اقتصاد و زندگی
عنوان گروه یا کانال:

اقتصاد و زندگی


توضیحات: @EghtesadZendegi - تحلیل‌های کوتاه درباره «اقتصاد» و «توسعه» - درباره سواد مالی و همچنین مدیریت شخصی در امور مالی و اقتصادی (Personal Finance) مرتضی کاظمی @MortezaaKazemii
شناسه: EghtesadZendegi@
تعداد اعضا: 686
سویدا ۶۹۰۲۹

📈 درباره این کانال؛
آنچه در گذشته فضیلت بود به مرور تبدیل به ضرورت شده است. شاید شصت سال پیش مهارت خواندن و نوشتن فضیلتی بود که تعداد کمی از آن بهره مند بودند اما امروزه این مهارت یک ضرورت است. علاوه بر مهارت هایی که امروزه به ضرورت تبدیل شده مهارت هایی هستند که در نگاهِ اول ضروری به نظر نمی رسند اما با کمی دقت درک می کنیم به شدت به آن مهارت ها محتاج هستیم.
مدیریت شخصی در امور مالی و اقتصادی (Personal Finance) یکی از این مهارت هاست. مدرنیته زندگی را پیچیده تر کرده و همزمان هر چند رفاه بیشتری ایجاد شده اما دغدغه‌ها و استرس ها هم بیشتر شده است. برای کاهش این دغدغه‌ها و استرس‌ها باید اطلاعات و مهارت هایی داشته باشیم. برای مثال، آنقدر که امروز درگیرِ بانک و وام گرفتن و قسط دادن شده ایم چند دهه پیش درگیر نبودیم. و مثالی دیگر، مفهوم سرمایه گذاری است که امروزه بسیاری از مردم را مشغول کرده اما در گذشته معدود افرادی بودند که درگیرِ چنین مفهومی بودند. خلاصه اینکه هر چه مدرن تر و توسعه یافته‌تر شویم با مفاهیمی همچون سرمایه گذاری، تامین مالی، مدیریت دارایی و مفاهیمی دیگر سروکار بیشتری داریم.
این کانال "اقتصاد و زندگی" نامیده شده و با انتشار اخبار و اطلاعات آموزشی تلاش می کند در جهت توسعه‌ی مهارت های مربوط به مدیریت شخصی در امور مالی و اقتصادی (Personal Finance) گامی بردارد.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

📈 مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و اقتصاد مسکن گفت: طی سه سال اخیر یکی از هدف‌گذاری‌های وزارت راه و شهرسازی در حوزه مسکن، پرداخت وام خرید تا ۵۰ درصد قیمت مسکن بوده و طی این مدت همزمان با تلاش برای افزایش سقف وام خرید، به دنبال افزایش زمان بازپرداخت وام مسکن برای دوره‌های زمانی 20 تا 30 سال بوده ایم. میزان کارآمدی تسهیلات خرید مسکن که به‌طور معمول از محاسبه شاخصی با عنوان «نسبت تسهیلات به متوسط قیمت یک واحد مسکونی معمولی» محاسبه می‌شود نشان می‌دهد با توجه به اینکه عمده تقاضا و معاملات صورت گرفته در بازار مسکن مربوط به میانگین مساحتی 75 مترمربع است، در حال حاضر با توجه به میانگین هر مترمربع قیمت مسکن در پایتخت این شاخص با احتساب سقف 160 میلیون تومانی وام صندوق پس انداز مسکن یکم رقمی در حدود 53 درصد میانگین قیمت یک واحد مسکونی معمولی با متراژ 75 مترمربع خواهد بود. این در حالی است که این شاخص طی سال‌های گذشته یعنی از ابتدای سال 84 تا پارسال،یعنی قبل از افزایش اخیر سقف تسهیلات مسکن روند نزولی طی کرده بود. به این معنا که قدرت 41 درصدی وام خرید مسکن در سال 83 به 37 درصد در سال 84 ، 29 درصد در سال 85، 16 درصد در سال 86، 13 درصد در سال 87 و در نهایت 9 درصد در سال 91 نزول کرد. طی سال‌های 92 تا 94 هم این شاخص بین 11 تا 12 درصد در نوسان بود. (منبع: دنیای اقتصاد، 29 اردیبهشت 95)
@EghtesadZendegi
غلامرضا ۴۴۸۰۴

📈 در این ویدئو، مرتضی کاظمی درباره برنامه ریزی و همچنین ارزیابی شخصی از شرایط مالی و اقتصادی صحبت می کند.
@EghtesadZendegi
http://www.aparat.com/v/5Ued0
سویدا ۶۹۰۲۹

🍂🍂امسال، زیباترین پاییزم را تجربه کردم ☺️
چند نمونه از عکس های پاییزی👇
کوهنوردی در روستاهای سنگان، آهار و ایگل در استان تهران 🍂🍂
سویدا ۶۹۰۲۹

خنده مستانه :)
پاییز 95
روستای آهار
در تابلوی نقاشی قدم می زدیم. 
به همین سادگی میشه از زندگی لذت برد :)
خنده مستانه :)
پاییز 95
روستای آهار
در تابلوی نقاشی قدم می زدیم.
به همین سادگی میشه از زندگی لذت برد :)
سویدا ۶۹۰۲۹

رنگهای پاییزی در آبان ماه 1395
روستای آهار - تهران
رنگهای پاییزی در آبان ماه 1395
روستای آهار - تهران
سویدا ۶۹۰۲۹

آبان 1395
روستای ایگل - استان تهران
آبان 1395
روستای ایگل - استان تهران
سویدا ۶۹۰۲۹

@EghtesadZendegi

📈 در این ویدئو، مرتضی کاظمی درباره ارزیابی شخصی از شرایط کنونی صحبت می کند

http://www.aparat.com/v/UP3qO
سویدا ۶۹۰۲۹

📈 معرفی جلسات گفت و شنود اقتصادی
@EghtesadZendegi

👀 جلسات گفت و شنود اقتصادی جلسات دوستانه ای است که از شهریور 93 شروع شد.
✋این جلسات با همکاری یکی از دوستان خوبم به نام پدرام شروع شد و بعد از آن با همکاری سایر دوستان از جمله محمود، عادله، صبا و ونوس جلسات ادامه یافت.
🍃 برای شروع از دوستان و اطرافیان دعوت کردم در این جلسات حضور پیدا کنند تا در مورد موضوعات مختلفی که به اقتصاد مربوط می شود گفت و گو کنیم.
☺️خوشبختانه این جلسات به شبکه ای از دوستان و ارتباطات تبدیل شده و تا جلسه شماره 85 پیش رفته است. موضوعاتی که در این جلسات طرح شده به اقتصاد کلان، اقتصاد خرد، کسب و کار و کارآفرینی و همچنین اقتصاد اجتماعی مربوط بوده است.
💛 تا کنون مهمانان زیادی در این جلسات داشته ایم. برای مثال می تونم اشاره کنم به: شاهرخ ظهیری (بنیانگذار مهرام)، تبسم لطیفی (بنیانگذار مامان پز)، محی الدین سنیسل (بنیانگذار 2nate.com) و ده ها نفر از اقتصاددانان و کارشناسان
😉 در اوایل شاید حدود 30 - 20 جلسه تنها سخنران خودم بودم و از شرکت کنندگان خواهش می کردم در جلسات ارایه مطلب داشته باشند. خوشبختانه این ارایه ها آنچنان خوب پیش رفت که در یک سال گذشته خودم هیچگاه ارایه کننده مطلبی نبودم و فقط نقش مجری داشته ام.
⭐️ آخرین جلسه ای که داشتیم با موضوع "اقتصاددانان و دستفروشان" در تاریخ دوم آذر برگزار شد.
آدرس کانال گفت و شنود اقتصادی : @economictalk

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

📈 نکاتی که در جلسه گفت و شنود اقتصادی 85 در ارتباط با دستفروشی برداشت کردم:
@EghtesadZendegi
- نگاه کلی در ارتباط با دستفروشی نگاهی مملو از ترحم و دلسوزی است. من شخصاً این نگاه را نمی پسندم.
- موضوع دستفروشی در تهران با دستفروشی در سایر شهرستانها کاملاً متفاوت است. دستفروشی در تهران موضوع بسیار پیچیده ای از جنس زندگی شهرنشینی در شهر تهران است.
- دستفروشان همه مجبور به انتخاب این شغل نبوده اند. بعضی از دستفروشان با کمال میل و علاقه این شغل را در مقایسه با سایر شغل ها انتخاب کرده اند.
- بعضی از دستفروشان از شرایط مالی و درآمدی رضایت دارند اما از فضای اجتماعی رضایت ندارند.
- دستفروشان می توانند از این شغل به عنوان یک پله ترقی بهره ببرند اما متاسفانه بسیاری از دستفروشان در دام قناعت و رکود گرفتار می شوند.
- دستفروشی هم می تواند یک حق باشد. حق عمران معاش و حق انتخاب شغل اما افزایش روزافزون دستفروش ها به مرور تبدیل به یک معضل اجتماعی خواهد شد.
- دستفروشی یک رقابت ناعادلانه با مغازه داران نیست. مغازه دارها می توانند از مزیت هایی که دارند به عنوان یک مزیت رقابتی بهره ببرند.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

جلسه اقتصاددانان و دستفروشان 
از چپ به راست: مرتضی کاظمی، جعفر خیرخواهان، میثم هاشم خوانی،  و علی شمسی
جلسه اقتصاددانان و دستفروشان
از چپ به راست: مرتضی کاظمی، جعفر خیرخواهان، میثم هاشم خوانی، و علی شمسی
سویدا ۶۹۰۲۹

📈 وقتی یک نفر فوت می کند یک حس ترحمی داریم. ماجرای فیدل کاسترو هم تقریباً اینطوری شده.
چند سال هست که در مراسم تشییع برای کسی شرکت نکرده ام. از چند سال پیش یادم هست تشییع کنندگان وقتی به قبرستان نزدیک می شدند توقف می کردند و چند دقیقه اطراف تابوتی که مرده را حمل می کرد جمع می شدند و نام مرحوم را بر زبان می آوردند و فریاد می زدند "فلانی خوب آدمی بود"
ماجرای فیدل کاسترو هم همین شده. این روزها کم نیستند افرادی که فریاد می زنند " فیدل کاسترو خوب آدمی بود".
به نظرم یکی از بهترین وصف هایی که درباره فیدل کاسترو در فضای مجازی دست به دست می شود این جملات است:
باورهای غلط، از انسان‌های خوب، جنایت‌کار می‌سازد. او چهل سال‌، شرافت‌مندانه ظلم کرد و کشوری را به خاک سیاه نشاند؛ تا جهانیان بدانند که آنچه کشوری را آباد می‌کند، نیت‌ها نیست؛ روش‌ها است.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

🇮🇷 سفر به خورستان

این روزها در خوزستان هستم. امروز دوشنبه اولین روز از سفر در اهواز هستیم.
یکم: با دیدن کارون به این فکر می کردم شاید بحران آب از کارون هم رودخانه خشکی همچون زاینده رود بسازد.
دوم: بعد از قدم زدن کنار کارون تصمیم گرفتیم برویم ساحل شرقی سمت گاومیش آباد و تماشاگر گاومیش چرانها باشیم و همچنین گاومیش هایی که در کارون آب تنی می کنند. یک موتور سوار از کنار ما رد شد و فریاد زد:" هی تهرانی ها اینجا را ببینید ما در چه وضعی زندگی می کنیم. این نفت خورستان است که فروخته می شود و خرج شما می شود." رد شد و نماند جوابش را دریافت کند.
سوم: نهار مهمان دوستمان بودیم. پدر دوستم که بازنشسته شرکت نفت است پیشنهاد کرد به مسجد سلیمان برویم و از اولین چاه نفت بازدید کنیم. می گفت بازدید از این مکان از این نظر مهم است که مصیبت های ما از این نقطه شروع شده.
✨این دو خورستانی دو دیدگاه مختلف دارند. نفت از نظر آن موتور سوار، منبع ثروت است و از نظر این بازنشسته شرکت نفت، منبع مصیبت است.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

لعنت به جنگ!

🇮🇷 اینجا اهواز است. جایی اطراف فلکه ساعت. عصر هشتم آذر و هوا کاملا بهاری.
با دوستی آمده ایم تا در خاطرات کودکی اش قدم بزنیم. دوستی که الان 38 ساله است و در خاطرات دختری هفت ساله قدم می زند. گشتیم و گشتیم تا خانه کودکی اش را پیدا کردیم. هفت ساله بوده وقتی بعد از شنیدن صدای آژیر و چند دقیقه بعد از اینکه صدای بمب را شنیده، خانه اش آوار شده...

✨لعنت به جنگ...
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

کارون خشک خواهد شد؟!

🇮🇷 امروز یکی دو ساعت کنار کارون قدم زدم. قبل از این، ده سال پیش کارون را دیده بودم. هر چند در کنار کارون پارک های ساحلی توسعه پیدا کرده و ساحلش زیباتر شده اما متاسفانه به نظر می رسد در سالهای نه چندان دور رودخانه کارون همچون هامون و زاینده رود به مرور کم آب و چه بسا خشک خواهد شد...
✨ آیا کارون هم خشک خواهد شد؟
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

عرب های ایرانی ساکن اهواز

🇮🇷 دیدنیهای اهواز کجاست؟ به جز قدم زدن در کنار کارون، هیچ پیشنهاد جذابی برای گشت و گذار و تفریح در کلان شهر اهواز مطرح نمی شود. همین نکته یک نکته کلیدی است تا اهوازی ها نتیجه گیری کنند اهواز در حدی که باید و شاید توسعه یافته نیست. در گپ و گفت های دوستانه با دوستانی که همه غیر عرب هستند با طرح تحلیلی جامعه شناختی به خصوصیات فرهنگی عرب های ایرانی ساکن در اهواز اشاره می کنند و از تبعیض جنسیتی که بر دخترهای عرب ایرانی تحمیل می شود به عنوان یکی از دلایل عدم توسعه یافتگی اهواز یاد می کنند. این موضوع همان نکته مهمی است که در فیلم "عروس آتش" برجسته شده. بر اساس روایتی که در این فیلم ارایه شده دختر حق پسر عمو است و فقط در صورت رضایت عمو و پسرعموها شاید دختر اجازه ازدواج با شخص دیگری داشته باشد. به سختی میشود باور کرد همچنان چنین رسمی پابرجا باشد.
✨ مشتاق شده ام با عرب های ایرانی ساکن اهواز گفتگو کنم. ای کاش این چند روزه مهمان یکی از این عرب ها بشوم و فرصت گفتگو داشته باشیم.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

پاسخ مصطفی، یک عرب ایرانی اهل سوسنگرد، به پست قبل

🇮🇷سلام آقای کاظمی. من عرب ایرانی هستم. پیامتان را در کانال اقتصاد و زندگی خواندم با اینکه این پیام را کاملا رد میکنم که یک نگاه جنسیتی در بین عربها نسبت به زن وجود دارد و این عامل عدم توسعه استان است... تماس بگیرید تا حد امکان سعی میکنم شما را با فعالان عرب ارتباط دهم تا واقعیت ها را از نزدیک ببینید و بشنوید.
✨ سعی می کنم امشب دعوت این هموطن را اجابت کنم.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

پاسخ یک دختر عرب ایرانی ساکن تهران
🇮🇷 سلام مرتضی
من کانالتو خوندم.
والا دخترای عرب اهوازی از من آزادترن. تو لباس و آرایش راحتن و حمایت شدید خانواده رو هم دارن.
تو بعضی خانواده های عرب دو تا مشکل هست: یکی ازدواج زودهنگام دخترا که با فشار اجتماعی نسبی رو برو می شن و حتی تو شهرای کوچیک داره ور می افته.
یکی می گن با غریبه ازدواج نکنن که دلیلش اینه که کمتر از 30 ساله که دارن از حالت قبیله ای بیرون میان و زن و باروریش مثل نیروی کار مرد متعلق به خانواده و قبیلش بوده و این تغییرات سریع براشون سخته.
اما مثل عروس آتش نیست که دختر دکتر رو وادار به عروسی با یه بیسواد کنن. پسرای فامیل تحصیلکرده معرفی می کنن.
تغییرات سریع و الگوهای نامناسب توسعه بومی، اختلافات قومی، بیکاری بالا از دلایل اجتماعیش باشه که توسعه بالا نبوده.
در کل پس انداز و ریسک پذیری هم پایینه. اون چیزی که نوشتی به اون شدت دیگه تو عربا نیست. بعضی لرها و عرب ها هم با هم خوب نیستن پشت هم حرف می زنن.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

خرمشهر، تابلویی از توسعه ایرانی

🇮🇷 خرمشهر همچون تابلویی است که نمودار افت و خیز توسعه در ایران را به تصویر می کشد.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️افزایش قیمت دلار

✅ قیمت دلار به چهار هزار تومان نزدیک شد. باید چند روزی صبر کنیم بازار آرام تر شود تا تحلیل بهتری درباره افزایش قیمت دلار ارایه کنیم.
✅ در طول یکسال گذشته کارشناسان بارها پیش بینی کرده بودند قیمت دلار تا چهار هزار تومان افرایش می یابد. اینکه این همه تعجب و ذوق و شوق در گفتگوهای تلگرامی دیده می شود جای تعجب دارد.
✅ اینکه طی یکی دو ماه گذشته قیمت دلار پنج شش درصد افرایش یافته به معنای جهش قیمت دلار نیست. این فضایی که در یادداشت های تلگرامی و معمولا توسط غیر کارشناسان ایجاد شده جوسازی است. به کار بردن کلمه "جهش قیمت" صحیح نیست.
✅ اگر قصد نقد یا انتقاد به دولت یا بانک مرکزی داشته باشیم باید بر یکسان سازی نرخ ارز تاکید کنیم. افزایش قیمت حتی اگر مقطعی باشد قاعدتا باید رصد شود اما آنقدر موضوع پراهمیتی به نظر نمی رسد که ابزاری مهم برای نقد سیاست های اقتصادی دولت به شمار آید.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

آیا موضوع توسعه به گذشته های دور ربط دارد؟

🇮🇷 آمده ایم شوشتر. می گویند با راهنمایی یک ایرانی خیانتکار، اعراب پس از فتح قلعه سلاسل توانستند به ایران وارد شوند.
✨ نشسته ام کنار قلعه سلاسل دارم به این سوال فکر می کنم اگر اعراب به ایران حمله نمی کردند الان ما چه وضعیتی داشتیم. چند دقیقه ای فکر کردم بعدش این سوال را رها کردم به این فکر می کردم شاید طرح این پرسش کار درستی نیست! واقعا چه ضررورتی دارد موضوع توسعه را به گذشته های دور ربط دهیم؟!
سویدا ۶۹۰۲۹

