان فارسى نوشته شد، [مرثیه خوانها] که اغلب بى سواد بودند و به کتابهاى عربى مراجعه نمى‏کردند، همین کتاب را مى‏گرفتند و در مجالس از رو مى‏خواندند. این است که امروز مجلس عزادارى امام حسین را ما «روضه خوانى» مى‏گوییم. در زمان امام حسین روضه خوانى نمى‏گفتند، در زمان حضرت صادق هم روضه خوانى نمى‏گفتند، در زمان امام حسن عسکرى هم روضه خوانى نمى‏گفتند، بعد در زمان سید مرتضى هم روضه خوانى نمى‏گفتند، در زمان خواجه نصیرالدین طوسى هم روضه خوانى نمى‏گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسم این کار شده «روضه خوانى». روضه خوانى یعنى خواندن کتاب روضة الشّهداء، همان کتاب دروغ.

از وقتى که این کتاب در دست و بالها افتاد، دیگر کسى تاریخ واقعى امام حسین را مطالعه نکرد و شد افسانه سازىِ روضة الشهداء خواندن. ما شدیم روضه خوان، یعنى روضة الشهداء خوان، یعنى افسانه‏ها را نقل کردن و به تاریخ امام حسین توجه نکردن.

گفت: «وَ زادَتِ التَّنْبورُ نَغْمَةً اخْرى‏»؛ بعد در شصت هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقاى دربندى پیدا شد. تمام حرفهاى روضة الشهداء را به اضافه یک چیزهاى دیگر، همه را یکجا جمع کرد که دیگر واویلاست! واقعاً به اسلام باید گریست (حماسه حسینی، صفحه 82-84).
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

بنیاد شهید مطهری

تقوا مصونیت است

در نهج البلاغه بر این معنی تأکید شده که تقوا حفاظ و پناهگاه است نه زنجیر و زندان و محدودیت. بسیارند کسانی که میان «مصونیت» و «محدودیت» فرق نمی نهند و با نام آزادی و رهایی از قید و بند، به خرابی حصار تقوا فتوا می دهند.

قدر مشترک پناهگاه و زندان «مانعیت» است، اما پناهگاه مانع خطرهاست و زندان مانع بهره برداری از موهبت ها و استعدادها. این است که علی علیه السلام می فرماید:
اعْلَموا عِبادَ اللَّهِ انَّ التَّقْوی دارُ حِصْنٍ عَزیزٍ، وَ الْفُجورَ دارُ حِصْنٍ ذَلیلٍ،
لایمْنَعُ اهْلَهُ وَ لا یحْرِزُ مَنْ لَجَأَ الَیهِ. الا وَ بِالتَّقْوی تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطایا « نهج البلاغه، خطبه 157».

بندگان خدا! بدانید که تقوا حصار و بارویی بلند و غیرقابل تسلط است، و بی تقوایی و هرزگی حصار و بارویی پست است که مانع و حافظ ساکنان خود نیست و آن کس را که به آن پناه ببرد حفظ نمی کند. همانا با نیروی تقوا نیش گزنده خطاکاری ها بریده می شود.

علی علیه السلام در این بیان عالی خود گناه و لغزش را که به جان آدمی آسیب می زند، به گزنده ای از قبیل مار و عقرب تشبیه می کند؛ می فرماید نیروی تقوا نیش این گزندگان را قطع می کند.

علی علیه السلام در برخی از کلمات تصریح می کند که تقوا مایه اصلی آزادی هاست؛ یعنی نه تنها خود قید و بند و مانع آزادی نیست، بلکه منبع و منشأ همه آزادی هاست.

در خطبه 221 می فرماید:
فَانَّ تَقْوَی اللَّهِ مِفْتاحُ سَدادٍ وَ ذَخیرَةُ مَعادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ کلِّ مَلَکةٍ وَ نَجاةٌ مِنْ کلِّ هَلَکةٍ.
همانا تقوا کلید درستی و توشه قیامت و آزادی از هر بندگی و نجات از هر تباهی است.