گتوند

🇮🇷 دیشب در گتوند اقامت داشتیم. در این مورد دو یادداشت کوتاه خواهم نوشت. یکی در مورد سد گتوتد و یکی در مورد مقبره قیصر امین پور.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

🇮🇷
دزفول هستیم. کنار دز در حال قدم زدن، باران تند شد سقفی پیدا کردیم چند دقیقه کنار دو مرد جوان نشستیم. دارند قلیان می کشند. یکی از این جوان ها اعتقاد داره آلودگی هوای تهران شایعه ای است برای کنترل جمعیت در تهران 😳

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

زندگي در تهران: زندگي در معدن
ميزان آلودگي هواي تهران و تعداد روزهاي با هواي آلوده در تهران كيفيت زندگي در اين شهر را به كيفيت زندگي در معدن تقليل داده است. درون معدن، هوا كثيف و آلوده است و كيفيت زندگي افتضاح.
اما دلخوشي اين مردم در اين معدن كثيف
اين است كه خانه شان ميليارد تومان مي ارزد.
مثلا ساكنان فرشته و الهيه و ولنجك و .... خانه هايشان چند ميليارد مي ارزد، اما كيفيت زندگي از نظر شاخص آلودگي هوا چندقراني است.
طبقه مرفه تهراني مفهوم زندگي خوب را درك نمي كند. فقط دلخوش است به دارايي هاي كاغذي.
@mfarhadpour
سویدا ۶۹۰۲۹

زندگی دلچسب در تهران

✨ تهران شلوغ است. تهران آلوده است. اینها درست، اما برای من لذت بخش ترین قسمت از زندگی در تهران تفریحگاه های کوهستانی است. در سال 95 به ندرت پیش آمده (فقط دو یا سه مرتبه) آخر هفته ای در تهران باشم و به کوه پیمایی نروم. کوه پیمایی در تهران تفریحی بسیار ارزان و پر از انرژی مثبت است. دیشب به وحید دوستم می گفتم کوه پیمایی در کوههای تهران ارزش یک سفر کامل چند روزه دارد. اینکه در شهر شلوغ پلوغ و پر استرسی مثل تهران از خونه بزنی بیرون و نیم ساعت یا یک ساعت بعد با استفاده از حمل و نقل عمومی برسی به یک فضایی که نه شهر است نه روستا اما خوبیهای هر دو را دارد و بعد از یکی دو ساعت کوه پیمایی با اینکه کاملا از شهر جدا شده ای اون بالای کوه یک کافه با صفا پیدا کنی و بنشینی یک غذا و نوشیدنی خوب با قیمت مناسب سفارش بدی خیلی لذت بخش و دلچسب است.
خوشبختانه اینجا تهران دوستان فرهیخته و اررشمندی دارم. همین که اعلام می کنم صبح جمعه برویم کوه، ده بیست نفر جمع می شویم و معمولا بدون تاخیر راه میفتیم. بخش جذاب و ماجراجویانه ای هم داریم. رسمی که طی دو سال گذشته اجرا کردیم این است که بعد از یکی دو ساعت کوه پیمایی می نشینیم و روی یک موضوع در ارتباط با مهارتهای اجتماعی صحبت می کنیم. بعضی وقتها لابلای همین جمع دوستانه و خودمانی چند تا نویسنده و استاد دانشگاه و هنرمند و دنیا دیده نشسته اند و بحثها بسیار ارزشمند می شود. امروز نیم ساعت و خیلی مختصر درباره "تحلیل رفتار متقابل" صحبت کردیم. هفته گذشته که برف دلچسبی اومده بود و هوا خیلی سرد بود بیش از دوساعت روی برف و یخ بالا رفتیم و وقتی نشستیم و دیزی و املت سفارش دادیم بحث و گفتگو را شروع کردیم. دو روز قبل از کوه پیمایی با الهام از وبسایت متمم سوالی پرسیده بودم و این سوال را به عنوان موضوع مطرح کردم: "آیا در زندگی شخصی یا شغلی خود، موردی را سراغ دارید که دوست شما در مقایسه با شما استرس کمتری را برای آن تحمل کند و این استرس کمتر، به خاطر تعریف ساده‌تری است که از صورت آن مسئله و فعالیت دارد؟"
جای شما خالی. بحث و گفتگو عالی بود.

⭐️خلاصه اینطوری میشه که صبح جمعه بعد از سفر چهار پنج روزه وقتی از خوزستان برگشتم یکی دو ساعت بعد رفتیم کوه.
راستی نگفتم دیشب با اتوبوس VIP از دزفول برگشتیم تهران، سیستم گرمایش اتوبوس ایراد داشت تا صبح لرزیدیم...☺️😊

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

🇮🇷 مقبره شاعر بنام قیصر امین پور

در سفری که به خوزستان داشتیم مهمان دوستی بودیم در گتوند. سفر به گتوند باعث شد از مقبره قیصر امین پور زیارتی بکنیم. مقبره شاعر خوب و بنام "قیصر امین پور" در گتوند است. قیصر متولد گتوند است اما بیشتر سالهای عمرش را در تهران زندگی کرده بود. آنچه باعث شد این یادداشت را بنویسم این است که بر سنگ مقبره اش مصراعی از یکی از شعرهایش اشتباه حک شده. عکس سنگ مقبره اش را در این کانال میفرستم. بر سنگ مقبره نوشته شده:
"می خواهمت چنان که لب تشنه آب را"

شعر کامل و صحیح این است:

می‌خواهمت چنان که شب خسته خواب را
می‌جویمت چنان که لب تشنه آب را
محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده‌دمان آفتاب را
بی‌تابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را


✨ کاش این اشتباه اصلاح می شد.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

سویدا ۶۹۰۲۹

✨ فرهنگ تغييريافته اعراب خوزستان
نویسنده مهمان، محمد رضا فرهادی پور

@EghtesadZendegi

پیرو سفری که به خوزستان داشتم و پست هایی که در روزهای گذشته درباره عرب های ایرانی در این کانال منتشر شد محمد رضا فرهادی پور، نویسنده و مترجم کتابهای اقتصادی، یادداشت کوتاهی برایم ارسال کرده و قول داده یادداشت دیگری در این مورد بنویسد. لازم به ذکر است پست های قبلی که در کانال اقتصاد و زندگی شد نظرات دیگران بود. خودم شناخت خاصی از عرب های ایرانی ندارم.
در ادامه این یادداشت را مطالعه کنید.

📈مرتضي كاظمي در كانال اقتصاد و زندگي در خصوص خرده فرهنگ اعراب خوزستان نوشته بود. خانواده عربي را مي شناختم كه اسم نوه هاي شان "ايليا" و "پرديس" بود. تقريبا بعيد مي دانم كه در اعراب عراق چنين نامي بر فرزندشان بگذارند. نامگذاري براي من هميشه عاملي است حكايت از تغيير. در ميان اعراب خرده فرهنگ هاي ازدواج اجباري دختران رنگ باخته، تعصب نامگذاري تغيير كرده، كيفيت زندگي و پوشش به مراتب بهتر شده است. اما فارسي زبانان خوزستان، لرهاي خوزستان و بختياري هاي خوزستان هنوز براساس سبقه هاي فرهنگي در اين موارد قضاوت مي كنند كه به نظرم با واقعيت خيلي فاصله دارد. تركيب فرهنگ ايراني و خرده فرهنگ هاي اعراب در مواردي، رفتار و كردار آنها را تغيير داده و كاملا متناسب با معيارهاي امروزي ساخته است.
قضاوت مبتني بر انجماد فكري در خصوص خرده فرهنگ هاي اعراب را بايد تغيير داد. گشتي در خيابان كارون و كيانپارس اهواز نشان مي دهد كه ارزشهاي سنتي اعراب مثل بختياري ها و فارسها تغيير كرده و در مسيري پيش مي رود كه حق اهميت بيشتري در برابر تكليف خانوادگي پيدا كرده و مي كند.

@EghtesadZendegi

یادداشت های محمدرضا فرهادی پور را در کانال تلگرامی "دگردیسی مشغولیتها" با این آدرس دنبال کنید:
@mfarhadpour
سویدا ۶۹۰۲۹

✨گزارش گفت و شنود اقتصادی شماره 86
⭐️مکانیسم قیمت و آلودگی هوا

📈«معضل آلودگی هوا مصداق خوبی است که نشان می‌دهد چرا ما ایرانیان نمی‌توانیم به درستی مسایل خود را حل کنیم. » این موضوع را چند روز پیش دکتر علی سرزعیم در سرمقاله روزنامه جهان صنعت گفته و پیشنهاد کرده: «اگر هزینه گاز افزایش یابد توده مردم ترجیح خواهند داد به جای مصرف زیاد گاز برای گرم کردن خانه و محل کار در طول روز لباس بیشتر بپوشند و در طول شب پتوی بیشتری روی خود اندازند. به این ترتیب مصرف گاز و به تبع آن آلودگی محیط‌زیست تهران و دیگر نقاط ایران کاهش خواهد یافت... بالابردن قیمت بنزین و کرایه تاکسی و دیگر وسایل حمل‌ونقل عمومی نیز موجب خواهد شد افراد تنها در صورت نیاز جدی به جابه‌جایی در شهر اقدام کنند. اثرات بلندمدت این سیاست به نزدیکی محل کار به منزل‌ها و احتمالا انتقال برخی شرکت‌ها از تهران منتهی خواهد شد... این شاه‌کلید حل مشکل ترافیک و آلودگی هوای تهران است که متاسفانه در های و هوی مربوط به آلودگی هوا از زبان کسی بیرون نمی‌آید.» متن کامل مقاله را از لینک زیر بخوانید
https://telegram.me/ali_sarzaeem/466

دوست خوبم دکتر مهدی کلاهی که دانش آموخته جامعه شناسی محیط زیست از دانشگاه کیوتو ژاپن است در گروه گفت و شنود اقتصادی اعلام کرد با دیدگاههای علی موافق نیست. محمدرضا فرهادی پور هم در کانال "دگردیسی مشغولیت ها" پیشنهاداتی ارایه کرد اما نقدهایی به دیدگاههای علی داشت. از علی و مهدی و محمدرضا دعوت کردم در جلسه 86 گفت و شنود اقتصادی حضور پیدا کنند تا درباره «مکانیسم قیمت و آلودگی هوا» گفتگو داشته باشیم. علی نتوانست در جلسه حضور پیدا کند و جلسه با حضور مهدی و محمدرضا که از اعضای فرهیخته گفت و شنود اقتصادی هستند و همچنین با حضور فعال حدود سی نفر از دوستان برگزار شد. گفتگوی پرچالشی داشتیم.
خلاصه ای از صحبت های محمدرضا در لینک های ذیل موجود است:
https://telegram.me/mfarhadpour/480

https://telegram.me/mfarhadpour/482

محمدرضا به نکات مهمی اشاره کرد. کشش قیمتی حامل های انرژی یکی از بحث های مهمی بود که مطرح شد.
در هر حال محمدرضا هم معتقد است مکانیسم قیمت ابزار بسیار مهمی در کاهش آلودگی هوا در تهران است. دیگر پیشنهادی که محمدرضا داشت این بود: «استفاده از خودرو شخصي بايد براي سفرهاي كوتاه درون شهري هزينه بر شود. البته، تنها هزينه اين خودروها هزينه سوخت نيست. هزينه پارك بالا، پرداخت هزينه ايجاد ترافيك بالا، پرداخت عوارض استفاده از خيابان و در مواردي دشوار كردن پرداخت عوارض، هزينه سنگين جريمه، متفاوت بودن جريمه در جلو مدارس و .... نيز هزينه هايي هستند كه مادام كه قابل توجه نباشند، رفتار مردم همين طور آلوده كننده هوا و ترافيك ساز خواهد بود. » پیشنهاد دیگر ی که مطرح شد استفاده از سیاست تبعیض قیمتی برای بلیط مترو در ساعتهای مختلف است.

✨اما مهدی معتقد است طرح بحث مکانیسم قیمت، تقلیل اهمیت موضوع و انتقال مسوولیت از دولت به مردم است. مهدی معتقد است پیش نیازهای مهم تری وجود دارند. مهدی به سیاست های غیر قیمتی اعتقاد دارد. از نظر مهدی چند مورد از این سیاست ها که در چهار سال گذشته انجام شده و تاثیر گذار بوده عبارتند از:
⭐️تکمیل توزیع بنزین یورو 4 در کلانشهرها
⭐️تکمیل توزیع گازوئیل با گوگرد زیر 50 قسمت در میلیون در کلانشهرها
⭐️حذف حلال های صنعتی پتروشیمی تحت عنوان بنزین پتروشیمی از سوخت توزیعی کشور
⭐️اجرای 50 درصدی طرح کنترل بخارات مخازن، تانکر ها و جایگاه های عرضه بنزین(کهاب)
⭐️پایش و آنالیز سوخت توزیعی در کلانشهرها هر سه ماه یکبار

✨ دو سه سال پیش من یادداشتی با موضوع کشش قیمتی در تجارت فردا منتشر کرده ام. در این یادداشت گفته ام: «به‌رغم اینکه همه بر کنترل مصرف بنزین اتفاق‌نظر دارند اما راهکارهای مختلف و بعضاً متضادی ارائه می‌شود. من فکر می‌کنم چاره‌ای جز حمایت از سیاست‌های قیمتی نیست اما نباید اهمیت راهکارهای غیر‌قیمتی نادیده گرفته شود. سیاست‌های غیر‌قیمتی مکمل سیاست‌های قیمتی است و از این طریق، تاثیرگذاری سیاست‌های قیمتی افزایش می‌یابد. به‌کارگیری سیاست قیمتی فراتر از موضوع کنترل مصرف انرژی است. طرفداران نهاد پرقدرت «اقتصاد آزاد» معتقدند باید به سمتی حرکت کرد که نه‌تنها قیمت بنزین بلکه قیمت اغلب کالاها و خدمات توسط سازوکار بازار تعیین شود. در این سازوکار چه‌بسا بر مصرف بنزین، مالیات نیز وضع شود. این سازوکار نه‌تنها مسوولیت‌های اضافی، نامطلوب و تحمیل‌شده بر دولت را کاهش می‌دهد بلکه مشکلات جامعه در مورد آلودگی محیط زیست و برخی از مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را حل می‌کند.»
http://tejarat.donya-e-eqtesad.com/fa/packagestories/details?service=economy&story=87d3d82d-4f88-49c8-9aef-cc960c295661

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

" الان کجا سرمایه گذاری کنیم"

✨دیگه کم کم برام عادی شده در مهمانی ها، دورهمی ها، جلسات و خلاصه این طرف آن طرف پرسیده بشه " الان کجا سرمایه گذاری کنیم"
⭐️چرا این سوال پرسیده میشه؟ چون سوال کننده چند دقیقه قبلش متوجه شده من دانش آموخته رشته اقتصاد هستم. خب طبیعیه اگه کسی گفته باشه این مرتضی دکترای اقتصاد داره طرح این سوال که " الان کجا سرمایه گذاری کنیم" از کسی که دکترای اقتصاد داره موجه تر به نظر میرسه.
⭐️ نکته اول اینکه، تصور نکنیم اگر کسی در دانشگاه اقتصاد خونده (حتی در حد دکترا) حتماً در کسب و کار و بیزنس و سرمایه گذاری تخصص داره. شاید این آدم در دانشگاه اقتصاد محیط زیست یا اقتصاد مخابرات یا اقتصاد صنعتی یا هر گرایش دیگه ای خونده. یا شاید رفته دانشگاه اما چند سال مشغول جفنگیات بوده و وقتی از دانشگاه دراومده خودش هم نفهمیده که بالاخره تخصصش چیه؟ خلاصه اینکه قرار نیست هر اقتصاد خونده ای بتونه به شما پاسخ بدهد که " الان کجا سرمایه گذاری کنیم"
⭐️ نکته دوم اینکه، این پرسش که " الان کجا سرمایه گذاری کنیم" چیزی شبیه این پرسش است که "چه شغلی خوبه؟" یا " با کی ازدواج کنم؟" یا یکی از این پرسش هایی که پاسخ دهنده نیاز داره قبل از پاسخ یا مشاوره از پرسش کننده اطلاعات دیگری بپرسد.
⭐️ ببین دوست عزیز، من و تو تا حالا سه دقیقه هم با هم حرف نزدیم. تنها چیزی که تو از من میدونی اینه که من اسمم مرتضی است و اقتصاد خوندم و تنها چیزی که من از تو میدونم اینه که اسمت چیه! خب حالا وقتی داخل یک جلسه یا دورهمی یا مهمونی من اومدم سر میز یک شیرینی بردارم با چایی ام بخورم ناگهان تو را می بینم و میگم سلام سلام احوال شما، یهویی ناگهان تو از من می پرسی " کجا سرمایه گذاری کنم" و من هم نگاه می کنم کلاً من سی ثانیه وقت دارم با تو حرف بزنم و ... الان من چی بگم؟! بعد یهویی تو متوجه میشی الان من نمیخوام جوابی بدم ناگهان می پرسی الآن در بورس چی بخریم؟! منم سریع می پرسم بورس کار میکنی؟ حرفه ای بورس هستی؟ ... خیالم راحت میشه وقتی میگی نه من تا حالا سهام نخریدم و از بورس هیچ اطلاعی ندارم. چون من هم یک پاسخ در آستینم دارم و میگم "بورس برای حرفه ای هاست" و خداحافظی می کنم میرم یک گوشه ای میشینم چایی ام را با شیرینی بخورم. 😊
⭐️ دارم به این فکر می کنم اگه من روانشناسی خونده بودم و در مهمانی ها یا جلسات، سر میز پذیرایی یکی می اومد در گوشم زمزمه می کرد آقای دکتر من میخوام از همسرم جدا بشم نظرت چیه؟ چکار می کردم به جز اینکه کارت ویزیت یک مرکز مشاوره را نشونش می دادم می گفتم به اینجا مراجعه کن لطفاً☺️

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨به مناسبت روز دانشجو 1

⭐️شانزده آذر در ایران روز دانشجوست. به سلامتی و میمنت. ☺️ تا میگیم دانشجو یاد دانشگاه میفتیم و تا میگیم دانشگاه یاد چیزهایی میفتیم مثل ادامه تحصیل، استاد دانشگاه و مهمتر از همه یاد مدرک گرایی. همین دیروز بود به کیهان (دوستم) می گفتم آقا چرا صدام میکنی دکتر؟ میشه خواهش کنم صدام کنی مرتضی. همین که کیهان صدام کرد دکتر تا دو ساعت بعد هر کی صدام میزد دکتر باید براش توضیح می دادم که من مرتضی ام. لطفاً اسمم را صدا کنید. آقا من نمی خواستم این دکترا تموم بشه. آخرای تحصیل رهاش کردم. همون موقع که دانشجوی دکترا بودم فهمیدم چه کلاهی سرم رفته. اما اینطوری شد دیگه. احساساتی شدم و رفتم از تزم دفاع کردم چند وقت بعدش دانشگاه یک برگه ای چاپ کرد روش نوشت این مرتضی دکترای اقتصاد داره. حالا تا آخر عمر که نباید تاوانش را داد! البته اینم بگم کم و بیش ایراد از خودم هم هست. یهو جوگیر میشم بعضی جاها وقتی خودم را معرفی می کنم اشاره ای به این که منم دکترا گرفتم می کنم. می دونید شده یک تضاد یک دوگانگی.
⭐️ باور کنید اگه این ماجرای مدرک گرایی و این پرستیژهای فیس و افاده ای نبود خیلی ها اعتراف می کردند دکترا گرفتن بعضاً کار بسیار احمقانه ایه. فوق لیسانس گرفتن هم از این قاعده مستثنی نیست. البته قصد جسارت ندارم. در بسیاری از موارد دکترا گرفتن و فوق لیسانس گرفتن کار بسیار خوب و درستیه... ایشالا...

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨به مناسبت روز دانشجو 2

⭐️ محمدرضا شعبانعلی یک موقعی در روزنوشته هایش نوشته:

در همین وبلاگ دوستی پیدا کردم به نام شراره. به من توصیه کرد ادامه تحصیل بدهم (و البته چند توصیه شخصی دیگر که حتماً به آنها توجه میکنم). من هم جوابی برایش نوشتم. چون فکر کردم ممکن است همه، کامنتها را نخوانند اینجا دوباره آن دیالوگ را مینویسم:
توصیه دوستم:

از من به شما پیشنهاد: حتما دکتری بخونید.اونوقت میشین هیات علمی بعدش استاد تمام بعد پروفسور نهایتا هم میشین استاد اول مذاکره جهان.خیلی بهتر از اینه که آدم فقط تو ایران اول باشه.اونوقت از کل جهان میان دنبالتون.الانو نگاه نکنید!اگر تکی به خاطر اینه که مردم ما هنوز مذاکره رو علم نمیدونن.چند سال دیگه اوضاع عوض میشه طوری که زنها وشوهرها هم برای اینکه با هم حرف بزنن از اساتید مذاکره استفاده میکنن.البته به من ربطی نداره گفتم که در جریان باشی!!!

پاسخ من:
شراره عزیز٫ من اگر یک بار دیگه زندگی کنم شاید وقتم رو برای همین لیسانس و فوق لیسانس هم نگذارم چه برسه به دکترایی که تو میگی.راستش من اگر تو همین منطقه دو شهرداری تهران هم بیان دنبالم قانعم چه برسه به دنیا. ضمناً اگر هم بخوای دنیا بیاد دنبالت علی الحساب یه نگا بنداز به دور و برت به بیل گیتس و استیو جابز ,و وارن بافت و دیگران. اینکه بهت میگم یک واقعیت آماریه. با هر سال تحصیل در دانشگاه، شانس اینکه یک چهره جهانی بشی کمتر و کمتر میشه. فوقش میتونی دلت رو خوش کنی به چند تا مقاله ISI. از من میشنوی سریعاً یک فکری به حال لیسانس و دیپلمت بکن ببین جایی پس میگیرن اون رو یا نه

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨ مفهوم پول در عصر مدرن

💫 اگر تعریف متفاوتی از پول در ذهنتان داشته باشید در زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی انتخاب ها، قضاوت ها و تصمیم گیرهای متفاوتی خواهید داشت.
⭐️ پول در عصر مدرن چیزی است متفاوت با آنچه در گذشته (مثلاً هزار سال پیش) استفاده می شده. یعنی اگر این پدیده ای که ما این روزها به عنوان "پول" شناسایی می کنیم به مردم هزار سال پیش ارایه شود اصلاً و اساساً برای آن مردم قابل فهم نیست. در مقام مقایسه شاید بتونیم بگیم مقایسه ی مفهوم پول در عصر قدیم و عصر جدید همچون مقایسه ی تلفن ثابت و تلفن همراه است. این گوشی هوشمندی که در دست داریم این روزها برای ما خیلی عادی و معمولی است اما 30 سال پیش حتی در حد خیالبافی هم وسیله ای خیلی پیچیده بود.

⭐️ ملاحظه ای که در مورد پول در عصر جدید خیلی مهم است توجه به مفهوم "بانک مرکزی" است. بانک مرکزی پدیده ای است کاملاً مدرن. اون قدیما شاید ضرابخانه هایی بوده اما این مفهومی که امروزه به عنوان بانک مرکزی شناسایی میشه یک چیز دیگه است. این پولی که از این بانک مرکزی درمیاد فرق میکنه با اون سکه هایی که در ضرابخانه ها ضرب می شده.
⭐️ نکته ی دیگه ای که باید توجه کنیم مفهوم ارزش زمانی پول است. میشه برای مردمی که هزار سال پیش زندگی می کردند یک مفهومی مثل تورم را توضیح داد؟! معلومه که این مفهوم برای عصرهای گذشته قابل فهم نبوده. اما امروز همه ی ما انسان ها، مخصوصاً ما آدمهایی که در کشورهای تورم زده زندگی می کنیم، می فهمیم ارزش صد هزار تومان یا صد دلار یا صد روپیه در سال گذشته با امسال یا سال آینده فرق می کند. در عصر مدرن به راحتی می شود این مفهوم را درک کرد اما شاید هزار سال پیش این درکی که ما امروزه از این مفهوم داریم را نداشتند.
⭐️ و نکته ی دیگه ای که خیلی مهمه، ارزش پول نزد همه ی اشخاص یکی نیست. آیا یک میلیارد تومان نزد من با یک میلیارد تومان نزد بیل گیتس یا وارن بافت یا نزد بانک ملت یا نزد بانک تجارت یا نزد سیتی بانک آمریکا هم ارزش هستند؟ خب معلومه که نیست. حدس می زنم هزار سال پیش هم یک درکی از این نکته بوده اما درکی که ما انسانهای امروزی از این نکته داریم خیلی متفاوت است.
✨ 💫 اینجا برای مفهوم پول در عصر جدید از عبارت "پدیده الف" و به جای استفاده از مفهوم پول در عصر قدیم از عبارت "پدیده ب" استفاده می کنم. با این توضیحات، آیا می تونیم درباره ی "پدیده الف" با ساز و کارهای مربوط به "پدیده ب" سیاستگذاری یا تصمیم گیری کنیم.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨ در یادداشت قبلی به موضوع " مفهوم پول در عصر مدرن" اشاره کرده ام. در این ویدیو، در مصاحبه ام با مجری برنامه صبح بخیر ایران این مفهوم را بیشتر توضیح داده ام.

@EghtesadZendegi

http://www.aparat.com/v/PAliK


@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

شبکه های هرمی✨

💫چند روز پیش دوستی آمده بود درباره کسب و کار جدیدش مشورت کند . آنچه من از حرفهایش متوجه شدم ارتباط با یکی از شبکه های هرمی بود. تاکید داشت توضیح دهد کارش به شبکه های هرمی مربوط نیست.
⭐️بر اساس تعریفی که پلیس فدرال آمریکا (FBI) از طرح های هرمی دارد اگر سود اصلی ، در گرو فروش خود محصول نباشد، بلکه نفع اصلی در این باشد که فروشندگان جدید جذب کنید، شما در یک طرح هرمی مشغول شده‌اید.

The real profit is earned, not by the sale of the product, but by the sale of new distributorships

منبع:
https://www.fbi.gov/scams-and-safety/common-fraud-schemes/pyramid-schemes

✨طرح های هرمی در آمریکا نیز غیر قانونی است.

@EghtesaZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨ سد گتوند، موزه عبرت

قبلا نوشته بودم در سفری که به خوزستان داشتیم یک شب در گتوند مهمان دوستی بودیم.
⭐️در ده کیلومتری گتوند و 25 کیلومتری شوشتر، سدی بنا شده که گفته می شود یکی از پرهزینه ترین سدهای ایران است. عبارت "سد گتوند" را در گوگل جستجو کنید. وبلاگ ها و وبسایت ها از سد گتوند به عنوان "موزه عبرت محیط زیست" یا فاجعه ی محیط زیستی نام می برند. علت مخالفت با این پروژه وجود تپه نمکی گچساران در کنار این سد بود. این پروژه از سال 76 شروع شد و از دولت هاشمی تا دولت احمدی نژاد ،سه دولت، در این پروژه درگیر بودند. مطالعات طرح را شرکت مهاب قدس (وابسته به آستان قدس رضوی) و اجرای آن را شرکت سپاسد (وابسته به سپاه) به عهده داشته‌اند. قبل از تکمیل سد کارشناسان و حتی مسوولین، کم و بیش به نتیجه رسیده بودند چاره ای جز تغییر طرح یا متوقف کردن نیست اما رییس جمهور وقت آقای احمدی نژاد محکم و پرقدرت از این پروژه دفاع کرد و سد در سال 90 آبگیری شد. گفته می شود ده روز پس از آبگیری، نمک‌های سازند گچساران وارد دریاچه سد گتوند شد. در قسمت هایی از مستند "مادرکشی" ساخته آقای کمیل سوهانی نشان داده شده ورود حجم عظیمی از نمک حل شده در آبهای کارون چه بلایی بر سر زمین های کشاورزی در آن منطقه آورده است.عیسی کلانتری، وزیر اسبق کشاورزی، با توجه به اتفاقی که در ساخت و آبگیری سد گتوند افتاد، مگفته بود «پیش از انقلاب، آمریکایی‌ها سد گتوند را از نظر زیست‌محیطی بررسی و محل احداث سد را ١٥ کیلومتر بالاتر تعیین کردند. بعد از انقلاب در‌بررسی‌های صورت گرفته، مسئولانی که طرح را بررسی کردند، گفتند که آمریکایی‌ها می‌خواستند مخزن سد کوچک باشد به همین دلیل جای آن را نادرست تعیین کردند. به همین دلیل مکان سد را جابه‌جا کردند. قرار شد سد در جای جدید ساخته شود. »
💫موقع خروج از گتوند در صحبتی که با راننده تاکسی داشتم این شهروند گتوندی می گفت بعد از آبگیری این سد، مردم به شدت نگران شورابه های مشاهده شده در زمین های کشاورزی بوده اند.
⭐️سد گتوند یکی از موزه های عبرت در ایران است.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨خود ارزیابی 1

⭐️شعر و موسیقی و کتاب

👇میخوام خودم را ارزیابی کنم. حسم خوب نیست. از خودم راضی نیستم.

✨چند سال پیش چند ماهی وقت گذاشتم ساز یاد بگیرم رفتم کلاس سه تار. نتیجه ای که گرفتم این بود که من فقط و فقط میخوام از شنیدن موسیقی لذت ببرم. مطمئنم که هیچوقت قرار نیست ساز بزنم.
💫اما اگه جایی بساط ساز و آواز مهیا باشه وقتی لذت می برم این لذت بردنم علنی میشه و به همان اندازه که من اجراکننده ها را تشویق می کنم از طرف اطرافیان برای این لذت بردن و علنی بودنش تشویق می شوم.
🍃 تصمیم گرفتم چند تا تصنیف حفظ کنم. چند تایی حفظ کرده ام اما از تعداد تصنیف هایی که حفظ کردده ام راضی نیستم.
💫این سه چهار سال اخیر، متوجه شده ام چقدر با شعر و ادبیات بیگانه بوده ام. ابتدای امسال تصمیم گرفتم باید هر هفته حداقل یک بار در یک محفل شعر و موسیقی حضور داشته باشم. با خودم عهد بستم و به این عهدم عمل کردم. در سال 95 تقریباً هفته ای نداشته ام که چند ساعتی در محفل شعر و موسیقی نباشم.
⭐️ تصمیم گرفته بودم در سال 95 بیشتر مطالعه کنم. این آرزویم را درست هدفگذاری نکردم. از مقدار مطالعه ای که داشته ام احساس رضایت ندارم. میخوام این احساس نارضایتی را تحلیل کنم. الان فکر می کنم منطقی بوده اگر از خودم انتظار می داشتم در پایان سال 95 در هر کدام از حوزه های ادبیات داستانی، روانشناسی و اقتصاد حداقل دو هزار صفحه کتاب خوانده باشم. خب بررسی کنم ببینم چه کرده ام؟!
💫 سانست پارک و سه گانه نیویورک از پل استر،اتفاق از گلی ترقی، همسایه ها از احمد محمود، سمفونی مردگان از عباس معروفی، تنهایی پرهیاهو از بهومیل هرابال و رمان های دیگری که خوانده ام تقریباً 2000 صفحه ی بخش ادبیات داستانی را تکمیل می کند.
💫در روانشناسی، نظریه انتخاب از ویلیام گلاسر و دو سه کتاب در رابطه با همین نظریه خوانده ام. مطالعات متفرقه هم داشته ام اما مطالعاتم در روانشناسی زیاد نبوده. از خودم راضی نیستم.
💫در اقتصاد، بعید می دانم بیش از هزار صفحه به صورت جدی مطالعه کرده باشم. اصلاً از خودم راضی نیستم.
وقت آزادم در سال 95 خیلی زیاد بوده. با اینکه دو سوم از سال از دست رفته در همین حد مختصر هم که انتظار داشتم مطالعه نکردم. کجای کارم ایراد داشته؟
******
✨چند روز پیش دوستم سعید(دکتر اسلامی) می گفت خودش را مقید کرده هر روز حداقل 15 صفحه کتاب بخواند. روزی 15 صفحه میشه حدود 5400 صفحه در یک سال. این برنامه ریزی و هدفگذاری خیلی خوبه. منم اگه روزی 15 صفحه خونده بودم به هدفم می رسیدم. دارم به این فکر می کنم یک حداقل هزینه هم برای خرید کتاب در نظر بگیرم. مثلاً بگم ماهی 15 هزار تومان که سالش بشود 200 هزار تومان. عدد ناچیزی به نظر می رسد اما تقریباً معادل همان 5000-6000 صفحه می شود.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨تاکسی های جدید

محمدرضا دوست خیلی خوب و دوست داشتنی، در کانال تلگرامی اش از اسنپ اظهار نارضایتی کرده و پیشنهاد کرده "فتیله مدرن شدن را بکشیم پایین و بگذاریم همان روش های تاتاری به بقایشان ادامه دهند."
ای بابا. چرا؟؟؟؟؟؟
برعکس من از اسنپ واقعاً راضی و خوشحال هستم.
اپلیکیشن های خدمات رسانی همچون اسنپ و تپسی یا وبسایت هایی همچون دیوار و شیپور اتفاقات مبارکی هستند. در ماههای گذشته بارها با استفاده از اسنپ تاکسی گرفته ام. با اینکه سه چهار مرتبه از راننده ها یا ماشین ها ناراضی بودم اما به صورت کلی از این سیستم راضی هستم. چیزی فراتر از راضی بودن، خیلی خیلی خوشحالم که اپلیکیشن هایی مثل اسنپ و تپسی هستند و میونم با این اپلیکیشن ها تاکسی بگیریم.
اصلاً مهم نیست که روش و مدل کسب و کار، تقلیدی است. چه ایرادی دارد از روشهای خوبی که در کشورهای دیگر ایجاد شده ما هم تقلید کنیم. این سیستم ها خصوصیاتی فوق العاده جذاب و عالی دارند. یک ویژگی خوب در این سیستم این است که شما خیلی سریع دقیقاً بعد از استفاده از سرویس، به سرویسی که دریافت کرده ای امتیاز می دهی. روشی که من برای امتیازدهی در نظر گرفته ام این است که اگر ماشین پراید باشد حداکثر سه ستاره (از شش ستاره) در نظر می گیرم. البته اگر راننده پراید خدمات خاصی در نظر بگیرد یا سرویسی ارایه کند که فوق العاده به نظر برسد شاید 4 یا 5 ستاره هم در نظر بگیرم ولی تا حالا به هیچ پرایدی بیش از سه امتیاز نداده ام. یک بار به یک پراید 2 ستاره و یک بار هم یک ستاره دادم. پرایدی که دو ستاره امتیاز گرفت راننده ای بود که نمی دانست با GPS چطور کار کند و با گیج بازی نیم ساعت ما را معطل کرد. راننده پرایدی که یک امتیاز گرفت دلیلش این بود که قانون اسنپ را زیر پا گذاشته بود و در ظل گرمای تابستان کولرش خراب بود. از اسنپ تماس گرفتند گفتند به این راننده تذکر داده اند.
به ماشین های بهتر از پراید (مثلاً پژو یا سمند یا ماشین هایی در این سطح) تا 6 ستاره هم امتیاز می دهم.

در هر حال آنچه من تا حالا متوجه شده ام اسنپ و تپسی عالی هستند. اگر بتوانند قیمت ها را در همین سطح حفظ کنند و کیفیت خدمات را مراقبت کنند روز به روز بهتر هم می شوند. خوشحالم که تکنولوژی و مهیا شدن فضای رقابت باعث می شود کیفیت بهتر شده و مجبور نیستم این همه تاکسی و راننده ی غیر قابل پیش بینی را تحمل کنم. خدمات و راننده های اسنپ و تپسی تا حد زیادی قابل پیش بینی هستند. برای اسنپ و تپسی آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨خود ارزیابی

⚡️بعد از یادداشتی که با موضوع خودارزیابی 1 نوشتم فیدبک هایی از دوستان گرفتم. مرسی دوستان بابت نکته هایی که فیدبک دادید☺️
لینک یادداشت قبلی با موضوع خودارزیابی 1:

https://telegram.me/EghtesadZendegi/47

رفقا تذکر می دهند چرا در این یادداشت اثری از تشویق نیست؟ چرا با خودم مهربان نیستم؟ چرا خودم را بخاطر کارهای خوبی که کرده ام تشویق نمی کنم اما بخاطر کارهایی که نکرده ام سرزنش می کنم.
تذکر بجایی است.☺️
⚡️ شاید شما هم علاقه مند باشید این خود ارزیابی را انجام بدهید. شاید شما هم مثل من قلم و کاغذ بردارید و چند آیتم از آرزوها، اهداف یا مواردی که باعث شده از خودتان دلخور باشید را بنویسید و بررسی کنید چقدر درست فکر می کنید و چقدر با آرزوها یا اهدافتان فاصله دارید.
⚡️ یادداشت قبلی ام را مرور کردم. نکاتی که در ادامه می نویسم در ارتباط با یادداشت قبلی به ذهنم رسیده:
نکته اول: وقتی احساس نارضایتی داریم برای کاهش استرس، خودخوری و نشخوار ذهنی می توانیم تحلیل کنیم دقیقا از چه چیزی ناراضی هستیم. مثلا وقتی حس می کنم ناموفق ام باید تحلیل کنم دقیقا در چه موردی ناموفق ام. اگر احساس میکنم از زندگی ام ناراضی ام باید دقیقا مشخص کنم در چه بخش هایی از زندگی احساس نارضایتی دارم.
نکته دوم: ما معمولاً با خود افشاگری مشکل داریم. شاید آنقدر با خود افشاگری مشکل داریم که حتی اگر بنشینی جلوی آینه و بخواهی درباره خودت با خودت حرف بزنی یک چیزهایی را سانسور می کنی. در واقع، هم برای دیگران هم برای خودت شده ای یک راز. شاید از بس از افشا شدنت می ترسی رازداری ات در حدی بزرگ شده که خودت هم خودت را نمی شناسی. درباره این موضوع در یادداشت بعدی نکات بیشتری می نویسم.
نکته سوم: وقتی خودمان را ارزیابی می کنیم به حدس و گمان ها بسنده می کنیم. مثلاً حدس می زنی در یک ماه گذشته ساعت ها موزیک گوش کرده ای اما وقتی دقیق بررسی می کنی متوجه می شوی در یک ماه گذشته حتی ده دقیقه موزیک با آرامش گوش نکرده ای! یا مثلاً حدس می زنی در یک سال گذشته مطالعه نکرده ای اما وقتی دقیق بررسی می کنی می بینی چهارهزار صفحه مطالعه داشته ای یا بالعکس فکر میکنی خیلی اهل مطالعه ای اما وقتی دقیق بررسی میکنی می بینی به جز چند تا پست تلگرامی که مطالعه کرده ای هیچ کتاب تاثیرگذاری در یک سال گذشته نخوانده ای. یا فکر می کنی در مورد دین و مذهب اطلاعات گسترده ای داری اما وقتی دقیق بررسی میکنی متوجه می شوی به جز حرفهایی که این طرف آن طرف شنیده ای طی ده سال گذشته ات هیچ کاری برای آگاه شدن از موضوعات اعتقادی نداشته ای! خلاصه اینکه وقتی خودت را با حدس و گمان ها ارزیابی می کنی احتمالاً داری اشتباه ارزیابی می کنی!