مطلب روشن است؛ تقوا به انسان آزادی معنوی می دهد، یعنی او را از اسارت و بندگی هوا و هوس آزاد می کند، رشته آز و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمی دارد و به این ترتیب ریشه رقّیت ها و بردگی های اجتماعی را از بین می برد. مردمی که بنده و برده پول و مقام و راحت طلبی نباشند، هرگز زیر بار اسارت ها و رقّیت های اجتماعی نمی روند (سیری در نهج البلاغه، ص205،206).
بنیاد شهید مطهری

خواب علامه طباطبایی درباره امام حسین (ع) و سوال از حال شهید مطهری

همسر شهید مطهری می گوید:

روزی در آخرین سال عمر استاد، حوالی عصر بود که تلفن زنگ زد. دیدم شهید مطهری در تلفن با حالت خاصی می گوید من اصلا لیاقت ندارم و قابل نیستم. پس از تلفن، ایشان بسیار خوشحال و عمیقا هم در فکر بود. متوجه شدیم مرحوم علامه طباطبایی زنگ زده بودند. هر چه پرسیدیم جریان چیست ایشان چیزی نگفتند. به شوخی و جدی گفتم اگر نگویید خودم الان به علامه زنگ می زنم! نهایتا ایشان چنین گفتند:

علامه فرمودند دیشب امام حسین (ع) را در خواب دیدم. از حضرت، حال شما (شهید مطهری) را پرسیدم و عرض کردم: حال آقای مطهری چطور است؟ امام حسین علیه السلام در جواب سه بار فرمودند:

آقای مطهری از دوستان ماست.

شهید مطهری اضافه کردند که البته علامه در بیداری هم از این قبیل امور می بینند و مکاشفات زیادی دارند.
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

جمله ای است که علی علیه السلام در نامه معروف خودشان به مالک اشتر، از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل می کند، می فرماید:
فَانّی سَمِعْتُ رَسولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ فی غَیرِ مَوْطِنٍ: لَنْ تُقَدَّسَ امَّةٌ حَتّی یؤْخَذَ لِلضَّعیفِ حَقُّهُ مِنَ الْقَوِی غَیرَ مُتَتَعْتِعٍ « نهج البلاغه، نامه 53».

هیچ امت و قومی به مقام قداست و تقدیس و- به تعبیر ما- به مقام ترقی و رُقاء نمی رسد مگر آنکه قبلًا این مرحله را گذرانده باشد که ضعیف در مقابل قوی بایستد و حق خود را مطالبه کند، بدون آنکه زبانش به لکنتی بیفتد. یعنی اسلام آن ضعیفی را که حق خود را نمی تواند مطالبه کند، به رسمیت نمی شناسد.

جامعه ای که در آن، ضعفا آن قدر ضعیف النفس باشند که نتوانند حقوق خود را مطالبه کنند، یک جامعه اسلامی نیست (انسان کامل، ص237).
بنیاد شهید مطهری

سوگواره حماسه حسینی
http://lms.motahari.ir/newsShowContent_themelesspages/91
سوگواره حماسه حسینی
http://lms.motahari.ir/newsShowContent_themelesspages/91
بنیاد شهید مطهری

سوگواره حماسه حسینی در رشته‌های کتاب‌خوانی، تولید کلیپ تصویری و طراحی پوستر

به مناسبت ماه محرم و صفر، بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید مطهری «سوگواره حماسه حسینی» را برگزار می‌کند. این سوگواره از روز 25 مهر 1394 تا 10 آذر 1394 مصادف با ایام ماه محرم و صفر و در رشته‌های کتاب‌خوانی، تولید کلیپ تصویری و طراحی پوستر برگزار می‌گردد.

برای اطلاعات بیشتر بر روی لینک زیر را کلیک کنید:

http://lms.motahari.ir/newsShowContent_themelesspages/91
بنیاد شهید مطهری

شعار اباعبدالله ☝🏼️

شعارهای اباعبداللَّه شعار احیای اسلام است؛ این است که چرا بیت المال مسلمین را یک عده به خودشان اختصاص داده ‏اند؟ چرا حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال می‏ کنند؟ چرا مردم را دو دسته کرده ‏اند: مردمی که فقیر فقیر و دردمندند، و مردمی که از پرخوری نمی‏ توانند از جایشان بلند شوند؟

در بین راه در حضور هزار نفر از لشکریان حر،ّ آن خطبه معروف را خواند که طی آن، حدیث پیغمبر را روایت کرد. فرمود: پیغمبر چنین فرموده است که اگر زمانی پیش بیاید که اوضاع چنین بشود، بیت المال چنان بشود، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال بشود، اگر مسلمانِ آگاهی اینها را بداند و سکوت کند، حق است بر خدا که چنین مسلمانی را به همانجا ببرد که آن ستمکاران را می‏ برد. بنابراین من احساس وظیفه می‏ کنم...