نکته چهارم: بارها شنیده ایم خواسته هایمان تا وقتی هدفگذاری نشده اند فقط در حد آرزو باقی می مانند. باید خط کش برداریم و آرزوها و خواسته ها را با قیدهای قابل سنجش هدف گذاری کنیم. مثلا اگر آرزومندم اهل مطالعه باشم اگر با خط کش هایی مثل زمان یا تعداد صفحات، این آرزو را به هدف تبدیل کنم میتونم با این خط کش ها خودم را ارزیابی کنم.
نکته پنجم: درست است که نباید کیفیت را فدای کمیت کنیم اما برای کیفیت هم به خط کش و اندازه گیری نیاز داریم.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

✨رازداری و افشا

⚡️در یادداشت قبلی گفتم ما معمولاً رازهای زیادی داریم. در ویدیوهایی که (آپلود شده در آپارات و تلگرام) در ادامه👇👇ارسال می کنم در ارتباط با رازداری و افشا این عناوین را مطرح کرده ام:

🌕 پنجره جوهری: این نظریه مدلی است که سطوح آگاهی در رفتار انسانی را تصویر می کند. این مدل، پیوند فرد با اشخاص دیگر را در چهار خانه که هریک خانه‌ای از یک پنجرهٔ بزرگ است نشان می‌دهد.اندازهٔ هر خانه نشان دهندهٔ آگاهی - به‌وسیلهٔ خود فرد یا به‌وسیلهٔ دیگران - از رفتار، احساسات و انگیزه‌های خود است.
🌕 همچنین اشاره کرده ام به بحث افشا Disclosure و با طرح این موضوع،بحث افشای اقتصادی را توضیح داده ام. درباره بورس صحبت شده و همچنین به موضوع رازداری و شراکت در کسب و کار اشاره کرده ام.
🌕 در این برنامه تلویزیونی، مجری سوالاتی با موضوع رازداری پرسیده است. خوشحال می شوم نظرات شما را بشنوم. آدرسم در تلگرام: @Mortezaakazemii

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

http://www.aparat.com/v/bnwtT
سویدا ۶۹۰۲۹

🔽 وام گرفتن از بانک مسکن

@EghtesadZendegi

مریم دختری مجرد، 35 ساله و کارمند یک شرکت دولتی است و به طور میانگین ماهیانه پنج میلیون تومان حقوق می گیرد. در حال حاضر پنجاه میلیون تومان در حساب بانکی (سپرده کوتاه مدت) و پنجاه میلیون تومان نزد صاحبخانه اش به عنوان ودیعه (رهن) دارد و برنامه ریزی کرده در یکسال آینده یعنی در ابتدای زمستان 96 در تهران یک آپارتمان با حدود قیمت دویست میلیون تومان خریداری کند. گزینه های مریم را با هم مرور کنیم:
1⃣ می تواند چهل میلیون تومان در بانک مسکن سپرده گذاری کند و یک سال بعد، هشتاد میلیون تومان با بازپرداخت دوازده ساله و اقساط ماهیانه 935 هزار تومان و بهره حدود ده درصد دریافت کند. برای این وام باید طی دوازده سال حدود پنجاه و چهارملیون تومان بهره پرداخت کند.
2⃣ اگر نخواهد تا یک سال بعد صبر کند می تواند الآن هشتاد میلیون تومان وام با بهره 18 درصد و بازپرداخت 12 ساله بدون سپرده گذاری و از طریق خرید اوراق تسهیلات (با هزینه حدود 12 میلیون تومان) دریافت کند. برای این وام باید ماهیانه یک میلیون و سیصد و شصت هزار تومان قسط پرداخت کند و مجموعاً طی دوازده سال یکصد و هفده میلیون تومان بهره پرداخت کند.

⚡️ مریم یکی دو روز پیش تصمیمش را نهایی کرد و 40 میلیون تومان در بانک مسکن سپرده گذاری کرده تا یکسال بعد آپارتمانی با حدود قیمت دویست میلیون تومان تهیه کند.

✨شما برای مریم چه پیشنهادی دارید؟ قبل از اینکه پیشنهاد من را در یادداشت بعدی بخوانید لطفاً دقایقی فکر کنید. خوشحال می شوم پیشنهادتان را برای من از طریق @Mortezaakazemii ارسال کنید.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

دوستم پست بالا را نقد کرده گفته ضرورتی نداشته بنویسم " مریم دختری مجرد، 35 ساله و کارمند یک شرکت دولتی"
به نظر میرسد آیتم های فوق در مشورت دادن تاثیرگذارند. فرض کنیم به جای توصیف مریم اینگونه می نوشتم:
" محسن مردی 65 ساله و بازنشسته اداره ثبت احوال"
یا مثلا
شیلا دختری نوزده ساله و دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران"
آیا این توصیف و آیتم ها مهم نیستند؟

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

🔽 وام گرفتن از بانک مسکن

@EghtesadZendegi

در پست قبلی، مساله مریم را نوشتم. مریم قصد دارد در ابتدای زمستان 96 آپارتمانی در تهران خریداری کند.

✨اطلاعات بیشتر در یادداشت قبلی:
https://telegram.me/EghtesadZendegi/57

وقتی با مریم برای صحبت و مشورت نشستیم بعد از طرح مساله اش گفت یکی دو روز قبل تصمیمش را نهایی و چهل میلیون تومان در بانک مسکن سپرده گذاری کرده تا یکسال بعد با دریافت وام هشتاد میلیون تومانی آپارتمانی با حدود قیمت دویست میلیون تومان تهیه کند.
1⃣ هیچکدام از دو گزینه ای که مریم در نظر گرفته مناسب نیستند. در نتیجه در اولین فرصت، سپرده ای که در بانک مسکن ایجاد کرده را به بانک دیگری منتقل می کند. باید به گزینه های دیگری فکر کرد. تلاش کردیم گزینه های دیگر را بررسی کنیم. مریم کارمند یک شرکت دولتی است و می تواند از قرض الحسنه ای که داخل اداره از سالها پیش ایجاد شده 30 میلیون تومان وام با بهره بسیار کم (قرض الحسنه) درخواست کند. با توجه به اینکه مریم هم اکنون نیز بابت وام هایی که در گذشته دریافت کرده به مدت یک سال قسط هایی پرداخت می کند طی یکسال آینده در پس انداز کردن محدودیت هایی دارد اما می تواند حدود 25 میلیون تومان پس انداز داشته باشد. اگر 50 میلیون تومان پس اندازی که از گذشته داشته و پس اندازهایی که طی یکسال آینده ایجاد می شود در بانکی سپرده گذاری شود که حدود 20 درصد سود سالیانه پرداخت می کند طی یکسال آینده حدود 15 میلیون تومان سود دریافت خواهد کرد. با این حساب، مریم 170 میلیون تومان (50+50+30+25+15) تامین خواهد کرد. مریم به یاد آورد راههای دیگری برای وام گرفتن با بهره زیر چهاردرصد از اداره وجود دارد. مثلاً شاید بتوان از 40 میلیون تومان وام مسکن که به صورت نوبتی به کارمندان پرداخت می شود استفاده کرد. اما اگر نتواند به موقع این وام را دریافت کند آپارتمانی که خریداری می شود برای مدت یکسال رهن داده خواهد شد و با این وصف، نیازی به دریافت وام از بانک مسکن نیست.

2⃣ مریم قصد ندارد همین امسال نسبت به خرید اقدام کند. اما اطرافیان توصیه می کنند سریعاً این آپارتمان را خریداری کند شاید تا سال آینده مسکن با جهش قیمت، دو برابر شود.
⚡️ شاید هم واقعاً همین اتفاق یعنی جهش قیمت مسکن همانگونه که در گذشته بوده تکرار شود اما با این حال، وام گرفتن از بانک مسکن پیشنهاد خوبی نیست. پر واضح است که این وامی که در سالهای گذشته توسط بانک مسکن عرضه شده وام مناسبی نیست اما به نظر می رسد طراحان وام در بانک مسکن، جامعه هدفی را در نظر گرفته اند که با همین نگرانی و دغدغه درگیر هستند. در صورتیکه طی یکسال آینده قیمت مسکن جهش داشته باشد بهتر است خرید مسکن مدتی به تعویق انداخته شود.
درباره وام های بانک مسکن در یادداشت های بعدی بیشتر می نویسم.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️اقتصاد اجتماعی

@EghtesadZendegi

✨من خوش شانسم که دور و برم رفیقانی دارم الهام بخش.
⚡️ یکی از این رفقا میثم هاشم خانی است. میثم انتخاب کرده به عنوان تحلیلگر و فعال در حوزه "اقتصاد اجتماعی" شناخته شود. برای من مواجه شدن با عبارت "اقتصاد اجتماعی" همانا و تداعی شدن میثم همانا☺️.

⚡️میثم در تلگرام تحلیل‌هایش در حوزه «اقتصاد اجتماعی» (Social Economics)، به ویژه اقتصاد فقرزدایی، اقتصاد آموزش و اقتصاد توانمندسازیِ گروه های آسیب پذیر را ارایه می کند.

آدرس کانال اقتصاد اجتماعی
@social_Economics
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️یک مثال از وام مسکن
@EghtesadZendegi

بعد از انتشار یادداشت هایی در ارتباط با وام مسکن، یکی از دوستان تجربه ی دریافت وام از بانک مسکن را ارسال کرده است.
1⃣حمید در پایان سال 1392 یک وام 35 میلیون تومانی با بازپرداخت هشت ساله و یک وام 10 میلیون تومانی با باز پرداخت 5 ساله و مجموعاً 45 میلیون تومان دریافت کرده است. در آن زمان شش میلیون تومان بابت خرید اوراق تسهیلات و حدود یک میلیون بابت محضر هزینه کرده و در واقع از طریق این وام ها 38 میلیون تومان تامین کرده است.
2⃣ قسط ماهیانه وام 45 میلیونی 630 هزار تومان و وام 10 میلیونی 240 هزار تومان بوده و تا پایان ماه دی 1395 به تعداد 34 قسط و جمعاً برای این دو وام حدود 30 میلیون تومان پرداخت کرده است.
3⃣ حمید در ابتدای سال 93 نسبت به باز پرداخت اقساط وام (ظاهراً 45 میلیونی اما حداکثر 38 میلیونی ) به صورت منظم اقدام و تا کنون حدود 30 میلیون تومان پرداخت کرده اما اگر همین امروز برای تسویه حساب به بانک مسکن مراجعه کند باید یکجا 34 میلیون تومان (28 میلیون تومان بابت وام مسکن و مابقی بابت وام جعاله) پرداخت کند. یعنی بعد از 34 ماه قسط دادن (30 میلیون تومان) باید 34 میلیون تومان و مجموعاً 64 میلیون تومان پرداخت کند.
4⃣ البته حمید همچنان فرصت دارد تا سالها نسبت به پرداخت اقساط به صورت ماهیانه امیدوار باشد. در این صورت باید با پرداخت اقساط (62 قسط 630 هزار تومانی و 24 قسط 240 هزار تومانی) حدود 45 میلیون تومان طی سالهای آینده پرداخت کند. در این حالت حدود 11 میلیون تومان بیشتر از حالت قبل (تسویه حساب) پرداخت می کند.
✨ حمید 38 میلیون تومان دریافت کرده و در طی سه سال باید 64 میلیون تومان پرداخت کند. بهره این وام چقدر است؟ آیا این وام به صرفه است؟

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⭐️یک نقد بر یادداشت قبلی
@EghtesadZendegi
✨ دوستم در نقد یادداشت قبلی (درباره وامی که حمید از بانک مسکن گرفته) یادداشت ذیل را ارسال کرده:
⚡️اجاره خانه ای که حمید طی این مدت پرداخت نکرده چی میشه؟ رفاه و شخصیت اجتماعی که بدست آورده چی؟
اگه حمید خانواده ۳ الی ۴ نفره باشه آیا بدست آوردن یک اتاق اضافه چه تاثیری رو تربیت فرزنداش داره؟
البته کل مطلب تو ژورنالیستی بوده و جامع نگر نیست.
فکر می کنم مطالب جامع تر و بهتری می توانی کار بکنی.
من شخصا تو کلاسهای درسم حتی مطالب درسی را جامع نگرانه درس می دهم تا اینکه یک بعدی.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ بهره وام مسکن

در یادداشت قبلی در ارتباط با حمید، بهره وام چند درصد می شود؟ حمید 45 میلیون تومان از بانک دریافت کرده اما 38 میلیون تومان در دستش مانده و بعد از پرداخت 34 قسط (به دلیل فروش مسکن) وام رابا پرداخت 34 میلیون تومان تسویه کرده است. بهره وام چند درصد می شود؟

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ وام از بانک مسکن
@EghtesadZendegi

در ارتباط با وام گرفتن از بانک مسکن چندین یادداشت در این کانال منتشره شده. تا اینجا یک نتیجه گیری اجمالی این است: وام های بلند مدتی که در حال حاضر توسط بانک مسکن ارایه می شود معمولا برای وام گیرنده نامناسب و نامعقول هستند. اگر کسی در شرایطی معمولی قصد خرید مسکن دارد بهتر است از دریافت وام از بانک مسکن اجتناب کند. بعید می دانم صاحبخانه شدن از طریق وام های بانک مسکن، حس خوب با استمرار طولانی ایجاد کند. بسیاری از افرادی که این روزها از بانک مسکن وام می گیرند دو سه سال بعد پشیمان می شوند اما بانک مسکن وام را به نحوی طراحی کرده که وام گیرنده به جز خسارت چیزی نصیبش نشود. وام گیرنده ای که بعد از دو سه سال وامش را تسویه می کند در واقع وامی با بهره چهل پنجاه درصدی گرفته و معمولا این وام چیزی جز خسران نیست.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️باز هم درباره وام گرفتن

در ارتباط با پست قبلی، حسین گفته که چرا فقط درباره وام گرفتن از بانک مسکن نوشته‌ام و وام گرفتن از بقیه بانک‌ها تحلیل نشده است.
✨ باید عرض کنم هدفم از یادداشت‌های اخیر نقد سیاست‌ها یا وام‌های بانک مسکن نبوده و نیست. بانک مسکن کسب‌وکار خودش را دارد، مثل سایر بانک‌ها. روی صحبتم با کسانی است که برای خرید مسکن به دریافت وام بلندمدت فکر می‌کنند. در واقع این یادداشت از جنس Personal Finance است از جنس نقد سیاست های بانکی نیست.

⚡️ از حسین بابت نظراتش ممنونم🌺
حسین، چند نکته نیز فرستاده که آنها را با شما به اشتراک می‌گذارم:

✨نکته اول: (سوالی برای فکر کردن)
اگه نرخ سود بانکیِ حساب پس‌اندازتون ۲۰ درصد باشه و شما یک وام ۱۰ میلیون تومنی با بهره ۲۰ درصد بگیرین (فرض کنیم با دوره بازگشت ۳ ساله یا ۳۶ ماهه) و تمام ۱۰ میلیون تومن رو در حساب پس‌اندازتون بذارین، در پایان ۳ سال چقدر پول براتون باقی مونده؟

✨نکته دوم:
برای افراد، خیلی بدیهی تلقی شده که "زودتر به دست آوردن چیزی"، مطلوبیت بیشتری داره و خیلی محاسبه نمی‌کنن که ببینن هزینه‌ش چقدر می‌شه. مثلاً من الان هیچ پولی ندارم و می‌خوام یه پیانو بخرم به قیمت ۵ میلیون تومن، اما با درآمدم ماهی ۵۰۰ هزار تومن می‌تونم پس‌انداز کنم یا قسط بدم. حالا دو تا گزینه دارم:
- ۱۰ ماه صبر کنم و با پس‌اندازم برم بخرم؛
- الان برم وام بگیرم و بین ۱۲ تا ۱۶ ماه قسط بدم؛
اگه اولی رو انتخاب کنم، علاوه بر پیانو می‌تونم یه تور نسبتاً خوب به کشورهای همسایه هم برم (یا هر کار دیگه‌ای در حد یک تا سه میلیون). اما مدل ذهنی افراد خیلی بدیهی دومی رو انتخاب می‌کنه، چون فکر می‌کنه اگه الان پیانو رو داشته باشه، نوازنده بهتری می‌شه یا هر محاسبه ذهنی و روانی دیگه.

✨نکته سوم:
سه تا عدد هست که باید در تصمیم به گرفتن یا نگرفتن وام لحاظ بشه:
یک. نرخ تورم
دو. نرخ بازدهی وام یا ارزشی که من می‌تونم از پول بسازم
سه. نرخ بهره وام
در حالی که افراد معمولاً فقط سومی رو ملاک قرار می‌دن؛ بعضیا دومی رو هم لحاظ می‌کنن و خیلی کم هستن کسانی که هر سه رو در نظر می‌گیرن.
⚡️ حسین توحیدی کانالی دارد به نام مستشار @Mostashaar که به قول خودش جایی برای شنیدن و خواندن از یک مهندسِ مدیریت‌خواندهٔ دوستدار صلح، زمین و آدم‌ها است.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

روزنگاره های مرتضی کاظمی
@EghtesadZendegi

- تحلیل‌های کوتاه درباره «اقتصاد»
- درباره مدیریت شخصی در امور مالی و اقتصادی (اPersonal Finance)
- نکاتی در ارتباط با توسعه
- روایت هایی از یک «سبک زندگی»
- و همچنین روایتهایی با محوریتِ لذت بردن از زندگی
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️عجیب است اگر در یک سال آینده دلار گرانتر نشود!
@EghtesadZendegi
✨ احتمالاً تصور عمومی این است که ارزان نگهداشتن نرخ ارز (که به حفظ یا تقویت پول ملی تعبیر می شود) سیاست درستی است و همیشه و در همه حال باید توسط دولت حمایت شود و برعکس تصور می شود افزایش نرخ ارز (که به تضعیف پول ملی تعبیر می شود) سیاست اشتباهی است و همیشه و در همه حال باید دولت از آن برحذر باشد. معمولاً تقویت پول ملی (حفظ یا کاهش نرخ ارز) توسط عامه مردم نقطه قوت و در مقابل تضعیف پول ملی (گران شدن نرخ ارز) نقطه ضعف محسوب می شود. علاوه بر این تصور می شود دولت در زمانی که ارز فراوانی در اختیار دارد باید با ارزان نگهداشتن نرخ ارز نسبت به افزایش رفاه عمومی از طریق حفظ یا تقویت پول ملی اقدام کند. این تصورات هر چند در بسیاری از مردم دست به دست می شود اما از نظر کارشناسان اقتصادی مورد تایید نمی باشد. بسیاری از اقتصادهای نوظهور طی سالهای گذشته سعی کرده اند از طریق تضعیف پول ملی به بهبود شرایط اقتصادی کمک کنند. کشورهایی مثل چین و برزیل با جلوگیری از کاهش نرخ ارز توانسته اند نسبت به تقویت تولید داخلی و افزایش صادرات موفقیت های چشمگیری کسب کنند به همین دلیل کشورهای که از این پدید ه آسیب دیده اند نسبت به این اقدام معترض بوده و به همین دلیل از آن به عنوان جنگ ارزی یاد می کنند. در واقع کشورها برای کاهش نرخ ارز مسابقه نمی دهند برعکس بسیاری از کشورها از افزایش نرخ ارز یا جلوگیری از کاهش نرخ ارز تلاش می کنند به اقتصاد داخلی کمک کرده و حتی انتقادات سایر کشورها را نیز تحمل می کنند. چین با جلوگیری از افزایش ارزش پول ملی خود به تولیدکنندگان و صادرکنندگان چینی کمک کرده است و از این طریق به اقتصاد سایر کشورها مخصوصا اقتصاد کشورهای غربی ضربه زده است. بحث سیاست‌های ارزی چین چنان بالا گرفت که در میانه سال ۱۳۸۹ در رسانه‌های دنیا و به تبعیت از آن در رسانه‌های ایران بحث داغی به نام «جنگ ارزی» خودنمایی کرد. در چهاردهم اکتبر سال ۲۰۱۰ نشریه معتبر اکونومیست در مقاله نخست خود اسکناس‌هایی را نشان داد که به شکل هواپیماهای کاغذی درآمده و با خشم به سمت یکدیگر هجوم می‌برند. مقاله‌ای که ذیل عکس مذکور در نشریه اکونومیست منتشر شد، چنین عنوانی را انتخاب کرده بود: «جنگ ارزی چگونه متوقف می‌شود؟» اولین نکته‌ای که با خواندن این تیتر در ذهن مخاطب برجسته می‌شد این نکته مهم بود که اختلاف نظر کشورهای قدرتمند در سیاست‌های ارزی چنان اهمیتی پیدا کرده که رسانه‌ها به راحتی می‌توانند آن را در حد یک جنگ بررسی کنند. جنگ‌ها معمولا وقتی اتفاق می‌افتد که منافع کشورها در حدی به خطر می‌افتد که سیاست‌گذاران، جنگیدن برای حفظ منافع را به صرفه می‌بینند. در حقیقت بحث، جنگ ارز‌ها نبوده و نیست، بلکه می‌توان گفت جنگ سیاست‌های ارزی است که آن هم بدون شک مستقل از سیاست‌های پولی نیست.
✨ خلاصه بحث تا اینجا این است که لازم نیست وقتی ارز ارزان می شود هورا بکشیم و وقتی ارز گران می شود الزاماً اندوهگین شویم. تشویق دولت به کاهش نرخ ارز یا عدم افزایش نرخ ارز چه بسا که راهکار صحیحی نباشد. اگر از نظر عامه مردم، موفقیت اقتصادی دولت ها با شاخص نرخ ارز سنجیده شود شاید دولت ها برای عوام فریبی علیرغم نظر کارشناسان با جلوگیری از تقویت پول ملی نسبت به عوام فریبی و آسیب زدن به اقتصاد ملی اقدام کنند. آنچه از اظهارات مقامات دولت و بانک مرکزی و توصیه های بسیاری از اقتصاددانان فهمیده می شود این است که سیاستگزاران ارزی به دو نکته مهم توجه دارند یکی تثبیت نرخ ارز و دومی افزایش تدریجی نرخ ارز حداقل متناسب با نرخ تورم. دولت اگر قصد داشته باشد از رانت و سوء استفاده جلوگیری کند چاره ای ندارد در اولین فرصت نسبت به تثبیت نرخ ارز اقدام کند. بعید به نظر می رسد تثبیت نرخ ارز به سمت و سوی نرخ پایینتر (نرخ ارز دولتی) اتفاق بیفتد.اگر قرار باشد انتقادی به سیاستگزاران شود باید پرسیده شود چرا طی یکسال گذشته در جهت یکسان سازی نرخ ارز اقدام نشده است؟!
از طرفی، با تجربه ای که در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ در ارتباط با جهش چند برابری نرخ ارز حاصل شد سیاستگذاران فراموش نکرده اند که اگر نرخ ارز متناسب با نرخ تورم افزایش نداشته باشد شاید با شوکی اقتصادی یا غیر اقتصادی، نرخ ارز به طور ناگهانی با جهش مواجه شود لذا سیاستگذاران تمایل دارند به افزایش تدریجی نرخ ارز حداقل متناسب با نرخ تورم توجه داشته باشند. حتی بعضی از کارشناسان اقتصادی معتقدند نرخ ارز باید بیشتر از نرخ تورم افزایش یابد تا محصولات خارجی در مقایسه با محصولات داخلی گرانتر شده و تقاضا به سمت محصولات داخلی جابجا شود. افرادی که از افزایش نرخ ارز متناسب با تورم دفاع می کنند مدافع سیاست حفظ تقریبی قیمتهای نسبی کالاهای داخلی و خارجی هستند.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️وقتی ذهن خسته است!
@EghtesadZendegi
✨ پرهام به تازگی در شغلی دوست داشتنی با درآمد خوب مشغول شده. در اولین روزهای کارش در محیط جدید، شرایطش را اینگونه توصیف می کند: ذهنم خسته است.

⚡️در این یاداشت و یادداشت های بعدی سعی می کنم این توصیف را تحلیل کنم. پرهام اجازه داده گپ و گفت تلگرامی را اینجا منتشر کنم. مکالمه ی من و پرهام را بخوانید:
✍ پرهام: راستش من زياد حوصله مهموني ندارم. خيلي خسته م. نمي دونم بيام يا نه
📝 من: انتظار داشتم این روزا سرحالتر باشی☺️
✍ پرهام: خيلي انرژي از دست مي دم.
📝من: انرژیتم باید بالاتر باشه☺️😊
✍ پرهام: تلاشمو مي کنم
📝من: من خیلی وقتا به خودم نگاه می کنم متوجه میشم خودم احساسمو انتخاب کردم.
✍ پرهام: ببين من احساسم خوبه ولي انرژي جسميم کمه يه خورده. کار فکري پشت سر هم و طولاني انرژيمو مي گيره. اون ديگه دست من نيست. هرچند سعي مي کنم اونو هم با يه کارايي جبران کنم.
📝 من: وقتی میگیم ذهن معمولا ربطی به جسم نداره.
✍ پرهام: نمي دونم. براي من انگار ربط داره. ولي من نگفتم الان ذهنم مشغوله. گفتم زود خسته مي شم نسبت به خيلي ها، کار فکري طولاني انرژي بدنمو مي گيره. يه موضوع جسميه.
✨✨✨✨✨
آیا میشه گفت احساس خستگی، از این نوعی که پرهام توضیح داده، توسط خود پرهام انتخاب شده؟ اگه اینطور باشه آیا راهی وجود داره که پرهام احساس ذهن خسته را اتتخاب نکنه؟
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ مرسی از دوستانی که با من و پرهام همدلی می کنید و ایده های قشنگتون را برای من و پرهام می فرستید.🙏☺️🌺
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ فاطمه خوشحال نیست!
@EghtesadZendegi

✨ فاطمه ده ساله تهران زندگی می کنه. چهار سال پیش وقتی سی ساله بوده در یک رشته فنی و جذاب، دکترا گرفته و هیات علمی دانشگاه شده. فاطمه دختریه که در سی سالگی خانم دکتر و استاد دانشگاه شده (که شاید آرزوی خیلی از دخترا و پسرا باشه) به علاوه اینکه دختریه زیبا، سالم و توانمند.
🎓 استاد دانشگاه بودن شغل جذابی به نظر می رسه اما فاطمه از شرایطش راضی نیست. با درآمد ماهیانه بیش از چهار میلیون و مخارج ماهیانه کمتر از دو میلیون تومان به جز سفری چند روزه که پارسال به یکی از شهرهای ایران داشته هیچ سفر غیر کاری نرفته. مهمتر اینکه تقریبا هیچ تفریحی نداره. شنبه تا پنجشنبه صبح تا شب در دانشگاه خودش را مشغول می کنه و ارتباطش با دوستاش در حداقله.
🌕 دوست داشته هر چه زودتر به یک کشور غربی مهاجرت کنه یا حداقل مدتی بیرون از ایران زندگی کنه اما نشده. البته به نظر میرسه برای این آرزو تقریبا هیچ کاری نکرده و نمیکنه.
❣تنها رابطه ای که براش پذیرفتنیه فقط و فقط ازدواجه اما خواستگاراش براش جذاب نیستند و در نتیجه همچنان منتظر و امیدوار به یک ازدواج با شرایط دلخواهش مونده.
🚶 برای شرکت در هیچ مهمونی وقت نداره. چون روزی سه چهار ساعت در ترافیک تهران و هفت هشت ساعت در دانشگاهه. شب ها همیشه خسته است در نتیجه در طول هفته یا در دانشگاهه یا در خونه. آخرین بار هشت ماه پیش در یک مهمونی حضور داشته که البته دیر رفته و زود برگشته. طی دو سال گذشته هیچگاه حتی یک بار هیچ دوستی را در منزلش دعوت نکرده و در یک سال گذشته انگیزه ای برای دعوت از یک دوست به بهانه چای یا قهوه یا هر چی نداشته.
🌕 فاطمه یک خصوصیت مهم دیگه هم داره. معمولا میگه پول ندارم و سعی می کنه محاسبه گر باشه.

⚡️ آیا فاطمه خودش انتخاب کرده خوشحال و راضی نباشه یا شرایط باعث شده از شرایطش راضی نباشه؟

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ علی با شغلش زندگی میکنه

@EghtesadZendegi

✨ اینجا تهران، علی یکی از صدها دستفروشیه که اطراف چهار راه ولیعصر بساط می کنه. عود و شمع می فروشه. در کنار بساطش هر هفته یک کتاب هم برای فروش معرفی می کنه. علی دست تنها نیست، دوستش هم کمکش می کنه.

⛈ زمستون و سرما و بارون بزرگترین مشکلش نیست! مشکل اصلیش مخالفت و ممانعت ها توسط ماموران سد معبر شهرداریه.
🙂 علی در مصاحبه ای که در برنامه تلویزیونی پایش در شبکه یک داشت گفت شغل دستفروشی را خودش انتخاب کرده. مسلط و با اعتماد به نفس گفت به شغلش علاقه منده و با شغلش زندگی می کنه.
🌕 نمی دونم دیپلمه است یا لیسانسه اما خودش میگه بی سواده. " دستفروش بی سواد" عنوانیه که برای کانالش در تلگرام در نظر گرفته و فعالانه گزارش ها و نظراتش را از طریق این کانال به مخاطبینش میرسونه.

@dastforooshebisavad

🌕 بعضی وقتها در کانالش اطلاعیه میزنه به همکاراش و دوستاش پیشنهاد میکنه بریم سینما.
🌕 بعضی جمعه ها برنامه دورهمی در پارک لاله اعلام میکنه و در بخشی از دورهمی، کودکان دستفروش را سرگرم می کنند.
⚡️ چی شده علی با دستفروشی بازی خودش هویت ساخته، رشد می کنه و انرژی می‌گیره؟ چرا علی می تونه با شغلش زندگی می کنه؟؟!!

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

علی در ارتباط با یادداشت قبلی☝️ این پیام را برام فرستاده👇👇

@EghtesadZendegi

✨ سلام آقای کاظمی
عرض ادب

اولا متشکرم از توجهی که به فعالیت های یک دستفروش دارید. من شاگرد شما و همه ی عزیزانی هستم که مثل شما دانسته هاشون رو بین دیگران تقسیم می کنند. مخصوصا در زمینه علمی..

و اما دوما :
در جواب اون سوال که علی چجوری با شغلش زندگی میکنه باید بگم خیلی سخته توضیح این مساله !

در واقع اولین و کوتاه ترین جواب اینه که " #انتخاب یک #شغل دلخواه، باعث شد تا ازش لذت ببرم و باهاش #زندگی کنم"

و پس از اون، من بنا به وظیفه ی شخصی و اجتماعی که توسط هر انسان عاقلی باید جدی گرفته بشه به فعالیت های صنفی ، فرهنگی ، انسان دوستانه و غیره ادامه میدم و این خودش به زندگیم #هدف میده.

تشخیص این وظیفه ، باعث شد تا با شغلم بهتر #زندگی کنم.

حتی اگر من الان شغلم چیزی غیر دستفروشی بود (مثلا مکانیک - اگر علاقه داشتم) بدون شک کانالم میشد مکانیک بی سواد..
و برای خودم ، همکارانم و دنیایی که توش زنده ام تلاش می کردم تا بهترش کنم. انسان موجودی ست جمع گرا و هر فرد از این جمع ها باید برای بهبود وضعیت خودش و هم گروهانش در حد توان تلاش کنه

این #زندگی ، کلمه ی مجهولی بنظر میاد اما برای درک بهتر مساله ارجاعتون میدم به یک شعر :

زندگی ،
ضرب زمین،
در ضربان دل ماست..


و اما سوم،
خیلی دوس دارم نظر خود شما و بقیه کسانی که در این مورد به شما پیام میدن رو هم بدونم...

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️میلاد زندگیش شده خورد و خوراک

@EghtesadZendegi

✨ کمک راننده ی اتوبوس تهران اصفهانه. همینطور که داره سیگار دود میکنه میاد جلو به چشام نگاه میکنه میگه زندگیم شده خواب و خوراک. میپرسم ماشین از خودته؟ میگه اگه ماشین از خودم بود پام به رکابش نمی رسید. میگه سرویس ۱۱ شب از اصفهان و ۱۰ صبح از آرژانتینه. ماهی ۹۰۰ میگیرم خونه پرش ۱ تومن.
گفتم: زندگیه دیگه... لابلای همین کار و خوردن و خوابیدن باید خوشم گذروند...

اومدم نشستم داخل اتوبوس گوشیمو برداشتم نوشتم" میلاد..." مثل بقیه وقتا که همینجوری اسم مستعار می نویسم اسمشو گذاشتم میلاد. یهویی اومد سمتم پرسیدم اسمت چیه؟ گفت میلاد 😊 لبخند زدم گفتم الهام شده بود حدس زدم اسمت میلاد باشه. لبخند زدیم...😊☺️

☺️😊 زندگیه دیگه... لابلای کار و خوردن و خوابیدن بعضی وقتا لبخندم میزنیم...

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️آیا دولت میتونه کشور را توسعه بده؟

@EghtesadZendegi

✨ دیروز در یک جلسه کاری پنج شش نفری نشسته بودیم برای یک پروژه، برنامه ریزی کنیم. قبل از خداحافظی آقایی خوش خلق و دوست داشتنی که معاون وزیره و علاقه مند به بحث توسعه، داشت می گفت بعید به نظر می رسه دولت بتونه کشور را توسعه بده...

✨ الان که دارم این یادداشت را می نویسم دارم به این فکر می کنم چند درصد از سیاستگذاران همچنان فکر می کنند دولت می تونه کشور را توسعه بده؟

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ فرناز میگه شهر غمگینه!

@EghtesadZendegi

✨ فرناز دختری ۳۸ ساله، هنرمند و کارمند یک اداره دولتی در شهر اصفهان با درآمد ماهیانه حدود یک میلیون تومان.
🌕 فرناز میگه این روزها اصفهان غمگینه. گفتم فرناز؛ من شهرو غمگین ندیدمش. جواب میده تو غمگین ندیدیش چون اینجا زندگی نمی کنی. میگه شهر غمگین و آلوده است آسمانش بخیل شده...