پس این است مکتب عاشورا و محتوای شعارهای عاشورا. شعارهای ما در مجالس، در تکیه‏ ها و در دسته‏ ها باید مُحیی باشد نه مخدّر، باید زنده کننده باشد نه بی حس کننده. اگر بی‏ حس کننده باشد، نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت بلکه ما را از حسین علیه السلام دور می ‏کند. این اشک برای حسین ریختن خیلی اجر دارد، اما به شرط اینکه حسین آنچنانکه هست در دل ما وارد بشود.

«انَّ لِلْحُسَینِ مَحَبَّةً مَکنونَةً فی قُلوبِ الْمُؤْمِنینَ» اگر در دلی ایمان باشد نمی‏ تواند حسین را دوست نداشته باشد، چون حسین مجسمه‏ ای است از ایمان (حماسۀ حسینی، ج1، ص176).
بنیاد شهید مطهری

استاد شهید مطهری در این ☝🏼️ سخنرانی که در حسینیه ارشاد ایراد شده است به ذکر رشادت‌های حضرت قاسم بن حسن علیه السلام در صحرای کربلا و معرفت بالای ایشان با وجود سن کم می‌پردازند.

@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

دو نقطه ضعف مردم در عزاداری‌ها

یکى از نقاط ضعف این است که معمولًا، هم صاحبان مجالس یعنى مؤسسین مجالس- چه آنهایى که در مساجد تأسیس یک مجلس مى‏ کنند و چه آنهایى که در منازلشان، بالخصوص کسانى که در منازلشان- و هم مستعمین [خواهان زیادى جمعیت هستند] ... اگر جمعیت ازدحام بکند راضى است، اگر جمعیت ازدحام نکند راضى نیست. این، نقطه ضعف است. این جلسات که براى این نیست که جمعیت ازدحام بکند یا نه! مگر ما مى‏ خواهیم سان ببینیم؟ مگر ما مى‏ خواهیم رژه برویم؟

هدف چیز دیگرى است. هدف آشنا شدن با حقایق و مبارزه کردن با تحریفات است. این مى ‏شود یک نقطه ضعف. گوینده در مقابل این نقطه ضعف قرار مى ‏گیرد، چه بکند؟ با این نقطه ضعف مبارزه کند یا مثل تاج نیشابورى از این نقطه ضعف استفاده کند؟ اگر بخواهد با این نقطه ضعف مبارزه کند، حقایق را به مردم بگوید، با تحریفات مبارزه کند، با هدف صاحب مجلس و هدف مستعمین که از جمع شدن دور یکدیگر و از شلوغ شدن و از اینکه خودشان را با هم زیاد ببینند خوششان مى ‏آید، جور درنمى آید.

و اما اگر بخواهد از این نقطه ضعف استفاده کند، فقط در این فکر است که ما چه کار بکنیم که جمعیت بیشتر جمع بشود. اینجاست که یک عالم سر دو راهى قرار مى ‏گیرد: از این نقطه ضعف استفاده کنم، بهره بردارى کنم، به عبارت دیگر روى دوش این جمعیت سوار بشوم، حالا که اینها این قدر احمق و نادان هستند و چنین نقطه ضعفى دارند، من هم از همین نقطه ضعف استفاده کنم؟ یا علیرغم این نقطه ضعف، من با آن مبارزه کنم، بروم دنبال حقیقت، چه کار دارم به اینکه اجتماع مى‏ شود یا اجتماع نمى ‏شود.