⚡️ اصفهان غمگینه یا فرناز؟

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ لازم نیست کتری پر از آب باشه

✨ وقتی قصد داریم به اندازه دو سه نفر چای درست کنیم یعنی سه لیوان آب جوش نیاز داریم چه ضرورتی داره کتری که به اندازه بیست لیوان آب گنجایش داره تا خرخره پر بشه بعد، کلی وقت بنشینیم آب جوش بیاد😳
خب برادر عزیز خانم محترم، همین که یک سوم از کتری آب داشته باشه کفایت می کنه هم خیلی سریع جوش میاد هم اینکه انرژی اتلاف نمیشه. نه؟☺️

⚡️ اگر فرض کنیم روزانه یک میلیون کتری چنین ماجرایی دارن،
و در هر کتری یک لیتر آب اضافه از دمای معمولی اتاق (25 درجه) به دمای جوش (100 درجه) می‌رسه، با احتساب ظرفیت گرمایی ویژه آب به مقدار 4.2، مقدار انرژی مصرفی برابر خواهد بود با:
Q=1000000*(1000*4.2*75)=315000000000 J=315000000 KJ=75000000 Kcal

حسین دوستم که مهندسی خونده برام نوشته بدن انسان در هر شبانه‌روز به طور متوسط به 2500 کیلوکالری انرژی نیاز دارد. در واقع، عدد به دست آمده، برابر با انرژی مورد نیاز در طول یک شبانه‌روز برای 30هزار انسان است.
⚡️ مصرف گاز و برق و انرژی هم حساب کنیم سر به فلک میکشه. نه؟

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️درباره‌ی این کانال

✨ شاید این کانال به مرور شده یک چیزی مثل دفترچه خاطراتی که همه اجازه دارند بخونندش. یا شاید هم شده یک مجموعه دل نوشته یا روزنگاره که بی ارتباط با زندگی نویسنده اش نیست. در هر حال وقتی نوشتن در این کانال را شروع کردم اینطوری توصیفش کردم:

روزنگاره های مرتضی کاظمی
@EghtesadZendegi

- تحلیل‌های کوتاه درباره «اقتصاد»
- درباره مدیریت شخصی در امور مالی و اقتصادی (Personal Finance)
- نکاتی در ارتباط با توسعه
- روایت هایی از یک «سبک زندگی»
- و همچنین روایتهایی با محوریتِ لذت بردن از زندگی

حالا که نوشته هام را مرور می کنم می بینم کم و بیش این موارد را رعایت کرده ام و یادداشت هام محدود به همین موارد بوده. واقعیت اینه که سعی کردم فضای این کانال دوستانه باشه، درست عین خودم که این چند ساله سعی کردم دوستانه و راحت با اطرافیانم ارتباط بگیرم. شاید بعضی از دوستام توصیه کنند سعی کنم این کانال، محلی باشه برای انتشار تحلیل های علمی و توصیه های کارشناسی به سیاستگذاران، جامعه و سازمان ها تا از این طریق بتونم برند شخصی ام را تقویت کنم . این توصیه، درست و عالمانه است اما در هر حال این روزها حال و هوایم اینطوریه که در این کانال می بینید. شاید درآینده حال و هوایم تغییر کرد.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ تو هم درباره‌‌ی خودت بنویس

@EghtesadZendegi

در این کانال، توصیف من درباره‌ی زندگی مریم، فاطمه، پرهام، علی، میلاد و فرناز را خوندی. این اسامی مستعار بودند اما داستان ها واقعی.
پیشنهاد می کنم تو هم از خودت بنویس. ما معولاً به این نوشتن ها نیاز داریم. نیاز داریم خودمون را توصیف کنیم. ☺️

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ کودکان بازمانده از تحصیل
@EghtesadZendegi

✨ در پایان سال 2013 نزدیک به 65 میلیون نوجوان 12 تا 15ساله از حق تحصیل محروم بوده اند. علاوه بر این 59 میلیون کودک در مقطع ابتدایی از تحصیل باز مانده اند. (جمعاً 124 میلیون کودک)

By the end of 2013, almost 65 million adolescents between the ages of 12 to 15 years old were denied their right to an education, in addition to 59 million children of primary education that were out of school.
(Source: Unicef website, https://www.unicef.org/education/bege_61659.html)

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ بی سوادی

@EghtesadZendegi

✨بر اساس گزارش "بنیاد جهانی با سوادی"
یک پنجم از مردم جهان قادر به خواندن و نوشتن نیستند.

1 OUT OF 5 PEOPLE IN THE WORLD
CANNOT READ OR WRITE
(Source: https://worldliteracyfoundation.org)

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ دو سوم از مردم جهان، سواد مالی ندارند

@EghtesadZendegi

✨ مطالعه ای که در سال 2014 توسط موسسه‌ی Standard & Poor's در 148 کشور از یک نمونه 150 هزار نفری انجام شد نشان می دهد نزدیک به دو سوم از مردم ، دارای حداقل دانش لازم برای مدیریت مالی و اقتصادی در امور شخصی نیستند.

✨ سواد مالی چیست؟
Financial literacy
سواد مالی مجموعه ای از دانش و مهارت است که به تصمیم گیری موثر و بهینه برای مدیریت منابع مالی کمک می کند.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️آیا خیریه ها کارآمد هستند؟

@EghtesadZendegi

1. گردش مالی خیریه ها هزاران میلیارد تومان است. با اینکه این گردش مالی توسط مردم تامین می شود و برای مردم خرج می شود اما این خیریه ها چه بزرگ باشند چه کوچک، معمولاً به مردم گزارش نمی دهند. شخصاً بعید می دانم این پول هایی که از مردم توسط خیریه ها جمع آوری می شود برای سوء استفاده یا دزدی بهره برداری شود اما هیچ تضمینی نیست این هزاران میلیارد تومانی که توسط خیریه ها از مردم جمع آوری می شود به صورت کارآمد استفاده شود. با یک مثال ساده این موضوع را بیشتر توضیح می دهم. وقتی مردی یا زنی یا کودکی را در خیابان می بینید که چند جفت جوراب دستش گرفته و التماس می کند از او جورابی بخرید اگر دلسوزی کنید و بخاطر التماس هایش یک کالای بی کیفیت را به دو برابر قیمت بخرید به این فروشنده لطف نکرده اید بلکه به او کمک کرده اید تا زندگی اش را در یک مسیر نا کارآمد پیش ببرد. در واقع به او یاد داده اید گدایی شغلش باشد. ما نمی دانیم آیا خیریه ها با کمک هایشان فقرا را به فقر دایمی تشویق می کنند یا دستشان را می گیرند تا با خروج از فقر و فلاکت به یک زندگی بهتر قدم بگذارند؟!
2. خیریه ها از ترکیب و مشخصات مدیران، کارشناسان و مسوولینشان گزارش نمی دهند. با رسانه ها مصاحبه نمی کنند. خیریه ها معمولاً رسانه‌ی فراگیر ندارند. ما معمولاً نمی دانیم پول را دست چه کسانی می دهیم. آیا اداره کننده‌گان خیریه ها هوش، دانش و اطلاعات لازم برای انجام کارهای کارآمد را دارند؟
3. خیریه‌های ایرانی اهل پژوهش و تحقیق نیستند. شاید اهل مطالعه هم نباشند. به سختی می شود باور کرد مسوولین خیریه‌هایی که در کوچه و خیابان و بازار می بینیم حتی یک بار گزارش‌های مرکز آمار را مطالعه کرده باشند. به سختی می توان باور کرد بشود خیریه ای ایرانی را پیدا کنیم که مدیرانش خیریه های معروف در دنیا را بشناسند، بازدید کرده باشند یا با موسسه های تحقیقانی در دنیا ارتباط داشته باشند. هزاران میلیارد تومان گردش مالی در دست مدیران خیریه هایی است که حتی یک ساعت آموزش ندیده اند. در هیچ همایش علمی در ارتباط با کار خیر شرکت نکرده اند و هیچگاه از هیچ منبع علمی برای برنامه ریزی و سیاستگزاری استفاده نکرده اند.
4. نکته‌ی دیگر اینکه ما از بازار خیریه ها و فقرا چندان اطلاعی نداریم. ما نمی دانیم در کشور یا در هر شهر چند نفر مستحق دریافت کمک های مالی هستند. معمولاً مکانیسم کمک به نیازمندان برای عموم اعلام نمی شود.
5. به تحقیق و پژوهش و آموزش در ارتباط با کار خیر بیشتر نیاز داریم تا به پول جمع کردن و انتقال به فقرا و نیازمندان. شاید لازم است جامعه شناسان، روانشناسان و اقتصاددانان با راه اندازی خیریه هایی به خیریه های موجود دست یاری بدهند و خیریه ها بپذیرند به دانش و مهارت های جدیدی برای کمک به نیازمندان نیاز دارند.

@EghtesadZendegi

(این یادداشتم در نیمه بهمن 1395 به عنوان سرمقاله در هفته نامه‌ی صبح اندیشه اصفهان منتشر شده است.)

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ آدم های بی نام و نشان
@EghtesadZendegi

✨ چرا بعضیا خودشون را در تلگرام یا شبکه های اجتماعی با اسم و عکس غیر واقعی معرفی می کنند؟ من با اینجور آدما یک حس مبهم دارم. البته در مورد خانم هایی که محدودیت هایی در گذاشتن عکس واقعی دارند بعضی وقتا توجیه داره اما به صورت کلی برام پذیرفتنی نیست.
✨ امروز یکی از دوستام برای هماهنگی شرکت در یک مراسم یک گروه تلگرامی ۱۰ نفره که همگی دوستانی صمیمی هستیم درست کرده. یکی از اعضای گروه با نام
Dr. Yellow heart
مشغول پیام فرستادن بود. عکسهاش را نگاه کردم یک عکس طناب گذاشته بود و یک عکس نامفهوم دیگه. با تعجب پرسیدم. " غریبه کیستی؟
خودت را معرفی کن!" جواب داد من احمد هستم. شماره تلگرامم عوض شده.

✨ حسی که من همچین وقتایی دارم احساس نا امنی و دغل کاریه. این که با این صراحت حسم را می نویسم منظورم این نیست که احمد همچین آدمیه. منظورم اینه که چنین رفتارهایی به من چنین حسی میدند. واقعا نمی فهمم چه دلیلی داره آدم همه جا لباس مبدل بپوشه و در گروههای تلگرامی با اسم و عکس جعلی خودش را معرفی کنه!!
چند وقت پیش عضو یک گروه تلگرامی ۵۰۰ نفری بودم که بحث های اقتصادی مطرح می کردند. ده ها نفر با عکس ها و اسم های جعلی در گروه پرسه می زدند. که چی؟

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

🏮مدير مالى از مدیرعامل شركت پرسيد:
 
اگه اين‌همه پول روى آموزش و پیشرفت كارمندانمون سرمايه‌گذارى كنيم و ول كنن برن چى؟!!

مدیرعامل پاسخ داد: اگه اين كار رو نكنيم و بمونن چى؟!

از کانال
@business_news
🏮مدير مالى از مدیرعامل شركت پرسيد:

اگه اين‌همه پول روى آموزش و پیشرفت كارمندانمون سرمايه‌گذارى كنيم و ول كنن برن چى؟!!

مدیرعامل پاسخ داد: اگه اين كار رو نكنيم و بمونن چى؟!

از کانال
@business_news
سویدا ۶۹۰۲۹

🏮مدير مالى از مدیرعامل شركت پرسيد:
 
اگه اين‌همه پول روى آموزش و پیشرفت كارمندانمون سرمايه‌گذارى كنيم و ول كنن برن چى؟!!

مدیرعامل پاسخ داد: اگه اين كار رو نكنيم و بمونن چى؟!

از کانال
@business_news
🏮مدير مالى از مدیرعامل شركت پرسيد:

اگه اين‌همه پول روى آموزش و پیشرفت كارمندانمون سرمايه‌گذارى كنيم و ول كنن برن چى؟!!

مدیرعامل پاسخ داد: اگه اين كار رو نكنيم و بمونن چى؟!

از کانال
@business_news
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️چماق به دست، یقه‌ی خودمان را گرفته ایم!؟
@EghtesadZenegi

✨ ده ها شاید صدها شاید هزاران چُماق، همه جا همینجا دمِ دست است. دمِ دستِ من، دمِ دستِ تو دمِ دستِ همه. همه‌ی چُماق ها یک اندازه نیستند اما همین که اراده کنیم هستند. از چُماق بیست سانتی با قطر دو سانت تا چُماق سه متری به ضخامتِ بازوی رستم. این چُماق ها همیشه دیده نمی شوند شاید پنهان باشند اما هستند. چه دیده شوند چه دیده نشوند آماده اند که دستی دراز شود یکی از آنها را بردارد تا محکم زده شوند بر سری دستی پایی جایی، شَتَرَقّی. جای ضربه اش خونریزی نمی کند اما درد دارد. درد از جنس دردهایی مثل چُروکی که روی پیشانی می افتد، یا دردی از نوع عرق های سردی که بر پیشانی می نشیند.
✨ ما این چماق ها را با خود حمل می کنیم. اینجا، آنجا، همه جا. دیروز، امروز، فردا، همه وقت. یکی این چُماق ها را بر می داریم در حدی که زور و توان داریم محکم به سر خودمان می کوبیم، ، شَتَرَقّی. درد دارد دردی از جنس دردهایی مثل چُروکی که روی پیشانی می افتد، یا دردی از نوع عرق های سردی که بر پیشانی می نشیند. یقه‌‌ی خودمان را می گیریم چماق بر سر خودمان می زنیم. خودم با خودم. تنهای تنها خودم با خودم یقه به یقه می شوم. خودت با خودت. تنهای تنها.
✨ اما همیشه این چُماق ها را بر سر خودمان نمی زنیم. بعضی وقتها یکی از این چُماق ها را برمی داریم دیگران را می زنیم. اما این چُماق ها همیشه معطل نمی شوند دستهای ما را لمس کنند. شاید بعضی وقتها خودشان هم پرواز می کنند! خودسر هستند؟ شاید بلند می شوند ناگهان بر سری دستی پایی جایی، شَتَرَقّی.
✨ چیستند این چُماق ها؟ کیستند این چُماق ها؟ هر چه هستند به من ربط دارند. از من بیرون آمده. برساخته‌ی‌ من از جنسِ من، چماق هایی که درون مایه اش چیزهایی است از محتوایی که من تولید کرده ام. مثلاً لباسم که گِلی شده، صورتم که به اندازه کافی خوشگل نیست، هیکلم که کمی چاق شده، مرضی که نیاز به دوا و درمان دارد، دماغم که کمی بزرگ است، ابروهایم که خوب مرتب نشده، مدیرم که کمی بد خلق است، درآمدم که آنطور نیست که راضی شوم، هوایی که آلوده است، سیاستمدارانی که دوستشان ندارم، بقالِ سرِ کوچه که همیشه روی اعصاب است، مترو که آنقدر شلوع است، راننده تاکسی که سیگار می کشد، سرعت گیرهای خیابان که به ارتفاع یک دیوار از وسط آسفالت بیرون آمده، اینها ده ها شاید صدها شاید هزاران چُماق همه جا همینجا دمِ دست است. دمِ دستِ من، دمِ دستِ تو دمِ دستِ همه. شاید یکی از این چماق ها فُلان ناکامی در یک رقابت اقتصادی است. شاید یکی از این چُماق ها سخنی است که در یک مهمانی از زبانت بیرون پریده ولی سالهاست فراموش نشده. یا آن یکی چُماق، یک عشق قدیمی است که خاطره اش می توانسته مرهمی باشد بر رنج های زندگی اما شده یک چُماق، که ناگهان فرود می آید بر سری دستی پایی جایی، شَتَرَقـّی. جای ضربه اش خونریزی نمی کند اما درد دارد. درد از جنس دردهایی مثل چُروکی که روی پیشانی می افتد، یا دردی از نوع عرق های سردی که بر پیشانی می نشیند. همیشه اخم و چروک روی پیشانی یا عرق سرد نیست اشک هم می ریزیم. بعضی وقتها این چُماق ها آنچنان ضربه می زنند که چشمها خیس می شوند اشک می ریزند. اما چه بهتر! اشک ها بهترند نسبت به چروک های پیشانی یا عرق های سردی که بر پیشانی می نشینند؟

✨ با این چُماق ها چه کنیم؟ با چماق هایی که نمی بینیم چه کنیم؟ سعی کنیم چشمهایی بسازیم که بتوانند آن چماق های پنهان را ببینند یا این چُماق های پنهان را رها کنیم؟ نگرانم اگر رهایشان کنم هر از گاهی در آسمان پرواز کنند و من ببینمشان و با دستهای خودم بگیرمشان و بر فرقِ خودم بکوبمشان. یا ضربه هایی بزنم بر دیگران بر سری دستی پایی جایی، شَتَرَقـّی. جای ضربه اش خونریزی نمی کند اما درد دارد یا بعضی وقتها، هم درد دارد هم اشک دارد هم پشیمانی.
✨ این چُماق ها زنده اند. رشد می کنند. بزرگتر می شوند. ضخیم تر می شوند. با این چُماق ها چه کنیم؟
چُماق هایم را بشناسم یا نشناسم؟
وقتی چُماق هایم را شناختم چه کنم؟
چه کنم اینقدر این چُماق ها را بر سر خودم نکوبم؟
آیا وقتی یکی از این چُماق ها را بر سر دیگران می کوبم ناخودآگاه یک چماق هم بر سر خودم می کوبم؟

نوشته شده در بهمن 95

@EghtesadZenegi
مرتضی کاظمی
نقد و پیشنهاد: @Mortezaakazemii
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ چماقِ خود سرزنشگری
@EghtesadZenegi


✨ یکی از دوستان خوب و صمیمی ام مهدی، در دانشگاه روانشناسی خونده و با اینکه شغلش مرتبط با رشته اش نیست اما همچنان با جدیت در حال آموزش گرفتن و مطالعه است. من و مهدی با اینکه در دو شهر مختلف زندگی می کنیم اما ماهی نیست که همدیگه را نبینیم و معمولاً در این دیدارها ساعت ها در ارتباط با بحث های روانشناسی گفتگو می کنیم. در پست قبلی یادداشتی نوشتم با موضوع " چماق به دست، یقه‌ی خودمان را گرفته ایم!؟"
(https://t.me/EghtesadZendegi/100)
این یادداشت، تحت تاثیر همین گفتگو ها با مهدی و اسماعیل و آیدا نوشته شد. مهدی بعد از این یادداشت در پیامی درباره‌ی این چماق ها نوشته:

✨يك عامل بزرگ افسرده ساز

✨ عامل تبديل درد مقطعي به پديده‌ی رنج پايدار

✨ اين چماق را ما بهش ميگيم مكانيسم خودسرزنشگري

@EghtesadZenegi
سویدا ۶۹۰۲۹

درباره منشور
حقوق شهروندی - 40
اقدامات پزشکی اجباری ممنوع

من تلاش می‌کنم هر روز درباره یکی از حقوق تصریح‌شده در منشور حقوق شهروندی بنویسم. نوشته‌ها و گفته‌های ما درباره حقوق شهروندی در عصری که همگان از طریق شبکه‌های اجتماعی می‌توانند وارد گفت‌وگوی فراگیر شوند، مؤثر خواهد بود. اگر مایل بودید، شما هم این نوشته‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید.
روز چهلم
ماده 40-هرگونه بازرسی و تفتیش بدنی باید با رعایت قوانین، احترام لازم و با استفاده از روش‌ها و ابزار غیراهانت‌آمیز و غیرآزاردهنده انجام شود. همچنین آزمایش‌ها و اقدامات پزشکی اجباری بدون مجوز قانونی ممنوع است.
✍محتوای ماده 40 منشور حقوق شهروندی بسیار ساده است اما به یکی از آزاردهنده‌ترین اقدامات در بسیاری از اماکن و موقعیت‌ها اشاره می‌کند. مردم بسیاری این تجربه آزاردهنده را داشته‌اند که به دلایل نامعلوم در موقعیت‌هایی که هیچ ضرورتی نداشته است و توسط کسانی که شیوه‌های تفتیش بدنی را بدرستی آموزش ندیده‌اند، بازرسی بدنی شده‌اند و خاطره تجربه ناخوشایند آن باقی مانده است.
✍بسیاری از بازرسی‌های بدنی را می‌توان با تجهیزات و دستگاه‌های الکترونیک که به سادگی در دسترس هستند جایگزین کرد. همچنین شیوه‌های بازرسی می‌تواند تغییر کند و در بسیاری از اماکن نیازی به بازرسی بدنی نیست.
✍تحقق ماده 40 منشور بیش از هر چیز نیازمند چند پیش‌شرط است: 1. مشخص شود در چه اماکنی و به حکم چه قوانین و مجوزهایی، بازرسی بدنی امکان‌پذیر است و افراد در چه موقعیت‌هایی می‌توانند از تن دادن به این کار خودداری کنند؛ 2. مطالبه چه آزمایش‌هایی از شهروندان قانونی است و شهروندان چگونه می‌توانند از قانونی بودن یا نبودن مطالبه ارائه آزمایش‌های پزشکی خودداری کنند؛ 3. بازبینی بدنی در چه موقعیت‌هایی صرفاً باید با اتکا و اطمینان به تجهیزات الکترونیک صورت گیرد و در چه موقعیت‌هایی مأموران قانونی حق دارند فراتر از بازرسی خودکار، بازرسی بدنی توسط شخص را نیز اعمال کنند.
✍تحقق ماده 40 همچنین نیازمند اطلاع‌رسانی کافی درباره مراجع ارائه شکایت از رعایت نشدن این حق و همچنین مشخص شدن پیامدهای تخطی از آن برای خاطیان است.
✍ماده 40 منشور حقوق شهروندی با وجود سادگی، بخشی از حق کنترل فرد بر تمامیت بدن خویش را بیان می‌کند که در صورت توسعه‌یافتن آن یکی از مهم‌ترین حقوق است. بسط این حق می‌تواند پیامدهای اجتماعی مثبت و بسیار گسترده‌تری داشته باشد. (محمد فاضلی). https://t.me/fazeli_mohammad
سویدا ۶۹۰۲۹

✅ چنین تصویرِ سپیدپوشی از ایران که همزمان حتی بخش بزرگی از سواحل جنوبی اش را هم متاثر کرده، شاید هر یکصدسال یکبار بتوان مشاهده کرد!

🔴 منتظر آبگیری بیسابقه #هامون در #سیستان باشید!

@darvishnameh
✅ چنین تصویرِ سپیدپوشی از ایران که همزمان حتی بخش بزرگی از سواحل جنوبی اش را هم متاثر کرده، شاید هر یکصدسال یکبار بتوان مشاهده کرد!

🔴 منتظر آبگیری بیسابقه #هامون در #سیستان باشید!

@darvishnameh
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ مهارت گفتگو و ارتباط مؤثر

@EghtesadZendegi

✨ با همکارم یه مشکلی دارم. وقتی صحبت میکنه حس می کنم داره دعوا میکنه. در حالیکه اینطور نیست دعوا نمیکنه داره نظرش را میگه اما لحنش لحن همکاری و همفکری نیست لحن انتقاد و سرزنش و تقابله. گیج میشم نمی فهمم چجوری گفتگوهام را باش تنظیم کنم. احساس می کنم در این گفتگوها انرژی منفی آنقدر زیاده که بهره وری ندارم.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ تبریک بگیم یا هشدار بدیم؟

@EghtesadZendegi

این مکالمه را ببینید👇👇👇

🍂 سلام رفیق
چطوری کجایی☺️😊

🎓 سلام سلااام. تهرانم. شدیید مشغول دررس. جمعه دیگه کنکور دکترا دارم.

🍂 امان از تو
دکترا به چه درد میخوره

🎓 نگوو دکتر. ز گهواره تا گور دانش بجووی 😅

🍂امیدوارم زود بفهمی چه حماقتی داری مرتکب میشی😁😁
ناراحت نشو
امیدوارم هر چی دوست داری بشه
*********
این مکالمه بهانه ای بود برای طرح یک موضوع. یه حسی به من میگه 90 درصد از کسانی که در ایران دانشجوی دکترا هستند راه اشتباهی انتخاب کرده اند. هیچ استدلالی برای این حرفم ندارم. پر واضحه خیلیا مثه من فکر نمی کنند. شاید کسی یه حس دیگه ای داشته باشه مثلاً اینطوری فکر کنه که 90 درصد از کسانی که در ایران دانشجوی دکترا هستند راه خیلی خوب و شیکی انتخاب کرده اند. به نظر میرسه این همه آدمی که کنکور دکترا شرکت می کنند از همین دسته‌ی دوم هستند.
از این مثال بگذریم چند تا مثال دیگه را مرور کنیم. معمولاً وقتی یکی یه شغل پیدا می کنه تبریک میگیم. یا مثلاً وقتی اطرافیانمون ازدواج می کنند یا بچه دار میشند تبریک میگیم. یا وقتی کسی خونه میخره و صاحبخونه میشه تبریک میگیم. با همین فرمون که بریم طبیعیه وقتی کسی دانشگاه قبول میشه بازم تبریک میگیم. دیگه دکترا قبول شدن که اساسی تبریک گفتن داره. نداره؟

◀️ برگردیم به مکالمه بالا👆

وقتی یه رفیقی نشسته برا کنکور دکترا خودکشی میکنه و گند میزنه به زندگیش باید تبریک گفت؟ باید تشویقش کرد یا هشدار داد؟ یا شایدم داره مسیر موفقیت را طی میکنه. شایدم دکترا بگیره بشه استاد دانشگاه بشه وزیر بشه وکیل بشه یه آدم مهم بشه یه نویسنده ای که جامعه را متحول کنه یا خدمات ارزنده ای به جامعه‌ی جهانی ارایه کنه؟؟ اینطوریه؟

یا در شرایطی که بیش از نصفی از کسانی که ازدواج می کنند اگه موفق نشند طلاق بگیرند تا آخر عمر به طلاق فکر می کنند وقتی یکی ازدواج میکنه باید تبریک گفت یا باید هشدار داد؟
یا وقتی یکی خونه میخره اما بهترین سالهای جوانیش را برای پرداخت بدهکاری ها و قرض های خونه ای که خریده به گند میکشه باید تبریک گفت یا هشدار داد؟

خب پر واضحه خیلی وقتا خونه خریدن و ازدواج کردن و دانشگاه پذیرفته شدن یک اتفاق خوبه و باید تبریک گفت اما آیا همیشه و برای همه همینطوره؟؟!

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️⚡️مرسی اصغر
#اسکار

@EghtesadZendegi

✨یادش بخیر✨
پنج سال پیش روزی که اعلام شد اصغر فرهادی اسکار گرفته اصفهان بودم. با علی و ناصر (برادر های اصغر) هماهنگ کردم شب برای تبریک به پدر و مادر و خانواده‌ی اصغر بریم خونه شون. به ده بیست نفر از دوستام اس ام اس زدم و هماهنگ کردم ده بیست نفری بریم اونجا. وقتی رفتم دو سه نفر از جمله علی پسر عموی اصغر زودتر از من رسیده بودند. حدود نیم ساعت با خانواده‌ی فرهادی گپ و گفت داشتیم تا اینکه کم کم بقیه دوستان رسیدند. چند دقیقه ای گذشت متوجه شدیم مجبوریم مبل ها را جابجا کنیم تعداد دوستانی که به جمع اضافه می شدند از 50 نفر گذشته بود. با ابراهیم دوستم تماس گرفتم خواهش کردم ابراهیم خودش را با گروه موسیقی سریع برسونند. ابراهیم و چند تا از دوستاش با سازها و سیستم صوتی خودشون را رسوندند. کم کم جمعیت از صد نفر هم بیشتر شد. افراد میومدند و میرفتند. شاید دویست سیصد نفری برای تبریک اومدند. جشن را با مصاحبه با پدر، مادر، برادران فرهادی و مدیر و معلم های دوره دبیرستان آقای فرهادی ادامه دادیم و از دف نوازی و اجرای مویسقی لذت بردیم. اون شب اولین جشن به مناسبت دریافت جایزه اسکار توسط یک ایرانی بدون برنامه ریزی قبلی و خیلی ساده و صمیمی در منزل پدر آقای فرهادی برگزار شد.
✨ این بار که برای دومین مرتبه جایزه‌ی اسکار به یک ایرانی تعلق میگیره اصفهان نیستم شاید این جشن را امشب در تهران برگزار کنیم.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ تبریک به مادر و پدر اصغر فرهادی
#اسکار

@EghtesadZendegi

✨ برای تبریک تماس گرفتم. مادر آقای فرهادی گوشی را برداشت. سلام و احوالپرسی کردیم. گفت یادش بخیر و به من یادآوری کرد پنج سال پیش در جشنی که گرفتیم چه خاطره ای تعریف کردم. خاطره ای که من اونجا تعریف کردم به سال 83 مربوط می شد. اصغر از تهران برای دیدن خانواده اومده بود . اون موقع سریال های تلویزیونی و اولین کارهای سینمایی اش ارایه می شد. چند ساعتی درباره همین کارهاش حرف می زدیم. آخر شب که پا شدم خداحافظی کنم اصغر سریع پا شد ماشین را از حیاط گذاشت بیرون و گفت میرسونمت. از منزل حاج حسین فرهادی تا خونه ام راه زیادی نبود شاید بیست دقیقه پیاده روی. با ماشینش که دوو سیلو بود تا خونه ام با هم رفتیم و اونجا هم داخل ماشین چند دقیقه ای گپ و گفت داشتیم.
✨حاج خانم امروز صبح بعد از احوالپرسی این خاطره را یادآوری کرد.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ خودآگاهی اقتصادی

@EghtesadZendegi

✨ قبل از توضیح اصل مطلب، یک پرسش طرح کنم.
◀️ چقدر به گوش دادن موسیقی علاقه مندی؟ کم؟ زیاد؟
◀️ آیا فکر می کنی موسیقی گوش کردن تاثیری در بهبود کیفیت زندگی و رضایمندی ات دارد؟
◀️ هفته ‌ی گذشته چند دقیقه یا چند ساعت موسیقی دلخواهت را گوش کردی؟ یک ساعت؟ دو ساعت؟ ده ساعت؟ می دونی؟ نمی دونی؟
◀️ دقیق تر بپرسم. ماه گذشته چند ساعت موسیقی گوش کردی؟ می دونی یا نمیدونی؟
◀️ باز هم دقیق تر بشویم؟ یک سال گذشته چند ساعت موسیقی گوش کردی؟
⭐️ شاید درست نباشد خیلی دقیق بشویم. یا شاید درست باشد دقیق تر باشیم. اما نکته اینجاست که اگر من فکر می کنم به اندازه‌ مناسب موسیقی گوش کرده ام یا به اندازه مناسب مطالعه ام کرده ام مبنای اندازه گیری برای این توصیف ها چیست؟ خیلی وقتها فکر می کنیم موسیقی گوش کردن یا مطالعه در افزایش کیفیت زندگی، شادی و رضایتمندی تاثیر گذار است و حدس می زنیم چون به موسیقی گوش کردن یا مطالعه علاقه مندیم احتمالاً وقت مناسبی برای این کار صرف می کنیم اما واقعیت اینطور نیست. فقط تخمین می زنیم وقت مناسبی برای موسیقی گوش کردن یا مطالعه صرف کرده ایم اما این تخمین ها کاملاً اشتباه است. چرا این تخمین ها و حدس و گمان ها اشتباه است؟ چون خودآگاهی نداریم. آگاهی ما نسبت به خود بر اساس حدس و گمان و تخمین است نه بر اساس دقت. خلاصه اینکه خودآگاهی نداریم.
✨ در بحث های مالی و اقتصادی هم همین ماجرا صدق می کند. ما معمولاً خودآگاهی اقتصادی نداریم. بخش مهمی از استرس ها ناشی از مدیریت شخصی در امور مالی و اقتصادی است. موفق و راضی نیستیم چون بعضی وقتها دچار آشفتگی و سردرگمی می شویم. با این حال همچنان امیدواریم و برای رسیدن به موفقیت و رضایت برنامه ریزی می کنیم. قصد داریم با برنامه ریزی، استرس ها را کمتر و موفقیت ها را بیشتر کنیم. وقتی برنامه ریزی می کنیم بعضی وقتها برنامه ها خوب پیش میرود اما بعضی وقتها گیج می شویم. بعضی وقتها نگران هستیم شاید آنچه به صورت مبهم و آشفته در ذهن داریم برنامه ای کاربردی نیست. چگونه این استرس و این نشخوار ذهنی را برطرف کنیم؟
✨با همکاری وبسایت آموزشی وبیاد ویدیوهایی با موضوع "خودآگاهی اقتصادی" تهیه کرده ام. در این ویدیو ها سعی کردم در مدت 45 دقیقه اشاره ای داشته باشم به موضوعی که جدی به نظر نمی رسد اما مهم است. ارتقای بینش و خودآگاهی قطعاً یکی از عواملِ تاثیرگزار در رسیدن به موفقیت در امور مالی و اقتصادی (Personal Finance) است. با توجه به اینکه خودآگاهی (Self-awareness) یکی از مهارتهای بسیار مهمی است که توسط سازمان بهداشت جهانی توصیه شده، در این وب یاد تلاش شده روشی کاربردی برای رسیدن به بخش هایی از این مهارت ارایه شود. با تماشای این چند ویدیو در سایت وبیاد، تمرینی کاربردی از خودآگاهیِ اقتصادی (Economic Self-awareness) را تجربه خواهید کرد. قبل از تماشای این ویدیو ها (که کاملاً به صورت رایگان ارایه می شود) لازم است در وبیاد ثبت نام کرده باشید.
https://www.webyad.com/personal-development/personal-finance

اولین بخش از این ویدیوها را در پست بعدی به اشتراک می گذارم امیدوارم فرصت ایجاد کنید و بقیه اش را در سایت وبیاد مشاهده کنید.

@EghtesadZendegi

چند صد نفر تا کنون این ویدیوها را تماشا کرده اند. اگر شما هم دیدید لطفاً نظرات و پیشنهادات را در سایت وبیاد یا از طریق @MortezaaKazemii با من به اشتراک بگذارید.
سویدا ۶۹۰۲۹

◀️ ویدیوی معرفی 👇👇درس هایی با موضوع "خودآگاهی اقتصادی" با ارایه‌ی مرتضی کاظمی
◀️ ادامه‌‌ی این درس را در سایت وبیاد ببینید.
https://www.webyad.com/personal-development/personal-finance
سویدا ۶۹۰۲۹

#خطاهای_شناختی
#سوگیری_تداوم_وضع_موجود
#مصرف_انرژی

⭕️وقتی سوگیری تداوم وضع موجود، مصرف گاز طبیعی را افزایش می‌دهد.

سال ۸۹ که در شرکت مشاوره مدیریت دانش‌پژوهان در حال انجام پروژه استراتژی شرکت ملی گاز ایران بودیم، پروژه‌ای هم با روابط عمومی این شرکت برای سنجش بازخورد فعالیت‌های اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی، داشتیم.

در این پروژه براساس اطلاعاتی که از واحد ديسپچينگ شرکت ملی گاز ايران دريافت کرده بودیم، مشخص شده بود که مهم‌ترين عامل تأثيرگذار بر ميزان مصرف گاز طبيعی، دمای هواست. در این بررسی یک نکته جالب وجود داشت؛ هرچند متوسط دمای هوای اسفند و آبان تقریباً یکی بود، میزان مصرف گاز در اسفند به‌طور معناداری بیشتر از میزان مصرف گاز در آبان بود.
آن زمان این تفاوت در میزان مصرف را ناشی از اهمال‌کاری خانوارها در راه‌اندازی سیستم‌های گرمایشی در ابتدای فصل سرد و اهمال‌کاری مجدد در خاموش‌کردن سیستم‌ها در انتهای فصل سرد برشمرده بودیم.

بعدها دانستم که به این اثر، «سوگیری تداوم وضع موجود» یا «Status Quo Bias» گفته می‌شود.

اکنون که هوا گرم‌تر شده، بهتر است حواس‌مان کمی بیشتر به درجه سیستم گرمایشی منزل و محل کارمان باشد تا از هدررفت منابع انرژی خود جلوگیری کنیم.

@systemsthinking
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ رمانتیک مردسالارانه
#روز زن
گرامی باد☘
@EghtesadZendegi

در یک گروه تلگرامی معصومه این پست را فرستاده👇👇

✨ شایعـه پیچیدگی زن ها
تنها بهانه ای مردانه است
برای رفتن ها و ندیدن ها
برای نفهمیدن ها و نخواستن ها
وگرنه معمای هر زنی
با اغـوش حل می‌شود...

روزتان مبارک
👇👇👇👇👇👇

یاسمن در پاسخ نوشته:
چه تعریف رمانتیک مردسالارانه ای!

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ روزت مبارک

@EghtesadZendegi

این پست را به مناسبت روز جهانی زن نوشته ام اما با چند روز تاخیر منتشر می شود.
✨ هشت مارس روز جهانی زن است. شرایط زنان در بسیاری از مناطق جهان ایجاب می کند همچنان به گرامیداشت این روز اهمیت بدهیم. اینجا در کشور ما نیز علی الخصوص در مناطق محروم، زنان و دختران همچنان از نداشتن حقوق انسانی و برابر رنج می برند.
✨ اینا را نوشتم که بگم منم به حقوق برابر زن و مرد احترام می گذارم. اما در واقع این یادداشت را می‌نویسم به این نیت که جنبه ای طنز و ناخوشایند از روز زن روایت شود.
حدس می زنم شما هم در این روز مشاهده کردید که بعضاً خانم ها روز جهانی زن را به همدیگه تبریک میگند مثلاً اینطوری:👇

عزیزم روزت مبارک☺️

یا مثلاً اینطوری👇👇👇

متشكرم عزيزم
روز شما عزيزم و تمام بانوان پرمهر و پرتوان گروه هم فرخنده
🙏🙏🙏🌷🌷🌷

به ندرت دیدم آقایون هم از این تبریکات ارسال کنند اما تعجب نکنید اگه کم کم آقایون هم در روز جهانی زن با گفتن این جمله که "عزیزم روزت مبارک" نشون بدند که متوجه هستند که باید متوجه چنین روزی باشند. احتمالاً به زودی باید پسرها در روز جهانی زن ( ۸ مارس) برای دوست و نامزدشون کادو بگیرند و اگه کادو نگیرند باعث دلخوری میشه. و به این صورت به مرور روز جهانی زن در جامعه ما میشه یه طنز بامزه (توجه بفرمائید من ننوشتم به گند کشیده میشه نوشتم میشه یه طنز با مزه).
در این یادداشت در ارتباط با این موضوع دو ملاحظه را طرح می کنم.
1️⃣ روز جهانی زن روز حمایت از حقوق زنان است. باید به این روز اهمیت داد اما نه در حد تبریک گفتن های این مدلی👆 باید در حد توجه کردن به حقوق پایمال شده زنان اهمیت داد. مثلاً چجوری؟ مثلاً مثل نرگس. نوشته های نرگس کلباسی اشتری را ببینید 👇

⚡️"امیدوار بودم در روز جهانی زن دولت هندوستان به عنوان یک زن مرا آزاد کند. من به این کشور آمدم به خاطر دختران، به خاطر هزاران دختری که به خاطر جنسیت توسط خانواده هایشان کشته می‌شوند. به هندوستان آمدم تا دخترانی بار بیاورم که روزی از شجاعت من درس بگیرند و بخواهند مانند من باشند‌. آمدم تا بدانند اگر من می‌توانم تنها به عنوان یک دختر یتیم دنیا را بگردم، آنها هم می‌توانند. خواستم به کودکان نشان دهم که عشق مرز نمی‌شناسد. آمدم که ببینند زنان چیزی از مردان کم ندارند. اگر کسی هر کجای دنیا به کمک نیاز دارد، فرقی نمی‌کند ما اهل کجاییم یا چه جنسیتی داریم، باید به او کمک ‌کنیم.