نقطه ضعف دوم عوام الناس در مجالس عزادارى- که خوشبختانه باید بگوییم کمتر شده است- این مسأله شور و واویلا بپا شدن است. باید منبرى حتماً در آخر ذکر مصیبت کند و در این ذکر مصیبت هم نه تنها مردم اشک بریزند، اشک بریزند قبول نیست، باید مجلس از جا کنده بشود، باید شور و واویلا بپا بشود. من نمى ‏گویم مجلس از جا کنده نشود، من مى‏ گویم این نباید هدف باشد. من مى‏ گویم اگر کسى در آن مسیر صحیح با بیان حقایق و واقعیات بدون آنکه یک روضه دروغى بخواند، بدون اینکه جعلى بکند، بدون اینکه تحریفى بکند، بدون اینکه براى امام حسین اصحابى بسازد که در تاریخ نبوده و خود امام حسین آنها را نمى ‏شناسد چون وجود نداشته ‏اند، بدون آنکه براى امام حسین فرزندانى ذکر کند که چنین فرزندانى در دنیا وجود نداشته ‏اند، بدون‏ اینکه براى امام حسین دشمنانى در کربلا با نام و نشان بسازد مثل ازرق شامى و بچه‏هاى ازرق شامى که کاکلشان چگونه بود، که اصلًا چنین کسانى وجود نداشته ‏اند، اگر اشکى از روى صداقت و حقیقت ریخت، شور و واویلا هم بپا شد، مجلس هم کربلا شد، بسیار خوب؛ ولى وقتى که نبود، آن وقت ما باید با امام حسین بجنگیم، دشمنى کنیم؟ دروغ ببندیم؟ دروغ بگوییم؟ (حماسه حسینی، ص117-115).
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

استاد که آثارش موجب مصونیت از غربزدگی است چنان منصف است که درباره "پاره ای" از مقررات غربی از تحسین و تقلید سخن می گوید.
@motahari_ir
استاد که آثارش موجب مصونیت از غربزدگی است چنان منصف است که درباره "پاره ای" از مقررات غربی از تحسین و تقلید سخن می گوید.
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

استاد معمولا هنگام اقامه نماز شب یک تابلوی نئونی با نقش الله را روشن می کردند.
@motahari_ir
استاد معمولا هنگام اقامه نماز شب یک تابلوی نئونی با نقش الله را روشن می کردند.
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

☝🏼️ دو صفحۀ حادثه عاشورا ☝🏼️
اوج جنایت و نهایت انسانیت

تاریخچه عاشورا تاریخچه ‏اى است که دو صفحه دارد. یک صفحه آن صفحه ‏اى است سیاه و تاریک، نمایشى است از جنایت بشریت، جنایت بسیار بسیار عظیمى، یک داستان جنایى و یک ظلم بى‏ حد و حساب است و بنابراین، داستان جنایى ما قهرمانانى دارد که قهرمانان جنایتند. پسر معاویه، پسر زیاد، پسر سعد و یک عده افراد دیگر، قهرمان این داستان جنایى هستند. اما تمام این داستان جنایت نیست؛ یعنى داستان ما یک صفحه ندارد، دو صفحه دارد. تنها این نیست که یک عده جنایتکار بر یک عده مردم پاک و بیگناه جنایت وارد کردند. بله، داستانهایى هست که فقط و فقط جنایى است، یک صفحه بیشتر ندارد و آن هم مملوّ از جنایت است.

اما داستان کربلا این‏طور نیست؛ یک داستان دو صفحه ‏اى است که از نظر آن صفحه دیگر بیشتر قابل مطالعه است. از نظر آن صفحه، جنبه مثبت دارد، صورت فعالى دارد، نمایشگاهى است از عظمت و علوّ بشریت، از رفعت بشریت، نمایشگاه معالى و مکارم انسانیت است، سراسر حماسه است، عظمت و شجاعت و حق خواهى و حق پرستى در آن موج مى‏ زند. از این نظر، دیگر قهرمان داستان ما پسر معاویه و پسر زیاد و پسر سعد و دیگران نیستند. از این نظر قهرمان داستان پسران على هستند، حسین بن على است، عباس بن على است، دختر على زینب است، یک عده از مردان فداکار درجه اوّلى هستند که خود حسین که حاضر نیست یک کلمه مبالغه و گزاف در سخنش باشد آنها را ستایش مى‏ کند.

امام حسین در شب عاشورا اصحاب خودش را ستایش کرد؛ نگفت یک عده مردم بیگناه و بیچاره فردا کشته مى ‏شوید و به عمر شما خاتمه داده مى‏ شود، بلکه آنها را ستایش کرد و فرمود: «فَانّى لا اعْلَمُ اصْحاباً اوْفى‏ وَلا خَیراً مِنْ اصْحابى» « ارشاد شیخ مفید، ص231» من یارانى در جهان بهتر از یاران خودم سراغ ندارم؛ یعنى من شما را بر یاران «بدر» (که یاران پیغمبر بودند) ترجیح مى ‏دهم، بر یاران پدرم على ترجیح مى‏ دهم، بر یارانى که قرآن کریم براى انبیاء ذکر مى ‏کند (وَ کاینْ مِنْ نَبِىٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیونَ کثیرٌ فَما وَهَنوا لِما اصابَهُمْ فى سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفوا وَ مَا اسْتَکانوا وَاللَّهُ یحِبُّ الصّابِرینَ) «آل عمران/ 146» ترجیح مى‏ دهم، یعنى اعتراف مى ‏کنم که همه شما قهرمان هستید. سخنش این‏طور آغاز مى ‏شود: «مرحبا، مرحبا به گروه قهرمانان!».

بنابراین حالا که فهمیدیم این داستان دو صفحه دارد، مى ‏خواهیم صفحه دوم آن‏ را هم مورد مطالعه قرار دهیم و اعتراف کنیم که ما در گذشته این اشتباه را مرتکب شده‏ ایم که این داستان را فقط از یک طرف آن مطالعه کرده ‏ایم و غالباً آن طرف دیگر داستان را مسکوتٌ عنه گذاشته‏ ایم (حماسه حسینی ص25-26).
بنیاد شهید مطهری

استاد مطهری تلاش فراوان کرد که آیت الله بهجت (ره) را هم در این سفر به فریمان همراه کند ولی....
توضیحات بیشتر در صفحه اینستاگرام بنیاد شهید مطهری:
👇👇👇
استاد مطهری تلاش فراوان کرد که آیت الله بهجت (ره) را هم در این سفر به فریمان همراه کند ولی....
توضیحات بیشتر در صفحه اینستاگرام بنیاد شهید مطهری:
👇👇👇
بنیاد شهید مطهری

https://instagram.com/p/78c6gci2sS/?taken-by=motahari.ir
بنیاد شهید مطهری

کانال بنیاد شهید مطهری: 
 http://telegram.me/motahari_ir

💥با انتشار این پوستر در تلگرام، در ترویج اندیشه های استاد شهید سهمی داشته باشید💥
کانال بنیاد شهید مطهری:
http://telegram.me/motahari_ir

💥با انتشار این پوستر در تلگرام، در ترویج اندیشه های استاد شهید سهمی داشته باشید💥
بنیاد شهید مطهری

☝🏼️ ذکر مصیبت شهادت حضرت علی اکبر ☝🏼️
علی اکبر همچون اسماعیل به قربانگاه رفت

استاد مطهری در انتهای یکی از سخنرانی‌ های خود با عنوان «عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی» که در محرم سال 1390 هجری قمری در حسینیه ارشاد ایراد شده، با مقایسه مکالمه بین امام حسین (ع) و فرزندش حضرت علی اکبر (ع) با مکالمۀ حضرت اسماعیل (ع) و حضرت ابراهیم (ع) که در قرآن آمده به ذکر مصیبت شهادت حضرت علی اکبر پرداخته است.
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

☝🏼️ ذکر مصیبت حضرت عباس علیه السلام☝🏼️

اى نفس ابوالفضل! مى‏ خواهم بعد از حسین(ع) دیگر زنده نمانى!

بخش پایانی و ذکر مصیبت سخنرانی استاد شهید مطهری که در شب تاسوعای سال 1389 هجری قمری (فروردین 1348) ایراد شده است.