در عوض هندوستان چه چیز به من داد؟ اینجا مرا به زمین زدند و دارند محدودم می‌کنند، درست مثل هزاران دختر و زنی که اجازه دادند هر روز محروم، ترک و یا کشته شوند. من فهمیدم که اینجا نه تنها به زنان خود که به زنان دیگر ممالک نیز احترام گذاشته نمی‌شود. در هر ۲۰ دقیقه یک زن در هندوستان مورد تجاوز قرار می‌گیرد. همسر یک نفر، مادر یک نفر، دختر یک نفر و ... و هنوز از دید فرهنگ اینان این زنان هستند که مقصرند. در سال ۲۰۱۳، وقتی در رایاگادا بودم، یک دختر ۱۵ ساله در راه بازگشت از مدرسه دزدیده شد و توسط ۵ مرد مورد تجاوز قرار گرفت. خانواده اش به او کمک نکردند، پلیس حرف او را باور نکرد... می‌دانید او چه کرد؟ روی خودش گازویئل ریخت و خودش را سوزاند... و این یک اتفاق شایع است. در این کشور بزرگ این اتفاق هر روز می‌افتد. اگر این جنایت درباره‌ی یک مرد رخ داده بود، برخورد کاملا متفاوتی می‌شد."
(@helpnarges)
✨✨✨
2️⃣ در ایران، همچنان دخترانی هستند که در کودکی از تحصیل محروم می شوند چون برادر یا پدر معتقده دختر نیازی به سواد و مدرسه نداره. چند سال پیش در سفر به یک روستایی در استان لرستان مهمان یک خانواده شدم که چهار دختر بی سواد داشت در حالیکه دو پسرش تا دیپلم مدرسه رفته بودند. اما اجازه بدید از این سطح بگذریم و بیاییم سراغ همین خانم هایی که در این روزها روز جهانی زن را به همدیگر تبریک می گویند. در جامعه ما حتی در مورد خانم های شهر نشینی که رفاه و شرایط مناسبی دارند شرایط بعضاً نامناسبه و از نابرابری ها رنج می برند. پر واضحه که ما مردها باید به حقوق زنان احترام بگذاریم و تلاش کنیم فرصت های برابر گسترش پیدا کنه. اما یه توضیح مهم در عدم برابری زن و مرد اینه که بسیاری از زن ها ترجیح میدند همچنان جنس دوم باقی بمونند. در توجیه این فرضیه که بسیاری از زنان خود علاقه مند هستند جنس دوم باشند مثال ها و دلایل مختلفی میشه طرح کرد. یکیش همین که کم نیستند دخترای مجرد یا خانم های متاهلی که مهمترین دلیلشون برای علاقه مندی به ازدواج، پیدا کردن یک آقاییه که خرجشون کنه و زندگی راحتی براشون فراهم کنه. این تفکر بسیار تاثیر گذار در گسترش مرد سالاریه.
✨ زنان با مستقل شدن می تونند روز جهانی زن را پاس بدارند نه با تبریک گفتن.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ نرگس: زن مثل عقربه کوچک ساعته
@EghtesadZendegi

دوست خوبم نرگس، در ارتباط با پست قبلی ( https://t.me/EghtesadZendegi/120) یاداشتی نوشته که اینجا منتشرش می کنم 👇👇👇

✨ سلام مرتضای عزیز
من باب مطلبی که توی کانالتون در مورد زن گذاشتید.
اگر زنانی تصمیم میگیرند که بعد از ازدواج کار بیرون منزل رو کنار بگذارند اصلاً به دلیل این نیست که چیزی از آقایون کم دارند و یا اینکه بی تفاوت هستن به حقوق خودشون. من به شخصه معتقدم خداوند در نهاد زن و مرد تواناییهای متفاوتی گذاشته و نمیشه گفت که کدوم برتر هستند از یه دیدگاه دیگه اگر مقایسه بشه کرد شاید بشه اسم مکمل روی تواناییهای متفاوت زن و مرد گذاشت تا برابر. نمیخوام زیاد بحث رو مذهبی کنم چون آدم مذهبی هم نیستم اما شاید به همین دلیله که در اسلام انسان با ازدواج کامل میشه چون زن و مرد نقاط ضعف هم رو می پوشونن و اگر درست و اصولی کنار هم قرار بگیرن میتونن خیلی موثرتر باشن. وقتی هنوز توی جامعه ما مردها مسیولیت خانه داری و بچه داری و نگهداری و تربیت بچه رو وظیفه زن می دونن و در این زمینه مسیولیت پذیر نیستن و ضمن اینکه توانایی کمی در تربیت بچه دارن در صورتی که این تعلیم و تربیت به صورت بالقوه در نهاد زن گذاشته شده و زن کاملاً در این زمینه توانمند هست شاید بهتر باشه به جای اینکه خودش رو توی کارهای سنگین مخصوصاً در شرکتهای خصوصی که استثمار می کنن نیروی زنان رو فقط مسئولیت همون خونه و بچه رو به عهده بگیره و بی خودی خودش رو زیر بار کار خورد نکنه چرا باید اینهمه یک زن کار کنه و شادی رو از خودش سلب کنه و زود خودش رو پیر کنه به بهانه اینکه بخواد ثابت کنه با مرد برابره در صورتی که بدون این کارها هم با مرد برابره و حتی میشه گفت زن ستون زندگی هست. چرا زنان ما باید تبدیل به ماشین و رباط بشن و فرسوده باشن و بچه ها به جای محبت مادر به نبودش توی لحظات زندگیشون عادت کنن و خیلی از مسائلی که الان معضل جهانی شده در تربیت نسلها پیش بیاد و کودکانی داشته باشیم تنها و منزوی که فکر می کنن وجودشون اضافیه و بعدها موجوداتی بشن خودخواه و خود محور که زیاد اخلاقیات رو یاد نگرفته چون مادر نه وقتش رو داشته و نه توان و حوصله اش رو
اگر قرار باشه زنها کاری بکنن باید از قوه تیزهوشی و درایتشون استفاده کنن و با کمترین کار بیرون از خونه بهترین درآمد رو داشته باشن به نظر من اهمیت زن مثل عقربه کوچک ساعته که ساعت شماره که شاید اندازه اش کوچیکه و حرکتش هم کمه اما اگر نباشه عقربه دقیقه شمار و ثانیه شمار هر چقدر هم که دوندگی کنن بی معنی و پوچ میشن. خانمها نیاز نیست دوندگی کنن فقط از درایت و تیزبینیشون استفاده کنن سکانهای جهان رو به دست میگیرن. مثل عقربه ساعت شمار.
ببخشید بحث طولانی شد...
ممنونم
نرگس

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ سیستان و بلوچستان

@EghtesadZendegi
✨ از امروز ۲۶ اسفند سفرم به استان سیستان و بلوچستان شروع شد. از چابهار شروع کردم. امیدوارم در سه چهار هفته آینده در شهرها و روستاهای این استان و در کنار مردم و در خانه های مردم، خاطرات خوبی بسازم. دوست دارم در این سفر فقط مهمان مردم باشم و امیدوارم از هتل و مسافرخانه استفاده نکنم.
✨ از فرودگاه چابهار سوار تاکسی شدم. وسط راه راننده اجازه گرفت دو مسافر سوار کرد اسمهاشون یار محمد و مسعود اهل نیکشهر. لباس محلی پوشیده اند میگند اصفهانی بودنم را تشخیص ندادند چون به نظرشون لهجه اصفهانی ام غلیظ نیست☺️
✨ از راننده خواستم برام موسیقی محلی بذاره میگه موسیقی محلی نداره فقط همین یه فلش را داره که ترانه های شاد فارسی داره.
✨ دارند سعی می کنند احوالپرسی با لهجه بلوچی یادم بدند.
احوالپرسی با لهجه محلی اینطوریه: جوری؟ دردی؟ برابری؟
البته این "دردی؟" باید به رسم الخط بلوچی پاکستانی نوشته و خونده بشه. در واقع دال با دو نقطه روش که بین دال و تا تلفظ میشه ☺️
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ مدرسه‌ دینی
@EghtesadZendegi

✨ امروز مختصر گپ و گفتی داشتم با چند نفر از کودکان اهل گواتر. روستای گواتر جایی است اطراف چابهار در استان سیستان و بلوچستان و در واقع آخرین نفطه ایران در مرز پاکستان.
یکی یازده ساله بود کلاس دوم ابتدایی. یکی دیگه شون دوازده ساله و کلاس دوم ابتدایی. یکی 14 ساله کلاس هشتم. یکی دو نفر ده یازده ساله مدرسه نمی رفتند میرفتند ماهیگیری. دو نفرشون گفتند تا حالا مدرسه نرفته اند میرند مدرسه دینی فقط قرآن میخونند جزء خوانی می کنند.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ دختر بچه پاکستانی
@EghtesadZendegi
✨ در بازار دکه چابهار یک دختر بچه میگه کمکم کن. می پرسم چند سالته میگه هشت سالشه. مدرسه نمیره. میگه پاکستانیه شناسنامه نداره اگه بره مدرسه  از ایران اخراج میشه.
⚡️ دختر بچه پاکستانی
@EghtesadZendegi
✨ در بازار دکه چابهار یک دختر بچه میگه کمکم کن. می پرسم چند سالته میگه هشت سالشه. مدرسه نمیره. میگه پاکستانیه شناسنامه نداره اگه بره مدرسه از ایران اخراج میشه.
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️فرزندان بلوچ، ایرانی و بدون شناسنامه

@EghtesadZendegi

✨ خاتون، دختر بلوچ، دوست خوبی که به اتفاق سایر دوستان بلوچ امشب من را در کنار ساحل همراهی میکنه میگه اینجا بعضی از فرزندان بلوچ که پدر پاکستانی و مادر ایرانی دارند به دلیل شناسنامه نداشتن از تحصیل محروم شده اند.با توجه به قانون جدیدی که در پست قبلی ارایه کردم از این بعد این فرزندان ایران می توانند با دریافت کارت حمایت تحصیلی از حق تحصیل بهره مند شوند.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️دخترانی که ادامه تحصیل نمی دهند.

@EghtesadZendegi

✨ گل افشان ( به کسر گاف) نام تپه ایه که گل فوران می کنه. کنار این تپه در برق آفتاب نشسته ام چند پسر نوجوان دورم حلقه زدند از زندگی و آرزوهاشون برام میگند. میگند اینجا در روستایی نزدیک به گل افشان شهرستان کنارک (در بلوچستان) برای دختران بعد از پایان دوره ابتدایی امکان تحصیل نیست. نزدیکترین دبیرستان دخترانه تا این روستا حداقل ۳۰ کیلومتر فاصله داره در نتیجه دخترها به ندرت بعد از کلاس ششم ابتدایی ادامه تحصیل میدند.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️کودکان ایرانی بدون شناسنامه

✨ ژیلا فعال حقوق زنان در سراوان در استان سیستان و بلوچستان میگه اینجا کودکانی هستند که پدر و مادر ایرانی دارند اما به دلایل مختلف شناسنامه ندارند و از دریافت خدمات اجتماعی و تحصیل محروم شده اند. مثلا پدر و مادری که چند سال در پاکستان زندگی کرده اند و وقتی به ایران برگشته اند برای دریافت شناسنامه اهمال کاری کرده اند.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️تحقق آرزوهای کوچک

مریم که پزشک اهل سراوان ه میگه یه گروهی دارند که اعضاش پزشکانی هستند از سراسر کشور. پزشکانی که در روستاهای سیستان و بلوچستان فعالیت می کنند از کودکان میخواند که یک آرزوی کوچکشون را روی یک برگه بنویسند. این آرزو شاید یک جعبه مداد رنگی یا داشتن یک شال گردن یا کفش و پوشاک باشه. این آرزوها لیست میشه و با بودجه ای که توسط اعضای گروه تأمین شده برآورده میشه.
@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ محسن کلاس ششم ابتدایی و کلاس سوم در مدرسه دینی

✨در شهرستان زرآباد از توابع استان سیستان و بلوچستان روستایی هست به نام دَرَک.
✨ ساحل دریای عمان در کنار این روستا منحصر به فرد و بسیار جذاب است. در ساحل درک، نخل و کویر و کوه و دریا در یک جشم انداز جمع شده اند.
✨ کنار ساحل نشسته بودم محسن و دوستش اومدند پیشم. میگه اهالی روستا معمولاً صیاد هستند. پدر محسن هم صیاد بوده. محسن سیزده سالشه کلاس ششم ابتدایی. علاوه بر این در سه سال گذشته مدرسه دینی هم رفته. میپرسم در مدرسه دینی چی یاد گرفتی؟ میگه قرآن میخونیم. سعی می کنند قرآن هم حفظ می کنند. محسن میگه اگر حضور در مدرسه دینی را ادامه بدند پنج شش سال بعد مولوی (روحانی اهل سنت) میشند.
✨ محسن میگه جمعیت روستا بیش از پانصد نفره. جمعیت دانش آموزاش (احتمالاً دانش آموزای پسر) صد و پنج نفره. از اینا پنجاه نفرشون در مدرسه دینی حضور دارند. یعنی نیمی از دانش آموزای این روستا در مدرسه دینی آموزش قرآن می بینند.
✨ این روستا مدارس ابتدایی و راهنمایی دخترانه و پسرانه داره اما دبیرستان نداره. نزدیکترین دبیرستان به روستا 20 کیلومتر فاصله داره. پسرا با موتور میرند اما دخترا معمولاً بعد از دوره ابتدایی و راهنمایی ادامه تحصیل نمیدند.

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ عیسی دلش میخاد ۱۵ تا بچه داشته باشه

✨ کنار ساحل زیر سایه آلاچیقی که دهیاری ساخته نشسته ایم. یک ساعت از ظهر گذشته اما چون دیر صبحانه خورده ایم خیلی گشنه نیستم. دو نفر از دوستای بلوچ، زکریا و آرش رفتند نهار فراهم کنند. منظورم دوستایی که همین امروز برای اولین بار دیدمشون. عیسی که از اهالی روستاست و نمیشناختمش با لباس بلوچی سوار بر موتور یک ظرف غذا تعارف می کنه. مسلم دوست بلوچ و باصفایی که همین دو سه روزه باهاش آشنا شدم می پرسه پلو ماهی میخورین؟ ظرف غذا که خیلی خوب و تمیزه پر از عدس پلو با ماهیه. WOW خیلی خوشمزه است. فکر کردم عیسی غذا میفروشه اما مسلم میگه نه بابا چی میگی مرام گذاشته غذا مهمونمون کرده. صدا می زنم عیسی بیا پیش ما بشین. نمیاد یه جورایی انگار خجالت میکشه. اصرار می کنم میاد. میگم عیسی از خودت بگو. میگه صیادم متولد 67 سه تا بچه (پسر) و یه دختر دارم. خودش تا دوم راهنمایی مدرسه رفته خانمش تا سوم ابتدایی. دوست داره پانزده تا بچه داشته باشه که در زمان پیری عصای دستش باشند. گفتم عیسی من تهران ده ها نفر میشناسم حاضر نیستند ازدواج کنند دیگه بچه دار شدن که به جای خود :)
شماره تلفن دادم گفتم عیسی اومدی تهران بیا پیشم. :)

@EghtesadZendegi
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ آرزویی برای سال ۹۶

✨ در لحظات پایانی سال ۹۵ در حال سفر در استان سیستان و بلوچستان هستم. هم صحبتی با هموطنان بلوچ و مسافران نوروزی از سایر شهرها غرق لذتم کرده. الآن یکی پیشم نشسته میگه حیف که در سال ۹۵ یادگیری رقص را جدی نگرفته. آرزو میکنه در سال ۹۶ رقص یاد بگیره و بیشتر برقصه.☺️☘
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ سال تحویل ۹۶

لحظه سال تحویل ۹۶ در روستای ساندکزهی در دشتیاری، نهار مهمان هموطنان بلوچ هستم.
⚡️ سال تحویل ۹۶

لحظه سال تحویل ۹۶ در روستای ساندکزهی در دشتیاری، نهار مهمان هموطنان بلوچ هستم.
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️سد زیر دان

@EghtesadZendegi

مسعود میگه ده سال پیش قبل از اینکه سد زیردان آبگیری بشه رودخانه کاجو زمین های روستاهای دشتیاری را سیراب می کرد. همین زمین های خشکی که امروز من دیدم یه روزی سر سبز و شاداب بوده اند. الان این زمین های بایر منبع تولید گرد و غبار شده اند.
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ مدرسه های دینی در روستاهای بلوچستان
@EghtesadZendegi

✨ نماز عصر را به امامت مولوی در مسجد روستا خوانده اند. مکتب کنار مسجد است. در  مکتب قرآن و احکام می آموزند.
⚡️ مدرسه های دینی در روستاهای بلوچستان
@EghtesadZendegi

✨ نماز عصر را به امامت مولوی در مسجد روستا خوانده اند. مکتب کنار مسجد است. در مکتب قرآن و احکام می آموزند.
سویدا ۶۹۰۲۹

⚡️ شیر چای


✨ طلحه دعوت کرد در روستای بندسر چوکات مهمانش باشیم به صرف شیر چای. طعم شیر چای برام یادآور تتاره های خوشمزه ای بود که در مالزی میخوردم☺️☘ مرسی طلحه جان🙏
⚡️ شیر چای


✨ طلحه دعوت کرد در روستای بندسر چوکات مهمانش باشیم به صرف شیر چای. طعم شیر چای برام یادآور تتاره های خوشمزه ای بود که در مالزی میخوردم☺️☘ مرسی طلحه جان🙏