@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

بنیاد شهید مطهری

بنیاد شهید مطهری

☝🏼️ ☝🏼️ ☝🏼️
ذکر مصیبت به میدان رفتن اباعبدالله (ع) از زبان شهید مطهری

... روضه امام زمان علیه السلام است؛ مى‏ گويد: جدّ بزرگوار! اهل بيت تو به امر تو از خانه بيرون نيامدند اما وقتى که اسب بى ‏صاحبت را ديدند موها را پريشان کردند، همه به طرف قتلگاه تو آمدند...

استاد شهید در انتهای سخنرانی با عنوان «شعارهای عاشورا» که در ظهر روز عاشورای سال 1352 هجری شمسی در مسجد نارمک تهران ایراد کرده است، به نقل وقایع جانسوز روز عاشورا و مصائب سالار شهیدان و اهل بیت او بر اساس مقاتل معتبر می‌پردازد. این سخنرانی با گریه شدید استاد همراه است.
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

☝فلسفه عاشورا☝

اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا که دائماً حسین حسین می‏ کنید و به سر خودتان می‏ زنید، چه می‏ خواهید بگویید؟ باید بگوییم: ما می‏ خواهیم حرف آقایمان را بگوییم، ما هر سال می ‏خواهیم تجدید حیات کنیم‏ (یا ایهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَجیبوا للَّهِ وَ لِلرَّسولِ اذا دَعاکمْ لِما یحْییکمْ). باید بگوییم عاشورا روز تجدید حیات ماست.

در این روز می‏ خواهیم در کوثر حسینی شستشو کنیم، تجدید حیات کنیم، روح خودمان را شستشو بدهیم، خودمان را زنده کنیم، از نو مبادی و مبانی اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم.

ما نمی‏ خواهیم حس امر به معروف و نهی از منکر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداکاری در راه حق، در ما فراموش بشود؛ نمی‏ خواهیم روح فداکاری در راه حق در ما بمیرد. این فلسفه عاشوراست (حماسۀ حسینی، ج1، ص175).
بنیاد شهید مطهری

بنیاد علمی و فرهنگی شهید مطهری
@motahari_ir
بنیاد علمی و فرهنگی شهید مطهری
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

بنیاد علمی و فرهنگی شهید مطهری
@motahari_ir
بنیاد علمی و فرهنگی شهید مطهری
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

مسابقه سوگواره حسینی:
http://lms.motahari.ir/newsShowContent_themelesspages/91
مسابقه سوگواره حسینی:
http://lms.motahari.ir/newsShowContent_themelesspages/91
بنیاد شهید مطهری

☝🏼️ ☝🏼️ ☝🏼️
ذکر مصیبت یازدهم محرم: جوانانی که در کربلا شهید شدند.

این سخنان حدود سال 1350 در مسجد نارمک تهران در انتهای سخنرانی با عنوان «هجرت و جهاد» ایراد شده است.
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

کانال بنیاد شهید مطهری:
 @motahari_ir
کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

🔻آرزویی از شهید مطهری که محقق نشد

از جمله آرزوهایی که من سالهاست دارم این است که یک وقتی توفیق پیدا بکنم دعای مکارم الاخلاق امام زین العابدین علیه السلام را به فارسی ترجمه و مخصوصاً شرح بکنم؛ فلسفه‏ ها و نکاتی را که در این دعای شریف هست تشریح کنم و در اختیار فارسی زبانان خودمان قرار بدهم. این جزء آرزوهای من است.

امیدوارم خدای متعال این توفیق را به من عنایت کند و خود وجود مقدس علی بن الحسین سلام اللَّه علیه از خدای متعال بخواهد که این توفیق برای من پیدا بشود...

به خدای خود عرض می ‏کند: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَدِّدْنی لِأنْ أعارِضَ مَنْ غَشَّنی بِالنُّصْح.ِ‏ پروردگارا درود بفرست بر پیامبر و آل پیامبر و به من توفیق بده که با آن کسانی که با من دغلی می‏ کنند (به ظاهر دوستی می ‏کنند ولی در باطن می‏ خواهند به من بدی کنند) با خیرخواهی "معارضه" کنم.

وَ أجْزِی مَنْ هَجَرَنی بِالْبِر.ِّ آن کسانی که مرا ترک و رها کرده‏ اند، دوستانی که دیگر به سراغ من نمی‏ آیند، جزای آنها را کف دستشان بگذارم؛ چگونه؟ در مقابل اینکه آنها مرا ترک کردند و ترک احسان کردند، من نسبت به آنها برّ و احسان بکنم...

وَ أخالِفَ مَنِ اغْتابَنی الی‏ حُسْنِ الذِّکرِ. مخالفت کنم با آن کسانی که از من غیبت می‏ کنند، پشت سر من از من بدگویی می‏ کنند، و مخالفتم با غیبت کن‏ های خودم این باشد که پشت سر آنها همیشه نیکی آنان را بگویم (استاد مطهری، فلسفه اخلاق، ص37).

کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

👇بنیاد شهید مطهری در اینستاگرام👇
بنیاد شهید مطهری

https://instagram.com/motahari.ir/
بنیاد شهید مطهری

کانال بنیاد شهید مطهری:
 @motahari_ir
کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

‼️ هشدار شهید مطهری درباره خطر "نیمچه عالمان" ‼️

من خیلی اوقات فکر کرده ‏ام مقاله‏ ای تحت عنوان «نیم‏ها» بنویسم که خیلی چیزها وجود ناقصش خطرش بیشتر از عدم محض است. می ‏گویند غزالی راجع به علم این حرف را زده و گفته است: «هر چیزی وجود ناقصش به از عدم محض است مگر علم که وجود ناقصش بدتر از عدم محض است» و ریشه این حرف معلوم است.

آدمی که هیچ عالم نیست، چون می ‏داند عالم نیست لااقل در مقابل عالم تسلیم است. مثل کسی که طبیب نیست و می‏ داند که طبیب نیست، دیگر لااقل در مقابل طبیب تسلیم است و در نتیجه از وجود طبیب بهره می‏ برد. ولی نیمچه طبیب چون خودش را طبیب می‏ داند تسلیم یک طبیب نیست، می‏ خواهد از همان علم ناقصش استفاده کند، در نتیجه به جای سود زیان می ‏برد.

از همین جا بروید سراغ نیمچه مجتهدها و نیم روشنفکرها و نیم‏های دیگر، اینهایی که یک چیزکی می ‏دانند...ُ چیزکی می ‏دانند و چیزها نمی‏ دانند!

اتفاقاً اینها خطرشان بیشتر است. چهارتا شعار می‏ شنوند، بدون اینکه متعمق بشوند و درست فکر کنند و دریابند؛ می‏ بینید این چهارتا شعار اینها را از جا حرکت‏ می ‏دهد (استاد مطهری، فلسفه تاریخ، ج1،ص 112).

کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

استاد مطهری و اولین نوه شان آقا صدرا
استاد مطهری و اولین نوه شان آقا صدرا
بنیاد شهید مطهری

استاد مطهری و نوه ای که "صدرا" نامیده شد

علاقه شدید استاد شهید به ملاصدرا باعث شده بود که نه تنها مرکز انتشاراتی را که برای آثار خود تاسیس کردند، بلکه اولین نوه شان را نیز "صدرا" بنامند.

صدرا که در زمان شهادت پدربزرگ سه سال و نیمه بود چند خاطره کوتاه از استاد دارد. از جمله به یاد می آورد که پدربزرگ بادکنک بزرگی را در خیابان زیر عبای خود برای او می آوردند.

راننده استاد می گوید:
در ضلع جنوبی خیابان میرداماد می رفتیم که آقا صدرا از فاصله دور بادکنکهای بزرگی را در ضلع شمالی خیابان نشان داد. استاد بلافاصله از من خواستند که بایستم. از ماشین پیاده شدند و پس از عبور از چهار باند خیابان، بادکنک بزرگی را خریدند. آن را در زیر عبا گرفته و به سمت ماشین آمدند.

کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

شهود قطعات سفید و سیاه عمر در قیامت

در اخبار و احاديث وارد شده است كه در روز قيامت، گذشته انسان و زمان گذشته انسان را به انسان ارائه مى‏ دهند و انسانها مختلف مى‏ بينند؛ وقتى نگاه مى‏ كنند موجودى را مى‏ بينند كه قطعاتى از آن سياه و تيره است و قطعاتى از آن سفيد و درخشان، به اختلاف. يك نفر مى‏ بيند بيشترِ اين قطعات تيره است، ديگرى مى‏ بيند بيشتر اين قطعات سفيد و برّاق است. يكى ممكن است در تمام اينها چند نقطه سياه ببيند، همه را سفيد ببيند، و ديگرى برعكس چند نقطه سفيد ببيند و همه را سياه ببيند.

تعجب مى‏ كند: اين چيست كه به او ارائه داده‏ اند؟! مى‏ گويند اين زمانِ توست، اين عمر توست. آن ساعاتى كه اين زمان را، اين عمر را روشن و نورانى نگه داشته‏ اى، آن ساعاتى كه پروازى داشته‏ اى، شورى داشته‏ اى، عشقى داشته ‏اى، دلت به ياد خدايت زنده بوده است، آن ساعات همان ساعات درخشان نورانى است. آن ساعاتى كه در آن ساعات خدمتى كرده‏ اى، كار مفيدى انجام داده‏ اى، ساعات نورانى توست.

اما آن ساعاتى كه در آن ساعات غافل بوده‏ اى، غرق در شهوات بوده ‏اى، برخلاف رضاى خدا قدم برداشته‏ اى، آنها دوران تيرگى و تاريكى عمر توست. اين زمانِ توست، اين عمر توست (استاد مطهری، آزادی معنوی، ص41).

کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

ذات خداوند موجب‏ ترس و وحشت نیست، اما اینكه می گویند از خدا باید ترسید یعنی از قانون عدل الهی باید ترسید. عدالت هم به نوبه خود امر موحش و ترس‏ آوری نیست.
انسان كه از عدالت می ترسد در حقیقت از خودش می ترسد كه در گذشته خطا كاری كرده و یا می ترسد كه در آینده از حدود خود به حقوق دیگران تجاوز كند (استاد مطهری، ده گفتار، ص18).

کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir
بنیاد شهید مطهری

نگاه کردن، حرف زدن و گوش کردن نوعی خوردن است!

انسان نسبت به عمل خودش، هم عامل است هم معمول. آدم خیال می کند وقتی عمل می کند او عامل و عمل کننده است و عمل، معمول است یعنی این فاعل است و او مفعول، این علت است و او معلول. قرآن می فرماید: انسان هر عملی که مرتکب می شود، در همان حال که او علت است و عملش معلول، عملش هم علت است و خودش معلول. یعنی اگر او عمل را می سازد عمل هم او را می سازد.

انسان از عمل خودش واقعاً به نوعی تغذیه می‌کند؛ یعنی حرف زدن برای انسان نوعی چیز خوردن است، گوش کردن نوعی دیگر چیز خوردن است، نگاه کردن نوع دیگر چیز خوردن است، فکر کردن نوع دیگر چیز خوردن است. تمام اینها غذا می شود ولی نه غذای جسمانی، غذای غیر جسمانی برای روح انسان.

... ولی یک چیزهایی هست که انسان وقتی که با آنها تغذیه می کند زمانی که بیرون می رود واقعاً احساس می کند که نیرو گرفت، پر و بال پیدا کرد. انسان وقتی که از یک معلم یک درس یاد می گیرد یا مطلبی را می شنود که قلب او را روشن می کند، زمانی که از آنجا بیرون می رود حالتش درست حالت آدمی است که قبلاً گرسنه بوده و رمق نداشته و بعد یک غذای مقوی خورده است ... با شنیدن این گونه حقایق و وارد شدن این امور در روحش واقعاً نشاط پیدا می کند.

یا وقتی که انسان یک کار نیکی انجام می دهد: عبادتی می کند، قرآنی می خواند، دعایی می خواند، قدم خیری برای مردم بر می‌دارد، خدمتی می کند برای رضای خدا، یا احسانی می کند، بعد احساس سبکبالی می کند...

بر عکس، اگر انسان مدتی مثلا دو ساعت غیبت ‌کند، در وقتی که غیبت می‌کند یک نوع لذت نفرت‌آوری می‌برد ولی بعد از دو ساعت که کارش تمام می‌شود بیشتر احساس ناراحتی و اضطراب می‌کند. (استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج13، ص 55 / مجموعه آثار ج28،ص520-521)

کانال بنیاد شهید مطهری:
@motahari_ir